با توجه به افزایش نقش سازمان های دولتی در عرصه های اقتصادی و اهمیت کیفیت در عرصه های رقابتی، کیفیت خدمات به عنوان یکی از محورهای کلیدی رقابت شناخته شده است. هدف اصلی این پژوهش بررسی کیفیت خدمات و رابطه آن با اثربخشی سازمان جهاد کشاورزی مازندران است و تحقیق حاضر از نظر هدف کاربردی و از نوع توصیفی ـ پیمایشی می باشد. جامعه آماری کلیه ارباب رجوع های سازمان مذکور و روش نمونه گیری خوشه ای مرحله ای می باشد. حجم نمونه با استفاده از جدول کرجسی و مورگان، 384 نفر تعیین گردیده است.گردآوری اطلاعات به دو روش کتابخانه ای و میدانی انجام شده و ابزار گردآوری پرسشنامه بوده و برای تجزیه و تحلیل از آمار توصیفی و آمار استنباطی (آزمونهای T، کای دو و همبستگی پیرسون) با کمک نرم افزار Spss استفاده شده است.یافته های تحقیق در سطح اطمینان 95% به شرح زیرمورد تایید قرار گرفت:فرضیه اصلی 1: بین انتظارات ارباب رجوع از کیفیت خدمات سازمان و ادراکات آنها تفاوت معنی داری وجود دارد.فرضیه اصلی 2: بین اعمال کیفیت خدمات و اثربخشی سازمان رابطه معنی دار وجود دارد.همچنین بین ابعاد مسوولیت پذیری، قابلیت اطمینان و ضمانت و تضمین با اثربخشی رابطه معنی داری وجود دارد، در حالی که میان ابعاد فیزیکی و همدلی با اثربخشی چنین رابطه ای به دست نیامد. لازم به ذکر است تمامی متغیرهای آخر به عنوان فرضیه های فرعی ارایه گردیدند.
پژوهش حاضر با هدف شناسایی تاثیر اقدامات منابع انسانی بر رفتار شهروندی کارکنان و با لحاظ نمودن تعهد سازمانی به عنوان متغیر میانجی یا واسطه انجام شده است. بدین منظور پرسشنامه ای برای سنجش این متغیر ها طراحی شده و پس از اطمینان از روایی و پایایی ابزار اندازه گیری توسط تحلیل عاملی اکتشافی و تاییدی، در میان کارکنان رده تخصصی بانک ملت توزیع شد. نتایج تحقیق حاضر نشان داد که اقدامات منابع انسانی بر رفتارشهروندی کارکنان تاثیر مثبتی دارد. از بین اقدامات منابع انسانی(یعنی توانمندسازی، توسعه شایستگی، عدالت رویه ای و تسهیم اطلاعات) بیشترین تاثیر را بر رفتار شهروندی داشته است. همچنین اقدامات منابع انسانی، طبق مدل تحلیل مسیر، می تواند از طریق تعهد سازمانی بر رفتار شهروندی تاثیرگذارد. در پایان جهت بهبود رفتار شهروندی سازمانی از طریق تقویت اقدامات منابع انسانی پیشنهاداتی برای مدیران منابع انسانی ارائه شده است.
یکی از مشکلات مهم بنگاه ها، نداشتن رویکردی مشخص برای افزایش رقابت پذیری است. در این مقاله مدلی برای بررسی و اندازه گیری توان رقابتی بنگاه ارایه می شود. برای استخراج مدل مفهومی اولیه، نظریات، تئوریها، مدلها، رویکردها و چارچوبهای مرتبط با رقابت پذیری در سطوح مختلف بنگاه، صنعت و ملی و همچنین پژوهشهای پیشین مطالعه شد. نتیجه آن شناسایی رویکردهای اصلی مورد استفاده در تدوین مدل مفهومی اولیه بود. با استناد به این رویکردها مدلی با سه جزء اصلی منابع ورودی سازمان، موقعیت بنگاه در بازار و توان خلاقیت و نوآوری برای اندازه گیری توان رقابتی بنگاه توسعه داده شد. در ادامه پس از گردآوری داده ها از طریق نظرسنجی از خبرگان، با استفاده از تکنیکهای تحلیل عاملی اکتشافی، مدلسازی معادلات ساختار یافته و مدلسازی شبکه های بیزین، این مدل مورد بررسی، اصلاح و نهایتا تایید قرار گرفت. این مدل در صنعت پتروشیمی ایران مورد بررسی قرار گرفته است. پس از تایید مدل، مشخص شد که توان رقابتی شرکت صنایع شیمیایی ایران بیش از هر چیز وابسته به منابع است.
با اینکه بیش از چند دهه از ورود مباحث استراتژیک در ادبیات مدیریت می گذرد، تا کنون معیارهای دقیقی برای تفکیک مباحث استراتژیک از غیر آن ارائه نشده است. در این مقاله "نگرش استراتژیک"، به عنوان نگرش جدیدی معرفی شده است که در کنار سایر نگرش های علمی، روابط انسانی، سیستمی و اقتضایی به تکمیل دانش مدیریت می پردازد. هدف از چنین نگرشی این است که به موضوعات مدیریت در سطح مفهومی و ذهنی توجه شود. تئوری های استراتژیک میان دو مفهوم ذهنیت و عینیت تفاهم و وحدت ایجاد می کنند.
برنامه ریزی ، اجرا و کنترل استراتژیک سه بخش بهم وابسته الگوی جامع مدیریت استراتژیک هستند که هرکدام بدون دیگری موثر نبوده بلکه هماهنگی این سه بخش موجب هم افزایی خواهد شد . با توجه به مفاهیم بیان شده ، "کنترل استراتژیک ، به معنای کنترل در سطح مفهومی و ذهنی ،جزئی از الگوی جامع مدیریت استراتژیک است و به فرآیندهای رسمی و غیر رسمی اطلاق می شود که سازمان را در ایجاد و حفظ پویایی پایدار آن یاری می بخشد . "طبق این تعریف دو نوع کنترل استراتژیک وجود دارد، کنترل استراتژیک فرآیندی و کنترل استراتژیک محتوایی. این مقاله به بیان اقسام هریک از این دو نوع کنترل استراتژیک پرداخته است.
هدف اصلی این پژوهش بررسی تاثیر دوره های آموزشی ICDL بر بهبود عملکرد کارکنان مؤسسه ی عالی آموزش و پژوهش سازمان مدیریت و برنامه ریزی است. در پژوهش حاضر با توجه به نوع فرضیات و اهداف تحقیق از روش توصیفی استفاده شده است. جامعه ی آماری این تحقیق کارکنان شاغل(کارمندان، کارشناسان و مدیران) در مؤسسه ی عالی آموزش و پژوهش مدیریت و برنامه ریزی بودند که بر اساس جدول مورگان حجم نمونه ی کارکنان از روی اندازه ی جامعه به تعداد 169 نفر بود، که برای انتخاب نمونه ی مورد نظر از روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای استفاده گردید. دراین پژوهش از کلیه ی مدیران بلاواسطه کارکنان نیز(سی نفر)در رابطه با تاثیر دوره های مذکور بر بهبود عملکرد کارکنان زیر مجموعه ی آنان نظرخواهی شد و در نهایت نظرهای مدیران با کارکنان با یک دیگر مقایسه گردید
استفاده از نسبت های مالی برای پیش بینی درماندگی مالی یا ورشکستگی شرکت ها، همیشه مورد توجه دانشگاهیان و بنگاه های اقتصادی، بویژه بانک ها و سایر نهادهای مالی بوده است. پیش بینی به موقع می تواند تصمیم گیران را در یافتن راه حل و پیشگیری از درماندگی مالی، یاری نماید. همچنین، این مدل ها کاربرد بسیار زیادی در رتبه بندی اعتباری و نحوه توزیع تسهیلات بانکی دارد. همواره سعی شده است تا دقت پیش بینی این مدل ها با استفاده از روش های پیشرفته تر بهبود یابد. در این پژوهش که هدف اصلی آن بررسی کارایی استفاده از ماشین بردار پشتیبان (SVM) در پیش بینی درماندگی مالی شرکت ها بوده است، نتایج مدل SVM در مقایسه با مدل آماری رگرسیون لجستیک (LR) بررسی شده است. یافته های تحقیق حاکی از آن است که در پیش بینی درماندگی مالی شرکت ها، مدل SVM نسبت به مدل LR بطور معناداری، از دقت کلی بیشتری برخوردار است. بررسی های انجام شده نشان می دهد که مدل SVM نسبت به مدل LR، نه تنها از دقت کلی بهتری برخوردار است، بلکه توانایی بالاتری نیز در تعمیم پذیری دارد.
هدف از مطالعه حاضر ارائه یک چارچوب نظری منسجم برای تعمق در ماهیت و تبیین مفهوم طراحی پایدار و مؤلفه های سازنده آن در ارتباط با مناطق خاص روستایی است. این مطالعه به بررسی آن دسته از تغییرات کالبدی روستاها می پردازد که با بهتر و مردمی تر کردن عملکرد روستا، زیان های کمتری را به محیط زیست محلی وارد می آورند و در صورت اجرا، به ایجاد یک ساختار پایدارتر در منطقه روستایی و محیط طبیعی اطراف آن کمک خواهند کرد. برای دستیابی بدین هدف، نخست، مقوله های «توسعه پایدار» و «اکوتوریسم پایدار» به کمک اندیشمندان مورد مطالعه قرار گرفت؛ و در گام بعد، با استفاده از نتایج به دست آمده و مروری بر ادبیات تخصصی مرتبط با موضوع، و به منظور تدوین یک چارچوب نظری برای تبیین مؤلفه های سازنده طراحی پایدار روستایی، مدلی به نام «مکان پایدار» توصیه شد. در واپسین گام، مفروضات زیربنایی، راهبردها و تدابیر مرتبط با موضوعیت پژوهش مطرح شد و بر اساس مؤلفه های عملکردی، زیست محیطی و تجربی- زیباشناختی، جمع بندی کیفی نتایج به دست آمده صورت گرفت. در این راستا، بهره گیری از نظریه ها، جستجوها و رویکردهای اندیشمندان مطرح در حوزه های معماری، معماری منظر و طراحی شهری راهگشای تحدید و تبیین هرچه بهتر موضوع بوده است.
پست مدرنیسم تحولات زیادی را در عرصه فرهنگ، فناوری، اقتصاد، هنر و دیگر حوزهها به ارمغان آورده است. حوزه مدیریت نیز به عنوان یکی از علوم میان رشتهای دچار تحولات شگرفی شده است. یکی از زمینههای به شدت پویای این حوزه فعالیتهای بازاریابی است که به دلیل ارتباط با افراد و جامعه متأثر از تحولات فرهنگی و نگرشی است که پست مدرنیسم جلوهای نو از آن قلمداد میگردد. بسیاری بر این باورند که با ظهور پست مدرنیسم دوران طلائی بازاریابی مدرن به پایان رسیده است و تئوریهای بازاریابی نیاز به بازنگری جدّی و اساسی دارند. در این مقاله ضمن بررسی نظریات مختلف در مورد پست مدرنیسم و چالشهایی که برای بازاریابی مدرن ایجاد نموده است، مکاتب مختلف بازاریابی پست مدرن، ویژگیهای این نوع بازاریابی، مفاهیم جدید مطروحه ناشی از این فلسفه و وجوه تمایز این نظریات با دوره قبل تبیین شده است
توسعههای اخیر در نظریههای رهبری، از نظریههای رهبری کاریزماتیک که رهبر را موجودی غیرمعمولی فرض میکرد و پیروان را وابسته به رهبری میدانست به سمت تئوریهای نئوکاریزماتیک و رهبری تحول آفرین که به توسعه و توانمندسازی پیروان جهت عملکرد مستقل توجه میکنند، انتقال یافته است. به دلیل توجه فزاینده به عامل رهبری در ایجاد تحولات سازمانی در سطح دنیا وکلیدی بودن عامل فرهنگ در انجام این امر، در این تحقیق سعی بر آن شده است که رابطه متقابل رهبری تحول آفرین و فرهنگ سازمانی از طریق روش تحقیق همبستگی مورد بررسی قرار گیرد. یافتههای حاصل ازتحقیق نشان میدهدکه رهبران وزارت رفاه وتامین اجتماعی خود را تحول آفرین قلمداد میکنند، اما پیروان رهبرانشان را تحول آفرین نمیدانند و از لحاظ فرهنگی چه رهبران وچه پیروان انسجام و هویت پایینی را دروزارت خانه اعلام میدارند. این امر هشداری است به سازمانها و وزارتخانههایی که قبل از ادغام فرهنگی دست به ادغام صرفاً فیزیکی میزنند.
مدیران و پژوهشگران منابع انسانی بر این اعتقاد خود، که کارکرد منابع انسانی نقش مهمی در عملکرد سازمان ایفا می کند، پافشاری دارند و از منابع انسانی به عنوان مهم ترین دارایی سازمان ها یاد می کنند. در واقع، بیشتر گزارش های سالانه سازمان ها بر اینکه کارکنان یک سازمان مهم ترین دارایی آن هستند، تصریح می کنند، اما بسیاری از تصمیم های سازمانی این باور را منعکس نمی سازد. در این مقاله، زمینه و نقش منابع انسانی دانشگاه امام صادق(ع) در کسب قابلیت های محوری بررسی می شود، همچنین در مورد نگاه منبع محور به آن بحث می شود و چارچوب های ارزش، کمیابی، تقلید پذیری و حمایت و استفاده سازمانی (VRIO) برای تجزیه و تحلیل منابع انسانی مورد تجزیه و تحلیل قرار خواهند گرفت. البته باید یادآور شد که با توجه به سنخ فعالیت این سازمان ها ( دانشگاه ها ) منظور از منابع انسانی، اساتید و دانشجویان آن است.