در دهه های اخیر به تناسب پیشرفت فناوری اطلاعات و کاربری آن در عرصه های مختلف، الگوها و مدل های متعددی در حوزه پذیرش فناوری پدید آمده است. نتایج پژوهشهای انجام شده نشان می دهد که این مدل ها در زمینه مطالعه فناوری های مختلف و پذیرش آنها، عملکردهای متفاوتی دارند. هدف اصلی این مقاله، مقایسه تحلیلی سه مدل تئوری عمل مستدل، تئوری رفتار برنامه ریزی شده و مدل پذیرش فناوری با تاکید بر پذیرش بانکداری اینترنتی است. مدل های مزبور بر مبنای سه معیار توانایی پیش بینی قصد استفاده، میزان تبیین واریانس قصد استفاده و برازش کلی مدل ها با یکدیگر مقایسه شده اند. نتایج مدل یابی معادلات ساختاری لیزرال و آنالیز رگرسیون در این مطالعه نشان داد که از نظر هر سه معیار، تئوری رفتار برنامه ریزی شده در مقایسه با دو مدل دیگر از عملکرد بهتری برخوردار است.
ارزیابی عملکرد، ضرورت بنیادین در رویارویی و سازگاری با تحولات و بهبود مستمر فعالیت هاست. دانشگاه نیز با وظیفه ی خطیر تربیت نیروی انسانی مورد نیاز جامعه و بازار کار از این قاعده مستثنی نیست. در این مقاله با استفاده از روش تحلیل پوششی داده ها (DEA) کارایی گروه آموزشی مدیریت دانشگاه های دولتی در چهار بعد کمیت آموزشی، کیفیت آموزشی، فعالیت پژوهشی و خدمات علمی ارزیابی شده است. ارزش کارایی واحدهای تصمیم بر اساس نه سناریوی طراحی شده با استفاده از دو شاخص ورودی (تعداد دانشجویان ورودی در سه مقطع و هیات علمی تمام وقت) و چهار شاخص خروجی (کمیت آموزشی، کیفیت آموزشی، فعالیت پژوهشی و خدمات علمی) اندازه گیری شده است. با طراحی این سناریوها دلایل اصلی و منشا کارامدی و ناکارامدی هریک از واحدهای تصمیم و درجه ی تاثیر این عوامل مورد تحلیل و ارزیابی قرار گرفتند. با استناد به این تحلیل، چالش های بهبود هریک از واحدهای تصمیم تعیین شدند.
مصورسازی اطلاعات روشی رایانهای برای نمایش «داده» است، که عبارت است از پردازش اطلاعات تبدیل شده به قالب دیداری که کاربر را قادر میسازد تا اطلاعات را مشاهده، مرور، دریافت و درک نماید. مصورسازی اطلاعات، یک حوزه پژوهشی نوین میباشد که بر استفاده از فنون مصورسازی جهت کمک به افراد، برای درک و تحلیل دادهها تمرکز یافته است. مبانی مصورسازی شامل طراحی رابطکاربر، گرافیک رایانهای، تعامل میان انسان و رایانه، نظریههای شناختی و طراحی هنری میشود. بر اساس طبقهبندی اشنایدرمن، مصورسازی اطلاعات شامل: دادههای یکبعدی، دوبعدی، سهبعدی، چندبعدی، زمانی، سلسلهمراتبی و شبکهای است.
با پیشرفت روزافزون اینترنت و افزایش تعداد منابع قابل دسترس از طریق این رسانه، مسأله ارزیابی منابع و اطلاعات موجود در این شبکه جهانگستر به موضوعی قابلتأمل و بحثبرانگیز تبدیل شده است. ازآنجایی که اینترنت فضایی غیرقابل کنترل است و هرگونه اطلاعات معتبر و غیرمعتبر همزمان در این فضا موجودند، بنابراین لازم است که استفادهکنندگان از شبکه جهانی اینترنت، در خود مهارتهای ارزیابی منابع و تفکر انتقادی را به منظور تشخیص منابع با کیفیت و مناسب، ایجاد نمایند. در این مقاله تلاش شده تا با مطالعه و بررسی سیاهههای وارسی متعدد موجود، معیارهایی جهت ارزیابی تارنماهای وب تهیه شده و توضیحاتی در مورد چگونگی ارزیابی آنها از طریق این معیارها ارائه گردد
کند و کاو برای شناسائی و حل مسایل مدیریت و انجام پژوهش جهت شناخت پدیدههای سیستمهای تولید کالا وخدمات بر پایه دیدگاههای فلسفی معرفت- شناختی و انتخاب روش تحقیق انجام میشود. برای این منظور پژوهشگران، به طور ضمنی یا آشکار، یک دیدگاه فلسفی را مفروض داشته و مبتنی برآن، نحوه گردآوری دادهها، تنظیم، تلخیص و چگونگی تحلیل شواهد را تعیین میکنند. از اینرو، انتخاب روش تحقیق برای پی بردن به ناشناختهها، بر پایه دیدگاههای فلسفی به عمل میآید.روشهای تحقیق کمی مبتنی بر دیدگاه اصالت تحصلی است و روشهای تحقیق کیفی بر سه دیدگاه دیگر استوار است. از آنجا که روشهای تحقیق کمی و کیفی به تنهایی نمیتوانند پیچیدگیهای مسایل و عناصر تشکیلدهنده نظامهای تولید کالا و خدمات را بدون اریبی مورد مطالعه قرار دهند، ترکیب این روشها مورد استفاده قرار گرفته و از آن تحت عنوان روش تحقیق آمیخته یاد شده است. در دهه گذشته استفاده از روشهای تحقیق آمیخته گسترش یافته است. بر این اساس، در این مقاله، به سؤالهای زیر پاسخ داده شده است: (الف) تحقیق آمیخته چیست، ویژگی های آن کدامند و کاربرد آن چه میباشد؟ (ب) مراحل انجام یک طرح تحقیق با روشهای تحقیق آمیخته کدامند؟
امروزه یکی از مهم ترین و با ارزش ترین سرمایه های هر سازمانی، دانش است. تغییرات سریع و رشد روزافزون دانش و اطلاعات، هر سازمانی را بر آن می دارد تا برای بقاء تمام تلاش خود را در مدیریت دانش به کار گیرد. لذا سازمان ها در پی شناسایی عوامل زمینه ساز و نیز بستر سازی به منظور ایجاد مدیریت دانش برآمده اند تا به موقع از منابع دانشی خود و محیط پیرامون بهره برداری کنند. تمرکز مدیریت دانش، بر بهبود توانایی های سازمان است. موفقیت، به ایجاد محیط کاری جدیدی نیاز دارد که در آن، دانش و تجربه به سادگی تسهیم شوند، فرایندها و فناوری های اطلاعاتی نیز برای این هدف باید اعمال شوند. رفتار انسان ها در سازمان هم باید در این راستا قرار گیرد تا اطلاعات و دانش آنان ادغام شود و در زمان مناسب به دست افرادی برسد که به آن نیاز دارند تا بتوانند با بهره وری بیشتر عمل کنند. مبانی زیرساخت مدیریت دانش، شامل نظام فناوری اطلاعات، فرایندهای دانش و فرهنگ سازمانی است که این مبانی به استفاده کامل از دانش منجر می شوند. این تحقیق نیز با مفروض داشتن این سه عامل در پی تبیین و سنجش وضعیت هر یک از این عوامل در شرکت ملی پخش فراورده های نفتی ایران (منطقه تهران) برای استقرار مدیریت دانایی و نیز رتبه بندی آن ها به منظور توجه و تقویت عوامل ضعیف تر بوده است.
طی دهه های اخیر، "هوش عاطفی" به طور فزاینده ای مورد توجه مدیران و نظریه پردازان سازمانی قرار گرفته است، به طوری که تحقیقات بسیاری در زمینه شناخت عوامل مؤثر برآن و هم چنین نتایج حاصل از تاثیرگذاری این مفهوم جدید بر نگرش ، رفتار و عملکرد رهبران و پیروان در محیط های سازمانی، انجام شده است . از این رو، پژوهش حاضر با هدف شناسایی "تاثیر هوش عاطفی بر رفتار شهروندی سازمانی کارکنان" و با لحاظ کردن"تعهد عاطفی" به عنوان متغیر میانجی یا واسطه انجام شده است . بدین منظور پرسش نامه ای برای سنجش این متغیرها طراحی شد و پس از اطمینان از روایی و پایایی ابزار اندازه گیری توسط تحلیل عاملی اکتشافی و تاییدی ، در میان نمونه ای متشکل از 154 نفر از کارکنان رده ی تخصصی بانک ملت، توزیع شد. روش تحقیق حاضر ، پیمایشی – هم بستگی و به طور مشخص مبتنی بر مدل معادلات ساختاری است. نتایج حاصل از مدل تحقیق نشان داد، هوش عاطفی می تواند طبق مدل تحلیل مسیر ارائه شده، بر رفتار شهروندی کارکنان این بانک تاثیر گذارد. درپایان، به منظور بهبود رفتار شهروندی سازمانی از طریق "بالابردن سطح توانمندی های هوش عاطفی"، پیشنهاداتی برای مدیران منابع انسانی ارائه شده است.
بهره گیری از مزایای منحصر به مدارک پزشکی کامپیوتری ، اگر مطابق نیازهای مدیران و کادر مدارک پزشکی باشد ، بسیاری از مشکلات نظام بهداشتی درمانی کشور را برطرف می کند. روش بررسی: پژوهش حاضر یک مطالعه ی کاربردی از نوع توصیفى ست، که با هدف تعیین میزان انطباق نظام های اطلاعات بیمارستانی با نیازهاى کاربران بخش مدارک پزشکی انجام گرفته است. ابتدا طی مصاحبه ی پژوهشگر با کاربران بخش مدارک پزشکی ، نیازهای آنها در قسمت های (الزامات عمومی HIS، الزامات عمومی بخش مدارک پزشکی ، مدیریَت مدارک پزشکی ، پذیرش ، ترخیص ، آمار ، کدگذاری ، بایگانی و تکمیل پرونده) تعیین گردید؛ سپس با مشاهده ی مستقیم و پرسش ، ویژگیهای نظام های موجود استخراج شد و درصد انطباق نظام با نیازهای کاربران محاسبه گردید.
یافته ها: نتایج نشان داد که میانگین کلی انطباق نظام ها با نیاز کاربران ، 54 درصد می باشد. نظام های مختلف در کدگذاری و بایگانی و تکمیل پرونده کمتراز نیمی از نیازهای کاربران را پاسخ داده اند و مدیریَت مدارک پزشکی و ترخیص بیشترین بهره را از این نظام ها داشته اند. همچنین نشان داده شد که اولویَت نیازهای کاربران تا حدود زیادی از سوی شرکت ها در نظر گرفته شده و بیشتر به اولویَت های مهم تر نیازهای آنها توجه شده است .
نتیجه گیری: توجَه به عوامل انسانی ، تاثیر زیادی در موفقیت نظام های اطلاعاتی دارد ، به طوری که در نظامی که بیشترین انطباق را با نیازهای کاربران دارد ، مشارکت مستمرَ کاربران در توسعه نظام گزارش شده است. درمجموع لازم است ، شرکت های ارائه دهنده با حمایت مدیران به بهبود عملکرد نظام ها در این بخش توجه ویژه نمایند.
"
تلاش مدیران به منظور ایجاد تغییر در راهبرد هاو ساختارها؛ و به کارگیرى نظامهاى نوین مدیریَتى اگر با حمایت فرهنگ سازمانى همراه نباشد معمولاً با شکست روبرو مى شود. هدف پژوهش حاضر، تعیین ارتباط فرهنگ سازمانى با اجراى شش سیگما در بیمارستانهاى آموزشى دانشگاه علوم پزشکى کرمان است.
روش بررسی: پژوهش حاضر از نوع مقطعى( همبستگى)انجام گرفته،و جامعه ی پژوهش را کارکنان بیمارستان هاى آموزشى دانشگاه علوم پزشکى کرمان (1634N=) تشکیل داده اند.صدوده نفراز کارکنان جامعه آمارى به روش نمونه گیرى تصادفى – طبقه بندی شده انتحاب شدند. ابزار گردآورى داده ها، پرسشنامه اى پژوهشگر ساخته (مشتمل بر بخش اطلاعات جمعیت شناختى ، فرهنگ سازمانى و شش سیگما) بود. داده ها به روش خود پاسخگویى از نمونه هاى پژوهش به دست آمد ؛ و با استفاده از شاخص هاى آمار توصیفى ارایه، و باآزمون همبستگى پیرسون تحلیل شد.
یافته ها: بالاترین میانگین شاخص هاى فرهنگ سازمانى در بیمارستان هاى مورد مطالعه، مربوط به هویَت سازمانى (میانگین 43/3) و کمترین شاخص با میانگین 47/2 مربوط به تعارض پذیرى بود. در زمینه ی «اصول اجرایى شش سیگما در بیمارستان هاى مورد مطالعه» بالاترین میانگین مربوط به تمرکز واقعى بر مشترى (میانگین92/2) و کمترین آن ( میانگین 34/2) مربوط به حرکت به سوى تعالى و تحمل شکست، بود. در این پژوهش، همبستگی ازلحاظ آماری معنى دار بین فرهنگ سازمانى و اصول اجرایى شش سیگما با احتمال 99% و ضریب همبستگى 772/0 در سطح معنى دارى (01/0) تایید شد. این ارتباط به تفکیک در خصوص متغیَرهاى شش گانه اصول اجرایى با فرهنگ سازمانى به میزان بیشتر از 50 درصد نیز صادق بود. مشارکت و همکارى بدون حد و مرز داراى بیشترین میزان همبستگى و مدیریَت کنشى داراى کمترین میزان ارتباط با فرهنگ سازمانى بود.
بحث و نتیجه گیری: به منظور بهره گیرى از روش شناسی شش سیگما در بهبود کیفیَت خدمات بیمارستانى، فرهنگ سازمانى به عنوان یک زیر ساخت اساسى مطرح مى باشد. با افزایش روحیَه ی اقدامات پیشگیرانه، آرمان گرایى، تحول خواهى، و کار گروهى در کارکنان، استقرار شش سیگما در بیمارستانها تسهیل مى شود. "
بهبود مستمر عملیات فرایند دستیابی به محصولات بهتر و قیمت تمام شده ارزانتر در عملیات تولید و فروش است و به عنوان یک هدف راهبردی مقوله هایی از کنترل جامع کیفی، افزایش کارایی، ازدیاد اثربخشی، ارتقای بهره وری، کاهش هزینه و حذف اقلام معیوب از فرایند تولید را شامل می شود...