از نگاه اسلامی انسان اشرف مخلوقات است و حفظ جان او دارای ارزش است. تلاش برای کاهش حوادث رانندگی از اهداف نظام جمهوری اسلامی ایران است. در این تحقیق با تکیه بر الگوی مفهومی، ابتدا وضعیت عوامل موثر بر رفتار کاربران ترافیکی یعنی رفتار رانندگان، سرنشینان و پیاده ها مورد بررسی قرار گرفت. از آنجا که ماهیت الگوی ارائه شده، عوامل ساختاری را مهمترین عوامل تاثیرگذار بر رفتار کاربران ترافیکی می داند، راهکارهای برونرفت از وضعیت نامطلوب را تحول اساسی در عوامل ساختاری جستجو می کند؛ لذا برنامه های ارائه شده بیشتر با نگاهی تحولی در حوزه ساختارهای ترافیکی ارائه شده است.
روش تحقیق به لحاظ هدف، کاربردی و به لحاظ گردآوری داده ها توصیفی است که با روش تحلیل ریاضی به بررسی وضعیت رفتاری کاربران می پردازد. در این بررسی شکاف بین وضع موجود ساختارهای پشتیبانی کننده و تاثیرگذار بر فرایندهای اصلی با وضع مطلوب آن کاملا مشهود است. روش تحلیل ریاضی با استفاده از مربع توانمندی انجام پذیرفت. در آخر برای کاهش شکاف بین وضع موجود و مطلوب، اهداف کمی و کیفی و برنامه های ساختاری در حوزه های مدیریت عالی، پشتیبانی و اجرایی ارائه شد.
عدالت در سازمان بیانگر ادراک کارکنان از برخوردهای منصفانه در کار است. بنابراین در علم مدیریت زیر بنای عدالت سازمانی بر ادراک عدالت کارکنان استوار است. اینکه این مبنا در ادبیات دینی ما چه جایگاهی دارد، محور این مقاله است. تلاش شده است با روش مطالعه تطبیقی- مقایسه ای بین دانش مدیریت و مدیریت مبتنی بر آموزه های قرآن و نهج البلاغه این جایگاه مورد بررسی قرار گیرد.
در تحلیل موضوع، سعی در ارائه الگویی عملیاتی و جامع و ارزشی در مبحث ادراک عدالت برای مدیر شده است که با توجه به اساسیترین وظیفه مدیر که تصمیم گیری است، این الگو عرضه می شود.
پیتر فیسک، فیزیکدان هسته ای است اما کتابی درخشان دارد با نام ""پرورش نبوغ بازاریابی"" .""انتشارات بازاریابی"" این کتاب را با سرمایه گذاری شرکت TMBA، در 600 صفحه با ترجمهی استاد سینا قربانلو در دست چاپ و انتشار دارد که بزودی توزیع خواهد شد.
فیسک پس از سالها فعالیت حرفه ای و مطالعات بنیادین در فیزیک اتمی، به بازاریابی گرایش مییابد و با همان نگاه در علوم دقیقه، آثاری تدوین میکند که ""پرورش نبوغ بازاریابی"" یکی از آنها است. وی همچنان با اصطلاحات فیزیکی به ""بازار""، برند، (نام و نشان تجاری)، و کسب وکارها میپردازد تا بتواند توصیف
دقیقتر و جزئیتری همراه با ظرائف را در این باره عنوان کند.
فیسک با رویکردی برگرفته شده از ""مطالعات بین رشته ای"" به بازاریابی مینگرد. از همین رو است که زبان او کاملاً متفاوت از بزرگان بازاریابی است که عمدتا آگاهیهای آنها از اقتصاد و مدیریت، بازاریابی، روانشناسی و جامعه شناسی و ریاضیات، سرچشمه میگیرد.
پیتر فیسک، نویسندهی کتاب ""پرورش نبوغ بازاریابی"" فراتر از یک تئوریپرداز و صاحب نظریه، در بسیاری از شرکتهای معتبر جهانی کارکرده و در عمل، تئوریها و فرضیات خود را به محک تجربه و آزمایش سپرده است. از همین رو است که عبارات او کاملاً کاربردی و دانش او، کاملاً عملیاتی است برای مدیرانی که میخواهند در بازارهای آینده، سهم بیشتری از بازار را نصیب کسب وکارهای خود کنند.
پیتر فیسک با خلاقیت فیزیکی و تحلیلهای ژرف، دیدگاههای تازه ای برای صاحبنظران، اندیشه ورزان، و مدیران کسب وکارها و مدیران بازاریابی دنیا دارد.
گفتگوی حاضر بخشی از دیدگاههای پیتر فیسک را دربارهی بحران اقتصادی، بازاریابی در زمان ابهام و عدم اطمینان، قوانین و قواعد جدید بازاریابی، ویژگی سازمانهای موفق، خطاهای آشکار و پنهان شرکتهای برجسته در زمان بحران، تبلیغات، و از همه مهمتر ""مشتری"" معرفی میکند.
""مشتری""، ""مشتری"" و ""مشتری""، در واقع مدار و محور اصلی پیتر فیسک در این گفتگو است که هر بار این فیزیکدان هسته ای آن را تکرار میکند.
دیدگاههای فیسک برای کسب وکارها در ایران نیز کاربردها و سودمندیهای فراوانی دارد از جمله آنکه وی یادآور میشود ""مدیریت ارتباط با مشتری"" یک الگوی مدیریتی است و نه یک بستهی نرم افزاری. چنین نگرشی آشکارا نشان از آن دارد که چه بسیار شرکتهایی با هزینه های سرسام آور با نصب نرم افزارهای متعدد مدیریت ""ارتباط با مشتری""، خود را در دام بستهی نرم افزاری اسیر کردند.
تا زمان چاپ و انتشار ترجمهی کتاب ""پرورش نبوغ بازاریابی"" اثر پیتر فیسک از سوی ""انتشارات بازاریابی""، این گفتگو، بخشی از دیدگاه این بازاریاب برجستهی جهانی را معرفی میکند.
در سال 1903 آرتور دیویدسون و ویلیام اس هارلی، در اوایل بیست سالگی اولین موتورسیکلت هارلی دیویدسون را تولید کردند.در اولین سال تولید این موتورسیکلت، شرکت تنها یک موتورسیکلت تولید میکرد؛ با این حال تا سال 1910 شرکت 33200 موتورسیکلت فروخت.
بسیاری از افرادی که موتور هارلی دیویدسون را میرانند به خاطر نام آن است نه آنکه الزاماً موتورسیکلت بهتری باشد. هارلی دیویدسون با بزرگنمایی تبلیغات، مردم را متقاعد کرده است که با سوار شدن بر موتورسیکلت هارلی دیویدسون، شخصیتی مستقل و سلطه جو پیدا میکنند. اشخاص با همان قیمتی که برای خرید موتور هارلی دیویدسون میپردازند، میتوانند یک اتومبیل خوب خریداری کنند. و در عین حال تولیدکنندگان محلی و یا خارجی دیگری هم هستند که موتورسیکلتهای بهتر با همان قیمت یا پایینتر برای فروش دارند. علاوه بر این، برای تحویل موتورسیکلت، خریدار باید یک ماه هم منتظر بماند.
شعار تبلیغاتی چیست؟ و باید چه کارکردی داشته باشد؟ پاسخ این پرسش را میتوان از منظر گوناگون عرضه کرد. اما این اثر به نقش ""روایت مند"" شعار تبلیغاتی میپردازد.
""روایت"" نوعی نگاه، دیدگاه، یا تفسیر است که کارگزاران تبلیغاتی را مجهز میسازد تا بدانند بهتر است شعار تبلیغاتی را چگونه طراحی و تدوین کنند.
""روایت"" بر پایهی تئوریهای متعدد و متنوعی است که در این اثر، به نتیجه و حاصل آن تئوریها تأکید شده است و بر روی کارکرد یا خروجی آن اصرار میورزد. به این ترتیب، با نگاهی کاربردی از ""روایت"" کمک میگیرد تا در خدمت کارگزاران تبلیغاتی برآید؛ از آن رو که یک شعار بهتر است از منظر ""روایت"" چگونه تدوین شود.
مطالعات بین رشته ای هر روز حضور پررنگ خود را در گسترهی بازاریابی و تبلیغات پررنگتر میکنند. روانشناسی با نظریه های متفاوت میتواند به مدد موضوعاتی نظیر برند آید تا فهم دقیقتری از رفتار مصرفکننده را به دست آوریم.
جرج کلی، متخصص روانشناسی بالینی، صاحب نظریهی ساختارهای شخصی، دیدگاه تازه ای دارد که اکنون متفکران برند بر پایهی آن میتوانند تحلیل جدیدی از تبلیغ تلفن سامسونگ داشته باشند. مقالهی حاضر این تحلیل را با پشتوانهی دیدگاه جرج کلی ارائه میدهد.
شایستهی یادآوری است هنوز در ایران کتاب مستقلی از جرج کلی، صاحب نظریهی ساختارهای شخصی، ترجمه نشده است و این اثر میتواند دیدگاههای تازه ای را برای متخصصان بازاریابی و تبلیغات تقدیم کند.
بازاریابی حسی"" در شماره های پیشین در شرکتهای متعددی نظیر شل، بانک اچ بیسی، سامسونگ، ال جی، باشگاه آرسنال و... جستجو شد. در این شماره با مجموعه ای متنوع از کمپینهای بازاریابی آشنا خواهید شد که از ""بازاریابی حسی"" استفاده میکنند.
نگاه هوشمندانه و خلاق کمپینهای بازاریابی در استفاده از روش ""بازاریابی حسی"" میتواند برای صاحبان کالاها و خدمات در ایران، الهام بخش تبلیغات تازه ای باشد که شهروندان را مجذوب خود کند. فراتر از آن، کتاب ""بازاریابی حسی"" اثر شاز اسمیلانسکی با ترجمهی پرویز درگی و محمد سالاری از انتشارات رسا معرفی میشود که در 376 صفحه همراه با مثالهای متنوع، شیوهی بهکارگیری این روش انقلابی را در تبلیغات تدوین کرده است.
نبوغ کاتلر را در ساده گویی و ساده نویسی باید تحسین کرد.فضیلت ساده نویسی و ساده گویی از بزرگانی همچون کاتلر برمیآید.
کاتلر در اوج تخصص و دریافت مدارج عالی از دانشگاههای معتبر دنیا در رشته های اقتصاد و مدیریت، روانشناسی، و ریاضی، نیازی ندارد تا واژگان مغلق را به کار گیرد، فرمولهای ریاضی را ردیف کند، تئوریهای اقتصاد و روانشناسی را با پیچیدگی عنوان کند.
جوهرهی آموزه های کاتلر، آموزشی بدون پیرایه، و بدون حاشیه های زائد است. هر چقدر از میانسالی و کهنسالی وی میگذرد، او بیش از پیش سادگی در بیان و نوشتار را پیشهی خود کرده است. گواه آن کتابهایی است که تنها نام او زینت بخش روی جلد کتاب است. البته کتابهایی که نام دیگران نیز روی جلد آمده، دشوارترند.
گفتگوی پیش رو مثالی است آشکار از آنچه دربارهی این دانشمند برجستهی جهانی میتوان گفت. عبارتهای پایانی این گفتگو، دیدگاهی نغز ارائه میدهد از آنچه در اندیشهی این بازاریاب جهانی میگذرد، آنجا که میگوید: خشنودکننده ترین شغل بازاریابی این است که دیگر کوکاکولا یا خمیردندان کرست نفروشی بلکه، تعلیم و تربیت و سلامتی بیشتر را به مردم عرضه کنی و در کیفیت زندگی آنان تفاوتی واقعی ایجاد کنی.
مقدمه: تعیین میزان همپوشانی، روشی است که به مقایسهی محتوای پایگاه های داده از جنبه ی کمی میپردازد. در این نوشتار میزان همپوشانی سنتی، نسبی و درجهی آزادی مرکب پایگاه دادهی رایگان PubMed و پایگاه دادهی غیر رایگان Scopus در مورد بیماریهای قلبی- عروقی ارایه می گردد.
روش بررسی: این پژوهش توصیفی- کاربردی در فاصلهی زمانی بهمن ماه 1387 تا تیر ماه 1388 صورت گرفت. ابتدا توصیفگرهای مرتبط با سه بیماری قلبی- عروقی شامل سکتهی قلبی- مغزی، حوادث عروقی- مغزی و پرفشاری خون از اصطلاح نامه Emtree انتخاب شدند. سپس با استفاده از آن ها مقالات مرتبط با سه بیماری مذکور در دو پایگاه داده ی PubMed و Scopus بازیابی گردیدند. داده های اولیه که برای محاسبهی درصدهای همپوشانی مورد نیاز بودند، به کمک نرم افزار Reference Manager به دست آمدند. تجزیه و تحلیل داده های به دست آمده با نرم افزار Excel، انجام شد.
یافته ها: در مجموع 9899 عنوان مقاله در هر دو پایگاه داده در زمینهی موضوعی بیماری های قلبی- عروقی به دست آمد. 8593 عنوان مقاله در پایگاه دادهی PubMed و 7713 عنوان مقاله در پایگاه دادهی Scopus بازیابی شدند. تعداد 6407 عنوان مقاله مشترک در هر دو پایگاه داده، 2186 عنوان مقاله منحصر به پایگاه دادهی PubMed و 1306 عنوان مقاله منحصر به پایگاه دادهی Scopus بودند. درصد همپوشانی سنتی میان دو پایگاه داده برای بیماری پرفشاری خون 68 درصد، برای بیماری حوادث عروقی- مغزی 7/66 درصد و در خصوص بیماری سکتهی قلبی- مغزی 7/60 درصد محاسبه گردید. همپوشانیهای نسبی پایگاه داده ی PubMed و Scopus در مورد بیماریهای سکتهی قلبی- مغزی، پرفشاری خون و حوادث عروقی- مغزی به ترتیب (8/75 درصد در مقابل 3/75 درصد)، (2/89 درصد در مقابل 1/74 درصد) و (7/86 درصد در مقابل 3/74 درصد) به دست آمد. مقدار شاخص درجهی آزادی مرکب در هر سه بیماری مورد بررسی، کمتر از 5/0 حاصل شد.
نتیجه گیری: درصدهای همپوشانی نسبی بالاتر پایگاه داده ی PubMed نسبت به پایگاه داده ی Scopus، کاربران و کتابداران را به سمت استفاده از این پایگاه داده هدایت میکنند. تعداد مقالات بازیابی شده منحصر به فرد بیشتر برای هر بیماری در پایگاه داده ی PubMed و عدم نیاز به پرداخت حق اشتراک، استفاده از این پایگاه داده را مرجح میکند.
مقدمه: با توجه به تأثیر طراحی پایگاه های اطلاعاتی در استفاده ی کاربران و میزان بهره برداری آنان از محتوای پایگاه های اطلاعاتی در زمینه ی موضوعات پزشکی و لزوم رعایت استاندارد ها و معیار های جهانی در طراحی پایگاه های اطلاعاتی، این پژوهش به بررسی پنج پایگاه اطلاعاتی کتاب شناختی فارسی Iranmedex، Irandoc، Magiran، SID و ParsMedline بر اساس معیار ارزیابی Gulliver 2002 پرداخته است.
روش بررسی: پژوهش حاضر به روش پیمایشی در سال 1387 انجام شد. جامعه ی پژوهش پنج پایگاه اطلاعاتی کتاب شناختی فارسی Irandoc، Iranmedex، Magiran، Parsmedline و SID بود که با استفاده از معیار ارزیابی Gulliver 2002 به صورت چک لیست مورد بررسی قرار گرفتند و داده ها به روش توصیفی تحلیل شدند. روایی چک لیست با استفاده از نظر صاحب نظران تأیید شد.
یافته ها: در دوازده معیار مورد بررسی شامل صفحه ی مدخل، جستجو، محدود کردن، مشاهده و دستکاری رکوردها، تصاویر، بازیابی مدارک، خدمات اشاعه ی گزینشی اطلاعات، طراحی کلی، اصطلاح شناسی، طراحی و جای گذاری آیکون ها، کمک و مشخصات پیشرفته، در مجموع Iranmedex با کسب 8/45 درصد و Irandoc با کسب 45 درصد از کل امتیاز، بالاترین رتبه و پس از آن ها ParsMedline با 40 درصد، SID با3/38 درصد و Magiran با 5/37 درصد به ترتیب در رتبه های بعد قرار دارند.
نتیجه گیری: وضعیت طراحی پایگاه های اطلاعاتی فارسی به هیچ وجه مطلوب نیست، به طوری که حداکثر امتیاز کسب شده توسط پایگاه ها از نصف کل امتیاز معیار پایین تر بود. از این رو به نظر می رسد نظارت بر طراحی این پایگاه ها و توجه به رعایت معیارها و استانداردهای بین المللی در طراحی آن ها ضروری باشد.
مقدمه: پرونده ی پزشکی بیمار مهم ترین منبع برای تحقیقات،آموزش پزشکی و مراجع قضایی به شمار میرود و عملکرد پزشک به عنوان سرپرست تیم درمانی در مورد ثبت دقیق و صحیح اطلاعات، حایز اهمیت میباشد. ثبت کامل تمام موارد شکستگی در شرح تشخیص لازم و ضروری است. از این رو تحقیق حاضر به منظور تعیین میزان رعایت اصول تشخیص نویسی در پرونده های پزشکی بیماران بستری به علت شکستگی در بیمارستان شهید مطهری ارومیه انجام گرفت.
روش بررسی: این پژوهش از نوع توصیفی- مقطعی بود و بر روی پرونده ی بیماران بستری دچار شکستگی در سال 1386 بیمارستان شهید مطهری دانشگاه علوم پزشکی ارومیه انجام شد. تعداد 400 پرونده ی بیماران بستری دچار شکستگی به روش نمونه گیری تصادفی انتخاب گردید، سپس ثبت یا عدم ثبت اطلاعات مورد نیاز شامل محل آناتومیک، نوع، شکل، علت خارجی و جراحات همراه شکستگی در چک لیستی که روایی و پایایی آن مورد تأیید صاحب نظران قرارگرفته بود، جمع آوری گردید و نتایج به صورت جداول فراوانی ارایه گردید.
یافته ها: بیشترین میزان ثبت مربوط به محل یا موضع شکستگی (25/91 درصد) و کمترین میزان ثبت مربوط به شکل شکستگی (7 درصد) بود. در هیچ پرونده ای همه ی موارد نوع، شکل، محل، علت و جراحات همراه شکستگی در شرح تشخیص نوشته نشده بود و فقط در 25/1 درصد از پرونده ها، 4 مورد از موارد شکستگی به طور کامل در پرونده ثبت شده بود.
نتیجه گیری: ثبت ناقص تشخیص نهایی توسط پزشکان، یکی از مشکلات مهم مستندسازی است. پرونده نویسی یکی از مسؤولیت های مهم پزشک و کادر درمانی است، اما نتایج به دست آمده نشان میدهد که این مسؤولیت جدی گرفته نشده است. برگزاری کارگاه های آموزشی برای پزشکان و برقراری پشتوانه های اجرایی میتواند میزان رعایت اصول مستندسازی در پرونده های بیماران را ارتقا دهد.
مقدمه: اطلاعات صحیح و جامع، چنانچه به موقع در اختیار مدیران قرار گیرد، خطر اتخاذ تصمیمات نادرست را به حداقل خواهد رساند. پر واضح است که در سازمان های متلاطم امروزی، سیستم اطلاعات بیمارستانی (HIS یا Hospital information system) می تواند نقش مهمی را ایفا نماید. این پژوهش با هدف ارزیابی مدیران و کاربران شبکه در خصوص تأثیر سیستم اطلاعات مدیریت بیمارستانی بر عملکرد و فرایندهای کار بیمارستان امام حسین (ع) شاهرود در سال 1387 انجام شد.
روش بررسی: این پژوهش کاربردی است که به شیوه ی توصیفی- مقطعی انجام شد. با توجه به محدود بودن کاربران و مدیران (142 نفر) و نیاز به اطلاعات دقیق، تمام نمونه ها به روش سرشماری مورد مطالعه قرارگرفتند و پرسش نامه ای حاوی 27 سؤال (7 سؤال عمومی و20 سؤال تخصصی) در اختیار آنان قرار گرفت که به صورت خود ایفا تکمیل گردید. اعتبار پرسش نامه به روش علمی تأیید و پایایی آن برابر 879/0 بود. جهت تحلیل داده ها از نرم افزار 16SPSS استفاده گردید و نتایج به صورت جداول و نمودار نمایش داده شد.
یافته ها: 1/33 درصد از افراد مورد مطالعه مرد و 9/66 درصد زن بودند. 6/64 درصد افراد دارای مدارک تحصیلی لیسانس و بالاتر و 4/35 درصد دارای مدارک تحصیلی پایین تر بودند. 2/9 درصد از افراد منشی، 5/8 درصد بهیار، 7/57 درصد پرستار، 9/6 درصد سرپرستار بودند و 7/17 درصد را سایر رشته ها مانند اتاق عمل، مامایی، رادیولوژی و علوم آزمایشگاهی تشکیل می دادند. میانگین نمرات کلی (92/71 از 100) حاکی از نگرش مثبت کاربران و مدیران بود. میانگین نمرات نگرش منشی ها بیش از سایر کاربران و میانگین نمرات نگرش سرپرستاران و سوپروایزرها کمتر از سایر گروه ها بود. بین میانگین نمرات نگرش با سن، جنس، تحصیلات، مدت زمان کار با شبکه در روز و شغل رابطه ی معنی داری مشاهده نشد (05/0 < P)؛ اما بین میانگین نمرات نگرش با سابقه ی کار رابطه ی معنی داری مشاهده گردید (02/0 = P).
نتیجه گیری: به منظور بهبود نگرش کلیه ی کاربران به خصوص مدیران (با توجه به بالا نبودن نمره ی نگرش)، برگزاری کارگاه های آموزشی در زمینه ی کاربرد تکنولوژی های نوین اطلاعات در مدیریت اثربخش و ارایه ی پس خوراندی از کارکرد شبکه با رویکرد، تحلیل هزینه- کارآیی، هزینه- منفعت و هزینه- اثربخشی می تواند به بهبود وضعیت فعلی کمک نماید.
هدف از این مقاله شناسایی مشکلات مجله های ایرانی و دلایل عدم نمایه سازی و چکیده نویسی آن ها توسط پایگاه های اطلاعاتی خارجی و موتورهای جستجو و در نهایت ارایه ی راه کارهایی برای بهبود وضعیت موجود به منظور حضور بهتر مجله های علمی ایرانی در عرصه ی جهانی بود. این مطالعه از نوع توصیفی و مرور وضعیت موجود است. یکی از دلایلی که مجله های ایرانی زیاد به آن ها استناد نمی شود، این است که این مجله ها امکان پخش در سطح جهان را ندارند و چکیده ی مقاله های منتشر شده در مجله های ایرانی در پایگاه های اطلاعاتی که اغلب توسط آمریکا و انگلیس هدایت می شوند، نمایه سازی نمی شوند. بنابراین، باید هر مجله یک وبگاه ویژه ی خود داشته باشد و فهرست مندرجات آخرین مقاله های منتشر شده در شماره ی تازه را برای گروه های بحث تخصصی منطقه ای و جهانی ارسال کند و روی وب نوشت ها و وبگاه های دیگر خبر رسانی کند، تا تعداد خوانندگان مجله زیاد شود و جلب توجه نمایند. این مقاله نشان می دهد که انتشار یک مجله بدون رعایت استانداردهای انتشار مجله های علمی موجب خواهد شد تا آن مجله در پایگاه های اطلاعاتی خارجی نمایه سازی نشود. قابل ذکر است که نمایه سازی یک مجله در پایگاه های اطلاعاتی خارجی نشان دهنده اعتبار علمی و جهانی بودن دامنه ی موضوعی آن مجله است.
مقدمه: دانش به عنوان ضروریترین امتیاز شغلی، مهم تر از تأسیسات و تجهیزات است. در شرایطی که بسیاری از شرکت ها یا باید به نوآوری بپردازند و یا از صحنه ی رقابت محو شوند، توانایی یادگیری، سازگاری و تغییر، مهم ترین اصل ادامه ی حیات تلقی میشود. از این رو این مقاله با هدف ارزیابی عملکرد بیمارستان هاشمینژاد بر اساس معیار سنجش، تحلیل و مدیریت دانش الگوهای آموزش و بهداشت- درمان Malcolm Baldrige در سال 1386 انجام گردیده است.
روش بررسی: این پژوهش مطالعه ای توصیفی -مقطعی بود. ابزار گردآوری داده ها، چک لیست استاندارد و جهانی Malcolm Baldrige (ویرایش 2006) بود. لازم به ذکر است که این الگو، جهانی است و پایایی و روایی آن از پیش تعیین شده است. محیط پژوهش، بیمارستان شهید هاشمی نژاد بود که یک بیمارستان آموزشی درمانی وابسته به دانشگاه علوم پزشکی ایران است. روش گردآوری داده ها، مصاحبه با مدیران ارشد بیمارستان، مشاهده ی مستندات و تکمیل چک لیست های مربوط بوده است. داده های به دست آمده به صورت کیفی تحلیل شدند.
یافته ها: عملکرد بیمارستان هاشمی نژاد بر مبنای معیار مدیریت دانش، از مجموع 90 امتیاز کل این معیار، در حیطه ی درمان 40 امتیاز (44 درصد) و در حیطه ی آموزش 18 امتیاز (20 درصد) را به خود اختصاص داد. از 40 امتیاز کسب شده در حیطه ی درمان، 21 امتیاز (5/52 درصد) مربوط به معیار سنجش، تحلیل و بازنگری عملکرد سازمانی و 19 امتیاز (5/47 درصد) نیز متعلق به معیار مدیریت دانش و اطلاعات بود. در حیطه ی آموزش از 18 امتیاز کسب شده، 14 امتیاز (78 درصد) مربوط به معیار سنجش، تحلیل و بهبود عملکرد سازمانی و 4 امتیاز (22 درصد) دیگر نیز مربوط به معیار مدیریت اطلاعات، تکنولوژی اطلاعات و دانش بود.
نتیجه گیری: طبق روش Likert، عملکرد این بیمارستان در حیطه ی درمان در رده ی متوسط قرار گرفت و در حیطه ی آموزش امتیاز ضعیفی را کسب نمود. این امر نشان دهنده ی لزوم توجه هر چه بیشتر به مدیریت دانش به خصوص، در حیطه ی آموزش است. بر این اساس، تدوین برنامه ای کارا و اثربخش جهت ارتقای مدیریت دانش در این بیمارستان ضروری به نظر می رسد. بر مبنای نتایج پژوهش، الگوی Malcolm Baldrige، می تواند به عنوان الگوی جامع برای ارزیابی عملکرد مؤسسات آموزشی درمانی در حوزه ی مدیریت دانش مورد استفاده قرار گیرد. یافته های پژوهش، لزوم توجه هر چه بیشتر بیمارستان فوق به مدیریت دانش به خصوص در حیطه ی آموزش را نشان میدهد.
مقدمه: یکی ازجلوه های مناسبات انسانی، تعامل انسان ها با یکدیگر است. مهم ترین نکته ای که در ارتباطات ومناسبات بین انسان ها مطرح است، اتخاذ بهترین راه و روش برای تعامل بهتر، ترغیب بیشتر و نفوذ در دیگران است. یکی از جنبه های بسیار مهم رفتار اجتماعی متقابل، نفوذ اجتماعی است. هدف از پژوهش حاضر، بررسی رابطه ی بین مؤلفه های نفوذ اجتماعی مدیران گروه از دید اعضای هیأت علمی و ارتباط آن با متغیرهای جمعیت شناختی در دانشگاه علوم پزشکی در سال 88-1387 بود.
روش بررسی: نفوذ اجتماعی شامل یازده مؤلفه میباشد.روش مورد استفاده جهت انجام این پژوهش، روش توصیفی– همبستگی وجامعه ی آماری عبارت از کلیه ی اعضای هیأت علمی دانشگاه علوم پزشکی اصفهان در سال 88-1387 شامل 645 نفر بود که با استفاده از روش نمونه گیری طبقه ای متناسب با حجم، 104 نفر از اعضای هیأت علمی به عنوان نمونه، انتخاب شدند. به منظور جمع آوری اطلاعات، پرسش نامه ی استاندارد نفوذ اجتماعی از yukl، شامل 44 گویه در مقیاس پنج درجه با توجه به ویژگیهای جمعیت شناختی (جنسیت، تأهل، سن، تحصیلات و سابقه ی مدیریت)تنظیم گردید و ضریب پایایی آن 83/0به دست آمد. به منظور تجزیه وتحلیل اطلاعات از آزمون آماری ضریب همبستگی Cramer استفاده شد.
یافته ها: نتایج حاصل از آزمون ضریب همبستگی نشان داد که بین هیچ کدام از مؤلفه های نفوذ و خصوصیات دموگرافیک به غیر از سابقه ی مدیریت، رابطه ی معنی داری وجود ندارد.
نتیجه گیری: میتوان نتیجه گرفت هر چه سابقه ی مدیریت در میان اعضای هیأت علمی بیشتر باشد، میزان استفاده از مؤلفه های نفوذ توسط مدیران بیشتر است.
این تحقیق کارایی الگوی ارزش گذاری فلتهام- اولسن (1995) را در بورس اوراق بهادار تهران مورد بررسی قرار می دهد و سعی دارد رابطه بین ارزش ذاتی شرکتها و بازده آنها را مشخص، و ارزش ذاتی شرکتها را با استفاده از ارزش دفتری آنها تعیین کند. جامعه آماری این تحقیق دربرگیرنده کلیه شرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار، و نمونه مورد بررسی 89 شرکت است که داده های آنها برای بازه زمانی 1377 تا 1388 با استفاده از الگوی رگرسیون مقطعی- زمانی (پنل دیتا) مورد آزمون قرار گرفته است. نتایج نشان می دهد که این الگو به طور کامل قادر به تعیین ارزش ذاتی شرکتهای مورد مطالعه نیست و بین نسبت ارزش ذاتی به ارزش بازار سهام و نسبت قیمت به درامد سهام رابطة معنی دار آماری نیست علاوه بر این شرکتهایی که کمترین نسبت ارزش ذاتی به ارزش بازار را دارند، در بازار بیشتر از واقع ارزشیابی می شوند.