هدف این پژوهش طراحی الگوی معنویت افزایی در یکی از نهادهای انقلاب اسلامی است. روش تحقیق به صورت کیفی و به صورت مشخص شیوه نظریه پردازی داده بنیاد است. جامعه آماری تحقیق شامل نخبگان و خبرگان سازمانی است که هم با موضوع تحقیق آشنا، و هم به همکاری مایل باشند. نمونه گیری نیز به روش نمونه گیری نظری، قضاوتی و هدفمند صورت گرفته است. ابزار گردآوری داده ها مصاحبه های عمیق نیمه ساختاریافته، مشاهدات محقق و اسناد سازمانی است که جمع آوری آن در بازه زمانی بهمن 1394 تا تیر 1395 صورت گرفت. تحلیل داده ها به شیوه شناسه گذاری باز، شناسه گذاری محوری و شناسه گذاری انتخابی انجام شد که حاصل آن الگوی معنویت افزایی در سازمان است.
هدف اصلی تحقیق دستیابی به چگونگی اثربخش نمودن خدمات مشاوره ای حسابرسی داخلی آجا با رویکرد اقتصاد مقاومتی است. اهداف فرعی تحقیق، شناسایی عوامل مؤثر در اثربخشی خدمات مشاوره ای حسابرسی داخلی آجا با رویکرد اقتصاد مقاومتی و تعیین میزان تأثیر عوامل خدمات مشاوره ای حسابرسی داخلی با رویکرد اقتصاد مقاومتی می باشد. سؤال اصلی تحقیق، چگونگی اثربخشی خدمات مشاوره ای حسابرسی داخلی آجا در رویکرد اقتصاد مقاومتی است. سؤال های فرعی تحقیق نیز عبارت اند از: در رویکرد اقتصاد مقاومتی، عوامل اثربخشی خدمات مشاوره ای حسابرسی داخلی آجا کدم اند و به چه میزان تأثیر می گذارند؟ نوع تحقیق کاربردی و روش پژوهش توصیفی با رویکرد آمیخته است. داده های تحقیق به روش میدانی و کتابخانه ای تهیه شده است. جامعه آماری تحقیق 130 نفر از کارشناسان ارشد در سازمان حسابرسی آجا و مشاغل کنترولر و امور مالی آجا است که با استفاده از روش کوکران 60 نفر به عنوان حجم نمونه تعیین گردیدند. داده های کیفی با استفاده از روش تحلیل محتوا و داده های کمّی نیز با استفاده از آزمون های خی ناپارامتریک، کولموگروف- اسمیرنوف، ویلکاکسون و پی ولیو تحلیل و دو نتیجه تحقیق عبارت اند از: 1- در اقتصاد مقاومتی عوامل توسعه جمع آوری اطلاعات برای تصمیم گیری، تشخیص مشکل و ارائه آن در گزارش ها، ارائه پیشنهاد راه حل برای رفع مشکلات و پیگیری های حسابرسی برای افزایش بهبود فرایند عوامل خدمات مشاوره ای حسابرسی داخلی مؤثر در آجا هستند. 2- تأثیر عوامل بالا در اثربخشی حسابرسی داخلی آجا در اقتصاد مقاومتی بیشتر از 70 درصد است.
یگان های لجستیکی نظامی یکی از انواع سازمان های نظامی هستند که باید در محیطی پیچیده تر از قبل به فعالیت های خود ادامه دهند بنابراین همانند سایر سازمان ها باید سرعت عمل و انعطاف پذیری خود را بهبود بخشند. اهمیت لجستیک پایدار و منعطف بر موفقیت تمام نیروهای نظامی موضوعی حیاتی است. لجستیک تشخیص و پاسخ برای دستیابی به این اهداف به اقداماتی ازجمله: تقویت خود انطباقی از طریق هماهنگی های محلی با کمک سامانه های فناوری اطلاعات، تشویق به تعامل بهتر، ایجاد ارتباط و ترکیب مجدد در رده های پایین متوسل می شود. هدف اصلی تحقیق بررسی اثر میانجی لجستیک الکترونیک بر رابطه رویکرد تشخیص و پاسخ و لجستیک نظامی در قلمرو مکانی (یک سازمانی نظامی) می باشد؛ از حیث جهت گیری، کاربردی و از حیث هدف، توصیفی- تحلیلی است که ابتدا با مطالعه ادبیات تحقیق به روش کتابخانه ای عوامل و مؤلفه های متغیرهای تحقیق شناسایی و مدل مفهومی تحقیق ارائه شده است. سپس جهت سنجش مدل پیشنهادی از روش مدل یابی معادله ساختاری (SEM) و نرم افزار «اسمارت پی ال اس»، و همچنین از شاخص VAF نیز جهت سنجش نوع و میزان اثر میانجی متغیرهای تحقیق استفاده گردیده است. جامعه آماری تحقیق 130 نفر کارشناس و کاربران لجستیک الکترونیک در یک سازمانی نظامی بوده که با استفاده از فرمول کوکران 98 نفر به عنوان نمونه آماری انتخاب شده اند. نتایج تحقیق نمایانگر اهمیت و تأثیرگذاری مثبت رویکرد تشخیص و پاسخ بر لجستیک نظامی و با اثر میانجی جزئی لجستیک الکترونیک می باشد
رویگردانی مشتری به مفهوم خاتمه روابط وی با سازمان و رویکرد وی به سمت سایر تأمین کنندگان در نتیجه نارضایتی وی از خدمات سازمان، مفهومی است که شناسایی و درک دلایل بروز آن شرط بقای کسب و کار در شرایط رقابتی است. هدف این مقاله شناسایی عوامل اثرگذار بر رویگردانی مشتریان یکی از اپراتورهای تلفن همراه در ایران است. این تحقیق از حیث هدف یک تحقیق کاربردی و از جهت نحوه گردآوری از داده ها از نوع تحقیقات توصیفی- پیمایشی به حساب می آید. برای جمع آوری اطلاعات تعداد 420 نفر به روش نمونه گیری تصادفی انتخاب و پرسشنامه بین آن ها توزیع گردید. در نهایت داده های استخراج شده از 400 پرسشنامه مبنای آزمون فرضیه ها و مدل عمومی تحقیق قرار گرفت. برای تحلیل داده ها از مدل سازی معادلات ساختاری به کمک نرم افزار Smart PLS استفاده شد. یافته های مقاله براساس مدل سازی معادلات ساختاری حاکی از آن است که رضایت مشتریان و موانع رویگردانی بر روی رفتار رویگردانی مشتریان اثر منفی می گذارند. همچنین عوامل رضایت از تعرفه های خدمات و رضایت از کیفیت خدمات با رضایت مشتریان رابطه مثبت و معناداری دارند.
هدف اصلی این پژوهش بررسی تأثیر مراحل چرخهی عمر شرکت بر هزینه حقوق صاحبان سهام شرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران میباشد. در این تحقیق به منظور تعیین مراحل چرخه عمر شرکت از مدل دیکینسن 2011 ) و برای محاسبه هزینه حقوق صاحبان سهام از مدل گوردون استفاده شده است. در این پژوهش نخست نمونه ) آماری با استفاده از اطلاعات صورت جریان وجوه نقد(شامل جریان نقد فعالیت های عملیاتی، جریان نقد فعالیت های سرمایه گذاری و جریان نقد فعالیت های تأمین مالی) به شرکتهای در مرحله رشد، بلوغ و افول تفکیک شده، سپس با استفاده از مدل رگرسیونی چند متغیره و آزمون مقایسه میانگین جوامع، فرضیه های پژوهش مورد بررسی و آزمون 1393 نشان میدهد - قرار گرفتهاند. نتایج حاصل از بررسی 110 شرکت ( 990 سال- شرکت) طی دوره زمانی 1385 که میزان هزینه حقوق صاحبان سهام در مراحل مختلف چرخهی عمر شرکت (رشد، بلوغ، افول) تفاوت معناداری با هم دارند. همچنین این نتایج نشان میدهد هزینه حقوق صاحبان سهام در مرحله افول در بالاترین سطح و در مرحله بلوغ در پایین ترین سطح قرار دارد
نقش اصلی گزارشگری مالی، انتقال اثربخش اطلاعات مالی به افراد برون سازمانی به روشی معتبر و به موقع است. برای انجام این مهم، مدیران از فرصتهایی برای قضاوت در گزارشگری مالی برخوردار شده اند. هدف پژوهش حاضر، بررسی تاثیر کیفیت حسابرسی بر انگیزه های مرتبط با تغییر اقلام تعهدی در شرکتهای با ارزش گذاری بالای 1392- حقوق صاحبان سهام است. برای انجام این پژوهش، نمونه ای متشکل از 184 شرکت در طی دوره زمانی 1388 مورد بررسی قرار گرفت. در فرایند پژوهش، از نسبت قیمت بازار به سود قبل از اقلام غیر مترقبه و عملیات متوقف شده، به عنوان معیار ارزش گذاری بیش از حد سهام و برای بررسی تاثیر ارزش گذاری بیش از حد بر مدیریت سود واقعی، از تحلیل رگرسیون چند متغیره به روش داده های ترکیبی استفاده شده است. نتایج آزمون فرضیه اول نشان می دهد که بین اندازه موسسه حسابرسی و اقلام تعهدی اختیاری شرکتهای با ارزش گذاری بالای حقوق صاحبان سهام، رابطه معنا داری وجود ندارد. همچنین نتایج آزمون فرضیه دوم حاکی از این است که بین دوره تصدی حسابرس و اقلام تعهدی اختیاری شرکتهای با ارزش گذاری بالای حقوق صاحبان سهام، رابطه معناداری وجود دارد و انگیزه های مربوط به تغییر اقلام تعهدی در شرکتهای با ارزش گذاری بالای حقوق صاحبان در مدیران شرکتها کاهش می یابد
پیش بینی شاخص قیمت بازار سهام به علت تاثیرپذیری آن از بسیاری عوامل اقتصادی و غیراقتصادی همواره امری مهم و چالش برانگیز بوده، به طوری که انتخاب بهترین و کارآمدترین مدل به منظور پیش بینی آن امری دشوار می باشد. از طرفی سری های زمانی دنیای واقعی، برای مثال سری زمانی شاخص قیمت سهام، به ندرت دارای ساختاری کاملاً خطی و یا غیرخطی است. مدل های هموارسازی نمایی، میانگین متحرک خودرگرسیون انباشته (آریما) و شبکه عصبی خودرگرسیون غیرخطی می تواند برای پیش بینی بر اساس سری های زمانی استفاده گردد. در این پژوهش به منظور استفاده از مزیت های هریک از این مدل ها و کاهش خطای پیش بینی، روشی هیبریدی با استفاده از ترکیب خطی نتایج پیش بینی این مدل ها آزمون شده است. وزن های بکاررفته به منظور ترکیب نتایج با استفاده از الگوریتم ژنتیک و همچنین بکارگیری وزن های مساوی تعیین گردیده است. پس از مشخص شدن قابلیت پیش بینی پذیری سری زمانی مورد مطالعه (با استفاده از آزمون نسبت واریانس)، روش ترکیبی مذکور بر روی مقادیر ماهیانه شاخص قیمت بورس اوراق بهادار تهران بکارگرفته شد. نتایج بدست آمده نشان دهنده کاهش خطای پیش بینی های صورت گرفته توسط مدل هیبریدی (در حالت استفاده از وزن های مساوی) نسبت به مد ل های تشکیل دهنده آن است.
هدف از این تحقیق بررسی رابطه برخی از عوامل مالی و حسابداری با نسبت تقسیم سود شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران و تأثیر مراحل مختلف چرخه عمر تجاری آنها بر این روابط، می باشد. به همین منظور ابتدا رابطه بین اهرم مالی، نقدینگی، سودآوری، اندازه و دارایی های نامشهود با نسبت سود تقسیمی مورد آزمون قرار گرفت. سپس، تأثیر چرخه عمر بر رابطه بین متغیرهای مذکور با نسبت سود تقسیمی بررسی شد. در این تحقیق داده های 144 شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران طی سال های 1382 الی 1394 مورد آزمون قرار گرفته است. نتایج حاکی از آن است که بین اهرم و دارایی های نامشهود با نسبت سود تقسیمی رابطه منفی معنی دار و بین نقدینگی، سودآوری و اندازه شرکت با نسبت سود تقسیمی رابطه مثبت معنی دار برقرار است. همچنین نتایج تحقیق نشان داد در شرکت هایی که در مرحله ظهور یا رشد قرار دارند، رابطه بین اهرم مالی با تقسیم سود منفی تر می باشد. علاوه بر این، در شرکت هایی که در مرحله بلوغ یا افول قرار دارند، رابطه بین سودآوری و اندازه شرکت با تقسیم سود، مثبت تر می باشد. علاوه بر این، براساس نتایج به دست آمده، مشخص شد که مراحل چرخه عمر بر رابطه بین نقدینگی و دارایی های نامشهود با تقسیم سود، تأثیر معنی داری ندارد.
این پژوهش به بحث در زمینه شناسایی عوامل کلیدی مؤثر بر صنعت بانکداری پرداخته، که می توانند بر مسیر اتفاقات آینده و ارتقاء اثربخشی این صنعت تأثیرگذار باشند. بنابراین روش پژوهش مورد استفاده از منظر ماهیت، «توصیفی تحلیلی» و از منظر روش شناسی، مبتنی بر روش آمیخته (ترکیبی از روش کمّی و کیفی) است. جامعه آماری این مطالعه شامل متخصصان و خبرگان صنعت بانکداری و مشتمل بر 30 نفر است. نمونه آماری مورد استفاده، شامل 8 نفر از خبرگان حوزه یاد شده بوده که بر اساس روش نمونه گیری «قضاوتی و هدفمند» انتخاب شده اند. برای شناسایی این عوامل، ابتدا 10 عامل کلیدی که بیشترین تأثیر را بر آینده این صنعت دارند شناسایی و سپس بر اساس روش سناریونویسی 31 وضعیت ممکن و محتمل برای این عوامل تعریف گردید. آن گاه با تحلیل نرم افزار سناریو ویزارد، 9 سناریوی اصلی صنعت بانکداری استخراج که از بین آنها 4 سناریو ضعیف و 5 سناریو محتمل قوی گزارش شدند. سرانجام، از میان سناریوهای محتمل قوی، 4 مورد دارای وضعیت نامطلوب و یک مورد دارای وضعیت مطلوب و امیدوارکننده بوده است. برای این سناریوها باید برنامه راهبردی تدوین کرد تا به کمک آن بتوان شکاف بین وضعیت کنونی و مطلوب را بررسی و تحلیل نمود.
تصمیمات منطقی سرمایه گذاری، نیازمند توجه به معیارها و عوامل مختلف به طور همزمان است. برای رسیدن به این مقصود، می توان از برنامه ریزی آرمانی که در علم مدیریت به دلیل انعطاف پذیری در بررسی مشکلات تصمیم گیری با چندین هدف متناقض و اطلاعات مبهم به طور گسترده استفاده می شود، بهره جست. در این پژوهش، تفاوت انتخاب سهام و نتایج آن در مدل های مارکویتز و برنامه ریزی آرمانی نشان داده شده است. معیارهای حداقل سازی ریسک، حداکثرسازی بازده، مثبت شدن چولگی بازده سبد سهام و منفی شدن کشیدگی ریسک سبد سهام به طور مشترک و معیار های ارزش افزوده اقتصادی و سود تقسیمی به طور جداگانه در دو مرحله، به عنوان آرمان های مدل در نظر گرفته شده اند. با استفاده از روش فرآیند تجزیه وتحلیل سلسله مراتبی (AHP) میزان اهمیت معیارهای موردنظر محاسبه و داده های 10 شرکت از 30 شرکت برتر بورس اوراق بهادار تهران در مدل استفاده شد. با استفاده از نرم افزار های spss و LINGO، تحلیل آماری داده ها و حل مدل صورت گرفته است. با توجه به نتایج، مدل برنامه ریزی آرمانی، بازده بیشتری در مقایسه با مدل مارکویتز به سرمایه گذار ارائه می کند. همچنین براساس نسبت پاداش نوسان، انتخاب سبد سهام بر اساس سود تقسیمی نسبت به ارزش افزوده اقتصادی ترجیح دارد.
هدف از پژوهش حاضر شناسایی قابلیت های سازمانی متمایزکننده با توجه به فضای رقابتی حاکم بر صنعت نوشیدنی برای «شرکت زمزم» است که به این منظور از روش پژوهش آمیخته استفاده شد. در بخش کیفی، جامعه آماری شامل مدیران، معاونان، کارشناسان مسئول و مشاوران شرکت زمزم است. مصاحبه شوندگان با روش نمونه گیری قضاوتی و هدفمند و گلوله برفی انتخاب و پس از کدگذاری متن مصاحبه ها، مفاهیم و مقوله های قابلیت های سازمانی با روش تحلیل محتوا به دست آمد. در بخش کمّی برای رتبه بندی قابلیت های شناسایی شده، پرسشنامه های لازم در میان اعضای نمونه آماری که متشکل از یک صد نفر از مدیران، معاونان، کارشناسان و همچنین مشاوران مجموعه زمزم بوده است توزیع و از آمار استنباطی و توصیفی برای تحلیل داده ها استفاده شد؛ درنهایت پس از مطالعه مبانی نظری و مصاحبه با خبرگان زمزم، 65 قابلیت سازمانی در قالب 17 مقوله اصلی در دو دسته عمده از قابلیت های مدیریتی و عملیاتی استخراج شد. در بخش کمّی نیز قابلیت هایی ازجمله نقش واحد پژوهش و توسعه، توسعه محصول جدید و خوش نامی و اعتبار برای نوآوری در صنعت، در بالاترین سطح از رتبه بندی قابلیت های سازمانی «شرکت زمزم» قرار گرفتند.
قابلیت های عملیاتی ازجمله مهم ترین قابلیت های سازمانی هستند که میزان قوت و ضعف آن ها نقش تأثیرگذاری بر عملکرد شرکت ها دارد. با این حال، در شرایط پویایی محیط خارجی، ضرورت دارد که این قابلیت ها به روزرسانی و اصلاح شوند. پژوهش ها نشان می دهند که مجموعه ای از قابلیت های سازمانی با عنوان «قابلیت های پویا» وجود دارند که نوسازی و بازپیکره بندی قابلیت های عملیاتی مانند قابلیت های بازاریابی و فناورانه را میسر می کنند. پژوهش حاضر با هدف بررسی تأثیر قابلیت های عملیاتی در میانجی گری رابطه بین قابلیت های پویا و عملکرد شرکت انجام شده است. جامعه آماری پژوهش شامل شرکت های مشاوره مدیریت کشور ایران بود. برای گردآوری داده ها، پرسشنامه ای طراحی و در میان مدیران عامل این شرکت ها توزیع شد. برای بررسی و تحلیل داده ها از مدل سازی معادلات ساختاری واریانس محور استفاده شد. نتایج نشان داد که عملکرد شرکت و قابلیت های عملیاتی در شرکت هایی قوی تر هستند که قابلیت های پویای قوی تری داشته باشند؛ به علاوه قابلیت های عملیاتی، رابطه بین قابلیت های پویا و عملکرد شرکت را میانجی گری می کند.
مدیریت جهادی از جمله مفاهیمی است که به واسطه ضرورت های انقلاب اسلامی شکل گرفته و آثار و برکات فراوانی را در سالیان گذشته نصیب کشور کرده است. امروزه، با گسترده شدن عرصه دشمنی استکبار از سویی و جهت گیری رو به پیشرفت «جمهوری اسلامی ایران» از سوی دیگر، احساس نیاز به بهره گیری از الگوهای شکل گرفته در این مسیر افزایش یافته است؛ از این رو هدف از این پژوهش، شناسایی اصول حاکم بر مدیریت جهادی با تحلیلی کیفی از تجربه مدیریت جهادی در کشور است؛ بنابراین با نگاهی گسترده تر به مفهوم مدیریت جهادی و پیگیری آن در عرصه های مختلف اقتصادی، صنعتی، نظامی و غیره تلاش شده است تا با بهره گیری از تجربه های فعلان این حوزه ها، اصول کلی حاکم بر مدیریت جهادی تبیین شود. پژوهش حاضر از نظر هدف از نوع پژوهش های توسعه ای است که با روش کیفی تحلیل مضمون مصاحبه های عمقی با 12 نفر از خبرگان انجام شده است. نتایج این پژوهش نشان می دهد که آرمان گرایی واقع گرایانه در مدیریت جهادی، شامل مضامین اصلی مدیریت دانش، نگاه غیر ماشینی یا انسانی به نظام سازی، رهبری و نه اداره، نوآوری، عدم تقلید، نگاه سیستمی، آرمان خواهی و چشم انداز وسیع و عمیق است.
زیست متان به عنوان یک منبع تجدیدپذیر و سازگار با محیط زیست، نقش مهمی در تأمین انرژی مطابق با معیارهای توسعه پایدار ایفا می کند. در این مقاله، مدل برنامه ریزی مختلط عدد صحیح غیرخطی برای تصمیم گیری در مورد مکان بهینه رآکتور تولید زیست متان و چگونگی تخصیص انواع پسماند به عنوان ماده اولیه به رآکتور مطالعه می شود. در این مدل هزینه کل راه اندازی سیستم تولید زیست متان، با درنظرگرفتن محدودیت های مقدار عرضه انواع پسماند در هر مرکز جمع آوری، مقدار تقاضای انواع پسماند در رآکتور و تعداد نیروی کار موجود، حداقل می شود. الگوریتم های ژنتیک و تکامل تفاضلی برای حل مدل، توسعه داده شده اند و نتایج آن ها با یکدیگر مقایسه شده است. زمان حل هر دو الگوریتم نسبتاً یکسان است و الگوریتم تکامل تفاضلی، عملکرد بهتری از نظر مقدار تابع هدف نشان می دهد.
ره نگاری فناوری، مسیری برای مدیریت، برنامه ریزی و توسعه فناوری و ابزاری است که به شرکت ها و صنایع در برنامه ریزی فعالیت هایشان برای موفقیت در بازارهای آینده کمک می کند. در چهارچوب های ره نگاری که تاکنون منتشر شده، به الزامات توسعه فناوری در کشورهای در حال توسعه، کمتر پرداخته شده است. در این مقاله با معرفی یادگیری فناوری به عنوان سطح تحلیل مناسب برای ساختارهای ره نگاری در کشورهای درحال توسعه، مؤلفه های اصلی یادگیری فناورانه شامل ظرفیت جذب و راهبرد همپایی، شناسایی شده است. همچنین تلاش شده با ادغام این مؤلفه ها در ساختارهای رایج ره نگاری، ره نگاشتی مناسب برای صنایع موجود در کشورهای در حال توسعه ارائه شود. ره نگاشت مذکور دارای سه لایه اصلی مشتمل بر زمینه، به دست آوری و ایجاد قابلیت های فناورانه است؛ به گونه ای که محتوای هریک از لایه ها متناسب با راهبرد همپایی مشخص می شود. در نهایت چهارچوب مذکور برای ره نگاری بانکداری اجتماعی در ایران به کار گرفته شده است. \\r\\n
در مقاله حاضر تلاش شده است تاثیر توانمندی های سازمانی معرفی شده توسط چندلر، خصوصاً توانمندی های مدیریتی و بازاریابی بر موفقیت بنگاه های کوچک و متوسط فن آوری محور مورد بررسی قرار گیرد. بدین منظور تجربه چهار بنگاه کوچک و متوسط فن آوری محوری که از یک صندوق ضمانت اعتبار ایرانی، اقدام به درخواست ضمانت نامه نموده اند، مورد مطالعه قرار گرفته است. نتایج حاصل از این بررسی نشان می دهد که دو مورد از چهار بنگاه مطالعه شده تا آستانه واخواست شدن ضمانت نامه پیش رفتند و همین دو بنگاه نیز در توانمندی های مدیریتی و بازاریابی با چالش مواجه بوده اند. بنابراین می توان نتیجه گرفت توانمندی های بازاریابی و مدیریتی نیز در کنار سایر توانمندی های سازمانی چندلر در بقا و موفقیت بنگاه های کوچک و متوسط فن آوری محور موثر هستند. به همین دلیل افزایش اثربخشی تعامل نهادهای مالی و نهادهای سیاست گذار علم و فناوری با این گونه شرکت ها، منوط به توجه این نهادها به وضعیت توانمندی های مدیریتی و بازاریابی بنگاه ها و بهبود این توانمندی ها است.
یکی از دغدغه های سازمان ها، اجرای امن سامانه مدیریت دانش است. بر این اساس، هدف پژوهش حاضر، بررسی تاثیر امنیت فن آوری اطلاعات طبق استاندارد ISO/IEC27001:2013 در اجرای امن سامانه مذکور است. این تحقیق از نظر روش، توصیفی- پیمایشی و از نظر هدف، کاربردی است. اطلاعات مورد نیاز از طریق مطالعات کتاب خانه ای، مصاحبه و پرسش نامه مقایسات زوجی جمع آوری شده است. روش ترکیبی دیمتل و فرایند تحلیل شبکه ای برای تعیین اثرگذاری یا اثرپذیری و اولویت بندی اهداف کنترلی استاندارد فوق در ارتباط با سامانه مدیریت دانش استفاده گردیده است. یافته های پژوهش، بیانگر ارتباط علی و معلولی بین اهداف کنترلی ISO/IEC27001:2013 در استقرار سامانه مدیریت دانش است. همچنین، اهداف کنترلی تشکیلات امنیت اطلاعات، امنیت عملیات، امنیت ارتباطات و رمزنگاری از استاندارد مذکور دارای اولویت بالاتری نسبت به سایر اهداف کنترلی استاندارد فوق هستند.
این پژوهش با هدف شناسایی عوامل کلیدی و سناریوهای احتمالی در افق مشهد 2017 در سازمان تاکسیرانی به دنبال پاسخگویی به این سؤالات است که: در حال حاضر، میزان رضایت شهروندان از خدمات سازمان تاکسی در چه حدی است؟(شناخت وضع موجود)، مهم ترین فاکتورهای کلیدی تأثیرگذار بر روند عملکرد سازمان تاکسیرانی در افق مشهد 2017 کدم اند؟(ارزیابی) و سناریوهای احتمالی پیش رو درروند عملکرد سازمان تاکسیرانی مشهد در افق 2017 چگونه پیش بینی و تحلیل می گردند؟(آینده نگاری). نتایج پژوهش، پس از تحلیل 374 پرسشنامه، در نرم افزار SPSS و از آزمون های میانگین، تحلیل عاملی و 15 پرسشنامه تخصصی در سناریونویسی ویزارد، نشان داد که رضایت شهروندان از خدمات سازمان تاکسیرانی در حد کمی پایین تراز متوسط (2.65) قرار دارد. نتایج تحلیل عاملی به اکتشاف 6 عامل کلیدی (آسایش تاکسی، تاکسیران کاردان، پویایی سازمان، توسعه ی خدمات تاکسی، کرایه عادلانه و توسعه زیرساخت فرهنگی تاکسیرانی) مؤثر بر میزان رضایت شهروندان پرداخت، بطوریکه نتایج حاصل از تکنیک تاپسیس نشان داد که تاکسی گردشی از دیدگاه متخصصان و شهروندان از اولویت اول و تاکسی مبادی از بدترن وضعیت برخوردار است، درنهایت از ترکیب نقش 6 مؤلفه و نمره دهی تخصصی متخصصان، درمجموع 318 سناریو احتمالی از نرم افزار ویزارد استخراج شد که از این میان 3 سناریو قوی احتمالی در مشهد 2017، سازمان تاکسیرانی را در زمینه ی خدمات رسانی به شهروندان دستخوش تغییر خواهد کرد.
هدف اصلی پژوهش حاضر بررسی نقش اعتماد مدیریتی بررابطه مبادله رهبر- عضو باتوانمندسازی روانشناختی کارکنان سازمان فناوری اطلاعات شهرداری مشهد می باشد. روش تحقیق در این پژوهش بر اساس هدف از نوع کاربردی، بر اساس گردآوری اطلاعات و تجزیه و تحلیل از نوع توصیفی و غیر آزمایشی و از نظر نوع اجرا پیمایش می باشد. جامعه آماری این پژوهش شامل کلیه کارکنان سازمان فناوری اطلاعات شهرداری مشهد می باشد که تعداد آنها در مجموع 1200 نفر است و با استفاده از فرمول کوکران نمونه آماری نفر291 با نمونه گیری تصادفی انتخاب شدند . برای جمع آوری داده ها از سه پرسشنامه استاندارد پرسش نامه رهبر- عضو از بروچ گرویینگ وبوستر (1997)و پرسش نامه اعتماد باتلر (1991 ) و پرسشنامه توانمندسازی از اسپریتزر ( 1995) استفاده شده است. برای تجزیه و تحلیل داده ها از نرم افزار 18 spssاستفاده شده است نتایج پژوهش حاکی از این است که با اطمینان 95% میان تمامی مولفه های پژوهش رابطه معنادار و مثبت وجود دارد و در نهایت نیز با استفاده از رگرسیون تاثیر مولفه های اعتماد مدیریتی بر مبادله رهبر- عضو و توانمندسازی روانشناختی مورد بررسی قرار گرفت. ضریب همبستگی جزئی بین تمامی ابعاد پژوهش نشان دهنده از تاثیر مثبت میان مولفه های پژوهش می باشد و با توجه به پاسخ کارکنان به سولات پیشنهاداتی جهت بهبود توانمند سازی و اعتماد مدیریتی میان مدیران و کارکنان ارائه شد.