فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲٬۸۰۱ تا ۲٬۸۲۰ مورد از کل ۵۷٬۴۳۹ مورد.
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر به بررسی تأثیر سودآوری بر رابطه بین مسئولیت اجتماعی شرکت و توانایی مدیریت بر ارزش شرکت در شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران می پردازد. به منظور دستیابی به هدف فوق، اقدام به تدوین چهار فرضیه اصلی شد. بر این اساس به منظور آزمون فرضیه های پژوهش، نمونه ای متشکل از 171 شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران در بازه زمانی 1397 الی 1401 انتخاب شد. جهت آزمون فرضیه های پژوهش نیز از مدل رگرسیون چندمتغیره مبتنی بر داده های ترکیبی استفاده شده است. این پژوهش از لحاظ هدف کاربردی، جمع آوری داده ها کمی و پس رویدادی و از نظر تجزیه وتحلیل توصیفی همبستگی می باشد. یافته های پژوهش نشان داد مسئولیت اجتماعی شرکت و توانایی مدیریت بر ارزش شرکت تأثیر مثبت و معناداری دارد، یعنی افزایش مسئولیت اجتماعی شرکت و توانایی مدیریت، افزایش ارزش شرکت را به دنبال دارد؛ علاوه بر این، نتایج بیانگر این است که سودآوری رابطه بین مسئولیت اجتماعی شرکت و توانایی مدیریت بر ارزش شرکت را تقویت می کند.
تحلیل مفاد توسعه فناوری و نوآوری در برنامه ششم توسعه و پیشنهادات سیاستی جهت درج در برنامه هفتم(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
بهبود مدیریت سال ۱۸ بهار ۱۴۰۳ شماره ۱ (پیاپی ۶۳)
107 - 144
حوزههای تخصصی:
با توجه به اهمیت فناوری در توسعه اقتصادی کشور و نقش بسزای آن در بهبود درجات بهره وری و خلق ارزش افزوده، همواره توسعه قابلیت های فناورانه در برنامه های سیاستی مورد توجه قرار گرفته است. در این پژوهش ضمن آسیب شناسی محتوای برنامه ششم از نگاه توسعه قابلیت های فناورانه و نوآورانه، احکام پیشنهادی برای درج در برنامه هفتم ارائه گردیده است. برای این مهم ابتدا در قالب چارچوبی پیشنهادی، یک تحلیل محتوایی از مفاد قانونی برنامه ششم توسعه صورت می پذیرد تا ضمن بررسی شاکله ابزارها و حوزه های مداخلاتی این قانون در حوزه فناوری و نوآوری، چارچوب مداخلاتی این احکام در قالب محیط نهادی و محیط اقتصادی تحلیل شود. سپس بر اساس پنل های خبرگی برگزار شده، چالش های فقدان عملکرد قابل قبول از مفاد قانونی برنامه احصاء گردید که این موارد شامل «عدم تبدیل احکام به برنامه های سیاستی»، «فقدان سیاست های مأموریت گرا»، «عدم استفاده از ابزارهای سیاست نوآوری»، «عدم توجه به توسعه فناوری در بخش های مهم و گلوگاهی»، «عدم توجه به توسعه کسب و کارهای جدید به ویژه در حوزه پلت فرم های اقتصاد دیجیتال» است. در ادامه و به منظور درج در احکام برنامه هفتم، چهار برنامه پیشنهادی برای تسهیل مسیر توسعه فناوری و نوآوری در برنامه هفتم شامل «توسعه فناوری در زنجیره ارزش بخش های مهم صنعتی»، «توسعه بازار بین المللی و افزایش صادرات محصولات دانش بنیان»، «تنظیم گری فعالیت کسب و کارهای اینترنتی» و «توسعه شبکه های نوآوری بخشی» پیشنهاد گردید.
اثربخشی آموزشی راهبردهای شناختی و فراشناختی بر رفتارهای خودشکن آموزشی و تفکر خود ارزیابی منفی در درس عربی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت و چشم انداز آموزش دوره ۶ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۲ (پیاپی ۲۰)
259 - 278
حوزههای تخصصی:
هدف این تحقیق اثربخشی آموزشی راهبردهای شناختی و فراشناختی بر رفتارهای خودشکن آموزشی و تفکر خود ارزیابی منفی دردرس عربی می باشد. این تحقیق از نظر هدف کاربردی و پژوهش شبه آزمایشی با طرح پیش آزمون- پس آزمون با گروه گواه می باشد. جامعه آماری پژوهش شامل دانش آموزان مقطع راهنمایی شهرمقدس کربلاء می باشد، که تعداد 105 نفر از آن ها به شیوه نمونه گیری تصادفی خوشه چند مرحله ای انتخاب شدند و به صورت تصادفی در سه گروه 35 نفره (گروه کنترل 35 نفر و دو گروه آزمایش 35 نفر) گمارده شدند. جمع آوری داده ها بر اساس پرسشنامه استاندارد رفتارهای خودشکن آموزشی جونز و رودالت (1982) و تفکر خودارزیابی منفی جاج و همکاران (2003) انجام گرفت. روایی صوری و محتوایی پرسشنامه به تأیید اساتید و متخصصان علوم تربیتی رسید و از طریق تحلیل عاملی تأیید مورد تأیید قرار گرفت، پایایی پرسشنامه بر اساس ضریب آلفای کرونباخ رفتارهای خودشکن آموزشی 88/0 و تفکرخودارزیابی منفی 86/0 به دست آمد. تجزیه و تحلیل اطلاعات به دست آمده از اجرای آزمون ها از طریق نرم افزار SPSS22 در دو بخش توصیفی شامل (میانگین، انحراف استاندارد، کجی و کشیدگی) و استنباطی (تحلیل کوواریانس) انجام پذیرفت. نتایج تحقیق نشان داد که آموزش راهبردهای شناختی و فراشناختی بر کاهش رفتارهای خودشکن آموزشی و تفکر خود ارزیابی منفی دانش آموزان اثر مثبت و معنی داری دارد. پیشنهاد می شود به صورت عملی در مدارس، کارگاه های آموزشی و دوره های آموزشی، آموزش راهبردهای شناختی و فراشناختی متناسب با دانش آموزان آموزش داده شود.
بررسی تاثیر سرمایه فکری بر عملکرد سازمانی و عملیات مدیریت دانش (مورد مطالعه: فرمانداری شهرستان همدان)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: ظهور اقتصاد جدید مبتنی بر دانش و اطلاعات منجر به افزایش علاقه محققان به مطالعه در حوزه سرمایه فکری شده است. این حوزه که توجه بسیاری از محققین را به خود جلب نموده است، سرمایه فکری را به عنوان ابزاری برای تعیین ارزش سازمان مورد استفاده قرار می دهند. در اقتصاد دانشی برخلاف اقتصاد صنعتی، دانش یا سرمایه فکری به عنوان عامل تولید ثروت در مقایسه با سایر دارایی ها، برکسب مزیت رقابتی و پیشبرد اهداف سازمانی نقش به سزایی ایفا می کند. مدیریت دانش با ارزش ترین و استراتژیک ترین منبع برای سازمان هاست و عملکرد سازمانی نیز از اجرای کلیدی دست یابی به موفقیت و برتری آن ها می باشد. پژوهش حاضر با هدف بررسی تاثیر سرمایه فکری بر عملکرد سازمانی و عملیات مدیریت دانش در فرمانداری شهرستان همدان انجام شد.روش شناسی پژوهش: این پژوهش از لحاظ هدف کاربردی می باشد. روش پژوهش، توصیفی از نوع همبستگی و جامعه آماری پژوهش شامل کلیه کارکنان فرمانداری شهرستان همدان در سال 1402-1401 بود که مشتمل بر 65 نفر می باشند. در این تحقیق با استفاده از جدول مورگان و با توجه به تعداد محدود جامعه آماری، تعداد نمونه تحقیق برابر56 نفر انتخاب گردید و شیوه نمونه گیری به روش تصادفی ساده می باشد. همچنین پایایی پرسشنامه ها با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ و پایایی ترکیبی مورد تایید می باشند. جهت تحلیل داده های پژوهش از روش تحلیل مسیر با استفاده از نرم افزارهای SPSS 26 و SmartPLS 4 بهره گرفته شده است.یافته ها: نتایج نهایی آزمون فرضیات نشان داد که سرمایه فکری بر عملکرد سازمانی کارکنان فرمانداری شهرستان همدان تاثیر معناداری ندارد؛ سرمایه فکری بر عملیات مدیریت دانش کارکنان فرمانداری شهرستان همدان تاثیر معناداری دارد. عملیات مدیریت دانش بر عملکرد سازمانی کارکنان فرمانداری شهرستان همدان تاثیر معناداری دارد.اصالت/ارزش افزوده علمی: در سازمان موردمطالعه، سرمایه فکری به طور مستقیم بر عملکرد سازمانی کارکنان فرمانداری شهرستان همدان تاثیر معناداری نداشت؛ اما از طریق عملیات مدیریت دانش بر عملکرد سازمانی کارکنان تاثیر داشت. لذا برنامه ریزی جهت بهبود وضعیت عملیات مدیریت دانش (مشارکت دانش، خلق و کسب دانش) در فرمانداری همدان ضروری است.
ارائه الوي ایثارگری شغلی با رویکرد کیفی (مورد مطالعه: کارکنان شاغل در بخش کرونایی)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر، به منظور طراحی الگوی ایثارگری شغلی کارکنان شاغل در بخش کرونایی انجام شد. روش پژوهش، کیفی و از نوع نظریه داده بنیاد بود. مشارکت کنندگان پژوهش حاضر، متخصصین و پرستاران بیمارستان عباسی شهر میاندوآب بودند که تعداد 12 نفر از میان آن ها به صورت هدفمند جهت انجام مصاحبه عمیق انتخاب شدند و مصاحبه ها تا آنجا ادامه یافت که داده ها به اشباع نظری رسیدند. برای بررسی قابلیت اعتماد و روایی پژوهش، چهار معیار قابلیت اعتبار، قابلیت انتقال، قابلیت اتکا و قابلیت تأیید بکار گرفته شد. طی تحلیل داده های کیفی با استفاده از روش کدگذاری باز و محوری و گزینشی در نهایت 17 متغیر اصلی در قالب پنج دسته کلی از مؤلفه ها شناسایی شد که عبارت اند از: متغیرهای علی ایثارگری شغلی (تقرب به خدا، نوع دوستی، رفاه اقتصادی)؛ در شرایط زمینه ای ایثارگری شغلی (شرایط سیاسی و اداری، ثبات اقتصادی، شرایط اجتماعی و فرهنگی)؛ در شرایط مداخله گر ایثارگری شغلی (نکوداشت روحیه ایثارگری، اعتقاد ﻣﺴﺌﻮﻻن به ایثارگری، بودجه ﺑﺮای ﺗﺮوﯾﺞ اﯾﺜﺎرﮔﺮی)؛ در راهبردهای ایثارگری شغلی (توانمندسازی کارکنان، سیستم پاداش منصفانه، کیفیت زندگی کاری)؛ و در پیامدهای ایثارگری شغلی (شایستگی، بهره وری، تزکیه نفس، پیشرفت جامعه، سطح زندگی بالا). نتایج این تحقیق بیانگر این است که درصد بالایی از کارکنان نظام سلامت تمایل دارند در شغل خود در شرایط سخت بمانند و از بیماران مراقبت کنند. اغلب افراد ترک شغل را در شرایط بحرانی غیراخلاقی و غیرحرفه ای می دانند و ارتقاء کیفیت زندگی کاری و حمایت اجتماعی از افراد، انگیزه ایثارگری شغلی آنها را بیشتر خواهد کرد.
کارکرد هویت سازمانی مدیران در ارزیابی پیامدهای گزارشگری مالی فرصت طلبانه: بسط فرآیند رافُ گرافی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: هویت سازمانی مدیران را می توان عاملی مهمی در ارتقاء افزایش کیفیت گزارشگری مالی تلقی نمود، چراکه این رویکرد مدیران است که باعث می شود تا واقعیت های عملکردی به موقع و قابل اتکاء در اختیار ذینفعان قرار گیرد. لذا هدف این مطالعه، بسط فرآیند راف گرافیِ کارکرد هویت سازمانی مدیران جهت ارزیابی پیامدهای گزارشگری مالی فرصت طلبانه می باشد.
روش: در این مطالعه که به لحاظ جمع آوری داده ها، ترکیبی محسوب می شود، ابتدا از طریق فراترکیب نسبت به شناسایی ابعاد هویت سازمانی مدیران و پیامدهای گزارشگری مالی فرصت طلبانه اقدام می شود و سپس براساس تحلیل دلفی فازی، سطح پایایی ابعاد شناسایی شده مورد کنکاش قرار می گیرد. در بخش کمی نیز جهت تعیین مهمترین محور اثرگذار هویت سازمانی مدیران در ارزیابی پیامدهای گزارشگری مالی فرصت طلبانه، از مجموعه فرآیند راف و ویکور خاکستری استفاده شد.
یافته ها: نتایج پژوهش در بخش کیفی از تعیین 5 بعد محرک در هویت سازمانی مدیران و 5 پیامد گزارشگری مالی فرصت طلبانه حکایت دارد. از طرف دیگر، نتایج در بخش کمی نشان داد، حمایت ابزاری مدیران به دلیل هویت سازمانی تقویت شده، احتمالاً می تواند مانع از کاهش کارایی سرمایه گذاری شرکت ها به عنوان پیامد منفی گزارشگری مالی فرصت طلبانه می گردد.
نتیجه گیری: این نتیجه بیان کننده ی این موضوع است که وجود چنین رویکرد حمایتگرایانه ای توسط مدیران باعث می شود تا رویه های استراتژیک شرکت در تأمین دانش سازمانی به شکل ابزارگرایانه تقویت گردد و مدیریت نسبت به توسعه ی چنین سیستم هایی باهدف کاهش هزینه های عملیاتی اقدام نماید.
ارائه الگوی توسعه پایداری بانک صادرات ایران بر مبنای اخلاق حرفه ای(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات مدیریت توسعه سبز سال ۳ بهار و تابستان ۱۴۰۳ شماره ۱
199 - 222
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف ارائه الگوی توسعه پایداری بانک صادرات ایران بر مبنای اخلاق حرفه ای انجام شده است. تحقیق حاضر از نوع طرح های تحقیق آمیخته اکتشافی می باشد، بر این اساس ابتدا با استفاده از رویکرد کیفی ابعاد، مولفه ها و شاخص های عوامل دخیل در الگوی توسعه پایداری بر مبنای اخلاق حرفه ای در حوزه مدیریت منابع انسانی شناسایی و مدل اولیه تحقیق طراحی شده است، در گام بعدی، براساس اطلاعات به دست آمده از مرحله قبل، نسبت به اعتبارسنجی مدل اقدام شد (رویکرد کمی). مشارکت کنندگان در بخش کیفی شامل خبرگان و مدیران و کارشناسان ارشد توسعه پایداری و اخلاق حرفه ای در شبکه بانک صادرات ایران بودند. تجزیه وتحلیل داده های حاصل از هر مصاحبه عمیق با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای و طبقه ای ادامه یافت و تا سطح اشباع نظری و کفایت داده ها ادامه یافت. بدین ترتیب نمونه ای متشکل از 17 نفر خبره برای مصاحبه دعوت شدند. جامعه مورد مطالعه در پژوهش کمی، یعنی برای سنجش و تایید برازش مدل، مدیران و معاونان و کارشناسان ارشد آن ها که سال ها در امور مختلف عرصه خدمات بانکداری صاحب تجربه و دانش و مهارت هستند که از این میان نمونه ای متشکل از 400 نفر انتخاب شد. گردآوری داده ها در دو بخش کیفی و کمی به ترتیب با استفاده از مصاحبه نیمه ساختاریافته و پرسشنامه انجام شده است. تحلیل داده ها در بخش کیفی با روش تحلیل مضمون و نرم افزار مکس کیودا و در بخش کمی با روش های مدل سازی ساختاری تفسیری و حداقل مربعات جزئی و نرم افزار اسمارت پی. آل. اس انجام شده است. عواملی شامل عوامل اقتصادی، عوامل اجتماعی، عوامل زیست محیطی، عوامل استراتژیک، عوامل اخلاق حرفه ای، افشای پایداری، مدیریت منابع انسانی سبز، مدیریت زنجیره تأمین، خلق ارزش پایدار، و عوامل روانی به عنوان مضامین اصلی الگوی توسعه پایداری با رویکرد اخلاق حرفه ای در بانک صادرات شناسایی شدند. یافته های بخش کمی ضمن تایید فرضیه های تحقیق نشان داد که مدل پیشنهادی از اعتبار مطلوبی برخوردار است.
جنبه های تاریک به کارگیری بازی پردازی: واکاوی چالش های اخلاقی بازی پردازی در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت بازرگانی دوره ۱۶ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۲
415 - 446
حوزههای تخصصی:
هدف: امروزه محبوبیت بازی پردازی در کسب وکارها، در حوزه هایی همچون بازاریابی، فروش، منابع انسانی و آموزش، به طور فزاینده ای رشد پیدا کرده است و از طرف دیگر، به عنوان یک حوزه تحقیقاتی نوظهور، در کانون توجه محققان دانشگاهی قرار گرفته است. بازی پردازی به عنوان رویکردی جدید، به منظور تقویت رفتار مطلوب در کارکنان، افزایش تعامل مشتریان با محصولات شرکت و حتی، تغییر احساس شهروندان از وقایع محیطشان استفاده می شود. پیش بینی ها نشان دهنده افزایش روند رو به رشد سرمایه گذاری روی این حوزه در سطح کسب وکارها و نیز جوامع است. با وجود مزایای انکارنشدنی بازی پردازی در کسب وکارها و با توجه به تأثیر بازی پردازی در زندگی افراد و جوامع، به کارگیری آن با چالش های بسیاری همراه است؛ اما در رابطه با جنبه های اخلاقی آن در ایران مطالعات محدودی صورت گرفته است. با توجه به آنچه بیان شد، هدف پژوهش حاضر شناسایی و اولویت بندی چالش های اخلاقی بازی پردازی در ایران است تا با درک جنبه های تاریک این مفهوم، به تقویت طراحی و استفاده از بازی پردازی بپردازد.روش: برای دستیابی به هدف پژوهش از رویکرد آمیخته متوالی اکتشافی استفاده شده است. در مرحله اول، با بهره گیری از رویکرد کیفی، ۱۵ مصاحبه نیمه ساختاریافته، به منظور شناسایی و استخراج چالش های اخلاقی بازی پردازی انجام شد. داده های کیفی حاصل از این مرحله، با بهره گیری از رویکرد تحلیل مضمون، تجزیه وتحلیل شدند. در مرحله دوم پژوهش، با استفاده از رویکرد کمّی تجزیه وتحلیل شانون، به رتبه بندی و اولویت بندی چالش های اخلاقی بازی پردازی پرداخته شد. جامعه آماری پژوهش حاضر، خبرگان دانشگاهی، متخصصان، طراحان و پژوهشگران فعال در حوزه بازی پردازی بودند که با استفاده از رویکرد قضاوتی انتخاب و به مشارکت دعوت شدند.یافته ها: تحلیل مصاحبه های صورت گرفته با خبرگان نشان می دهد که چالش های اخلاقی بازی پردازی در ایران را می توان به هفت مقوله اصلی و ۴۵ شاخص دسته بندی کرد. مقوله های استخراج شده، به ترتیب اولویت عبارت اند از: پیامدهای منفی روحی و جسمی، چالش های مرتبط با دسترسی، چالش های مرتبط با امنیت و حریم خصوصی، چالش های مرتبط با محتوای بازی پردازی، چالش های مرتبط باکیفیت و صحت اطلاعات (آلودگی اطلاعات)، چالش های مرتبط با حقوق و مالکیت فکری و چالش های اخلاقی مسئولیت پذیری و پاسخ گویی.نتیجه گیری: با بررسی مطالعات حوزه بازی پردازی آشکار می شود که بیشتر تحقیقات، بر منافع و پیامدهای مثبت این روند نوظهور تمرکز کرده اند و کمتر مطالعه ای به مسائل اخلاقی و جنبه های منفی این حوزه پرداخته است. در این پژوهش مجموعه ای از چالش های اخلاقی بازی پردازی شناسایی و اولویت بندی شد تا درک کل نگرانه ای از جنبه های تاریک پیش روی به کارگیری این رویکرد نوین در بستر فرهنگی، اجتماعی و مذهبی ایران فراهم آید. با توجه به افزایش نفوذ بازی پردازی در جنبه های مختلف کسب وکار و نیز جامعه، نتایج حاصل از این پژوهش به توسعه دهندگان برنامه های بازی پردازی و نهادهای سیاست گذار در این حوزه کمک خواهد کرد تا با بصیرتی جامع در رابطه با جنبه های تاریک و چالش های پیش روی به کارگیری بازی پردازی در سطح کسب وکار و جامعه، به کاهش پیامدهای منفی آن مبادرت ورزند و فضای ایمن تری را برای بازیگران برنامه های بازی پردازی شده فراهم سازند. از طرف دیگر، به کاربران نیز بینشی ارائه می دهد تا آسیب پذیری از این برنامه ها را کاهش دهند.
An Effective Model for Ontology Relations Efficacy on Stock prices: A Case Study of the Persian Stock Market(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
The unpredictability of the stock market makes it a serious area of study and analysis. With the help of the accumulated information available in the current digital age and the power of high-performance computing machines, there is a great focus on using these capabilities to design algorithms that can learn stock market trends and successfully predict stock prices. The main goal is to create an intelligent system that provides these features for predicting short-term stock price trends to facilitate the investment decision process. To increase the accuracy and productivity of these systems and facilitate the routine of using common-sense knowledge in machine learning systems, developing or enriching knowledge bases and ontology for market modeling will be one of the effective measures in this field. In this research, an attempt has been made to strengthen and enrich the basic ontology created by the authors by using other global ontologies related to the subject of the stock market, and parts of the target space that were not addressed have been added to the ontology. By combining reference ontologies, a level of standardization is also created for the ontology and stability in the representation of concepts and relationships is ensured. In the next step, it has been tried to test the impact of the concepts and relations of the ontology in predicting stock price movements. For this purpose, news in the field of economy is considered as input and a model is created that first filters the textual inputs related to the desired stock symbol and then observes their effect on the price changes of the related stock. After improving the performance and comprehensiveness of the ontology, the study conducted in this report presented a model to measure and prove the effect of the relationships in this ontology on price changes. In practice, according to human limitations and the tools used, this effect was observed and confirmed with a proper level of certainty by checking the economic news.
تأثیر همراستایی بین اینفلوئنسرها و مخاطبانشان بر قصد خرید با نقش میانجی رفتار شهروندی مشتری و رفتار مشارکت مشتری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
امروزه بازاریابان و برندها با نفوذ رسانه های اجتماعی از اینفلوئنسرها به عنوان استراتژی بازاریایی برای معرفی محصولات استفاده می کنند. بر این اساس، هدف از پژوهش حاضر بررسی تأثیر همراستایی بین اینفلوئنسرها و مخاطبانشان بر قصد خرید با نقش میانجی رفتار شهروندی مشتری و رفتار مشارکت مشتری است. این پژوهش از نظر هدف، کاربردی و از لحاظ روش جمع آوری داده ها توصیفی-همبستگی است. جامعه آماری شامل کاربران شبکه اجتماعی اینستاگرام است. حجم نمونه براساس جدول کرجسی و مورگان 384 نفر به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شد. در این مطالعه برای جمع آوری داده ها از ابزار پرسشنامه استفاده شد که روایی و پایایی آن نیز تأیید شد. داده های پژوهش با استفاده از روش مدل سازی معادلات ساختاری با رویکرد حداقل مربعات جزئی تجزیه و تحلیل شد. نرم افزارهای استفاده شده SPSS.22 و Smart PLS 4.0 است. نتایج نشان داد که همراستایی بین اینفلوئنسرها و مخاطبانشان بر رفتار مشارکت مشتری و رفتار شهروندی مشتری تأثیر مثبت و معنادار دارد. همچنین، تأثیر معنادار رفتار مشارکت مشتری و رفتار شهروندی مشتری بر قصد خرید تأیید شد. در نهایت، مشخص شد که رفتار مشارکت مشتری و رفتار شهروندی در ارتباط با همراستایی بین اینفلوئنسرها و مخاطبانشان و قصد خرید نقش میانجی دارد. نتایج پژوهش حاضر می تواند برای توجه به قدرت اینفلوئنسرها در افزایش میزان خرید در استراتژی بازاریابی کسب و کارها استفاده شود.
مدل سازی و تحلیل سناریوی چالش های خلق رفتار هم آفرینی برند مشتری: تحلیلی بر راهبردهای مقابله(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تحقیقات بازاریابی نوین سال ۱۴ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۲ (پیاپی ۵۳)
121 - 148
حوزههای تخصصی:
رفتار هم آفرینی برند مشتری در برندسازی اهمیت فراوانی دارد. تاکنون پژوهش در زمینه شناسایی چالش های خلق این رفتار و راهبردهای برون رفت از آنها انجام نشده است. پژوهش حاضر برای شناسایی چالش ها، تحلیل روابط آنها و ارائه راهبردهای مقابله انجام شده است. این مطالعه در سه مرحله انجام شده است که در مرحله اول و سوم چالش ها و راهبردهای مصاحبه های نیمه ساختاریافته با رویکرد کیفی و نیز با انجام دادن تحلیل تماتیک شناسایی شد. در این دو مرحله جامعه آماری متشکل از خبرگان دانشگاهی و متخصصان فعّال در صنعت تجارت الکترونیک بوده که در آن از روش نمونه گیری قضاوتی و گلوله برفی استفاده شده است. در مرحله دوم با رویکرد کمّی پرسشنامه محقق ساخته، روش نگاشت شناختی-فازی و روابط بین چالش ها تحلیل و سناریونگاری شد. نمونه آماری این مرحله 10 نفر از خبرگان دردسترس بوده است. نتایج نشان داد که 15 چالش در سه سطح کلی «چالش های درون سازمانی»، «موانع محیطی» و «مسائل سمت مشتری» وجود دارد. چالش های نبود ارتباطات اثربخش بین برند و مشتری، برند کارفرمایی ضعیف و عدم نگرش و همسویی استراتژیک در تمامی سناریوهای روبه عقب وجود داشته است؛ بنابراین این چالش ها در خلق هم آفرینی برند مشتری اهمیت فراوانی دارند. مشکلات فرهنگی جامعه مستقل ترین چالش در سناریوهای روبه جلو بوده است. برند کارفرمایی ضعیف و فرهنگ سازمانیِ بسته دو چالشی است که در تمامی سناریوهای روبه جلو وجود داشته است؛ بنابراین این چالش ها در خلق هم آفرینی برند مشتری اهمیت فراوانی دارند. تحلیل هر دو دسته سناریو بیانگر اهمیت بسیار زیاد چالش برند کارفرمایی ضعیف است. در پایان، در این پژوهش برای مقابله با چالش های احتمالی 16 راهبرد در سه سطح «آماده سازی سازمان برای حرکت به سمت هم آفرینی»، «کاهش تأثیر موانع محیطی و خارج از کنترل سازمان» و «ترغیب مشتری برای بروز رفتار هم آفرینی برند» پیشنهاد شد.
شناسایی عوامل و مولفه های موثر بر حکمرانی و تنظیم گری بازار خدمات حقوقی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
چشم انداز مدیریت دولتی سال ۱۵ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۵۹
104 - 129
حوزههای تخصصی:
هدف: در زمینه ی حکمرانی و تنظیم گری بازار خدمات حقوقی، چالش ها و فرصت های بی شماری پدید آمده اند که نیازمند بررسی دقیق و جامعی هستند. افزایش فناوری های نو، تغییر نیازهای جامعه و تنوع فزاینده ی خدمات حقوقی فشارهایی را بر سیستم های سنتی حکمرانی و تنظیم گری بازار خدمات حقوقی وارد کرده اند. هدف از این پژوهش، شناسایی، تحلیل و ارزیابی جامع عوامل و مولفه های کلیدی مؤثر بر حکمرانی و تنظیم گری بازار خدمات حقوقی به منظور ارائه پیشنهاداتی برای بهبود و ارتقاء کارایی و اثربخشی این نظام ها در پاسخ به چالش های معاصر و فرصت های پیش رو است. این پژوهش تلاش می کند فهم عمیق تری از پیچیدگی های حکمرانی و تنظیم گری در این بازار ارائه کند و راهکارهای عملی برای بهبود دسترسی به خدمات حقوقی مؤثر، شفاف و مقرون به صرفه ارائه دهد.طراحی/ روش شناسی/ رویکرد: روش استفاده شده در پژوهش حاضر روش فراترکیب است. به منظور استفاده از روش فراترکیب شیوه های مختلفی ارائه شده است. برای تحقق اهداف این پژوهش از روش هفت مرحله ای سندلوسکی و باروسو استفاده شد. پس از مطالعات اولیه کتابخانه ای از 364 پژوهش انجام شده و انتخاب 37 پژوهش منتخب طی سال های 2000 تا 2023 نسبت به شناسایی عوامل و مولفه های موثر بر حکمرانی و تنظیم گری بازار خدمات حقوقی اقدام شد. پس از چندین دور بازخوانی و بازبینی داده های کدگذاری شده برای پالایش و بهبود مجموعه مضامین تعداد 269 مشخصه شناسایی گردید. در مرحله بعد به تحلیل، ترکیب و تلفیق کدهای به دست آمده از مرحله قبل در قالب مفاهیم پرداخته شد و کدهای شناسایی شده بر اساس میزان تشابه مفهومی دسته بندی و ترکیب شدند. در این مرحله کدهای استخراج شده در قالب 26 مفهوم و مفاهیم شناسایی شده در سطح بالاتری در قالب 7 مولفه و عامل کلیدی طبقه بندی شدند.یافته های پژوهش: یافته های به دست آمده از پژوهش نشان می دهد عوامل قوانین و مقررات، استانداردهای حرفه ای، کیفیت نهادهای تنظیم گری، آموزش و توسعه حرفه ای، رقابت و بازار، فناوری و نوآوری و اصول اخلاقی مولفه های تاثیرگذار بر حکمرانی و تنظیم گری بازار خدمات حقوقی است که در پژوهش ها از منظرهای مختلف جهت ارزیابی و بهبود نظام های حکمرانی بازار خدمات حقوقی و حرفه وکالت مورد تحلیل و بررسی قرار گرفته اند. با توجه به عوامل شناسایی شده یکپارچه سازی و تدوین قوانین و مقررات جامع در حوزه خدمات حقوقی و تفکیک کارکردهای تنظیم گری و صنفی نهادهای تنظیم گری جهت جلوگیری از بروز تعارض منافع توسط سیاستگذاران و قانون گذاران و نیز استانداردگذاری بهترین شیوه های حرفه ای در تمام جنبه های حرفه وکالت و خدمات حقوقی، آموزش مستمر فعالان بازار خدمات حقوقی مانند وکلا و مشاوران، جلوگیری از بروز انحصار و تضمین رقابت سالم، توجه به نوآوری ها در عرصه فناوری های حقوقی و ارائه و حفظ استانداردهای اخلاقی توسط نهادهای تنظیم گری موجب ارتقاء کارایی و بهبود نظام حکمرانی و تنظیم گری در بازار خدمات حقوقی می شود.محدودیت ها و پیامدها: دسترسی به اطلاعات، تنوع سیستم های حقوقی و تنظیم گری، تغییرات مداوم قوانین و مقررات و محدودیت های مرتبط با تعمیم نتایج به سایر محیط ها و بازارها، به ویژه با توجه به تنوع گسترده ی قانونی و فرهنگی از جمله محدودیت های پژوهش به حساب می آیند.پیامدهای عملی: این پژوهش می تواند پیامدهای عملی مهم و متنوعی داشته باشد که به بهبود عملکرد و کارایی بازار خدمات حقوقی کمک می کند. این پیامدها شامل موارد زیر است:تدوین سیاست های مؤثرتر: نتایج پژوهش می تواند به دولت ها و نهادهای تنظیم گری کمک کند تا سیاست ها و مقرراتی را تدوین کنند که به طور موثرتری به چالش های موجود در بازار خدمات حقوقی پاسخ دهند.افزایش شفافیت: شناسایی عوامل موثر می تواند به افزایش شفافیت در نحوه عملکرد نهادهای تنظیم گری و ارائه دهندگان خدمات کمک کند، که این امر اعتماد عمومی را تقویت می کند.بهبود دسترسی به خدمات حقوقی: این پژوهش می تواند در شناسایی موانع دسترسی به خدمات حقوقی و ارائه راهکارهایی برای رفع این موانع نقش داشته باشد.تقویت همکاری بین ذی نفعان: پژوهش می تواند زمینه های مشترک بین دولت، ارائه دهندگان خدمات، مصرف کنندگان، و سایر ذی نفعان را شناسایی کرده و به تقویت همکاری و هماهنگی بین آن ها کمک کند.افزایش پایداری و انعطاف پذیری: شناسایی عوامل و مولفه های موثر می تواند به بازار خدمات حقوقی کمک کند تا در برابر تغییرات سریع اجتماعی، اقتصادی و فناورانه انعطاف پذیر و پایدار باشد.در مجموع، پژوهش در این حوزه می تواند منجر به ارتقاء عملکرد کلی بازار خدمات حقوقی شود، به طوری که منافع همه ذی نفعان به بهترین شکل ممکن تأمین شود.ابتکار یا ارزش مقاله: این پژوهش با اتخاذ یک رویکرد چندبُعدی و چندرشته ای، نوآوری داشته و به جای تمرکز صرف بر جنبه های حقوقی و اقتصادی جنبه های اجتماعی، فرهنگی، فناورانه و اخلاقی را نیز در بر می گیرد که به شناسایی عوامل پیچیده تری که بر حکمرانی و تنظیم گری تأثیر می گذارند کمک می کند.نوع مقاله: مقاله پژوهشی
الگوی دستیابی به سناریوهای مطلوب صنعت نفت و گاز ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات مدیریت راهبردی سال ۱۵ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۵۹
25 - 43
حوزههای تخصصی:
امروزه صنعت نفت و گاز به دلیل اهمیت در درآمدزایی کشور با چالش هایی مواجه است. در همین حوزه مطالعاتی در حوزه سناریوهای صنعت نفت و گاز ایران انجام شده است که هرکدام به نوعی از یک یا چند جنبه به پیش بینی و ارائه سناریوها پرداخته اند. عدم وجود یک الگوی جامع در مطالعات پیشین توجه به این موضوع را پر اهمیت کرده است. در این پژوهش هدف اصلی ارائه الگوی جامع دستیابی به سناریوهای مطلوب نفت و گاز ایران است. برای تحقق این هدف، از روش فراترکیب استفاده شده است. در ابتدا با مشخص کردن هدف و مطالعه نظام مند ادبیات، مقالات مرتبط جستجو و انتخاب شدند. از بین 108 مقاله جستجو شده، با مطالعه چکیده آنها تعداد 47 مقاله انتخاب و از بین مقالات انتخابی تعداد 22 مقاله که بیشترین تناسب با هدف پژوهش داشت و در آن ها از روش سناریونویسی به پیش بینی آینده صنعت نفت و گاز پرداخته شده بود، انتخاب شدند. در ادامه اطلاعات لازم از مقاله ها استخراج و سناریوهای به دست آمده در مقالات تحلیل، ترکیب و کدگذاری شدند. در مرحله کدگذاری چهارمقوله ارتباطات بین المللی، تغییرات انرژی، فناوری و نوآوری و تغییرات سیاسی - اقتصادی شناسایی شدند. جهت کنترل کیفی مقوله ها و کدهای شناسایی شده از ضریب کاپا استفاده شد. مقدار عددی ضریب کاپا با استفاده از نرم افزار اس پی اس 0.782 به دست آمد که نشان دهنده پایایی پژوهش است. همچنین جهت اعتبارسنجی نتایج الگو اولیه از نظرات خبرگان استفاده شد. در نهایت الگوی جامع طراحی و نتایج و پیشنهادات ارائه شد.
شناسایی و ارزیابی عوامل راهبردی مؤثر بر توسعه گردشگری سلامت(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات مدیریت راهبردی سال ۱۵ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۵۹
129 - 149
حوزههای تخصصی:
گردشگری سلامت در برخی از کشورهای جهان، در حال تبدیل شدن به یک حوزه راهبردی در جهت افزایش اعتبار، جذب سرمایه، توسعه فناوری های نوین و جذب گردشگر از کشورهای مختلف جهان است. پژوهش حاضر، با هدف شناسایی و ارزیابی عوامل راهبردی تأثیرگذار جهت توسعه گردشگری سلامت در جزیره کیش انجام شده است که قطب ارائه دهنده انواع خدمات گردشگری است. پژوهش به روش آمیخته اکتشافی است. نمومه آماری کیفی شامل 15 نفر از خبرگان حوزه سلامت است که به روش نمونه گیری هدف مند و گلوله برفی انتخاب شدند. در بخش کمّی، یافته های بخش کیفی به صورت پرسشنامه در اختیار کارشناسان و خبرگان حوزه سلامت قرار داده شد. جامعه آماری، 276 نفر بودند که بصورت نمونه گیری تصادفی ساده، 158 پرسشنامه کامل از آنها دریافت شد. برای تجزیه و تحلیل داده ها در بخش کیفی، از روش تحلیل مضمون استفاده شد. نتایج منجر به شناسایی 144 مضمون پایه شد. مضامین پایه در چهل و یک مضمون سازمان دهنده تقسیم بندی شده اند. همچنین در نهایت، پنج مضمون فراگیر در پنج حوزه عوامل راهبردی شامل ظرفیت جزیره کیش، عوامل اقتصادی، عوامل زیرساختی، عوامل سازمانی و قانونی و در نتیجه عوامل فرهنگی شناسایی و دسته بندی شدند. در بخش کمّی، ارزیابی های لازم جهت بررسی صحت نتایج از طریق تحلیل عاملی و معادلات ساختاری صورت گرفت. یافته ها نشان گر گستردگی و تنوع عوامل تأثیرگذار بر موضوع گردشگری سلامت است. این پژوهش، اتخاذ رویکرد لازم مبتنی بر عوامل راهبردی تأثیرگذار احصا شده جهت توسعه گردشگری سلامت را به ذی نفعان این حوزه از مسئولین و مدیران کشوری و جزیره کیش گرفته تا آژانس های گردشگری و پزشکان یادآور می شود.
تاثیر ویژگی های رفتاری بر قصد به کارگیری تردید حرفه ای حسابرسان(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
تردید حرفه ای از مفاهیم بسیار مهم در حسابرسی و به معنای ارزیابی نقادانه شواهد حسابرسی است. رفتار تردید آمیز حرفه ای برای دستیابی به نتیجه گیری نهایی که مبنای اظهارنظر حسابرس قرار می گیرد ضروری است که عدم به کارگیری صحیح و به موقع آن می تواند با تبعات نامناسب همراه باشد. هدف این پژوهش بررسی تاثیر ویژگی های رفتاری حسابرسان بر قصد به کارگیری تردید حرفه ای توسط آنان می باشد. این پژوهش از نوع پیمایشی با رویکرد کیفی و کمی است. در بخش کیفی، نمونه گیری به روش غیر احتمالی هدفمند از تعداد 25 نفر از اساتید، مدیران و صاحبنظران حسابداری و حسابرسی به انجام رسید. در بخش کمّی تحقیق، جامعه آماری شامل 142 نفر از اساتید و صاحبنظران در حوزه حسابداری و حسابرسی بودند که به صورت تصادفی انتخاب شدند. داده های مورد نیاز از طریق پرسشنامه جمع آوری و نتایج با استفاده از نرم افزار اسمارت پی ال اس تجزیه وتحلیل شده اند. با توجه به نتایج پژوهش 19 گویه به عنوان ویژگی های رفتاری حسابرسان بعد کیفی تعیین شد. نتایج نشان داد که ویژگی های رفتاری حسابرسان با تاثیرگذاری سه عامل نگرش نسبت به رفتار، هنجارهای ذهنی و کننرل رفتاری ادراک شده بر قصد به کار گیری تردید حرفه ای حسابرسان موثر می باشد. بنابراین شناخت دقیق از مولفه های رفتاری در حسابرسان می تواند سطح تمایل آنان در میزان به کارگیری تردید حرفه ای را آشکار نماید،
سناریو نگاری عوامل مؤثر بر بهبود کسب وکار تحت شرایط همه گیری با رویکرد تحلیل اثرات متقابل(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه مدیریت تحول سال ۱۶ بهار و تابستان ۱۴۰۳ شماره ۳۱
202 - 239
حوزههای تخصصی:
در پی گسترده شدن مرزهای کسب وکار و افزایش نامعینی ها، مدیریت کسب وکار تحت اختلال همچون شیوع همه گیری ها موردتوجه قرار گرفته است. در پژوهش حاضر نیز عوامل مؤثر بر بهبود کسب وکار تحت شرایط همه گیری با بهره گیری از روش ترکیبی سناریو نگاری و تحلیل اثرات متقابل مورد بررسی قرار گرفته است. ارائه خدمات زیبایی در حوزه سلامت و درمان نیز به عنوان موردمطالعه انتخاب شده است. پژوهش حاضر از لحاظ هدف کاربردی است و تعداد 15 خبره که به صورت هدفمند انتخاب شده اند نمونه پژوهش حاضر را شامل شده است. در مرحله اول با انجام مصاحبه های نیمه ساختاریافته، مؤلفه های پژوهش با استفاده از نرم افزار مکس کیودا تحلیل و کدگذاری شده و سپس از چهار منظر نوآوری، انعطاف پذیری، تاب آوری زنجیره تأمین و یکپارچه سازی مدیریت زنجیره تقاضا طبقه بندی شده اند. در مرحله بعدی با تدوین پرسشنامه تحلیل اثرات متقابل و انجام تحلیل توسط نرم افزار سناریو ویزارد، سناریو های پژوهش تدوین و در قالب پنج سناریو قوی و 783 سناریو ضعیف شناسایی شده است.
معاملات با اشخاص وابسته و ریسک حسابرسی: آیا مقررات افشای معاملات با اشخاص وابسته مهم است؟(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
دانش حسابداری سال ۱۵ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۵۹
41 - 56
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف این پژوهش بررسی تأثیر معاملات با اشخاص وابسته بر ریسک حسابرسی در شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران است. همچنین، اثر تعدیل کنندگی تصویب مقررات افشای معاملات با اشخاص وابسته نیز مورد بررسی قرار گرفته است. روش: این پژوهش از نظر هدف، کاربردی و از نظر روش پاسخ به فرضیه ها، توصیفی- همبستگی است. جامعه آماری پژوهش کلیه شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران در سال های 1385 الی 1400 است. با استفاده از روش غربال گری، داده های مالی 112 شرکت در سال (1792 مشاهده) جمع آوری شد. به منظور آزمون فرضیه پژوهش از روش رگرسیون چند متغیره مبتنی بر داده های پانل استفاده شد. یافته ها: نتایج پژوهش نشان داد معاملات با اشخاص وابسته بر ریسک حسابرسی تأثیر مثبت و معناداری دارد و تصویب مقررات افشای معاملات با اشخاص وابسته موجب تأثیر بیشتر معاملات با اشخاص وابسته بر ریسک حسابرسی شده است.نتیجه گیری: نتیجه این پژوهش، دیدگاه تضاد منافع را تأیید می کند. با توجه به ارتباط مثبت بین معاملات با اشخاص وابسته و ریسک حسابرسی، این گونه استدلال می شود دیدگاه شرکت ها در انجام معاملات با اشخاص وابسته، مبتنی بر تضاد منافع و فرصت طلبی است.
رابطه بین ساختار سازمانی و یادگیری سازمانی با نقش میانجی هوش سازمانی کارکنان سازمان بنادر و دریانوردی (مورد مطالعه: منطقه ویژه اقتصادی بندر امیرآباد)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف از پژوهش حاضر، بررسی رابطه بین ساختار سازمانی و یادگیری سازمانی با نقش میانجی هوش سازمانی کارکنان سازمان بنادر و دریانوردی بوده است.
روش: این پژوهش توصیفی از نوع همبستگی مبتنی بر مدل سازی معادلات ساختاری و از نوع هدف کاربردی است. جامعه آماری شامل کلیه کارکنان سازمان بنادر و دریانوردی منطقه ویژه اقتصادی بندر امیرآباد به تعداد 426 نفر در سال 1403بوده است. نمونه آماری با استفاده از جدول کرجسی و مورگان، به تعداد 202 نفر و به شیوه نمونه گیری تصادفی طبقه ای بر حسب جنسیت انتخاب شدند. جهت جمع آوری داده ها از سه پرسش نامه استاندارد ساختار سازمانی رابینز (1996)، یادگیری سازمانی پیتر سنگه (2001) و هوش سازمانی آلبرخت (2003) استفاده شده است. پایایی ابزارها با استفاده از آزمون آلفای کرونباخ برای هر یک به ترتیب برابر 86/0، 83/0 و 89/0 به دست آمد. به منظور تحلیل داده های حاصله، از مدل یابی معادلات ساختاری با کمک نرم افزار ایموس استفاده شد.
یافته ها: جهت بررسی و تجزیه و تحلیل داده ها از روش های آمار توصیفی، آمار استنباطی و مدل سازی معادلات ساختاری استفاده شد. نتایج نشان داد که بین ساختار سازمانی و یادگیری سازمانی با نقش میانجی هوش سازمانی کارکنان رابطه وجود دارد.
نتیجه گیری: هوش سازمانی بین ساختار سازمانی و یادگیری سازمانی کارکنان نقش میانجی دارد.
شناسایی عوامل مؤثر بر هوش مصنوعی در بازاریابی صنعت بانکداری با رویکرد فراترکیب(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
بررسی های مدیریت رسانه دوره ۳ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۳
311 - 341
حوزههای تخصصی:
هدف: مطالعه حاضر با هدف شناسایی عوامل مؤثر بر هوش مصنوعی، در بازاریابی رسانه های اجتماعی صنعت بانکداری با رویکرد فراترکیب انجام شده است.
روش: مرور جامع ۱۱۵ مقاله به شناسایی عملکرد کنشگران علمی، مانند مناسب ترین نویسندگان و مناسب ترین منابع کمک کرده است. علاوه براین تحلیل هم نویسندگی و هم رخدادی با استفاده از نرم افزار وس ویور، شبکه مفهومی و عقلانی را پیشنهاد کرده است. با به کارگیری روش فراترکیب برای بررسی ابعاد برنامه بازاریابی رسانه های اجتماعی مبتنی بر هوش مصنوعی، تعداد ۵۹ مقاله بررسی شد که در بین مقاله های بررسی شده، بیشترین درصد مطالعات انجام شده مربوط به عامل محصول / مصرف کننده (۳۸) و کمترین درصد مطالعات انجام شده مربوط به عامل قیمت هزینه (۱۴) است.
یافته ها: برای بررسی پیشایندها و پسایندهای استفاده از هوش مصنوعی در تدوین برنامه بازاریابی رسانه های اجتماعی، ۳۴ مقاله بررسی شد که پیشایندها شامل عوامل تکنولوژیکی سازمانی محیطی، رفتاری و فردی بود و پسایندها عبارت بودند از: تجربه مشتری، مدیریت سفر مشتری، سودآوری، مزیت رقابتی، رضایت مشتری وفاداری مشتری مدیریت ارتباط با مشتری درگیری مشتری.
نتیجه گیری: بر اساس نتایج مطالعه فراترکیب انجام گرفته برای تدوین برنامه بازاریابی رسانه های اجتماعی، می توان از هوش مصنوعی مکانیکی برای استانداردسازی، از هوش مصنوعی فکری برای شخصی سازی و از هوش مصنوعی احساسی برای رابطه سازی استفاده کرد.
چگونه هدف نام تجاری سبز بر راهبرد انتخاب فناوری تأثیر می گذارد: مورد مطالعه انتخاب فناوری بایولیچینگ تانک کانه های سولفید مس(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در عصری که با افزایش نگرانی های پایداری در ابعاد اقتصادی، زیست محیطی و اجتماعی روبه رو است، ضرورت پذیرش فناوری سبز بیش از پیش مشهود است. الگوهای مصرف و تولید ناپایدار تهدیدهای مهمی برای رفاه جهانی به حساب می آیند. این تحقیق به بررسی این موضوع می پردازد که چگونه اهداف برندسازی سبز سازمان ها بر استراتژی انتخاب فناوری آنها تأثیر می گذارد. این تحقیق در یک مطالعه موردی از صنعت مس، از طریق معرفی چارچوبی جهت ارزیابی فناوری های تولید و بررسی "بابک مس ایرانیان" به عنوان شرکت پیشرو در زمینه تولید سبز کاتد مس، فناوری های موجود در زمینه تولید سبز و همسویی آنها را با هدف برندسازی سبز سازمان ارزیابی می کند و بهترین فناوری را در این راستا شناسایی کرده و بر انتخاب این شرکت صحه می گذارد. نوآوری این شرکت در فناوری بایولیچینگ تانک برای تولید کاتد مس، نشان دهنده تعهد آن به شیوه های پایدار و از طرفی درنظر گرفتن سایر معیارهای ارزیابی از جمله بهره وری تولید می باشد. این تحقیق به ایجاد درک عمیق تری از رابطه پیچیده بین انتخاب فناوری و اهداف کسب وکار کمک می کند و جنبه ای حیاتی از استراتژی اداره کسب وکارها را روشن می کند.