فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۹۶۱ تا ۹۸۰ مورد از کل ۳۷٬۲۵۷ مورد.
حوزههای تخصصی:
Objective: Experiencing stress and emotional disturbances due to ending and separating from a romantic relationship is one of the most painful events for some people. We aimed to evaluate a repetitive transcranial direct current stimulation (tDCS) protocol on a girl experiencing an unmarried relationship break-up.Methods: We aimed to evaluate a tDCS protocol to the left dorsolateral prefrontal cortex (DLPFC) (10 sessions, 2 mA current intensity for 20 minutes, one session each day) on a girl experiencing an unmarried relationship break-up (In Iran, the year 2022). In order to evaluate the effect of this protocol, the assessment of love trauma (Love Trauma Inventory (LTI), depression (Beck Depression Inventory (BDI-II), anxiety Hamilton Anxiety Rating Scale (HAM-A), Cognitive Emotion Regulation Questionnaire (CERQ) and Positive and Negative Affect Schedule (PANAS) was done at different time intervals, before and after the intervention and follow-up.Results: Repetitive tDCS stimulation protocol with left anodal/right cathodal DLPFC montage may effectively reduce emotional disturbances after the experience of separating from a romantic relationship and lead to improved mood.Conclusion: In order to generalize the introduced stimulation protocol, it is necessary to investigate more in large groups of people who have experienced a romantic relationship breakup.
بررسی عوامل فرهنگی بسترساز روابط زناشویی مثبت با همسر از دیدگاه زنان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
روان شناسی فرهنگی زن سال ۱۶ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۶۴
99 - 110
حوزههای تخصصی:
هدف از پژوهش حاضر، بررسی عوامل فرهنگی بسترساز روابط زناشویی مثبت با همسر از دیدگاه زنان بود. جامعه پژوهش تمامی متون فرهنگی و روان شناختی زنان بود. نمونه پژوهش متون مرتبط با عوامل فرهنگی و روابط مثبت زناشویی از دید گاه زنان بود. روش پژوهش توصیفی- تحلیلی بود. جهت گردآوری متون مرتبط با موضوع، از روش کتابخانه ای استفاده شد و سپس به تحلیل اطلاعات و داده ها پرداخته شد. نتایج یافته ها 9 عامل فرهنگی را شناسایی کرد. این عوامل شامل ارزش های سنتی، الگوهای ارتباطی، نگرش به جنسیت، فشارهای اجتماعی، رسانه، انتظارات از نقش مادری، تحصیلات، نگرش دینی و تربیت خانوادگی بود. هم چنین یافته ها نشان داد که عوامل فرهنگی تأثیر زیادی بر کیفیت روابط زناشویی مثبت دارند که این تأثیر اغلب از طریق ارزش های سنتی، الگوهای ارتباطی، نگرش به جنسیت، فشارهای اجتماعی، رسانه، انتظارات از نقش مادری، تحصیلات، نگرش دینی و تربیت خانوادگی شکل می گیرد. این عوامل از جمله عوامل فرهنگی کلیدی هستند که می توانند روابط زناشویی را تسهیل یا محدود کنند. به عبارتی شناخت عمیق و جامع از عوامل فرهنگی بسترساز روابط زناشویی مثبت از دیدگاه زنان می تواند به طراحی برنامه های آموزشی، مشاوره ای و رسانه ای مؤثر در جهت تقویت روابط زناشویی کمک کند.
پیش بینی نشخوار ذهنی بر اساس باورهای فرا هیجانی و تحریفات شناختی در بیماران دیالیزی با نشانگان افسردگی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
روان پژوهی و مطالعات علوم رفتاری سال ۳ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱
102 - 116
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف مطالعه نقش باورهای فراهیجانی و تحریفات شناختی در پیش بینینشخوار ذهنی بیماران دیالیزی دارای نشانگان افسردگی انجام شد. این پژوهش از نظر روش جزء مطالعات توصیفی- پیمایشی از نوع همبستگی بود. جامعه آماری این تحقیق بیماران دیالیزی مراجعه کننده به مرکز دیالیز بیمارستان شهید مدنی شهرستان خوی با نشانگان افسردگی در شش ماه دوم سال 1402 به تعداد آنها150 نفر بود. نمونه آماری به روش هدفمند و براساس فرمول به تعداد 91 نفر انتخاب شد. ابزار جمع آوری داده های مورد نیاز تحقیق شامل سه پرسشنامه استاندارد نشخوار ذهنی هوکسما و مارو (1991)، باورهای فراهیجانی میتمانسگروبر و همکاران(2009) و تحریفات شناختی عبداله زاده و سالار(1389)بود. داده های جمع آوری شده با استفاده از روش های آمار توصیفی، ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون چندگانه تحلیل شدند. نتایج حاصل از تحقیق نشان داد که باورهای فراهیجانی مثبت با نشخوار ذهنی رابطه معکوس و معنی دار دارد (132/0-=β)، همچنین باورهای فراهیجانی منفی (140/0=β) و تحریفات شناختی فردی نیز (162/0=β) با نشخوار ذهنی رابطه مثبت و معنی دار دارند. ولی رابطه تحریفات شناختی اجتماعی با نشخوار ذهنی مورد تأیید قرار نگرفت. بنابراین باورهای فراهیجانی مثبت موجب کاهش نشخوار ذهنی و باورهای فراهیجانی منفی به همراه تحریفات شناختی فردی موجب افزایش نشخوار ذهنی بیماران دیالیزی با نشانگان افسردگی می شود.
نقش اجتناب تجربه ای و پریشانی روانشناختی در پیش بینی همجوشی شناختی دانشجویان روانشناسی شهر اصفهان(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
روان پژوهی و مطالعات علوم رفتاری سال ۳ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱
42 - 57
حوزههای تخصصی:
هدف از پژوهش حاضر بررسی نقش اجتناب تجربه ای و پریشانی روانشناختی در پیش بینی همجوشی شناختی دانشجویان روانشناسی شهر اصفهان بود. روش پژوهش، توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعه آماری شامل کلیه دانشجویان رشته روانشناسی دانشگاه های آزاد شهر اصفهان بود. نمونه گیری به صورت در دسترس انجام گرفت و با توجه به حداقل حجم نمونه برای پژوهش های همبستگی که تعداد 50 نفر می باشد، 100 نفر انتخاب شدند. ابزارهای پژوهش شامل پرسشنامه پذیرش و عمل(اجتناب تجربه ای)- نسخه دوم (AAQ-II) (بوند و همکاران،2007) و پرسشنامه پریشانی روانشناختی (کسلر و همکاران،2003) و پرسشنامه همجوشی شناختی (گیلاندرز و همکاران،2010) بودند. یافته ها نشان داد که نقش اجتناب تجربه ای و پریشانی روانشناختی در پیش بینی همجوشی شناختی دانشجویان روانشناسی شهر اصفهان، تایید می گردد و با توجه به یافته های پژوهشی اجتناب تجربه ای و پریشانی روانشناختی پیش بینی کننده همجوشی شناختی در دانشجویان روانشناسی دانشگاه های آزاد شهر اصفهان می باشند.
واکاوی شاخص های طلاق کم آسیب برای کودکان: یک پژوهش کیفی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رویش روان شناسی سال ۱۴ تیز ۱۴۰۴ شماره ۴ (پیاپی ۱۰۹)
51 - 62
حوزههای تخصصی:
طلاق رویدادی استرس زاست که می تواند پیامدهای کوتاه و طولانی مدت فیزیکی، روانی و اجتماعی بسیاری را برای فرزندان به همراه داشته باشد، چگونگی تجربه فرایند طلاق نقش مؤثری در بروز این پیامدها دارد. از این رو، پژوهش حاضر با هدف واکاوی شاخص های طلاق کم آسیب برای کودکان انجام گرفته است. پژوهش حاضر از نوع کیفی پدیدارشناسی بود و شرکت کنندگان این پژوهش را 13 نفر از مشاوران روانشناختی حوزه طلاق شهر کرمانشاه در سال 1403 تشکیل دادند که به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. لازم به ذکر است که فرایند نمونه گیری تا رسیدن به اشباع نظری ادامه داشت و تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از روش هفت مرحله ای کلایزی انجام گرفت. تحلیل تجارب شرکت کنندگان منجر به شناسایی 3 مضمون اصلی تحت عنوان «مداخلات مشاوره ای»، «مداخلات معطوف به والدین» و «مداخلات معطوف به کودکان» شد. نتایج نشان داد طلاق وقتی می تواند آسیب کمتری برای کودکان داشته باشد که مداخلاتی برنامه ریزی شده مثل عدم تضعیف جایگاه والد دیگر، ارتباط سالم والدین پس از طلاق، حفظ پیوندهای پیشینی فرزندان پس از طلاق و مداخلات مثبت شناختی برای کودک و والدین آنها تعبیه و اجرا گردد. پژوهش حاضر منجر به شناسایی شاخص های طلاق کم آسیب شد و یافته های آن می تواند جهت برنامه ریزی برای کاهش آسیب طلاق در کودکان و ارائه راهکارهای مشاوره ای، مورد استفاده قرار گیرد.
تبیین روابط علی بین سبک های دلبستگی و قلدری سایبری براساس نقش میانجی گر صفات تاریک شخصیت در کاربران نوجوان شبکه های اجتماعی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رویش روان شناسی سال ۱۴ تیز ۱۴۰۴ شماره ۴ (پیاپی ۱۰۹)
73 - 82
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش میانجی صفات تاریک شخصیت در رابطه بین سبک های دلبستگی و قلدری سایبری در کاربران نوجوان شبکه های اجتماعی انجام شد. پژوهش حاضر توصیفی_همبستگی از نوع مدل یابی معادلات ساختاری بود. جامعه آماری پژوهش کلیه دانش آموزان دختر و پسر دوره متوسطه اول و دوم شهر تهران در سال تحصیلی 1403-1402 بودند. به روش نمونه گیری خوشه ای مرحله ای نمونه ای به تعداد 400 نفر انتخاب و پرسشنامه را تکمیل کردند. ابزارهای این پژوهش شامل پرسشنامه تجربه قلدری- قربانی سایبری (CBVEQ، آنتونیادو و همکاران، 2016)، مقیاس تجدید نظر شده دلبستگی بزرگسال (RAAS، کالینز و رید، 1990) و مقیاس سه صفت شخصیت تاریک (DTDDS، جانسون و وبستر، 2010) بودند. داده ها با استفاده از روش مدل یابی معادلات ساختاری تجزیه و تحلیل شدند. نتایج مدل یابی معادلات ساختاری حاکی از برازش مناسب مدل بود. یافته ها نشان داد که سبک دلبستگی ایمن و دوسوگرا به صورت مستقیم قادر به پیش بینی قلدری سایبری بودند (۰01/۰p‹). همچنین سبک های دلبستگی ایمن، اجتنابی و دوسوگرا توانستند به صورت غیرمستقیم و از طریق صفات تاریک شخصیت، قلدری سایبری را پیش بینی کنند (۰01/۰p‹). این نتایج نشان می دهد که سبک های دلبستگی با توجه به نقش مهم صفات تاریک شخصیت می توانند تبیین کننده قلدری سایبری در کاربران نوجوان باشند و لزوم توجه به این عوامل در تعامل با یکدیگر در برنامه های کاهش قلدری سایبری ضروری است.
بررسی رابطه بین سبک های حل تعارض با ذهنیت های طرحواره با نقش میانجی احساس تنهایی، حساسیت بین فردی و خشم سرکوب شده در زنان تک والد(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
منبع:
تحقیقات علوم رفتاری دوره ۲۲ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۷۹)
72 - 87
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: ازدواج یکی از مهم ترین رویدادهایی است که می تواند موجب رشد و شکوفایی زوجین شود که نشان دهنده سبک های حل تعارضات آنها است. البته این سبک ها تحت تاثیر عوامل مختلفی می باشد که نیاز به بررسی دارد. بنابراین هدف پژوهش حاضر، بررسی رابطه بین سبک های حل تعارض با ذهنیت های طرحواره با نقش میانجی احساس تنهایی، حساسیت بین فردی و خشم سرکوب شده در زنان تک والد بود. مواد و روش ها: پژوهش حاضر توصیفی و از نوع همبستگی بود. جامعه آماری شامل کلیه زنان تک والد شهر تهران در نیمه ی دوم (شش ماه دوم) سال 1402 بودند که با روش نمونه گیری در دسترس به تعداد 359 نفر انتخاب و به پرسشنامه های سبک حل تعارض توماس-کیلمن (1974)، حساسیت بین فردی بویسی و پارکر (1989)، احساس تنهایی مقیمی و همکاران (1402)، ذهنیت های طرحواره لوبستال و همکاران (2010) و خشم اسپیلبرگر (1999) پاسخ دادند. جهت محاسبه شاخص های توصیفی و همبستگی از نرم افزار SPSS27 و برای مدل یابی معادلات ساختاری نیز، از نرم افزار AMOS26 استفاده شد. یافته ها: مبتنی بر نتایج در نگاره مدل پژوهش، تمامی مسیرهای مستقیم مفروضه، به غیر از مسیر ذهنیت های طرحواره ای و احساس تنهایی با سبک های حل تعارض، دارای اثر مستقیم و منفی معنی داری هستند (05/0>P). همچنین نقش میانجی حساسیت بین فردی، احساس تنهایی و خشم سرکوب شده، در ارتباط بین سبک های حل تعارض با ذهنیت های طرحواره در سطح معنی داری (01/0=P) قرار دارد. نتیجه گیری: نتایج نشان می دهد، ذهنیت های طرحواره می توانند سبک های حل تعارض را در زنان تک والد را برمبنای حساسیت بین فردی، احساس تنهایی و خشم سرکوب شده در زنان تک والد پیش بینی کنند.
هنجاریابی مقیاس ترس از شادی و رابطه آن با ناامیدی و ناکامی در دانش آموزان ایرانی(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
منبع:
تحقیقات علوم رفتاری دوره ۲۲ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۸۰)
295 - 312
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: هدف از پژوهش حاضر، هنجاریابی مقیاس ترس از شادی و بررسی رابطه آن با ناامیدی و ناکامی در میان دانش آموزان ایرانی است. مواد و روش ها: این مطالعه به روش توسعه ای و با رویکرد همبستگی انجام شده و جامعه آماری شامل کلیه دانش آموزان دوره متوسطه دوم استان تهران در سال تحصیلی 1403–1404 (حدود 65 هزار نفر) بوده است. حجم نمونه با استفاده از فرمول کوکران 415 نفر تعیین شد و ابزارهای پژوهش شامل پرسشنامه ترس از شادی جوشنلو، پرسشنامه ناامیدی بک، مقیاس احساس ناکامی، پرسشنامه شادکامی آکسفورد و پرسشنامه سرزندگی ذهنی بود. تحلیل داده ها با نرم افزار SPSS نسخه 25 و استفاده از آمار توصیفی و استنباطی انجام گرفت. یافته ها: ضریب آلفای کرونباخ 883/0 نشان دهنده همسانی درونی مطلوب است و تحلیل عاملی با KMO برابر با 872/0 و آزمون بارتلت معنادار، روایی سازه ابزار را تأیید کرد. توزیع نمرات نیز نرمال گزارش شد. فرضیه پژوهش مبنی بر وجود یک رابطه معنادار و مثبت بین ناامیدی و ناکامی تایید می شود. نتیجه گیری: در نهایت، این نتایج می تواند در مداخلات روان شناختی و مشاوره های تحصیلی کاربرد داشته باشد، به ویژه برای دانش آموزانی که ممکن است به طور همزمان با مشکلات روانی همچون ناامیدی و ناکامی روبرو باشند.
مقایسه اثربخشی کاهش استرس مبتنی بر ذهن آگاهی و درمان شناختی رفتاری در کاهش افسردگی در میان نوجوانان مبتلا به سایبرکندریا(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
منبع:
تحقیقات علوم رفتاری دوره ۲۲ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۸۰)
322 - 334
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: افسردگی یکی از مشکلات بسیار شایع در افراد مبتلا به سایبرکندریا است که نیازمند اقدامات و مداخلات موثر است، از این رو در این مطالعه به مقایسه اثربخشی کاهش استرس مبتنی بر ذهن آگاهی و درمان شناختی رفتاری در کاهش افسردگی در میان نوجوانان مبتلا به سایبرکندریا پرداخته شده است. مواد و روش ها: روش پژوهش حاضر در قالب یک طرح آزمایشی به صورت پیش آزمون و پس آزمون همراه با گروه کنترل اجرا شد. جامعه آماری پژوهش حاضر را نوحوانان مبتلا به سایبرکندریا شهر اصفهان تشکیل می دادند که در این میان تعداد ۴۵ پسر ۱۴ تا ۱۸ ساله با روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند و در ادامه به صورت نمونه گیری تصادفی ساده در گروه های آزمایش کاهش استرس مبتنی بر ذهن آگاهی و درمان شناختی رفتاری و گروه کنترل قرار گرفتند . این افراد در دو مرحله پیش آزمون و پس آزمون به تکمیل پرسش نامه افسردگی بک نسخه دوم (BDI-II) پرداختند، داده ها با استفاده از تحلیل کوواریانس تک متغیره در نرم افزار SPSS نسخه ۲۷ تحلیل شدند. یافته ها: نتایج حاصل از تجزیه و تحلیل داده ها حکایت از آن داشت که درمان کاهش استرس مبتنی بر ذهن آگاهی به طور معناداری علائم افسردگی را کاهش داده است (05/0>P). از طرفی دیگر درمان شناختی رفتاری نیز در کاهش علایم افسردگی به طور معناداری نتیجه بخش بوده است (05/0>P). اما بین مداخله کاهش استرس مبتنی بر ذهن آگاهی و درمان شناختی رفتاری تفاوت معناداری در کاهش افسردگی مشاهده نشد. نتیجه گیری: این یافته ها از اثربخشی هر دو مداخله در کاهش افسردگی نوجوانان مبتلا به سایبرکندریا حمایت می کنند و درمانگران می توانند برای کاهش افسردگی نوجوانان مبتلا به سایبرکندریا از این مداخلات استفاده کنند.
مرور روایتی اختلال اضطراب اجتماعی(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
منبع:
تحقیقات علوم رفتاری دوره ۲۲ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۷۹)
21 - 31
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: اضطراب اجتماعی یکی از شایع ترین اختلالات روانی است که در افراد به ویژه در میان دانشجویان مشاهده می شود. این اختلال، که به ترس از ارزیابی منفی از سوی دیگران مرتبط است، می تواند بر روابط اجتماعی، عملکرد تحصیلی و سلامت روان تأثیرات منفی بگذارد. هدف این پژوهش بررسی ابعاد اضطراب اجتماعی، شیوع آن، عوامل مؤثر بر بروز اختلال و روش های ارزیابی آن در دانشجویان است. مواد و روش ها: مطالعه حاضر به صورت مروری بر پژوهش های پیشین در زمینه اضطراب اجتماعی انجام شد. برای تحلیل داده ها از مقیاس های مختلفی مانند مقیاس ترس از ارزیابی منفی و مقیاس پریشانی و اجتناب اجتماعی استفاده گردید. این مقیاس ها در ارزیابی علائم و شدت اضطراب اجتماعی در افراد مبتلا به کار گرفته شده است. یافته ها: مطالعات نشان می دهند که شیوع اضطراب اجتماعی در دانشجویان بین 7 تا 33 درصد متغیر است. عوامل مختلفی مانند ژنتیک، عوامل محیطی، سبک های مقابله ای و مصرف مواد مخدر می توانند در بروز و تشدید این اختلال نقش داشته باشند. همچنین، اضطراب اجتماعی یک ساختار چندبعدی است که شامل ترس از ارزیابی منفی، اجتناب از موقعیت های اجتماعی و ترس از ارزیابی مثبت می شود. تحقیقات نشان داده اند که اضطراب اجتماعی بیشتر در زنان و افراد جوان تر مشاهده می شود. نتیجه گیری: اضطراب اجتماعی یک اختلال شایع و پیچیده است که تأثیرات منفی بر سلامت روان و کیفیت زندگی دانشجویان دارد. درمان های شناختی-رفتاری و دارویی می توانند به کاهش علائم این اختلال کمک کنند. ارزیابی دقیق و به موقع این اختلال می تواند زمینه ساز بهبود کیفیت زندگی و عملکرد تحصیلی افراد مبتلا به اضطراب اجتماعی باشد
ویژگی های روان سنجی فرم کوتاه مقیاس دشواری های تنظیم هیجانی بر اساس نظریه کلاسیک آزمون و سوال-پاسخ(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
منبع:
تحقیقات علوم رفتاری دوره ۲۲ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۷۹)
33 - 45
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: دشواری در تنظیم هیجانی با چالش های عمده ای در سلامت روانی افراد همراه است. به نظر می رسد وجود ابزاری کوتاه و معتبر برای تشخیص این دشواری ها می تواند برای درمانگران و پژوهشگران کمک کننده باشد. هدف از پژوهش حاضر بررسی ویژگی های روان سنجی فرم کوتاه مقیاس دشواری های تنظیم هیجانی (DERS-8) بر اساس نظریه کلاسیک آزمون و سوال -پاسخ در نمونه ای از دانشجویان بود. مواد و روش ها: در یک طرح توصیفی و اعتباریابی آزمون، طی سه مطالعه 204، 257 و 91 نفر از دانشجویان دانشگاه فردوسی مشهد به شیوه نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. گردآوری داده ها با فرم کوتاه مقیاس دشواری های تنظیم هیجانی (DERS-8)، سیاهه تنظیم هیجانی (ERI)، پرسشنامه تنظیم هیجانی (ERQ)، مقیاس پریشانی روان شناختی کسلر (K6)، مقیاس سرزندگی ذهنی (SVS) و مقیاس رضایت از زندگی ریورساید (RLSS) صورت گرفت. تجزیه و تحلیل داده ها با بررسی همسانی درونی، روایی عاملی تأییدی، تغییرناپذیری جنسیتی، روایی همگرا و واگرا، پارامترهای تمیز و آستانه و منحنی های آگاهی سوال و آزمون انجام شد. یافته ها: نتایج تحلیل عاملی تأییدی نشان داد که فرم کوتاه مقیاس دشواری های تنظیم هیجانی (DERS-8)، ساختاری یک عاملی دارد. بر اساس جنسیت در ساختار عاملی تفاوت معناداری وجود نداشت (05/0<P). مقیاس از پایایی مناسبی برخوردار بود. روایی همگرا و واگرای مقیاس به تأیید رسید (01/0>P). بر حسب جنسیت تفاوت معناداری به دست نیامد (05/0<P). رابطه معناداری نیز میان سن و دشواری های تنظیم هیجانی وجود نداشت (05/0<P). نتیجه گیری: به نظر می رسد، فرم کوتاه مقیاس دشواری های تنظیم هیجانی (DERS-8) در نمونه ای غیربالینی از دانشجویان از پایایی و روایی مناسبی برخوردار است و می توان از آن در مطالعات مربوط به تنظیم هیجانی در دانشجویان استفاده کرد.
بررسی ویژگی های روان سنجی و ساختار عاملی نسخه فارسی پرسشنامه ارزیابی کمی افسردگی مختلط(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
منبع:
تحقیقات علوم رفتاری دوره ۲۲ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۷۹)
60 - 71
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: هدف پژوهش حاضر، بررسی ساختار عاملی و ویژگی های روان سنجی نسخه فارسی پرسشنامه ارزیابی کمی افسردگی مختلط (DMX-12) در دانشجویان بود. مواد و روش ها: پژوهش حاضر از لحاظ هدف جزو پژوهش های کاربردی، به لحاظ روش گرد آوری اطلاعات پیمایشی، و از نظر روش شناسی از جمله مطالعات روان سنجی بود که در قالب یک طرح پژوهش همبستگی انجام شد. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه افراد 18 تا 40 ساله با تابعیت ایرانی در شش ماه نخست سال 1403 بود. حجم نهایی پژوهش به تفکیک کل تحلیل، تحلیل عاملی اکتشافی و تحلیل عاملی تأییدی به ترتیب 342 نفر (264 زن و 78 مرد)، 138 نفر و 204 نفر بود که با روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. روایی سازه این پرسشنامه با تحلیل عاملی اکتشافی و تحلیل عاملی تأییدی، پایایی آن با روش آلفای کرونباخ و پایایی بازآزمایی، روایی همگرای آن از طریق بررسی همبستگی پیرسون آن با ویراست دوم سیاهه افسردگی بک (BDI-II) و سیاهه نشانه شناسی سریع افسردگی (QIDS-SR) ارزیابی گردید. داده ها با کمک نسخه 27 نرم افزار SPSS و نسخه 24 نرم افزار Amos تحلیل شدند. یافته ها: نتایج تحلیل عاملی اکتشافی نشان داد که گویه های این پرسشنامه سه عامل تنش و حواس پرتی، واکنش پذیری و بی ثباتی و تکانشگری و پرخاشگری را تشکیل داده و در مجموع 08/37 درصد واریانس کل پرسشنامه را تبیین می کنند. تحلیل عاملی تأییدی نیز مؤید ساختار عاملی حاصل از تحلیل عاملی اکتشافی بود. نتایج نشان داد ضریب آلفای کرونباخ برای کل پرسشنامه، عامل تنش و حواس پرتی، عامل واکنش پذیری و بی ثباتی و عامل تکانشگری و پرخاشگری به ترتیب 84/0، 78/0، 72/0 و 74/0 می باشد که حاکی از همسانی درونی مطلوب آنها است. تحلیل های همبستگی نیز روایی همگرای این پرسشنامه را تأیید کردند. نتیجه گیری: نتایج ذکر شده نشان می دهند که نسخه فارسی پرسشنامه ارزیابی کمی افسردگی مختلط از ویژگی های روان سنجی مطلوبی برخوردار است؛ لذا می توان از آن به عنوان ابزاری معتبر برای سنجش اختلال افسردگی با ویژگی های مختلط در زمینه های پژوهشی و بالینی مختلف استفاده کرد.
اثربخشی بسته آموزش گروهی مبتنی بر تقویت خانواده بر کاهش قلدری و مؤلفه های آن در دانش آموزان پسر(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
منبع:
تحقیقات علوم رفتاری دوره ۲۲ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۸۰)
335 - 345
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: قلدری در مدرسه از رفتار های ناسازگارانه دوره ی نوجوانی است که در دهه اخیر توجه بسیاری از پژوهشگران حیطه ی روانشناسی تربیتی را به خود معطوف ساخته است. در این راستا پژوهش حاضر با هدف تعیین اثربخشی بسته آموزشی مبتنی بر تقویت خانواده بر کاهش قلدری و مؤلفه های آن در دانش آموزان پسر انجام شد. مواد و روش ها: پژوهش حاضر از نوع نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون و پس آزمون با گروه گواه و پی گیری یک ماهه بود. جامعه آماری شامل تمامی دانش آموزان پسر مدارس دوره ی اول متوسطه شهر سنندج به همراه پدرشان در سال تحصیلی 1404-1403 بودند که از بین داوطلبان واجد شرایط و بر اساس نمونه گیری در دسترس تعداد 30 نفر انتخاب شده و به صورت تصادفی در گروه آزمایش (15 نفر) و گواه (15 نفر) جایگزین شدند. ابزار اندازه گیری پرسش نامه قلدری ایلی نویز (2001) با مولفه های قلدری، نزاع و قربانی بود. گروه آزمایش طی ۱۱ جلسه ۶۰ دقیقه ای (دو جلسه در هفته) آموزش مبتنی بر تقویت خانواده دریافت کرد؛ در حالی که گروه گواه هیچ مداخله ای دریافت نکرد. تجزیه و تحلیل داده های آماری با استفاده از روش تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر صورت گرفت. یافته ها: نتایج حاصل از تحلیل داده ها نشان داد که بعد از مداخله، اثر بسته آموزشی مبتنی بر تقویت خانواده بر کاهش قلدری و مؤلفه های آن در دانش آموزان پسر معنادار بود و این تأثیرات مثبت در دوره پی گیری پایدار ماند (001/0p<). نتیجه گیری: نتایج مطالعه نشان داد بسته آموزشی مبتنی بر تقویت خانواده بر کاهش قلدری و مؤلفه های آن مؤثر است. بنابراین این یافته می تواند مبنای طراحی مداخلات پیشگیرانه در مدارس قرار گیرد.
مقایسه بازشناسی هیجانی و کارکردهای اجتماعی در سه گروه از کودکان با برو ن ریزی هیجانی، درون ریزی هیجانی و بهنجار(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های روان شناسی اجتماعی دوره ۱۵ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۵۹
17 - 32
حوزههای تخصصی:
مقدمه: بازشناسی هیجانی و کارکردهای اجتماعی از مؤلفههای بنیادین رشد اجتماعی- عاطفی در دوران کودکی به شمار میروند که نقش تعیینکنندهای در کیفیت روابط بینفردی، سازگاری رفتاری و سلامت روانی دارند. هدف پژوهش حاضر، بررسی و مقایسه سطح بازشناسی هیجانی و کارکردهای اجتماعی در سه گروه از کودکان دارای الگوهای متفاوت ابراز هیجانی، شامل برونریزی هیجانی، درونریزی هیجانی و کودکان بهنجار بود.
روش: این مطالعه به شیوه علی- مقایسهای انجام گرفت. جامعه آماری پژوهش را کلیه دانشآموزان پایه ششم ابتدایی در منطقه فردیس شهر کرج در سال تحصیلی ۱۴۰۲–۱۴۰۱ تشکیل میدادند که از میان آنها، ۹۰ نفر به روش نمونهگیری در دسترس انتخاب و به صورت هدفمند در سه گروه هم اندازه جایگزین شدند. ابزارهای گردآوری دادهها شامل سیاهه رفتاری کودک آخنباخ (2002) برای طبقهبندی اختلالات رفتاری، آزمون بازشناسی هیجانی چهره اکمن (1976) برای سنجش توانایی شناسایی هیجانات پایه، و مقیاس کارکرد اجتماعی انطباقی کودکان و نوجوانان پرایس و همکاران (2002) برای ارزیابی ابعاد عملکرد اجتماعی کودکان بود. دادهها با استفاده از تحلیل واریانس چندمتغیری مورد تحلیل قرار گرفتند.
یافتهها: نتایج حاکی از وجود تفاوت معنادار میان سه گروه در هر دو متغیر مورد بررسی بود (p<0.01) . بهطور خاص، کودکان بهنجار در شاخصهای کارکرد اجتماعی عملکرد بهتری نسبت به همتایان دارای اختلالات هیجانی داشتند، در حالی که کودکان با برونریزی هیجانی نمرات بالاتری در بازشناسی هیجانی نسبت به گروههای دیگر کسب کردند.
نتیجهگیری: این یافتهها نشان میدهند که اختلال در تنظیم هیجانات لزوماً به معنای ناتوانی در شناسایی آنها نیست، بلکه تفاوت در نحوه تفسیر، پردازش و بهکارگیری این اطلاعات در بافت تعاملات اجتماعی، عامل تعیینکننده در افت عملکرد اجتماعی کودکان دارای مشکلات هیجانی است. از اینرو، توجه به مداخلات آموزشی- درمانی با هدف بهبود یکپارچگی هیجانی و اجتماعی در این گروه از کودکان ضرورت دارد. همچنین انجام پژوهشهای آینده با استفاده از طرحهای طولی و روشهای ترکیبی برای تعمیق درک این روابط توصیه میشود
ملاک های روانسنجی مقیاس نگرش به کمک(HAS )و رابطه آن با گرایش های اجتماعی مطلوب(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های روان شناسی اجتماعی دوره ۱۵ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۵۹
143 - 157
حوزههای تخصصی:
مقدمه: هدف مطالعه حاضر بررسی ویژگیهای روانسنجی مقیاس «نگرش به کمک» و ارتباط آن با گرایشهای اجتماعی مطلوب در بافت ایرانی بود. این مقیاس در ابتدا توسط نیکل در سال 1998 تدوین شده است.
روش: این پژوهش با طرح توصیفی– پیمایشی انجام شد. با استفاده از روش نمونهگیری خوشهای، 384 فرد بالای 18 سال از شهر گرگان، ایران انتخاب شدند. شرکتکنندگان مقیاس نگرش به کمک را تکمیل کردند. روایی محتوایی و سازهای از طریق بررسی خبرگان و تحلیل عاملی اکتشافی ارزیابی شد. پایایی نیز با استفاده از همسانی درونی و ضریب آلفای کرونباخ بررسی گردید. علاوه بر این، برای بررسی روایی ملاکی از پرسشنامه گرایشهای اجتماعی مطلوب استفاده شد.
یافتهها: نتایج تحلیل عاملی اکتشافی نشان داد که این مقیاس دارای ساختار تکعاملی است. آلفای کرونباخ برای کل مقیاس برابر با 7/0 بود که نشاندهنده همسانی درونی قابل قبول است. همچنین، همبستگیهای قوی بین نمره کلی مقیاس نگرش به کمک و ابعاد گرایشهای اجتماعی (01/0) مشاهده شد که حاکی از روایی ملاکی رضایتبخش است.
نتیجهگیری: بر اساس نتایج بهدستآمده، نسخه فارسی مقیاس نگرش به کمک از روایی و پایایی قابل قبول برخوردار است و میتواند به عنوان ابزاری مناسب برای سنجش نگرش به کمک در جمعیت ایرانی به کار رود. این ابزار میتواند بینشهای ارزشمندی درباره احساسات، باورها و رفتارهای مرتبط با کمک به دیگران فراهم کند و در زمینههای پژوهشی و کاربردی روانشناسی مورد استفاده قرار گیرد.
تدوین مدل ارتباطی کیفیت زندگی، ذهن آگاهی و شفقت به خود با میانجی-گری رفتارهای خودمراقبتی در بیماران دیالیزی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
روان شناسی سلامت سال ۱۴ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۵۴)
45 - 62
حوزههای تخصصی:
مقدمه: هدف از پژوهش حاضر بررسی تدوین مدل ارتباطی کیفیت زندگی، ذهن آگاهی و شفقت به خود با میانجی گری رفتارهای خودمراقبتی در بیماران بیماران دیالیزی بود.
روش: روش این مطالعه توصیفی- همبستگی بود. جامعه آماری پژوهش بیماران دیالیزی شهر کاشان از فروردین تا مرداد سال 1403 بودند. حجم نمونه بر اساس مدل کلاین (2023) و با روش نمونه گیری در دسترس 300 نفر انتخاب شد. ابزار گردآوری داده های پژوهش شامل پرسشنامه کیفیت زندگی سازمان بهداشت جهانی (2004)، سیاهه ذهن آگاهی فرایبورگ والش و همکاران (2006)، فرم کوتاه مقیاس شفقت به خود رائس و همکاران (2011) و مقیاس تجربه توان خودمراقبتی کئرنی و فلیسچر (1979) بود. داده ها با استفاده از همبستگی پیرسون و معادلات ساختاری تحلیل شد. نرم افزار تحلیل داده ها برنامه SPSS و AMOS نسخه 28 بود.
یافته ها: یافته های پژوهش نشان داد که اثرات مستقیم ذهن آگاهی (51/0=β و 001/0=sig) و شفقت به خود (54/0=β و 001/0=sig) بر کیفیت زندگی معنادار بود. همچنین نتایج نشان داد که رفتارهای خودمراقبتی در رابطه بین ذهن آگاهی (61/0=β و 001/0=sig) و شفقت به خود (52/0=β و 001/0=sig) با کیفیت زندگی نقش میانجی و معنادار دارد. مدل نهایی پژوهش از برازش مطلوبی برخوردار بود (03/0=RMSEA و 05/0>p).
نتیجه گیری: با توجه به یافته های این پژوهش و اهمیت نقش ذهن آگاهی و شفقت به خود در کیفیت زندگی بیماران دیالیزی استفاده از آموزش ذهن آگاهی و درمان مبتنی بر شفقت به خود برای بهبود کیفیت زندگی در این بیماران پیشنهاد می شود.
رابطه راهبردهای مقابله با درد با ابعاد تصویر بدنی با نقش تعدیل کننده شاخص توده بدنی در بیماران مبتلا به درد مزمن(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
روان شناسی سلامت سال ۱۴ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۵۴)
81 - 96
حوزههای تخصصی:
مقدمه: ابتلا به بیماری های مزمن از مشکلات عمده مراقبت های بهداشتی در سراسر جهان است. مطالعه حاضر با هدف بررسی رابطه راهبردهای مقابله با درد با ابعاد تصویر بدنی و با نقش تعدیل کننده شاخص توده بدنی انجام شد.
روش: روش پژوهش حاضر توصیفی از نوع همبستگی و جامعه آماری کلیه بیماران مبتلا به بیماری های مزمن مراجعه کننده به مراکز درمانی شهر اصفهان (بیمارستان خورشید، سیدالشهدا، الزهرا و کلینیک تخصصی آریانا) در بازه سنی 45-20 سال بودند که با استفاده از روش نمونه گیری در دسترس، 125 نفر از آن ها به عنوان نمونه پژوهشی انتخاب شدند. ابزار مورد استفاده در پژوهش شامل پرسشنامه مدیریت درد وندربیلت، پرسشنامه پذیرش درد مزمن، پرسشنامه روابط چند بعدی بدن-خود، پرسشنامه شکل بدنی، مقیاس قدردانی عملکرد و مقیاس قدردانی بدنی بود. به منظور تحلیل داده ها از روش معادلات ساختاری مبتنی بر واریانس حداقل مجذورات جزیی و آزمون همبستگی پیرسون استفاده شد.
یافته ها: نتایج نشان داد که شاخص توده بدنی در رابطه راهبردهای مقابله با درد و تصویر بدنی نقش تعدیل کننده دارد. ابعاد تصویر بدنی (رضایت بدنی، ارزیابی ظاهر، قدردانی بدنی و ادراک عملکرد بدنی) با راهبرد مقابله ای فعالانه و پذیرش درد (مشارکت در فعالیت)، رابطه مثبت و معنی دار (P <0.01**) و با راهبرد منفعلانه و پذیرش درد (تمایل به درد) رابطه منفی و معنی دار (P <0.01** و P<0.05*) دارند.
نتیجه گیری: از پژوهش حاضر می توان نتیجه گرفت در رابطه با تصویر بدنی، با افزایش شاخص توده بدنی، آسیب پذیری افراد نسبت به راهبردهای مقابله ای منفعلانه افزایش می یابد و کارآیی راهبردهای فعالانه و پذیرش درد کمتر می شود.
نقش میانجی گری احساس تنهایی و نارضایتی از تصویر بدن در ارتباط با اعتیاد به رسانه های اجتماعی و رفتارهای خود آسیب رسان در نوجوانان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
شیوع رفتارهای خود آسیب رسان، یک نگرانی جدی در حوزه ی سلامت روان نوجوانان محسوب می شود. هدف پژوهش حاضر بررسی نقش میانجی گری احساس تنهایی و نارضایتی از تصویر بدن در ارتباط با اعتیاد به رسانه های اجتماعی و رفتارهای خودآسیب رسان در نوجوانان دختر 12-19 ساله بود. روش پژوهش مقطعی و توصیفی/ همبستگی بود. جامعه آماری تمامی دانش آموزان دختر شهر اصفهان در سال تحصیلی 1402-1401 بود که از این جامعه، 358نفر به روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای چند مرحله ای انتخاب شدند و به پرسشنامه اعتیاد به رسانه های اجتماعی (برگن، 2016)، پرسشنامه آسیب عمدی به خود (گزاتز، 2001 )، پرسشنامه احساس تنهایی (راسل، 1998) و پرسشنامه نگرانی درباره تصویر بدنی (لیتلتون و همکاران ،2005) پاسخ دادند. تحلیل داده ها با استفاده از الگویابی معادلات ساختاری و با کمک نرم افزار AMOS نسخه 22 انجام شد. یافته های پژوهش نشان دادند که الگوی طراحی شده از بزارش مطلوب برخوردار بود. نتایج نشان داد رابطه بین اعتیاد به رسانه های اجتماعی و رفتار خودآسیب رسان معنی دار نبود. رابطه بین اعتیاد به رسانه های اجتماعی و رفتارهای خود آسیب رسان با میانجی گری احساس تنهایی و نارضایتی از تصویر بدن معنی دار بود. با تکیه بر نتایج این پژوهش می توان بیان داشت که احساس تنهایی و نارضایتی از تصویر بدن دو متغیر میانجی هستند که می توانند رابطه بین اعتیاد به رسانه های اجتماعی و رفتارهای خودآسیب رسان را تبیین کنند. این یافته ها می تواند به روانشناسان و متخصصان بهداشت روانی کمک کند تا برنامه ها و مداخلات مناسب تری جهت پیشگیری و درمان نوجوانان با تاکید بر احساس تنهایی و نارضایتی از تصویر بدن ارائه دهند.
کاربرد مدل راش (نقشه سؤال) در تعیین استاندارد و نمره برش آزمون ملاک مرجع(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اندازه گیری تربیتی سال ۱۵ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۶۱
7 - 30
حوزههای تخصصی:
تعیین استاندارد قبولی و نمره برش مربوطه در آزمون برای قبولی یا رد در آزمون های ملاک مرجع امری ضروریست. در سال های اخیر نظریه پرسش_پاسخ (IRT) در ساخت و اجرای آزمون ها کمک شایانی نموده است. هدف از پژوهش حاضر، تعین استاندارد و نمره برش آزمون ملاک مرجع جامع پایه علوم پزشکی با استفاده از مدل راش ،روش نقشه سوال بود چامعه آماری این پژوهش کلیه داوطلبان آزمون جامع علوم پایه پزشکی قطب ده کشوری بودند که تعداد آنان 324 نفر بود و پاسخ کلیه داوطلبین در این آزمون جهت تعیین استاندارد و نمره برش مورد تحلیل قرار گرفته است. ابزار این پژوهش آزمون جامع علوم پایه با 200 سوال چهار گزینه ای بود است که در شهریور ماه 1395 اجرا گردیده بود. پژوهش حاضر از نوع پژوهش-های مقطعی بوده است و برای تحلیل سوالات از نرم افزار winsteps استفاده گردید. یافته های پژوهش نشان داد که این آزمون از اعتبار سوال98./ و اعتبار فرد92/. برخوردار بوده است که نشان می دهد واریانس نمونه و طول تست مناسب بوده و سوالات از حوزه های نه گانه به تناسب انتخاب گردیده است.هم چنین آزمون با مدل تک پارامتری راش برازش دارد . اجرای پنل داوران و بررسی سوالات با روش نقشه سوال نشان داد توافق داوران پس از سه مرحله داوری شامل پارامتر دشواری برابر 1.3 و نمره خام برابر 103 بوده است.یافته های این پژوهش نشان داد که استفاده از روش نقشه سوال توانسته است توافق بالایی بین داوران نسبت به تعیین نمره برش ایجاد نماید.
مؤثرترین مداخله در کاهش قلدری: یک پژوهش فراتحلیلی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فرهنگ مشاوره و روان درمانی سال ۱۶ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۶۳
173 - 206
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش انجام فراتحلیل بر روی پژوهش هایی است که در قلدری مداخله کرده اند تا از این رهگذر موثرترین شیوه در کاهش قلدری شناسایی شود. فراتحلیل بر روی 63 پژوهش صورت گرفت که از این تحقیقات 68 اندازه اثر به دست آمد. این تحقیقات در فصلنامه ها و مجلات علمی-پژوهشی و پایگاه های اطلاع رسانی جهاد دانشگاهی کشور، مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی، سایت خصوصی بانک مجلات ایران،گنج ایرانداک، ﭘﺎﺑﻤﺪ، اﺳﭙﺮﯾﻨﮕﺮ، اﺳﮑﻮپ، ﭘﺮوﮐﯿﻮﺳﺖ، اﻟﺰوﯾﺮ، ﺳﺎﯾﻨﺲ داﯾﺮﮐﺖ، ﮔﻮﮔﻞ اﺳﮑﺎﻟﺮ به چاپ رسیده اند. بعد از بررسی ملاک های ورود و خروج، یافته های کمی پژوهش های منتخب با نرم افزار CMA نسخه 2 تحلیل شدند. نتایج فراتحلیل نشان داد که درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد بیشترین تاثیر را در کاهش قلدری دارد. طبق نتایج حاصل به مسئولان آموزش توصیه می شود جهت کاهش میزان قلدری، از درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد سود جویند. درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد سود جویند