فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۵۶۱ تا ۵۸۰ مورد از کل ۳۷٬۲۵۷ مورد.
منبع:
روان شناسی سلامت سال ۱۴ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۵۴)
63 - 80
حوزههای تخصصی:
مقدمه: بیماران منییر مشکلات روان شناختی عدیده ای را گزارش می کنند درحالی که در جهت درمان و بهبود ابعاد روانشناسی این بیماران تلاش چندانی نشده است. لذا هدف مطالعه حاضر مقایسه میزان اثربخشی طرح واره درمانی و رفتاردرمانی شناختی بر افسردگی، اضطراب و استرس بیماران منییر بود. روش: این پژوهش نیمه تجربی با طرح پیش آزمون پس آزمون و پیگیری بود. جامعه آماری پژوهش حاضر بیماران منییر مبتلا به افسردگی و اضطراب همبود بود که از بین آن ها، 45 بیمار با توجه به معیار های ورود و خروج با روش نمونه گیری در دسترس مبتنی بر هدف انتخاب و به صورت تصادفی به سه گروه رفتاردرمانی شناختی، طرح واره درمانی و کنترل اختصاص داده شدند. هر سه گروه قبل، بعد از مداخله و یک ماه بعد از مداخله با مقیاس افسردگی، اضطراب و استرس مورد ارزیابی قرار گرفتند. در نهایت داده ها با استفاده از تحلیل واریانس اندزه گیری مکرر مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفتند. یافته ها: نتایج کاهش معنادار در افسردگی، اضطراب و استرس بیماران منییر گروه های آزمایش نسبت به کنترل در پس آزمون و پیگیری نشان داد (05/0P < ). همچنین بین گروه طرح واره درمانی و رفتاردرمانی شناختی در کاهش افسردگی به نفع طرح واره درمانی تفاوت معنادار نشان داده شد (05/0P < ) اما در دیگر متغیرها تفاوت معناداری بین دو گرو آزمایش یافت نشد (05/0P > ). نتیجه گیری: مداخلات طرح واره درمانی و رفتاردرمانی شناختی در بهبود علائم روان شناختی بیماران منییر مؤثر است. نتیجه این پژوهش و پژوهش های مشابه می تواند در حوزه های تشخیصی و درمانی بیماران منییر مورد استفاده قرار گیرد.
رابطه اجتناب تجربه ای و اضطراب مرگ با نقش میانجی معنا در زندگی در سالمندان مقیم سرای سالمندان شهر رشت(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رویش روان شناسی سال ۱۴ اردیبهشت ۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۱۰۷)
۱۱۲-۱۰۳
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف تعیین رابطه اجتناب تجربه ای و اضطراب مرگ با نقش میانجی معنا در زندگی در سالمندان مقیم سرای سالمندان انجام شد. پژوهش حاضر توصیفی-همبستگی از نوع مدل یابی معادلات ساختاری بود. جامعه آماری این مطالعه سالمندان مقیم سراهایی سالمندان شهر رشت در سال 1403 بودند. 200 نفر از آن ها به روش نمونه گیری در دسترس در این پژوهش مشارکت داشتند و به پرسشنامه پذیرش و عمل (AAQ-II؛ بوند و همکاران، ۲۰۰7)، مقیاس اضطراب مرگ (DAS؛ تمپلر و همکاران، 1971) و پرسشنامه معنای زندگی (MLQ؛ استگر و همکاران، 2011) پاسخ دادند. داده ها به روش مدل یابی معادلات ساختاری تحلیل شدند. یافته ها نشان داد که مدل پیشنهادی از برازش مطلوب برخوردار است. یافته دیگر نشان داد اثرات مستقیم اجتناب تجربه ای و معنا در زندگی بر اضطراب مرگ معنادار بود؛ همچنین اثر مستقیم اجتناب تجربه ای بر معنا در زندگی، معنادار بود (05/0>P)؛ همچنین نتایج آزمون بوت استرپ نشان داد که معنا در زندگی در رابطه بین اجتناب تجربه ای و اضطراب مرگ نقش میانجی داشت (05/0>P). یافته های این مطالعه دلالت بر این دارد که اجتناب تجربه ای به صورت مستقیم و با نقش میانجی معنا در زندگی بر اضطراب مرگ سالمندان اثر دارد.
Cultural Silence and Emotional Suppression in Asian-American Families: A Phenomenological Exploration(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Objective: This study aimed to explore the lived experiences of cultural silence and emotional suppression within Asian-American families. Methods: This qualitative study utilized a phenomenological approach to investigate emotional suppression among 24 Asian-American adults residing in the United States. Participants were selected through purposive sampling to ensure diversity across ethnic subgroups and generational backgrounds. Data were collected through semi-structured, in-depth interviews conducted via secure video conferencing platforms. Interviews lasted between 60 and 90 minutes and continued until theoretical saturation was reached. All interviews were audio-recorded, transcribed verbatim, and analyzed thematically using NVivo software. Thematic analysis was performed through an inductive coding process that emphasized participants’ subjective interpretations and cultural meaning-making around emotional expression. Findings: Four major themes emerged from the data: family communication norms, cultural identity and emotional suppression, impacts on mental and emotional health, and pathways to emotional expression and healing. Participants reported indirect communication, emotional stoicism, and intergenerational silence as common patterns within their families. These dynamics were often reinforced by cultural expectations of respect, shame, and self-control. Emotional suppression was linked to internalized distress, difficulty in emotional identification, and barriers to help-seeking. Despite these challenges, participants also described transformative experiences involving therapy, peer support, and bicultural integration that facilitated emotional literacy and relational healing. Conclusion: Emotional suppression and cultural silence in Asian-American families are shaped by deep-rooted cultural values and intergenerational practices. While these patterns may hinder emotional well-being, participants also demonstrated adaptive strategies and agency in redefining emotional norms. These findings underscore the importance of culturally responsive mental health practices that validate heritage while promoting emotional authenticity.
Comparative Effectiveness of Reality Therapy and Emotion-Focused Therapy on Love Trauma Syndrome, Self-Worth, and Relationship Beliefs in Divorced Women in Tehran(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Objective: The present study aimed to compare the effectiveness of reality therapy and emotion-focused therapy (EFT) on love trauma syndrome, self-worth, and relationship beliefs in divorced women residing in Tehran. Methods and Materials: This research is applied in terms of purpose and quasi-experimental in terms of data collection, using a pretest-posttest-follow-up design with a control group. The statistical population included all divorced women residing in District 2 of Tehran in 2023, from whom 45 participants were selected through convenience sampling. The participants were randomly assigned, with age-matching, into two intervention groups and one control group. Participants completed the Relationship Beliefs Questionnaire, Ross's Love Trauma Syndrome Questionnaire, and the Self-Worth Questionnaire at pretest, posttest, and follow-up phases. The first intervention group received 8 sessions of reality therapy, while the second group received 10 sessions of emotion-focused therapy. Data were analyzed using repeated measures analysis of variance (ANOVA) with SPSS version 22. Findings: Both reality therapy and emotion-focused therapy were effective in enhancing self-worth, improving relationship beliefs, and reducing love trauma syndrome symptoms among divorced women in Tehran. Moreover, the effectiveness of both treatments persisted over time. No significant difference was found between the effectiveness of reality therapy and emotion-focused therapy on the studied variables. Conclusion: Based on the results, it can be concluded that both reality therapy and emotion-focused therapy are effective interventions for improving love trauma syndrome symptoms, enhancing self-worth, and modifying relationship beliefs in divorced women in Tehran
رابطه هوش هیجانی و خلاقیت در دانش آموزان ابتدایی شهر سنندج
منبع:
سلامت روان در مدرسه دوره ۳ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲
56 - 68
حوزههای تخصصی:
با توجه به اهمیت مقطه ابتدایی که مهم ترین مقطع در آموزش و پرورش می باشد به همین لحاظ جامعه هدف در این پژوهش دانش آموزان ابتدایی دوره دوم شهر سنندج انتخاب گردیدند و به لحاظ اهمیت دو مولفه خلاقیت و هوش هیجانی هم انتخاب گردیده شد. تحقیق حاضر از لحاظ هدف کاربردی و به لحاظ روش گردآوری داده ها، توصیفی از نوع همبستگی است. همچنین در این پژوهش از شیوه پیمایشی نیز برای گردآوری داده ها استفاده شده است. جامعه آماری این پژوهش شامل کلیه دانش آموزان ابتدایی شهر سنندج میباشد. حجم نمونه در این پژوهش بر اساس فرمول تعیین حجم نمونه کوکران برابر با 371 نفر بود. روش نمونه گیری در این پژوهش به صورت خوشه ای مرحله ای بود. پرسشنامه سنجش خلاقیت که به آزمون سنجش خلاقیت عابدی مشهور است که دراین تحقیق استفاده گردید و همچنین برای هوش هیجانی از پرسشنامه هوش هیجانی بار-آن تجزیه و تحلیل دادهها با استفاده از نرم افزار SPSS26 صورت گرفت. پژوهش نشان داد که میزان پایایی مقیاس خلاقیت در بین دانش آموزان مقطع ابتدایی دوره دوم شهر سنندج برابر با 76/0(معادل 0/76درصد) است. بنابراین، پرسشنامه خلاقیت در بین دانش آموزان مقطع ابتدایی دوره دوم در پژوهش حاضر از پایایی مناسبی برخوردار بوده است. همچنین پژوهش نشان داد که که میزان پایایی مقیاس هوش هیجانی در بین دانش آموزان مقطع ابتدایی دوره دوم برابر با81/0(معادل 0/81 درصد) است. بنابراین، پرسشنامه هوش هیجانی در بین دانش آموزان مقطع ابتدایی دوره دوم شهر سنندج در پژوهش حاضر از پایایی مناسبی برخوردار بوده است.
How did the Mindfulness-based Cognitive Therapy (MBCT) change family employee females through Single case experimental designs (SCED)? Decreased the Work-family conflict and increased the psychological well-being(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Objective: Managing occupational burnout facilitates the restoration of psychological well-being and is influenced by factors such as work-family conflict. Methods: The current research aimed to determine the effectiveness of MBCT on work-family conflict and psychological well-being in women with a Single Case Experimental Design of the AB type. The statistical population comprised all employed women who sought counseling at the Mehrazin Center in 2023. For data collection, Rastegar Khaled's Work-Family Conflict Questionnaire (2006) and Ryff's Psychological Well-Being Scale (1989) were utilized. It was observed that an improvement percentage below 50% indicates the intervention is not clinically significant, except for Participant 3. Additionally, the fact that the Reliable Change Index is greater than 1.96 at P < 0.05 suggests that the intervention holds statistical significance. With 95% confidence, it can be stated that the observed change in post-test scores is statistically significant. The analysis of the data was conducted through chart analysis, the Percentage of Non-overlapping Data (PND), and the Percentage of Overlapping Data (POD). Results: The research revealed that the psychological well-being scores of the three subjects improved by 30.6% overall, and their work changes and overall improvement percentage were 36.9%. These scores indicate a change and increase in psychological well-being, as well as a reduction in work-family conflict. In all three participants, the acceptable change index (RCI) for both variables was RCI≥1.96, at the 95% confidence level, indicating that the intervention was statistically significant. Conclusion: It is recommended that this method be explored and utilized as an effective intervention for enhancing psychological well-being and reducing work-family conflict.
Modeling mobile phone addiction based on original family health with the mediation of academic procrastination in high school students(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Introduction: Mobile phone addiction with negative psychological consequences is influenced by academic and family problems. The present study aimed to determine the mediating role of academic procrastination in the relationship between original family health and mobile phone addiction in high school female students. Method: The study employed a descriptive-correlational research approach utilizing a structural equation model. The statistical population of this research was all female students in the second year of high school in District 6 of Tehran. Among them, 200 students were recruited by random multi-stage cluster sampling, and they completed the Family of Origin Scale (1985) Academic Procrastination Scale (2000), and Mobile Phone Addiction Scale (2014). The collected data were analyzed using SPSS.21 and Amos.23 software according to the structural equation model. Findings: Results indicated a significant direct negative impact of family health (β = -0.51, p < 0.001) and a direct positive effect of academic procrastination (β = -0.58, p < 0.001) on students' mobile phone addiction. Furthermore, academic procrastination was found to act as a mediator in the association between family health and mobile phone addiction (β = -0.16, p < 0.001). Conclusion: The model demonstrated a strong fit. The mediating role of academic procrastination in the relationship between original family health and mobile phone addiction is a good model for explaining mental injuries and applying it in the field of preventing academic and behavioral problems in students.
اثربخشی درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد بر امید به زندگی و بهزیستی معنوی زنان مطلقه مراجعه کننده به بهزیستی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رویش روان شناسی سال ۱۴ مهر ۱۴۰۴ شماره ۷ (پیاپی ۱۱۲)
87 - 96
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف تعیین اثربخشی درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد بر امید به زندگی و بهزیستی معنوی زنان مطلقه مراجعه کننده به بهزیستی انجام شد. روش پژوهش حاضر نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون_ پس آزمون و گروه کنترل بود. جامعه آماری این پژوهش را کلیه زنان مراجعه کننده به بهزیستی شهر تبریز در شش ماهه دوم 1402 تشکیل دادند که از بین آنها تعداد 40 نفر به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب و به روش تصادفی در یک گروه آزمایش (20 نفر) و یک گروه کنترل (20 نفر) جایگزین شدند. برای تحلیل داده ها از آزمون تحلیل کوواریانس چند متغیره (مانکوا) استفاده شد. جهت جمع آوری داده ها از دو پرسشنامه بهزیستی معنوی (SWBS) پالوتزین و الیسون (1983) و امید به زندگی بزرگسالان (AHS) اسنایدر و همکاران (1991) استفاده شد. یافته ها نشان داد که با کنترل اثر پیش آزمون، بین میانگین پس آزمون امید به زتدگی و بهزیستی معنوی در دو گروه آزمایش و کنترل در سطح 05/0 تفاوت معناداری وجود داشت. بنابراین، از یافته های فوق می توان نتیجه گرفت که درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد در افزایش امید به زندگی و همینطور بهبود بهزیستی معنوی موثر بوده است.
نقش قضا و قدر و اختیار انسان در بروز مشکلات روان شناختی
حوزههای تخصصی:
مقدمه: مسئله قضا و قدر همواره از مهم ترین مباحث در حوزه فلسفه، عرفان و کلام اسلامی و از بنیادی ترین مفاهیم مؤلفه های شناختی-فرهنگی بوده است . این موضوع نه تنها در فضای نظری و انتزاعی جایگاه ویژه ای دارد، بلکه تأثیر عمیقی بر درک انسان از هستی، سرنوشت و رابطه او با خداوند دارد . هدف: بررسی تأثیر باور به قضا و قدر به عنوان جلوه ای از علم الهی و میزان اختیار ادراک شده بر سلامت روان افراد است. روش: این مطالعه مرور سیستماتیک بر مبنای روش های استاندارد مرور مقالات علمی انجام شد. برای گردآوری داده ها از پایگاه های علمی معتبر مانند Scopus ,PubMed ,Web of Science وPsycINFO استفاده شد. فرآیند انتخاب مطالعات، براساس دستورالعمل های PRISMA انجام شد که نسخه به روز شده آن در سال ۲۰۲۰ منتشر شده است. یافته ها: یافته های حاصل از ادبیات نظری و تجربی نشان می دهد که تفسیرهای جبری گرایانه از قضا و قدر، اغلب با افزایش درماندگی آموخته شده، اضطراب، و افسردگی همراه است. در مقابل، باور به اختیار و مسئولیت فردی موجب افزایش تاب آوری روان شناختی، خودکارآمدی، و کاهش آسیب پذیری روانی می شود. همچنین بررسی آموزه های دینی، به ویژه در سنت اسلامی، نشان می دهد جهان هستی نظامی پویا و سیال دارد و هر موجودی در مسیر تحول و تکامل خویش، با اختیار خود در تعیین سرنوشتش نقش دارد، در حالی که این اختیار نیز در چهارچوب نظام کلی قضا و قدر الهی قرار می گیرد. که قضا و قدر لزوماً نفی کننده اختیار نیست، بلکه می تواند با مسئولیت پذیری تلفیق شود و چارچوبی معناگرا برای مواجهه با رنج فراهم آورد. نتیجه گیری: بر این اساس، نگرش تعادلی میان قضا و قدر و اختیار، رویکردی سازنده در تبیین، پیشگیری و مداخله در حوزه اختلالات روان شناختی به شمار می آید
مقایسه اثربخشی دو روش آموزش والدین با رویکرد آدلری و رفتاری بر مشکلات رفتاری کودکان مبتلا به اختلال بیش فعالی/ نقص توجه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف اصلی در این پژوهش مقایسه اثربخشی دو روش آموزش والدین با رویکرد آدلری و رفتاری بر مشکلات رفتاری کودکان مبتلا به اختلال بیش فعالی و نقص توجه بود. پژوهش حاضر از نوع نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون- پس آزمون و گروه کنترل بود. جامعه آماری پژوهش، والدین کودکان مبتلا به نقص توجه و بیش فعالی شهر تهران در سال 1402 بود که از بین آن ها به طور در دسترس 60 نفر به عنوان نمونه انتخاب و به صورت تصادفی در سه گروه 20 نفره جایگذاری شدند. ابزار پژوهش شامل پرسشنامه رفتاری کودکان راتر (1964، RCBQ) بود. پس از اجرای پیش آزمون در هر سه گروه، گروه های آزمایش به مدت 10 جلسه، هفته ای یک جلسه، تحت آموزش و مداخله گروهی قرار گرفتند. سپس میزان مشکلات رفتاری در هر دو گروه آزمایش و همچنین گروه کنترل مجدداً مورد بررسی قرار گرفت. نتایج تحلیل کوواریانس چند متغیره نشان داد که با کنترل اثر پیش آزمون، بین میانگین پس آزمون گروه های مداخله (آدلری و رفتاری) و گروه کنترل تفاوت معناداری وجود دارد (05/0P<). بنابراین آموزش والدین چه با رویکرد آدلری و چه با رویکرد رفتاری بر مشکلات رفتاری کودکان مؤثر است. همچنین نتایج دو گروه آزمایش آدلری و رفتاری با یکدیگر تفاوت معناداری نداشتند (05/0P>). بر اساس یافته ها می توان نتیجه گرفت آموزش والدین با دو رویکرد آدلری و رفتاری اثربخشی یکسانی بر مشکلات رفتاری کودکان مبتلا به اختلال بیش فعالی و نقص توجه دارد.
نحوۀ بازنمایی ذهنی از خود و دیگری در مبتلایان به مولتیپل اسکلروزیس: نقش بافتار فرهنگی- اجتماعی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
روانشناسی کاربردی سال ۱۹ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۷۳)
33 - 54
حوزههای تخصصی:
هدف: پژوهش حاضر با هدف بررسی بازنمایی های ذهنی از خود و دیگری در مبتلایان به بیماری مولتیپل اسکلروزیس (ام اس) و مقایسه بازنمایی های ذهنی در دو فرهنگ اصفهان و تهران و در دو مطالعه صورت گرفت. روش: این یک پژوهش شبه آزمایشی با طرح عاملی ترکیبی بوده است. جامعه آماری شامل بیماران مبتلا به ام اس و افراد غیر بیمار در شهر اصفهان و همچنین افراد غیر بیمار در شهر تهران بوده است. مجموعا ۲۴۴ شرکت کننده (۸۲ بیمار مبتلا به ام اس و ۸۲ فرد غیر بیمار از شهر اصفهان و ۸۰ فرد غیر بیمار از شهر تهران) به تنظیم فاصله با شخصیت ها (شامل تصویر خود در کودکی، تصویر خود در زمان حال، مادر، شریک عاطفی و دوست) در آزمون فاصله بین فردی مطبوع در دو حالت فعال و منفعل پرداختند. یافته ها: نتایج تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر نشان داد مبتلایان به ام اس فاصله بین فردی بیشتری را در مقایسه با افراد غیر بیمار در مواجهه با تصویر خود در زمان حال، شخصیت دوست و شریک عاطفی ترجیح می دهند. علاوه بر این، هر دو گروه شرکت کنندگان اصفهان (بیماران مبتلا به ام اس و افراد غیر بیمار) در مقایسه با گروه تهران به طور معناداری فواصل بین فردی بزرگتری را با تمامی شخصیت ها برگزیند. نتیجه گیری: یافته های پژوهش می تواند بیانگر نوعی تجربه از خود بیگانگی در بیماران مبتلا به ام اس در سطح بازنمایی های ذهنی و اهمیت فرهنگ در صورت بندی بازنمایی های ذهنی باشد.
مسائل ویژه مدیریت و رهبری در تحقق رسالت های نوین مدارس
منبع:
سلامت روان در مدرسه دوره ۳ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲
23 - 33
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: تحولات سریع اجتماعی، فناوری، و آموزشی در قرن بیست و یکم، مدارس را به مأموریت های نوینی همچون پرورش دانش آموزان خلاق، مسئولیت پذیر و نوآور سوق داده است. در این راستا، مدیریت و رهبری آموزشی به عنوان عوامل کلیدی در تحقق این مأموریت ها مطرح می شوند. پژوهش حاضر به بررسی چالش های ویژه مدیریت و رهبری و استراتژی های مؤثر در راستای تحقق این مأموریت های نوین پرداخته است. روش: این پژوهش با رویکرد کیفی و روش پدیدارشناسی انجام شده است. جامعه پژوهش شامل مدیران مدارس و کارشناسان آموزشی بود که از طریق نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها، مصاحبه نیمه ساختاریافته بود و داده ها با استفاده از روش تحلیل مضمون در سه مرحله کدگذاری باز، محوری و انتخابی تحلیل شدند. یافته ها: یافته ها نشان داد که مهم ترین چالش های مدیران شامل محدودیت منابع، نیاز به توسعه حرفه ای معلمان، مقاومت نسبت به تغییر، عدم مشارکت ذینفعان، و کمبود آمادگی در مواجهه با بحران ها است. استراتژی های پیشنهادی برای مقابله با این چالش ها شامل تخصیص استراتژیک منابع، ارائه برنامه های توسعه حرفه ای منظم، تقویت همکاری با ذینفعان، برنامه های مدیریت تغییر و تدوین چارچوب های آمادگی برای بحران ها می باشد. همچنین، ادغام فناوری به عنوان ابزاری ضروری برای تحول آموزشی شناسایی شد. نتیجه گیری: مدیریت و رهبری مؤثر در مدارس نیازمند ترکیبی از برنامه ریزی استراتژیک، مشارکت ذینفعان، توسعه حرفه ای، و تقویت فرهنگ نوآوری است. این پژوهش پیشنهاد می کند که رهبران مدارس باید با بهره گیری از استراتژی های نوآورانه و سازگار، مدارس را به محیط های یادگیری پیشرو و پاسخگو تبدیل کنند. یافته ها می توانند به سیاست گذاران و رهبران آموزشی در تدوین راهبردهای عملیاتی برای بهبود کیفیت آموزشی و تحقق مأموریت های نوین کمک کند.
اثربخشی یکپارچه سازی طرحواره درمانی و درمان پذیرش و تعهد بر بهزیستی ذهن و نگرانی از تصویر بدنی زنان مبتلا به سرطان پستان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم روانشناختی دوره ۲۴ بهار (فروردین) ۱۴۰۴ شماره ۱۴۵
۲۲۰-۱۹۷
حوزههای تخصصی:
زمینه: سرطان سینه یکی ازشایع ترین سرطان هاست و به عنوان یک بیماری مزمن دارای عوارض روانشناختی متعددی است. لذا اثربخشی مداخلات روانشناختی یکپارچه که بتواند ابعاد هیجانی، شناختی، رفتاری و بین فردی را مورد توجه قرار دهد یک ضرورت کاربردی است. هدف: هدف از پژوهش حاضر بررسی اثربخشی یکپارچه سازی طرحواره درمانی و درمان پذیرش و تعهد بر بهزیستی ذهنی و نگرانی از تصویر بدنی زنان مبتلا به سرطان پستان بود. روش: پژوهش حاضر از نظر هدف کاربردی و از نظر روش شبه آزمایشی از سری طرح های پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری سه ماه با گروه گواه بود. پژوهش جامعه آماری پژوهش را تمام زنان مبتلا به سرطان پستان شهرستان یزد را در سال 1402 تشکیل دادند. نمونه پژوهش 30 نفر از زنان مبتلا به سرطان پستان بود که به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایشی و گواه گمارده شدند. دو نفر از شرکت کنندگان گروه آزمایش در مرحله پس آزمون ریزش داشتند و دو نفر از اعضا گروه کنترل برای تساوی گروه ها کنار گذاشته شدند (13 نفر در هر گروه). یکپارچه سازی طرحواره درمانی و درمان پذیرش و تعهد در 8 جلسه 5/1 ساعته به گروه آزمایشی آموزش داده شد. برای جمع آوری اطلاعات از پرسشنامه های بهزیستی ذهنی (مولوی و همکاران، ۱۳۸۸)، و نگرانی از تصویر بدنی (لیتلتون و همکاران، 2005) استفاده شد. تجزیه وتحلیل داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS نسخه 27 و آزمون تحلیل واریانس آمیخته با اندازه گیری مکرر انجام شد. یافته ها: یافته های به دست آمده از تجزیه وتحلیل داده ها نشان داد که بین دو گروه آزمایش و کنترل در میزان بهزیستی ذهنی و نگرانی از تصویر بدنی پس از دریافت مداخله جلسات درمانی یکپارچه سازی طرحواره درمانی و درمان پذیرش و تعهد تفاوت معناداری وجود دارد (05/0 >p). همچنین یافته های مرحله پیگیری نشان داد که کاهش میزان نگرانی از تصویر بدنی و افزایش بهزیستی ذهنی در گروه آزمایش در مرحله پیگیری پایدار بوده است (05/0 >p). نتیجه گیری: یکپارچه سازی طرحواره درمانی و درمان پذیرش و تعهد، یک مداخله امیدوارکننده را برای زنان مبتلا به سرطان پستان ارائه می دهد که فرآیندهای شناختی و عاطفی را هدف قرار داده، باعث بهبود مشکلات روانشناختی آن ها می شود؛ اما برای نتیجه گیری بهتر، تحقیقات بیشتری مورد نیاز است.
اثربخشی برنامه آموزش خودشفقت ورزی بر اشتیاق تحصیلی دانشجویان قربانی قلدری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های نوین روانشناختی سال ۲۰ بهار ۱۴۰۴ شماره ۷۷
1 - 11
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف آموزش خودشفقت ورزی بر دانشجویان قربانی قلدری و تعیین تاثیر آن بر اشتیاق تحصیلی آنها انجام گرفت. این پژوهش از نوع مطالعه نیمه آزمایشی با پیش آزمون و پس آزمون و دارای گروه کنترل بود. از جامعه دانشجویان علوم انتظامی امین در سال تحصیلی 1401-1400، نمونه ای متشکل از 30 دانشجوی قربانی قلدری، با استفاده از پرسشنامه قربانیِ قلدری غربالگری شد و در دو گروه 15 نفری به صورت تصادفی قرار گرفت. ابزارهای پژوهش شامل پرسشنامه قربانی قلدری، مقیاس اشتیاق تحصیلی و بسته آموزش خودشفقت ورزی بود. گروه آزمایش 8 جلسه مداخله آموزش خودشفقت ورزی مبتنی بر نظریه خودشفقت ورزی نف دریافت نمود. بعد از اتمام آموزش نمرات پس آزمون اخذ و با استفاده از تحلیل کواریانس چندمتغیره تحلیل شد. نتایج پژوهش نشان داد آموزش خودشفقت ورزی بر اشتیاق تحصیلی و مولفه های آن که شامل؛ اشتیاق عاطفی، اشتیاق رفتاری و اشتیاق شناختی است، تاثیر مثبت و معناداری داشت. بر اساس یافته ها، آموزش خودشفقت ورزی می تواند با غلبه بر آسیب های ناشی از تجارب گذشته و پذیرش تمامیت خود و ایجاد احساسات مثبت، اشتیاق تحصیلی را بهبود ببخشد و به عنوان یک رویکرد موثر توسط مربیان، مشاوران و متخصصان مراکز آموزشی و درمانی برای کمک به کاهش رنج قربانیان و بهبود اشتیاق تحصیلی استفاده شود.
ساخت و اعتباریابی مقیاس بهزیستی جنسی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
روان پژوهی و مطالعات علوم رفتاری سال ۳ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱
72 - 85
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف ساخت و اعتباریابی مقیاس بهزیستی جنسی به اجرا درآمد. روش نمونه گیری به شیوه در دسترس بود. ابزار تحقیق شامل پرسشنامه ی 25 سؤالی محقق ساخته بود. قبل از تکمیل پرسشنامه ها، شرکت کنندگان به سؤالاتی در مورد وضعیت دموگرافیک، سلامت روانی و جسمی فعلی آن ها پاسخ دادند. برای بررسی روایی و پایایی ابزار به ترتیب از تحلیل عامل اکتشافی، تحلیل موازی و آلفای کرونباخ استفاده شده است. توجه به این نکته مهم است که مراحل ساخت پرسشنامه ی بهزیستی جنسی در دوران پاندمی کرونا صورت گرفت و لذا بخش عمده ای از فرایند جمع آوری اطلاعات از طریق ارزیابی آنلاین صورت گرفته است. نتایج نشان داد که اندازه ی شاخص برابر با 927/0 و آزمون کرویت بارتلت (03/11572= X2 و 001/0>p) نیز معنادار است؛ بنابراین با توجه به کفایت نمونه برداری و معناداری آزمون بارتلت، داده ها برای تحلیل عاملی مناسب است. بر اساس KMO، عواملی که دارای ارزش ویژه بالاتر از 1 هستند می توانند به عنوان عوامل استخراج شوند و نتایج نشان می دهد که 4 عامل دارای ارزش ویژه بیشتر از یک هستند.همچنین مقادیر بارهای عاملی مشترک، برای همه متغیرهای مورد بررسی مقدار بزرگی را نشان می دهد و کوچکترین مقدار مشترک برابر با 52/0 است. در مجموع مقدار مشترک همه عبارات در حد مطلوب می باشد.
طراحی و اعتباریابی برنامه بازی درمانی حسی حرکتی مبتنی بر فلسفه دلوز-گتاری برای کودکان دارای اختلال طیف اوتیسم: یک پژوهش کیفی(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
اهداف در فضای آموزشی درمانی کودکان استثنایی، وجود مجموعه متنوعی از مداخلات برای پاسخگویی به نیازهای همه کودکان حیاتی است.هدف از انجام این پژوهش طراحی یک برنامه بازی درمانی حسی حرکتی مبتنی بر فلسفه دلوز و گتاری برای کودکان دارای اختلال طیف اوتیسم بود. مواد و روش ها این مطالعه پژوهشی کیفی با رویکرد تحلیل محتوای استقرایی بود. جامعه پژوهشی را تمامی متون چاپ شده بین سال های 1953 تا 2023 به قلم دلوز و گتاری یا مفسران فلسفه آنان تشکیل داد و نمونه گیری از آن به روش هدفمند انجام شد. حجم نمونه، مبتنی بر داده ها بوده و در فرایند مطالعه تا اشباع داده ها نمونه گیری ادامه یافت. در مرحله بعد داده های گردآوری شده تفسیر و تحلیل و جهت تدوین چارچوب محتوایی برنامه بازی درمانی استفاده شد و برنامه تدوین شده جهت بررسی روایی صوری و محتوایی (بررسی ضریب نسبی روایی محتوا (CVI)و شاخص روایی محتوا (CVR)) به متخصصان سپرده و نتایج تحلیل شد. یافته ها براساس نتایج، تحلیل محتوای فلسفه دلوز -گتاری و با عطف نظر به ویژگی های اختلال طیف اوتیسم، مؤلفه های درون ماندگاری، زندگی، مجموعه، دید افقی، بدن بدون اندام، صیرورت/ شدن، ریزوم، استراتا(لایه ها)، عمل در برابر بیان، ادراک دیگری، هموار کردن، قلمروزدایی باز قلمروسازی، فضای مواجهه و تکرار تشخیص داده و استخراج شد. این مؤلفه ها به منظور استفاده در طراحی برنامه بازی درمانی در سه گروه قالب، محتوا و روند دسته بندی و براساس این مؤلفه ها برنامه بازی درمانی حسی حرکتی در 12 جلسه طراحی شد. مقادیر دو شاخص CVR و CVI نشان دهنده اعتبار مناسب برنامه بود. نتیجه گیری تحلیل محتوای فلسفه دلوز-گتاری نشان دهنده ظرفیت های این چارچوب فلسفی جهت استفاده در کار بالینی با اختلال طیف اوتیسم می باشد. در این پژوهش یک برنامه بازی درمانی حسی حرکتی براساس فلسفه دلوز – گتاری با قابلیت اجرا برای کودکان دارای اختلال طیف اوتیسم طراحی شد و از نظر متخصصان با اعتبار مناسب ارزیابی شد.
Effectiveness of Emotion-Focused Therapy and Schema Therapy on Attachment Styles and Emotion Regulation in Women Affected by Infidelity(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Objective: The present study aimed to examine and compare the effectiveness of emotion-focused therapy and schema therapy on attachment styles and emotion regulation in women affected by infidelity. Methods and Materials: This research employed a quasi-experimental design with a pretest–posttest and control group. The statistical population included all women affected by infidelity who referred to counseling centers in Tehran in 2023. From this population, 45 participants were selected using purposive sampling and randomly assigned to three groups: the first experimental group (emotion-focused therapy, 15 participants), the second experimental group (schema therapy, 15 participants), and the control group (15 participants). The experimental groups received the respective interventions across a set number of sessions, while the control group did not receive any intervention. All three groups were assessed at pretest, posttest, and follow-up stages using the Attachment Styles Questionnaire and the Emotion Regulation Questionnaire. Findings: Data analysis using repeated measures analysis of variance and post hoc tests indicated that both therapeutic approaches led to significant improvements in attachment styles and enhanced emotion regulation abilities in women affected by infidelity (p < .05). Moreover, a comparison of results showed that schema therapy demonstrated greater effectiveness than emotion-focused therapy in certain indices. Conclusion: Based on the findings, emotion-focused therapy and schema therapy can be considered effective approaches for promoting secure attachment styles and improving emotion regulation among women affected by infidelity.
مقایسه اثربخشی گروه درمانی شناختی رفتاری و درمان شناختی مبتنی بر ذهن آگاهی بر امید به زندگی بیماران دیالیزی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم روانشناختی دوره ۲۴ تابستان (مرداد) ۱۴۰۴ شماره ۱۴۹
۱۹۶-۱۸۱
حوزههای تخصصی:
زمینه: بیماران تحت دیالیز با چالش های جسمی و روانی متعددی روبرو هستند که می تواند امید به زندگی آن ها را تحت تأثیر قرار دهد. در این میان، مداخلات روان درمانی مانند گروه درمانی شناختی رفتاری و درمان شناختی مبتنی بر ذهن آگاهی به عنوان روش های مؤثر برای بهبود سلامت روان شناخته شده اند. با این حال، مقایسه اثربخشی این دو روش بر افزایش امید به زندگی در بیماران دیالیزی کمتر مورد بررسی قرار گرفته است. هدف: پژوهش حاضر با هدف مقایسه اثربخشی گروه درمانی شناختی رفتاری و درمان شناختی مبتنی بر ذهن آگاهی بر امید به زندگی بیماران دیالیزی انجام شد. روش: روش پژوهش نیمه آزمایشی از نوع پیش آزمون–پس آزمون با گروه گواه همراه با پیگیری سه ماهه بود. جامعه آماری این پژوهش شامل تمامی بیماران دیالیزی مراجعه کننده به مرکز دیالیز بیمارستان خاتم الانبیا در شهرستان شاهرود در سال 1402 به تعداد 211 نفر بودند. از بین افراد جامعه آماری، 45 نفر با نمونه گیری هدفمند انتخاب شد. ابزار پژوهش شامل پرسشنامه امید به زندگی (اسنایدر، 1991) بود. پروتکل درمان شناختی-رفتاری (والساراج و همکاران، 2021) و شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی (سگال و همکاران، 2023) برای گروه هیا آزمایش اجرا شد. داده ها با استفاده از آزمون آماری تحلیل واریانس آمیخته در نرم افزار SPSS نسخه 25 تجزیه و تحلیل شد. یافته ها: یافته ها نشان داد که دو شیوه مداخله درمان شناختی رفتاری و درمان شناختی مبتنی بر ذهن آگاهی بر امید به زندگی بیماران دیالیزی در پس آزمون اثر معنی دار داشت (001/0 >P). بین نمرات امید به زندگی در سه مرحله پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری صرف نظر از نوع مداخله، تفاوت وجود داشت. از بین دو روش مداخله درمان شناختی رفتاری و درمان شناختی مبتنی بر ذهن آگاهی، درمان شناختی رفتاری در افزایش امید به زندگی در بیماران دیالیزی مؤثرتر بود (001/0 >P) نتیجه گیری: نتایج بیانگر آن است که استفاده از مداخلات روان درمانی، به ویژه شناختی رفتاری، می تواند به عنوان یک راهکار کاربردی در بهبود امید به زندگی و ارتقای سلامت روان بیماران تحت دیالیز مورد توجه قرار گیرد
بررسی تأثیر نگرش به درس مطالعات بر رضایت تحصیلی و عملکرد تحصیلی و انگیزش تحصیلی با نقش میانجی هیجان تحصیلی در مقطع دبیرستان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم روانشناختی دوره ۲۴ تابستان (شهریور) ۱۴۰۴ شماره ۱۵۰
۲۷۴-۲۴۹
حوزههای تخصصی:
زمینه: عملکرد تحصیلی، رضایت تحصیلی و انگیزش تحصیلی به عنوان مهم ترین شاخص توفیق فعالیت های علمی و آموزشی و موضوع با اهمیتی برای سیاستگذاران نظام آموزش و پرورش محسوب می شود. هدف: پژوهش حاضر با هدف بررسی تأثیر نگرش دانش آموزان در درس مطالعات بر رضایت تحصیلی و عملکرد تحصیلی و انگیزش تحصیلی با نقش میانجی هیجان تحصیلی در دبیرستان شهر کربلا در سال تحصیلی 23- 2022 انجام شد. روش: پژوهش حاضر، توصیفی از نوع همبستگی با رویکرد تحلیل مسیر بود. جامعه آماری شامل دانش آموزان دبیرستان های شهر کربلاء به تعداد 885 نفر بود، با استفاده از فرمول کوکران تعداد 302 نفر ابا روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای انتخاب شدند. برای جمع آوری داده ها ، از پنج پرسشنامه استاندارد نگرش به درس عسگری (1389)، هیجانات تحصیلی از پکران و همکارانش (2002)، رضایت از تحصیل از احمدی (1388)، عملکرد تحصیلی از فام و تیلور (1999) و انگیزش تحصیلی از هارتر (1981) استفاده شد، روایی پرسشنامه به تایید رسید و پایایی ابزار با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ در یک بررسی مقدماتی برای پرسشنامه نگرش به درس 82/0، هیجان های تحصیلی 91/0، رضایت از تحصیل 88/0، عملکرد تحصیلی 89/0 و انگیزش تحصیلی 86/0 مورد تایید قرار گرفت. تجزیه و تحلیل داده با استفاده از تحلیل ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل مسیر در نرم افزارهای آماری SPSS و Lisrel صورت گرفت. یافته ها: نتایج تحلیل مسیر نشان که نگرش به تحصیل به صورت مستقیم و با نقش میانجی هیجان های تحصیلی بر رضایت تحصیلی، عملکرد تحصیلی و انگیزش تحصیلی دانش آموزان تأثیر مثبت و معنی داری دارد. نتیجه گیری: معلمان سر مشق ها و الگوهای بسیار مؤثر و قوی در شکل گیری رفتارها، عادات و نگرش های دانش آموزان محسوب می شوند. همچنین نگرش تحصیلی حتی در دوران بزرگسالی با آموزش قابل تغییر است. کیفیت مناسب کلاس درس می تواند این باور را به دانش آموزان القاء کند که فعالیت های کلاسی ارزشمند هستند.
مقایسه تأثیر آموزش تنظیم هیجان و مداخله مبتنی بر شفقت بر نظم جویی هیجانی و خودتوانمندسازی اجتماعی در دانش آموزان پسر دارای رفتارهای پر خطر(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
زمینه: رفتارهای پرخطر در نوجوانان می تواند آسیب های جدی و گاه غیرقابل جبرانی به همراه داشته باشد. بنابراین به کارگیری مداخلات روانشناختی مبتنی بر شواهد برای این نوجوانان یک ضرورت اجتناب ناپذیر است. هدف: هدف از پژوهش حاضر مقایسه تأثیر آموزش تنظیم هیجان و مداخله مبتنی بر شفقت بر نظم جویی هیجانی و خودتوانمندسازی اجتماعی در دانش آموزان پسر دارای رفتارهای پرخطر بود. روش: روش پژوهش حاضر، نیمه آزمایشی و از طرح پیش آزمون- پس آزمون با گروه گواه استفاده شد. جامعه آماری شامل کلیه دانش آموزان پسر مقطع متوسطه دوم دارای رفتارهای پرخطر شهر بهبهان در سال تحصیلی 1402-1401 بود. نمونه پژوهش 45 نفر از دانش آموزان پسر مقطع متوسطه شهر بهببهان بود که با توجه به ملاک های ورود به پژوهش به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب و به صورت تصادفی در گروه های آزمایشی و گواه گمارده شدند. هر سه گروه در مرحله پیش آزمون به پرسشنامه های پژوهش مقیاس سنجش رفتارهای پرخطر (مرکز پیشگیری و کنترل بیماری های آمریکا، 1995)، مقیاس مشکلات در نظم جویی هیجانی (گراتز و روئمر، 2004) و پرسشنامه خودتوانمندسازی اجتماعی (فلنر و همکاران، 1990) پاسخ دادند. سپس آزمودنی های هر کدام از گروه های آزمایش، آموزش تنظیم هیجان و درمان مبتنی بر شفقت را در 8 جلسه 90 دقیقه ای (هر هفته یک جلسه) به صورت گروهی دریافت کردند، درحالی آزمودنی های گروه گواه در لیست انتظار بودند و هیچ گونه مداخله ای در طول اجرای پژوهش دریافت نکردند. پس از اتمام مداخله ها مجدداً همه آزمودنی ها پرسشنامه های پژوهش را به عنوان پس آزمون تکمیل کردند. برای تجزیه و تحلیل داده ها از نرم افزار SPSS.24 و با استفاده از روش تحلیل کوواریانس تک متغیری استفاده شد. یافته ها: نتایج حاصل از تحلیل کوواریانس تک متغیری نشان داد که آموزش تنظیم هیجان و درمان مبتنی بر شفقت به طور معنادار بر نظم جویی هیجانی و خودتوانمندسازی اجتماعی دانش آموزان تأثیرمعناداری دارند (05/0 >P). نتایج آزمون های تعقیبی بنفرونی نشان داد که آموزش تنظیم هیجان در مقایسه با درمان مبتنی بر شفقت بر بهبود نظم جویی هیجانی و خودتوانمندسازی اجتماعی دانش آموزان دارای رفتارهای پرخطر تأثیر بیشتر داشته است (05/0 >P). نتیجه گیری: با توجه به یافته ها می توان نتیجه گرفت آموزش مهارت های تنظیم هیجانی و شفقت به خود می توان نظم جویی هیجانی و خودتوانمندسازی دانش آموزان را بهبود بخشد. بنابراین به متولیان آموزشی پیشنهاد می شود با اجرای آزمون های غربالگری برای رفتارهای پرخطر و متناسب سازی مداخلات از آموزش تنظیم هیجانی و شفقت به خود به عنوان مداخلات مبتنی بر شواهد در جهت بهبود مهارت های رفتاری، شناختی و هیجانی این افراد استفاده کنند.