فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۰۰۱ تا ۱٬۰۲۰ مورد از کل ۲۸٬۵۶۳ مورد.
منبع:
تاریخ فرهنگ و تمدن اسلامی سال ۱۴ پاییز ۱۴۰۲ شماره ۵۲
167 - 198
حوزههای تخصصی:
این نوشتار به بررسی تاریخ ادبیات ایران در دوران آق قویونلوها می پردازد و درصدد پاسخ به این سوال است که حاکمان آق قویونلو چه نقش و تأثیری در رشد و پیشرفت تاریخ ادبیات ایران و فرهنگ و تمدن اسلامی داشته اند. برای دستیابی به این هدف، از روش تحقیق توصیفی - تحلیلی استفاده شده است. نتایج بیانگر آن است در این دوره به عرفان و تصوّف و نیز مبانی اهل تشیع اهمیت زیادی داده شد، هرچند که این اهمیت برای مشروعیت بخشی به حاکمیت سلاطین و حاکمان بوده است ولی همین امر نیز باعث شده است که به زبان و ادبیات فارسی بسیار توجّه شود، به نحوی که حتّی باعث تغییر سبک و به وجود آمدن طرزی نو تحت عنوان «مکتب وقوع» شد. در اواخر قرن نهم شاهد حضور نویسندگانی چیره دست و ماهر هستیم که کتب متعدّدی را از خود به جای گذاشته اند. همچنین به سبب علاقه خاص سلاطین آق قویونلو، به ویژه یعقوب، به مباحث فرهنگی؛ تبریز به عنوان رقیبی در برابر هرات؛ و به عنوان مرکزی برای تجمّع اهل علم و ادب و به ویژه شاعران و هنرمندان درآمد که درنتیجه آن شعر، نثر و هنرهای مختلف شکوفا شد.
مستندسازی دیجیتال و استفاده مجدد از داده ها در فعالیت های باستان شناسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
با پشت سر گذاردن باستان شناسی محاسباتی و گسترش باستان شناسی دیجیتال و بهره گیری از انواع ابزارها و فناوری های نوین دیجیتالی در بررسی ها و کاوش های باستان شناسی، میزان داده های دیجیتال در باستان شناسی تنوع و گسترش یافت. لذا نگهداری و حفظ این داده های دیجیتال در کنار داده های آنالوگ، تفسیر و یافتن ارتباط مابین این اطلاعات یکی از دغدغه های اصلی باستان-شناسان گردید. ضمن آنکه امکان استفاده مجدد از این داده ها و اطلاعات ثبت شده، یکی دیگر از فاکتورهای مهم و اصلی در مستندسازی و بایگانی این داده ها بود. با تنظیم منشور لندن و اصول سویل و ارائه تعاریف لازم و تعریف فراداده و پاراداده ها در کنار داده های اصلی و الزام به ثبت آن در حوزه میراث فرهنگی دیجیتال، امروزه، بایگانی و مستندسازی دیجیتال داده ها روشمندتر و اصولی تر گردیده است؛ اما همچنان که کانسا (مدیر پروژه اوپن کانتکست) هم اشاره داشته است، کماکان می توان فقر و کمبود دانش و سواد دیجیتال در میان اعضای هیئت ها در فعالیت های باستان شناسی را مشاهده نمود؛ که خود مانعی بر سر راه ثبت و استخراج صحیح داده ها است. در این پژوهش با مرور و بررسی نظام مند تجارب مطالعاتی و عملیاتی صورت گرفته در کشورهای پیشگام در حوزه استفاده از فناوری های دیجیتال و استانداردهای اجرایی در حوزه ثبت و ضبط داده های دیجیتال جهت استفاده مجدد از آنها، ضمن ارائه نکاتی که باید در بایگانی و ثبت این داده ها در نظر داشت -تنها محدود به زمان ثبت نیست- بر روند آماده سازی بستر مناسب، نگهداری و پشتیبانی آن و نکاتی که باید رعایت نمود تا داده ها قابلیت استفاده مجدد برای دیگر متخصصین را دارا باشند، پرداخته شده است. ضمن آنکه به بررسی عواملی پرداخته شده که می تواند موجب از بین رفتن داده های دیجیتال، مخدوش شدن آنها و یا عدم استفاده مجدد شان گردد؛ میزان دخیل بودن فناوری های دیجیتال در این امر نیز بررسی شده است. در نتیجه گیری پژوهش، اینکه چه میزان عدم سواد دیجیتال و عدم استفاده صحیح از این داده ها می تواند یک عامل بازدارنده بر سر راه استفاده مجدد از آنها باشد مورد نقد و بررسی قرار گرفته؛ و در نهایت به چگونگی مدیریت و کنترل این عوامل و ارائه راهکارهای مناسب، پرداخته شده است.
بینش و نگرش روحانیون مورخ در تاریخ نگاری معاصر ایرانی (بعد از انقلاب اسلامی 1357ش)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
روحانیت تشیع به عنوان یکی مهم ترین جریانهای سیاسی و فکری در ساختار سیاسی و فرهنگی کشور ایران به شکل مشخص از دوران صفویه مطرح گردید. در دوره بعد از انقلاب اسلامی 1357ش، روحانیون در قالب یک جریان تاثیرگذار در تمامی عرصه های سیاسی، اجتماعی و فرهنگی حضور یافتند. علاوه بر این در حوزهای تئوریک، از جمله در عرصه تاریخ نگاری نیز به عنوان یک طیف فعال در شکل گیری جریان تاریخ نگاری اسلامی مطرح گردیدند، مبنا و اساس فکری این جریان، برداشتی از تعالیم اسلام، مذهب تشیع و حکومت اسلامی شکل گرفته بود. هدف این پژوهش بررسی بینش و نگرش روحانیون شیعه در شکل گیری و تداوم جریان تاریخ نگاری اسلامی بعد از انقلاب اسلامی است، بویژه اینکه برخی از روحانیون بعد از پیروزی انقلاب به عنوان نگارندگان و محققان در عرصه تاریخ حضور یافتند و اقدام به تدوین و نگارش کتب تاریخی نمودند. فرضیه این پژوهش این است که متاثر از انقلاب اسلامی، طیفی جدیدی از مورخان روحانی با پشتوانه حاکمیت جمهوری اسلامی در قالب تاریخ نگاری رسمی، دست به تدوین و تولید منابع تاریخ نگارانه زدند. روش و رویکرد این پژوهش به شکل توصیفی– تحلیلی با تکیه بر منابع اسنادی و کتابخانه ای است. همچنین یافته ها این پژوهش نشان می دهد به نسبت حجم گسترده ای منابع تاریخ نگاری بعد از انقلاب در داخل کشور، تولید و نگارش آثار تاریخی از جانب روحانیون، گستره ی قابل قبولی را به خود اختصاص می دهد و خود منجر به توسعه و بعضا شکل گیری جریان تاریخ نگاری اسلامی در این دوران شده است.
چگونگی موضع گیری ایران در برابر تشکیل کنفدراسیون شیوخ جنوب خلیج فارس (1346- 1349ش)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
سیاست منطقه ای ایران در حوزه خلیج فارس و دریای عمان در دهه 40 شمسی/ ۶۰ میلادی در نتیجه مجموعه تحولات داخلی و رهیافت های بین المللی دچار دگرگونی های عمیقی گشت. خروج نیروهای انگلستان از منطقه خلیج فارس و دریای عمان و بروز خلا قدرت ، مسئله بحرین و تشکیل فدراسیون شیوخ جنوب خلیج فارس از مهمترین رویدادهای بود که ایران به اشکال مختلف با آن در حال چالش و تقابل بود . در اواخر این دهه امارت های کوچک جنوب تنگه هرمز که سیاست خارجی و دفاعی آنان به وسیله انگلستان اداره می شد و فاقد تمرکز سیاسی و اداری مستقل بودند ، خواستار تشکیل نوعی کنفدراسیون گشتند . ایران با تاسیس این کنفدراسیون به مخالفت پرداخت. هدف از این نوشتار بررسی علل مخالفت شدید دولت پهلوی دوم نسبت به شکل گیری فدراسیون شیوخ خلیج فارس در این مقطع زمانی می باشد. در پایان نتیجه گرفته می شودکه ایران به علت حضور بحرین در این اتحادیه که تهران آن را بخشی از حاکمیت خود می دانست با آن به مخالفت پرداخت زیرا از دیدگاه تهران، بحرین بخشی از کشور ایران محسوب می شد و به صورت طبیعی امکان الحاق خودسرانه ان به معاهدات خارجی وجود نداشت.
Identifying the Mobility Patterns of Human Societies in the Hawraman Cultural Landscape Based on the Ethnoarchaeological Approach(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
The lifeways of mobile human societies are a field investigated by anthropologists and archaeologists. Mobility is considered an effective way of foraging and resource production among human societies (for hunter-gatherers, pastoralists, and farmers, respectively). Various classifications regarding the mobility patterns of human societies have been proposed so far. As of today, the majority of archaeologists use Murdock’s multi-purpose classification which divided mobile human societies into four groups: (1) Nomadic societies, (2) semi-nomadic societies, (3) semi-sedentary societies, and (4) sedentary societies. But some societies have characteristics that do not allow them to be placed in one of these groups. For identification of these unclearly defined societies, the authors will refer to 5 criteria of demographic dimensions: Mobility, number of movements, movement distance, residential criteria, and lifeway. For instance, it was not until 2003 that archaeologists began to recognize the intermediate trajectory of nomadic pastoralism from early village-based herding to the formation of full-fledged pastoralism in the western part of Central Zagros. Extensive study of pastoralist communities, however, can be used for the identification of several intermediate stages of the 5 criteria. Current archaeological evidence in most of the early Neolithic sites in Central Zagros such as Qazanchi, Sheikhi Abad, Sarab, Asiab, and Guran, unlike the Levant region which was settled in the Epipaleolithic (Natufian) period, indicates that these sites are seasonal. So how can we explain the mobility of human societies in the proto-Neolithic period of Zagros? As a result, the authors try to use these criteria to identify the intermediate stages of sedentarism in Zagros, from mobile societies in the Epipaleolithic period to sedentary societies in the late Neolithic period. For this purpose, the authors have studied the mobility patterns and residential criteria of human societies in the cultural landscape of Hawraman. The research was conducted in two seasons, in the summer of 2016 and the summer of 2018, respectively. At first glance, the patterns of mobility and lifeways of human societies seemed homogeneous and identical in the cultural landscape of Hawraman. But with a deeper analysis, Four main mobility patterns were identified. The patterns include (1) single-stage agriculturalist residential mobility in Koh-e-Takht, (2) multistage pastoralist residential mobility in Kosalan and Shahu Mountain, (3) logistical mobility (transhumance) in Javeh River, and (4) logistical mobility (based on cultural exchanges) all over the Hawraman. The patterns show that the Zagros societies did not become sedentary in a single stage. Therefore, semi-sedentary societies with residential mobility and semi-sedentary societies with logistical mobility can be placed in the intermediate stages.
ماهیت مشروعیت سیاسی ساسانیان در تاریخ نگاری یعقوبی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
درک مشروعیت سیاسی در اندیشه سیاسی ایران، مبتنی بر دادگری، امنیت طلبی و نظم حاکم بر جهان هستی بوده و صرف نظر از معنای ساده امنیت، وجهی عمیق تر، در پیوند با جهان بینی و نظم کیهانی مورد اعتقاد ایرانیان داشته است. پرداختن به عدالت و امنیت در هر عصری و شرح سلوک معطوف به نظم و امنیت از سوی فرمانروایان است که فهم مشروعیت سیاسی آنها را امکان پذیر می کند. بررسی مشروعیت سیاسی شاهان ساسانی نیز تابع همین قاعده است. به نظر می رسد یعقوبی، مورخی که در قرن سوم هجری می زیست و با رویکرد فرهنگی تری با تاریخ مواجهه داشته است، از همین منظر کارکردگرایانه به تاریخ ساسانیان پرداخته و کارکردهای نظام حکومتی را مبتنی بر میزان اهتمام حاکمان آن به دادگری و امنیت طلبی ایشان روایت کرده است. یعقوبی به عنوان یکی از نخستین تاریخ نگاران مسلمان، ضمن این که نگرش انتقادی تری نسبت به گزارش های موجود درباره تاریخ ساسانیان دارد و در شرح تاریخ ایشان میان افسانه و تاریخ تمیز قائل می شود، در پرتو نگرش فرهنگی خویش، با تکیه بر دادگری و تأیید سلوک نیک یا نفی بدروشی فرماروایان ساسانی، عملکردهای مطلوب یا نامطلوب آنها را به نحوی روایت می کند که اهمیت عدالت و ضرورت تأمین امنیت را به مخاطب خویش یادآور شود. نوشتار حاضر با رویکرد توصیفی- تحلیلی، با هدف تبیین مشروعیت سیاسی فرمانروایان ساسانی در نگاه یعقوبی، چگونگی روایت این مورخ را درباره سلوک سیاسی- اجتماعی آنها مورد بررسی قرار می دهد.
درآمدی بر عملکرد دولت کارگزار محور رضاشاه در قبال ساختار ایلی کشور براساس نظریه «ساخت یابی گیدنز» (مطالعه موردی ایلات و عشایر لرستان)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تاریخ نامه ایران بعد از اسلام سال ۱۴ بهار ۱۴۰۲ شماره ۳۴
115 - 140
حوزههای تخصصی:
در این مقاله سعی شده است با استفاده از نظریه «ساخت یابی» گیدنز، زمینه های اجرای سیاست سرکوب ایلات و عشایر (با تأکید بر ایلات و عشایر لرستان) در قالب نظریه جامعه شناسانه گیدنز مورد بررسی و تبیین قرار گیرد. بر اساس نظریه «ساخت یابی» گیدنز به نقش کارگزار (به عنوان نمونه موردی، رضاشاه) در بستر (نمونه موردی، جامعه ایلات و عشایر) و ارتباط دوسویه (متعامل یا متقابل) ساختار- کارگزار توجه می کند. این پژوهش به شیوه توصیفی- تحلیلی بر مبنای روش شناختی جامعه شناسی- تاریخی به طرح این پرسش پرداخته که براساس نظریه ساخت یابی گیدنز، خط مشی پهلوی اول در قبال ایلات و عشایر لرستان چگونه قابل ارزیابی و تحلیل است؟ رهیافت پژوهشی مقاله آن است که درباره عملکرد رضاشاه در قبال ایلات و عشایر لرستان، هیچ یک از نظریات مطرح شده- که در متن مقاله به آن پرداخته می شود- به تنهایی نمی توانند بیانگر تمام واقعیت باشند و در تحلیل عملکرد وی، باید به رابطه میان ساختار- کارگزار و تعامل دوسویه آنها توجه کرد.
مسأله ی جانشینی و مشروعیت و بنیان های نظری آن در عهد سلجوقیان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های تاریخی ایران و اسلام بهار و تابستان ۱۴۰۲ شماره ۳۲
353 - 382
حوزههای تخصصی:
جنگ های جانشینی از همان ابتدای تشکیل دولت سلجوقیان آغاز شد. سلاجقه نگرش قبیله ای به موضوع قدرت داشتند. براساس این نگرش، قدرت متعلق به تمام افراد قبیله بود که به نمایندگی از ایشان در اختیار خانواده ی حاکم قرار داشت. این نظام در زندگی قبیله ای و استپ کاربرد داشت، اما برای حفظ یکپارچگی در یک امپراتوری بزرگ، مانند سلجوقیان، که در هر بار جانشینی بیم آن می رفت جنگ های داخلی درگیرد، سودی نمی بخشید. مدعای پژوهش حاضر این است که سلجوقیان برای حل بحران جانشینی، دو الگوی اندیشه ی سیاسی اسلام و ایران را مورد توجه قرار دادند. مقاله ی حاضردر صدد است تا به این پرسش پاسخ دهد که اندیشه ی ایرانی و اسلامی چگونه به حل مساله ی جانشینی و مشروعیت سلجوقیان کمک نمود؟ به نظر می رسد بنیان های نظری اسلامی در خصوص مساله ی جانشینی جایگاه ویژه ای یافتند و در حفظ نظم و ثبات سیاسی سلجوقیان موثر افتادند، از این رو به بررسی مولفه های آن و آراء اندیشمندان مسلمان پرداخته می شود.
مطالعه تطبیقی دیدگاه های ویلیام هاس با محمدعلی جمال زاده در زمینه خلقیات ایرانیان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ویلیام هاس در فصل پنجم کتاب خود "Iran"، خلقیات ایرانیان را مورد مطالعه قرار داده است. از سوی دیگر، کتاب «خلقیات ما ایرانیان» اثر محمدعلی جمال زاده ازجمله آثار فارسی معتبر در موضوع خلقیات نویسی ایرانیان به شمار می-رود. مقاله حاضر، این مسأله را واکاوی می کند که دیدگاه های هاس درباره خلقیات ایرانیان تا چه اندازه درست و قابل اعتماد هستند. بر این اساس، پرسش اصلی پژوهش حاضر این است که دیدگاه های هاس درباره خلق و خوی ایرانیان تا چه حد با نظرات جمال زاده قابل مقایسه هستند؟ و مؤلفه های شناسایی شده توسط هاس، تا چه اندازه در کتاب «خلقیات ما ایرانیان» دیده می شوند.؟ از این جهت، روش پژوهش از نوع تطبیقی بوده که به دنبالِ یافتن وجوه تفاوت و تشابه این دیدگاه ها در مقوله خلقیات ایرانیان است. بر این اساس، شش شاخص از فصل پنجم کتابِ هاس استخراج گردیده و به عنوان مبنای مقایسه خلقیات ایرانیان از آن استفاده شده است. یافته های این پژوهش، نشان می دهد که خلقیات ایرانیان بر مبنای نظرات هاس، در بسیاری از موارد یا دیدگاه های جمال زاده، قابل انطباق است.
بحران ناکارآمدی دولت٬ ومسئله سقوط حکومت پهلوی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
کارآمدی مفهومی است که اگر چه با حوزه های اقتصادی و مدیریتی دارای پیوستگی است٬ لیکن به واسطه پیوند مستحکم تر با مفهوم قدرت٬ در علم سیاست نیز دارای مصادیق بارز و قابل اهمیتی است. کارآمدی نظام های سیاسی٬ اصلی ترین عامل ثبات و تاب آوری آنها٬ و عامل کلیدی فائق آمدن دولت ها بر بحران های سیاسی پیرامونشان است. زمانی که در یک ساختار سیاسی٬ فروپاشی رخ می دهد٬ در گام نخست آن نظام٬ مجموعه ناکارآمدی بوده و عامل اصلی سقوط آن٬ پیش از هر عامل دیگر٬ همین مسئله می باشد. فروپاشی حکومت پهلوی یکی از سوژه های جذابی است که می توان آن را از این منظر مورد مطالعه قرار داد و بحران های سیاسی موجود در این عصر را از این زاویه تحلیل کرد. در این مقاله کوشش خواهد شد تا با مددگیری از نظریه نظام ها٬ در چارچوب رهیافت های ساختاری– کارکردی٬ به شاخصه های قابل اتکایی برای ارزیابی کارآمدی دولت و نظام سیاسی در عصر پهلوی دست یافت و ظرفیت های شش گانه ای که برای سنجش کارآمدی دولت ها از آن سخن به میان آورده اند (انحصار کاربرد زور٬ استخراجی٬ شکل دادن به هویت ملی٬ تنظیمی٬ حفظ انسجام درونی و بازتوزیعی) را٬ با ساختار سیاسی این عصر٬ مورد تطبیق قرار داد و در نهایت سقوط حکومت پهلوی را با توجه به نتایج این تطبیق٬ تحلیل کرد.
بازآفرینی فضایل شاهی سیاستنامه خواجه نظام الملک در آثار تاریخ نویسان عصر صفوی (907-1136ق.)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
با استقرار حکومت صفوی (907 ق.)، تاریخ نویسان عصر در فضای فکری و گفتمان جدید، وظیفه ای را به عهده گرفتند که تاریخ نویسان پیش از این، کمتر به آن پرداخته بودند و آن به کارگیری فضایل شاه آرمانی سیاستنامه ها، برای مشروعیت بخشی به پادشاهان هم عصرشان بوده است. از ویژگی های اصلی سیاستنامه ها یا سیرالملوک ها، یکی از حوزه های اصیل فکرى در اندیشه سیاسى ایران دوران اسلامی، به خصوص در دوران میانه، توجیه گرى سیاسى و مشروعیت بخشی و تایید حکومت ها و شاهان عصر بوده است. این آثار با توجه به شرایط تاریخى سیاسى ظهور آن ها، خصایص ویژه اى داشته و به منظور راهنمایى عملى امیر یا سلطان خاص نوشته شده اند. پژوهش حاضر در پی آن است که تاریخ نویسان عصر صفوی کدام یک از فضایل شاه آرمانی سیاستنامه نظام الملک، از منابع اصیل طرح و انتقال اندیشه شاه آرمانی در دوره میانه را برای توصیف پادشاه هم عصرشان به کار برده اند؟ و اهداف تاریخ نویسان از توجه به آثار سیاستنامه ای چه بوده است؟ یافته های پژوهش نشان می دهد که تاریخ نویسان این عصر تحت تاثیر سنت های فکری ایرانی و زمینه های تاریخی، جهت مشروعیت بخشی به سلاطین صفوی از فضایلی چون برگزیده بودن، ایجاد کننده امنیت، بوجود آورنده سعادت و نیکبختی، عدالت و دادگری، دینداری و حمایت از دین، سیاست و اداره امور، دانش نظامی و دارا بودن صفات ظاهری شایسته را به صورت غیر دستوری و انتسابی استفاده کرده اند. هدف اصلی این پژوهش که با روش توصیفی - تحلیلی و بهره گیری از منابع تاریخی عصر صفوی نگاشته شده، بازآفرینی فضایل شاه آرمانی یکی از مهم ترین سیاستنامه های دوران اسلامی در آثار تاریخ نویسان عصر صفوی است.
رشد شهرنشینی درفرمانداری کل بنادر و جزایر خلیج فارس (بوشهر، 1340- 1355 ش)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های تاریخی ایران و اسلام پاییز و زمستان ۱۴۰۲ شماره ۳۳
197 - 222
حوزههای تخصصی:
شهرنشینی یکی از مشخص ترین نمود تکامل جوامع انسانی است. گسترش روزافزون شهرنشینی و افزایش تعداد شهرها و تغییرات کمی و کیفی آن ها تحت تأثیر عوامل مختلفی نظیر صنعتی شدن، مهاجرت روستائیان به شهرها، تحولات اجتماعی و فرهنگی در جوامع مختلف بوده است. از دهه 20 به بعد که کشور دچار تحولات سیاسی عمده ای شد تحرک و جابجایی های داخلی در کشور نیز بسیار محسوس گردید. در ادامه این روند در آغاز دهه چهل و با انجام اصلاحات اجتماعی توسط محمدرضا شاه این تحرک در کشور شدت بیشتری یافت که پیامد بارز آن گسترش شهرها و توسعه شهرنشینی در دهه چهل و بعد از آن بود. سؤال این پژوهش این است که وضعیت فرمانداری کل بنادر و جزایر خلیج فارس (بوشهر) در طی سال های 1340 تا 1355 ش از لحاظ جمعیت شهری و رشد شهرنشینی چگونه بود و تعداد شهرهای آن از نظر کمی چه تغییری یافت؟ روش پژوهش حاضر توصیفی- تحلیلی با مطالعه منابع کتابخانه ای و اسنادی و تحلیل ثانویه داده های سرشماری نفوس و مسکن در فاصله سال های مورد نظر است. طبق یافته های پژوهش فرمانداری کل بنادر و جزایر خلیج فارس که در سال های قبل از دهه چهل دارای کمترین میزان شهرنشینی در کشور بود، در سال های بعد از آن با رشد شهرنشینی بالایی مواجه شد. بوشهر مرکز فرمانداری پذیرای بیش از 50 درصد مهاجرین داخلی استان بود و گسترش جمعیت شهری در آن موجب توسعه فیزیکی شهر و پیدایش پدیده حاشیه نشینی در شهر شد؛ بااین حال به دلیل تراکم پایین جمعیت تعداد شهرهای آن در طول سال های مورد نظر افزایش چندانی نداشت.
مسلمانان جزیرۀ کرت در دورۀ حاکمیت عثمانی، منشأ و سرنوشت(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
جزیره کرت بین سال های 1080-1054ق/ 1669-1644م به دست عثمانی ها فتح شد. طی مدت نسبتاً کوتاهی بعد از این فتح، جمعیت عظیمی از مسلمانان در جزیره شکل گرفت. مسلمانان که در ابتدا از موقعیت بهتری در مقایسه با مسیحیان جزیره برخوردار بودند، بعد از آغاز جنبش های استقلال طلبانه مسیحیانِ کرت در سال 1236ق/ 1821م در شرایط دشواری قرار گرفتند. مسئله پژوهش حاضر بررسیِ منشأ و چگونگی شکل گیری این جمعیت عظیم مسلمان طی مدت زمان کوتاه و نیز سرنوشت آنان بعد از آغاز جنبش های استقلال طلبانه در جزیره است. این پژوهش با تکیه بر منابع دست اول در دسترس و با رویکرد توصیفی- تحلیلی درصدد پاسخ به این سؤال است که جمعیت عظیم مسلمان کرت چگونه شکل گرفت و این جمعیت عظیم بعد از آغاز جنبش های استقلال طلبانه در جزیره و تضعیف قدرت دولت عثمانی در جزیره چه سرنوشتی یافت. یافته های پژوهش نشان داد بخش بزرگی از جمعیتِ مسلمان جزیره، مردمان یونانیِ محلی جزیره بودند که از آغاز فتوح عثمانی ها در کرت، به صورت گروهی و فردی به اسلام گرویده بودند. این مسلمانان بعد از آغاز جنبش جدایی طلبانه در کرت، به ویژه از اوایل سده چهاردهم قمری/ اواخر سده نوزدهم میلادی، یعنی هم زمان با تضعیف هرچه بیشتر قدرت دولت عثمانی در جزیره، با هجوم و حملات مسیحیان جزیره مواجه شدند و اموالشان اغلب غارت یا تخریب شد. مسلمانان با سخت ترشدن شرایط زندگی ناچار شدند گروه گروه جزیره را ترک کنند.
مقایسۀ کاربست تاریخ در متون اخلاق عرفانی و اخلاق سیاسی در سده های میانه تاریخ ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تاریخ نامه ایران بعد از اسلام سال ۱۴ زمستان ۱۴۰۲ شماره ۳۷
125 - 148
حوزههای تخصصی:
در نظام اندیشه تا پیش از قرون جدید، تاریخ با عبرت ها قرین بود و تاریخ نویسی رنگی اخلاقی داشت. از دیگر سو، در اخلاق نویسی نیز از تاریخ بهره برده می شد. هدف از این نوشتار، مقایسه کاربست تاریخ در متون اخلاق عرفانی با کاربست تاریخ در متون اخلاق سیاسی در سده های میانه تاریخ ایران است. متون اخلاق، حاوی اندیشه نویسندگان این متون هستند و برای فهم این اندیشه از میان رویکردهای مختلف، رویکرد تحلیل گفتمان برگزیده شده است. با این رویکرد به این پرسش پاسخ داده خواهد شد که کاربست تاریخ در متون اخلاق عرفانی و اخلاق سیاسی چه شباهت و تفاوتی دارد و منشأ این تفاوت چیست؟ تاریخ در متون اخلاق عرفانی، در قالب اقوال و افعال مشایخِ گذشته و به صورت نقلی روایت می شود. مخاطب متونِ اخلاق عرفانی در سلسله مراتب معرفتی، جایگاه پایین تری از نویسندگان این متون دارد. نویسندگان به صورت آشکارا، تاریخِ مقدسِ عرفانی را برای مخاطب، شایسته الگوبرداری می دانند و بر آن تأکید می کنند. آنان تاریخ مقدسِ عرفانی را در قالبِ یک کلیّتِ باثبات و پیوسته تصویر می کنند تا در مقابل گفتمان رقیب، از خود حفاظت کرده باشند. تاریخ در متون اخلاق سیاسی در قالب اندرز و حکایت روایت می شود اما چون مخاطب متونِ اخلاق سیاسی جایگاه اجتماعیِ بالاتری از نویسندگان این متون دارد، نویسندگان برای تشویقِ مخاطب به الگوبرداری از تاریخ محدودیت هایی دارند. آنان تاریخ را متضمن درس تغییر احوال دانسته اند، تا به این شیوه از جایگاه خود در برابر گفتمان رقیب دفاع کرده باشد.
بررسی انتقادی بخش سلجوقیان جامع التواریخ حسنی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
جامع التواریح حسنی به عنوان یک اثر تاریخ نگاری عمومی متعلق به عصر تیموری، با این که در دوره ای متأخر نوشته شده، درخصوص تاریخ سلجوقیان برخی ویژگی های خاص و منحصربه فرد دارد که آن را شایسته توجه می کند. مسئله پژوهش حاضر این است که بخش سلجوقیان جامع التواریخ حسنی، براساس چه منابع و مستنداتی نوشته شده و به لحاظ محتوایی و اسنادی چه جایگاه و ویژگی هایی دارد؟ تاج الدین حسن یزدی مؤلف این اثر، تاریخ سلجوقیان را براساس چندین رساله و اثر تاریخ نگاری متعلق به این دوره نوشته است. وی بخش هایی از تاریخ سلجوقیان را به روایت سلجوق نامه ظهیرالدین نیشابوری و بدایع الازمان فی وقایع کرمان افضل الدین کرمانی نوشته است. مطالب نوشته شده براساس این دو اثر به جهت موجودبودن کتاب سلجوق نامه و باقی ماندن اساس متن بدایع الازمان به روایت محمدابراهیم خبیصی مورخ دوره صفوی، جنبه ای تکراری دارد، اما قسمت های مهمی از تاریخ سلجوقیان در جامع التواریخ، براساس دو اثر تاریخ نگاری ناشناخته و ناموجود دوره سلجوقی به نام های تاریخ قوامی و سنجرنامه به نگارش در آمده که به لحاظ محتوایی و اسنادی ارزشمندترین بخش آن محسوب می شود. روایت یزدی درباره نحوه حضور سلجوقیان در خراسان مستند به اثری ناشناخته با عنوان تاریخ قوامی است و اخبار رویدادهای تاریخی خراسان دوره سلطان ملک شاه و سلطان سنجر مستند به سنجرنامه است. پژوهش حاضر ضمن این که بخش های تکراری و خلاصه نویسی شده جامع التواریخ براساس سلجوق نامه و بدایع الازمان را به صورت مستند و تطبیقی با این دو اثر نشان داده، قسمت های منحصربه فرد این اثر درخصوص تاریخ سلجوقیان را هم با موضوعات مربوط بدان بیان کرده است. هدف این تحقیق آن است که با نشان دادن بخش های نوشته شده جامع التواریخ براساس تاریخ قوامی و سنجرنامه، محققان و پژوهشگران تاریخ دوره سلجوقی را متوجه اهمیت و ضرورت بازخوانی انتقادی این بخش از روایت های جامع التواریخ در خصوص تاریخ سلجوقیان کند.
تأملی روش شناختی پیرامون شایعات مربوط به کشته شدگان انقلاب اسلامی (نمونه موردی 15خرداد 1342 و 17 شهریور1357)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
شایعه در حکومت و جامعه همواره با اهداف چندسویه ای مطرح بوده است. طراحی شایعه از منظر گونه شناختی متنوع بوده و در انواع و روش های مختلفی به کار گرفته می شود. در فرایند انقلاب اسلامی ایران نیز شایعات مختلفی در ارتباط با گروه ها و طیف های تأثیرگذار بر ساخت قدرت مطرح شده است. هدف پژوهش حاضر، بررسی روش شناختی شایعات مرتبط با موضوع تعداد کشته شدگان در برهه مبارزات انقلاب اسلامی و نقد روایت های موجود است. پرسش اصلی این است که شایعات پیرامون تعداد کشته شدگان در فرایند انقلاب در گفتمان های حکومت پهلوی و مخالفان آن با چه انگیزه هایی مطرح شده و بر پایه چه مبانی روش شناختی می توان آن ها را سنجش و نقادی کرد. در این پژوهش که براساس روش توصیفی تحلیلی سامان یافته، تلاش می شود تا برای ارائه تحلیلی عمیق تر از شایعات رایج این برهه از نظریه تحلیل گفتمان نیز استفاده شود. نتایج این پژوهش نشان می دهد که شایعه سازی به عنوان ابزاری برای «مظلوم نمایی» و «تبلیغات علیه حاکمیت» مورد استفاده مخالفان رژیم پهلوی قرار داشت و به همان نسبت به عنوان ابزاری برای تشکیک در خاستگاه انقلاب و رهبران آن با هدف تضعیف و به حاشیه راندن گفتمان انقلابی مورد بهره برداری رژیم پهلوی قرار می گرفت.
نقد و بررسی کتاب سنت تاریخی عربی و فتوحات اولیه اسلامی : ادبیات عامه، افسانه های قبیله ای و جهاد(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تاریخ و فرهنگ بهار و تابستان ۱۴۰۲ شماره ۱۱۰
125 - 131
حوزههای تخصصی:
تبیین و تحلیل سیر ارتباط علمی دانشمندان اصفهان و بصره در سه قرن اول هجری با تاکید بر علم حدیث(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های تاریخی ایران و اسلام بهار و تابستان ۱۴۰۲ شماره ۳۲
93 - 117
حوزههای تخصصی:
احادیث پایه و اساس علوم نقلی بوده و محدثان در ازمنه گذشته تاریخ اسلام برای دستیابی به این دانش به شهرهای مهم در تمدن اسلامی مسافرت کردند. بصره از مراکز مهم علوم اسلامی در این زمینه شهرت بسیاری داشت و از سویی نیز اصفهان به عنوان یکی از مراکز مهم حدیثی با بصره ارتباط علمی داشت. این پژوهش بر آن است که انگیزه سفر محدثان اصفهانی به بصره را همراه با نتایج این ارتباط مورد ارزیابی قرار دهد. این پژوهش که با روش کتابخانه ای و بررسی داده ها در منابع رجالی به چگونگی ارتباط محدثان اصفهان و بصره پرداخته است به سوالاتی نظیر این موارد روبرو است که: چه عواملی در جذب محدثان اصفهان به بصره موثر بوده است؟ و از سویی، این مسافرت های علمی محدثان اصفهانی به بصره چه تاثیری بر جریان حدیثی اصفهان داشته است؟ : در پاسخ به این سئوالات فرض تحقیق بر این قرار می گیرد که عوامل مهمی چون تشابه فضای فکری و علمی اصفهان و بصره در قرون اولیه، در دفاع از تفکر اهل سنت، موقعیت جغرافیایی و علمی، ویژگی خاص بصره همچون حضور صحابیان متعدد، حافظان حدیث، حضور راویان فراوان و معتبر در صحاح سته اهل سنت، انگیزه مهمی برای محدثان اصفهان در بهره گیری از دانش بصره بود و در مرتبه دوم نیز بررسی منابع رجالی نشان می دهد که به دلیل ارتباط محدثان اصفهان با مشایخ مشهور بصره جریان حدیثی بصره با ویژگی تاکید بر جرح و تعدیل راویان، در علم حدیث اصفهان تاثیرگذار شد و اسناد راویان اصفهان نشان می دهد که تاثیر استادان بصری در منابع رجال و سلسله اسناد محدثان اصفهان تا قرون بعد نیز دیده می شود.
تبیین انگیزه های جنگ های صلیبی متأخر بر مبنای دو صلح نامه بیبرس و قلاوون مملوکی با صلیبیان (شهسواران مهمان نواز)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات تاریخی جنگ سال ۷ تابستان ۱۴۰۲ شماره ۲ (پیاپی ۲۴)
17 - 31
حوزههای تخصصی:
در نیمه ی دوم سده هفتم هجری، سلسله جنگ های ممالیک مصر برضدّ آخرین حاکمان صلیبی شام به شکست های صلیبیان و برچیده شدن بیشتر پایگاه های آنان از شام انجامید؛ طی این جنگ ها، دو صلح نامه میان طرفین منعقد شد. تحلیل انگیزه های این دوره از جنگ های صلیبی برمبنای این دو صلح نامه مسأله اصلی این پژوهش است. این صلح نامه ها میان دو سلطان مملوک یعنی َبیبَرس (حک: 658- 676ق) و قَلاوون (حک: 678- 689ق) با دسته ای از صلیبیان موسوم به شهسواران مهمان نواز یا بیت الاسبتاریه بوده است و متن آن ها در نهایه الأرب نویری (677 – 732ق) و صبح الأعشی قلقشندی (756-791ق) آمده است. روش این پژوهش تاریخی– تحلیلی است و شیوه آن کتابخانه ای یعنی مراجعه به متن صلح نامه ها در این دو منبع و بهره مندی از سایر منابع مرتبط تاریخی و نیز پژوهش های این حوزه است. این پژوهش نشان داده است که برخلاف دوره اول جنگ های صلیبی که انگیزه های اروپاییان به عنوان آغازگران جنگ، دینی (مسیحی) روایت شده است، در دوره متأخر، انگیزه ها عمدتاً اقتصادی (تجارت)، توسعه طلبی ارضی و تلاش برای حفظ اقتدار سیاسی- نظامی بوده است.
مروری بر استحصال و ویژگی های آلیاژهای مس – آرسنیکی در دنیای باستان (مقاله مروری)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بی شک یکی از مهمترین عناصر آلیاژکننده در دنیای باستان، عنصر آرسنیک است که نقش مهمی در دست ساخته های آلیاژهای اوایل عصر برنز را ایفا کرده است. آلیاژهای مس آرسنیکی و برنزهای آرسنیکی بی تردید به عنوان یک آلیاژ ساخته شده دست بشر از جایگاه ویژه ای در بین باستان شناسان و محققان فلزگری کهن، برخوردار است. آرسنیک به عنوان یک عنصر آلوده کننده و ناخالصی در تمام محیط به صورت پراکنده وجود دارد و فلزگر باستان با توجه به معایب و مضرات این عنصر برای اهداف آیینی و کاربردی، در تولید آلیاژ مس آرسنیکی استفاده کرده است. آرسنیک به عنوان یک عنصر چالش برانگیز در ساخت این آثار و همچنین ویژگی های خاصی که در سطح این آثار ایجاد می نماید، ظاهر می گردد که از مهمترین ویژگی این عنصر در ریخته گری، ایجاد جدایش معکوس در سطح این آثار است که ایجاد پدیده عرق آرسنیک در این آلیاژها می نماید. مواد معدنی اولیه مورد استفاده در ساخت این آلیاژها اولوینیت Cu2(AsO4)(OH) یا کیلنوتیس Cu3(AsO4)(OH)، سولفور آرسنید آهن FeAsS و انارژیت Cu3AsS4 هستند که یا به صورت احیاء مستقیم یا به روش ذوب همزمان Co-Smelting مورد استحصال قرار گرفته اند، و یا اینکه آرسنیک به صورت آگاهانه از طریق Speiss، در تولید آلیاژ مس آرسنیکی در هزاره سوم مورد استفاده قرار گرفته است. از استحصال این فلزات چندین محصول دیگر همراه با ذوب همزمان که شامل مات Matt، اشپایس Speiss و سرباره Slag است، ایجاد می شوند. هدف اصلی این مقاله با توجه به اهمیت موضوع آلیاژهای مس آرسنیکی در حوزه باستان شناسی و بررسی های فلزگری کهن، ارائه یک بررسی جامع در مورد روش های استحصال، ویژگی های فیزیکی این آلیاژها و نقش آرسنیک و تاثیر آن به عنوان عنصر آلیاژی در شکل گیری سطح نقره ای و همچنین محصولات جانبی دیگر به عنوان موضوعی پراهمیت در بررسی آلیا ژهای اوایل عصر برنز، پرداخته شده است.