تحلیل لایحه اصلاحات ارضی در ایران: از تصویب تا واکنش ها(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
سیاست در آینه تاریخ دوره ۱ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۳
12 - 27
حوزههای تخصصی:
یکی از سیاست های کلان و بحث برانگیز دولت پهلوی، تصویب لایحه اصلاحات ارضی در دهه 1340ش بود. هدف آن تغییر ساختار مالکیت زمین و بهبود وضعیت کشاورزان بوده است. این لایحه با واکنش های مختلفی از سوی گروه های مختلف اجتماعی، سیاسی و اقتصادی روبه رو شد. از یک سو، موافقان این لایحه آن را اقدامی برای کاهش فقر و ایجاد عدالت اجتماعی در روستاها تلقی می کردند و معتقد بودند که این تغییرات می تواند به نوسازی ساختار کشاورزی کشور بینجامد. از سوی دیگر، مخالفان لایحه، به ویژه مالکان و برخی نیروهای سیاسی، آن را تهدیدی برای منافع و اقتدار خود می دیدند و از پیامدهای ناخواسته آن نگران بودند. پژوهش حاضر با تحلیل عمیق دیدگاه های موافق و مخالف نسبت به اصلاحات ارضی و با روش توصیفی تحلیلی به بررسی دلایل هر یک از این واکنش ها می پردازد. سؤال پژوهش حاضر این است که چه عوامل سیاسی، اجتماعی و اقتصادی موجب بروز واکنش های متفاوت به لایحه اصلاحات ارضی در ایران شد و چگونه این واکنش ها بر اجرای این لایحه تأثیر گذاشتند؟ یافته های پژوهش حاضر نشان می دهد موافقان اصلاحات ارضی در دوران تاریخی موردبررسی، گروه های سیاسی مختلف در ایران از جمله مارکسیست ها بودند که هرکدام مواضع خاصی در قبال مسائل دهقانی و اصلاحات ارضی داشتند. احزاب مختلف چپ گرا در ایران، به رغم اختلافات در رویکردها و راه حل ها، به طورکلی بر ضرورت اصلاحات ارضی و تغییر در نظام مالکیت تأکید داشتند. مخالفان اصلاحات ارضی در ایران، که به طور رسمی در دهه ۱۳۴۰ ش با اصلاحات ارضی و سیاست های انقلاب سفید آغاز شد، طیف وسیعی از گروه های سیاسی و مذهبی، رهبران روحانی و شخصیت های وابسته به دربار را شامل می شد. این مخالفت ها از منظرهای گوناگون، از قانونی و اقتصادی تا مذهبی و سنتی شکل می گرفت و از گروه های مختلفی نظیر جبهه ملی، نهضت آزادی، برخی روحانیون برجسته و حتی افراد نزدیک به دربار شاهنشاهی نشأت می گرفت.