فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۰۶۱ تا ۱٬۰۸۰ مورد از کل ۲۸٬۵۶۳ مورد.
حوزههای تخصصی:
مهرها اگرچه بیشتر با رویکرد تاریخِ هنری موردمطالعه قرار می گیرند، اما می توانند منبع مهمی برای مطالعه وضعیت اجتماعی-اقتصادی جوامع باستانی باشند. مُهر موردمطالعه در پژهش حاضر توسط یک راهنمای محلی به هنگام بازدید نگارندگان از تپه گوهرگوش واقع در روستای فتاح آباد از توابع شهرستان دلفان استان لرستان از داخل خاک های حفاری غیرمجاز در بخش جنوبی تپه یافت شده است. پیش تر از محوطه های مختلفی در میان رودان نیمه غربی و حتی مناطق مرکزی ایران مهرهایی قابل مقایسه با نقش مُهر گوهرگوش از نظر سبک شناسی معرفی و مورد مطالعه قرار گرفته اند. در پژوهش پیش رو تلاش می شود با مطالعه و مقایسه سبک شناسی و شمایل نگاری مهر تپه گوهرگوش که از این پس با این عنوان آمده است، با نمونه های مشابه به پرسش هایی در ارتباط با سبک شناسی و تاریخ گذاری آَن پاسخ داده شود. اصلی ترین پرسش های این پژوهش این است که مُهر تپه گوهرگوش به چه دوره زمانی تعلق دارد؟ سبک آن بومی است یا متأثر از مناطق دیگر است؟ بافت و بستر تاریخی-سیاسی هم زمان با دوره زمانی احتمالی آن چه نقشی در نفوذ این مهر با این سبک در پیشکوه داشته است؟ در پاسخ با این پرسش ها فرضیه های مختلفی را می توان مطرح کرد؛ از جمله: به احتمال خاستگاه و سبک مهر مورد مطالعه آشوری است، و فرض دوم این که، خاستگاه آن بومی ولی متأثر از سبک آشوری است؛ هم چنین به احتمال تاریخ آن نیمه اول هزاره اول پیش ازمیلاد است. فرض بعدی در پاسخ به پرسش دوم است که به احتمال ظهور حکومت الیپی در سده های اولیه هزاره اول پیش ازمیلاد (به احتمال در پیشکوه)، نقش مهمی در نفوذ و گسترش سبک های هنری و سنت های سفالی منطقه ای و فرامنطقه ای در این حوزه داشته است. در ادامه این پژوهش، تمام این پرسش ها و فرضیات مورد بحث و بررسی قرار خواهند گرفت. با مطالعه مهر گوهرگوش از جنبه های مختلف، به احتمال این مهر به سبک آشورنو و بین سده های نهم تا هفتم پیش ازمیلاد است. کشف آن در تپه گوهرگوش می تواند سرنخی از روابط زاگرس مرکزی با آشور در این بازه زمانی باشد.
A Review of the Role of Women with an Emphasis on the Figurine of Elam(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
Journal of Archaeology and Archaeometry, Volume ۲, Issue ۳ - Serial Number ۷, December ۲۰۲۳
11 - 23
حوزههای تخصصی:
The body of women has been observed abundantly in the southern Zagros region from the end of the Neolithic period to the first millennium BC, therefore the purpose of this article is to investigate the evolution of the body of women in terms of their form and type of clothing and decorations in order to understand the beliefs and thoughts of the ancient people. In this regard, it has been tried to classify women's figures based on their appearance and motifs such as the type of hair and face makeup, the type of hats and clothes, and the way of showing the female figures that are repeated in prehistoric works, in order to answer our questions regarding the background, reasons for making, execution methods and practical aspects of female figures this research has been performed using descriptive-analytical and documentary method. The results show that the figurines of the copper and stone period in the South Zagros region are primarily stylized and simplified and mostly include one construction method, but in the early Bronze Age and at the same time as the Old Elam period, the figurines grew and became more diverse and complex. And they are made in different shapes and forms. In the Middle Elam period, we see the production of figurines that are realistic and delicate, and diversity can be seen in the way of construction in different situations and the mass production of various figurines.
عوامل موثر بر تحول بافت جمعیتی جامعه عرب خوزستان (سال1188 تا1306ش)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در دوره قاجار، شکل خاصی از ترکیب قومیتی جمعیت و به تبع آن نحوه حکمرانی محلی در خوزستان پدید آمد که بخشی از آن نتیجه ورود قبایل جدید همانند بنی کعب بود. در سال 1306 ق. با فرمان آزادسازی کشتیرانی در رود کارون، اقتصاد این خطه مورد توجه بین المللی قرار گرفت. با رشد اجتماعی و اقتصادی خوزستان در این دوره، بافت و ساختار جمعیتی نیز تحول گسترده ای پیدا کرد. هدف اصلی پژوهش حاضر بررسی پیامدهای روند رشد اقتصادی بر ساختار جمعیتی – قومیتیِ جامعه عرب خوزستان است. این مقاله با استفاده از رویکرد آماری و با روش تبیین عقلانی به بررسی تحول ساختار قومی خوزستان در دوره قاجار خواهد پرداخت. یافته های مقاله نشان می دهد که در اواخر عصر قاجار جمعیت اکثر شهرهای خوزستان افزایش یافت؛ همچنین بافت و ساختار قومی برخی از شهرهای خوزستان به دلیل رونق تجارت و مهاجرت متحول شد.
مولفه های هویت ایرانی در میان پناهندگان فرقه دمکرات آذربایجان در جمهوری آذربایجان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
فرقه دمکرات آذربایجان با حمایت شوروی در سال 1324ش تشکیل شد و پس از یک سال فروپاشید. یکی از پیامدهای برجسته فروپاشی این حکومت، پناهنده شدن تعداد زیادی از اهالی آذربایجان به شوروی بود که هدف اصلی این پژوهش بررسی مولفه های هویت ایرانی در میان این پناهندگان است. این پژوهش که با روش تحقیق تاریخی و با بهره گیری از مشاهدات، تحقیقات میدانی و مصاحبه عمیق از بازماندگان پناهنده فرقه صورت گرفته، درصدد است اقدامات و عملکرد فرقه دمکرات آذربایجان را درباره ضدیت با هویت ایرانی در بین اعضای آن را آشکار سازد. نتیجه مطالعات نشان می دهد که پس از فروپاشی حکومت فرقه، اکثر پناهندگان که به دلیل هواداری از فرقه به شوروی متواری و پناهنده شده بودند، اندکی پس از این واقعه، به وابستگی رهبران خود پی بردند و به رغم سیاست بی رحمانه استالینی حزب کمونیست آذربایجان و رهبران فرقه که ﺑﺎ اﺗﻬﺎمﻫﺎی واﻫﯽ و غیرانسانی صدای هر مخالفی را ساکت و راﻫﯽ اردوﮔﺎهﻫﺎی ﮐ ﺎر اﺟﺒ ﺎری در ﺳ ﯿﺒﺮی و آسیای میانه می کردند اما اکثر پناهندگان به خاطر دلبستگی به هویت ایرانی خود، در حفظ و استمرار آن بسیار کوشیدند که امروز نیز پس از 75 سال تداوم و استمرار یافته است.
اخلاق اجتماعی در جامعۀ بی ثبات از نگاه عبید زاکانی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات تاریخ فرهنگی سال ۱۵ تابستان ۱۴۰۲ شماره ۵۶
25 - 52
حوزههای تخصصی:
اخلاق از اساسی ترین الزامات زندگی اجتماعی است و رعایت آن همواره از دغدغه های بزرگان جوامع بوده است. اینکه تا چه اندازه می توان انتظار داشت افراد یک جامعه، کنشگران اصول اخلاقی آن باشند به بافت فرهنگی، سیاسی و اقتصادی آن جامعه بستگی دارد؛ زیرا اخلاقیات در بستر تاریخی سرزمینی شکل گرفته و سترگ شده اند و از تمام این دگرگونی ها در درون خود تأثیر پذیرفته اند. چه بسا یک امر اخلاقی در ادوار بعدی اخلاقی شمرده نشود یا آنچه در جامعه ای اخلاقی شمرده می شود، در جامعه ای دیگر غیراخلاقی انگاشته شود. بنابراین، نمی توان از کنشگران اخلاق در جامعه انتظار داشت در هر شرایطی تن به انجام اصول اخلاقی دهند یا هر کنشی را اخلاقی شمارند. در این پژوهش، با رویکرد توصیفی-تحلیلی کوشیده شده به این سؤال پاسخ داده شود از دیدگاه عبید زاکانی در جامعه فاقد ثبات سیاسی و اقتصادی، اخلاقیات تا چه اندازه دستخوش تغییر و دگرگونی شده اند و چه گروه های اجتماعی بیشترین نقش را در این دگرگونی ها داشته اند؟ فرضیه این مقاله آن است که اخلاق از آشفته بودن اوضاع سیاسی و اقتصادی چندان متأثر می شود که می تواند اصالت مفاهیم خود را از دست بدهد و در گرداب رویدادها چندان فرو افتد که از خویش بیگانه شده و حتی آنچه پیش تر غیراخلاقی بوده، اخلاقی انگاشته شود. در چنین جامعه ای، لذت طلبی، کوته نگری، فرد محوری و منفعت طلبی بدون توجه به اخلاق جمعی رشد می کند. عبید شاعرِ دل نگرانِ الزاماتِ اخلاقی و فراتر از آن متفکری اجتماعی است که نسبت به محیط پیرامون خود بی تفاوت نبود. او نقش و جایگاه برجسته ای به بزرگان و نخبگان طبقات مختلف جامعه در واژگونی مفاهیم اخلاقی می دهد که با پشت پا زدن بر سنن اخلاقی پیشین، اخلاقی نو می آفرینند و منافع قدرت و ثروت خود را تأمین می کنند و توده مردم را نیز متأثر از خویش می سازند و جامعه ای را شکل می دهند که بیگانه با تاریخ و فرهنگ خود شده است.
مناسبات دولت انگلیس با خوانین حیات داودی با تأکید بر قراردادهای شرکت نفت ایران و انگلیس با آنها (از 1299ش/1920م تا 1320ش/1941م)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
درزمان کشف نفت در ایران، یکی از چالش های دولت انگلیس برای بهره برداری از این منابع، ضعف دولت مرکزی و ناتوانی در کنترل قدرت های محلی بود که در محل فعالیت شرکت سکونت و حکمرانی داشتند؛ بنابراین انگلیس برای چیره شدن بر این چالش، وارد مناسبات گسترده ای با حکام و خوانین ساکن در مکان های فعالیت شرکت، ازجمله با بختیاری ها، بنی کعب و حیات داودی ها شد. بر همین اساس، هدف این پژوهش بررسی فعالیت های شرکت نفت ایران و انگلیس در قلمرو حکمرانی خوانین حیات داودی و تبیین سیاست های این شرکت در قبال سران این طایفه، از اواخر دوره قاجار تا سقوط رضاشاه است. سؤال پژوهش این است که برقراری ارتباط بین خوانین حیات داودی و شرکت نفت ایران و انگلیس، به چه نحوی بوده و تغییر حکومت از قاجار به پهلوی، چه پیامدهایی برای آنها داشته است؟ طبق یافته های پژوهش، قرارداشتن قلمرو حکمرانی حیات داودی ها در محدوده عملیاتی شرکت، موجب انعقاد قراردادهایی مابین آنها شد که ازنظر اقتصادی و سیاسی، منافع زیادی برای سران این طایفه به همراه داشت؛ اما این مراودات در دوره پهلوی کاملاً با برنامه های این حکومت در تعارض بود. از طرفی شرکت نفت نیز به تبعیت از سیاست های دولت انگلستان، سطح ارتباطات خود را با حیات داودی ها کاهش داد و یا آن را به طور کامل قطع و مناسباتش را با دولت مرکزی تقویت کرد. درنهایت این تغییرات موجب بروز چالش و درگیری مابین بزرگان این طایفه با حکومت پهلوی و حذف آنها از صحنه قدرت شد. روش این پژوهش، توصیفی– تحلیلی و با تکیه بر اسناد است.
تأثیرگذاری صوفیان و سادات در گسترش اسلام در ماوراءالنهر طی چهار قرن اول هجری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های تاریخی دوره جدید سال ۱۵ پاییز ۱۴۰۲ شماره ۳ (پیاپی ۵۹)
111 - 126
حوزههای تخصصی:
مسلمان شدن ترکان ماوراءالنهر، تحت تأثیر عواملی چند از جمله فتوحات، تجارت و مهاجرت گروه های مختلف انجام شد. قبل از پیروزی مسلمانان بر ترکان در سال 652م/32ه ، آیین پرستش ارواح نیاکان، روح آسمان و مظاهر طبیعی بین ترکان رواج داشت و البته قبایلی از ترکان هم پیروِ آیین بودایی ، دین مسیحی، یهودی و برخی زرتشتی بودند، بنابراین با ادیان توحیدی آشنایی داشتند؛ اما به تدریج و تحت تأثیر عواملی، پس از مقاومت های اولیه مقابل سپاه مسلمانان، دین بیشتر ترکان اسلام شد و در این مهم، گروه هایی مانند صوفیان، زهاد و سادات هم نقش داشتند. با توجه به اهمیت نهادینه شدن اسلام در بین ترکان، مقاله پیش رو با روش تحلیلی-توصیفی در پی پاسخ به این سؤال است که آیا در اسلام پذیری ترکان، نقش پررنگ تری برای سادات نسبت به صوفیان قائل می شوند؟ بر اساس یافته های پژوهش، عمده ترین دلیل مهاجرت سادات به ماوراءالنهر، دوری آن از مرکز خلافت بود. در واقع با توجه به اینکه سادات، خلفا را غاصب حکومت می دانستند، همواره باعث غضب خلفا می شدند، برای حفظ امنیت خود به اجبار مهاجرت می کردند و ضمن مجاورت با قبایل ترک، با آنها پیوند می یافتند، حتی در حراست از ثغور شرکت می کردند. همچنین با اشتغال به حرفه های مختلف مانند تجارت و صنعت، به تدریج جزئی از جامعه آنها می شدند و با فعالیت های فرهنگی بزرگان سادات که بیشتر از طریق آموزش تعالیم اسلام و ذکر اخبار و شرح حال پیامبر و بزرگان صدر اسلام انجام می شد، در شناخت کامل تری از اسلام بسیار مؤثر بودند.صوفیان که بیشتر از خراسان به این نواحی وارد می شدند، تحت فشار گروهی از منتقدان مسالک صوفیه در جهت یافتن مناطق امن برای ترویج افکار خود، راهی مناطق مذبور می شدند و چون تعالیم آنها خالی از رنگ عتاب و عذاب بود، برای عده ای جذابیت بیشتری داشت. درنتیجه با توجه به حسن شهرت و نفوذی که سادات در اثر دیانت داشتند و نیز به علت رفتار حسنه آنها با مردم، همچنین به عنوان منسوبان به پیامبر(ص)، با برگزاری کلاس های درس و حل معضلات شرعی ، ذکر احادیث و تألیف کتب در منطقه، حضور بسیار تأثیر گذاری داشتند؛ بنابراین باید پذیرفت که نسبت به صوفیان نقش مؤثرتری در نهادینه شدن اسلام بین ترکان داشتند.
انعکاس و کاربرد مضامین شعری در منابع تاریخ دوره صفویه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
حکومت صفویه در تاریخ ایران بعد از اسلام به سبب ایجاد وحدت سیاسی در قلمرو جغرافیایی ایران و تکیه بر مذهب شیعه از نظر سیاسی و مذهبی جایگاه ویژه ای دارد. این دو شاخص از نتایج برخورد شاهان صفوی با عناصر نافرمان داخلی و دشمنان ناهمگون خارجی بود. منابع تاریخی عصر صفوی، بازتاب دهنده این برخوردها و جنگ هاست؛ اما از آنجا که رویدادهای کوچک و بزرگ آن از صافی شخصیت مورخانی عبور کرده که ذهنی تاریخی و قلبی ادبی داشته اند، بیشتر این منابع آیینه ای نیستند که واقعیت را همان گونه که هست، منعکس کرده باشند. به سخنی دیگر، به سبب اینکه «چه گفتن» و «چگونه گفتن» برای بیشتر مورخان این عصر به یک میزان اهمیت داشته است؛ حاصل این فرایند، تولید متونی است که به لحاظ محتوا، تاریخی و از حیث شکل یا فرم ادبی هستند. پژوهش حاضر با رویکرد توصیفی و تحلیل داده های بخشی از منابع این دوره، درصدد پاسخ گوئی به این پرسش است که چگونه تاریخ و شعر در تلفیق با یکدیگر انتقال دهنده روایت های تاریخی شده اند؟ نتایج پژوهش نشان داده است که کاربرد وسیع شعر در متون تاریخی این دوره به دلایلی چون جذابیت و اثرگذاری بیشتر، پیروی از میراث سنت تاریخ نویسی عصر مغول و پیش از آن، به ویژه به شیوه تحصیل مورخان این دوره برمی گردد که نخست با سنت های ادبی آشنا شده و سپس به تألیف منابع تاریخی روی آورده اند.
مقایسه تطبیقی اقدامات دوگانه تیمور و شاهرخ در خراسان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
خراسان بزرگ به عنوان یکی از مناطق مهم دنیای اسلام و ایران در دوره ی تیمور گورکانی و فرزندش شاهرخ، دو دوره ی متفاوت را تجربه کرد. تیمور با تکیه بر حمایت امرای نظامی الوس جغتایی، دست به فتوحات گسترده ای در غرب آسیا زد. در پی این فتوحات شهرهای خراسان نیز مانند بیشتر نقاط مفتوحه، شاهد قتل و غارت و ویرانی بود. بعد از مرگ تیمور و روی کار آمدن شاهرخ، رونق و آبادانی تا حد زیادی به خراسان بازگشت و این مناطق از زیر فشار دوره ی تیموری بیرون آمد. این پژوهش با روش توصیفی، تحلیلی و با استفاده از منابع کتابخانه ای قصد دارد عملکرد تیمور و شاهرخ در خراسان را مورد بررسی قرار دهد. یافته های پژوهش حاکی از این است که تیمور با توجه به منافع خود و تعلق خاطری که به آبادی پایتختش- سمرقند- داشت، تلاش نمود منابع اقتصادی و ظرفیت های انسانی و فرهنگی مناطق مفتوحه به ویژه خراسان را صرف رونق و شکوفایی ماوراءالنهر نماید. نگاه تبعیض آمیز تیمور به خراسان، باعث ایجاد نابسامانی در این ولایت و تکرار بلایی شد که پیش تر مغولان بر سر خراسان آوردند. در مقابل، شاهرخ به عللی چون دلبستگی به خراسان، تکیه بر دیوانسالاران ایرانی و تعلق خاطر به قوانین اسلامی، تلاش قابل توجهی برای آبادانی خراسان به کار گرفت.
مفهوم و مؤلفه های «هویت» در دوره ساسانی
منبع:
پژوهش در تاریخ سال ۱۳ بهار و تابستان ۱۴۰۲ شماره ۳۴
56 - 87
حوزههای تخصصی:
دولت ساسانی از اوانِ به قدرت رسیدن اردشیر بابکان در نیمه اول قرن سوم میلادی، هویت ایرانی را مبنایی برای تحکیم پایه های حکومت قرار داد و به منظور ترویج و تبلیغ آن از مؤلفه های مختلف اجتماعی، سیاسی و دینی بهره جست. بر این اساس، از عواملی چون دین، تبار و خاندان و میراث فرهنگی باقی مانده از گذشتگان به عنوان مقوّم های هویت بهره گرفته شد. پادشاهان ساسانی در برساختن مفهوم هویت از خاطرات مشترک تاریخی و باورهای اساطیری ایرانیان بهره بردند و سلسله حکومتگر خود را به عنوان نمودِ تداوم سنت های ایران باستان، که نزد عامه مردم مشروعیت داشت، معرفی کردند. در راستای تبلیغ و تلقین این نظام هویتی، انواع و اقسام ابزارهای فرهنگی مثل سکه، نقش برجسته، کتیبه و معماری به خدمت گرفته شد. به این ترتیب هویت موضوعه ساسانیان چنان در نظام فکری ایرانیان نهادینه شد که پس از سقوط ایشان نیز مبنای عمل امرا و سلاطین مسلمان حاکم بر ایران قرار گرفت.
نخستین پارسی در تاریخ و پیامد حکومت او: اکسودوس پارسیان در درون فلات ایران(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
پیام باستان شناس سال ۱۵ پاییز و زمستان ۱۴۰۲ شماره ۲۹
39 - 58
حوزههای تخصصی:
زاگرس مرکزی یکی از پرجمعیت ترین مناطق فلات ایران در نیمه نخستِ هزاره یکم پیش از میلاد و آکنده از سرزمین های کوچک یا نیمه گسترده بود. در ارتباط با این گستره جغرافیایی، یکی از نکات عجیب و جالب توجه در محتوای منابع میان رودانی مرتبط با هزاره یکم پیش از میلاد، برخورد با دو موقعیت سراسر متفاوت برای سرزمینی با نام همسان پرسواَش یا پرسومَش است، به طوری که از روزگار شلمانسر سوم تا سلطنت سارگن دوم آشوری نام این سرزمین همواره در کنار سرزمین هایی یاد شده است که در شرق آشور و در حدود زاگرس مرکزی واقع بوده اند، اما از روزگار سناخریب به بعد، سرزمین پرسواَش (پرسومَش) در شرق ایلام و متحد آن گزارش شده است. همچنین، می دانیم که سرزمین پارسیان در روزگار حکومت خاندان هخامنشی نیز -چه پیش از برآمدن جهان شاهی (:امپراطوری) و چه پس از آن- در زاگرس جنوبی قرار داشت. این که بر مبنای محتوای منابع نوشتاری به دست آمده از کاوش های باستان شناسی چگونه می توان این موضوع را توضیح داد، موضوعی است که پژوهشگران زیادی کوشیدند تا برای آن پاسخی بیابند. پژوهش پیش رو با بررسی محتوای این کتیبه ها و ارزیابی داده های جغرافیایی درون آن ها، به یک بازنگری در موضوع پرداخته و به این نتیجه رسیده است که نام سرزمین نخستین نه تنها به مفهوم تبار یک جمعیت اشاره داشته است، بلکه مردمان آن دیار به یک مهاجرت گروهی (:اکسودوس) بزرگ و در مقیاس آن چه پیشتر بنی اسرائیل در مصر تجربه کرده بود، دست زدند تا استقلال سیاسی و آزادی پیشین خود را دوباره بیابند. این پژوهش نشان می دهد که علت از دست رفتن این استقلال، شکست برنامه های توسعه طلبانه یک شاه کهن از این سرزمین در برابر آشوریان بوده است.
سفارت در دوره تیموریان؛ تشریفات استقبال و بار یافتن سفرا(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تاریخ اسلام و ایران سال ۳۳ تابستان ۱۴۰۲ شماره ۵۸ (پیاپی ۱۴۸)
183 - 208
حوزههای تخصصی:
آداب و تشریفات سیاسی از مباحث بسیار مهم در امر سفارت است. پذیرش سفیر در هر دوره ای آداب و رسوم خاصی داشت که از باورها و اعتقادات حاکم بر دربار نشأت می گرفت. پژوهش حاضر به روش تاریخی، مبتنی بر رویکرد توصیفی-تحلیلی و با بهره گیری از آثار تاریخ نگارانه و منشآت دوره تیموریان، در پی پاسخ به این پرسش است که: سفارت و آداب استقبال و بار یافتن سفیران در عصر تیموریان چگونه و بر مبنای چه اصول و قواعدی بوده است؟ یافته های پژوهش نشان می دهد که با وجود خصلت تهاجمی حاکمیت تیمور، او از کارکردهای تبادل سفیر غافل نبوده و سفارت های متعددی در زمان او و جانشینانش با اهداف متنوعی صورت گرفته است. از دیگر سو، آداب و تشریفات سفارت در دوره تیمور، متمایل به آداب مغولی بوده و به وسیله قانون یاسا حمایت می شد. در دوره شاهرخ، ابوسعید و سلطان حسین بایقرا، آداب و تشریفات سفارت به آداب ایرانی-اسلامی تمایل داشته است. شاهرخ قوانین یاسا در زمینه بار یافتن را از اعتبار انداخت. در تشریفات سفارت، آوردن هدیه برای خان و امرا تقریباً به صورت یک اصل ثابت بود و اگر سفیران هدیه به همراه نداشتند، در انجام مأموریت خود با مشکل روبه رو می شدند. امیران تیموری نیز اغلب به فرستادگان هدایایی می دادند. اسب، خلعت و زر یا پول، عنصر ثابت همه هدایا بوده است. سلاطینی چون شاهرخ، ابوسعید و حسین بایقرا، در مناسبات خود از کتاب نیز به عنوان هدیه استفاده می کردند تا ضمن هنردوست نشان دادن خود، هنر و خلاقیت درباریان خود در زمینه کتاب آرایی را به رخ بکشند. در این دوره، سفیران از مزایایی چون مصونیت سیاسی، برخورداری از معافیت های مالیاتی و تسهیلات دیگری از جمله امکانات اقامتی، غذایی و چاپاری برخوردار بودند. پذیرش سفیر در این دوره مانند دوران مغول، در انحصار فرمانروا نبود. امیران تیموری از آداب و تشریفات سفارت، به عنوان ابزاری برای نشان دادن عظمت و شکوه قدرت خود بهره می بردند.
Analysis and identification of underlying factors of development Creative industries through the creation of a cultural quarter. Case study: "Karim khan", Tehran(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
Journal of Archaeology and Archaeometry, Volume ۲, Issue ۱ - Serial Number ۵, June ۲۰۲۳
11 - 26
حوزههای تخصصی:
The purpose of this study is to the development of creative industries through the development of cultural quarters within historical contexts as a creative strategy that affects the city as a whole and provides the field of competition and the possibility of being present at international levels. The research method is descriptive-analytical and its type is applied-developmental. The geographical area under study is "Karim Khan" street in Tehran, which has a rich historical and cultural identity. Therefore, using the hierarchical analysis process and "Lisrel" software, the cultural quarters' indicators were ranked and each one's importance was extracted. The findings, according to the calculations of the importance coefficient and the compatibility coefficient of each of the indicators in the study area, show that the "walkability" criterion, "the drivers of the creative economy", and the meaning index of a cultural quarter, the criterion of "evocativeness and urban memory" with importance coefficients of 0.62, 0.78, and 0.65 in the quarter have been assigned the highest rank among other indicators. And as a result, it was shown that the economic importance of sidewalks and the presence of active horizontal grains on the edges, the permeability of the passages, the safe accommodation for pedestrians, the facilities for the transportation of cars and their related services, as well as the quality of urban furniture and green spaces in the quarter as underlying factors. The instrument of creative development and the formation of the cultural quarters are the most important.
حضور زنان درجنبش های اجتماعی از بلوای سیاسی نان تا جنبش مشروطه (1209- 1268هجری شمسی )(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
حضورزنان در جنبش های سیاسی اجتماعی تاریخ معاصر از اوان مشروطه با حرکت های تأثیرگذاری چون جنبش تنباکو آغاز و با اوج گیری تحولات مشروطه حضورزنان درجنبشهای سایر شهرها گسترش یافت . مسأله این پژوهش درمورد بررسی چگونگی قدرت زنان و حضور آنان درجنبش های اجتماعی دوره مشروطه است ؟ هدف از این پژوهش با توجه به گفتمانهای تاریخی دوره مشروطه نحوه حضور و مشارکت زنان درجنبش های اجتماعی ، سیاسی چگونه می باشد؟از سویی زنان ایلاتی که از نقاط مختلف ایران دراندرونی شاهانی مانند ناصرالدین شاه، با استفاده از نفوذ بر شاه درجنبش تنباکو توانستند درمسیر جنبش نقش موثری داشته باشند . در ادامه حضور زنان درتحولات دوره مشروطه، نفوذ آنان و ارایه مطالبات آنان درجنبش های شهری گوناگون دراین پژوهش تبیین شده است. این پژوهش با روش تحلیلی – توصیفی می باشد. نتایج یافته ها نشان می دهد که حرکت زنان در جنبش تنباکو و سایر کنشهای زنان دردوره مشروطه ، از اقتدار و نفوذ پنهان آنان در درون ساختار قدرت همراه بوده است وهمراهی مردان با زنان معترض تا نبردهای نظامی بسیار برجسته نیز ظاهر شد و درواکاوی مبانی نظری قدرت ،زنان با استفاده از" ستیز آشکار" درحوزه مبارزه با حکومت توانستند درمدلهای متعدد بست نشینی و اعتراض و نبرد نظامی بطور آشکار درتحولات دوره مشروطه تأثیر گذار بودند
حضور زنان ایرانی در عرصه های بین المللی در دوره ی پهلوی اول: تأثیرات و تعاملات(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
دوران حکومت رضاشاه نقطه عطفی در تحولات خارجی ایران تلقی می شود.وی همواره در صدد بود که موازنه ای بین قدرت های خارجی ایجاد کند و نوسازی را از ملزومات این مسیر قلمداد می کرد. برنامه های نوسازی او زنان را به عنوان نیمی از جامعه مورد هدف قرار داد و اصلاحاتی در این زمینه صورت گرفت.به همین منظور غرب بهترین الگو برای زنان شد و روابط با کشورهای دیگر مورد توجه دولت و فعالان زن قرار گرفت.مسئله ی اصلی پژوهش این است حضور زنان در عرصه های بین المللی چه دستاوردهایی برای زنان و دولت داشته است؟این ارتباطات چه تاثیری در جایگاه زنان ایرانی ایجاد کرده است؟پژوهش حاضر با استفاده از روش توصیفی و تحلیلی و با تکیه بر اسناد و نشریات در صدد تبیین روابط زنان با کشورهای دیگر و برگزاری کنگر های بین المللی زنان و تاثیر این تعاملات می باشد.یافته های پژوهش نشان می دهد حضور زنان در عرصه های بین المللی باعث می شد ضمن دستیابی به الگوی مناسب پیشرفت خود، به تغییر دیدگاه غربی ها نسبت به زنان ایرانی کمک کنند.همچنین ارتباط زنان ایران با زنان کشورهای دیگر و قوانین تصویب شده در کنگره ها در بهبود وضعیت زنان تأثیرگذار بود و زنان ایرانی در تعامل با این کشورها تحث تاثیر اقدامات زنان غربی در صدد به دست-آوردن حقوق فردی و اجتماعی خود قرار گرفتند.
جایگاه سیاسی، دینی و اقتصادی خاندان مهرنرسه در دولت ساسانیان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ساسانیان، در آغاز سده سوم میلادی از استان پارس، زادگاه هخامنشیان، برخاستند و حکومتی را بنا نهادند که در آن روحانیون زردشتی و خاندان های نژاده جایگاه ویژه ای داشتند. در تاریخ ساسانیان به ویژه هنگامی که پادشاه ضعیف بود،روحانیون زردشتی و بزرگان و اشراف نفوذ و قدرت بیشتری در دستگاه دولت به دست می آوردند و البته گهگاه با همدیگر ستیزه هایی نیز داشتند. برای شناخت تاریخ ساسانیان، ناگزیر باید جایگاه این گروهها و روابط آن ها با خاندان ساسانی مورد توجه قرار گیرد، چنانکه حتی سقوط ساسانیان را نیز می بایست از این زاویه نگریست. یکی از خاندان ها یا خانواده های نژاده ای که اعضاء برجسته آن در برهه ای از تاریخ ساسانیان، نفوذ سیاسی و حتی اقتصادی و دینی بسیار زیادی یافتند، خانواده مهرنرسه وزیر بزرگ دوره چند تن از پادشاهان ساسانی بود. در این پژوهش،تلاش خواهد شد تا جایگاه یکی از خانواده های نژاده دوره ساسانیان،یعنی خانواده مهرنرسه را در تاریخ تحولات سیاسی، دینی و اقتصادی روزگار فرمانروایی یزگرد یکم، بهرام پنجم و یزگرد دوم مورد مطالعه قرار گیرد تا چشم انداز روشن تری از تاریخ ساسانیان در این دوره زمانی به دست آوریم.
مطالعه باستان شناسی غرب کرمانشاه و کردستان عراق بر اساس داده های سنجش ازدور با نگاه کاربردی دورسنجی در علم باستان شناسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مطالعه مبحث دورسنجی درواقع علمی است که درباره محدوده و یا یک پدیده اطلاعات جامع و کاملی درباره شی یا پدیده مورد نظر بدون تماس فیزیکی با آن به ما می دهد. درواقع علم سنجش از دور شامل مشاهده زمین از بالا به پایین (Earth observation systems) می شود. دورسنجی در کنار دیگر علوم به صورت یک ابزار کمک کننده و به عنوان یک دانش قوی با دیدگاهی میان رشته ای به دیگر علوم ازجمله باستان شناسی کمک می کند. زاگرس مرکزی خصوصاً منطقه کرمانشاه و کردستان عراق به دلیل پتانسیل های محیطی از دیرباز خصوصاً در زمان ساسانیان برای زندگی و تشکیل استقرار انتخاب شده است . در این مناطق بر اساس مطالعات سنجش از دور و استفاده از آن، مطالعه کاربری اراضی و تشخیص ارزش های خاکی و پوشش گیاهی، در راستای بررسی توسعه کشاورزی در دوران ساسانی و یافتن بقایای مادی ای که این ادعا را ثابت کند، انجام شده است . در زاگرس مرکزی از زمان ساسانیان بقایای باستانی بسیاری مربوط به تأسیسات کشاورزی اعم از سیستم های آب رسانی برجای مانده است؛ که با ماهواره کرونا در لندسکیپ گذشته منطقه قابل تشخیص است . این نوشتار در تلاش است با نگاهی نو به کاربرد انواع سنجنده های راداری و حرارتی در باستان شناسی، زاگرس مرکزی (غرب کرمانشاه) و زاگرس شمالی (کردستان عراق) را برای شناخت باستان شناسانه محیط زیست و پوشش گیاهی مورد مطالعه قرار دهد و با استفاده از سنجش از دور و شناخت کاربری اراضی ، چنین نتیجه گیری کند که در منطقه مذکور با توجه به تحلیل های جغرافیایی در دوران ساسانی کشاورزی، هم به صورت دیم انجام می شده و هم به صورت آبی . درواقع این دو روش در یک منطقه مکمل یکدیگر بوده اند. روش مطالعه این مقاله بر اساس سنجش از دور و تحلیل های مبتنی بر آن در جغرافیای کردستان عراق و کرمانشاه انجام گرفته است .
هخامنشیان در مصر(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه ایران باستان دوره ۲ بهار ۱۴۰۲ شماره ۵
101 - 107
حوزههای تخصصی:
کمبوجیه سیاست کورش را مبنی بر استحکام پایه ها و توسعه سرزمینی هخامنشیان ادامه داد. ازجمله برنامه های توسعه سرزمینی، لشکرکشی به مصر بود که مقدمات آن در زمان کورش فراهم شده بود که کمبوجیه آن را عملیاتی کرد و مصر به سرزمین های زیر فرمان هخامنشی ضمیمه شد. برای درک بهتر از تأثیرات فرهنگی هخامنشیان و مصر باید شواهد باستان شناسی باقیمانده از آن دوران که توسط باستان شناسان پژوهشگران مختلف کشف و بررسی شده اند به دقت بررسی و مطالعه کرد که ازجمله شواهد باستان شناختی باقیمانده می توان به کتیبه های هخامنشی در حمامات و کانال سوئز، کتیبه و آثار معماری جزیره الفانتین و نقش برجسته های هخامنشی در معبد هیبیس و سایر شواهد فرهنگی و باستان شناختی که در مصر یافت شده، اشاره کرد. این مقاله بر آن است تا کتاب هخامنشیان در مصر (براساس شواهد باستان شناسی) را نقد و بررسی کند.
Commercial and Cultural Relations of Sistan with Neighboring Areas during the 3rd Millennium BC(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه ایران باستان دوره ۲ تابستان ۱۴۰۲ شماره ۶
3 - 34
حوزههای تخصصی:
The commercial and cultural relations of Shahr-i Sokhta with neighboring areas have a relatively long and complex history. During the first period of Shahr-i Sokhta, there are many evidences indicating the connection of this large center with the south of Mesopotamia, Elam and the southern parts of the Iranian plateau. There was also an extensive connection between this center and Central Asia, Afghanistan and the Waziristan region that overlooks the Indus valley. Based on archeological evidence, in parallel with the emergence of the social and economic structure and the beginning of urbanization, we see a significant expansion of trade with distant regions.
تاثیر تنزل نظام تیمارلی در ساختار امپراتوری عثمانی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
سخن تاریخ سال ۱۷ تابستان ۱۴۰۲ شماره ۴۲
53 - 69
حوزههای تخصصی:
در حالیکه در امپراتوری عثمانی نظامیان از اهمیت قابل توجهی برخوردار بودند و غالب سپاهیان را سواره نظام تشکیل می داد، این حکومت با مشکل کمبود فلزات و نقدینگی جهت تامین هزینه سپاه مواجه بود. بمنظور رفع این مشکل اراضی ای بعنوان تیمار به سپاهیان سواره-نظام واگذار گردید. تیمارلی ها که جزء تشکیلات نیروهای ایالتی به شمار می رفتند و نقش مهمی درتثبیت قدرت عثمانی ایفا کردند از اواخر قرن شانزدهم میلادی ضعیف گردیدند و از تعدادشان کاسته شد. برخی از مورخین تنزل و کاهش نظام تیمارلی را از عوامل مهم انحطاط عثمانی می دانند. پژوهش حاضر بر اساس روش توصیفی- تحلیلی و استفاده از ابزار مطالعه کتابخانه ای، در پی تبیین این مساله است که کاهش جایگاه نهاد تیمارلی چه تاثیری در ساختار حکومتی امپراتوری عثمانی داشت. یافته های پژوهش حاکی از آن است که تنزل تیمارلی آسیب دیدگی شدید تشکیلات نظامی و دفاعی عثمانی ها را در پی داشت و بسترساز آشوب-های سپاهیان و در نهایت ضعف امپراتوری گردید. به این معنا که عثمانی ها نه تنها تیمارلی ها-ی سواره نظام را بعنوان پایه اساسی ساختار نظامی خود از دست دادند بلکه با تنزل تیمارلی زمینه شورش و اعتراض سپاهیان قاپی قولو اعم از سپاهی سواره نظام و ینی چری پیاده نظام را نیز مهیا کردند.