یکی از موضوعات شایسته بررسی در حوزه تاریخ دوره سلجوقیان، وضعیت مذاهب و فرقه های اسلامی تحت قلمرو آنهاست. زمانی که خلافت عباسی به دلیل درگیری های مستمر فرقه ای، به فروترین حدّ زوال رسیده بود، ظهور سلجوقیان در ایران، راه را برای تقویت دوباره مذهب تسنّن هموار کرد. ایالت جبال، به عنوان یکی از مناطق مهمّ ایرانِ عصر سلجوقی، به دلیل داشتن موقعیتی استراتژیک و پیونددهنده شرق و غرب خلافت عباسی، از اهمیت بسزایی برخوردار بود. تنوع فِرَق و مذاهب گوناگون شیعی و سنّی و پراکندگی حامیان این مذاهب در شهرهای مختلف این ایالت، نقش ایالت جبال را در تاریخ میانه ایران، به ویژه دوره سلجوقی، برجسته تر کرده بود. پژوهش حاضر، بر اساس اطلاعات مندرج در کتب جغرافیایی و تاریخی درباره شهرهای باختری ایالت جبال در دوره سلجوقیان، سعی در روشن نمودن جایگاه مذهبی این منطقه دارد. یافته های این پژوهش، نشان می دهد که در کنار حضور اقلیت شیعی زیدی و اسماعیلی در منطقه جبال، عموم منابع بر شافعی بودن این شهرها در این دوره تأکید دارند.
در آغاز حکومت ساسانیان در ایران، در منطقه کجاران در بم، شاهی که دست نشانده اشکانیان بود، حکومت می کرد. در منطقه ای که زیر سیطره اوبود، مردی به نام هفتواد می زیست و دارای هفت پسر (واد) بود. او از بخت یک کِرم بسیار ثروتمند شد تا اینکه اردشیر ساسانی، تصمیم به نابودی او گرفت. اردشیر با سپاه بزرگی که فراهم کرد، راهی کجاران یا کلالان (در کارنامه اردشیر بابکان) گشت و با کمک خیانت در باریان، کرم را کشته، هفتواد را نابود کرد و در آن محل آتش بهرام را نشانید از این جهت کرمان را منسوب به کرم دانسته اند. این مقاله در پی ارائه اسطوره هفتواد و دلیل انتساب آن به کرمان و بم می باشد. در پایان نیز، اثبات می نماید که نام کرمان، به کرم هفتواد مربوط نمی شود و نام این شهر، پیش از شکل گیری اسطوره هفتواد وجود داشته است.
در دوره نخست وزیری محمد مصدق استقلال طلبی، آزادی خواهی، تحمل مخالفان و رواداری نسبت به آنان به گفتمان حاکم تبدیل و بخشی از گفتمان استبدادی دربار به چالش کشیده می شود. به این ترتیب، فضای سیاسی ایران متکثرتر، قدرت شاه محدودتر، احزاب متنوع تر، اقتدار، قانونی و مردمی شده و بیشترین تحمل و مدارا با مخالفان صورت می گیرد. با تصویب قانون برای مطبوعات، نه تنها بیشترین رواداری در قبال مخالفان پیش بینی شد بلکه، دستگاه های دولتی نیز از برخورد با مطبوعاتی که با دولت مخالفت یا از شخص نخست وزیر انتقاد می کردند، منع شدند. به همین سبب است که دوره حکومت مصدق را عصر مطبوعات آزاد دانسته اند. گفتمان غالب این دوره، گفتمان استقلال، آزادی، حاکمیت مدنی، مشارکت سیاسی و رفاه عمومی بود. مصدق در دوره 28 ماهه نخست وزیری خود کشور را تقریباً بدون هیچ درآمدی از نفت، استوار نگه داشت و نه تنها خدشه و خللی بر اقتصاد وارد نیامد، بلکه اقتصاد ایران که پیش از این دوره، بحران زده و گرفتار رکورد و حتی ورشکستگی بود، سلامت خود را بازیافت و به صورت اقتصادی متوازن و متعادل درآورد. این شاخصه ها نشان می دهد که مجموعه برنامه ها، عملکردها و اعتقادات مصدق در دوره 28 ماهه نخست وزیری، بیشترین قرابت را با شاخص های توسعه سیاسی دارد.