تقسیم بندی تاریخ ایران باستان تا پیش از نیمه نخست عصر قاجار اغلب در چارچوب شاهنامه یا روایات دساتیری قرار می گرفت. ترجمه متون تاریخی در کنار ظهور نگاه انتقادی، به علاوه کشفیات باستان شناسی و رمزگشایی خطوط باستانی در عصر قاجار پیش فرض های پیشین درباره تاریخ باستانی ایران را دگرگون کرد. آن فعالیت ها و پژوهش های علمی در زمینه تاریخ همراه با نگاه ملی ای که در انقلاب مشروطه برجسته شد، لزوم نگارش تاریخ نگاری ملی و منسجم را به وجود آورد. تمام این عوامل باعث شدند تا الگوی دوره بندیِ تاریخ باستانی ایران دگرگون شود. مقاله حاضر به دنبال تبیین این پرسش است که فرایند تحول تقسیم بندی تاریخ ایران باستان از الگوی سنتی به الگوی علمی و نوین در عصر قاجار چگونه بوده است؟ در پاسخ به این پرسش چنین نتیجه گرفته شده است: تاریخ نگاران پیرو الگوهای غالب تاریخ نگاری سنتی، الگویی جهان نگر و درباری ارائه می دادند که مبدأ خود را آفرینش انسان قرار می داد و فارغ از تطبیق داده ها با شواهد عینی سعی می کرد روایتی افسانه گون و مشروعیت بخش برای دربار عصر خود ارائه دهند. با گسترده شدن تحقیقات تاریخی و بروز نوعی نگاه ملی، تلاش برای ارائه تاریخی منسجم از گذشته باستانی ایران تا عصر معاصر افزایش یافت. تاریخ علمی ایران باستان به مرور به عنوان روایتی معتبر در کنار روایت سنتی به رسمیت شناخته شد و تاریخ نگاران برای رفع شبهات میان آن دو روایت قلم می زدند. سرانجام در اواخر دوره قاجار، روایت سنتیْ روایتی افسانه ای برشمرده شده و تاریخی که مبتنی بر کشفیات باستان شناسی و متون باستانی است معتبر گردید.
هدف از این پژوهش بررسی و مقایسه جنبه های اساسی و بنیادی نگرش هاکسلی و هگل با استفاده از آثار به جای مانده از آنها درباره فلسفه تاریخ می-باشد. بر این اساس یافته های پژوهش حاکی از آن در برداشت هگل از فلسفه، تاریخ امری محوری است. به نظر او، تاریخ را به سه شیوه می توان نگاشت: 1. تاریخ دست اول، 2. تاریخ اندیشه گرانه، 3. تاریخ فلسفی یا فلسفه تاریخ که روش برگزیده هگل است. از نظر وی بر جهان عقل حاکم است، در نتیجه تاریخ جهانی جریانی عقلانی و ضروری است نه تصادفی. ولی شیوه تفکر فلسفی و سیاسی هاکسلی با بسیاری از متفکران و صاحب نظرانی که مشرب فلسفی شان نیمی از جهان را فرا گرفته متفاوت است، هاکسلی رابطه شخص با وقایع تاریخی و اجتماعی را مثل رابطه قربانی با قربانی کننده می داند و معتقد است که در چنین موقعیتی شخص عاقل باید تا آنجا که می تواند از وقایع تاریخی مهم که در زندگی اش روی می دهد، بگریزد و در گوشه انزوا و عزلت به تفکر یا عبادت بپردازد. در پژوهش حاضر برای جمع آوری اطلاعات از شیوه کتابخانه ای و در حوزه تجزیه و تحلیل از روش های توصیفی تحلیلی استفاده شده است.