فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۰٬۷۸۱ تا ۱۰٬۸۰۰ مورد از کل ۲۸٬۸۷۷ مورد.
برهان قاطع خط یغماى جندقى [از نفایس جدید کتابخانة مجلس]
حوزههای تخصصی:
چاپ کتاب المستمسک آیت الله حکیم و گزارش فعالیت مخالفان بر ضد وى
حوزههای تخصصی:
چهار. نگاهی به وضعیت مطبوعات در دوران مشروطه: مطبوعات در زنجیر
منبع:
گزارش تیر ۱۳۸۹ شماره ۲۱۸
حوزههای تخصصی:
جنبش عدمتعهد از آغاز تا امروز
حوزههای تخصصی:
پس از پایان یافتن جنگ جهانی دوم و با شروع جنگ سرد، قدرتهای شرق و غرب برای قدرتنمایی هر چه بیشتر و پیروزی در این جنگ درصدد یارکشی سیاسی برآمدند. از این رو، کشورهایی برای تامین امنیت به حوزه قدرت شرق یا غرب وارد شدند. در نیمه دوم قرن بیستم پیمانهای نظامی، منطقهای و فرامنطقهای میان کشورها بسته شد تا به این وسیله مرزبندیهای سیاسی نمود عینی پیدا کند. در اثنای جبههبندیهای سیاسی قرن بیستم، کشورهایی که طعم تلخ 2 جنگ جهانی را چشیده بودند و از این رهگذر حاصلی نداشتند جز نتایج مخرب و ویرانکننده جنگ و نمیخواستند در اردوگاه سوسیالیسم یا امپریالیسم وارد شوند، درصدد برآمدند از سیاست موازنه منفی پیروی کنند و براساس منافع ملی خود با هریک از کشورهای شرق و غرب مراوده داشته باشند.
معرفی چند سند تاریخی در مورد دکتر مرتضی حکمی(1283- 1359 شمسی) بنیانگذار دانشگاه علوم پزشکی اصفهان
حوزههای تخصصی:
خلیج همیشه فارسی
مصاحبه با دکتر هاشم آقاجری
حوزههای تخصصی:
مقایسه چگونگی بازنمونی «رویداد تاریخی دمدم در دو روایت بیت دمدم و عالم آرای عباسی»
حوزههای تخصصی:
رویداد دمدم شرح یکی از درگیری ها و جنگ های کردهای غرب ایران به رهبری امیرخان با حکمرانان صفویه بود. این حادثه در دوران شاه عباس اول رخ داد. کردها در این حادثه شکست خوردند و قلعه آنان به نام دمدم ( نزدیک ارومیه فعلی) به تصرف نیروی نظامی صفوی در آمد. شرح این رویداد به تفصیل در “عالم آرای عباسی“ نوشته اسکندربیگ منشی آمده است. تنها منبع به زبان کردی که از این حادثه یاد کرده، داستانی منظومه ای به نام “بیت دمدم“ است. گوینده یا گویندگان ناشناس این داستان منظومه ای با بیانی حماسی و در چارچوب یک گفتمان روایی حماسی- مذهبی به شرح این رویداد پرداخته اند. مساله بازنمایی این حادثه در این دو منبع که اولی اثری تاریخ نگارانه است و دومی در قالب ادبیات عامه می گنجد، مساله این نوشتار است. مقایسه ی این دو منبع نشان می دهد که این دو منبع در شیوه ی بازنمایی، منظرها و ارزش های ایدئولوژیک راوی، روایت رئالیستی و سوررئالیستی از امر واقع تاریخی و در نهایت قضاوت درباره ی رخداد مورد نظر در تمایز با یکدیگر می باشند و رویداد دمدم در هر یک از این دو منبع بازتاب متفاوتی یافته است. عالم آرا یک اثر سفارشی دستگاه سلطه مرکزی است که کاربرد زور و خشونت را برای قدرت مرکزی و حذف رقیبان مشروع می داند، ولی مقاومت قدرت های غیر مرکزی را نامشروع و یاغیگری تلقی می نماید. ولی بیت دمدم مقاومت اهالی دمدم را مقاومتی مشروع می داند. در واقع هر یک از این دو ژانر به دنبال مشروعیت بخشی به کنش سیاسی کنشگران متن می باشند. البته یک تفاوت مهم وجود دارد: عالم آرا اثر سفارشی دستگاه سلطه مرکزی است و در واقع روایت دستگاه سلطه از اعمال قدرت و خشونت خود است. ولی بیت دمدم روایت مردم از مقاومت خود در برابر دستگاه سلطه می باشد.
قرائتی تاریخی از تفسیر به رأی و مقایسه ی آن با دیدگاه مفسر المیزان
حوزههای تخصصی:
یکی از راه های درک گزاره های تاریخی شناخت دقیق گفتمانی است که این گزاره ها در آن تولید شده اند؛ به تعبیر بهتر، فهم گزاره ها در افق تاریخی آن ها.از مشهورترین گزاره های تاریخی ای که همواره معنای آن ها محل مناقشه بوده است، حدیث ها درباره ی تفسیر به رأی است. این مقاله، در ابتداف دیدگاه علامه طباطبایی را درباره ی تفسیر به رأی بررسی می کند، سپس با خوانشی تاریخی از مفهوم تفسیر به رأی، که با واکاوی گفتمان مسلمانان سده های نخست هجری انجام شده است، برای فهم معنای رأی تفسیری در افق تاریخی آن تلاش می کند.پس از آن، نویسنده این خوانش تاریخی را با دیدگاه علامه طباطبایی درباره ی تفسیر به رأی مقایسه می کند و نشان می دهد که دیدگاه ایشان با خوانش تاریخی از تفسیر به رأی چندان سنخیت ندارد.به نظر می رسد دیدگاه ایشان درباره ی مقوله ی رأی تفسیری بیشتر از اندیشه ی محوری ایشان درباره ی تفسیر قرآن به قرآن متأثر است. برای دستیابی به هدف مقاله گزارش ها درباره ی تفسیر به رأی در منابع اسلامی، اعم از شیعه و سنی، و همچنین دیدگاه علامه طباطبایی بر اساس آثار وی بررسی شده است.
رئالیسم انتقادی و مدل «دوری» در تاریخی گری ابن خلدون
حوزههای تخصصی:
هدف تحقیق حاضر، ارزیابی رئالیسم انتقادی در تاریخ گری ابن خلدون و معرفی مدل «دوری» وی در مورد تاریخ است.روش این پژوهش نیز در چارچوب مطالعه ای اسنادی است و نتایجی که از آن حاصل شد این است که دیدگاه ابن خلدون از یک سو دارای وجهی انتقادی و از سوی دیگر، رئالیستی است.وجه انتقادی آن بر انتقاد از اخبار رایج و مطابقت آن با واقعیات تاریخی برای نیل به تاریخ درست و معتبر تأکید دارد و وجه رئالیستی آن بر عبور از سطح ظاهر و ورود به سطوح زیرین تاریخ برای کشف«طبایع» تاریخ تمرکز دارد. طبایع تاریخ، همان قواعدی است که تغییر و تحولات اجتماعات بشری بر اساس آن انجام می گیرد.ابن خلدون با این رویکرد، مدلی دوری از تحولات تاریخی ارائه می دهد.«عصبیت»، نیروی پویای این مدل است.بادیه و شهر نیز شکل های این مدل هستند.نقد خبر تاریخی با تکیه بر ارزیابی کیفیِ مستندات تاریخی برای رسیدن به واقعیت و کشف طبایع تاریخ، وجه برجسته ی دیدگاه ابن خلدون است که در مقاله مورد بحث و بررسی قرار می گیرد.بر اساس این رویکرد، ابن خلدون معتقد است، تاریخ را باید از اعوجاجات/جعلیات، پالایش کرد تا بتوان بر پایه ی آن، به ارائه ی تحلیلی درست از وقایع دست یافت.
تأثیر تاریخ نگاری ایرانی دوره ی ایلخانان و تیموریان بر تاریخ نگاری عثمانی
حوزههای تخصصی:
مبادلات فرهنگی ایران و آناتولی از دوره ی سلاجقه ی روم، نه تنها موجب رواج زبان و ادبیات فارسی و سایر پدیده های فرهنگی در آن سرزمین شد، بلکه در زمینه ی تاریخ نگاری نیز مورخان عثمانی در قرن نهم و دهم هجری، دنباله رو روش تاریخ نگاری ایرانی بوده اند.مورخان عثمانی در آغاز کار برای تدوین تواریخ آل عثمان، اخبار و روایات مربوط به اقوام ترک، به ویژه «قبایل قایی» را بیشتر، از منابع ایرانی به دست آوردند؛ در نتیجه، در شیوه ی تاریخ نگاری از منابع ایرانی تأثیر پذیرفتند.آنان به تقلید از سبک آثار تاریخی دوره ی ایلخانان و تیموریان، نظیر جامع التواریخ رشیدالدین فضل الله همدانی، جهانگشای جوینی و ظفرنامه ی یزدی که بیشتر در شرح تاریخ اقوام ترک و مغول نوشته شده است، به تألیف آثار تاریخی به زبان فارسی و ترکیب پرداخته اند. شیوه ی نقل روایات، کاربرد اشعار و مضامین ادبی، نگاه مذهبی و مشیت گرایانه به وقایع تاریخی، آوردن زمان وقوع اخبار و ذکر اطلاعات جغرافیایی و اجتماعی در کنار اخبار سیاسی، از جمله روش های الگوبرداری در تاریخ نویسی از سوی مورخان عثمانی است.در این مقاله، چگونگی تأثیرپذیری مورخان عثمانی در روش، بینش و سبک تاریخ نگاری، از جریان تاریخ نویسی ایرانی را در دوره ی مذکور با تأکید بر محتوای برخی منابع مهم، مورد بررسی قرار می دهیم تا نشان دهیم که مورخان عثمانی مانند سایر علما، تحت تاثیر تفکرات علمای ایران قرار داشتند.
سامانیان و نقبای حسینی نیشابور(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در عصر عباسیان، نقابت نهادی سیاسی - دینی با کارکردهای اجتماعی بود. نقابت علویان در نیشابور، کرسی خراسان، از اوایل عصر سامانی به علویان حسینی بنو زُباره محول شده بود، اما امیر نوح بن منصور سامانی(حک. 366-387 ق) این منصب را به یک علوی حسنی انتقال داد که اخلافش نقبای موروثی شهر شدند. پژوهش حاضر با روشن کردن شرایط اقتصادی - اجتماعی نیشابور، به بررسی علل انتخاب اولیه بنو زباره از سوی امرای متقدم سامانی و تجدید نظر امیر نوح در سیاست اسلافش اختصاص دارد. یافته های این پژوهش نشان می دهد که ناهمخوانی بین تعهدات اجتماعی - مذهبی نقیب و تعهدات سیاسی اش به امرای سامانی که لزوماً با وظایف نظری نقیب همسویی نداشت، موجب آن گردید که انجام وظیفه نقبا بیش از هر چیز تابعی از سیاست سامانیان شود. از این روی هنگامی که ابومحمد یحیی بن محمد الزباری، نقیب اثنی عشری نیشابور، برخلاف سلف زباری اش، اجرای تعهدات اجتماعی - مذهبی و وظایف نقابتی خود را بر پیروی از امیر نوح مقدم داشت، امیر سامانی، ابوجعفر داود بن الحسین الحسنی را به جای او گمارد. ابوجعفر داود و اخلافش پیرو مذهب عامه بودند.
طراز در تمدن اسلامی (از تأسیس تا عصر ممالیک)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تمدن اسلامی در دوره شکوفایی و پویایی خویش مؤسسات اجتماعی و اقتصادی متنوعی داشته که یک مورد برجستة آن صنعت نسّاجی بوده است. فعالیت در بخش قابل توجهی از این صنعت تحت نام طراز و تشکیلات مرتبط با آن انجام می گرفته که تقریباً بر اغلب جنبه های زندگی مسلمانان تأثیر داشته است. از آن جمله تولیدات طراز علاوه بر این که تأثیرهای اقتصادی عمده بر جامعة اسلامی می نهاده، به لحاظ اجتماعی وسیاسی نیز جایگاه ممتازی داشته تا جایی که هدایا و خلعت هایی که از سوی حکمرانان و بزرگان به دیگران اعطاء می شده، عمدتاً رداها و پارچه های طراز بوده است. همچنین در این پارچه ها نوشته هایی به صورت زیبا و هنرمندانه نقش می شده که کارکرد رسانه ای- تبلیغی داشته است.
در بحث طراز موضوعات دیگری از قبیل جنبة زیبایی شناختی آن نیز مطرح است. مقاله حاضر پس از بیان مفهوم و منشأ طراز فقط به جایگاه اجتماعی-سیاسی، اقتصادی، و رسانه ای-تبلیغی آن در جامعه اسلامی می پردازد.
بررسی کتاب مفقود مَعالم العِترة النبویه جُنابَذی (د 611)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تاریخ نویسی اهل سنت در موضوع زندگانی ائمة اطهار(ع)، هم پای شیعیان آغاز شده و پیوسته استمرار داشته است. سیر تطور این جریان که به تناسب تغییرات فرهنگی جهان اسلام فراز و فرود داشته، نیازمند بررسی های جدی است. این مقاله صرف نظر از پرداختن به مباحثی مانند چرایی، چگونگی و بستر تولید این نوشته ها، درصدد است به صورت موردی، کتاب مفقود و کمتر شناخته شدة معالم العتره النبویه جُنابَذی، دانشمند سنی مذهب قرن ششم، را بررسی کند. اکثر گزارش های کتاب جنابذی به کتاب کشف الغمه فی معرفة الائمه اربلی (د. 692) دانشمند معتبر شیعی مذهب، راه یافته است. تاریخ نگاری جنابذی و جایگاه وی در منابع بعدی، در این مقاله بررسی شده است تا فضای روشن تری از تأثیر متقابل تأثر منابع شیعی و اهل سنت به دست آید.
مراتب نقد آرای محمدحسین نائینی بر «لیبرالیسم»
حوزههای تخصصی:
برخی لیبرالیسم را «نظریه ی مدرن تمدن غرب» در دوران معاصر می دانند. این اندیشه، به صورت واقعی یا وارونه به کشورهای دیگر، از جمله ایران سرایت کرده است و گروهی با آن همراه شدند و آن را پذیرفتند و عده ای نیز با آن به مقابله برخاستند و آن را طرد یا نقد کردند. محمدحسین نائینی از نخستین کسانی است که با ابعاد لیبرالیسم مواجه شده و در مورد آن برای جامعه ی ایرانیِ متناسب با مبانی اسلامی و با عطف توجه به مفاهیم و آموزه های جدید، نظر داده است. با توجه به رویکرد وی از منظر انتقادی، این مقاله بر آن است تا به بررسی سطح آرای او درباره ی لیبرالیسم، بپردازد. از آنجا که نائینی در دوران جدید، آرایی متناسب با شرایط زمان مطرح می کند، همچنین با توجه به مسأله بودن «لیبرالیسم» و تبلور آن در بحث «نزاع سنت و تجدد» در جامعه ی ایران، بررسی دیدگاه ها و آرای وی می تواند جامعه را در موضع گیری مناسب تری درباره ی آن، یاری کند. در این مقاله، شاخص های چارچوب اصولی گری در آرای نائینی که به نوعی سبب اندیشه ورزی وی شده است، و نسبت انتقادی بودن این آرا با لیبرالیسم، به عنوان نظریه ی مدرن تمدن غرب، در شرایطی ارائه می شود که نائینی جزو اندیشمندان پیشرو و نوآور در دوران معاصر ایران به شمار می رود. در این مقاله، نشان داده خواهد شد که آرای نائینی را با وجود اینکه در مسیری متفاوت با لیبرالیسم قرار دارد و در واقع نوعی نواندیشی است، نمی توان در انتقاد به لیبرالیسم تلقی کرد. شاید بتوان گفت که نائینی مباحث و دیدگاه های خود را متناسب با اوضاع تاریخی جامعه ای که در آن زندگی می کرده، مطرح ساخته است.
آسیب شناسی تأثیر تحولات سیاسی بر محتوای کتاب های درسی تاریخ معاصر ایران (1358ـ1388) با رویکردی تطبیقی به کتاب های درسی ایران پیش از انقلاب
حوزههای تخصصی:
انقلاب ها، جنبش های اجتماعی، جنگ، نحوه ی تراکم یا توزیع قدرت در دست احزاب و جریان های سیاسی از مصادیق بارز تغییرات سیاسی به شمار می آیند که به دگرگونی مبانی ارزشی و نظام سیاسی، اقتصادی و اجتماعی یک کشور می انجامند. بیشترین بازتاب این دگرگونی در نظام آموزشی کشور انعکاس می یابد؛ زیرا حاکمیت، برای تبیین مبانی ارزشی و ایدئولوژیکی خود، می کوشد آن را از طریق مواد آموزشی به ویژه کتاب های درسی به کودکان و نوجوانان منتقل نماید. از میان کتاب های درسی، یکی از مهم ترین کتاب هایی که منعکس کننده ی تحولات جامعه و سیاست گذاری های حاکمیت هاست، کتاب های تاریخ است.
این مقاله با هدف آسیب شناسی تأثیر تحولات سیاسی بر محتوای کتاب های درسی تاریخ معاصر ایران، با رویکردی تطبیقی به بررسی کتاب های تاریخ قبل و بعد از انقلاب پرداخته است. دغدغه ی اصلی آن، پاسخ به این سؤال است که تحولات سیاسی، تاریخ نگاری کتاب های درسی را دچار چه آسیب هایی نموده است؟
این بررسی نشان می دهد کتاب های درسی تاریخ ایران، تحت تأثیر سه تحول مهم انقلاب اسلامی، جنگ عراق علیه ایران و جابه جایی قدرت در میان احزاب، دستخوش تغییر شده است. از جمله ی این تغییرات، می توان به غلبه ی نگرش سیاسی و ایدئولوژیکی بر محتوای کتاب های درسی تاریخ معاصر، کتمان یا تحریف وقایع تاریخی در جهت تبیین دیدگاه های سیاسی و ارزشی جریان سیاسی حاکم، نگرش منفی نسبت به برخی شخصیت ها و حاکمیت ها، داوری های یک سویه درباره ی رخدادهای تاریخی و فقدان نگاهی جامع در بررسی حوادث تاریخی، اشاره کرد.