فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۶۲۱ تا ۶۴۰ مورد از کل ۲٬۱۶۹ مورد.
منبع:
مدیریت مدرسه دوره هشتم زمستان ۱۳۹۹ شماره ۴
132 - 106
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف طراحی و اعتبارسنجی الگوی ارزیابی تعالی فردی معلمان مدرسه، انجام شده است. روش پژوهش اکتشافی متوالی (کیفی- کمی) از نوع ابزارسازی است. راهبرد پژوهش در بخش کیفی، پدیدارشناسی توصیفی و در بخش کمی، پیمایشی لحاظ گردیده است. مشارکت کنندگان در بخش کیفی، 19 نفر از استادان دانشکده های علوم تربیتی، مدیران و معاونان ممتاز مدارس استان خراسان رضوی است که با روش نمونه گیری هدفمند و قضاوتی انتخاب شده اند و در قسمت کمی، مدیران مقطع ابتدایی شهر مشهد به تعداد 267 نفر با روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای متناسب با حجم نواحی انتخاب شده اند. ابزار گردآوری اطلاعات در بخش کیفی مصاحبه، نیمه ساختاریافته و در بخش کمی پرسش نامه محقق ساخته است. پرسش نامه پژوهش شامل سه مؤلفه اصلی و 57 گویه است که بر اساس طیف لیکرت پنج درجه ای تنظیم شده است. روش تجزیه و تحلیل داده های مصاحبه، روش شبکه مضامین با استفاده از نرم افزار MAXQDA 2018 و در بخش کمی، آزمون تحلیل عاملی تأییدی با استفاده از نرم افزار AMOS 23 انتخاب شده است. یافته های بخش کیفی شامل 47 مضمون پایه، 13 مضمون سازمان دهنده و 3 مضمون فراگیر (قابلیت های فردی، عوامل روان شناختی و قابلیت های شغلی) در خصوص تعالی فردی معلمان بود. نتایج تحلیل عاملی تأییدی مرتبه اول و دوم و ضرایب آلفای کرونباخ، روایی و پایایی مدل را تأیید کردند.
اولویت بندی مولفه های مدارس سبز با رویکرد فازی در نظام آموزش و پرورش ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف «اولویت بندی مولفه های مدارس سبز با رویکرد فازی در نظام آموزش و پرورش ایران» انجام شد. هدف، پژوهش، کاربردی و شیوه جمع آوری داده ها، توصیفی - پیمایشی بود. جامعه آماری پژوهش را خبرگان مسلط به حوزه مدارس سبز تشکیل دادند. روش نمونه گیری هدفمند بود. برای جمع آوری داده ها از ماتریس مقایسه زوجی به کمک پرسشنامه «خبره» در مقیاس 9 درجه ای ساعتی استفاده شد که نرخ ناسازگاری آن برابر با 07/0 به دست آمد. برای تحلیل داده ها نیز از تحلیل سلسله مراتبی به روش AHP استفاده شد. نتایج نشان داد در بین مولفه های مدارس سبز، مولفه «آموزش پایدار» با وزن نرمال شده 149/0 رتبه اول و مولفه «شهروند دوستدار محیط زیست» با وزن نرمال شده 024/0 رتبه نهم را کسب کردند. رتبه مولفه های دوم تا هشتم نیز به ترتیب به مولفه های «کیفیت محیطی مدرسه» 140/0 «مشارکت مدرسه با محیط زیست» 135/0 «استفاده از فناوری در مدیریت مصرف انرژی» 134/0 «بهره گیری از انرژی های تجدیدپذیر» 123/0 «طراحی و معماری» 117/0 «اصلاح الگوی مصرف گرایی» 101/0 و «مدیریت پسماند و خرید سبز» 073/0 اختصاص پیدا کرد.
تأثیر سبک رهبری تحول آفرین مدیران بر تحلیل رفتگی معلمان مدارس متوسطه شهر رویان
حوزههای تخصصی:
مطالعه حاضر با هدف بررسی تأثیر سبک رهبری تحول آفرین مدیران بر تحلیل رفتگی شغلی معلمان مدارس متوسطه شهر رویان انجام شد. روش مطالعه حاضر، توصیفی- همبستگی بود. جامعه آماری این مطالعه مدیران و معلمان مدارس متوسطه رویان بودند. با استفاده از جدول مورگان حجم نمونه 86 نفر تعیین شد که با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها پرسشنامه های استاندارد رهبری تحول آفرین بأس و آولیو (2000) و تحلیل رفتگی شغلی مسلاچ و جکسون (1981) بود. تحلیل داده ها با استفاده از روش رگرسیون چندمتغیره انجام شد. یافته های این مطالعه نشان داد بین متغیرهای نفوذ آرمانی و ملاحظه فردی با تحلیل رفتگی شغلی رابطه منفی وجود دارد (01/0>P) و سبک رهبری تحول آفرین بر تحلیل رفتگی شغلی مؤثر است؛ بنابراین، می توان انتظار داشت با تغییر سبک رهبری به سوی رهبری تحول گرا، پیامدهای مثبتی حاصل شود و از تحلیل رفتگی شغلی معلمان مدارس جلوگیری به عمل آید.
کاربرد دلالت های فلسفی و تربیتی جان دیوئی برای مدیران آموزشی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف احصای دیدگاههای جان دیویی و کاربرد دلالت های فلسفی و تربیتی او برای مدیران آموزشی به روش کتابخانه ای – تحلیلی انجام شد. تکنیک مورد استفاده، تحلیل استنتاجی از آثار او و تفاسیر دلالتی از مکتب و دیدگاهش بود. از آنجا، جان دیوئی مشخصا درباره مدیران آموزشی و اداره کنندگان مدارس، سخنی به میان نیاورذه است و جملات انگشت شماری در مورد اداره کنندگان مدارس، گفته است، لذا ابتدا به تبیین مختصات مدرسه مدنظر جان دیوئی براساس دیدگاه های فلسفی او، پرداخته شد که مختصاتی همچون تعلیم و تربیت به مثابه تجربه، تبیین ماهیت رغبت و انضباط در این نوع مدرسه، نوع تفکر، روش اداره مدرسه و توجه به اجتماعی دروس و محتوا استخراج و در مرحله بعدی وظایفی برای مدیران همچون انعطاف پذیری در انتخاب و تحقق اهداف، طراحی فضای فیزیکی مدرسه، ارتباط دادن مدرسه با جامعه و فراهم آوردن محیط بازی و تفکر و کار برشمردیم.
برنامه ریزی استراتژیک در سازمان های آموزش عالی ایران از طریق رویکردکارت امتیازی متوازن(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از انجام پژوهش، بررسی برنامهریزی استراتژیک در سازمانهای آموزش عالی ایران از طریق رویکرد BSC (کارت امتیازی متوازن) است. روش تحقیق این پژوهش از نوع توصیفی– پیمایشی است و همچنین از تحلیل استنباطی با استفاده از آزمون تحلیل عاملی تأییدی روایی سازه را مورد آزمون استفاده شده، دادهها با استفاده از نرمافزارهای EXCEL و LISREL تجزیهوتحلیل گردیده است. جامعه آماری در این تحقیق 214 نفر بوده که با استفاده از فرمول کوکران، تعداد 138 مورد جهت پخش پرسشنامه انتخاب شده است. روایی پرسشنامه از طریق یک مطالعه مقدماتی مورد سنجش قرار گرفته است. پایایی پرسشنامه با استفاده از آلفای کرونباخ مقدار آن 0.821 برآورد گردیده است. با توجه به تجزیهوتحلیل آماری صورت گرفته در پژوهش فرضیه اول، "رویکرد داخلی (نحوه ارائه خدمات آموزش عالی)، فرضیه دوم "مشتری (جذب دانشآموزان با استعداد)"، فرضیه سوم "برطرف کردن نیازهای افراد ذینفع (بنیانگذاران، وزارت آموزشوپرورش)"، فرضیه چهارم "نوآوری آموزش عالی "، فرضیه پنجم، "نقشه استراتژیک "، فرضیه ششم، "رویکرد مالی (بودجه)" و فرضیه هفتم، "تکنولوژیهای آموزشی و روشهای مربوطه " بر سازمانهای آموزش عالی با توجه به رابطهی معناداری که بین متغیرها وجود داشت تأثیر دارد و مورد تائید قرار گرفت.
ارائه مدل مناسب برای نوآوری سازمانی درکتابخانه های دانشگاه آزاد اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف اصلی این تحقیق ارائه مدلی مناسب برای نوآوری سازمانی درکتابخانه های دانشگاه آزاد اسلامی بود. این پژوهش از لحاظ هدف تحقیق از نوع کاربردی و از لحاظ روش تحقیق از نوع توصیفی-پیمایشی و از نوع همبستگی بوده است. جامعه آماری آن شامل همه مدیران و کارکنان کتابخانه های دانشگاه آزاد اسلامی که بر اساس آخرین آمار اخذ شده، جامعه آماری پژوهش شامل 550 نفر بوده و با توجه به این که کل جامعه در دسترس بود تمام جامعه به عنوان نمونه در نظر گرفته شد. نتایج تحقیق حاکی از آن بود که مدل تحقیق از برازش مطلوب برخوردار بوده و ابعاد و مولفه های عوامل مؤثر بر نوآوری سازمانی در کتابخانههای دانشگاه آزاد اسلامی به علت داشتن بار عاملی بالای 4/0 و قرار گرفتن t-value در بازه مناسب تعیین قرار دارند. این عوامل فردی، گروهی، سازمانی، محیطی و انسانی و آموزشی هستند. همچنین ابعاد به دست آمده از نتایج تحقیق به این ترتیب شناسایی شده است: 1- بعد انسانی و آموزشی شامل مولفه های (توانمند ساختن مهارت دانش، سرمایه فکری)2- بعد سازمانی شامل مولفه های (ساختار سازمانی ، مدیریت دانش، نوآوری سازمانی)3-بعد فردی شامل مولفه های(تحمل ابهام ،دانش و تخصص)4- بعد محیطی شامل مولفه های (پویایی سازمان، پیچیدگی های فناوری)5-بعد گروهی شامل مولفه های (حمایت مدیریتی ، سیستم ارتباطات).
بررسی رابطه سبک مدیریت مدرسه محور با موفقیت شغلی و سازگاری شغلی معلمان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت مدرسه دوره هشتم بهار ۱۳۹۹ شماره ۱
301 - 283
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف بررسی رابطه بین سبک مدیریت مدرسه محور با موفقیت شغلی و سازگاری شغلی معلمان مدارس دوره اول متوسطه شهر همدان در سال تحصیلی 98-97 انجام شده است. روش تحقیق توصیفی از نوع همبستگی می باشد. جامعه آماری شامل کلیه معلمان مرد و زن به حجم 966 نفر بود که با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای و بر اساس جدول کرجسی و مورگان278 نفر (114 نفر معلم مرد و 164 نفر معلم زن) انتخاب شدند. برای گردآوری داده های پژوهش از پرسشنامه های مدیریت مدرسه محوری با اقتباس از پرسشنامه دادوی پور و همکاران (1387)، با اقتباس از پرسشنامه گلپرور و قضوی (1389) جهت موفقیت شغلی و پرسشنامه سازگاری شغلی که بوسیله شهرابی فراهانی(1391) تهیه شد بود، استفاده شد. روایی پرسشنامه ها با استفاده از روایی محتوایی و صوری، و پایایی آن نیز از طریق ضریب آلفای کرونباخ محاسبه و به ترتیب09/0، 89/0و86/0 برآورد گردید. جهت تجزیه و تحلیل داده ها از روش های آمار توصیفی و آمار استنباطی همچون ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون چند متغیره همزمان استفاده شده است. نتایج نشان داد: بین مدیریت مدرسه محوری و هر یک از ابعاد آن با موفقیت شغلی و سازگاری شغلی معلمان دوره اول متوسطه همدان رابطه مثبت و معنی داری وجود دارد. همچنین از بین ابعاد مدیریت مدرسه محور تنها بعد رسالت توانایی پیش بینی موفقیت شغلی معلمان را داشته و به علاوه، بعد رسالت و تعهد بر سازگاری شغلی معلمان تأثیر داشته و قدرت پیش بینی کنندگی آنرا دارند.
«مدرسه نامریی ایرانی» یک حوزه مطالعاتی نوین در مدیریت آموزشی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت مدرسه دوره هشتم زمستان ۱۳۹۹ شماره ۴
218 - 200
حوزههای تخصصی:
هدف مقاله حاضر آشکارسازی پدیده «مدرسه نامریی ایرانی»، به عنوان یک حوزه مطالعاتی جدید در دانش مدیریت آموزشی بود. رویکرد پژوهشی ترجیحی، پدیدارشناسی از نوع هرمنوتیک بود. با لحاظ اشباع نظری، از بین خبرگان اداره مدارس، استادان علوم تربیتی و مدیریت آموزشی، 10 تن به صورت هدفمند و با روش نمونه گیری زنجیره ای، انتخاب و دعوت به همکاری در این پروژه پژوهشی شدند. جمع آوری داده ها با استفاده از یک گروه کانونی انجام شد. برای استخراج داده ها از استراتژی های تحلیلی متن محور و یادداشت محور توأم با روش قیاس تحلیلی استفاده شد. تجزیه و تحلیل داده ها، از طریق کدگذاری های باز، محوری و گزینشی انجام شد. روایی درونی و بیرونی پژوهش از طریق استحکام مضامین استخراجی، باورپذیری تفسیرها، چندسویه سازی، اتکاپذیری و تأییدپذیری یافته ها و اقناع، بیشینه سازی شد. نتایج نشان داد از سازه های بی شکلی روابط مدرسه ای، پیش بینی ناپذیری زندگی مدرسه ای، تولید دانش ضمنی در مدرسه، جریان فرامتنی مدرسه، سازگاری امر مدرسه ای با واقعیت پدیدارشناختی، توان سازگاری و انطباق پویای مدرسه، گرایش به هم ترازی قدرت در روابط مدرسه ای، زیست در مرزهای خاکستری مدرسه، گفت وگوهای مدرسه ای فردبنیان، فرایندهای مدرسه ای خودبنیاد، می توان در تبیین پدیده «مدرسه نامریی» استفاده کرد. همچنین از این سازه ها که برای تبیین پدیده مدرسه نامریی توسعه یافته اند، می توان به عنوان یک حوزه مطالعاتی جدید در دانش مدیریت آموزشی، در قلمرو نظر و عمل بهره برداری شود.
واکاوی شایستگی های کارآفرینان آموزشی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
کارآفرینان آموزشی گروهی از افراد خلاق و نوآور هستند که به دنبال ارائه خدمات جدید، ابزارهای آموزشی جدید و ایجاد مدارس و موسسه های آموزشی هستند. هدف اصلی پژوهش حاضر، بررسی شایستگی های کارآفرینان آموزشی، به منظور ایجاد یک چارچوب مفهومی و توسعه ی مبانی نظری آن بوده است. این پژوهش از نوع پژوهش های کیفی است که با استفاده از رویکرد مبتنی بر پدیدارشناسی توصیفی انجام گرفت. مشارکت کنندگان در این پژوهش شامل 18 نفر از مدیران موسسه های آموزشی بودند. انتخاب مشارکت کنندگان بر حسب تجربه و نیز آشنایی کلی با موضوع صورت گرفت. داده ها به روش مصاحبه، به روش هدایت کلیات و به صورت نیمه ساختاریافته، گردآوری شد و تا رسیدن به اشباع نظری ادامه یافت. روش تحلیل محتوای استقرایی با استفاده از سه سطح باز، محوری و گزینشی بود. یافته ها نشان داد که نشانگر های شایستگی های کارآفرینان آموزشی در قالب ابعاد و مؤلفه هایی 1- شایستگی های اجرایی (مهارت های مدیریتی، مهارت های اقتصادی و مهارت دیجیتالی)2-شایستگی کارآفرینی 3- شایستگی های علمی (دانش حرفه ای، دانش عمومی، دانش درباره آموزش و پرورش، دانش درباره بازار کار)4- شایستگی حرفه ای (مهارت رشد و توسعه حرفه ای، مهارت ارتباطی، اخلاق حرفه ای 5-شایستگی های فردی (ویژگی های شخصیتی، شایستگی نگرشی، شایستگی فکری) تبیین و دسته بندی شدند.
تأثیر رهبری مثبت گرا بر اشتیاق به کار با میانجی گری توانمندسازی روان شناختی مدیران مقطع متوسطه شهر سبزوار
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر، با هدف بررسی تأثیر رهبری مثبت گرا بر اشتیاق به کار با میانجی گری توانمندسازی روان شناختی مدیران مقطع متوسطه شهر سبزوار در سال تحصیلی 99-1398 صورت گرفت. روش پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر شیوه گردآوری داده ها توصیفی از نوع همبستگی با تأکید بر معادلات ساختاری بود. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه مدیران مقطع متوسطه (دوره اول و دوم) شهر سبزوار به تعداد 138 نفر بودند که بر اساس فرمول کوکران تعداد 102 نفر به عنوان نمونه انتخاب و از طریق روش نمونه گیری تصادفی ساده مورد بررسی قرار گرفتند. جهت گردآوری داده ها از پرسشنامه رهبری مثبت گرا کامرون (2008)، توانمندسازی روان شناختی اسپریتزر و میشرا (1995) و اشتیاق به کار شوفلی و بیکر (2006) استفاده شد. برای تحلیل داده ها از نرم افزار Spss22 و 8.8 lisrel و آزمون های همبستگی پیرسون و مدل معادلات ساختاری استفاده گردید. یافته ها نشان داد توانمندسازی روان شناختی در تأثیر رهبری مثبت گرا بر اشتیاق به کار نقش میانجی گری دارد؛ رهبری مثبت گرا بر توانمندسازی روان شناختی با ضریب مسیر 43/0 تأثیر معناداری دارد؛ همچنین توانمندسازی روان شناختی بر اشتیاق شغلی با ضریب مسیر 32/0 تأثیر معناداری دارد.
تحلیل برنامه درسی مطالعات اجتماعی پایه های چهارم، پنجم و ششم ابتدایی بر اساس سبک های یادگیری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدفتحلیل برنامه درسی مطالعات اجتماعی پایه های چهارم، پنجم و ششم ابتدایی بر اساس سبک های یادگیری وارک انجام شد. روش پژوهش توصیفی از نوع تحلیل محتوا با بکارگیری روش آنتروپی شانون است.جامعه آماری شامل برنامه های درسی(هدف، محتوا، روش تدریس و ارزشیابی) پایه های چهارم، پنجم و ششم ابتدایی است. نمونه آماری برنامه های درسی مطالعات اجتماعی است. برای تحلیل برنامه های درسی(قصد شده) با هر یک از سبک های یادگیری ابتدا اهداف مندرج در کتاب های درسی، سپس محتوا کتاب درسی و برای بررسی روش های پیشنهادی به تحلیل کتاب راهنمای تدریس پرداخته شد. در بخش ارزشیابی، سوالات کتاب های درسی و راهنمای تدریس تحلیل گردید. ابزار پژوهش، چک لیست وارسی سبک های یادگیری وارک(1998) بود که براساس پیشینه و پرسشنامه سبک های یادگیری وارک تدوین و به تأیید 6 نفر از متخصصان حوزه مطالعات برنامه درسی و روانشناسی تربیتی رسید و نظرات آنها در طراحی نهایی چک لیست اعمال و روایی محتوایی چک لیست تأیید شد. به منظور حصول اطمینان از پایایی، کدگذاری های تحلیل در اختیار سه پژوهشگر قرار داده شد و درصد توافق آن ها 88/ برآورد شد. نتایج نشان داد در برنامه درسی مطالعات اجتماعی(هدف، محتوا، روش تدریس و ارزشیابی) چهارم ابتدایی سبک شنیداری رتبه اول و دیداری رتبه پنجم، در برنامه درسی پنجم ابتدایی سبک شنیداری رتبه اول و سبک ترکیبی رتبه پنجم است و در نهایت در ششم ابتدایی سبک خواندن/ نوشتن رتبه اول و سبک دیداری رتبه پنجم است. بنابراین سبک ارجح برنامه های درسی مطالعات اجتماعی چهارم و پنجم ابتدایی سبک شنیداری و ششم ابتدایی سبک خواندن/ نوشتن است.
امکان سنجی استقرار مدیریت دانش در مدارس شهر دورود با استفاده از تکنیک های داده کاوی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت مدرسه دوره هشتم تابستان ۱۳۹۹ شماره ۲
40 - 21
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر امکان سنجی استقرار مدیریت دانش در مدارس آموزش وپرورش شهرستان دورود با استفاده از تکنیک های داده کاوی است. روش پژوهش حاضر ازنظر هدف، کاربردی و به لحاظ شیوه از نوع توصیفی- تحلیلی است. جامعه آماری مشتمل بر مدیران مدارس اداره آموزش وپرورش دورود که تعداد آن ها 116 نفر بود و از میان آن ها تعداد 89 نفر به عنوان نمونه آماری از طریق جدول مورگان انتخاب شد. ابزار گردآوری داده های پژوهش، پرسشنامه محقق ساخته است که روایی آن به روش صوری مورد تائید قرار گرفت و ضریب پایایی پرسشنامه مورداستفاده از طریق آلفای کرون باخ 93/. و از روش دونیمه کردن 70/. به دست آمد که در هر دو روش مورد تأیید بود. برای تحلیل داده ها از روش های داده کاوی و از نرم افزارهای Matlab، Weka، Rosetta،Excel استفاده شد. نتایج حاصل با استفاده از شبکه های عصبی، رافست، ژنتیک، درخت تصمیم گیری و تئوری بیز مورد تحلیل و بررسی قرار گرفت، به این صورت که معیار دقت با استفاده از رافست 88/0، درخت تصمیم گیری 94/0، تئوری بیز 1، شبکه های عصبی مصنوعی 1 بود. درنهایت 6 قانون نهایی توسط الگوریتم ژنتیک، جانسون، هولتس و درخت تصمیم گیری ارائه گردید. بر اساس یافته های نهایی این پژوهش، عوامل تسهیم دانش، حفظ کارکنان دانش گر، استفاده از نظرات و پیشنهاد ات کارکنان نقش بسزا و عمده ای در استقرار مدیریت دانش ایفا می نمایند.
شناسایی مولفه های نظام ارزشی اعضای هیات علمی دانشگاه آزاد اسلامی در فرهنگ دانشگاهی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش، شناسایی نظام ارزشی اعضای هیأت علمی دانشگاه آزاد اسلامی بود. این پژوهش از نظر هدف کاربردی و روش تحقیق مورد استفاده از نوع کیفی در نظر گرفته شد. حوزه پژوهش، اعضاء هیات علمی دانشگاه آزاد اسلامی بودند که نمونه پژوهشی به تعداد پانزده نفر از اعضای زن و مرد شاغل در پست هیأت علمی دانشگاه آزاد اسلامی انتخاب شدند. روش نمونه گیری به صورت هدفمند و با استفاده از شیوه گلوله برفی [1] انجام گرفت. برای جمع آوری اطلاعات از ابزار مصاحبه نیمه سازمان یافته استفاده شد. پس از اشباع داده ها، تحلیل آن ها با روش استقرایی از نوع تحلیل مضمون، از طریق کد گذاری و مقوله بندی با استفاده از روش گلیزر [2] و استراوس [3] انجام گردید. سپس با بهره گیری از تکنیک دلفی [4] و تشکیل گروه تخصصی 30 نفره خبرگان، توافق بر سر مقولات، تم ها و ابعاد به دست آمد و دسته بندی مورد اعتبار یابی قرار گرفت. متغیرهای حاصل از مطالعه شامل: ارزش های خیرخواهی، ارزش های اخلاقی، ارزش های اجتماعی، ارزش های ایمنی، ارزش های مادی، ارزش های علمی، ارزش های ابزاری و ارزش های غائی بوده است. نتایج پژوهش بیانگر وجود متغیرهای مساعد در نظام ارزشی اعضای هیأت علمی دانشگاه آزاد اسلامی بود.
درک و تجربه معلمان مدارس از مفهوم سرمایه حرفه ای یک مطالعه پدیدار شناسی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت مدرسه دوره هشتم تابستان ۱۳۹۹ شماره ۲
217 - 203
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر درک معلمان ابتدایی از مفهوم سرمایه حرفه ای است. به این منظور، این پژوهش به درک معلمان از مفهوم سرمایه حرفه ای مزایای آن و موانع بر سر راه ایجاد سرمایه حرفه ای پرداخته است. رویکرد پژوهش کیفی و از نوع پدیدارشناسی تفسیری است.جهت گردآوری داده ها از مصاحبه نیمه ساختارمند استفاده شده است. جامعه پژوهش ما کلیه معلمین ابتدایی شهر سنندج بوده است که بالای 5 سال سابقه تدریس داشته اند. با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند و ملاک محور تعدادی از معلمین انتخاب و با آنان مصاحبه به عمل آمد، از آنجایی که ملاک ما اشباع نظری بود؛ پس از 13 مصاحبه به این نقطه رسیدیم. داده ها به روش کدگذاری نظری و با استفاده از نرم افزار تحلیل داده های کیفی nvivo انجام گرفت. یافته ها نشان می دهد معلمان اگرچه درک درستی از خود مفهوم سرمایه حرفه ای نداشتند اما نسبت به مؤلفه های سرمایه حرفه ای( سرمایه انسانی، سرمایه اجتماعی و سرمایه تصمیم گیری) اطلاعات و درک کاملی داشتند. مشارکت کنندگان پیشرفت تحصیلی دانش آموزان و توانمندسازی خود و همکاران و همچنین رضایت شغلی را از مزایای داشتن سرمایه حرفه ای عنوان کردند اما درراه رسیدن به سرمایه حرفه ای با موانعی روبه رو بودند .مشارکت کنندگان عدم اشتراک دانش همکاران به خصوص همکاران باتجربه با معلمان کم تجربه را یکی از موانع ایجاد سرمایه حرفه ای عنوان کردند که می توان به فرهنگ آن مدرسه برگردد. همچنین آخرین مانع که مشارکت کنندگان بدان اشاره کردند ایجاد رقابت نادرست بین معلم ها توسط مدیر مدارس بود که این خود باعث عدم شکل گیری تعامل و درنتیجه شکل گیری سرمایه حرفه ای می شود.
واکاوی شایستگی های مدیران مدارس هوشمند بر اساس نظریه داده بنیاد(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
نوع پژوهش کیفی است که در جامعه آماری استادان دانشگاه، متخصصان وکارشناسان تکنولوژی آموزشی انجام پذیرفت. نمونه ها به روش هدفمند و با روش گلوله برفی انتخاب شدند. درنهایت 22 نفر مصاحبه شدند و داده ها از طریق مصاحبه های نیمه ساختارمند در طی سه مرحله کدگذاری باز، محوری و انتخابی تحلیل شد. درکدگذاری باز، مصاحبه های ضبط شده پس از پیاده سازی، با استفاده از روش تحلیل محتوا به صورت سطر به سطر بررسی، مفهوم پردازی و سپس براساس ارتباط مفهومی،مفاهیم و مقولات مشخص شدند. درکدگذاری محوری، رابطه ی موجود میان طبقه ها، مقوله ی تعیین محتوا بر اساس ویژگی های مرتبط با سایر مقولات، محوربودن در پژوهش، تکرار در داده ها و انتزاعی بودن به عنوان مقوله ی محوری پژوهش حاضر، انتخاب و مطالعه شدند. سپس سایر مفاهیم نیز در قالب شرایط علّی، مقوله ی محوری، راهبردها، زمینه، شرایط مداخله گر و پیامدها، طبقه بندی و به صورت نظری در قالب مدل پارادایمی به هم مرتبط شدند. درکدگذاری انتخابی نظریه ها با توجه به مفهوم ها و کدهای شناسایی شده، گزینش نهایی گردیدند. برای تامین روایی و پایایی نیز از رویکرد لینکلن و گوبا (1985) شامل ﻣﻮﺛ ﻖ ﺑ ﻮدن، ﻣﺸ ﺮوﻋیﺖ، اﻋﺘﻤﺎدﭘ ﺬیﺮى، اﻧﺘﻘ ﺎلﭘ ﺬیﺮى واﺑﺴ ﺘﮕﻰ و اﺗکﺎﭘ ﺬیﺮى و ﺗﺎییﺪﭘ ﺬیﺮى استفاده شد. نتایج نشان داد که در مرحله کدگذاری مفهومی 30 مفهوم انتخاب گردید و در نه مقوله محوری اجرائی، تصمیم گیری، رهبری، ادراکی، ارتباطی، کار تیمی، مدیریت افراد مشخص شدند و در نهایت در کدگذاری گزینشی در سه بعد شایستگی مدیریتی، شایستگی های گروهی و شایستگی های فردی به عنوان نظریه های پژوهش قرار گرفتند.
ارائه مدل برنامه ریزی استراتژیک دانشگاه های آزاد اسلامی استان فارس(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تحقیق حاضر به منظور "ارائه مدل برنامه ریزی استراتژیک دانشگاه های آزاد اسلامی استان فارس" با هدف شناخت مؤلفه های اصلی و فرعی و نشان دادن تعامل و ترکیب اثرات محیطی (اجتماعی-فرهنگی،سیاسی و اقتصادی ) انجام شده است. این پژوهش از نوع مطالعات تحقیق و توسعه به شمار می رود و همچنین روش تحقیق مورد استفاده توصیفی- پیمایشی است.جامعه آماری شامل همه رؤسا، معاونان، مدیران کل و اعضای هیأت علمی دانشگاه های آزاد استان فارس با رشته تحصیلی مدیریت گرایش های مختلف و علوم انسانی به غیر از مدیریت و دارای مرتبه علمی استاد، دانشیار، استادیار و یا مربی می باشند که 194 نفر از آنان، نمونه ما را تشکیل می دهند. اطلاعات میدانی تحقیق از طریق پرسشنامه جمع آوری و با استفاده از" تحلیل عاملی"، "تحلیل واریانس"و "محاسبه آزمون t برای مؤلفه های اصلی و فرعی" مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته است. یافته های تحقیق نشان داده است که مدل برنامه ریزی استراتژیک دانشگاه های آزاد اسلامی استان فارس دارای شش م ؤلفه اصلی یعنی ارزش ها و باورهای حاکم، تعیین ماموریت، تعیین چشم اندازها، اهداف کلان، تعیین استراتژی، تدوین برنامه عملیاتی و شش مؤلفه فرعی یعنی تحلیل فرصت های محیطی، تحلیل تهدیدهای محیطی، تحلیل قوت ها و ضعف ها، برنامه ریزی استراتژیک و ارزشیابی استراتژیک است و درجه تناسب آن 2/75% حاصل شده است.
تأثیر صلاحیت های مربیگری مدیران بر مدیریت مشارکتی مدارس شهرستان نهاوند(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت مدرسه دوره هشتم بهار ۱۳۹۹ شماره ۱
46 - 24
حوزههای تخصصی:
روش اجرای این پژوهش توصیفی (غیرآزمایشی) و طرح پژوهش همبستگی از نوع تحلیل معادلات ساختاری است. جامعه آماری پژوهش کلیه معلمان مدارس شهرستان نهاوند (650 نفر) بودند که با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی 242 نفر از آنان به عنوان نمونه انتخاب شدند و به پرسشنامه های مدیریت مشارکتی و صلاحیت های مربیگری پاسخ دادند. روایی پرسشنامه با استفاده ازنظر متخصصان و تحلیل عاملی تأییدی و همچنین پایایی آن با استفاده از روش آلفای کرانباخ تائید شد. تجزیه وتحلیل: جهت تحلیل داده ها از روش های تحلیل توصیفی، تحلیل همبستگی با نرم افزار SPSS و تحلیل معادلات ساختاری با استفاده از نرم افزار PLSاستفاده شده است نتایج نشان داد که تأثیر صلاحیت های مربیگری بر مدیریت مشارکتی مثبت و معنادار است. تأثیر صلاحیت عمومی، صلاحت سازمانی، صلاحیت اجرایی و صلاحیت مهارتی بر مدیریت مشارکتی مثبت و معنادار است. برای الگوی آزمون شده فرضیه های فرعی، شاخص برازش مطلق GOF، 63/0 به دست آمد که مقدار به دست آمده برای این شاخص برازش نشانگر برازش مناسب الگوی آزمون شده است.
مسؤولیت پذیری اجتماعی راهی برای اثربخشی مدارس(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت مدرسه دوره هشتم زمستان ۱۳۹۹ شماره ۴
403 - 384
حوزههای تخصصی:
امروزه مسؤولیتپذیری اجتماعی ازجمله مهمترین عناصر فلسفۀ وجودی سازمانها است که در پژوهش حاضر بهصورت توصیفی و با تکیه بر روش همبستگی به بررسی رابطۀ بین مسؤولیتپذیری اجتماعی با اثربخشی مدارس پرداخته است. جامعۀ آماری پژوهش شامل معلمان مدارس خاص (تیزهوشان، استعداد درخشان) شهرستان سنندج به تعداد 142 نفر بود. با توجه به محدودیتهای ناشی از دسترسی به کل جامعۀ آماری محققان به نمونهگیری از کل جامعه مبادرت ورزیدهاند. نمونۀ آماری با استفاده از جدول مورگان 231 نفر انتخابشده که بهصورت تصادفی ساده به ابزارهای پژوهش پاسخ دادهاند. ابزار گردآوری دادهها دو عدد پرسشنامۀ استاندارد بوده است. برای مسؤولیتپذیری اجتماعی از پرسشنامۀ کارول(1991) و جهت گردآوری دادههای اثربخشی نیز از پرسشنامۀ هوی و میسکل (2013) بهره گرفتهشد. روایی و پایایی این پرسشنامهها در تحقیقات قبلی تأیید شده بود که برای هر دو ضریب آلفای کرونباخ بین 8/0 تا 84/ بهدستآمده بود و در پژوهش حاضر نیز روایی بهوسیلۀ نظر پژوهشگران و پایایی نیز با استفاده از آزمون آلفای کرونباخ به ترتیب برای پرسشنامه مسؤولیتپذیری و پرسشنامه اثربخشی، 81/0 و 78/0 بهدستآمده است. برای تحلیل دادهها و همچنین گزارش وضعیت دادهها از آزمونهای تحلیل عاملی تأییدی، آزمونهای تی، فریدمن و معادلات ساختاری استفادهشده است. نتایج پژوهش نشان داد که مسؤولیتپذیری اجتماعی رابطۀ مثبت و معناداری با اثربخشی مدارس دارد و در این راستا میتوان ادعا کرد هرچه معلمان و کادر اجرایی مدارس مسؤولیتپذیرتر باشند به همان میزان اثربخشی در مدارس به دست خواهد آمد. در رابطه با وضعیت ابعاد مسؤولیتپذیری نیز ارزش و اهمیت ابعاد در دیدگاه معلمان به ترتیب شامل ابعاد اخلاقی، اقتصادی، اجتماعی و قانونی است.
طراحی الگوی عوامل محرومیت اجتماعی دانش آموزان مدارس ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت مدرسه دوره هشتم پاییز ۱۳۹۹ شماره ۳
219 - 235
حوزههای تخصصی:
هدف از این پژوهش بازشناخت و معرفی تلقی، برداشت و شاخص های مورد نظر برای تبیین عوامل محرومیت اجتماعی دانش آموزان مدارس غرب کشور است. این پژوهش از نوع کیفی بوده و از روش گرانددتئوری به عنوان روش پژوهش استفاده شده است. روش گردآوری داده ها، مطالعه مبانی نظری و مصاحبه های عمیق و باز (16 مصاحبه با 14 نفر) ساختاریافته با صاحب نظران و استادان دانشگاهی(حوزه جامعه شناسی) همچنین برخی مددکاران اجتماعی است. روش نمونه گیری به صورت گلوله برفی و تا حد اشباع نظری ادامه یافت. مصاحبه شوندگان و سپس استادان متخصص، روایی ابزار پژوهش را مورد بررسی قرار دادند و آن را تأیید کردند. پایایی نیز با استفاده از روش مطالعه حسا رسی فرایند نتایج، به دست آمد. از روش مقایسه مداوم در طی سه مرحله کدگذاری باز، محوری و انتخابی برای تحلیل داده ها استفاده شد. در نهایت 19 مقوله اصلی استخراج شد. از جمله متغیرهای استخراج شده در تبیین نتایج تحقیق، خانواده، عوامل اقتصادی، جنسیت، نداشتن اوقات فراغت، کمبود نیروی انسانی، کمبود امکانات، مسائل حمل و نقل و عوامل مدیریتی است. با توجه به اثرگذاری محرومیت اجتماعی در جامعه پذیری و هنجارپذیری دانش آموزان همچنین اهمیت پرورش دانش آموزان نوجوان در مدرسه نسبت به محیط های اجتماعی دیگر و سایر گروه های سنی، پیشنهاد می شود که مدیران آموزش و پرورش مناطق غرب کشور از راهبردهای به دست آمده در این پژوهش به منظور رفع محرومیت اجتماعی دانش آموزان استفاده کنند.
نقش مدیریت استعداد در چابکی سازمانی مدارس با میانجی گری یادگیری سازمانی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت مدرسه دوره هشتم پاییز ۱۳۹۹ شماره ۳
418 - 400
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر به منظور بررسی نقش مدیریت استعداد در چابکی سازمانی مدارس با میانجی گری یادگیری سازمانی انجام گرفته است. این پژوهش توصیفی- همبستگی با مشارکت 327 نفر از معلمان دوره اول متوسطه شهرکرمانشاه که از طریق نمونه گیری تصادفی- طبقه ای بر حسب حجم انتخاب شده بودند، انجام شد. از پرسشنامه های مدیریت استعداد اوهلی (2007)، یادگیری سازمانی نیفه (2001)، و چابکی سازمانی ژانگ و شریفی (2000) استفاده شد. پایایی و روایی پرسشنامه ها، با آلفای کرانباخ و تحلیل عاملی تاییدی انجام شد. نتایج نشان داد متغیر مدیریت استعداد دارای اثر مستقیم مثبت (62/0)، اثر غیرمستقیم مثبت (147/0) و اثر کل مثبت و معنادار (767/0) بر متغیر چابکی سازمانی می باشد. متغیر یادگیری سازمانی دارای اثر مستقیم مثبت (22/0) و اثر کل مثبت و معنادار (22/0) بر متغیر چابکی سازمانی می باشد. متغیر مدیریت استعداد با ضریب مسیر غیرمستقیم به واسطه یادگیری سازمانی (147/0) و مقدار تی (28/3) دارای اثر غیرمستقیم، مثبت و معنادار بر متغیر چابکی سازمانی می باشد. با توجه به اثرات کل متغیرهای مستقل می توان گفت متغیر مدیریت استعداد (767/0) دارای بیشترین اثر و متغیر یادگیری سازمانی (22/0) دارای کمترین اثر بر متغیر چابکی سازمانی می باشد. به عبارت دیگر، می توان گفت مدیریت استعداد با میانجی گری یادگیری سازمانی موجب افزایش چابکی سازمانی معلمان مدارس می شود.