فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۰۱ تا ۱۲۰ مورد از کل ۱٬۶۹۰ مورد.
منبع:
برنامه درسی و آموزش یادگیرنده محور سال ۴ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲
152 - 164
حوزههای تخصصی:
هدف: نظام های تعلیم و تربیت در سراسر جهان در پی دستیابی به متغیرهای مثبت و انگیزه بخش هستند تا از طریق شناسایی توانمندی های دانش آموزان در راستای تأثیرگذاری بر انتشار و تولید آگاهی، ارتقاء توانایی یا افزایش نیکی در جهان بهره ببرند و درنتیجه، محصلان بتوانند معنای بزرگتری برای تحصیل خویش در جهان هستی بیابند. هدف پژوهش حاضر بررسی ارتباط میان ادراک از راهبردهای آموزشی معلمان با شکوفایی توانایی و از خودبیگانگی تحصیلی دانش آموزان بود. روش : روش پژوهش حاضر توصیفی از نوع همبستگی می باشد. جامعه آماری تحقیق حاضر دانش آموزان دختر متوسطه دوم شهر اردبیل بود که برابر 7750 نفر بود. برای تعیین حجم نمونه از جدول مورگان استفاده شد و تعداد نمونه برابر 367 نفر بدست آمد که با روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای انتخاب شدند. بری اندازه گیری متغیرها از پرسشنامه راهبردهای آموزشی معلمان توسط عظیم پور (1393)، پرسشنامه شکوفایی توانایی توسط لفرانکویس و همکاران (1977) و پرسشنامه ازخودبیگانگی تحصیلی دیلون و گروات (1976) استفاده شد. داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS-26 و ضریب رگرسیون تحلیل شدند. یافته ها: یافته های تحقیق نشان داد که میان ادراک از راهبردهای آموزشی معلمان با شکوفایی توانایی دانش آموزان ارتباط مثبت معنی داری وجود دارد و محوریت دانش آموز 0/21، آموزش مبتنی بر گروه 0/17، ایجاد تمرکز و انگیزه 0/16، تدارک محیط بهینه 0/22 و آماده سازی 0/20 تغییرات شکوفایی توانایی دانش آموزان را پیش بینی می کند. همچنین میان راهبردهای آموزشی معلمان با ازخودبیگانگی تحصیلی دانش آموزان رابطه منفی و معنی داری دارد و محوریت دانش آموز 0/12-، آموزش مبتنی بر گروه 0/14-، تدارک محیط بهینه 0/13- و آماده سازی 0/18- تغییرات ازخودبیگانگی تحصیلی دانش آموزان را پیش بینی می کنند. نتیجه گیری: براساس یافته های پژوهش حاضر می توان نتیجه گرفت ادراک از راهبردهای آموزشی معلمان می تواند با شکوفایی توانایی دانش آموزان ارتباط داشته باشد و دانش آموزان در سایه تلاش های معلم برای آموزش بهتر، یادگیری صحیح و در عین حال کیفیت آموزشی بالاتری انگیزه بالاتری خواهند داشت.
بررسی اثربخشی برنامه درسی هنر آمیخته به طنز بر خلاقیت دانش آموزان پایه ششم(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف : خلاقیت نقش مهمی در پیشرفت فردی و اجتماعی ایفا می کند و آموزش هنر می تواند بستری مناسب برای پرورش آن باشد. در این راستا، پژوهش حاضر به بررسی اثربخشی برنامه درسی هنر آمیخته به طنز بر ابعاد خلاقیت دانش آموزان پرداخته است. روش پژوهش : پژوهش حاضر از نوع کاربردی و آزمایشی با طرح پیش آزمون - پس آزمون و گروه کنترل بود. نمونه گیری به صورت تصادفی از میان دانش آموزان پایه ششم دوره ابتدایی شهرستان خوی در سال تحصیلی ۱۴۰۱–۱۴۰۲ انجام شد. در مجموع، ۶۰ دانش آموز پسر در دو گروه آزمایش و کنترل جای گرفتند. گروه آزمایش تحت آموزش برنامه درسی هنر آمیخته به طنز قرار گرفت، در حالی که گروه کنترل از این آموزش بهره مند نشد. برای سنجش خلاقیت، از پرسشنامه خلاقیت تورنس (۱۹۷۹) استفاده شد و داده ها با استفاده از تحلیل کوواریانس تک متغیره (ANCOVA) در نرم افزار SPSS نسخه ۲۶ تحلیل شدند. یافته ها : نتایج نشان داد که برنامه درسی هنر آمیخته به طنز تأثیر معناداری بر خلاقیت دانش آموزان دارد (F=1/533 ،p=0/043). ضریب اتا (0/749) حاکی از تأثیر زیاد این مداخله بر خلاقیت بود. میانگین نمرات خلاقیت در گروه آزمایش به طور معناداری بیشتر از گروه کنترل بود. نتیجه گیری : یافته های این پژوهش نشان داد که استفاده از طنز در آموزش هنر می تواند نقش مؤثری در تقویت خلاقیت دانش آموزان ایفا کند. پیشنهاد می شود در تدوین و اجرای برنامه های درسی، به ویژه در حوزه هنر، از رویکردهای خلاقانه ای همچون تلفیق طنز استفاده شود تا زمینه پرورش خلاقیت دانش آموزان بیش از پیش فراهم آید. همچنین توصیه می شود پژوهش های آینده با نمونه های گسترده تر و در مقاطع تحصیلی مختلف انجام گیرد تا کارآمدی این رویکرد در شرایط متنوع آموزشی مورد ارزیابی قرار گیرد. بهره گیری از نتایج چنین مطالعاتی می تواند به ارتقای کیفیت فرآیند یاددهی-یادگیری و توسعه مهارت های خلاقانه در میان نسل جوان منجر شود.
بررسی برنامه های درسی آموزش تربیت بدنی دانشگاه فرهنگیان از منظر تأکید بر آموزش مهارت های معلمی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف : پژوهش حاضر با هدف بررسی میزان توجه برنامه های درسی رشته آموزش تربیت بدنی در دانشگاه فرهنگیان به مهارت های معلمی انجام گرفته است. روش پژوهش : این مطالعه از نوع توصیفی-پیمایشی با رویکرد کمی است. جامعه آماری شامل کلیه دانشجویان رشته آموزش تربیت بدنی در پردیس های دانشگاه های فرهنگیان تبریز بود که بخش عمده ای از واحدهای درسی خود را گذرانده و در آستانه فارغ التحصیلی قرار داشتند. بر اساس جدول کرجسی و مورگان، ۱۰۳ نفر به صورت تصادفی ساده به عنوان نمونه انتخاب شدند. برای گردآوری داده ها از پرسشنامه محقق ساخته ای استفاده شد که سه مؤلفه مهارت های حرفه ای، ارتباطی و شناختی معلمی را موردسنجش قرار می داد. روایی صوری و محتوایی ابزار توسط متخصصان علوم تربیتی تأیید شد و پایایی آن با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ 0/92 برآورد گردید. داده ها در دو سطح توصیفی و استنباطی و با استفاده از آزمون t تک نمونه ای تحلیل شدند. یافته ها : نتایج نشان داد که برنامه درسی آموزش تربیت بدنی تا حد زیادی به مهارت های سه گانه معلمی (حرفه ای، ارتباطی و شناختی) توجه داشته و این مهارت ها در فرایند آموزش به دانشجو-معلمان انتقال یافته اند. نتیجه گیری : با توجه به یافته ها، می توان اذعان داشت که وضعیت طراحی و اجرای برنامه درسی رشته آموزش تربیت بدنی در دانشگاه فرهنگیان نسبتاً مطلوب است و اهداف مرتبط با تربیت معلم از منظر مهارتی تا حد زیادی تحقق یافته اند.
تبیین و اعتباربخشی چارچوب مفهومی الگوی برنامه درسی سواد مالی برای دوره متوسطه اول(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نظریه و عمل در برنامه درسی سال ۱۲ بهار و تابستان ۱۴۰۳ شماره ۲۳
187 - 214
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر، تبیین و اعتباربخشی چارچوب مفهومی الگوی برنامه درسی سواد مالی برای دانش آموزان دوره متوسطه اول بود. بدین منظور از روش های تحلیل اسنادی، تحلیل محتوای مضمونی و تحلیل محتوای کیفی استفاده شد. منابع لازم برای گردآوری داده ها، 90 منبع داخلی و خارجی شامل کتاب ها و مقالات و متخصصانی بود که به صورت هدفمند انتخاب شدند. توصیف و تحلیل محتوا و اعتباربخشی آنها، با روش سه سویه س ازی صورت پذیرفت. یافته ها مشتمل بر شش مؤلفه اصلی کسب درآمد، خرید کالا و خدمات، پس انداز، استفاده از اعتبار، سرمایه گذاری مالی و حفاظت و بیمه بود. همچنین 38 زیرمؤلفه شناسایی شد و بر اساس آن،ها الگوی اولیه برنامه سواد مالی طراحی گردید. برای اعتباریابی الگوی برنامه درسی سواد مالی، یک گروه کانونی شامل هفت متخصص امورمالی، شش متخصص برنامه درسی و دو معلم باتجربه دوره متوسطه اول تشکیل شد و نظرات آنان از جمله ویژگی های جامعیت، فراگیرمحوری و انعطاف پذیری، در برازش الگوی نهایی لحاظ شد. واژگان کلیدی: برنامه درسی سواد مالی، دوره اول متوسطه، مؤلفه های الگوی سوادمالی، رویکرد کیفی، تحلیل اسنادی
شناسایی ادراک اساتید دانشگاه فرهنگیان از فرهیختگی و عوامل زمینه ساز آن درراستای تقویت مبانی فرهنگی برنامه درسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش، شناسایی ادراک اساتید دانشگاه فرهنگیان از فرهیختگی و عوامل زمینه ساز آن درراستای تقویت مبانی فرهنگی برنامه درسی بود. برای دستیابی به این هدف، از پارادایم تفسیری با رویکرد کیفی و کاربست تحلیل مفهومی از نوع تفسیر مفهوم و روش های اسنادی-کتابخانه ای، توصیفی-تحلیلی و جُستار نظریه پردازانه، بهره برده شد. جامعه مطالعه، شامل 11 نفر از اساتید دانشگاه فرهنگیان استان کردستان در سال 1403-1402 با استفاده از نمونه گیری هدفمند معیارمحور بود. ابزار گردآوری داده ها، مصاحبه ی عمیق نیمه ساختاریافته محقق ساخته بود. یافته ها در دوبخش ادراک اساتید از فرهیختگی، شامل ادراک کلی (7 مورد) و ادراک خاص فرهیختگی (9 مورد) و بخش بایستگی های آن، شامل چهارزمینه ی: فردی (2 مورد)، اجتماعی (4 مورد)، آموزشی (5 مورد) و موقعیتی (1 مورد)، ارائه شد. نتایج نشان داد، درراستای تقویت مبانی فرهنگی برنامه درسی، در کنار برنامه ریزی برای علم پروری و مهارت پروری، توجه به اخلاق پروری نیز جهت کسب مدارج بالای فرهیختگی، ضروری است. دراین راستا، می توان زمینه ی فرهیختگی فراگیران را فراهم ساخت.
طراحی و اعتباریابی مدل آموزش سواد رسانه ای در آموزش و پرورش با رویکرد آمیخته(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های برنامه درسی دوره ۱۴ پاییز و زمستان ۱۴۰۳ شماره ۲
246 - 225
حوزههای تخصصی:
این پژوهش یک راهبرد ترکیبی از نوع اکتشافی متوالی بود. روش در بخش کیفی مطالعه موردی و در بخش کمی توصیفی پیمایشی بود جامعه آماری شامل تمام معلمان مدارس متوسطه شیراز به تعداد ۲۸۵۹ نفر بود انتخاب نمونه در بخش کیفی به روش نمونه گیری هدفمند و با تکنیک ملاک محور صورت گرفت حجم نمونه تا مرحله پدیدآیی نظم و عدم گسترش بیش ازحد ۲۰ نفر شد نمونه گیری کمی به صورت تصادفی ساده انجام و حجم نمونه طبق فرمول کوکران ۳۳۸ نفر شد ابزار گردآوری داده ها در بخش کیفی شامل دو بخش مصاحبه نیمه ساختاریافته در بخش میدانی و بررسی و کنکاش اسناد بالادستی و اسناد آموزش و پرورش در بخش کتابخانه ای بود. در بخش کمی از ابزار پرسشنامه محقق ساخته برای گردآوری داده ها استفاده شد تجزیه وتحلیل داده ها در بخش کیفی بر اساس تحلیل مضمون انجام شد همچنین در بخش کمی برای تأیید روایی پرسشنامه از تحلیل عاملی تأییدی و برای تعیین برازش مدل از مدل یابی معادلات ساختاری استفاده شد در بخش کمی نرم افزار spss 23 و pls به کار رفت نتایج به دست آمده به شناسایی ۴۹ مؤلفه و ۶ بعد منجر شد و درنهایت مدل پژوهش ارائه شد نتایج نشان داد که هر یک از ابعاد به ترتیب: معلم سواد رسانه ای (961/0) آموزش و پرورش (931/0) برنامه درسی (۸۸/۰) مدرسه (86/0) دولت (715/0) وزارت آموزش و پرورش (۶۳۹/0) بر آموزش سواد رسانه ای در آموزش و پرورش تأثیر داشتند و شاخص های برازش هنجار شده بنتلربونت، برازش نسبی، برازش افزایشی، شاخص های تطبیقی مدل نشان داد که مدل ساختاری طراحی شده از برازش مطلوبی برخوردار بود.
الگوی کاربرد مولفه های اخلاق محور در نظام تعلیم و تربیت رسمی و عمومی (مورد مطالعه: دوره متوسطه اول آموزش و پرورش استان گلستان)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های برنامه درسی دوره ۱۴ بهار و تابستان ۱۴۰۳ شماره ۱
160 - 139
حوزههای تخصصی:
برای تربیت نیروهای اخلاقی، باید یک نظام آموزش و تربیت مبتنی بر اخلاق را شکل داد هدف این پژوهش، ارائه مدل کاربردی اخلاق محور در نظام تعلیم و تربیت رسمی و عمومی می-باشد. روش پژوهش حاضر مطالعه موردی کیفی است و روش گرداوری اطلاعات از طریق مصاحبه و پرسشنامه و روش تحلیل نیز تحلیل مضمون با رویکرد زمینه ای است. جامعه آماری دربخش کیفی (مصاحبه) شامل 13 نفراز مدیران سازمانی و مدارس متوسطه اول استان گلستان به صورت مطالعه موردی و در بخش کمی (پرسشنامه) تعداد 382 دانش آموز مقطع متوسطه اول به روش تصادفی طبقه ای بودند. تحلیل داده ها دربخش کیفی باکدگذاری بازو محوری با MaxQDA و دربخش کمی از طریق رگرسیون و تحلیل مسیر در SPSS و Smart PLS انجام شد. نتایج نشان داد که در ارتباط با مضامین مدل کاربردی اخلاق محور مجموعا تعداد 397 مضمون در قابل 7 حوزه شامل حوزه شناختی، حوزه عاطفی، حوزه مهارتی و مدیریتی، حوزه برنامه ریزی و دانش، حوزه تفکر و توانایی، حوزه فردی و شخصیتی و حوزه نگرش و اعتقادات دینی را نام برد و در قسمت کمی (پرسشنامه) باتوجه به مولفه های از پیش تعیین شده طبق نظریات علمی مشخص شده تنها 8 مولفه شامل احترام به دیگران، برتری جویی و رقابت طلبیف رعایت احترام نسبت به ارزشها و هنجارهای اجتماعی، سازگاری اجتماعی، سازگاری فردی، شجاعت اخلاقی، صادق بودن و عدالت و انصاف مورد تایید قرار گرفتند. در یک الگوی کلی می توان بیان نمود که باورها و عقاید و اعمال مذهبی افراد و همچنین خانواده ی آن ها نقش مؤثری در بهزیستی اخلاق کاربردی شان ایفا می کند.
تأثیر روش آموزش کوانتومی بر خودکارآمدی، مهارت ارتباطی و انگیزه پیشرفت تحصیلی دانش آموزان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات برنامه درسی ایران سال ۱۹ بهار ۱۴۰۳ شماره ۷۲
147 - 170
حوزههای تخصصی:
هدف مقاله حاضر بررسی تأثیر روش آموزش کوانتومی بر خودکارآمدی، مهارت ارتباطی و انگیزه پیشرفت تحصیلی دانش آموزان پسر سال اول متوسطه دوم است. روش پژوهش شبه آزمایشی با پیش آزمون - پس آزمون و گروه کنترل بود. جامعه آماری پژوهش تمام دانش آموزان پسر سال اول متوسطه دوم شهر نورآباد- لرستان (1650 دانش آموز) بودند که با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی 30 نفر (15 نفر گروه کنترل و 15 نفر گروه آزمایش) به عنوان نمونه آماری انتخاب شد. ابزار گردآوری داده ها شامل پرسشنامه خودکارآمدی عمومی شرر و همکاران (1982)؛ پرسشنامه مهارت ارتباطی کوئیندام (2004)؛ پرسشنامه انگیزه پیشرفت تحصیلی هرمنس (1970) بود که پایایی آن ها با روش آلفای کرونب اخ به ترتیب با 83/0؛ 89/0 و 82/0 تأیی د ش د. برای تجزیه وتحلیل داده ها از آمار توصیفی (میانگین، انحراف معیار) و آزمون تحلیل کوواریانس استفاده شد. برنامه آموزشی، پروتکل روش آموزش کوانتومی شامل یک برنامه 12 جلسه ای بود. نتایج نشان داد که به کارگیری پروتکل روش آموزش کوانتومی موجب افزایش خودکارآمدی؛ بهبود مهارت ارتباطی و افزایش انگیزه پیشرفت تحصیلی دانش آموزان شده است. این یافته ها پیامدهای مهمی برای محیط های آموزشی دارند؛ ما می توانیم با ادغام آموزش کوانتومی در برنامه درسی به بهبود فرآیند یادگیری، رفتارهای آموزشی و شخصیت دانش آموزان کمک نماییم.
تحلیل محتوای تصاویر زیست شناسی کتاب های علوم تجربی متوسطه اول بر اساس ساحت های شش گانه سند تحول بنیادین آموزش و پرورش به روش آنتروپی شانون(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های کیفی در برنامه درسی دوره ۵ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۱۶
203-236
حوزههای تخصصی:
هدف اصلی پژوهش حاضر تحلیل محتوای تصاویر بخش زیست شناسی کتاب های علوم تجربی دوره اول متوسطه بر اساس ساحت های شش گانه سند تحول بنیادین آموزش و پرورش به روش آنتروپی شانون است. این پژوهش از نوع کاربردی و روش آن کیفی و از نوع تحلیل محتوای جهت دار است. جامعه آماری پژوهش، کتب درسی علوم تجربی دوره اول متوسطه (1402-1401) و سند تحول بنیادین آموزش و پرورش (1390) است. با توجه به ماهیت موضوع و محدودیت جامعه پژوهش، نمونه گیری انجام نشد و کل جامعه مورد مطالعه قرار گرفت. بنابر یافته های پژوهش از مجموع فراوانی 170 تصویر موجود در محتوای زیست شناسی کتاب ها، بیش ترین میزان توجه به ساحت « تربیت اعتقادی، عبادی و اخلاقی» و کمترین میزان توجه در کتاب پایه هشتم به ساحت « تربیت اجتماعی و سیاسی» و در کتاب پایه نهم به ساحت های تربیت « اعتقادی، عبادی، اخلاقی» و « علمی و فناوری» است. کتاب پایه هفتم، تنها به چهار ساحت از ساحت های شش گانه پرداخته است. در بازنگری این کتاب، توجه به دو ساحت تربیتی « اقتصادی و حرفه ای» و « علمی و فناوری» به علت اهمیت موضوع ضروری به نظر می رسد. همچنین روش آنتروپی شانون نشان داد بیش ترین و کمترین ضریب اهمیت به ترتیب مربوط به ساحت « تربیت علمی و فناوری» و ساحت « تربیت اعتقادی، عبادی و اخلاقی» است.
تبیین ابعاد الگوهای برنامه درسی شایستگی محور به منظور تعیین شاخص ها و مولفه های اساسی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های کیفی در برنامه درسی دوره ۵ بهار ۱۴۰۳ شماره ۱۴
155 - 180
حوزههای تخصصی:
هدف از این پژوهش اولویت بندی مهمترین شاخص ها و مؤلفه های الگوهای برنامه درسی شایستگی محور است.از مهمترین موضوعات در حوزه برنامه درسی، طراحی و ارائه الگوی برنامه درسی شایستگی محور است، بطوری که اندیشمندان و پژوهشگران متعددی در این رابطه به نظریه پردازی پرداخته و الگوهای متعددی با مؤلفه ها و شاخصه های متفاوت و گاهاً مشترک ارائه نموده اند. با توجه به تعدد الگوهای ارائه شده با وسعت شاخصه ها و مؤلفه های مطرح شده در هر کدام از آنها شناسایی، ارزیابی و اولویت بندی این الگوها از منظر کاربرد و اثرگذاری بهتر، کاری بس دشوار است. از این رو بررسی و اولویت بندی مهمترین شاخصه های مطرح شده در این الگوها و شناسایی مؤلفه های پرتکرار که نشان دهنده اهمیت آن مؤلفه است می تواند از اهمیت بسیار بالایی برخوردار باشد. به همین منظور در این پژوهش با بهره گیری از رویکردی تطبیقی و به روشی توصیفی تحلیلی به بررسی، شناسایی و ارزیابی مؤلفه های چهار الگوی برنامه درسی شایستگی محور مطرح شده از سوی چادها(2006)، ریان(2011)، دیلمور و همکاران(2001) و ریچاردز (2013) پرداخته شده است. یافته های پژوهش نشان داد که شاخصه ها و مؤلفه های پرتکرار و دارای اولویت در این الگوها، مؤلفه های آموزش، روش های تدریس و ارزشیابی هستند. همچنین مؤلفه هایی نظیر مصادیق شایستگی و فرآیند یادگیری نیز در اولویت بعدی قرار دارد. آنچه از یافته های پژوهش حاصل گردید، این موضوع بود که شاخصه ها و مؤلفه های مشترک و پرتکرار از نقش تعیین کنندگی بالاتری نسبت به مؤلفه ها و شاخصه های کم تکرار برخوردارند، بنابراین استفاده از مؤلفه های پرتکرار در الگوهای پیشنهادی آتی می تواند اثرات مطلوبتری در حوزه برنامه درسی شایستگی محور داشته باشد.
الگوی برنامه درسی آموزش بورس به دانش آموزان دوره دوم متوسطه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بورس اوراق بهادار یک بازار متشکل و رسمی سرمایه است و از جمله بازار های معاملاتی است که نقش به سزایی در رشد اقتصادی دارد. دانش آموزان می توانند با طی کردن مراحل آموزش بورس در زمینه های مختلف با خاطری آسوده به سرمایه گذاری بپردازند. در این پژوهش پس از بیان اهداف طراحی برنامه درسی آموزش بورس به بیان تاریخچه و تعریف بورس پرداختیم و به تحلیل متون پژوهشی و اسناد در زمینه آموزش بورس پرداختیم. برای ارائه این الگو از روش سنتزپژوهی استفاده شده است. هدف از روش سنتزپژوهی این است که تحقیقات تجربی را به منظور خلق تعمیم ها، ترکیب کند. تعمیم هایی که در آن، حد و مرزهای تعمیم نیز مشخص می شود. یافته های سازمان یافته در این پژوهش بر اساس طراحی عناصر برنامه ی درسی 4گانه ی تایلر می باشد شامل: هدف، محتوا، روش و ارزشیابی، در نهایت بر این اساس به 7 مضمون کلی و 52 مضمون پایه دست یافتیم. مضامین کلی شامل: تاریخچه، شرکت های سهامی، بازار های مالی، عوامل فعال در بازار سرمایه، عملیات خرید و فروش، اصطلاحات رایج در بورس، عوامل موثر بر قیمت سهام می شود. قلمرو مطالعاتی نیز کلیه ی منابع چاپی و دیجیتالی نوشته شده پیرامون بحث از ژورنال ها و سایت های علمی معتبری چون magiran ، sid و noormags، eric، irandocn می باشد. برای اعتبار سنجی محتوا نیز از نظر اساتید راهنما و صاحب نظران برنامه درسی استفاده شده است.
تحلیل رویکردهای بومی سازی برنامه های درسی علوم انسانی در نظام آموزش عالی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های کیفی در برنامه درسی دوره ۵ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۱۵
91 - 119
حوزههای تخصصی:
با وجود اینکه فرهنگ و تمدن ایرانی از کامل ترین و بالاترین مرتبه تعالیم الهی نشأت می گیرد، نظام آموزشی بخصوص نظام دانشگاهی نتوانسته مدل مناسبی در برنامه های درسی ارائه دهد که با شرایط فرهنگی در سراسر کشور متناسب باشد. حال این سؤال مطرح است که «برای داشتن تعلیم و تربیتی با نگاه بومی بخصوص در برنامه های درسی علوم انسانی نظام دانشگاهی کشور، بکارکیری چه رویکردی مناسب است»؟ جهت دستیابی به پاسخی برای این سؤال، از روش توصیفی- تحلیلی بهره گرفته و تمام منابع در دسترس داخلی و خارجی مرتبط با موضوع مطالعه شد. یافته ها حاکی از آن است که برای تحول در برنامه درسی علوم انسانی در نظام دانشگاهی، لازم است در برنامه ریزی درسی علاوه بر بکاربستن تجربیات دیگر کشورها، از فرهنگ و تمدن غنی خود، بهره مند شده و حتی گامی فراتر نهاده و یک الگوی برخاسته از فرهنگ و تمدن خود به جهانیان معرفی کند. نتایج نشان داد بایستی به گونه ای برنامه ریزی درسی علوم انسانی در نظام دانشگاهی انجام شود که ضمن توجه و رشد دانش بومی، از همراهی دانش جهانی هم بهره گرفته شود. در حقیقت یک رشد دوطرفه، که هم از میراث فرهنگ غنی مان حفاظت کرده و هم به اوج قله های دانش جهانی دست یافت. این امر با استفاده از تئوری درخت در جهت گسترش دانش محلی خود در بستر جهانی شدن می تواند امکانپذیر باشد و ضروری است متخصصان و برنامه ریزان علوم انسانی در نظام دانشگاهی کشور به این نکته مهم توجه داشته باشند.
واکاوی هویت برنامه درسی آموزش عالی در عصر انقلاب صنعتی چهارم
منبع:
توسعه برنامه درسی دوره اول پاییز و زمستان ۱۴۰۳ شماره ۲
57 - 84
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف واکاوی هویت برنامه درسی آموزش عالی در عصر انقلاب صنعتی چهارم انجام شده است. روش پژوهش مطالعه موردی کیفی بوده است. مشارکت کنندگان بالقوه، اساتید صاحب نظر و متخصصین در حوزه های مرتبط با موضوع پژوهش بودند. با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند و از نوع موارد مطلوب مصاحبه با تعداد 18 نفر از مشارکت کنندگان صورت گرفت. برای تحلیل داده های حاصل از مصاحبه از روش تحلیل مضمون براون و کلارک استفاده گردیده است. بر طبق نتایج حاصل از مصاحبه 6 مضمون سازمان دهنده مرحله اول عبارتند از دگردیسی برنامه های درسی همسو با عصر انقلاب صنعتی چهارم، فناورانگی، نوآوری اجتماعی، ضرورت گفتمان برنامه درسی با صنعت 4.0، همگرایی رشته ها و اتمسفر میان رشته ای، برنامه درسی سیال و ارگانیک. بر اساس یافته های پژوهش حاضر دانشگاه ها و مراکز آموزش عالی می بایست جهت مطابقت با الزامات و فضای عصر انقلاب صنعتی چهارم و همسو با ویژگی های مذکور برنامه های درسی خود را مورد بازطراحی و بازاندیشی قراردهند.
بازتولید نقش های جنسیتی در برنامه های درسی، مطالعۀ موردی: مطالعات اجتماعی پایۀ ششم دورۀ ابتدایی
حوزههای تخصصی:
پیشینه و اهداف: پژوهش حاضر با هدف بررسی بازتولید نقش های جنسیتی در کتاب درسی مطالعات اجتماعی پایه ششم دوره ابتدایی انجام یافته است. روش ها : برای تحقق این هدف، محتوای این کتاب در چهار مؤلّفه جنسیتی شامل مذکر و مؤنث، والدین، خویشاوندان و نقش های شغلی با استفاده از تکنیک تحلیل محتوای کمّی مورد بحث و مداقّه قرار گرفته است. در این مطالعه بنا به ماهیت آن، نمونه برابر با جامعه در نظر گرفته شده است و کل محتوای این کتاب تحلیل شده است. پایایی کدگذاری ها به وسیله سه پژوهشگر و با اتفاق نظر بین آنها کسب شده است. از آمار توصیفی برای توصیف داده ها و از آزمون آماری خی دو برای تحلیل داده ها استفاده شده است. یافته ها: یافته ها نشان داد که در هر چهار مؤلّفه جنسیتی مورد بررسی، اکثریت و برتری از آن جنسیت مذکر بوده و تنها در انعکاس جنسیت والدین در تصاویر و متن پرسش ها، فعالیت ها و تمرین های کتاب درسی که به پدر و مادر اشاره داشتند برتری از آن والد مادر بوده و در کل بیشتر مفهومِ مذکرِ پدر، مورد تأکید مؤلّفان بوده است. نتیجه گیری: نتیجه کلی این که با در نظر گرفتن اصل هفتم برنامه درسی ملّی با عنوان «توجه به تفاوت ها»، توجه به تفاوت های جنسیتی به شکل یکسان و مناسب در این کتاب مورد توجه قرار نگرفته است و نیازمند توجه بیشتر برنامه ریزان درسی و مؤلّفان در بازبینی های آتی محتوای این کتاب است.
مقایسه برنامه درسی سایه با برنامه درسی پنهان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نظریه و عمل در برنامه درسی سال ۱۲ بهار و تابستان ۱۴۰۳ شماره ۲۳
283 - 306
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر، مقایسه رویکرد برنامه درسی سایه با برنامه درسی پنهان و نسبتِ حضورشان در برنامه درسی رسمی بود که ازنظر مفهومی، مشابهت زیادی باهم دارند. رویکرد این پژوهش کیفی و از نوع جستارنظرورزانه بود و داده ها به روش اسنادی گرداوری و به روش تأملی بررسی و تحلیل شدند. براساس یافته های این پژوهش، برنامه درسی پنهان در سطوح مختلف از قبیل کلاس درس، مدرسه و سیاست گذاری کلی نظام آموزشی، جایگاه مشخصی در برنامه درسی رسمی ندارد. درحالی که برنامه درسی سایه، حضور محسوسی داشته و در مقابل برنامه درسی رسمی قرار می گیرد. دانش آموزان الزاماً از وجود برنامه درسی پنهان، آگاهی ندارند، اما طراحان برنامه درسی و سیاست گذاران آموزشی در سطح کلان، با آگاهی از این ظرفیت استفاده کرده و معمولاً طراحی آن هدفمند است. یافته دیگر این بود که هم دانش آموزان و هم تدوین کنندگان برنامه های درسی و سیاست گذاران آموزشی، نسبت به برنامه درسی سایه آگاهی دارند و باوجودی که آن را به رسمیت نمی شناسند، و در مواقعی از آن دفاع می کنند. همچنین، برنامه درسی سایه به شکل تجربه، عمل، رفتار و تعاملات اجتماعی نمود پیدا می کند، درحالی که برنامه درسی پنهان، ماهیتی ضمنی و مستتر در برنامه درسی رسمی دارد .
سنتز پژوهشی چالش های بومی سازی برنامه های درسی و راهکارهای پیش رو(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های کیفی در برنامه درسی دوره ۵ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۱۶
155-202
حوزههای تخصصی:
advancing issues of localization, it has been shown that curriculum localization faces enormous challenges. Therefore, the present study was conducted to identify the challenges of localization of curricula at home and abroad. The present study is of qualitative type and synthesis research method. The inclusion criteria of researchers in this study were related to the researcher's goal and localization of curricula between 1376-1386 and 2000-2019. Coding method was used to analyze the data. It has been found that localization of their food programs with severe challenges such as, global challenge, teacher training, quality quality, design, execution, lack of time facilities and language challenge and electronic drawing containing subculture culture and ethnic diversity in It is Iran. In addition to synthesis, proposed solutions to address these challenges are also providedadvancing issues of localization, it has been shown that curriculum localization faces enormous challenges. Therefore, the present study was conducted to identify the challenges of localization of curricula at home and abroad.
سنتزپژوهی کاربرد چت بات ها (نرم افزار هوش مصنوعی) در آموزش زبان انگلیسی
حوزههای تخصصی:
پیشینه و اهداف: ادغام چت بات ها در حوزه آموزش، به ویژه در بهبود یادگیری زبان انگلیسی، توجه زیادی را به خود جلب کرده است. نوآوری هایی مانندChatGPT، یک مدل زبان بزرگ، می توانند وظایف مختلف پردازش زبان طبیعی را انجام دهند که از نتایج آموزشی پشتیبانی می کنند. مطالعه حاضر نقش چت بات ها را در آموزش زبان انگلیسی از طریق یک سنتز کیفی از مطالعات موجود مورد بررسی قرار می دهد. روش ها: محتوای 15 مقاله منتخب از پایگاه های داده علمی معتبر جهانی با استفاده از یک طراحی تحقیق کیفی تحلیل شد. فرآیند سنتزپژوهی طبق الگوی پیشنهادی سندلوسکی و باروسو (2007) انجام شد تا درک جامعی از موضوع حاصل شود. برای ارزیابی قابلیت اطمینان یافته ها، از ضریب کاپای کوهن استفاده شد که مقدار 0.88 را به دست داد. یافته ها: تحلیل یافته ها نشان داد که چت بات ها صرف یک ابزار نیستند، بلکه ابزارهای عملی و مؤثری برای یادگیری زبان انگلیسی به شمار می آیند. مطالعه حاضر تجربه های یادگیرندگان را با استفاده از چت بات ها برای یادگیری زبان انگلیسی بررسی کرد و عواملی که بر نتایج تأثیر می گذارند و مزایا و معایب این رویکرد را شناسایی کرد. با وجود چالش های خاص، نتایج به طور قاطع نشان دهنده تأثیرات مثبت آموزشی هستند و چشم انداز امیدوارکننده ای درباره ظرفیت چت بات ها در آموزش زبان انگلیسی به وجود می آورند. نتیجه گیری: با دگرگونی در چشم انداز آموزشی، دوره های تربیت معلمان باید شامل حوزه هوش مصنوعی و روش های نوآورانه برای ارتقاء سواد دیجیتال شوند. پژوهش حاضر به معلمان این امکان را می دهند که فراگیران را در استفاده از چت بات ها در مراحل مختلف یادگیری زبان انگلیسی هدایت کنند و تجربیات آموزشی آنان را تقویت کنند.
شناسایی برنامه های درسی کارآمد در تدوین منابع آموزش زبان فارسی با مقاصد عمومی برای غیرفارسی زبانان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات برنامه درسی ایران سال ۱۹ بهار ۱۴۰۳ شماره ۷۲
67 - 90
حوزههای تخصصی:
یکی از کاستی های حوزه دانش آموزشکاوی زبان فارسی، نبود آگاهی از مناسب ترین برنامه های درسی برای تدوین منابع آموزشی است. هدف این پژوهش شناسایی برنامه های درسی کارآمد برای آموزش زبان فارسی به غیرفارسی زبانان برای مقاصد عمومی است. در این پژوهش میدانی 43 مدرس آموزش زبان فارسی به غیرفارسی زبانان از مراکز مختلف آموزش زبان فارسی دانشگاه های کشور به صورت تصادفی شرکت کرده اند. در این پژوهش از یک پرسشنامه محقق ساخته که حاوی 11 گویه در مورد انواع برنامه های درسی که نیز اعتبارسنجی شده است، استفاده گردید. نتایج نشان داد که از 11 برنامه درسی 9 برنامه درسی در وضعیت مطلوب و اثرگذار برای تدوین منابع آموزش زبان فارسی به غیرفارسی زبانان برای اهداف عمومی قرار دارند. از نظر رتبه بندی 3 برنامه درسی «مهارت های آمیخته زبانی»، «تکلیف بنیان » و «مفهومی-کارکردی» از نظر میزان اهمیت و کارآمدی برای تدوین منابع آموزش زبان فارسی به غیرفارسی زبانان برای اهداف عمومی در اولویت اول تا سوم و نیز برنامه های درسی « توانش بنیان»، «محتوا بنیان » و «متن بنیان» در ردیف های نهم تا یازدهم قرار گرفته اند.
واکاوی تجارب زیسته دانش آموختگان آموزش عالی ایران درباره ی ویژگی های استادان الهام بخش: یک مطالعه ی پدیدارشناختی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر به واکاوی تجارب دانشآموختگان آموزش عالی ایران درباره ویژگیهای استادان الهامبخش پرداخته است. این مطالعه با رویکرد کیفی و بهکارگیری راهبرد پدیدارشناسی انجام شده است. مشارکتکنندگان در این پژوهش، دانشآموختگان مقطع دکتری دانشگاههای ایران هستند که هماکنون عضو هیئت علمی بوده و تجربه کلاس درس استادان الهامبخش را داشتهاند. در مرحله اول، از مشارکتکنندگان خواسته شد استادانی را که در دوره تحصیل خود الهامبخش میدانستند، معرفی کنند. این فرآیند منجر به شناسایی فهرستی از استادان الهامبخش شد. در مرحله دوم، برای درک عمیقتر تجارب دانشآموختگان، مصاحبههای عمیق با آنها انجام گرفت. معیار ورود به مصاحبه، داشتن تجربه و تعامل طولانیمدت با استاد، عضویت در هیأت علمی و همچنین رضایت از شرکت در مصاحبه بود. دادهها با 16 نفر از مشارکتکنندگان به اشباع رسید. تحلیل دادهها با استفاده از روش تحلیل مضمون انجام شد. روایی پژوهش از طریق بازبینی همکاران و مشارکتکنندگان و پایایی آن با کدگذاری دو مصاحبه توسط افراد خارج از پژوهش تأمین گردید. در نهایت، یافتهها در 125 مضمون پایه، 13 مضمون سازماندهنده و 4 مضمون فراگیر شامل پرورش ویژگیهای روانشناختی مثبتگرا در آموزش، اخلاق حرفهای، تدریس حرفهای و عاملیت استادی دستهبندی شدند. نتایج نشان داد که الهامبخشی استادان، پدیدهای انسانی و تحولآفرین است که مسیر رشد چندجانبه دانشجویان را دگرگون میکند. بازنگری در هویت حرفهای استادان، بازطراحی برنامههای توانمندسازی و اصلاح شاخصهای جذب و ارتقاء هیئت علمی تحقق این مهم را تسهیل مینماید.
Developing the speaking ability of Iranian EFL learners via auditory input-enhancement(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
Curriculum Research, Volume ۵, Issue ۴ , ۲۰۲۴
79 - 98
حوزههای تخصصی:
This study examined the impact of auditory input enhancement on the speaking abilities of Iranian EFL learners. Given the importance of speaking in language acquisition and the challenge of limited exposure to spoken English, the study focused on auditory input enhancement—altering intonation and pitch—to improve speaking proficiency. Fifty intermediate-level female learners, aged 18-28, from an English Language institute were selected based on their Oxford Placement Test (OPT) scores. Participants were divided into an experimental group, which received auditory input enhancement, and a control group, which followed traditional methods. Speaking abilities were evaluated with pretests and posttests using the Preliminary English Test (PET). An independent samples t-test analyzed the scores to test the hypothesis. Results indicated a statistically significant improvement in the experimental group's speaking performance compared to the control group, with Cohen's d showing a large effect size. These findings support previous research on input enhancement, underscoring the role of auditory input in focusing learners' attention on linguistic features and enhancing speaking performance. The study suggests that auditory input enhancement could be a valuable tool for EFL teachers and curriculum designers to improve learners' speaking skills.