فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۹۴۱ تا ۹۶۰ مورد از کل ۱٬۶۹۰ مورد.
منبع:
مطالعات برنامه درسی ایران سال یازدهم بهار ۱۳۹۶ شماره ۴۴
27 - 48
حوزههای تخصصی:
لزوم شناخت دقیق بالندگی حرفه ای، به منزله شاهراه مستقیم بالندگی و تربیت حرفه ای است. برنامه های تربیت حرفه ای رسمی، مبتنی بر یک رویکرد تجویزی، مقوله بالندگی حرفه ای معلمان را به عنوان فرایندی تحمیل شدنی می نگرند. این رویکرد مبتنی بر یک معنای سنتی از کورره است و مهم ترین نقطه ضعف آن نادیده انگاشتن عاملیت معلم در فرایند یادگیری خود می باشد. لذا علت شکست و بی نتیجه ماندن تلاش ها در جهت تغییر تربیتی را می توان غفلت از این اصل مهم دانست. به اعتقاد نگارنده، به رسمیت شناختن عاملیت معلمان در فرایند بالندگی خود ما را به بازشناسی ماهیت متفاوتی از کورره رهنمون می سازد که از آن می توان به عنوان معنای فعال آن یادکرد و در قالب یک فرایند تربیت پسا رسمی اتفاق می افتد. ازاین رو، پژوهش حاضر تلاشی در راستای تبیین پدیده بالندگی حرفه ای معلمان بر اساس مفهوم کورره در معنای فعال آن به شمار می آید. پژوهش از نوع فلسفی است و هدف آن تفسیر مفهوم کورره در معنای فعال آن می باشد. مفهوم پردازی جدید از کورره، فهم متفاوت و ارزشمندی از پدیده بالندگی حرفه ای معلمان را فراهم می آورد.
تعیین شایستگی های پایه مورد انتظار از دانش آموزان پایه هشتم در علوم تجربی و مقایسه آن ها با تأکیدات برنامه درسی علوم ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات برنامه درسی ایران سال یازدهم بهار ۱۳۹۶ شماره ۴۴
109 - 140
حوزههای تخصصی:
ترسیم دستاوردهای یادگیری اهمیت زیادی در برنامه ریزی برای آموزش علوم دارد. این مقاله به تعیین شایستگی های مورد انتظار از دانش آموزان در آموزش علوم می پردازد. بدین منظور با انجام یک مطالعه مروری منظم روی سه دسته منابعِ مربوط به نهادهای بین المللی در آموزش علوم، برنامه های درسی علوم و سنجش های کلان مقیاس، 22 شایستگی استخراج شده و در قالب پنج گروهِ شایستگی های دانشی و کاربردی، مفاهیم سطح بالا، کار با مدل ها و نمودارها، کاوشگری علمی و نگرش دانش آموزان دسته بندی و سپس با تأکیدات برنامه درسی علوم ایران مقایسه شدند. نتایج نشان داد که اگر چه برخی از شایستگی ها مورد تأکید برنامه درسی علوم ایران قرار گرفته است ولی یازده شایستگیِ استفاده از علوم، دانش به کارگیری ابزار علمی و انجام عملیات ریاضی در شایستگی های دانشی و کاربردی، تلفیق دانش، تبیین علمی پدیده های طبیعی و نقد دیگران در شایستگی های مفاهیم سطح بالا، استفاده از مدل ها در شایستگی های کار با مدل ها و نمودارها، ارزشیابی شواهد و استدلال علمی در شایستگی های کاوشگری علمی و حمایت از کاوشگری به همراه دیدگاه تردیدآمیز به علم در شایستگی های نگرشی مورد تأکید برنامه درسی علوم ایران قرار نگرفته بود. لذا پیشنهاد می شود در تغییر برنامه درسی علوم به این شایستگی ها توجه خاص گردد.
ارزیابی میزان همخوانی و همسویی برنامه درسی قصد شده، اجرا شده، کسب شده تفکر و پژوهش ششم ابتدایی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات برنامه درسی ایران سال دوازدهم پاییز ۱۳۹۶ شماره ۴۶
149 - 170
حوزههای تخصصی:
پژوهش باهدف ارزیابی همخوانی برنامه درسی تفکر و پژوهش ششم در سال 93 92 با روش توصیفی انجام شد.حجم نمونه ازجامعه آماری مدیران 50 ، معلمان 100 و دانش آموزان 250 نفر و سند تحول بنیادین، برنامه درسی ملی و کل کتاب تفکر و پژوهش و راهنمای آن به شیوه تصادفی طبقه ای انتخاب گردید. داده های مورد نیاز برنامه قصد شده، اجرا شده و کسب شده از طریق تحلیل محتوا ، مشاهده و پرسشنامه گردآوری و با آزمون تی ، خی دو و همبستگی پیرسون تحلیل شد. نتایج حاکی از همخوانی ضعیف (%37) که نشان دهنده طراحی نامناسب بوده و در اجرا شامل آشنا نبودن با مبانی نظری، نگرش منفی و ضعف حرفه ای معلم، کمبود امکانات و تجهیزات، زمان آموزش می باشد. در مرحله کسب شده بیشترین همسویی بخش دانشی با نمرات پایانی و سهم دستیابی به اهداف نگرشی و عملکردی پایین بوده است.
بررسی وضعیت مطلوب و موجود عنصر محتوا برای تربیت معلمان فناور از دیدگاه صاحب نظران، اعضای هیئت علمی و دانشجویان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش، شناسایی ویژگی های عنصر محتوا برای تربیت معلمان فناور است. در این پژوهش تلاش شده است تا فاصله بین وضع موجود و مطلوب به منظور ارائه پیشنهادهای کاربردی برای بهبود بخشیدن به برنامه درسی دانشگاه فرهنگیان بررسی و مقایسه گردد. روش پژوهش، ترکیبی است و با طرح اکتشافی انجام شده است. در بخش کیفی، برای تبیین وضع مطلوب با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند و از طریق مصاحبه نیمه ساختاریافته با اعضای هیئت علمی کشور، اطلاعات جمع آوری گردید. در بخش کمی پرسشنامه بین تعداد 249 نفر از اعضای هیئت علمی و 359 نفر از دانشجویان توزیع شد. نتایج بخش کیفی نشان داد که محتوای مطلوب جهت تربیت معلمان فناور باید از پنج ویژگی طرح محتوای آمیخته، انعطاف پذیری، تناسب با اهداف، رویکرد فناورانه حاکم بر محتوا و کاربردی بودن برخوردار باشد. در بخش کمی نتایج نشان داد که از نظر اساتید و دانشجویان وضعیت محتوای برنامه درسی در دانشگاه فرهنگیان برای تربیت معلمان فناور چندان مطلوب نیست.
تعیین ویژگی های الگوی مطلوب برنامه درسی زبان آموزی دوره ابتدایی از دیدگاه معلمان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات برنامه درسی ایران سال یازدهم بهار ۱۳۹۶ شماره ۴۴
81 - 108
حوزههای تخصصی:
فراگیری زبان در دوره ابتدایی، قابلیت دانش آموزان در مهارت های زبانی را افزایش می دهد. رسیدن به این مهم، مستلزم به کارگیری الگوی مناسب برنامه درسی زبان آموزی، ویژه دوره ابتدایی است. بر این اساس، هدف اصلی این پژوهش تعیین ویژگی های الگوی مطلوب برنامه درسی زبان آموزی دوره ابتدایی از دیدگاه معلمان بود. این پژوهش از نوع ترکیبی در هم تنیده است و جامعه آماری آن در بخش کمی شامل همه معلمان ابتدایی شهر کرمان بود که از میان آن ها 350 نفر با روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای انتخاب شدند. در بخش کیفی، نمونه آماری شامل 30 نفر از معلمان برتر استانی دوره ابتدایی بود. ابزار پژوهش در بخش کمی، پرسشنامه محقق ساخته بود. در بخش کیفی نیز از مصاحبه نیمه ساختارمند برای گردآوری داده ها استفاده شد. پایایی پرسشنامه با استفاده از نرم افزار PLS و روش پایایی مرکب 91/0 و مقدار روایی همگرا 61/0 برآورد گردید. نتایج پژوهش اولویت های معلمان را در سه بخش مبانی، اصول و عناصر برنامه درسی زبان آموزی دوره ابتدایی مشخص ساخت. این یافته ها دلالت های مهمی برای طراحان برنامه ها و مؤلفان کتاب های درسی آموزش زبان در دوره ابتدایی دارد.
هویت شرح حال نویسی در برنامه درسی ملی – مطالعه ی ترکیبی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از این پژوهش، کاوش هویت شرح حال نویسی در سند برنامه درسی ملی بود. روش تحقی ق، ترکیبی اکتشافی متوالی از نوع ابزارسازی بوده است که در قسمت کیفی مطالعه ی موردی و در بخش کمّی تحلیل محتوای کمی بوده است. جامعه ی آماری در بخش کیفی، شامل کتاب ها و اسناد مرتبط به هویت خود شرح حال نویسی و در بخش کمّی سند برنامه درسی ملی بوده است. نتایج بخش کیفی شامل استخراج 19 مضمون پایه بوده که بر اساس آن 5 مضمون سازمان دهنده برای هویت شرح حال نویسی به عنوان مفهوم مضمون کل یا فراگیر درنظر گرفته شد که روایی آن مورد تایید اعضای هیأت علمی گروه های برنامه ریزی درسی، فلسفه ی تعلیم و تربیت و روان شناسی تربیتی دانشگاه بوعلی سینا قرار گرفت که تعداد کل آن ها 12 نفر بودند. سپس بر اساس ابزار ساخته شده ی سند برنامه درسی توسط تیم پژوهش مورد تحلیل مضمونی قرار گرفته و توسط اساتید دانشگاه بوعلی نظرخواهی و میزان توافق ثبت شده است. برای تجزیه وتحلیل داده ها در بخش کمّی از شاخص های آمار توصیفی فراوانی و درصد استفاده شده است. نتایج نشان داد که در سند برنامه درسی ملی به مؤلفه ی معماری خود 27/26 درصد؛ مؤلفه ی خودتنظیمی 57/24 درصد، تجربه زیسته 33/20 درصد، خودتعریفی 43/14 درصد و تخیل با 40/14 درصد تأکید شده است. و در مجموع بر هویت خود شرح حال نویسی به میزان 97/19 درصد تأکید شده است.
تحلیل کیفی تجارب دانشجویان و اعضای هیأت علمی از مفهوم «سخت گیری علمی»(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های برنامه درسی دوره هفتم پاییز و زمستان ۱۳۹۶ شماره ۲
88 - 117
حوزههای تخصصی:
این تحقیق با هدف بررسی درک و تجربه دانشجویان و اعضای هیأت علمی از مفهوم سخت گیری علمی، شناسایی مقولات توصیف و کشف روابط بین آن ها انجام شد. رویکرد پژوهش، تفسیری بود که با روش کیفی پدیدارنگاری به اجرا درآمد. مشارکت کنندگان بالقوه تحقیق، اعضای هیأت علمی تمام وقت و دانشجویان دانشگاه کردستان در سال 1395 بودند. نمونه گیری به صورت هدفمند، ملاک محور و گلوله برفی بود. با رعایت حداکثر تنوع و تا اشباع نظری داده ها با 51 نفر (20 نفر دانشجو و 31 عضو هیأت علمی) مصاحبه های نیمه ساختمند ادامه داشت. داده ها پس از پیاده سازی به شکل استقرایی و با شیوه ی کدگذاری نظری مورد تحلیل قرار گرفت. نتایج پژوهش، پنج گونه ی متفاوت که در آن دانشجویان و استادان سخت گیری علمی را درک و تجربه کرده بودند نشان داد. مقولات توصیف مربوط به سخت گیری علمی تحت عناوین تحقق انتظارات نظام دانشگاهی، شنا کردن خلاف جریان آب، حفظ فاصله اجتماعی مناسب، فراهم سازی فضای یادگیری فعال و به عنوان مفهومی سیال دسته بندی شدند. در کل دانشجویان و استادان سخت گیری علمی را به صورت مجموعه ای از میزان تکالیف، دستیابی به استانداردها، دشواری، جذابیت و ارتباط با اهداف آتی گزارش کرده بودند.
برنامه درسی قبل از تولد، گامی محکم برای شروع
منبع:
پژوهش های کیفی در برنامه درسی دوره ۳ زمستان ۱۳۹۶ شماره ۹
82 - 109
حوزههای تخصصی:
معانی نهفته در برداشت های مختلف از برنامه درسی، نوعی تحول و پیشرفت مفهومی است. در هر لحظه برداشت، دیدگاه و نظر پیشرفته تری از این حوزه مطرح و معرفی می گردد که برداشت های قبلی را تحت شعاع قرار می دهد، این نوشتار با رویکرد سنتزپژوهی عرصه جدید و مغفولی از تفکر و پژوهش درقلمرو برنامه درسی، یعنی برنامه درسی قبل از تولد را نشان می دهد، در این جستار اهمیت برنامه درسی قبل از تولد با توجه به وجود قابلیت های موثر و حیاتی جنین در امر یادگیری و ویژگی های آن مورد بررسی و تبیین قرار گرفته است. برای دستیابی به این تبیین، یافته های پژوهش های مربوط به این زمینه طی سالهای1950-2014 تجمیع و ترکیب شده اند. سپس سنتزی از یافته های آنان طبق اصول تلفیق، بازاندیشی و بازآرایی داده ها ارائه شده است. یافته های این نوشتار نشان می دهد که فلاسفه همچون افلاطون و سقراط اشاراتی به دوره قبل از تولد داشته اند و امروزه با آزمایش های مختلف شواهد قوی مبنی بر یادگیری داخل رحمی، وجود هوش، حافظه، رابطه متقابل میان مادر وحتی تجربه های احساسی وعاطفی مادر با جنین به خوبی اثبات شده است و نیز دوران جنینی دوران تکوین توانایی هایی است که جنین انسان بعد از تولد به آنها نیاز دارد. هر چند که در بدو تولد ناتوان به نظر می رسد، اما زمینه هر کدام از این توانایی ها در بازه های زمانی مختلف در دوران جنینی شکل می گیرد. دوران قبل از تولد در مشخص کردن مسیر رشد و تحول انسان بسیار حائز اهمیت است، شناسایی و یقین به وجود این عوامل باعث می شود که به فکر نقشه ای برای یادگیری( برنامه ریزی درسی) این یادگیرندگان فراموش شده باشیم و اندیشمندان تعلیم و تربیت وبالاخص برنامه ریزان درسی بایستی برای کودکان قبل تولد برنامه های منسجم و سازمان یافته جهت یادگیری طراحی کنند.
اعتبارسنجی الگوی پذیرش تغییر برنامه ی درسی معلمان دوره ی ابتدایی شهر بیرجند: مدل معادلات ساختاری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های برنامه درسی دوره هفتم پاییز و زمستان ۱۳۹۶ شماره ۲
221 - 235
حوزههای تخصصی:
امروز با توجه به تغییرات سریع در حوزه ی فناوری و نیازهای کنونی و آینده، تغییر برنامه ی درسی بیش از پیش ضروری می نماید. بنابراین این پژوهش با هدف بررسی الگوی پذیرش تغییر برنامه ی درسی معلمان دوره ابتدایی شهر بیرجند طراحی و اجرا گردید. این پژوهش، توصیفی از نوع همبستگی می باشد. جامعه ی مورد مطالعه در این پژوهش کل معلمان مقطع ابتدایی شهر بیرجند را که شامل 500 نفر بودند در بر گرفت. نمونه ی مورد بررسی به شیوه ی خوشه ای تصادفی تعداد 220 مشارکت کننده برآورد و مورد بررسی قرار گرفتند. به منظور گردآوری اطلاعات از پرسشنامه محقق ساخته استفاده گردید. داده های جمع آوری شده با استفاده از آمار توصیفی و مدل معادلات ساختاری با نرم افزار PLS مورد تحلیل قرار گرفت. یافته های پژوهش نشان داد که پرسشنامه ی تدوین شده از پایایی و روایی بالایی برخوردار است. تمامی مسیرها در مدل مورد بررسی جز یک مسیر تأیید گردید و مدل از برازش خوبی برخوردار بود. نگرش معلمان نسبت به تغییر برنامه ی درسی، پیش بینی کننده ی ادراک آنان از مفید بودن و آسان بودن تغییر برنامه ی درسی است. ادراک از مفید بودن تغییر برای دانش آموزان نتوانست پیش بینی کننده ی پذیرش تغییر برنامه ی درسی باشد. ادراک از آسان بودن اجرای برنامه ی درسی تغییریافته، پیش بینی کننده ی پذیرش تغییر برنامه ی درسی است.
آموزش فلسفه برای کودکان
حوزههای تخصصی:
کودکی یکی از دوران های سرنوشت ساز و حساس زندگی انسان می باشد. در دنیایی که بسیاری از افراد بزرگسال از ناراحتی جسم و روان و تبعات آن رنج می برند، توجه به دوره های حساس کودکی و نوجوانی برای آموزش فلسفه به افراد، امری ضروری به نظر می رسد. برای آم وزش تفک ر به کودکان برنامه های متع ددی ت دوین و اس تفاده ش ده است. یکی از موفق ت رین و پرک اربردترین برنام ه ه ای موجود برنامه «فلسفه برای کودکان » است. فلسفه ب رای کودکان، شاید تازه ترین و بزرگترین گامی اس ت ک ه در راستای تلاش برای ک اربردی ک ردن فلس فه و آم وزش عملی تفکر انتقادی و با هدف تقویت و بالا بردن مهارت های استدلال، داوری و قدرت تمیز برداشته ش ده اس ت. این برنامه، نمونه روشنی از کاربرد فلسفه در تربیت است اما با دیگر برنامه های فلسفه کاربردی تفاوت اندکی دارد و آن اینکه این برنامه می خواهد به شاگردان کمک کند تا خودشان کار فکری انجام دهند و مسائل را خودشان حل کنند در ادامه به رویکردهای حاکم بر برنامه درسی فلسفه برای کودکان اشاره شد. ه دف کل ی برنامه فلسفه برای کودکان، ایج اد مباحث ه فلس فی ب ه وسیله آفرینش اجتماع پژوهشی در سطح ک لاس اس ت. در ادامه ضمن ذکر پژوهش های متعدد در این زمینه نتیجه گرفتیم آموزش فلسفه برای کودکان قابل انجام و ضروری است و پیشنهاد می شود به عنوان یکی از برنامه های درسی اجباری برای دانش اموزان در نظر گرفته شود.
واکاوی رفتارهای خشونت آمیز آموخته شده در مدرسه از منظر برنامه درسی پنهان
منبع:
پژوهش های کیفی در برنامه درسی دوره ۳ بهار ۱۳۹۶ شماره ۶
127 - 150
حوزههای تخصصی:
هدف اصلی این پژوهش، شناسایی و بازنمایی رفتارهای خشونت آمیزی است که دانش آموزان به دلیل حضور در بافت مدرسه آنها را می آموزند. مکان این پژوهش یکی از مدارس دوره متوسطه اول در شهر تهران است. این پژوهش در چارچوب رویکرد کیفی و با استفاده از روش تحقیق مردم نگاری آموزشی صورت گرفته و ابزار جمع آوری داده ها، مشاهده در میدان تحقیق و مصاحبه های نیمه ساختار یافته بوده است. به منظور دستیابی به داده های مورد نظر، تعداد10 نفر از دانش آموزان و 4 نفر از معلمان با منطق نمونه گیری هدفمند و بابکارگیری راهبرد نمونه گیری زنجیره ای انتخاب شده و داده های حاصل با روش کد گذاری داده های روایی تحلیل شدند. جهت کسب اطمینان از اعتبار کد گذاری ها، مقولات تشکیل شده و نام گذاری شده توسط سه نفر از پژوهشگران کیفی مورد بازبینی قرار گرفتند. در نهایت با اعمال برخی از نظرات این سه نفر مقولات نهایی شکل گرفتند. مقولات نهایی نیز با اطلاع رسان های پژوهش در میان گذاشته شدند. نظرات این افراد نشان می داد که مقولات شکل گرفته و نتایج استخراج شده انعکاسی نسبتا صحیح از دیدگاه های آنها می باشند. نتایج حاصل را می توان در سه مقوله اصلی و هفت زیرمقوله به شرح زیر طبقه بندی کرد: خشونت روانشناختی (زیرمقولات: تمسخر، حسادت کردن و لقب دادن به یکدیگر)؛ خشونت اجتماعی (زیرمقولات: محرومیت تحصیلی و نظارت خانواده) و خشونت فیزیکی (زیرمقولات: خودآزاری یا خشونت نسبت به خود و دیگرآزاری).
واکاوی نگرش معلمان نسبت به تغییر برنامه درسی جدید خوانداری و نوشتاری پایه چهارم ابتدایی
منبع:
پژوهش های کیفی در برنامه درسی دوره ۳ پاییز ۱۳۹۶ شماره ۸
53 - 79
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر، واکاوی نگرش معلمان نسبت به تغییر برنامه درسی خوانداری و نوشتاری پایه چهارم ابتدایی است. رویکرد پژوهش کیفی از نوع پدیدارنگاری است. جامعه پژوهش معلمان چهارم منطقه 18 شهر تهران بودند که از طریق روش نمونه گیری معیار، تعداد 15 نفر از معلمان تا رسیدن به اشباع داده ها، از طریق مصاحبه نیمه ساختارمند در پژوهش شرکت داده شدند. داده ها با استفاده از روش کد گذاری تحلیل شدند. بر اساس یافته ها، نگرش معلمان نسبت به تغییر برنامه درسی جدید در چهار محور واکنش معلمان، عوامل تاثیر گذار بر نگرش آن ها، نقاط مثبت و ضعف برنامه درسی مذکور دسته بندی شده است. واکنش معلمان در زمینه های پذیرش مبتنی بر توانمندی، احساسی و ناپایدار، ایجاد تنوع از طریق برنامه درسی و تغییر ناپذیر قرار دارد. همچنین عوامل موثر بر نگرش معلمان، شامل عوامل مربوط به معلم، حمایت نامناسب مسئولین و شرایط مدرسه دانست. یافته ها حاکی از آن است که برنامه درسی جدید از نظر تاکید بر مسائل فرهنگی و اخلاقی، تاثیر محتوای جدید با دنیای واقعی و تلفیق با سایر دروس دارای نقاط مثبت است اما مولفه های چالش های تغییر محتوا، عدم جذابیت کتاب برای دانش آموزان و فقدان تکنیک ارزشیابی مشخص، نقاط ضعف این برنامه در نظر گرفته شد. بنابراین توصیه می شود با برگزاری کارگاه های آموزشی در مورد تغییر برنامه درسی جدید ، آگاهی معلمان را نسبت به اهمیت این برنامه درسی افزایش داد تا در سطح اجرا دچار آسیب نشود و به اهداف قصد شده مطلوب خود دست یابد.
مدل آموزش اثربخش در دانشگاه فرهنگیان با تأکید بر رویکرد حمایت یاددهنده-یادگیرنده(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های برنامه درسی دوره هفتم پاییز و زمستان ۱۳۹۶ شماره ۲
145 - 166
حوزههای تخصصی:
هدف اصلی این تحقیق، تبیین و اعتباریابی مدل آموزش اثربخش در دانشگاه فرهنگیان با رویکرد حمایت یاددهنده-یادگیرنده می باشد. این پژوهش از نوع توصیفی بوده که با روش پیمایش انجام شده است. جامعه آماری این پژوهش، متشکل از گروه خبرگان آشنا به مسایل آموزشی دانشگاه تربیت معلم (6 نفر)، گروه دانشجویان (2200 نفر) و اعضای هیأت علمی (60 نفر) بوده است. از گروه دانشجویان و هیأت علمی تعداد 328 نفر با استفاده از روش نمونه گیری طبقه ای متناسب انتخاب و به پرسش نامه ای که با استفاده از نظرات 6 کارشناس و خبره که در دو مرحله ی رفت و برگشتی (اجماع)، ساخته شده، پاسخ دادند. برای تأمین روایی و پایایی ابزار جمع آوری اطلاعات به ترتیب از نظرات متخصصان آموزش و آلفای کرونباخ (94/0) استفاده شده است. پاسخ های جمع آوری شده با استفاده از فنون آمار توصیفی و استنباطی با نرم افزار SPSS<sub>22</sub> و AMOS مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتایج تحقیق نشان داد که 4 عامل، به ترتیب: توسعه ی منابع و حمایت های اعضای هیأت علمی، توسعه ی ساختار برنامه ی درسی، فرایند یاددهی-یادگیری و حمایت های دانشجویی دارای بیشترین بار عاملی تعیین کننده بوده است. هم چنین، نتیجه ی به دست آمده، با استفاده از تحلیل عاملی نشان دهنده ی مناسب بودن شاخص های برازندگی می باشد. به عبارت دیگر، می توان از این عوامل به عنوان معیاری برای تعیین کیفیت در دانشگاه فرهنگیان استفاده کرد.
درک و نگرش معلمانِ سرگروه نسبت به درس «کار و فناوری» (مطالعه موردی)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات برنامه درسی ایران سال دوازدهم تابستان ۱۳۹۶ شماره ۴۵
95 - 118
حوزههای تخصصی:
درک و نگرش معلمان درباره برنامه درسی و تدریس خود، بر شکل گیری باور آن ها اثر می گذارد. این باور تصور معلمان از کارآمدی خود در تدریس فناوری را شکل می دهد. این تحقیق به دنبال بررسی درک و نگرش معلمان درس کار و فناوری، با توجه به اینکه قبلاً معلمان آموزش حرفه و فن بوده اند، نسبت به ماهیت برنامه درسی جدید بود. بدین منظور در یک مطالعه کیفی، از نوع موردی، با 13 نفر از سرگروه های 11 استان کشور از طریق شبکه ارتباطی تلگرام گفتگو و مصاحبه شد و داده ها با نرم افزار MaxQDA تجزیه و تحلیل گردید. در مجموع 17 مضمون فرعی در 4 مضمون اصلی شامل؛ مأموریت درس (شناخت حرفه وفن-علایق دانش آموز-کامپیوتر-کار؛ ملال آور-شایستگی ها)، محور تجارب یادگیری (فناوری به معنی فعالیت- فناوری برای توسعه- کارهای دستی- خلاقیت و کارآفرینی- چالش و حل مسئله)، منبع محتوا (کار کارگاهی- تحلیل سیستم- هردو منبع)، عواطف و نگرش (انتظار پشتیبانی – هویت رشته تدریس-مقاومت-خودکارآمدی) به دست آمد که نشان می داد معلمان سرگروه فاقد چشم انداز روشنی نسبت به برنامه درسی جدیدند و به دلیل مواجه شدن با تغییراتی که برای آن پیش بینی لازم صورت نگرفته، در مواردی، به تغییر بدبین و نسبت به کارآمدی خود دچار تردید شده اند.
مطالعه تطبیقی برنامه درسی فنی و حرفه ای (رسمی و آکادمیک) با تأکید بر قصد کارآفرینانه در بین کشورهای کانادا، آلمان و هندوستان با ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات برنامه درسی ایران سال دوازدهم تابستان ۱۳۹۶ شماره ۴۵
143 - 174
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش مطالعه تطبیقی برنامه درسی فنی وحرفه ای سه کشور موفق دنیا در آموزش فنی و حرفه ای و کارآفرینی با ایران بود. پژوهش کاربردی توصیفی، با استفاده از روش مطالعه تطبیقی جرج بردی انجام و اهداف، محتوا، روش های تدریس و ارزشیابی با رویکرد ارتقاء قصد کارآفرینانه در فراگیران بررسی شد. نتایج: اهداف و محتوای برنامه درسی سه کشور منتخب و ایران مشابه و در راستای ایجاد قصد و مهارت های کارآفرینانه است. در آلمان و کانادا تربیت نیروی کار جهانی از اهداف برنامه درسی است. محتوای بررسی شده برنامه درسی کشورهای منتخب و ایران شبیه و توجه به فناوری و اطلاعات، علم ارتباطات، یادگیری زبان های بین المللی و محیط زیست، محتوای مکمل در برنامه درسی کشورهای منتخب است. درس هایی مانند مدیریت کسب وکار، دانش کارآفرینی در کشورهای منتخب و ایران مشترک، اما میان فعالیت های یاددهی- یادگیری و ارزشیابی کشورهای منتخب و ایران فاصله زیادی دیده شد. در ایران از روش های سنتی در تدریس استفاده می شود اما رویکرد کشورهای منتخب بر پایه روش های گروهی است. در ارزشیابی، کشورهای منتخب از روش های متنوع (استفاده از هیات ارزیاب، خودارزیابی، ارزیابی پروژه های تحقیقاتی فراگیران) استفاده می کنند و در ایران آزمون های کتبی و شفاهی استفاده می شود.
الگوی علّی ساختار کلاس سازنده گرا، جهت گیری هدف و عملکرد تحصیلی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از این پژوهش ارائه ی مدل علّی ساختار کلاس سازنده گرا (شامل زمینه گرایی، نسبیت گرایی، مشارکت و ارزشیابی کیفی)، جهت گیری هدف و عملکرد تحصیلی دانشجویان بود.آزمودنی های این تحقیق شامل 218 نفر از دانشجویان کارشناسی و کارشناسی ارشد دانشگاه شیراز از کلیه ی گروه های تحصیلی علوم انسانی، علوم پایه و مهندسی بود. آزمودنی ها با روش نمونه گیری خوشه ای مرحله ای، انتخاب شدند. ابزارهای این پژوهش شامل، پرسش نامه ی سازنده گرایی (منصوری، 1389) و پرسش نامه ی جهت گیری هدف (الیوت و مک گریور، 2001) بود. هم چنین نمره ی استاندارد معدل تحصیلی به عنوان شاخص عملکرد تحصیلی در نظر گرفته شد. نتایج تحلیل مسیر بر اساس مراحل بارون و کنی (1986) نشان داد که مؤلفه های زمینه گرایی، مشارکت و نسبیت گرایی به نحو مثبت عملکرد تحصیلی دانشجویان را پیش بینی می کنند. هم چنین مؤلفه های زمینه گرایی و نسبیت گرایی ، پیش بینی کننده ی مثبت جهت گیری های هدف گرایشی و پیش بینی کننده ی منفی جهت گیری های هدف اجتنابی بودند. ارزشیابی کیفی نیز پیش بینی کننده ی مثبت جهت گیری های هدف اجتنابی بود. علاوه بر این، جهت گیری های هدف گرایشی به نحو مثبت عملکرد تحصیلی را پیش بینی و در ارتباط بین مؤلفه های زمینه گرایی و نسبیت گرایی با عملکرد تحصیلی دانشجویان نقش واسطه ای ایفا نمودند.
بررسی پدیدار شناختی برنامه درسی تجربه شده درس علوم پایه چهارم از منظر دانش آموزان دختر پایه چهارم ابتدایی
منبع:
پژوهش های کیفی در برنامه درسی دوره ۳ بهار ۱۳۹۶ شماره ۶
71 - 88
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف بررسی پدیدار شناختی برنامه درسی تجربه شده درس علوم پایه چهارم از منظر دانش آموزان دختر پایه چهارم ابتدایی انجام شده است. تحقیق حاضر از نوع کیفی و پدیدار شناختی است. جامعه آماری تحقیق شامل تمامی دانش آموزان پایه چهارم ابتدایی می باشد. نمونه آماری به شیوه در دسترس انتخاب شده است. تعداد افراد نمونه جهت جمع آوری داده ها از مصاحبه نیمه ساختار یافته و تشکل گروه های کانونی استفاده شد. بدین صورت که 3 گروه 5 نفری از 6کلاس موجود انتخاب شد و با آنها مصاحبه گردید و دانش آموزان نظرات خود را در خصوص برنامه درسی تجربه شده، برنامه درسی تصوری، برنامه درسی نهفته، برنامه درسی تعاملی، روابط والدینی، برنامه درسی مستور شده و خود فکوری مطرح کردند. دانش آموزان اظهار کردند مطالب درس علوم پایه چهارم تکرار و بسط درس علوم پایه ی سوم بوده در حالیکه قبل از ورود انتظار داشتند که مطالب پیشرفته تر و سخت تر باشد و مطالب جدیدی اضافه شود، دانش آموزان فکر می کردند بیشتر به اختراعات و اکتشافات علمی بپردازد درحالی که ساده تر از پایه ی سوم بوده است. نتایج حاکی از دیدگاه دانش آموزان، برنامه درسی تجربه شده درس علوم در راستای برنامه قصد شده است. همچنین بیشتر به جنبه ی زیست شناسی درس پرداخته شده و آزمایشات انجام یافته آن باعث شده بیشتر به نسبت به اطرافشان دقیق تر باشند.
ارزیابی شایستگی های اعضای هیأت علمی فنی و مهندسی جهت تحقق رسالت دانشگاهی در افق 1404: جایگاه شایستگی تدریس از منظر دانشجویان دکتری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در این مطالعه، تلاش شده است تا از منظر دانشجویان دوره ی دکتری رشته های فنی و مهندسی، شایستگی های مورد انتظار اعضای هیأت علمی برای یک دهه ی آینده مورد بررسی قرار گیرد. جامعه ی آماری پژوهش حاضر، دانشجویان دکتری در رشته های فنی و مهندسی در دانشگاه شیراز بودند. نمونه ای با حجم 66 نفر بر اساس روش نمونه گیری تصادفی نسبتی بر اساس جنسیت و رشته تحصیلی انتخاب گردید. ابزار این پژوهش، پرسشنامه ی پژوهشگرساخته شایستگی های اعضای هیأت علمی می باشد. نتایج حاصل از پژوهش نشان داد که مهم ترین موضوعی که در رابطه با فعالیت های تدریس، پژوهش و آموزش اعضای هیأت علمی در یک دهه ی آینده اهمیت دارد، وفور اطلاعات در دسترس و فناوری های نو است. از دیدگاه دانشجویان دوره ی دکتری مهم ترین شایستگی اعضای هیأت علمی در یک دهه ی آینده، شایستگی پژوهش می باشد. همچنین یافته های پژوهش نشان داد بین ادراک دانشجویان دکتری از وضعیت موجود و مطلوب شایستگی های تدریس، پژوهش، مشاوره، ارائه خدمت و همکاری با اعضای هیأت علمی تفاوت معنادار وجود دارد و بیشترین شکاف بین وضعیت موجود و مطلوب ابعاد مختلف شایستگی اعضای هیأت علمی از دیدگاه دانشجویان دوره ی دکتری، متعلق به شایستگی همکاری اعضای هیأت علمی با همکاران می باشد.
ساخت و اعتباریابی مقیاس برنامه های درسی نال(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مفهوم برنامه درسی نال (1979) اولین بار به وسیله آیزنر مطرح گردید. از نظر وی آنچه از دستور کار مدارس حذف می شوند، زمینه ساز بروز نقایص تربیتی در متربیان می گردد. بروز نقایص تربیتی عمدتاً ناشی از حذف برخی از آموزش ها نمی باشد، بلکه وجوه دیگری از برنامه درسی نال مانند برنامه درسی مغفول، منسوخ، محرَّف و عقیم وجود دارند که آن ها نیز موجب بروز کمبودهایی در جریان تعلیم و تربیت افراد می گردد (مرزوقی، 2015). در این مقاله تلاش می گردد، انواع برنامه های درسی نال در دو بعد عامدانه و غیر عامدانه و در سطوح قصد شده، اجراشده و آموخته شده مورد بررسی و اعتبار یابی قرار گیرد. برای تعیین روایی این یافته ها، از روش تحلیل گویه و برای تعیین پایایی و اعتبار آن از روش ضریب آلفای کرونباخ استفاده شد که یافته های به دست آمده حکایت از روایی و اعتبار بسط مفهومی و انواع برنامه های درسی نال مطرح شده در این پژوهش دارد.
طراحی الگوی آموزشی مبتنی بر پرسش و پاسخ برای درس مطالعات اجتماعی و بررسی اثربخشی آن بر درک مفاهیم و تفکر انتقادی دانش آموزان
حوزههای تخصصی:
هدف از انجام این پژوهش، طراحی الگوی آموزشی پرسش و پاسخ در درس مطالعات اجتماعی و بررسی اثربخشی آن بر درک مفاهیم و تفکر انتقادی دانش آموزان پایه ششم ابتدایی در سال تحصیلی 96-95 بود. پژوهش حاضر یک پژوهش آمیخته بوده که از دو بخش تشکیل شده است. بخش اول طراحی الگوی آموزشی پرسش و پاسخ برای درس مطالعات اجتماعی بوده و بخش دوم، اعتباریابی الگو با اثربخشی بر درک مفاهیم و تفکر انتقادی است. در بخش کیفی از روش سنتزپژوهی (پژوهش تلفیقی) استفاده شد. در بخش کمی که هدف آزمایش تأثیر الگوی طراحی شده بر درک مفاهیم علمی و تفکر انتقادی دانش آموزان پایه ششم ابتدایی است؛ با استفاد از یک طرح آزمایشی از بین دانش آموزان پایه ششم شهرستان ایذه (50 نفر پسر) شامل 2 کلاس به عنوان نمونه آماری به صورت نمونه گیری تصادفی انتخاب و به طور تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل، قرارگرفتند. درک مفاهیم علمی و تفکر انتقادی در هردو گروه و در دو مرحله پیش آزمون و پس آزمون با ابزار آزمون تفکر انتقادی کرنل برای سنجش تفکر انتقادی و آزمون سنجش درک مفاهیم علمی برای درس مطالعات اجتماعی مورد مقایسه قرار گرفتند. با استفاده از آزمون تحلیل کوواریانس داده های جمع آوری شده تجزیه و تحلیل شد. در بخش کیفی نتایج تحقیق منجر به طراحی الگویی شد که شامل هفت بُعد (مبانی، اصول، فنون و راهبردها، مراحل، انواع پرسش، اهداف و ارزشیابی) است، نتایج در بخش کمی تحقیق نشان داد که الگوی طراحی شده موجب افزایش تفکر انتقادی و درک مفاهیم در گروه آزمایش شده است.