فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۴۰۱ تا ۴۲۰ مورد از کل ۱٬۶۹۰ مورد.
منبع:
Curriculum Research, Volume ۴, Issue ۱ , ۲۰۲۳
14 - 44
حوزههای تخصصی:
The present study focused on the effect of an in-service meta-pragmatics training course on Iranian English as a Foreign Language (EFL) teachers’ pragmatic awareness and classroom pragmatic practices. A mixed methods design was used to achieve the objectives of the study. In the quantitative phase of the study, 300 EFL teachers were selected through convenience sampling and filled out the Pragmatic Awareness Questionnaire. In the qualitative phase, 60 of those teachers participated in a pragmatic training course. They were divided into experimental and control groups and underwent the processes of pretesting, intervention, and post-testing. Furthermore, 30 of these teachers were observed in terms of their teaching inter-language pragmatics both before and after the training course of meta-pragmatics. The results of the multivariate ANOVA (MANOVA) revealed that EFL teacher’s pragmatic awareness was relatively low. In addition, the findings unveiled a statistically significant difference between the EFL teachers’ meta-pragmatic awareness and their practices in terms of the 'language teacher' component. Moreover, the findings showed a statistically significant improvement in the EFL teachers’ pragmatic practices regarding teaching pragmatic features after receiving the instructions. The results of this study have some implications for stakeholders, namely EFL teacher trainers, EFL teachers, and EFL students.
تجربه زیسته معلمان از عوامل موثر و موانع عملکرد حرفه ای آنان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های کیفی در برنامه درسی دوره ۴ زمستان ۱۴۰۲ شماره ۱۳
72 - 104
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر باهدف شناسایی عوامل موثر و موانع عملکرد حرفه ای معلمان انجام شد. روش پژوهش کیفی به شیوه تجربه زیسته است. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه معلمان فارغ التحصیلان رشته آموزش ابتدایی سال 95 تا 98 پردیس ها و مراکز دانشگاه فرهنگیان کشوراست. حجم نمونه موردبررسی به نوع دیپلم ۱۲۰ نفر، به شیوه تصادفی خوشه ای انتخاب شدند. افراد نمونه مصاحبه نیمه ساختاریافته را به صورت آنلاین پاسخ دادند. تجزیه و تحلیل به شیوه تحلیل مضمون صورت پذیرفت. نتایج: عوامل مؤثر در عملکرد حرفه ای معلم عبارتند از : بعد ساختاری: بی توجهی به شأن و جایگاه معلم، نقائص سیستم آموزشی، حجم زیاد کتب درسی، تعداد زیاد دانش آموزان در کلاس، چالش سیستم نمره دهی ، بعد سازمانی: کمبود امکانات در مدارس، جو مدرسه، عدم همکاری اولیا، شرایط خاص آموزش در دوران کرونا، بعد اقتصادی: دغدغه مسائل مالی، بعد فردی: فقدان انگیزه معلم. موانع حرفه ای عبارتند از : بعد ساختاری: بی توجهی به شأن و جایگاه معلم، نقائص سیستم آموزشی، حجم زیاد کتب درسی، تعداد زیاد دانش آموزان در کلاس، چالش سیستم نمره دهی ، بعد سازمانی: کمبود امکانات در مدارس، جو مدرسه، عدم همکاری اولیا، شرایط خاص آموزش در دوران کرونا، بعد اقتصادی: دغدغه مسائل مالی، بعد فردی: فقدان انگیزه معلمان
بررسی و تحلیل موضوعات "اجتماعی" در مقالات علمی حوزه برنامه درسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف مطالعه حاضر بررسی و تحلیل موضوعات "اجتماعی" در مقالات منتشر شده در مجلات علمی حوزه برنامه درسی است. برای تحلیل مقالات از روش سنتز پژوهی استفاده شده و ملاک انتخاب مقالات برای بررسی درج دو مفهوم "اجتماعی" و "برنامه درسی" در عنوان بوده است که بر این اساس 29 مقاله مورد مطالعه قرار گرفت. یافته ها نشان داد استفاده از موضوعات اجتماعی و ترکیب آن با سایر مفاهیم (عمدتاً به صورت پیشوند) در مقالات با تنوع زیاد و در مواردی بدون توجه به معنی آنها در بافت صورت گرفته است. همچنین در اکثر مقالات مفهوم " اجتماعی" در ترکیب با سایر مفاهیم نیز بدون توجه دقیق به معنی و ابعاد آن مورد استفاده قرار گرفته است. یکی دیگر از موارد خیلی مهم، تخصص نویسندگان مقالات است که عمدتاً در حوزه علوم تربیتی و برنامه درسی قرار دارد. موضوع قابل توجه دیگر به کار بردن مفاهیم ترکیبی با مفهوم "اجتماعی" در دامنه ای وسیع و بعضاً بدون ارتباط با هم است.
تبیین تحول و بازنگری برنامه های درسی آموزش عالی افغانستان از 1381-1400(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نظریه و عمل در برنامه درسی سال ۱۱ پاییز و زمستان ۱۴۰۲ شماره ۲۲
487 - 516
حوزههای تخصصی:
منظور از انجام این پژوهش، تبیین تحول و بازنگری برنامه های درسی آموزش عالی افغانستان بعد از سال 1381-1400 در افغانستان است. روش پژوهش کیفی از نوع تاریخی است و پژوهشگران تلاش نموده سیر بازنگری برنامه های درسی را در این دوره که به عنوان دوره تحول[1] یاد می شود، با دیدگاه تحلیلی نشان دهد. نتایج نشان می دهد که بازنگری برنامه های درسی بعد از سال 1381 از نخستین اولویت ها در جهت تحول آموزش عالی شمرده می شد. اگرچه وزارت تحصیلات عالی از سال 1381 برنامه بازسازی آموزش عالی و بازنگری برنامه های درسی را در دستور کار گرفت، اما طرح راهبردی آن بعد از سال 1384 منتشر شد و در سال 1394 توسعه یافت. تجربه ای که بعد از سال 1381 از برنامه ریزی درسی آموزش عالی حاصل می شود، گذار از یک نظام برنامه ریزی درسی نسبتاً غیرمنظم[2] به سمت نظام برنامه ریزی درسی متمرکز و سرانجام به سمت نظرخواهی و واگذاری اختیارات نسبی برای برنامه ریزی درسی به دانشگاه ها بود. درنتیجه ۱۶۵ رش ته تحصیلی شناس ایی شد که باید بازنگری می شد؛ ازجمله آن برنامه درسی71 رشته تحصیلی تا سال1400 بازنگری گردید. [1] - در این دوره آموزش عالی ظرفیت محدودش شکسته شد و رسالت خود را از سر گرفت. 150 مؤسسه آموزش عالی دولتی و خصوصی تآسیس گردید. رشته های تحصیلی جدید ایجاد شد و برنامه های درسی بازنگرری گردید. دسترسی به آموزش عالی افزایش یافت. [2] - در اثر جنگ های داخلی و حاکمیت احزاب سیاسی در مناطق مختلف، نظام برنامه ریزی درسی واحد نبود. برنامه های درسی دانشگاه ها متفاوت از هم بودند.
آسیب شناسی کیفی درس تفکر و سواد رسانه ای دوره متوسطه در مرحله اجرا(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات برنامه درسی ایران سال هجدهم زمستان ۱۴۰۲ شماره ۷۱
129 - 154
حوزههای تخصصی:
هدف اصلی مقاله حاضر آسیب شناسی کیفی درس تفکر و سواد رسانه ای دوره متوسطه در مرحله اجرا بود. پژوهش با روش پدیدارشناسی با مشارکت 18 نفر اجرا شد. یافته ها نشان داد آسیب های اجرایی شامل محتوای ناسازگار (عدم توفیق دانش آموزان در تعیین صحت و درستی اطلاعات، عدم منجر شدن دانش آموزان به تأمل ورزی و فهم انتقادی اطلاعات، ناتوانی نسبت به نیازهای اطلاعاتی دانش آموزان، عدم توفیق دانش آموزان نسبت به ارتقاء مسئولیت پذیری انتخاب و استفاده از پیام ها، اشکال دانش آموزان در شناخت شکل های بصری ارتباط)، ضعف کنشگران مدرسه ای (ضعف سواد رسانه ای مدیر، معاونان و دبیران)، والدین ناآگاه و غیرهمراه (کم توجهی به آموزش والدین و نقش آن ها در حمایت از آموزش سواد رسانه ای، ناآگاهی والدین در مواجهه معقول با رسانه ها و درس سواد رسانه ای)، نادید گرفتن سخت افزارها (در نظر نگرفتن فضا و مکان مناسب، نبود امکانات لازم جهت تولید محتوای چندرسانه ای، عدم وجود نیروهای پشتیبان جهت تعمیر، نگه داری و به روزرسانی سخت افزارهای کلاس) هستند.
واکاوی تحلیلی ارزشیابی آموزشی در آموزش مجازی دانشگاهی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
تعالی تعلیم و تربیت و آموزش دوره ۱ بهار ۱۴۰۲ شماره ۳
1 - 21
حوزههای تخصصی:
تحقیق با هدف" واکاوی تحلیلی ارزشیابی آموزشی در آموزش مجازی" انجام گردید. این تحقیق از نظرهدف کاربردی، از نظر شیوه گردآوری اطلاعات، توصیفی، از نظر ماهیت داده ها، کیفی و از نوع نظریه داده بنیاد می باشد. جامعه آماری استادان خبره دانشکده علوم تربیتی و روانشناسی دانشگاه آزاد اسلامی واحد کرج بودند که تعداد نمونه بر اساس اشباع نظری به 12 نفر رسید. روش نمونه گیری غیر تصادفی هدفمند و ابزار اندازه گیری مصاحبه نیمه ساختاریافته بود. جهت روایی و اعتبار داده ها از دو روش بازبینی مشارکت کنندگان و مرور نظر صاحب نظران غیرمشارکت کننده در تحقیق استفاده شد. تجزیه و تحلیل داده ها از طریق تحلیل محتوا و کدگذاری باز، محوری و گزینشی انجام گردید. نتایج نشان داد عوامل اثرگذار بر ارزشیابی آموزشی دانشجویان درآموزش مجازی شامل 5 مقوله محوری زیرساخت ها و امکانات ارزشیابی مجازی و حمایت سازمانی، نگرش استادان به ارزشیابی مجازی، شناخت استادان از شیوه های ارزشیابی مجازی، شیوه های ارزشیابی استادان، آسیب های ارزشیابی مجازی می باشد. از نظر کیفیت ارزشیابی مجازی در دانشگاه آزاد کرج قابل قبول نبوده و در وضعیت مناسبی قرار نداشت. چالش های ارزشیابی درآموزش مجازی عبارتست از عدم توجه و عدم تاکید دانشگاه بر یادگیری، نوع نگرش دانشجویان در سیستم ارزشیابی مجازی یعنی تقلب کردن و رونویسی، انگیزه پایین دانشجو، عدم تعیین قوانین مناسب برای ارزشیابی مجازی. پیشنهاد می شود تیم های تخصصی در حوزه آموزش مجازی جهت پژوهش و پیدا کردن راهکارهای واقع بینانه در ارزشیابی، تامین بودجه های مورد نیاز، فرهنگ سازی و ارائه آموزش های لازم و پرهیز از آزمون و خطا و تامین زیر ساختهای لازم تشکیل گردد.
الگوی جاری آموزش روخوانی و روان خوانی قرآن کریم در دوره ابتدایی (ارائه الگو با رویکرد نظریه داده بنیاد)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات برنامه درسی ایران سال هجدهم پاییز ۱۴۰۲ شماره ۷۰
41 - 70
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر بررسی وضع موجود آموزش قرآن کریم در دوره ابتدایی است. این پژوهش با رویکرد کیفی و روش داده بنیاد انجام گرفت. مشارکت کنندگان در پژوهش شامل کلیه کارگزاران دخیل در برنامه درسی آموزش قرآن کریم در مقطع ابتدایی بودند که از طریق نمونه گیری هدفمند از نوع ملاک محور انتخاب شدند. داده ها از طریق مصاحبه ی نیمه ساختار یافته با دوازده نفر از معلمان مقطع ابتدایی، هشت نفر از دانش آموزان، پنج نفر از والدین دانش آموزان، شهر زاهدان جمع آوری شد. به منظور تجزیه و تحلیل داده ها از روش کدگذاری استفاده شد. برای بررسی اصالت و اطمینان پذیری از معیارهای لینکن و کوبا استفاده شد. نتایج در قالب مدل پارادیمی شامل گسست آموزشی در برنامه آموزش قرآن کریم به عنوان مقوله ی محوری و شرایط علی (نگاه غیر کارشناسی به برنامه درسی قرآن کریم)، عوامل زمینه ای (عوامل محیطی – زمینه ای)، شرایط تسهیل گر(حمایت بُعد رفتاری)، شرایط محدودکننده (چالش های درون سازمانی و برون سازمانی)، راهبردها (بهسازی سازمانی و فرآیند آموزشی) و پیامد (بی انگیزگی و عدم یادگیری مهارت قرآنی) سازمان یافت.
بازنمایی تجارب زیسته معلمان در زمینه ارتقای انگیزش تحصیلی دانش آموزان دوره ابتدایی در محیط یادگیری الکترونیکی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
با شیوع ویروس کرونا، تعطیلی مدارس و لزوم تداوم آموزش، معلمان ناگزیر به ارائه آموزش در بستر الکترونیک شدند. در این میان یکی از چالشهای اساسی معلمان، چگونگی حفظ و ارتقاء سطح انگیزش دانش آموزان می باشد. با توجه به اهمیت راهبردهای انگیزشی معلمان در این دوران، پژوهش حاضر درصدد شناسایی تجارب زیسته معلمان در زمینه ارتقاء انگیزش تحصیلی دانش آموزان دوره ابتدایی در محیط یادگیری الکترونیکی است. مقاله حاضر با روش پدیدارنگاری (تفسیری) انجام شده است. مشارکت کنندگان از میان معلمان ابتدایی شاغل به تدریس در بستر الکترونیکی در سال تحصیلی1400-1399 بودند که 14 نفر از آنان با استفاده از شیوه نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. به منظور جمع آوری داده ها از مصاحبه غیرحضوری نیمه ساختاریافته استفاده شد. تجزیه و تحلیل مصاحبه ها با استفاده از راهبرد کلایزی انجام شد. در مجموع، تعداد 5 مقوله اصلی و 19 مقوله فرعی استخراج شد. یافته های پژوهش نشان داد که راهکارهای مؤثر معلمان برای ایجاد و تقویت انگیزه دانش آموزان در محیط یادگیری الکترونیکی شامل بهبود مؤلفه های آموزشی، توجه به ویژگی -های عاطفی - روانی دانش آموزان، رشد مهارت های اجتماعی، برجسته سازی تربیت علمی و نهایتاً تقویت ظرفیت های زیباشناختی است. نتایج بیانگر آن است که بهبود مؤلفه های آموزشی بیشترین سهم و توجه به ابعاد زیباشناسانه کمترین سهم را در مجموعه راهکارهای انگیزشی معلمان این پژوهش داشته است. لذا جهت دستیابی به نتایج موفق و بهبود یادگیری دانش آموزان کاربرد انگیزاننده های تمام ساحتی با مدنظر داشتن اقتضائات خاص زیست بوم جدید یادگیری و نیز ظرفیت هایی که می تواند پیشروی دانش آموزان قرار دهد، لازم و ضروری است.
بررسی اثربخشی «وب کوئست» به عنوان جایگزین سیستم ارزشیابی کیفی دوره ابتدایی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های کیفی در برنامه درسی دوره ۴ بهار ۱۴۰۲ شماره ۱۰
30 - 51
حوزههای تخصصی:
زمینه: امروزه تأثیر روش تدریس فعال در تعلیم و تربیت واقعی، کمتر مورد تردید و سؤال قرار می گیرد،روش آموزش سنتی یا حضوری با مسائلی مانند یادگیری انفعالی و غفلت از مشارکت خود یادگیرنده، نادیده گرفتن تفاوت ها و نیازهای یادگیرندگان، بی توجهی به حل مسئله و تفکر انتقادی، با انتقاد مواجه شده است و با پیامدهای مهمی همچون فرسودگی تحصیلی، کاهش انگیزه، احساس عدم کارایی و ... همراه بوده است. هدف و روش:در این مقاله با استفاده از روش شبه آزمایشی، به بررسی اثربخشی «وب کوئست» به عنوان جایگزین سیستم ارزشیابی کیفی دوره ابتدایی پرداختیم.تعداد 50 دانش آموز پسر مقطع ایتدایی یکی از مدارس تهران که در نیم سال اول سال تحصیلی ۹۹ – ۹۸ تحصیل می کردند،به عنوان جامعه آماری انتخاب شدند.در این پژوهش دو شاخص عمده میزان یادگیری و یادداری دانش آموزان در دو گروه با یک پیش آزمون و دو پس آزمون مورد بررسی قرار گرفت. نتایج و یافته ها: با توجه به اینکه اختلاف معنادار بودن میانگین گروه های کنترل و آزمایش با استفاده از آزمون تی محاسبه گردید مشخص گردید آموزش به وسیله وب کوئیست اثربخش بوده است. با تحلیل واریانس درون گروهی و برون گروهی نتایج بدست آمده در آزمون تی در معناداری و عدم معناداری تفاوت میانگین گروه ها مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. با نتایج حاصل شده از پیش آزمون و پس آزمون در دو گروه می توان گفت که آموزش به کمک وب کوئیست نسبت به سیستم ارزشیابی کیفی تاثیر گذار بوده است.
تبیین چیستی و چرایی نقشه برداری برنامه درسی برای معلمان ابتدایی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات برنامه درسی ایران سال هجدهم زمستان ۱۴۰۲ شماره ۷۱
253 - 290
حوزههای تخصصی:
دف از پژوهش حاضر، تبیین چیستی و چرایی نقشه برداری برنامه درسی در مقطع ابتدایی است. این پژوهش به روش سنتزپژوهی انجام شده است. جامعه آماری شامل کلیه مقالات علمی معتبر بین سال های 2000 تا 2021 است از جستجوی اولیه 200 مقاله و پس از بررسی چکیده اسناد با توجه به دو معیار "کیفیت" و "معتبر بودن" و غربال گری در نهایت 90 سند جهت تحلیل باقی ماند. روش نمونه گیری هدف مند و تا مرحله اشباع ادامه یافت. طبق یافته های بدست آمده نقشه برداری برنامه درسی از 2 بُعد و 12 مضمون تشکیل شد. بُعد «عناصرو مؤلفه های نقشه برداری» با 5 مضمون (اهدف/ سوالات اساسی، محتوای سازمان یافته و معنی دار، مهارت ها/ فرایندهای اساسی، تکالیف سنجشی/یادگیری، زمان بندی). بُعد «مزایا و کاربردهای نقشه برداری» با 7مضمون(توسعه فرهنگ مشارکت، ارتقای مدیریت دانش، زمینه حرفه ای شدن، شفافیت دروس برنامه درسی، تصویر سازی هوشمند، انعطاف پذیری، تقویت و توسعه فرایند یاددهی و یادگیری) کشف شد نتیجه گیری: پیشنهاد می گردد، پژوهش گران ، زمینه اجرای نقشه برداری برنامه درسی را فراهم کنند .این پژوهش می تواند مبنای طراحی سامانه نقشه برداری برنامه درسی قرار گیرد.
تأملی بر الگوهای برنامه درسی مونته سوری، والدورف و بانک استریت در سه محور؛ عاملیت کودک، ارزشیابی و محیط یادگیری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف مقاله حاضر، بررسی الگوهای مونته سوری، والدورف، و بانک استریت در سه محور؛ نگاه به کودک و عاملیت او، ارزشیابی کودکان، و کیفیت محیط آموزشی، با استفاده از روش توصیفی و تحلیل محتوای کیفی است. یافته های این تحقیق در محور نخست در هر سه الگو بیانگر منحصربه فردبودن، توانمندی، عاملیت، و شایستگی کودک در ساخت و انتقال معانی، تأکید بر شنیدن صدای کودک و تعقیب آن توسط مربیان و بزرگسالان، توجه نسبی به صلاحیت کودکان جهت تصمیم گیری و اقدام در امور مربوط به خودشان است. در محور دوم نیز تا حد قابل توجهی به رفاه کودک و نیز مشارکت فعال وی در نظارت بر یادگیری خود و دستاوردهایش تأکید می شود و از این حیث، فرایند ارزشیابی در راستای توسعه حس عاملیت کودکان قراردارد. طبق محورم سوم نیز محیط عنصری کلیدی در کیفیت رشد و یادگیری کودکان، و تا حدودی در راستای توسعه حس عاملیت کودکان قراردارد.
تاثیر یادگیری معکوس بر تفکر خلاق دانش آموزان پسر پایه پنجم دوره ابتدایی در درس علوم تجربی منطقه ۴ آموزش و پرورش شهر تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از انجام این پژوهش تاثیر یادگیری معکوس بر تفکر خلاق دانش آموزان پسر پایه پنجم دوره ابتدایی در درس علوم تجربی منطقه ۴ آموزش و پرورش شهر تهران بود.روش پژوهش از طرح نیمه آزمایشی و زمینه یابی تاثیر روش تدریس وارونه بر تفکر خلاق، از نوع پیش آزمون- پس آزمون با گروه کنترل استفاده نمود. جامعه آماری در این تحقیق ، شامل کلیه دانش آموزان پسر پایه پنجم ابتدایی منطقه 4 شهر تهران بود.نمونه این پژوهش شامل 30نفردانش آموزان پسر پایه پنجم دوره ابتدایی 15 نفرگروه آزمایش 15نفرگروه گواه بود که با روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شده اند. ابزار گردآوری داده ها در این تحقیق پرسشنامه استاندارد خلاقیت تورنس(1979) بود. در این تحقیق جهت تجزیه و تحلیل داده ها از روش آمار توصیفی و در آمار استنباطی، با توجه به اینکه مقیاس اندازه گیری فاصله ای و با پیش فرض نرمال بودن داده ها از آمار پارامتریک و با توجه به اینکه داده ها پیوسته بوده از آزمون آماری تی وابسته و تحلیل واریانس (آنوای یک راهه) استفاده می گرددیافته ها:. یادگیری معکوس موجب بهبودسیالی ، انعطاف پذیری ، بسط و تفکر خلاق تفکردانش آموزان می گردد. نتیجه گیری: یادگیری معکوس از نوع یادگیری فعال می باشد و با روش های متفاوت آموزشی به سیالی تفکر دانش آموزان منجر می شود. دانش آموزان به صورت فعال در فراگیری و ایجاد دانش مشارکت می کنند و همچنان دانش خود را آزمایش و ارزیابی می کنند.
تحلیل محتوای کتب درس دین وزندگی دوره ی متوسطه دوم ا زمنظر توجه به رویکرد تربیت عرفانی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های کیفی در برنامه درسی دوره ۴ تابستان ۱۴۰۲ شماره ۱۱
112 - 131
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف تحلیل محتوای کتب درس دین وزندگی دوره ی متوسطه دوم از منظر میزان توجه به رویکرد تربیت عرفانی اجرا شده است. روش پژوهش توصیفی و از نوع پژوهش کیفی و رویکرد پژوهش کاربردی بود. جامعه پژوهش، کتابهای دین و زندگی دوره ی متوسطه در سال تحصیلی 1398-99 بود که به صورت هدفمند کتابهای دین و زندگی دوره دوم متوسطه به همراه پیش دانشگاهی به عنوان نمونه در نظر گرفته شدند. ابزار گردآوری داده ها، نمونه برگ تحلیل محتوای کتابهای درسی بر مبنای شاخصها و اصول تربیت عرفانی براساس حکمت سینوی و با اقتباس از بهشتی و ناظر حسین آبادی(1391) می باشد. یافته های پژوهش نشان داد: درمجموع643 بار به محورها و مؤلفه های مفهومی مرتبط با تربیت عرفانی توجه شده که میزان آن در پایه های اول 170، در پایه دوم 165، در پایه سوم 240 و در پیش دانشگاهی 68 مرتبه است؛ جدای اینکه در دوره پیش دانشگاهی به عناصر تربیت عرفانی کمتر توجه شده است، اما عنصر شریعت محوری درکل و خصوصاً در پایه اول (با 4 بار تکرار)،کمترین حد توجه را داشت عنصری که ازمحوری ترین عناصر تربیت عرفانی بوده و عرفان واقعی را از سایر عرفان ها متمایز می کند.
Classroom management: Strategies and challenges of Iranian teachers(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
Curriculum Research, Volume ۴, Issue ۱ , ۲۰۲۳
1 - 13
حوزههای تخصصی:
The present study aimed to explore the strategies and challenges faced by Iranian teachers in classroom management. The importance of this study lied in its potential contribution to effective approaches in classroom management, professional growth of teachers, and research knowledge. To serve that end, it utilized a qualitative research design, employing semi-structured interview and open-ended questionnaire to gather data from a sample of Iranian teachers. The findings revealed that Iranian teachers were required to use different strategies to put their knowledge resources and practices of classroom management into the real context of classroom with high effectiveness. The study also indicated several challenges faced by Iranian teachers, such as students’ misbehavior, class communication, fulfillment of learner expectations, time management, care for and attention to learners, giving and receiving feedback, interactions with students’ families, flexibility, accountability and commitment, lesson planning, group work planning, and professional ethics. It can be concluded that teachers’ classroom management literacy is fed by different knowledge resources. Moreover, classroom management literacy is not formed overnight, but it is the product of various knowledge domains. More importantly, classroom management is not an easy task for Iranian teachers. These findings have significant implications for Iranian teachers, teacher educators and curriculum planners.
تبیین و تحلیل محتوای مولفه های سواد حقوقی در کتب دوره دوم متوسطه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف کلی این پژوهش، تحلیل محتوای کتاب های درسی فارسی(3)، جامعه شناسی(3) و هویت اجتماعی دوره دوم متوسطه از حیث انعکاس سواد حقوقی می باشد. پژوهش حاضر، با توجه به هدف کلی تحقیق کاربردی، از نوع مطالعات توصیفی-کیفی است. واحد تحلیل کلمه و جمله در کتاب های دوره دوم متوسطه بودند. جامعه آماری پژوهش، کتاب های درسی دوره دوم متوسطه بودند که وزارت آموزش و پرورش در سال تحصیلی 1402-1401 چاپ کرده است. نمونه آماری نیز شامل کتاب های درسی فارسی(3)، جامعه شناسی(3) و هویت اجتماعی دوره دوم متوسطه بودند و روش نمونه گیری به شیوه هدفمند(کتاب های مذکور) بود. ابزار گردآوری اطلاعات تهیه چک لیست در کتاب های فارسی(3)، جامعه شناسی(3) و هویت اجتماعی دوره متوسطه دوم بوده است. به منظور تهیه روایی، پس از تهیه چک لیست نهایی، مجددا در اختیاز چند تن از کارشناسان آموزش و پرورش استان، معلمین مدرس کتاب های مذکور و همچنین اساتید علوم تربیتی و برنامه ریزی درسی دانشگاه آزاد اسلامی مرند قرار گرفت و نظرات آنان اعمال شد. جهت تأمین پایایی چک لیست، از ضریب آلفای کرونباخ استفاده شد که 83/0 به دست آمده و از پایایی مطلوبی برخودار بود. نتایج نشان داد که در کل سه کتاب تحلیل شده، به میزان 10/0 درصد به آشنایی با قانون اساسی، 14/0 به مقدمه علم حقوق، 098/0 درصد به حقوق جرائم و مجازات ها، 0 درصد به حقوق خانواده، 0 درصد به حقوق بیمه، 02/0 درصد به حقوق راهنمایی و رانندگی، 20/0 درصد به حقوق دادسراها و دادگاه ها،01 /0 درصد به مسئولیت ناشی از تلف کردن مال دیگری و 007/0 درصد به حقوق قراردادها و معاملات پرداخته شده است.
تحلیل محتوای موضوعی و روش شناختی پایان نامه ها و رساله های تحصیلات تکمیلی رشته ی علوم تربیتی دانشگاه تبریز در فاصله سال های 1376 - 1395(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف اصلی این پژوهش آگاهی از وضعیت محتوایی پایان نامه های تحصیلات تکمیلی رشته علوم تربیتی دانشگاه تبریز در گرایش های روانشناسی تربیتی، برنامه ریزی درسی، آموزش و بهسازی منابع انسانی به منظور تعیین سیر موضوعی در هر مقوله از سال 1376 تا 1395 می باشد.روش: پژوهش حاضر از نوع کاربردی و روش پژوهش، تحلیل محتوا با استفاده از سیاهه وارسی است. به منظور تحلیل محتوای پایان نامه ها، از میان 405 پایان نامه رشته علوم تربیتی که در زمان انجام پژوهش در کتابخانه دانشکده علوم تربیتی و روانشناسی موجود بودند، 195 پایان نامه به عنوان نمونه انتخاب شدند. برای گردآوری داده ها از سیاهه وارسی محقق ساخته استفاده شده است.یافته ها: یافته های مطالعه نشان داد، در رشته آموزش و بهسازی پایان نامه ها در 9 حوزه ی موضوعی با بیشترین فراوانی در حوزه ی موضوع ارزیابی عملکرد (4 مورد)؛ در رشته برنامه ریزی درسی پایان نامه ها در 11 حوزه ی موضوعی با بیشترین فراوانی در حوزه ی موضوعی نظریه های یادگیری و تدریس (20 مورد)؛ در رشته روانشناسی تربیتی پایان نامه ها در 14 گرایش موضوعی با بیشترین فراوانی در حوزه ی موضوعی راهبردهای مطالعه و یادگیری (14 مورد)؛ در رشته دکترای روانشناسی تربیتی پایان نامه ها با در 6 حوزه ی موضوعی با بیشترین فراوانی در حوزه های موضوعی شیوه های اصلاح و تغییر رفتار و شیوه های نوین یاددهی و یادگیری (5 مورد) انجام گرفته است. همچنین بیشترین روش پژوهش مورد استفاده در پایان های علوم تربیتی، روش همبستگی بود. نتایج نشان داد جنسیت تاثیری در گرایش موضوعی پایان نامه ها ندارد، ولی مقطع تحصیلی بر نوع روش پژوهش مورد استفاده تاثیر مستقیم دارد.نتیجه گیری: تعیین اولویت های پژوهشی در هر یک از گرایش های رشته علوم تربیتی در دو مقطع ارشد و دکترا و نیز آموزش روش های متنوع پژوهش در راستای غنا بخشیدن به پایان نامه های این رشته ضروری می باشد.
واکاوی کنش حرفه ای آموزشگران رشته آموزش ابتدایی دانشگاه فرهنگیان در زمینه دانش پداگوژی محتوا(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف ازاین پژوهش واکاوی کنش حرفه ای آموزشگران رشته آموزش ابتدائی دانشگاه فرهنگیان درزمینه دانش پداگوژی محتوااست. دراین پژوهش ازرویکردکیفی استفاده شدوبه شیوه هدفمند7 نفرازآموزشگران دانشگاه فرهنگیان انتخاب شدند.جمع آوری داده ها از طریق مصاحبه ومشاهده کلاس، به طور هم زمان، صورت گرفت. براساس تفسیرآموزشگران از مؤلفه های دانش پداگوژی محتوا، آموزشگران دردوگروه نابسته به زمینه و وابسته به زمینه دسته بندی شدند.آموزشگران نابسته به زمینه هدف از پداگوژی محتوا راچگونگی بازنمایی هدفمندموضوع درسی می دانند.آن چه باور اصلی استادان را درشکل گیری آموزش محتوا معنی دارساخته، فرصت های یادگیری است که برای دانشجویان به صورت تجویزی وازبیرون برنامه ریزی می کنند، رسالت استادونظام دانشگاهی در انتقال چگونگی بازنمایی مفاهیم وحقایق است درمقابل باوراصلی آموزشگران وابسته به زمینه ،خلق فضای مؤثریادگیری برای نقدکردن برنامه درسی مکتوب وفرصت های یادگیری برابربرای دانشجویان با هدف خلق تجارب تحولی است. این باور در دانشجومعلمان شکل می گیردکه توانایی خلق دانش را دارند و می توانند فرصت هایی برای اندیشیدن شاگردان ابتدایی فراتر از موضوعات درسی و توصیه متخصصان مهیا کنند
تحلیل محتوای کتاب کار و فناوری پایه ششم ابتدایی بر اساس مؤلفه های کارآفرینی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نظریه و عمل در برنامه درسی سال ۱۱ پاییز و زمستان ۱۴۰۲ شماره ۲۲
429 - 454
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف ارزیابی و تحلیل محتوای کتاب کار و فناوری پایه ششم ابتدایی بر اساس مؤلفه های کارآفرینی در سه بعد دانش، نگرش و مهارت به روش توصیفی از نوع روش تحلیل محتوای کمی صورت گرفت. جامعه مورد پژوهش محتوای کتاب کاروفناوری پایه ششم در سال 1399 است که کل کتاب به عنوان نمونه مورد بررسی و تحلیل قرار گرفت. ابزار اندازه گیری چک لیست محقق ساخته براساس مولفه های کارآفرینی بود که اعتبار و روایی آن با کمک متخصصان و روش مثلث سازی بدست آمد. یافته ها نشان داد مجموعا 761 مرتبه در کتاب کاروفناوری به مولفه های کارآفرینی در قالب متن، پرسش و تصویر توجه شده است. بیشترین توجه به مولفه مهارت ها(442) وکمترین آن مولفه نگرش(51) بود. همچنین در زیر مولفه ها قوانین ومقررات، ریسک پذیری و برقراری ارتباط موثربیشترین درصد و مولفه های سوادمالی، کنترل درونی و تفکر انتقادی کمترین درصد را به ترتیب در بعد دانش، نگرش و مهارت کارآفرینی به خود اختصاص دادند.
An investigation into three different techniques to raise critical cultural awareness(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
Curriculum Research, Volume ۴, Issue ۴ , ۲۰۲۳
14 - 29
حوزههای تخصصی:
This study attempted to explore to what extent each of the three techniques of culture narratives, culture capsules and culture training activities significantly affect the critical cultural awareness of Iranian EFL learners by comparing their means from pretest to post-test questionnaire after ten-session treatment. Furthermore, it investigated whether there are any differences in the effectiveness of these techniques. Regarding the participants, the testing group was 154 undergraduate English language translation students, including both male and female students, forming three experimental groups. This investigation used the quasi-experimental pretest-posttest design. The sampling method was convenience sampling. The homogeneity test and a pre-post critical cultural awareness questionnaire were used to collect data. The collected data were analyzed through Repeated Measures ANOVA and Simple Effect Analysis. Based on the obtained results, there were significant differences between the pretest and the post-test, which means that by applying the techniques mentioned above, the critical cultural awareness of learners increased. Also, there were significant differences between the three groups’ overall means on pre-post critical cultural awareness questionnaires. Considering the three groups, culture narratives, culture capsule and culture training activities, the former outperforms the others. Furthermore, between culture training activities and culture capsule groups, the culture training activities group performed better than the culture capsule group.
چیستی، چرایی و چگونگی تربیت بدنی در مدارس ابتدایی از منظر دانشجو معلمان دانشگاه فرهنگیان (پژوهشی پدیدارشناسانه)
حوزههای تخصصی:
هدف از پژوهش حاضر بررسی چیستی، چرایی و چگونگی تربیت بدنی در مدارس ابتدایی از منظر دانشجو معلمان بود. به منظور تحقق هدف فوق از روش پدیدارشناسی توصیفی استفاده گردید. میدان پژوهش شامل دانشجویان دختر و پسر (1000 نفر)، ترم های آخر دانشگاه فرهنگیان کرمان در سال 1402 بودند. مشارکت کنندگان پژوهش با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند و با استفاده از قاعده رایج "اشباع نظری" در روش های کیفی انتخاب شدند. حجم مشارکت کنندگان پژوهش، شامل 21 نفر از اعضای میدان پژوهش بوده است. شیوه گردآوری اطلاعات استفاده از مصاحبه نیمه ساختاریافته است. برای تجزیه وتحلیل اطلاعات از الگوی چندمرحله ای کلایزی استفاده شد. جهت بررسی روایی داده های حاصل از مصاحبه ها نیز از دو معیار اعتبار پذیری و تأیید پذیری استفاده شد. نتایج در دو مضمون اصلی و دوازده مضمون فرعی خلاصه شده اند. بر اساس نتایج این پژوهش تربیت بدنی یعنی رشته ای علمی با روابط میان رشته ای هستی شناختی. چرایی شامل مضامین فرعی میان رشته ای و چگونگی شامل مضامین فرعی رشته محوری هستند.