فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲۱ تا ۴۰ مورد از کل ۱٬۶۹۰ مورد.
حوزههای تخصصی:
پیشینه و اهداف: مشاهدات میدانی، نتایج آزمون های درون مدرسه ای، آزمون های ملی در درس ریاضی و عملکرد ضعیف دانش آموزان ایرانی در آزمون های بین المللی، نشان می دهد که آموزش و درک ریاضی در دوره ابتدایی با مشکلات متعددی همراه است. به همین دلیل پژوهش حاضر با هدف شناسایی عوامل و نشانه های روان شناختی موثر در بروز یا تشدید خطاهای ریاضی دانش آموزان دوره ی دوم ابتدایی انجام شد. روش ها : بدین منظور از روش پدیدارشناسی توصیفی استفاده گردید و داده ها با استفاده از مصاحبه نیمه ساختار یافته جمع آوردی گردید. مصاحبه شوندگان به روش ملاکی انتخاب شدند و بعد از 23 مصاحبه اشباع داده ها حاصل شد. به منظور افزایش اتکاپذیری، تاییدپذیری، باورپذیری صحت داده ها، از شیوه های «بازبینی در زمان کُدگذاری»، «بهره گیری از نظرات همکاران پژوهشی و تأیید آن ها»، «تبیین جزئیات دقیق فرایند گردآوری و تحلیل داده ها»، «درگیری طولانی مدت»، سه سو سازی و تحلیل موارد منفی استفاده شد. یافته ها: تحلیل داده ها به شناسایی و طبقه بندی سه دسته از عوامل «انگیزشی»، «روانی» و «حافظه ای» منجر گردید و 26 نشانه ی روان شناختی شناسایی شد. نتیجه گیری: بررسی های انجام شده نشان داد دانش آموزان دوره دبستان در یادگیری درس ریاضی با چالش های روان شناختی بسیار زیاد و متنوعی همراه هستند و ادامه این روند می تواند نشاط و پویایی در نظام آموزشی را با آسیب های بسیاری همراه ساخته و تشکیل کارگروهی تخصصی برای جلوگیری از تداوم این تبعات، از ضرورتی انکارناپذیر است.
شایستگی های مورد نیاز معلمان ریاضی کارآمد: از دیدگاه دانشجو-معلمان رشته آموزش ریاضی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
با توجه به اهمیت یادگیری درس ریاضی و توسعه تفکر ریاضیاتی در دانش آموزان دوره متوسطه، نقش معلم ریاضی به عنوان یک عامل کلیدی در این فرآیند غیرقابل انکار است. هدف این تحقیق، شناسایی شایستگی های عمومی، تخصصی و حرفه ای مورد نیاز معلمان ریاضی کارآمد دوره متوسطه از دیدگاه دانشجو-معلمان رشته آموزش ریاضی است. این پژوهش به شیوه پژوهش کیفی، به روش پدیدارشناسی با جامعه پژوهشی دانشجو-معلمان سال آخر رشته آموزش ریاضی دانشگاه فرهنگیان شهر تبریز در سال تحصیلی 1403-1402 است. نمونه ها به صورت هدفمند انتخاب گردیدند و حجم آن با توجه به ماهیت پژوهش کیفی تا اشباع داده ها (31 نفر) ادامه یافت. داده ها از طریق مصاحبه های نیمه ساختارمند گرد آوری گردید و با استفاده از روش پیشنهادی اسمیت (1995) تجزیه و تحلیل شد. برای ارزیابی اعتبار داده های پژوهش، از روش های برقراری ارتباط مناسب و جلب اعتماد، بازبینی مداوم داده ها، بررسی کفایت داده ها، مرور مضامین با مشارکت کنندگان و بررسی همکار استفاده گردید. چهار مضمون اصلی شامل تخصص ها و مهارت های علمی، مهارت های تدریس و یادگیری، توانمندی های اجتماعی و ارتباطی، و ویژگی های رفتاری و شخصیتی استخراج شد. مضامین فرعی این پژوهش نشان دهنده اهمیت تسلط به دانش تخصصی و به روز، آشنایی با فناوری های نوین آموزشی، شناخت بدفهمی های دانش آموزان و روش های رفع آن ها، مهارت های ارتباطی قوی، توجه به تفاوت های فردی، و ایجاد فضای حمایتی و انگیزشی در تدریس است. معلمان ریاضی برای ارائه آموزش مؤثر باید ترکیبی از مهارت های علمی، ارتباطی، و شخصیتی را داشته باشند و با بهره گیری از روش های نوین و توسعه حرفه ای مداوم، فرآیند یادگیری درس ریاضی را بهبود ببخشند.
اثربخشی روش تدریس مبتنی بر رویکرد سازنده گرایی بایبی بر حل مسئله، ادراک سودمندی تکالیف تحصیلی و اهداف پیشرفت دانش آموزان در درس شیمی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف : هدف پژوهش حاضر اثربخشی روش تدریس مبتنی بر رویکرد سازنده گرایی بایبی بر حل مسئله، ادراک سودمندی تکالیف تحصیلی و اهداف پیشرفت دانش آموزان در درس شیمی بود. روش پژوهش : طرح پژوهش نیمه آزمایشی از نوع پیش آزمون- پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری این پژوهش شامل کلیه دانش آموزان پسر پایه یازدهم تجربی دوره متوسطه دوم شهرستان چابهار در سال تحصیلی 1404-1403 بودند که برای نمونه گیری در این پژوهش از بین مدارس دوره دوم متوسطه شهرستان یک مدرسه (دبیرستان دانا و توانا) به صورت تصادفی انتخاب شد که پس از اعمال ملاک های خروج، 30 نفر شرکت کننده در پژوهش به صورت تصادفی انتخاب شده و به عنوان نمونه آماری با گمارش تصادفی در دو گروه 15 نفری آزمایش و گواه قرار گرفتند. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه جهت گیری هدف پیشرفت الیوت و مک گرگور (2001)، مقیاس سودمندی ادراک شده تکالیف تحصیلی میلر و همکاران (2005) و پرسشنامه هپنر و پترسون(1982) استفاده شد. تجزیه و تحلیل داده ها با روش آماری تحلیل کواریانس انجام گرفت. یافته ها : نتایج پژوهش نشان داد که روش تدریس مبتنی بر رویکرد سازنده گرایی بایبی بر حل مسئله، ادراک سودمندی تکالیف تحصیلی و اهداف پیشرفت دانش آموزان در درس شیمی تأثیر دارد (01/0≥p). در واقع روش تدریس مبتنی بر رویکرد سازنده گرایی بایبی باعث افزایش حل مسئله و مؤلفه های اعتماد به حل مسئله، اعتماد به خود و کنترل شخصی، جهت گیری هدف تسلط- گرایش و عملکرد- گرایش و ادراک سودمندی تکالیف تحصیلی در دانش آموزان می شود. همچنین تدریس مبتنی بر رویکرد سازنده گرایی بایبی باعث کاهش اهداف تسلط- اجتناب و عملکرد- اجتناب در دانش آموزان می شود. نتیجه گیری : با توجه به تأثیر روش تدریس بایبی بر میزان متغیرهای اهداف پیشرفت، حل مسئله و ادراک سودمندی تکالیف تحصیلی درس شیمی، به کارگیری این روش تدریس به معلمان در مدارس توصیه می شود.
پیش بینی نگرانی براساس سازه های بهزیستی اجتماعی و خوش بینی در مادران کودکان با نارسایی های ذهنی و تحولی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
برنامه درسی و آموزش یادگیرنده محور سال ۴ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲
136 - 151
حوزههای تخصصی:
هدف : پژوهش حاضر با هدف بررسی پیش بینی نگرانی براساس سازه های بهزیستی اجتماعی و خوش بینی در مادران کودکان با نارسایی های ذهنی و تحولی انجام شد. روش پژوهش : روش پژوهش، توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعه آماری شامل مادران کودکان با نارسایی های ذهنی و تحولی شهر تبریز در سال تحصیلی 1399-1398 بودند. تعداد 123 نفر از این مادران با روش نمونه گیری دردسترس به عنوان گروه نمونه پژوهش انتخاب شدند. از ابزارهای بهزیستی اجتماعی کیز، مقیاس خوش بینی کارور و شیر و پرسشنامه ابراز نگرانی پنسیلوانیا برای جمع آوری داده های پژوهش استفاده شد. یافته ها : تحلیل همبستگی نشان داد که بین بهزیستی اجتماعی و خوش بینی با ابراز نگرانی رابطه منفی و معنادار وجود دارد. افزون براین، تحلیل رگرسیون چندگانه نشان داد که متغیرهای خوش بینی و بهزیستی اجتماعی توانستند 16درصد واریانس ابراز نگرانی را به طور معناداری تبیین کنند. نتیجه گیری : پیش آمادگی شناختی و عاطفی در خوش بینی و بهزیستی اجتماعی به مادران کودکان با نارسایی های ذهنی و تحولی کمک می کنند تا نگرانی کمتری را تجربه کنند.
چالش های اخلاقیِ آموزشِ مبتنی بر متاورس
حوزههای تخصصی:
پیشینه و اهداف: متاورس با ایجاد ارتباطات دیجیتالی پیچیده بین دنیای مجازی و فیزیکی، فرصت های بی سابقه ای را برای بهره برداری از مزایای خود نسبت به پلتفرم های آموزشی مرسوم فراهم می کند. تغییر در نظام آموزشی برای پاسخ به نیازهای دانش آموزان هر نسل اجتناب ناپذیر است و سیستم آموزشی به سمت فنّاوری هایی حرکت می کند که نیازهای نسل Zو نسل آلفا را برآورده کند. پژوهش حاضر به بررسی مسائل اخلاقی ادغام متاورس در محیط های آموزشی پرداخته است؛ ازجمله: نگرانی های مربوط به حریم خصوصی، تهدیدهای امنیت داده ها، شکاف دیجیتالی گسترده و ... . روش : این پژوهش با یک رویکرد کیفی و با استفاده از روش مرور سیستماتیک مقالات مرتبط با موضوع را موردمطالعه قرار داده است. مرور سیستماتیک ترکیبی جامع و بی طرفانه از تحقیقات موجود را تضمین می کند و درک کاملی از وضعیت فعلی دانش در این زمینه ارائه می دهد. یافته ها: یافته های تحقیق نشان می دهد درحالی که متاورس، ظرفیت زیادی برای ایجاد تحول در آموزش دارد؛ اما حفظ استانداردهای اخلاقی و کاهش مدبرانه خطرات احتمالی نیز موضوع بااهمیتی است. ملاحظات اخلاقی نظیر حفظ حریم خصوصی داده ها، نگرانی های امنیتی، مشکلات قانونی و نظارتی، شکاف دیجیتال و نابرابری اجتماعی، هویت و بازنمایی، تأثیرات روان شناختی، چالش های مالکیت معنوی، آزار کاربران، رضایت آگاهانه و فراگیری ازجمله مسائل مهمی هستند که باید به آن ها توجه شود. نتیجه گیری: با اجرای راه حل های پیشنهادی، مؤسسات آموزشی می توانند از ظرفیت کامل فنّاوری متاورس بهره ببرند و درعین حال از منافع همه ذینفعان محافظت کنند.
Enhancing Intercultural Communicative Competence and Cultural Awareness through ESP Materials for Iranian Psychology Students(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
Curriculum Research, Volume ۶, Issue ۴ , ۲۰۲۵
32 - 51
حوزههای تخصصی:
This study investigated the impact of newly developed English for Specific Purposes (ESP) materials on enhancing Intercultural Communicative Competence (ICC) and cultural awareness among Iranian undergraduate psychology students. Addressing the need for culturally responsive communication and limitations of conventional materials, researchers designed a 5-unit coursebook based on Byram’s (1997) ICC framework and the ICC materials development framework proposed by Mishan and Kiss (2024). Employing a mixed-methods design over a 10-week semester, 60 homogeneous students were equally assigned into two groups: an experimental group received newly developed ESP materials that integrated cross-cultural case studies, dialogic activities, and culturally diverse psychological modules, while the control group used traditional textbooks. Quantitative data from ICC questionnaires revealed a significant increase in ICC within the experimental group. Qualitative analysis of student reflections and interviews indicated enhanced intercultural attitudes, knowledge, skills, and cultural awareness, reflecting meaningful shifts in perspectives for the experimental group. These findings underscore the effectiveness of ICC-focused ESP materials in preparing psychology students for culturally sensitive practice. The study contributes to the development of ESP materials by advocating for the intentional integration of intercultural competence to cultivate globally competent practitioners.
شناسایی مضامین اثرگذار بر شایستگی ارتباطی معلمان دوره ابتدایی با رویکرد مرور نظام مند(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های برنامه درسی دوره ۱۵ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱
277 - 298
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف شناسایی عوامل، ملاک ها و نشانگرهای شایستگی ارتباطی معلمان دوره ی ابتدایی انجام شد. با توجه به هدف پژوهش از طرح پژوهش کیفی، از نوع مرور نظام مند استفاده گردید. داده های پژوهش براساس دستورالعمل پریزما، مقالات نمایه شده در پایگاه های داده های داخلی در بازه ی زمانی ۱۴۰۳-۱۳۹۹ و پایگاه های داده های خارجی در بازه زمانی ۲۰۲۰ تا ۲۰۲۴ جستجو شدند. پس از جستجو در بانک های اطلاعاتی داخلی و خارجی ۵۲۰ منبع مرتبط با پژوهش حاضر یافت شد که پس از پالایش در سه مرحله، ۲۴ مقاله برای تحلیل انتخاب شدند. برای ارزیابی مقالات از برنامه مهارت های ارزیابی حیاتی (CASP) استفاده شد. جهت تجزیه و تحلیل داده ها از روش تحلیل محتوای مضمون استفاده شد. برای بررسی قابلیت اعتماد و اعتبار یافته ها از معیارهای خودبازبینی محقق و روش مرور همتا استفاده گردید. در نهایت تحلیل عمیق پژوهش های صورت گرفته منجر به شناسایی ۱۰ عامل، ۳۹ ملاک و ۱۱۶ نشانگر شد. براساس یافته های پژوهش حاضر عوامل مؤثر بر شایستگی ارتباطی معلمان دوره ی ابتدایی عبارت است از: عوامل آموزشی، دانشی، مدیریتی، ارزشی، ارزیابی، روانی-عاطفی، فرهنگی، اجتماعی، غیرکلامی و فناوری می باشد. نتایج یافته ها نشان داد که کیفیت شایستگی ارتباطی معلمان دوره ی ابتدایی نقش تعیین کننده ای در کیفیت سایر شایستگی های آن ها دارد. پژوهش های صورت گرفته به عوامل اجتماعی، روانی-عاطفی، ارزشی و مدیریتی شایستگی ارتباطی معلمان دور ه ی ابتدایی بیشترین توجه را داشته اند که این امر بیانگر آن است که غالباً به شایستگی ارتباطی جهت ایجاد محیط یادگیری مثبت و فراگیر توجه شده است. همچنین به عوامل فناوری و غیرکلامی کمتر پرداخته شده است. لذا ضروری است که پژوهش های آینده عوامل نامبرده بیشتر بپردازند.
شاخص های محتوا در برنامه درسی دانش فناوری رشته آموزش ابتدایی و میزان توجه به آن ها(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف : پژوهش حاضر با هدف شناسایی شاخص های عنصر محتوا در برنامه درسی دانش فناوری رشته آموزش ابتدایی و سپس میزان توجه به آن ها در دانشگاه فرهنگیان انجام شد. روش پژوهش : در پژوهش حاضر از طرح ترکیبی از نوع اکتشافی متوالی استفاده شد. از روش پدیدارشناسی در بخش کیفی و از روش توصیفی - پیمایشی در بخش کمی بهره گرفته شده است. در بخش کیفی با 15 نفر از متخصصان و اعضای هیئت علمی دانشگاه ها، مصاحبه نیمه ساختاریافته به عمل آمد. جامعه آماری بخش کمی دانشجومعلمان دوره کارشناسی دانشگاه های فرهنگیان بودند که به روش تصادفی طبقه ای نسبی، تعداد 316 نفر انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها مصاحبه نیمه ساختاریافته و پرسش نامه مستخرج از بخش کیفی بوده است. برای اعتباریابی بخش کیفی از روش همسوسازی و تکنیک کنترل توسط اعضاء بهره گرفته شد. برای تعیین روایی سؤالات مصاحبه و پرسش نامه از روایی صوری و محتوایی و برای برآورد پایایی پرسش نامه از ضریب آلفای کرونباخ برابر با 0/932 استفاده شد. تحلیل بخش کیفی از طریق روش تحلیل مضمون و بخش کمی از آمار توصیفی و استنباطی انجام شده است. یافته ها : یافته های بخش کیفی نشان داد مهم ترین شاخص های محتوا در برنامه درسی دانش فناوری رشته آموزش ابتدایی شامل پنج مضمون 5 مضمون محتوای مربوط به دانش عمومی فناوری؛ محتوای مربوط به دانش تخصصی فناوری؛ محتوای مطلوب جهت کسب مهارت های تفکر عملی، تفکر انتقادی، خلاق و رفتار فناورانه؛ محتوای مناسب با کمک فناوری های نوین با قابلیت تعاملی، به روزرسانی، استفاده مکرر و ... برای دستیابی به هدف های آموزشی؛ سازماندهی محتوا بر اساس معیارهای علاقه مندی، کاربرد و ... با استفاده از فناوری های نوین بوده است. همچنین نتایج در بخش کمی نیز نشان داد میزان توجه به مؤلفه های دانش فناوری در عنصر محتوا برنامه درسی رشته آموزش ابتدایی در سطح ضعیفی است. نتیجه گیری : دانشگاه و استادان باید محتوایی را انتخاب کنند که دانشجویان بتوانند شایستگی های فناوری خود را توسعه دهند. همچنین از آنجایی که هر روز با فناوری های جدید روبرو هستند ضرورت دارد آن را در کلاس های درس بیاموزند و آموزش دهند.
استخراج شبکه مضامین مولفه های تفکر رایانشی به روش تحلیل مضمون برای معلمان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
برنامه درسی و آموزش یادگیرنده محور سال ۴ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳
108 - 121
حوزههای تخصصی:
هدف : تفکر رایانشی یک موضوع بین رشته ای است و نقش مهمی در پرورش مهارت حل مسئله به صورت الگوریتمی در یادگیرندگان دارد اما هنوز درک جامعی از آن در زمینه های آموزشی وجود ندارد. هدف این پژوهش، استخراج شبکه مضامین مولفه های تفکر رایانشی است تا با افزایش دانش معلمان از ماهیت تفکر رایانشی، زمینه توسعه حرفه ای آنان را فراهم سازد. روش پژوهش : این پژوهش از نظر هدف، بنیادی-کاربردی و از لحاظ روش پژوهش کیفی است.جامعه پژوهش شامل مقالات منتشرشده در بازه زمانی 2006 تا 2025 بود که با استفاده از کلمات کلیدی در پایگاه های اطلاعاتی اسکوپوس، ساینس دایرکت، اسپرینگر، اریک،کتابخانه دیجیتالی انجمن ماشین های حسابگر و گوگل اسکالر جستجو شد و 831 مقاله به دست آمد. پس از غربالگری و اعمال معیارهای ورود و خروج، 216 مقاله به عنوان نمونه انتخاب شدند و 19 تعریف از آن ها استخراج شد. برای تجزیه و تحلیل تعاریف از روش تحلیل مضمون با رویکرد شبکه مضامین آتراید-استرلینگ استفاده شد. روایی مدل با نظر خبرگان و پایایی با روش هولستی محاسبه شد که ضریب پایایی 85/0 به دست آمد. یافته ها : یافته ها منجر به استخراج شبکه مضامین مؤلفه های تفکر رایانشی شد که شامل 65 مضمون پایه، 8 مضمون سازمان دهنده، 4 مضمون فراگیر و یک ابر مضمون بود و با نرم افزار مکس کیودا 2020 ترسیم شد. نتیجه گیری : نتایج نشان داد کاربرد مضامین مولفه های تفکر رایانشی در زمینه های آموزشی، مستلزم توسعه حرفه ای معلمان در قالب کارگاه های آموزشی است که با همکاری متخصصان علوم کامپیوتر و تکنولوژی آموزشی میسر می باشد.
مدل سازی عوامل کلیدی پرورش تفکر نقادانه در دانشجویان مهندسی: یک پژوهش روش های آمیخته اکتشافی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف : تفکر نقادانه، کلید حل مسائل پیچیده مهندسی است. برخورداری از این شایستگی ، دانشجویان را به تحلیلگرانی توانمند تبدیل می کند. در فضای چندبعدی مهندسی، شناسایی و تقویت عوامل مؤثر بر این تفکر، موتور محرک ارتقای کیفیت آموزش و خلق راه حل های نوآورانه است. هدف این پژوهش، شناسایی و مدلسازی عوامل تأثیرگذار بر تفکر نقادانه در میان دانشجویان مهندسی است. روش پژوهش : پژوهش حاضر با رویکرد آمیخته و طرح اکتشافی انجام شد. در بخش کیفی، یک بررسی نظام مند بر اساس دستورالعمل PRISMA صورت گرفت و مقالات نمایه شده در پایگاه های اسکوپوس و ساینس دایرکت تحلیل شدند. با بهره گیری از تحلیل اسناد، تحلیل محتوای مقایسه ای پژوهش های مرتبط و مصاحبه با خبرگان، عوامل مؤثر بر تفکر نقادانه استخراج شد. در بخش کمّی، روابط میان عوامل شناسایی شده با استفاده از تحلیل معادلات ساختاری تفسیری (ISM) بررسی و سطح بندی گردید. سپس با به کارگیری تحلیل تاثیرات متقابل مستقیم و غیرمستقیم (MICMAC)، میزان اثرگذاری و اثرپذیری متقابل عوامل مشخص و یافته های کیفی تأیید شد. یافته ها : از میان ۱۱ عامل استخراج شده، هشت عامل کلیدی شامل روش های تدریس تعاملی، کیفیت محتوای آموزشی، توانایی تحلیل و حل مسئله، نظام پشتیبانی و بازخورد، پرورش خلاقیت، عوامل محیطی فرهنگی، کاربرد فناوری در آموزش و عوامل فردی–انگیزشی، تأثیر معناداری بر تقویت تفکر نقادانه دانشجویان مهندسی دارند. نتیجه گیری : نتایج نشان می دهد که تقویت تفکر نقادانه در آموزش مهندسی مستلزم نگاهی سیستماتیک و تمرکز بر عوامل مستقل و ارتباطی است. بازطراحی برنامه های درسی، توسعه روش های تدریس تعاملی و بازنگری نظام های ارزیابی می تواند زمینه ساز تربیت مهندسانی توانمند و آماده برای مواجهه با چالش های نوین باشد.
مروری نظام مند بر مطالعات پیاده سازی رویکرد ارزشیابی توصیفی در مدارس ابتدایی ایران: چالش ها، فرصت ها و راهکارهای اجرایی
حوزههای تخصصی:
پیشینه و اهداف: ارزشیابی توصیفی، به عنوان رویکردی کلیدی در نظام آموزش ابتدایی ایران با تأکید بر سنجش مستمر و جامع، ظرفیت قابل توجهی برای بهبود کیفیت یادگیری و افزایش مشارکت فعال دانش آموزان دارد؛ اما در عمل با چالش های فراوانی همچون کمبود منابع آموزشی و مشکلات ساختاری مواجه است. این پژوهش با هدف شناسایی، تحلیل و ارائه راهکارهای عملی برای غلبه بر چالش ها و بهره مندی از فرصت های مرتبط با اجرای ارزشیابی توصیفی انجام شد. روش ها : مطالعه حاضر از نوع مرور نظام مند بود. به این منظور، 19 مقاله پژوهشی مرتبط که در سال های 1398 تا 1402 در پایگاه های اطلاعاتی SID و Magiran منتشر شده بودند، مورد بررسی قرار گرفتند. داده ها با استفاده از روش کدگذاری، تحلیل مضمونی و ترکیب یافته ها بر اساس مدل سندلوسکی و باروسو (2007) تحلیل شدند. یافته ها: تحلیل کیفی داده ها نشان داد اگرچه ارزشیابی توصیفی پتانسیل بالایی برای بهبود کیفیت یادگیری و افزایش مشارکت و انگیزه دانش آموزان دارد؛ اما اجرای آن در مدارس ابتدایی ایران با موانع قابل توجهی همراه است. اصلی ترین چالش های شناسایی شده عبارتند از: کمبود منابع آموزشی و پشتیبانی کافی، ضعف در مهارت ها و دانش حرفه ای معلمان در زمینه اجرای این رویکرد و مشکلات ساختاری در سطح برنامه ریزی درسی و سیاست گذاری های کلان آموزشی. نتیجه گیری: اجرای موفقیت آمیز ارزشیابی توصیفی نیازمند یک رویکرد جامع و هماهنگ با مشارکت فعال تمامی ذینفعان کلیدی شامل معلمان، مدیران، والدین و سیاست گذاران آموزشی است. غلبه بر چالش های شناسایی شده و استفاده بهینه از فرصت ها می تواند نقش بسزایی در ارتقاء کیفیت فرآیند یاددهی-یادگیری و تحقق اهداف آموزشی در مقطع ابتدایی داشته باشد.
اثربخشی مداخلۀ آموزشی مبتنی بر رویکرد پیاژه بر تنظیم هیجان دانش آموزان دختر پایۀ چهارم ابتدایی
حوزههای تخصصی:
پیشینه و اهداف پژوهش حاضر با هدف تعیین میزان اثربخشی مداخله آموزشی مبتنی بر رویکرد شناختی پیاژه بر تنظیم هیجان دانش آموزان دختر پایه چهارم در دوره ابتدایی شهر بروجن انجام گرفت. روش ها روش پژوهش نیمه آزمایشی بود. به این منظور از بین کلیه دانش آموزان پایه چهارم ابتدایی شهر بروجن در سال تحصیلی 1400-1401 تعداد 30 نفر که ملاک های ورود به پژوهش را دارا بودند، به صورت هدفمند انتخاب و در پژوهش شرکت داده شدند. برای جمع آوری اطلاعات آزمون از پرسشنامه تنظیم هیجان (ERQ-CA) (2005) استفاده شد. برای تجزیه و تحلیل داده ها، از آمار توصیفی (تعداد، درصد، میانگین و انحراف معیار) و آمار استنباطی (تحلیل کوواریانس چند متغیره) استفاده شد و برای تجزیه وتحلیل داده ها از نرم افزار SPSS نسخه 20 استفاده شد. یافته ها: در پایان نتایج نشان داد که بین میانگین نمرات مولفه های تنظیم هیجان در دو گروه آزمایش و کنترل اختلاف آماری معناداری وجود داشت (001/0>P) به گونه ای که دانش آموزانی که با استفاده از روش های آموزشی پیاژه آموزش دیده بودند، در مقایسه با گروه کنترل بهبود قابل توجهی در تنظیم هیجان داشتند و ضریب اتای بدست آمده برای مؤلفه های تنظیم هیجان شامل مدیریت هیجان 28/0، انعکاس هیجان 32/0 و درک هیجان 19/0 بدست آمد. نتیجه گیری: با توجه به نتایج پژوهش می توان نتیجه گرفت که مداخلات آموزشی مبتنی بر رویکرد پیاژه می تواند به عنوان یک روش مؤثر در بهبود تنظیم هیجان دانش آموزان استفاده شود.
واکاوی تربیت جنسی در سایه برنامه درسی رسمی و غیر رسمی: مطالعه ای پدیدارشناسی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات برنامه درسی ایران سال ۲۰ بهار ۱۴۰۴ شماره ۷۶
87 - 114
حوزههای تخصصی:
مقاله حاضر با هدف تبیین نقش مؤلفه های برنامه درسی رسمی و غیررسمی در تربیت جنسی دانش آموزان دختر دوره ابتدایی شهرستان سرابله با رویکرد کیفی به روش پدیدارشناسی توصیفی انجام شد. داده ها در این پژوهش با استفاده از مصاحبه های نیمه ساختاریافته با 15 نفر از معلمان دوره ابتدایی شهرستان سرابله که به شیوه هدفمند انتخاب شدند، جمع آوری شد. براساس راهبرد هفت مرحله ای کلایزی، مؤلفه های برنامه درسی رسمی و غیررسمی در 13 زیرمضمون و چهار مضمون کلی همسالان، خانواده، عوامل مدرسه و رسانه طبقه بندی شد. نتایج پژوهش حاکی از آن است که در تربیت جنسی دانش آموزان دختر دوره ابتدایی به ترتیب زیرمضمون های مشاهده رفتارجنسی، تابو بودن مسائل جنسی، تربیت گلخانه ای، وجود دوگانگی در رفتار متربیان تربیت جنسی و سهل الوصول بودن اینترنت نقش بیش تری را ایفا می کنند.
Exploring Iranian Primary-Level EFL Teachers’ Perceptions toward Social Identity(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
Curriculum Research, Volume ۶, Issue ۴ , ۲۰۲۵
52 - 80
حوزههای تخصصی:
Social identity plays a significant role in the professional life of teachers; however, the social identity of English as a foreign language (EFL) teachers is an under-investigated research area in general and in the context of Iran in particular. This study aimed to explore Iranian primary-level EFL teachers’ perceptions toward social identity. To this end, phenomenological design was adopted. Participants included 15 teachers (7 males and 8 females) from private language schools of Tehran and Tabriz who were selected through convenience sampling. Data were collected through face-to-face semi-structured interviews. Based on the results of the thematic analysis, five main themes were identified: social communication skills, professional development experiences, using collaboration, group activities, and negotiation strategies to understand students’ social identity, effect of social identity on teaching profession, and effect of social identity on teacher interactions. This study has some implications for primary-level EFL teacher educators and primary-level EFL teachers. Primary-level EFL teacher educators should use the findings to train pre-service teachers on the construction and reconstruction of their social identity. Besides, primary-level EFL teacher teachers should be attentive to the reconstruction of their social identity based on the insights taken from this study.
طراحی الگوی دانش موضوعی-تربیتی برای معلمان فیزیک در مبحث الکترواستاتیک(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات برنامه درسی ایران سال ۲۰ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۷۷
269 - 296
حوزههای تخصصی:
هدف این مطالعه، طراحی الگوی دانش موضوعی-تربیتی برای معلمان فیزیک است. این پژوهش در دو مرحله تدوین الگو و اعتبار سنجی الگو، با رویکردهای ترکیبی و کمی انجام گرفته است. در مرحله اول، تعداد 11 نفر با اشباع نظری، به صورت هدفمند انتخاب شده و مصاحبه های نیمه ساختار یافته انجام شدند. مصاحبه ها با روش پدیدارشناسی بررسی و مضامین اصلی و فرعی شناسایی شدند؛ الگوی دانش موضوعی-تربیتی معلمان فیزیک در مبحث الکترواستاتیک با هشت مضمون اصلی – جهت گیری معلم، دانش هدف گذاری و سازمان دهی محتوا، آگاهی از درک دانش آموزان، شناخت دانش آموزان، راهبردهای تدریس، خودکارآمدی معلم، دانش فناورانه، و دانش ارزشیابی – طراحی گردید. این الگو با تهیه پرسشنامه محقق ساخته مورد اعتباربخشی قرار گرفت. 199 نفر از جامعه آماری معلمان فیزیک استان آذربایجان غربی به عنوان نمونه انتخاب شدند و پرسشنامه به اجرا درآمد. داده ها با شیوه تحلیل اکتشافی و تحلیل عاملی بررسی شدند. نتایج نشان دادند که الگوی طراحی شده برای دانش موضوعی-تربیتی معلمان فیزیک از اعتبار لازم برخوردار است.
The Role of Materials in Teaching Listening Strategies in Computer-based and Text-based Classes: EFL Learners' Listening Comprehension and Cognitive Load in Focus(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
Curriculum Research, Volume ۶, Issue ۳ , ۲۰۲۵
61 - 74
حوزههای تخصصی:
Listening effectively in a foreign language presents many challenges for students. The aims of this convergent mixed methods study were two-fold. First, to determine whether teaching listening strategies through materials tailored to apply principles related to decreasing Cognitive Load (CL) could help learners improve their L2 listening comprehension. Second, whether using such materials could reduce learners' cognitive load. In doing so, two modes of material presentation (computer-based and text-based) were selected. Eighty-eight TEFL bachelor students in three intact classes were randomly assigned to three treatment conditions: Strategy-Based Cognitive-Load-Decreasing Computer-Based Material (SB-CLD-CBM), Strategy-Based Cognitive-Load-Decreasing Text-Based Material (SB-CLD-TBM), and Strategy-Based Non-Cognitive-Load Decreasing Conventional Learning Material (SB-NCLD-CLM), and received relevant instructions. A general proficiency test was used to examine participants' language proficiency. A listening pretest and posttest, a listening achievement test, and a cognitive load questionnaire were used to collect data in the quantitative phase. A reflection paper, including two questions about students' perceptions administered during the treatment, was used to gather qualitative data. The One-way Analysis of Variance (ANOVA) and Multivariate Analysis of Variance (MANOVA) showed that CLD-CBM and CLD-TBM outperformed the NCLD-CLM in listening comprehension and experienced lower cognitive load. However, no significant difference was found between the experimental groups. The findings are valuable for teachers and materials developers, suggesting they should include Cognitive Load Theory principles and strategy instruction when designing learning materials and instructional approaches.
تحلیل وضع موجود و مطلوب برنامه درسی دانشگاه شهید باهنر کرمان بر اساس مؤلفه های دانشگاه خدمت محور(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های برنامه درسی دوره ۱۵ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱
225 - 254
حوزههای تخصصی:
هدف اصلی مقاله حاضر تحلیل وضع موجود و مطلوب برنامه درسی دانشگاه شهید باهنر کرمان براساس مؤلفه های دانشگاه خدمت محور است که از نظر اعضای هیأت علمی این دانشگاه جهت گردآوری اطلاعات استفاده شده است. بدین منظور از جامعه آماری شامل اعضای هیأت علمی دانشگاه شهید باهنر (605)، 234 نفر با روش نمونه گیری سهمیه-ای، انتخاب شدند. روش پژوهش توصیفی- پیمایشی و ابزار پژوهش، پرسش نامه محقق ساخته دو سویه بود که 31 گویه در قالب پنج عنصر برنامه درسی اهداف، محتوا، فعالیت های یاددهی- یادگیری، روش های ارزش یابی، محیط آموزشی را در دو وضعیت موجود و مطلوب بررسی کرد. ضریب آلفای کرونباخ برای این مقیاس برابر 70 صدم محاسبه گردیده است. نتایج نشان دادند که از نظر اعضای هیأت علمی، در وضعیت موجود دو عنصر محتوا و فعالیت های یاددهی-یادگیری برنامه درسی از نظر رعایت مؤلفه های دانشگاه خدمت محور از وضعیت مطلوب برخوردارند، اما سه عنصر اهداف، ارزشیابی و محیط آموزشی مبتنی بر مؤلفه های دانشگاه خدمت محور نیستند. در وضعیت مطلوب عنصر محیط آموزشی برنامه درسی از نظر رعایت مؤلفه های دانشگاه خدمت محور، بیشترین اختلاف را با وضعیت مطلوب خود دارد.
بدفهمی های رایج از مفاهیم فیزیک عمومی؛ مطالعه موردی دانشجو-معلمان رشته آموزش ابتدایی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات برنامه درسی ایران سال ۲۰ بهار ۱۴۰۴ شماره ۷۶
207 - 234
حوزههای تخصصی:
هدف مقاله شناسایی بدفهمی های دانشجومعلمان رشته آموزش ابتدایی از مفاهیم فیزیک عمومی است. روش پژوهش آمیخته (کیفی-کمی) است؛ ابتدا با تحلیل محتوای سرفصل های آموزش علوم، بدفهمی ها در حوزه فیزیک عمومی شناسایی شد. سپس، برای تأیید بدفهمی ها، از روش کیفی گروه کانونی (6 نفره) استفاده شد. در بخش کمی پژوهش، میزان رواج این بدفهمی ها در بین دانشجومعلمان با استفاده از یک آزمون محقق ساخته مورد بررسی قرار گرفت. جامعه آماری بخش کمی، دانشجومعلمان مقطع کارشناسی ورودی سال تحصیلی ۱۳۹۹-۱۳۹۸ در رشته آموزش ابتدایی دانشگاه فرهنگیان بود. نمونه ای به حجم ۳۴۰ نفر به روش نمونه گیری در دسترس از میان دانشجومعلمان پردیس های تهران، مشهد، اصفهان، اراک، یاسوج و همدان انتخاب شد. نتایج تحقیق نشان داد که تمامی ۲۰ بدفهمی شناسایی شده، در بین دانشجومعلمان وجود دارد که برخی از آن ها رواج بالاتری دارند. همچنین، نتایج نشان می دهد که تعداد و شدت بدفهمی های موجود در میان دانشجومعلمان قابل توجه است و این امر ضرورت بازنگری و اصلاح برنامه های درسی تربیت معلم را برجسته می سازد.
رابطه خودکارآمدی و اعتیاد به اینترنت با اهمال کاری تحصیلی نوجوانان به واسطه خودتنظیمی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
برنامه درسی و آموزش یادگیرنده محور سال ۴ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱
107 - 120
حوزههای تخصصی:
هدف از پژوهش حاضر تعیین رابطه خودکارآمدی و اعتیاد به اینترنت با اهمال کاری تحصیلی نوجوانان به واسطه خودتنظیمی بود.جامعه پژوهش دانش آموزان دختر دوره دوم مقطع متوسطه شهر تبریز بود که از میان آنها200 نفر به روش خوشه ای چند مرحله ای انتخاب شدند. ابزارهای پژوهش پرسشنامه اهمال کاری تحصیلی سواری (1390)، خودکارآمدی موریس (2001)، پرسشنامه اعتیاد به شبکه های اجتماعی مجازی صادق زاده و همکاران (1397) و خودتنظیمی بوفارد و همکاران (1995) بودند. داده ها از روش مدل یابی معادلات ساختاری و از طریق نرم افزار 24 AMOSو 25SPSS تحلیل شدند.نتایج نشان داد بین خودکارآمدی و اهمال کاری تحصیلی رابطه منفی و معنی دار و بین اعتیاد به اینترنت با اهمال کاری تحصیلی رابطه مثبت و معنی دار وجود دارد. بین خودکارآمدی و اهمال کاری تحصیلی به واسطه خودتنظیمی رابطه غیر مستقیم وجود دارد. بین اعتیاد به اینترنت و اهمال کاری تحصیلی به واسطه خودتنظیمی رابطه غیر مستقیم وجود دارد.یافته های این پژوهش می تواند درطرح ریزی برنامه های آموزشی مورد استفاده قرار گیرد تا دانش آموزان کمتر در معرض آسیب های حاصل از اهمال کاری قرارگیرند.
The Impact of Explicit Writing Strategy Instruction on EFL Learners’ Strategy Use across Proficiency Levels(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
Curriculum Research, Volume ۶, Issue ۳ , ۲۰۲۵
75 - 89
حوزههای تخصصی:
Over the past decades, the use of strategies by language learners has been the subject of considerable research. Yet comparatively few studies have examined the direct effects of strategy instruction on the actual writing strategy use of learners, with specific comparisons involving students at different levels of proficiency. This study examined if focused writing strategy instruction can increase the use of writing strategies by EFL learners. Using a mixed-methods design, 64 undergraduate learners in Iran were divided into experimental and control groups. The experimental group received strategy-based instruction grounded in Oxford’s (1990) framework, while the control group received conventional writing instruction. Data were collected through pre- and post-tests, stimulated recall protocols, and a validated strategy-use questionnaire. Findings from a mixed between-within ANOVA revealed significant time-group- proficiency interactions, indicating that strategy instruction benefited learners differently across proficiency levels. Qualitative analysis further highlighted how learners integrated strategies into their writing practices. The results have implications for tailoring writing instruction to proficiency-specific needs.