ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۹٬۸۶۱ تا ۱۹٬۸۸۰ مورد از کل ۲۰٬۳۲۵ مورد.
۱۹۸۶۱.

نیم نگاهی به کارورزی در مراکز تربیت معلم کشور مصر (از نظریه تا عمل)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۷ تعداد دانلود : ۳۸
در این جستار به نظام آموزشی، درس کارورزی و شیوه اجرای آن در دانشگاه عین الشمس کشور مصر پرداخته می شود. در نظام آموزشی کشور مصر، تربیت معلم به عنوان محور اصلاحات تعلیم و تربیت و آموزش معلمان به صورت فرایند خودرهبری، خوداندیشی، خودارزیابی ایفای نقش کرده و آموزش پیش از خدمت و حین خدمت با الگوی منسجم دنبال شده است. هدف این پژوهش، مطالعهکارورزی در دانشگاه-های کشور مصر و نحوه جذب و آماده سازی دانشجومعلمان در مراکز تربیت معلم است که به شرایط جذب دانشجومعلمان، آموزش حرفه ای و عملی معلمان، ساختار نظام آموزشى متوسّطه، آموزش و مهیاسازی ضمن خدمت، برنامه کارورزى در حین خدمت، وظایف استاد راهنما و مراحل کارورزى پرداخته شده است. روش پژوهش تحلیلی - توصیفی است و منابع مورد استفاده برخی از سایت وزارت آموزش و پرورش و دانشگاه های کشور مصر و برخی از کتاب ها و مقالات عربی چاپ شده در زمینهکارورزی گرفته شده است. نتایج این بررسی نشانگر آن است که نظام آموزش کشور مصر در پذیرش و موفقیت در آزمون ورودی و انجام مصاحبه در مورد جذب حساس هستند و برنامه ای برای فعالیت دانشجومعلم ها در کارورزی پیش بینی شده تا بیاموزند که چگونه یاد بگیرند و چگونه یادگیری خود را سازماندهی کنند. ویزگی خاص کارورزی در نظام آموزشی کشور مصر، تخصصی بودن آن است و برنامه کارورزی مصر در چهار مرحله انجام می شود که مرحله انجام تدریس مهمترین مرحله محسوب می شود؛ چرا که معلم راهنما مسئولیت آماده سازی، برنامه ریزی و اجرای کامل درس را بر عهده دانشجو معلم می گذارد.
۱۹۸۶۲.

واکاوی تحقیقات علمی در حوزه «توسعه حرفه ای معلم»: یک مطالعه علم سنجی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۶ تعداد دانلود : ۳۳
تحقیق پیشرو، با هدف مصورسازی تولیدات علمی حوزه توسعه حرفه ای معلمان انجام شد. روش پژوهش حاضر از نوع علم سنجی است که با نرم افزارهای اکسل، وی.او.اس ویوور و بیبلیو متریکس صورت گرفته است. جامعه پژوهشی تحقیق شامل 5923 مقاله علمی از پایگاه علمی اسکوپوس بین سال های 1891 تا 2023 بود که استخراج و مورد تحلیل قرار گرفتند. پس از استخراج داده ها با استفاده از نرم افزار بیبلیومتریکس اطلاعات مورد تجزیه وتحلیل آماری قرارگرفته و نمودارها و جداول شناسایی شدند. یافته های پژوهش نشان داد که روند انتشار مقالات در این حوزه صعودی بوده و در میان دانشگاه ها؛ دانشگاه فنی نانیانگ و در میان مجلات، مجله آموزش و تربیت معلم، در میان تحقیقات نیز مقالات پژوهشی دارای بیشترین تعداد مقالات بودند. از نظر تکرار کلیدواژه های: تدریس، توسعه حرفه ای معلم، توسعه حرفه ای، جنبه های حرفه ای، آموزش و در رابطه همکاری این نوع تحقیقات آمریکا و چین سرآمد بودند. چهار حوزه در نقشه موضوعی مشاهده شد که شامل: موضوعات محرکه، تخصصی، پایه و نوظهور بودند. در نتیجه توجه به پژوهش در حوزه توسعه حرفه ای معلمان هنوز جای کار بسیار داشته و موضوعات نوظهور و داغ می توانند مورد توجه پژوهشگران این حوزه قرار گیرند.
۱۹۸۶۳.

شناخت فاکتورهای غیرآکادمیک در نمره دهی کلاسی: دیدگاه معلمان زبان انگلیسی در مدارس متوسطه ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷ تعداد دانلود : ۳۰
پیشینه و اهداف: نمره دهی به عنوان شاخصی مهم در سنجش تحصیلی به طور گسترده توسط معلمان استفاده می شود و نقش حیاتی در تصمیم گیری های آموزشی دارد. پیامدهای نمرات فراتر از کلاس بوده و با انگیزه تحصیلی و آینده شغلی دانش آموزان پیوند می خورند. با این وجود، نمرات به عنوان معیاری برای سنجش تحصیلی چندان قابل اتکا نیستند. این پژوهش با هدف بررسی دلایل استفاده گسترده از فاکتورهای غیرآکادمیک در نمره دهی معلمان و تأثیر این عوامل بر معنا و تفسیر نمرات انجام شد. روش: در این پژوهش کیفی، با اجرای مصاحبه های نیمه ساختارمند با 10 معلم زبان انگلیسی مدارس متوسطه، دلایل استفاده گسترده از فاکتورهای غیرآکادمیک در نمره دهی مورد بررسی قرار گرفت. یافته ها: در جریان مصاحبه ها، معلمان به دلایلی چون تلاش برای بهبود یادگیری و انگیزه دهی، فقدان معیارهای مشخص برای نمره دهی، فشار از طرف ذینفعان و نیاز به نمره دهی چندوجهی برای رعایت انصاف در ارزیابی اشاره کردند. همچنین تحلیل داده ها نشان داد که معلمان تحت تأثیر فشارهای درونی و بیرونی متعددی قرار دارند که اثرات منفی بر معنای نمرات و تصمیمات آموزشی نمره محور آنها می گذارند. نتیجه گیری: امید است یافته های این پژوهش به دانشجو معلمان در درک بهتر عوامل اثرگذار بر نمره دهی و ایجاد شفافیت در ارزیابی کلاسی کمک نماید و برای برنامه ریزی آموزشی در مراکز تربیت معلم همچون دانشگاه فرهنگیان در جهت تبیین فرایند سنجش و ارزیابی کلاسی مثمر ثمر باشد.
۱۹۸۶۴.

سلامت روان دانشجو معلمان: نقش تنظیم شناختی-هیجانی، حمایت اجتماعی و تاب آوری تحصیلی با میانجیگری کیفیت خواب(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵ تعداد دانلود : ۳۹
سلامت روان یکی از مهم ترین جنبه های سلامت انسان محسوب می شود و امروزه ارزیابی عوامل مرتبط با آن در دانشجو معلمان یک ضرورت حیاتی است. هدف از پژوهش، پیش بینی سلامت روانی دانشجو معلمان بر اساس تنظیم شناختی- هیجانی، حمایت اجتماعی و تاب آوری تحصیلی با توجه به نقش میانجی کیفیت خواب بود. روش پژوهش همبستگی از نوع مدل یابی معادلات ساختاری بود. ﺟﺎﻣﻌﻪ آﻣﺎری ﺷﺎﻣﻞ کﻠیﻪ دانشجو معلمان مشغول به تحصیل دانشگاه فرهنگیان کردستان در سال 1402-1401 بودند که از میان آن ها تعداد 400 نفر، با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای انتخاب شد. برای جمع آوری داده ها از مقیاس چند بعدی حمایت اجتماعی ادراک شده، پرسشنامه تنظیم شناختی - هیجانی، پرسشنامه تاب آوری تحصیلی، پرسشنامه کیفیت خواب و فرم کوتاه پرسشنامه سلامت روان استفاده شد. داده ها با استفاده از روش مدل یابی معادلات ساختاری از طریق نرم افزار Spss-21 و Amos-21 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. نتایج تحلیل نشان داد که متغیرهای تنظیم شناختی-هیجانی، حمایت اجتماعی، تاب آوری تحصیلی و کیفیت خواب بر سلامت روان در دانشجویان اثر مستقیم و معنادار (01/0P>) داشتند. همچنین تنظیم شناختی-هیجانی، حمایت اجتماعی و تاب آوری تحصیلی از طریق کیفیت خواب بر سلامت روان تأثیر غیرمستقیم و معنادار (01/0P>) داشتند. با توجه به اهمیت موضوع سلامت روان، هدف قرار دادن این چهار مؤلفه در فرایند تحصیل دانشجویان دانشگاه فرهنگیان می تواند در افزایش سلامت روان آنان تأثیر بسزایی داشته باشد.
۱۹۸۶۵.

نقش معلم در کلاس درس هستی گرا(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۸ تعداد دانلود : ۳۸
فلسفه هستی با تأکید بر مفاهیمی چون آزادی، مسئولیت، انتخاب و معنایابی فردی، چشم انداز منحصربه فردی را در تعلیم و تربیت مطرح می سازد که بر این اساس معلم از یک انتقال دهنده صرف دانش فراتر رفته و به عاملی محوری در تسهیل خودشناسی و تحقق وجودی دانش آموزان بدل می شود. هدف اصلی این پژوهش، ارائه تحلیلی جامع از ابعاد، ویژگی ها، کارکردها و مسئولیت های معلم در کلاس درس مبتنی بر اصول فلسفه هستی، با استناد به مجموعه ای از مطالعات پژوهشی منتخب است. این پژوهش با رویکرد مرور روایتی و تحلیل محتوای کیفی، به تجزیه و تحلیل یافته های مطالعات پرداخته است. یافته های کلیدی نشان می دهد که معلم وجودگرا در وهله نخست، تسهیل گر خودآگاهی و اصالت فردی است و با طرح پرسش های وجودی و ایجاد فضایی برای انتخاب آزاد، دانش آموزان را در مسیر معنایابی یاری می کند. بنای رابطه ای اصیل و دیالوگی "من-تو"، از دیگر کارکردهای اساسی این معلم است که بر صداقت، حضور و احترام متقابل استوار است. معلم همچنین بعنوان الگوی وجودی و عامل رهایی بخش، دانش آموزان را برای مواجهه با اضطراب های زندگی و فراروی از محدودیت ها توانمند می سازد و با بهره گیری از هنر و تجارب زیبایی شناختی، به توسعه تخیل و خلاقیت آنان کمک می کند. مدیریت اخلاقی کلاس درس نیز از طریق ایجاد نظمی مبتنی بر آزادی و مسئولیت پذیری متقابل و با تکیه بر خودآگاهی فلسفی و تعهد درونی معلم صورت می پذیرد. این نقش چالش برانگیز، مستلزم آمادگی بالای فلسفی و شخصیتی معلم است و با ساختارهای آموزشی رایج تضادهایی دارد.
۱۹۸۶۶.

آسیب شناسی جشنواره های فرهنگی دانشگاه فرهنگیان

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۸ تعداد دانلود : ۳۴
پیشینه و اهداف: جشنواره های فرهنگی-اجتماعی دانشگاه فرهنگیان به عنوان یکی از مهم ترین فعالیت های غیردرسی در سازماندهی و مدیریت امور فرهنگی و آموزشی دانشجویان عمل می کنند. این نوع جشنواره ها، که شامل مسابقات هنری، فرهنگی، اجتماعی، ورزشی و علمی است، نقش برجسته ای در ترویج ارزش های فرهنگی، تعزیز هویت ملی و اسلامی، و ایجاد محیطی پویا و انرژی ساز در میان دانشجویان دانشگاه فرهنگیان ایفا می کنند. پژوهش حاضر، به بررسی و طراحی الگوی آسیب شناسی جشنواره های فرهنگی- اجتماعی دانشجویان دانشگاه فرهنگیان پرداخته است. هدف از این تحقیق، شناسایی چالش ها و موانع موجود در برگزاری این نوع جشنواره ها و ارائه راهکارهای مناسب برای بهبود کیفیت و مؤثرتر شدن این رویدادهاست. روش ها : رویکرد پژوهش کیفی بوده و با استفاده از مصاحبه با دانشجومعلمان دوره ابتدایی و زبان انگلیسی مصاحبه انجام شد. تجزیه و تحلیل داده ها نیز با استفاده از تکنیک تحلیل مضمون صورت گرفت. یافته ها: یافته ها نشانگر این بودند که در چهار حیطه شغلی، مهارتی، ارزشی و آموزشی نقصان هایی وجود دارد که لازم است مورد توجه قرار گیرند.نتیجه گیری: باتوجه به یافته ها علیرغم اهمیت این موضوع توجه آن چنانی بدان نشده است که ضروری است اقداماتی در حیطه انجام شوند.
۱۹۸۶۷.

شناسایی عوامل موثر بر ارزیابی تکوینی دیجیتال در آموزش و یادگیری الکترونیکی مبتنی بر روش فراترکیب

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۴ تعداد دانلود : ۴۲
فقدان سازوکارهای صحیح سنجش و ارزیابی تحصیلی، در آموزش و یادگیری الکترونیکی، مدیران را به اجرای راه کارها و برنامه های زودگذر با هزینه اضافی مواجه کرده است .  این امر در نتیجه عدم شناسایی صحیح مولفه های ارزیابی در آموزش و یادگیری الکترونیکی است. فرایند ارزیابی تکوینی دیجیتال به سیستم های مدیریت آموزش و یادگیری الکترونیکی کمک می کند تا با اتخاذ استراتژی مناسب و بکارگیری های فرایند ارزیابی تکوینی دیجیتال به هدف اصلی آموزش که یادگیری می باشد جامه عمل پوشانده شود. با وجود مدل ها و چهارچوب های مختلفی در حوزه آموزش و یادگیری الکترونیکی تا کنون مدل جامعی ارائه نشده است که ابعاد چندگانه سنجش و ارزیابی تحصیلی را به صورت یکپارچه برای دستیابی به هم راستایی ارزیابی برای یادگیری در نظر بگیرد. در این نوشتار به منظور تبیین یک مدل جامع، با مرور سیستماتیک ادبیات و به کمک روش پژوهش کیفی فراترکیب (متاسنتز)، کلیه ابعاد ارزیابی تکوینی دیجیتال شناسایی شده، سپس میزان اهمیت و اولویت هر یک از عوامل موثر به کمک روش کمی آنتروپی شانون، براساس رویکرد تحلیل محتوا تعیین شده است؛ به طوری که این پژوهش هم در روش شناسی و هم نتایج به دست آمده دارای نوآوری است.
۱۹۸۶۸.

رابطه توسعه مزیت رقابتی با اشتراک گذاری دانش و نوآوری سازمانی با نقش میانجی فرهنگ سازمانی بین معلمان دوره ابتدایی ناحیه دو شهرکرد

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۴ تعداد دانلود : ۳۹
هدف پژوهش حاضر بررسی رابطه بین توسعه مزیت رقابتی با اشتراک گذاری دانش و نوآوری سازمانی با نقش میانجی فرهنگ سازمانی در بین معلمان دوره ابتدایی ناحیه دو شهرکرد بود. روش مورد استفاده در این پژوهش برحسب هدف کاربردی و از نظر روش گردآوری داده ها توصیفی- همبستگی بود. در این پژوهش جامعه آماری، شامل تمامی معلمان دوره ابتدایی ناحیه دو شهرستان شهرکرد می باشد که حدود 1500 نفر هستند که از این میان، با استفاده از جدول مورگان و نمونه گیری تصادفی طبقه ای 305 نفر به عنوان حجم نمونه در نظر گرفته شد. به منظور گردآوری اطلاعات از چهار پرسشنامه پرسشنامه مزیت رقابتی لی و همکارانش (2006)، پرسشنامه اشتراک گذاری دانش هوی و همکاران (2010)، پرسشنامه نوآوری سازمانی پراجگو و سوهل (2003) و پرسشنامه فرهنگ سازمانی هافستد (2013) بهره گرفته شد. تجزیه و تحلیل اطلاعات به دست آمده از اجرای پرسشنامه ها از طریق نرم افزار SPSS16 در دو بخش توصیفی و استنباطی (آزمون کولموگروف-اسمیرنف، آزمون همبستگی پیرسون، آزمون رگرسیون چندگانه) انجام پذیرفت. یافته های پژوهش نشان داد که بین توسعه مزیت رقابتی با اشتراک گذاری دانش و نوآوری سازمانی با نقش میانجی فرهنگ سازمانی در بین معلمان دوره ابتدایی ناحیه دو شهرکرد رابطه معناداری وجود دارد. توسعه مزیت رقابتی، اشتراک گذاری دانش و نوآوری سازمانی عوامل مهمی هستند که می توانند در بهبود عملکرد و کسب مزیت رقابتی برای سازمان ها، از جمله مدارس و معلمان، نقش مهمی داشته باشند. در این فرآیند، فرهنگ سازمانی نیز به عنوان یک عامل میانجی در تعامل بین اشتراک گذاری دانش و نوآوری سازمانی با مزیت رقابتی معلمان نقش مهمی ایفا می کند.
۱۹۸۶۹.

عوامل موثر بر شایستگی های مربیان کودکان کم توان ذهنی: یک مطالعه ساختاری تفسیری (ISM)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۴ تعداد دانلود : ۴۲
پژوهش حاضر با هدف عوامل موثر بر شایستگی های مربیان کودکان کم توان ذهنی بر اساس رویکرد ساختاری تفسیری انجام شد. این پژوهش به صورت توصیفی - پیمایشی صورت گرفته است که در بخش اول با احصای ابعاد و مؤلفه های مرتبط با شایستگی های مربیان کودکان کم توان ذهنی و در بخش دوم، ارزیابی و سطح بندی این مؤلفه ها انجام گرفت. در بخش شناسایی عوامل موثر بر شایستگی های مربیان کودکان کم توان ذهنی، جامعه پژوهش شامل منابع علمی شامل کتاب ها و مقاله های علمی بود. در بخش سطح بندی نیز جامعه آماری را کلیه خبرگان حوزه مطالعاتی مرتبط با کودکان کم توان ذهنی تشکیل دادند که با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند تعداد 10 نفر به عنوان نمونه آماری انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده در بخش تحلیل محتوا، کاربرگ های تحلیل محتوای منابع در راستای اهداف پژوهش و دسته بندی آن ها بود و در بخش سطح بندی و به منظور مشخص نمودن تأثیر علت و معلولی عوامل مستخرج و سطح بندی آن ها، از پرسشنامه ی محقق ساخته ای که بر اساس مدل ISM طراحی شده بود، استفاده گردید و به منظور تجزیه و تحلیل داده ها از رویکرد مدل سازی ساختاری تفسیری و ارائه مدل عوامل موثر بر شایستگی های مربیان کودکان کم توان ذهنی استفاده شد. نتایج بدست آمده نشان داد در سطح اول عامل فن آوری قرار گرفته و بیشترین میزان وابستگی را داشته است. در سطح دوم خلاقیت آموزشی، همکاری و کار گروهی و مهارت های ادراکی-حرکتی قرار گرفت. سطح سوم حل مسأله، خودآگاهی و کنترل خشم قرار گرفت؛ اعتماد به نفس، مهارت های خودمراقبتی و مهارت های اجتماعی در سطح چهارم و عزت نفس نیز در سطح پنجم قرار گرفت.
۱۹۸۷۰.

نتایج و پیامدهای مشارکت در طرح یادگیری خدمت محور از دیدگاه دانشجویان و موسسات دریافت کننده خدمت

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۱ تعداد دانلود : ۶۴
مقدمه و هدف: یادگیری خدمت محور، پیوندی میان آموزش و دغدغه های اجتماعی است و مؤسسات آموزشی را قادر می سازد تا نیازهای بزرگتر جامعه را برطرف کنند و دانشجویان را به چالش می کشد تا به نقش خود به عنوان اعضای جامعه و شهروند، توجه جدی داشته باشند و این همان ماموریت اصلی موسسات آموزش عالی است. هدف پژوهش حاضر، بررسی نتایج و پیامدهای یادگیری خدمت محور از نگاه ذی نفعان یک پروژه عملی در دانشگاه شهید بهشتی است. روش شناسی پژوهش: روش تحقیق پژوهش حاضر کیفی بوده و مشارکت کنندگان این پژوهش تعداد 14 نفر از دانشجویان و موسساتی هستند که در طرح های یادگیری خدمت محوری که توسط دانشگاه شهید بهشتی برگزار شده، حاضر بودند. برای گردآوری اطلاعات از مصاحبه نیمه ساختاریافته استفاده شده که سوالات آن بر اساس روش استار طراحی شده است. داده های حاصل از مصاحبه با تمامی ذی نفعان یادشده با رویکرد تحلیل مضمون و در سطوح اولیه و نهایی کدگذاری و تحلیل شدند یافته ها: در نهایت 16 مقوله کلیدی در نتایج و پیامدها برای دانشجویان شناسایی شد که مهم ترین آنها عبارتند از کمک به ارتقا حس اعتماد به نفس، ایجاد فرصت ارتقا مهارت های ارتباطی دانشجویان در تعامل با افراد مختلف، کمک به انتخاب شغل آینده و کسب مهارت های لازم برای ورود به محیط کاری. از طرف دیگر برای موسسات دریافت کننده خدمت هم 7 مقوله کلیدی نتیجه و پیامد استخراج شده که مهم ترین آنها ناظر به حل مشکلات سازمان در حوزه نیروی انسانی می باشد. بحث و نتیجه گیری: این پژوهش با استفاده از مصاحبه با دانشجویان و موسسات دریافت کننده خدمت یادگیری خدمت محور اجراشده در داخل کشور، پیامدهای عملی این طرح ها و ضرورت اجرا و توجه ویژه به آنها را در اختیار محققان و تصمیم گیران حوزه آموزش عالی کشور قرارداده است. همسویی یافته ها با پژوهش های پیشین، صحت نتایج را تصدیق می نماید.
۱۹۸۷۱.

بررسی نقادانه درس تربیت بدنی دوره ابتدایی از دیدگاه معلمان شهرستان پیرانشهر

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۵ تعداد دانلود : ۴۸
پژوهش حاضر با هدف بررسی و شناسایی مشکلات درس تربیت بدنی دوره ابتدایی از دیدگاه معلمان شهرستان پیرانشهر انجام شده است. روش تحقیق بر اساس هدف، کاربردی و از نظر جمع آوری اطلاعات، کیفی و به شیوه پدیدارشناسی توصیفی می باشد. جامعه آماری این تحقیق شامل معلمان زن و مرد دوره ابتدایی شهرستان پیرانشهر در سال تحصیلی 1400-1401 بوده که تعداد این افراد 420 نفر است. از این میان، با توجه به اصل اشباع داده ها، 20 نفر به روش نمونه گیری هدفمند همگون انتخاب شدند. برای جمع آوری اطلاعات از مصاحبه نیمه ساختاریافته استفاده شد و برای اطمینان از روایی و پایایی داده ها، معیارهای چهارگانه قابلیت اعتماد لینکلن و گوبا (1995) شامل اعتمادپذیری، انتقال پذیری، وابستگی و اتکاپذیری، و تأییدپذیری در نظر گرفته شد. به منظور پاسخ به سوالات پژوهش، مصاحبه ها با روش موستاکاس و کراسول تحلیل شدند. بر اساس این روش، مهم ترین یافته های تحقیق نشان می دهد که برنامه درسی تربیت بدنی در بعد فردی دارای 5 مشکل اصلی شامل: «دانش حرفه ای با 6 مضمون فرعی»، «مدیریت کارآمد با 7 مضمون فرعی»، «نظارت و ارزیابی با 5 مضمون فرعی»، «ایمنی و امداد با 6 مضمون فرعی» و «عناصر برنامه با 5 مضمون فرعی» و همچنین در بعد سازمانی دارای 4 مشکل اصلی شامل: «سازمان دهی منابع با 5 مضمون فرعی»، «زیرساخت های فیزیکی با 6 مضمون فرعی»، «فرهنگی و ارزشی با 6 مضمون فرعی» و «آموزشی با 5 مضمون فرعی» است. بر اساس نتایج به دست آمده، پیشنهادهای کاربردی و پژوهشی به طور مجزا ارائه شده و در نهایت محدودیت های پژوهش بیان گردیده است.
۱۹۸۷۲.

بررسی اثربخشی خدمات موسسات آموزشی طرف قرارداد با کمیته امداد بر خودکارآمدی و انگیزه پیشرفت تحصیلی در دانش آموزان دختر مقطع متوسطه پایه دوم بهرهمند از این خدمات در شهرستان بجنورد

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۵ تعداد دانلود : ۳۹
پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی خدمات موسسات  آموزشی طرف قرارداد با کمیته امداد بر خودکارآمدی و انگیزه پیشرفت تحصیلی در دانش آموزان دختر مقطع متوسطه پایه دوم بهره مند از این خدمات در شهرستان بجنورد انجام شد.طرح پژوهش به روش علی مقایسه ای در دو گروه گواه و کنترل بود. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه دانش آموزان دختر تحت حمایت سازمان کمیته امداد امام خمینی(ره)مشغول به تحصیل در نیم سال اول 1402-1401 در مدارس متوسطه شهرستان بجنورد و حجم نمونه 100 نفر بود.  لذا ابتدا دانش آموزان دختر تحت حمایت کمیته امدادی که در مقطع دوم متوسطه مشغول به تحصیل بودند به روش سرشماری شناسایی نموده  سپس پرسشنامه های انگیزه پیشرفت و خودکارآمدی را اجرا نموده کسانی که دارای انگیزه پیشرفت پایین و خودکارآمدی پایین هستند را انتخاب نموده این دانش آموزان را به دو گروه 50 نفره تقسیم گردید ابزار گردآوری اطلاعات : پرسشنامه 29  سوالی انگیزش پیشرفت هرمنس ( 1970 )، پرسشنامه 117 سوالی خودکارآمدی عمومی شرر وهمکاران( 1982) بود برای تجزیه و تحلیل داده های آماری  از آزمون تی مستقل توضیع فراوانی، کواریانس و رگرسیون چند متغیری گام  به گام بر روی SPSS-20 استفاده شد .نتایج نشان داد در فرضیه اصلی:  خودکارآمدی در گروه آموزش ندیده با میانگین 62/44 کمتر از گروه آموزش دیده با میانگین 90/51 می باشد و مقدار فیشر 218/60 که با توجه به سطح معناداری 000/0 که کمتر از 05/0 می باشد تفاوت بین دو گروه را در متغییر خودکارآمدی نشان می دهد . انگیزه پیشرفت تحصیلی در گروه آموزش ندیده با میانگین 56/45  کمتر از گروه آموزش دیده با میانگین 44/51 می باشد  مقدار فیشر 41/13  که در با توجه به سطح معنا داری کمتر از 05/0 ( 000/0) قرار گرفته اند این فرضیه تایید گردید . میزان اثر بخشی خودکارآمدی38 درصد  و در انگیزه پیشرفت تحصیلی 12 درصد بود. فرضیه فرعی اول: نتایج نشان داد بین خودکارآمدی در گروه های آموزش دیده و آموزش ندیده تفاوت وجود دارد و فرضیه تایید گردید. در گروه آموزش دیده خدمات موسسات آموزشی مورد قرار داد با کمیه امدام امام خمینی (ره) بر خودکارامد دانش آموزان تحت حمایت اثربخش است. و فرضیه فرعی دوم: نتایج نشان داد بین انگیزه پیشرفت تحصیلی در گروه های آموزش دیده و آموزش ندیده تفاوت وجود دارد و فرضیه تایید گردید .  در گروه آموزش دیده خدمات موسسات آموزشی مورد قرار داد با کمیه امدام امام خمینی (ره) بر انگیزه پیشرفت تحصیلی دانش آموزان تحت حمایت اثربخش است.
۱۹۸۷۳.

Facilitators of Organizational Ambidexterity in Schools: A Thematic Analysis(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۱ تعداد دانلود : ۶۱
This qualitative study examines the facilitators of organizational ambidexterity in schools. While the concept has been widely studied in corporate and higher education settings, its application to primary and secondary schools is limited. Using thematic analysis, this study examines why organizational ambidexterity is necessary in schools. Fifteen participants, including executive and academic experts, were purposively selected. Data were collected through semi-structured interviews, focusing on the causal conditions and necessities for organizational ambidexterity in schools. Transcripts were inductively coded using Braun and Clarke’s six-step thematic analysis framework. Four main themes emerged: (1) leadership orientation, highlighting the role of visionary and transformational leadership in fostering dual strategies. (2) structural and policy flexibility, emphasizing decentralized decision-making, adaptive resource allocation, and flexible scheduling. (3) cultural openness and psychological safety, where feedback, risk-taking, and empowerment supported exploratory behaviors. and (4) strategic alignment and communication enabled coherence through shared vision and stakeholder engagement. Findings suggest that ambivalence in schools is shaped not only by structural conditions but also by leadership sense, trust-based cultures, and relationship dynamics. This study contributes to the educational leadership literature by providing a nuanced framework for fostering ambivalence capacity in complex school environments.
۱۹۸۷۴.

Challenges in Rural Teaching: Insights from Teachers’ experiences in Kurdistan province and Global Researches(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۳ تعداد دانلود : ۳۵
Rural education plays a vital role in community development but faces challenges such as a lack of facilities and resources, as well as lack of qualified staff and training policies. This study explores the challenges and potential solutions facing rural schools, with a focus on Iran and a comparison with international experiences. Due to limited data on Iranian rural schools, we used a Multi- qualitative research approach. First, to collect relevant global research insights we reviewed articles on the challenges of rural schools around the world. Second, Due to the lack of sufficient published data on the challenges of rural schools in Iran, a qualitative research design was developed. Data gathered from foreign articles were used to formulate semi-structured interview questions for teachers in Kurdistan province rural schools. Interviews were conducted with 14 experienced teachers, including seven men and seven women. The sampling criteria was purposeful and theoretical saturation was used for sample size. The challenges faced by rural schools and the solutions proposed by teachers were identified through the interviews and coding. The results highlight the difficulties faced by these schools, including inadequate resources and facilities, but also reveal benefits such as smaller classes and stronger teacher-student bonds. The study finds that while global research emphasizes the need for tailored, systemic approaches to address these challenges, local, flexible strategies can also be effective in improving rural education in Iran. By combining global insights with local knowledge, it's possible to revitalize rural schools and enhance student learning outcomes.
۱۹۸۷۵.

آسیب شناسی برنامه درسی رشته آموزش زبان و ادبیات فارسی دانشگاه فرهنگیان

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۷ تعداد دانلود : ۳۸
پژوهش حاضر با هدف بررسی و شناسایی چالش های برنامه ی درسی رشته ی زبان و ادبیات فارسی در دانشگاه فرهنگیان انجام شده است. داده های این مطالعه به روش ترکیبی (کیفی و کمی) و با رویکرد توصیفی-تحلیلی گردآوری شده اند. برای تحلیل اطلاعات از روش تحلیل محتوای کیفی و ابزار پرسشنامه استفاده شد. تجزیه و تحلیل آماری با استفاده از SPSS و آزمون فریدمن برای اولویت بندی انجام شد. جامعه آماری پژوهش متشکل از دانشجومعلمان ، استادان و برنامه ریزان درسی دانشگاه فرهنگیان است که به روش نمونه گیری تصادفی انجام گرفت. بدین منظور حجم جامعه آماری تعداد استادان تخصصی رشته آموزش زبان فارسی(مورد نظر در این پژوهش ) 15 نفر و تعداد دانشجویان رشته آموزش زبان فارسی 125 دانشجو و برنامه ریزان درسی به صورت کل شمار 5 نفر تعیین و انتخاب گردید. یافته های پژوهش نشان داد که برنامه درسی فعلی با میانگین تحقق اهداف 54.76% و ضریب اهمیت 16.98 از 25، در سطح متوسطی قرار دارد. همچنین عملکرد مطلوب 55% اهداف و نیاز به بهبود 45% مؤلفه ها ضروری است. شاخص های بحرانی برنامه درسی عبارتند از: انگیزش یادگیری (11.91) با کمترین امتیاز، بیشترین شکاف: 10.91 واحد بین بهترین و بدترین مؤلفه و بالاترین پراکندگی و انحراف معیار 8.67 در عنصر تدریس است. همچنین برنامه فعلی با میانگین 55% عملکرد، نیازمند تحول در امور زیر است: عدالت آموزشی با کاهش شکاف 10.91 واحدی بین مؤلفه ها، عملگرایی با افزایش سهم مهارت های عملی از 46% به 65%3 و انعطاف پذیری در توسعه روش های ارزشیابی و تدریس که این تحولات می تواند کارایی برنامه را تا 25% افزایش داده و به تربیت معلمان منجر شود.
۱۹۸۷۶.

تحلیل سؤالات امتحانات نهایی درس عربی زبان قرآن (1) پایه دهم شاخه نظری با رویکرد طبقه بندی اهداف آموزشی بنجامین بلوم(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۹ تعداد دانلود : ۴۷
هدف پژوهش حاضر تحلیل محتوای سؤالات امتحانات نهایی درس «عربی، زبان قرآن (1)» پایه دهم شاخه نظری از منظر طبقه بندی اهداف آموزشی بنجامین بلوم است. اهمیت این موضوع ازآن جهت است که امتحانات نهایی به عنوان یکی از ابزارهای رسمی و سرنوشت ساز نظام ارزشیابی، نقشی تعیین کننده در سنجش میزان تحقق اهداف برنامه درسی و یادگیری دانش آموزان ایفا می کنند. پژوهش حاضر با رویکرد کمی و روش تحلیل محتوای استنتاجی انجام شد؛ بدین منظور ۱۳ نسخه امتحان نهایی برگزارشده در سال های ۱۴۰۲ و ۱۴۰۳ به روش تمام شماری انتخاب و سؤالات آن ها بر اساس شش سطح حوزه شناختی بلوم شامل دانش، فهمیدن، کاربستن، تحلیل، ترکیب و ارزشیابی طبقه بندی گردید. داده ها با استفاده از جداول فراوانی، نمودارهای درصدی و محاسبه بارم اختصاص یافته تحلیل شدند. یافته ها نشان داد از مجموع ۲۴۱ سؤال، ۵۱ درصد در سطح دانش و ۳۴ درصد در سطح فهمیدن قرار داشتند و تنها ۲ درصد در سطح کاربستن، ۹ درصد در سطح تحلیل و ۴ درصد در سطح ترکیب طراحی شده بود؛ همچنین هیچ سؤالی در سطح ارزشیابی مشاهده نشد. میانگین بارم اختصاص یافته نیز بیشترین مقدار را در سطوح دانش و فهمیدن نشان داد. نتایج به تفکیک رشته ها بیانگر آن بود که هر سه رشته ریاضی - فیزیک و علوم تجربی، ادبیات و علوم انسانی و علوم و معارف اسلامی الگوی مشابهی از تمرکز بر سطوح پایین شناختی دارند. بر اساس نتایج، می توان گفت طراحی سؤالات امتحانات نهایی درس عربی عمدتاً حافظه محور است و فرصت کافی برای سنجش مهارت های تفکر سطح بالا فراهم نمی کند. پیشنهاد می شود بازنگری در طراحی سؤالات با تأکید بر سطوح تحلیل، ترکیب و ارزشیابی صورت گیرد تا ارزیابی ها با اهداف برنامه درسی و رویکرد یادگیری عمیق همسو شود.  
۱۹۸۷۷.

نگرش، آمادگی دیجیتال و مشارکت فعال: عوامل کلیدی در یادگیری الکترونیکی دانشجویان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۶ تعداد دانلود : ۴۶
در عصر فناوری های دیجیتال، یادگیری الکترونیکی به یکی از ارکان اصلی نظام آموزشی تبدیل شده و ضرورت انعطاف پذیری و بازتعریف روش های سنتی آموزش را آشکار ساخته است. این پژوهش با هدف بررسی رابطه نگرش دانشجویان مهندسی شیمی نسبت به یادگیری الکترونیکی با آمادگی دیجیتال و مشارکت فعال آنان انجام شد. پژوهش حاضر توصیفی و از نوع همبستگی است. جامعه آماری شامل کلیه دانشجویان کارشناسی مهندسی شیمی دانشگاه تهران (تعداد کل: ۵۰۰) بود که با استفاده از نمونه گیری تصادفی ساده و فرمول کوکران، نمونه ای به حجم ۲۴۷ نفر انتخاب شد. داده ها با استفاده از پرسشنامه ای مبتنی بر ادبیات پژوهشی داخلی و خارجی گردآوری شد. روایی سازه پرسشنامه به کمک تحلیل عاملی تأییدی و پایایی آن با ضرایب آلفای کرونباخ و امگا تأیید شد. تحلیل داده ها در نرم افزار JASP و با به کارگیری روش های آمار توصیفی و استنباطی انجام گرفت. یافته ها نشان داد که نگرش مثبت دانشجویان به یادگیری الکترونیکی با آمادگی دیجیتال و مشارکت فعال آنان رابطه مثبت و معناداری دارد. نوآوری این پژوهش در آن است که با ادغام چهارچوب های نظری مدل پذیرش فناوری و نظریه خودتعیین گری، ابزاری جامع ارائه می دهد که تحلیل تعامل پیچیده میان مهارت های دیجیتال، انگیزه ذاتی و طراحی محیط های یادگیری الکترونیکی را ممکن می سازد.
۱۹۸۷۸.

مدل یابی برنامه درسی پاسخگوی رشته علوم تربیتی (مورد مطالعه: دانشگاه های جامع سطح اول ایران)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۳ تعداد دانلود : ۴۹
هدف: این تحقیق با هدف طراحی و اعتبارسنجی مدل برنامه درسی پاسخگو در دوره کارشناسی علوم تربیتی در دانشگاه های جامع سطح اول ایران انجام شد. روش پژوهش: در این پژوهش از روش آمیخته اکتشافی متوالی استفاده شد (رویکرد کیفی از نوع تحلیل محتوا و رویکرد کمی از نوع پیمایشی). مشارکت کنندگان پژوهش در بخش کیفی، اعضای هیأت علمی متخصص و صاحبنظر در حوزه برنامه ریزی درسی و خبرگان حوزه برنامه ریزی آموزش عالی و دانشگاه بودند که از این میان، 18 نفر به عنوان نمونه هدفمند انتخاب شدند. همچنین، جامعه آماری در بخش کمی، شامل کلیه اعضای هیئت علمی گروه های علوم تربیتی دانشگاه های جامع سطح اول کشور، در سال تحصیلی 1402-1401 برابر با 244 نفر بود که با استفاده از روش نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای، 150 نفر انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها در بخش کیفی، مصاحبه نیمه ساختار یافته و در بخش کمی پرسشنامه محقق ساخته بود. برای تجزیه و تحلیل داده ها در بخش کیفی از روش کدگذاری تحلیل مضمون و به منظور اعتباریخشی داده ها، از روش کینگ و هاروکس استفاده شد و در بخش کمی از روش آماری مدل سازی معادلات ساختاری با استفاده از نرم افزارPLS  استفاده گردید. یافته ها: یافته های بخش کیفی نشان داد که در مجموع 142 کد اولیه، 32 مضمون پایه، 11 مضمون سازمان دهنده و 4 مضمون فراگیر شامل: «پیامدهای برنامه درسی پاسخگو»، «راهبردهای برنامه درسی پاسخگو»، «عوامل بازدارنده توسعه برنامه درسی پاسخگو» و «عوامل تسهیل کننده توسعه برنامه درسی پاسخگو» شناسایی شدند. نتایج بخش کمی نشان داد که مدل ارائه شده برای برنامه درسی پاسخگوی دوره کارشناسی علوم تربیتی در دانشگاه های جامع برتر کشور شامل مولفه های تشکیل دهنده سازه خود می باشد و لذا مدل ارائه شده از اعتبار و برازش مطلوبی برخوردار است. نتیجه گیری: هرگونه اقدام و سیاست گذاری برای حرکت به سمت و سوی برنامه درسی پاسخگو نیازمند نگاه نظام مند و چندبعدی با در نظر گرفتن تمامی عناصر و ابعاد ساختاری، فنی، راهبردی، فرهنگی، اجتماعی است.
۱۹۸۷۹.

مدل معادلات ساختاری تبیین رابطه بین توانمندسازی روان شناختی و یادگیری مادام العمر با واسطه گری تاب آوری و خودکارآمدی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۱ تعداد دانلود : ۳۴
پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش توانمندسازی روان شناختی، تاب آوری و خودکارآمدی بر میزان یادگیری مادام العمر تدوین شد. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه کارمندان پیمانی بخش خصوصی شهر تهران در رده سنی 21 الی 64 سال و فارغ التحصیل در یکی از مقاطع دیپلم تا دکتری بودند که 200 نفر از آن ها به شکل در دسترس انتخاب شدند. روش پژوهش از منظر هدف، کاربردی و از نوع توصیفی-همبستگی و مدل معادلات ساختاری بود. ابزارهای جمع آوری داده شامل پرسشنامه های توانمندسازی روان شناختی توماس و ولتهوس (1990)، مقیاس تاب آوری کانر و دیویدسون (2003)، پرسشنامه خودکارآمدی عمومی جی اس ای 17 و پرسشنامه سواد یادگیری مادام العمر لی و تسای (2007) بود. یافته ها نشان داد که اثر مستقیم متغیرهای توانمندسازی روان شناختی، تاب آوری و خودکارآمدی بر متغیر یادگیری مادام العمر، معنادار است. همچنین اثر غیرمستقیم متغیر توانمندسازی روان شناختی بر متغیر یادگیری مادام العمر در صورتی که متغیرهای تاب آوری و خودکارآمدی میانجی باشد، معنادار است .(05/0>p) بنابراین، افزایش توانمندسازی روان شناختی در کارمندان به طور مستقیم و هم از طریق متغیرهای میانجی تاب آوری و خودکارآمدی بر یادگیری مادام العمر کارمندان نقش موثری ایفا می کند.
۱۹۸۸۰.

بررسی رابطه استفاده از هوش مصنوعی با تفکر انتقادی با میانجی گری خودآموزی (مورد مطالعه: دانش آموزان مقطع متوسطه دوم)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۷ تعداد دانلود : ۳۹
هوش مصنوعی به عنوان ابزاری نوین، نقش مهمی در توسعه تفکر انتقادی و خودآموزی ایفا می کند. این فناوری با ارائه تحلیل های دقیق و شبیه سازی سناریوهای مختلف، به یادگیرندگان کمک می کند تا مهارت های تحلیلی خود را تقویت کرده  و به صورت خلاقانه تر به حل مسائل بپردازند. همچنین، هوش مصنوعی می تواند با ارائه بازخوردهای شخصی سازی شده، فرآیند یادگیری را تسریع کند و به یادگیرندگان این امکان را بدهد که در مواجهه با اطلاعات نادرست، تفکر انتقادی خود را به کار گیرند. اما به رغم این اهمیت، اطلاعات اندکی در رابطه با رابطه هوش مصنوعی و تفکر انتقادی دانش آموزان در دسترس است و از آنجایی که خودآموزی می تواند در این فرایند نقش مهمی داشته باشد. بدین جهت هدف پژوهش حاضر درک رابطه استفاده از هوش مصنوعی و  تفکر انتقادی با میانجی گری خودآموزی است. این پژوهش از نظر هدف کاربردی، از نظر رویکرد و روش گردآوری داده ها توصیفی و از نوع همبستگی است. نمونه پژوهش شامل تعداد 380 نفر از دانش آموزان مقطع متوسطه دوم شهرستان طارم استان زنجان بود که  به روش تصادفی ساده انتخاب و به وسیله مقیاس های مختلف، داده هایی از آنان جمع آوری گردید. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزارهای SPSS27 و PLS4  صورت گرفت. براساس یافته ها، استفاده از هوش مصنوعی رابطه مستقیمی با بهبود خودآموزی و تفکر انتقادی دارد و هرچقدر که میزان استفاده بیشتر شود، مهارت تفکر انتقادی و خودآموزی نیز ارتقا پیدا می کند

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان