۱.
مقدمه و هدف: پژوهش حاضر با هدف ارائه مدل مفهومی مولفه ها و ریز مولفه های شایسته سالاری در آموزش و پرورش انجام شده است. روش شناسی پژوهش: این مطالعه از نظر هدف از نوع کاربردی است و با رویکرد کیفی و شیوه فراترکیب (با استفاده از مراحل سندلوسکی و بارسو) که نوعی مرور سیستماتیک محسوب می شود انجام شده است. کلیه اسناد علمی یافت شده در 20 سال اخیر مورد بررسی قرار گرفته و تعداد 289783 سند علمی جامعه پژوهش را شکل می دهدکه در 7 پایگاه خارجی و 5 پایگاه فارسی شامل: ساینس دایرکت، اسکوپوس، اریک، گوگل اسکولار، جی استور، نورمگز، مگ ایران، ای اس آی دی، انسانی و با کلیدواژه های مختلف و راهبردهای متنوع جستجو، بررسی شدند. بر اساس غربالگری چندمرحله ای و بر اساس واکاوی عناوین، چکیده، روش و محتوا تعداد 59 سند علمی گزینش و تحلیل شد. تحلیل یافته ها با روش تحلیل مضمون (تماتیک) صورت گرفت. یافته ها: یافته ها نشان داد مولفه های شایسته سالاری در آموزش و پرورش در شش دسته: شایسته خواهی، شایسته گزینی، شایسته یابی، شایسته گماری، شایسته پروری و شایسته داری قابل ارائه است. شایسته خواهی (مشتمل بر 9 مولفه فرعی)، شایسته یابی (مشتمل بر 6 مولفه فرعی)، شایسته گزینی (مشتمل بر 5 مولفه فرعی)، شایسته گماری (مشتمل بر 3 مولفه فرعی)، شایسته پروری (مشتمل بر 11 مولفه فرعی) و شایسته داری (مشتمل بر 7 مولفه فرعی) شناسایی شد. بحث و نتیجه گیری: می توان نتیجه گرفت که نظام آموزش و پرورش برای پاسخ اثربخش به مسائل و نیازهای موجود با ارائه مدل یکپارچه از مولفه های شایسته سالاری باید از طریق سیاستگذاری کلان، جذب و پرورش منابع انسانی شایسته، به کاهش اتلاف، بهبود بهره وری و رضایت شغلی منابع انسانی اقدام نماید.
۲.
مقدمه و هدف: یادگیری خدمت محور، پیوندی میان آموزش و دغدغه های اجتماعی است و مؤسسات آموزشی را قادر می سازد تا نیازهای بزرگتر جامعه را برطرف کنند و دانشجویان را به چالش می کشد تا به نقش خود به عنوان اعضای جامعه و شهروند، توجه جدی داشته باشند و این همان ماموریت اصلی موسسات آموزش عالی است. هدف پژوهش حاضر، بررسی نتایج و پیامدهای یادگیری خدمت محور از نگاه ذی نفعان یک پروژه عملی در دانشگاه شهید بهشتی است. روش شناسی پژوهش: روش تحقیق پژوهش حاضر کیفی بوده و مشارکت کنندگان این پژوهش تعداد 14 نفر از دانشجویان و موسساتی هستند که در طرح های یادگیری خدمت محوری که توسط دانشگاه شهید بهشتی برگزار شده، حاضر بودند. برای گردآوری اطلاعات از مصاحبه نیمه ساختاریافته استفاده شده که سوالات آن بر اساس روش استار طراحی شده است. داده های حاصل از مصاحبه با تمامی ذی نفعان یادشده با رویکرد تحلیل مضمون و در سطوح اولیه و نهایی کدگذاری و تحلیل شدند یافته ها: در نهایت 16 مقوله کلیدی در نتایج و پیامدها برای دانشجویان شناسایی شد که مهم ترین آنها عبارتند از کمک به ارتقا حس اعتماد به نفس، ایجاد فرصت ارتقا مهارت های ارتباطی دانشجویان در تعامل با افراد مختلف، کمک به انتخاب شغل آینده و کسب مهارت های لازم برای ورود به محیط کاری. از طرف دیگر برای موسسات دریافت کننده خدمت هم 7 مقوله کلیدی نتیجه و پیامد استخراج شده که مهم ترین آنها ناظر به حل مشکلات سازمان در حوزه نیروی انسانی می باشد. بحث و نتیجه گیری: این پژوهش با استفاده از مصاحبه با دانشجویان و موسسات دریافت کننده خدمت یادگیری خدمت محور اجراشده در داخل کشور، پیامدهای عملی این طرح ها و ضرورت اجرا و توجه ویژه به آنها را در اختیار محققان و تصمیم گیران حوزه آموزش عالی کشور قرارداده است. همسویی یافته ها با پژوهش های پیشین، صحت نتایج را تصدیق می نماید.
۳.
مقدمه و هدف: پژوهش حاضر با هدف بررسی ویژگی های سازمان یادگیرنده و ارتباط آن با پیشرفت تحصیلی دانش آموزان در مدارس متوسطه اول از دیدگاه دبیران انجام شد. روش شناسی پژوهش: این پژوهش از لحاظ هدف، کاربردی و از لحاظ روش، توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعه آماری شامل ۱۳۴ مدرسه دوره اول متوسطه منطقه ۴ تهران (۷۱ دخترانه و ۶۳ پسرانه) بود. بر اساس فرمول کوکران، نمونه ای به حجم ۱۰۰ مدرسه (۵۳ دخترانه و ۴۷ پسرانه) به روش تصادفی طبقه ای متناسب انتخاب شد. در هر مدرسه یک دبیر و سه دانش آموز به روش تصادفی ساده برگزیده شدند؛ در مجموع ۱۰۰ دبیر و ۳۰۰ دانش آموز در نمونه مشارکت داشتند. ابزار گردآوری داده ها شامل پرسشنامه ویژگی های سازمان یادگیرنده بوربور (2006) و پرسشنامه پیشرفت تحصیلی فام و تیلور (۱۹۹4) بود. داده ها با آزمون آماری ضریب همبستگی پیرسون در نرم افزار SPSS تحلیل شدند. یافته ها: نتایج نشان داد بین ویژگی های سازمان یادگیرنده و پیشرفت تحصیلی دانش آموزان رابطه ای مثبت و معنادار وجود دارد. بحث و نتیجه گیری: با توجه به یافته ها، تقویت ویژگی های سازمان یادگیرنده در مدارس دوره اول متوسطه می تواند با بهبود پیشرفت تحصیلی دانش آموزان همراه باشد؛ بنابراین توجه مدیران و برنامه ریزان آموزشی به مؤلفه های سازمان یادگیرنده به عنوان یک رویکرد کارآمد در ارتقای عملکرد تحصیلی توصیه می شود.
۴.
مقدمه و هدف: انگیزه کنشگری دانش آموزان در یادگیری فناورانه به مجموعه ی محرک های درونی و بیرونی اشاره دارد که آنان را به استفاده فعال، هدفمند و خلاقانه از فناوری در فرآیند یادگیری سوق می دهد انگیزه کنشگری دانش آموزان در یادگیری فناورانه به مجموعه ی محرک های درونی و بیرونی اشاره دارد که آنان را به استفاده فعال، هدفمند و خلاقانه از فناوری در فرآیند یادگیری سوق می دهد. روش شناسی پژوهش: این پژوهش از حیث هدف کاربردی و از لحاظ شیوه کیفی- نظریه داده بنیاد بوده است. میدان پژوهش را کلیه معلمان دوره ابتدایی سطح استان البرز در س ال تحصیلی 1405-1404 تشکیل داد. نمونه گیری بصورت هدفمند از نوع گلوله برفی تا حد اشباع نظری به تعداد 18 نفر انجام شد ابزارگردآوری داده ها، مصاحبه عمیق و غیرساختاریافته استفاده شد. تحلیل داده ها با استفاده از روش اشتراس و کوربین ، کُدگذاری 3 مرحله ای شامل: کُدگذاری باز،کُدگذاری محوری و کُدگذاری گزینشی به منظور تحلیل داده ها استفاده بعمل آمد.برای اعتبارسنجی یافته ها از4 معیار گوپا ولینکن (1985) شامل اعتبارپذیری،تعمیم پذیری،اطمینان پذیری و تأییدپذیری صورت پذیرفت. یافته ها: طور کلی نتایج نشان داد، شرایط علّی شامل 8 کُد انتخابی،شرایط زمینه ای 3 کُد انتخابی، شرایط راهبردی 7 کُد انتخابی، شرایط مداخله ای 4 کُد انتخابی و شرایط پیامدی دارای 7 کُد انتخابی بوده است. بحث و نتیجه گیری: انگیزه کنشگری دانش آموزان در یادگیری فناورانه حاصل تعامل هم زمان شرایط علّی، زمینه ای، مداخله گر و راهبردهای آموزشی است و در نهایت به پیامدهایی چون ارتقای مشارکت فعال، خلاقیت، خودتنظیمی و بهبود کیفیت یادگیری منجر می شود. این الگو بیان می کند که توجه به عوامل فردی، مدرسه ای و محیطی می تواند نقش مهمی در تقویت کنشگری فناورانه دانش آموزان ایفا کند.
۵.
مقدمه و هدف: رهبری در پژوهش به یکی از مهم ترین مسائل در حوزه مدیریت سازمان ها و آموزش تبدیل شده است. با توجه به رشد دانش و توسعه تحقیقات نقش رهبری پژوهشی در آموزش عالی نیز روز به روز پررنگ تر شده است. پژوهش حاضر با هدف طراحی الگوی رهبری پژوهشی در سازمان های آموزشی انجام شده است. روش شناسی پژوهش: این پژوهش به لحاظ شیوه اجرا کیفی و از نظر هدف، بنیادی است. و با استفاده از رویکرد نظریه داده بنیاد به شیوه استراوس و کوربین انجام شده است. جامعه هدف مدیران و اساتید با تجربه در حوزه آموزش عالی جمهوری اسلامی ایران بودند. نمونه گیری استفاده شده در این پژوهش، به شیوه نمونه گیری نظری بود. منبع اصلی جمع آوری اطلاعات انجام مصاحبه نیمه سازمان یافته و تا زمان رسیدن به اشباع نظری انجام می شد. در مجموع 14مصاحبه انجام شد. به منظور اعتبار بخشی به داده ها از سه روش موقعیت محقق، مثلثی کردن و ممیزی کردن توسط یک داور استفاده شد. پس از جمع آوری اطلاعات، کدهای مربوط به مصاحبه های مکتوب با استفاده از روش کدگذاری در سه مرحله کدگذاری باز، محوری و انتخابی تحلیل شدند. و مدل رهبری پژوهشی در سازمان های آموزشی طراحی گردید. یافته ها: یافته ها نشان می دهدعوامل موثر بر رهبری پژوهشی در سازمان های آموزشی (آموزش عالی) با 81 کد و در 8 مقوله و 6 طبقه پدیده محوری، عوامل علی، عوامل زمینه ای، عوامل مداخله گر، راهبردها و پیامدها مطابق رویکرد سازماندهی و طبقه بندی شد. این 8 مقوله شامل ابعاد انگیزشی، داشتن چشم انداز و هدف گذاری، مهارت های پژوهشی، منابع و زیرساخت ها، هم افزایی علمی و سازمانی، توسعه رفتارهای پژوهشی، تیم سازی ومدیریت تیم و ارتقای فکری در رهبری پژوهشی مؤثر هستند. بحث و نتیجه گیری: با توجه به نتایج الگوی رهبری پژوهشی در سازمان های آموزشی، این الگو می تواند با ارتقای فکری رهبران پژوهشی به تسهیل دانش و ارتقای فکری رهبران کمک کند و از هدر رفت منابع جلوگیری کرده و به غنای فکری سازمان های پژوهش محور کمک کند
۶.
پژوهش حاضر با هدف ارائه مدل مدل حکمرانی خوب در آموزش عالی مبتنی بر زیست بوم دانشگاه انجام شد. بدین منظور از رویکرد پژوهش آمیخته استفاده گردید. در بخش کیفی، از طریق انجام مصاحبه های نیمه ساختاریافته، مؤلفه های اصلی مدل شناسایی شدند و در مرحله کمی، اعتبار مدل پیشنهادی با استفاده از داده های جمع آوری شده از طریق پرسشنامه مورد آزمون قرار گرفت. جامعه آماری بخش کیفی این پژوهش را متخصصان، خبرگان و مدیران مرتبط با سیاستگذاری آموزش عالی ایران تشکیل دادند که با روش نمونه گیری گلوله برفی انتخاب شدند. این فرآیند تا رسیدن به اشباع نظری ادامه یافت. در بخش کمی نیز جامعه آماری شامل اعضاء هیات علمی دانشگاه های آزاد اسلامی شهر تهران بود از طریق نمونه گیری تصادفی طبقه ای انتخاب شدند؛ در این مرحله، 183 نفر در تکمیل پرسشنامه ها مشارکت نمودند. داده های کیفی حاصل از مصاحبه ها با بهره گیری از روش پدیدارشناسی و تکنیک کدگذاری تحلیل شدند. نتایج تحلیل کیفی، مؤلفه های سیاست گذاری و حکمرانی، نهادهای آموزش دهنده (دانشگاه ها)، نوآوری و فناوری، پژوهش و تولید علم، سرمایه انسانی، ارتباط با صنعت و جامعه، منابع مالی و پشتیبانی، تعاملات بین المللی و زیرساختهای دیجیتال و فناوری اطلاعات به عنوان اصلی ترین عناصر حکمرانی خوب مبتنی بر زیست بوم دانشگاه در آموزش عالی ایران شناسایی شد. همچنین در بخش کمی، تحلیل داده ها از طریق مدل سازی معادلات ساختاری و تحلیل عاملی تأییدی با استفاده از نرم افزار PLS انجام گرفت. نتایج تحلیل عاملی نشان داد که به ترتیب، سیاستگذاری و حکمرانی، ارتباط صنعت و جامعه، منابع مالی و پشتیبانی،تعاملات بین المللی و سرمایه انسانی بیشترین بار عاملی را در تأثیرگذاری بر کارآمدی سیستم حکمرانی خوب آموزش عالی ایران دارا می باشند.