ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۷٬۰۸۱ تا ۱۷٬۱۰۰ مورد از کل ۱۹٬۷۷۴ مورد.
۱۷۰۸۱.

ارزیابی عملکرد مدیریت دولتی و غیردولتی جهادی در اجرای سند تحول بنیادین نظام آموزش و پرورش استان آذربایجان غربی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹۷ تعداد دانلود : ۲۰۹
مقدمه و هدف : عرصه تعلیم و تربیت از مهم ترین زیرساخت های تعالی همه جانبه کشور و ساختار بنیادین برای ارتقای سرمایه انسانی شایسته در حوزه های مختلف است. بنابراین، پژوهش حاضر با هدف ارزیابی عملکرد مدیریت دولتی و غیردولتی جهادی در اجرای تحول بنیادین نظام آموزش و پرورش استان آذربایجان غربی انجام شده است. روش شناسی پژوهش : از نظر روش و بازه زمانی گردآوری اطلاعات، پیمایشی – مقطعی است. جامعه آماری، مدیران دولتی و غیردولتی آموزش و پرورش استان آذربایجان غربی به ترتیب شامل 4690 و 1217 نفر است که با استفاده از فرمول کوکران نمونه ای شامل 360 نفر تصادفی انتخاب شد. از پرسشنامه محقق ساخته بهره گیری شد. روایی به روش تحلیل عاملی تاییدی ارزیابی شد و پایایی آن پس باروش آلفای کرونباخ و با استفاده از نرم افزار spss تایید گردید. یافته ها : میانگین عملکرد مطلوب مدیریت دولتی و غیر دولتی جهادی به ترتیب مرتبط با متغیرهای رشد و تعالی اسلامی – ایرانی، تربیت انسان مکتبی - مردمی (اجتماعی)، ارتقای مشارکت اجتماعی - خانواده در تحول نظام تعلیم و تربیت رسمی عمومی، نهادینه سازی مدیریت اسلامی – ایرانی، ارتقای عدالت آموزشی – تربیتی، ارتقای بهره وری نظام تعلیم و تربیت رسمی عمومی، نیل به جایگاه نخست تعلیم و تربیت در منطقه و جهان اسلام و سطح جهانی، تحول نظام برنامه ریزی آموزشی و اداری - مالی، است. بحث و نتیجه گیری: کلیه فرضیه ها تائید شد. نتایج تحقیق حاکی از آن است که عملکرد مدیریت دولتی و غیردولتی جهادی در اجرای سند تحول بنیادین نظام آموزش و پرورش مطلوب می باشد.
۱۷۰۸۲.

ارزیابی میزان فرسودگی شغلی کارکنان و شناسایی عوامل مؤثر بر آن (مورد مطالعه: سازمان سنجش آموزش کشور)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹۷ تعداد دانلود : ۴۴۹
هدف از اجرای این پژوهش، ارزیابی میزان فرسودگی شغلی کارکنان سازمان سنجش آموزش کشور و شناسایی عوامل مؤثر بر آن بود. پژوهش از حیث هدف، از نوع کاربردی و از جنبه گردآوری داده ها، توصیفی از نوع پیمایشی است. جامعه آماری پژوهش شامل همه مدیران و کارکنان سازمان سنجش آموزش کشور به تعداد 579 نفر بود که از بین آنها 231 نفر با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای به عنوان نمونه آماری انتخاب شدند. برای گردآوری داده ها از پرسشنامه های استانداردشده فرسودگی شغلی مسلاچ و عوامل مؤثر بر فرسودگی شغلی ساعتچی و هومن استفاده شد. روایی محتوایی پرسشنامه ها توسط متخصصان تأیید شد و پایایی آن نیز بر اساس روش آلفای کرونباخ برای پرسشنامه فرسودگی شغلی مسلاچ 922/0، برای پرسشنامه عوامل مؤثر بر فرسودگی شغلی 988/0 برآورد شد. تجزیه وتحلیل داده های پژوهش در قالب تحلیل توصیفی داده ها، آزمونt-test ، رگرسیون چندمتغیره، فریدمن برای آزمون پرسش های اصلی و از آزمون های تحلیل واریانس یک راهه و t برای دو گروه مستقل جهت تحلیل های تکمیلی انجام گرفت. یافته های پژوهش، نشان دهنده آن است که ابعاد تحلیل عاطفی و مسخ شخصیت کارکنان سازمان سنجش آموزش کشور از نظر فراوانی و شدت در سطح کم/پایین و بعد عدم موفقیت فردی از نظر فراوانی و شدت در سطح زیاد/بالا قرار دارد. به طور کلی، فرسودگی شغلی کارکنان از نظر فراوانی و شدت در سطح کم/پایین قرار دارد. همچنین یافته ها نشان داد عوامل مدیریت سنتی، غیرخلاق و کم توجه نسبت به کارکنان، ناکفایتی در راهبری واحد سازمانی، اجبار برای کار با همکاران نامناسب، نارضایتی از شغل، نارضایتی از نظام حقوق و دستمزد، نارضایتی از محیط کار و آسیب زا بودن آن، نارضایتی نسبت به آموزش و بهسازی کارکنان بر فرسودگی شغلی مؤثر هستند.
۱۷۰۸۳.

مطالعه و بررسی چالش ها، فرصت ها و پیامدهای کرونا بر کارکردهای اصلی آموزش عالی (تجربیات کارگزاران و مدیران دانشگاهی و وزارتی)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹۷ تعداد دانلود : ۲۵۶
در این پژوهش به مطالعه و بررسی چالش ها، فرصت ها و پیامدهای کرونا بر کارکردهای اصلی آموزش عالی با توجه به تجربیات کارگزاران و مدیران دانشگاهی و وزارتی و نیز صاحب نظران در حوزه آموزش عالی پرداخته شد. رویکرد پژوهش کیفی و روش آن پدیدارشناسی تفسیری بود. مشارکت کنندگان پژوهش شامل 38 نفر از کارگزاران و مدیران دانشگاهی و وزارتی و نیز صاحب نظران آموزش عالی در دانشگاه ها و نیز ستاد مرکزی وزارت علوم و تحقیقات بودند که به صورت هدفمند انتخاب و فرآیند جمع آوری اطلاعات تا رسیدن به اشباع نظری ادامه یافت. داده ها از طریق مصاحبه نیمه ساختارمند جمع آوری شد و با استفاده از روش همسوسازی مورد اعتبار یابی قرار گرفت. تحلیل داده ها با بهره گیری از روش تحلیل مضمون در محیط نرم افزار MAXQDA انجام شد. نتایج پژوهش شامل سه مضمون چالش های آموزش عالی در دوران کرونا (در حوزه های آموزش، پژوهش و مدیریت منابع انسانی و مالی)، فرصت های وقوع بحران کرونا برای نظام آموزش عالی (عدالت آموزشی، تحول ماهیتی، بازاندیشی انتقادی کارکردهای آموزش عالی، فرصتی دوباره برای مواجهه با واقعیت آموزش مجازی، فرصتی نوین برای پرداختن به سؤالات بنیادین و چالش های مربوط به آن ها) و پیامدهای کرونا بر کارکردهای اصلی نظام آموزش عالی ایران (پیامدهای سیاست گذاری در بخش اداری آموزش، پیامدهای حوزه پژوهش، پیامدهای انسانی- اجتماعی) شد. 
۱۷۰۸۴.

ارزیابی نابرابری شاخص آموزشی در منطقه اورامانات استان کرمانشاه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹۷ تعداد دانلود : ۱۹۶
پژوهش حاضر به بررسی وضعیت شاخص آموزشی در منطقه اورامانات استان کرمانشاه می باشد. از لحاظ هدف کاربردی و از نوع توصیفی تحلیلی می باشد. جامعه آماری آن 14 شهرستان استان کرمانشاه با تأکید بر منطقه اورامانات می باشد در راستای پاسخگویی به سؤالات پژوهش از 25 متغیر بخش آموزشی استفاده شده است که اطلاعات لازم در این زمینه از سالنامه آماری سال 1395 استان کرمانشاه گرفته شده است. تکنیک آنتروپی شانون جهت تعیین ضریب اهمیت شاخص ها ،  مدل ARAS  به منظور سنجش میزان برخورداری شهرستان های استان کرمانشاه و نرم افزار SPSS( آزمون همبستگی پیرسون) برای بررسی رابطه بین نرخ شهرنشینی با توسعه یافتگی شهرستان ها استفاده شده است. نتایج نشان می دهد ضریب توسعه شاخص آموزشی در شهرستان های استان کرمانشاه (1) تا (6720/0) می باشد به طوری که شهرستان هرسین با (1) تنها شهرستان توسعه یافته(14/7 درصد ) می باشد و سیزده شهرستان دیگر یعنی پاوه، قصر شیرین، روانسر ، اسلام آبادغرب ، گیلانغرب ، کنگاور ، کرمانشاه ، دالاهو ، سرپل ذهاب ، جوانرود، صحنه ، سنقر و نهایتاً ثلاث باباجانی با (6720/0) به ترتیب در رتبه های دوم تا چهاردهم و نیمه توسعه یافته ( 86/92 درصد) می باشند. وضعیت توسعه شهرستان های منطقه اورامانات بدین صورت می باشد شهر ستان پاوه با (7967/0) در رتبه دوم، شهرستان روانسر با (7355/0)، در رتبه چهارم، شهرستان جوانرود با (7126/0) در رتبه یازدهم و شهرستان ثلاث باباجانی با (6720/0) در رتبه چهاردهم می باشد. بین نرخ شهرنشینی و وضعیت توسعه شاخص آموزشی همبستگی معناداری وجود ندارد، در برنامه ریزی آموزشی باید شهرستان های محروم در اولویت نخست توسعه آموزشی و دیگر شهرستان ها در اولویت بعدی قرار گیرند.
۱۷۰۸۵.

بررسی رابطه بین جو نوآوری در سازمان با رفتارکارآفرینانه با نقش تعدیل گر یادگیری مشارکتی کارکنان ادارات آموزش وپرورش مناطق هفتگانه مشهدوتبادکان(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹۸ تعداد دانلود : ۲۵۶
تحقیق حاضر با هدف بررسی نقش تعدیلگر یادگیری مشارکتی در رابطه با جو نوآوری سازمانی و رفتار کارآفرینانه انجام شده است. جامعه آماری پژوهش حاضر کلیه کارکنان ادارات آموزش و پرورش مناطق هفتگانه مشهد و تبادکان میباشد که تعداد آنها 859 نفر میباشد که از این تعداد بر اساس جدول جرسی مورگان 256 نفر با استفاده از روش نمونه گیری خوشه ای انتخاب شدند. برای جمع آوری اطالعات نیز از سه پرسشنامه جو سازمانی دورابجی و همکاران)1998 ،)و پرسشنامه رفتار کار آفرینانه زامتاکیس و موستاکیس)2007 )و پرسش نامه یادگیری مشارکتی چو و باولی )2007 )استفاده شد. روایی هر پرسشنامه با نظر اساتید مورد تأیید قرار گرفت و برای سنجش پایایی از روش ضریب آلفای کرونباخ استفاده شد که به ترتیب برای هر یک از پرسشنامه ها 82/0 ،89/0 و 88/0 گزارش شد. نتایج حاصل از تجزیه و تحلیل آماری نشان داد که بین جو نوآوری سازمان و رفتار کارآفرینانه رابطه معناداری وجود دارد)812/0=r )همچنین نتایج نشان داد که بین مؤلفه های جو نوآوری سازمانی با رفتار کار آفرینانه نیز رابطه معناداری وجود دارد)چالش/ مشارکت679/0 ،آزادی719/0 ،زمان ایده 245/0 ،تفریح 612/0 ، تضادها 542/0 ،حمایت از ایده 842/0 ،بحث ها 720/0 ،ریسک پذیری 652/0 .) یادگیری مشارکتی در هر سه مؤلفه خود که شامل پویایی های گروهی، انجام کار بر روی پروژه و بازخورد میباشد رابطه بین جو نوآوری سازمان و رفتار کارآفرینانه را تعدیل میکند. یادگیری مشارکتی رابطه بین جو نوآوری سازمانی و رفتار کارآفرینانه را تعدیل میکند
۱۷۰۸۶.

مطالعه پدیدارشناسانه برنامه درسی مهارت آموزی دانش آموزان با نیازهای ویژه؛ رهاوردهای تربیتی آینده نگرانه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹۷ تعداد دانلود : ۲۳۰
هدف: با عنایت به اهمیت برنامه درسی مهارت آموزی در ارتقای مهارت های اجتماعی و فردی دانش آموزان کم توان ذهنی، هدف پژوهش حاضر تحلیل پدیدارشناسانه ادراک معلمان دانش آموزان با نیازهای ویژه در خصوص برنامه درسی مهارتآموزی برای گروه کم توانان ذهنی به جهت ارائه راهکارهای تربیتی آینده نگرانه بود. روش: این مطالعه با استفاده از رویکرد کیفی و روش پدیدارشناسی انجام شده است. بهمنظور گردآوری دادهها از مصاحبه کیفی نیمه ساختاریافته استفاده و با نمونهگیری هدفمند، پس از انجام نه مصاحبه اشباع داده ها حاصل گردید. یافته ها: تحلیل عمیق دیدگاه های معلمان، موجب شناسایی و دسته بندی هشت مقوله مورد نیاز و مورد تاکید در برنامه های درسی مهارت آموزی از نظر معلمان مشارکت کننده در این تحقیق، شامل مهارت های توانبخشی، مهارت های زندگی، آموزش مفاهیم منطقی- ریاضی، خودکفایی، ارتقای بهداشت و ایمنی، ایجاد نگرش مثبت نسبت به خود و محیط پیرامون، تربیت جنسی و رشد هیجانی- اجتماعی و سی و سه زیرمقوله برای این مقوله های اصلی شد. مقوله های به دست آمده با دسته بندی مهارتهای مورد نیاز در پیشینه مطالعه اشتراکات و افتراقاتی دارد که نشان از تاثیر زمینه و بافت و ادراک معلمان از نیازها دارد. نتیجه گیری: رهیافت ها و پیشنهادهای برگرفته از این مطالعه، بر ضرورت توجه به نظرات معلمان به منظور غنی سازی برنامه درسی مهارت آموزی دانش آموزان کم توان ذهنی در راستای توجه به مداخلات تربیتی صحه گذارده است.
۱۷۰۸۷.

جهت گیری نظام آموزشی در مکان یابی واحدهای آموزشی شهرستان رودبار جنوب استان کرمان در افق 1410(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹۷ تعداد دانلود : ۲۳۹
جهت گیری نظام های آموزشی در حیطه مکان یابی واحدهای آموزشی یکی از عناصر مهم در فرایند برنامه ریزی آموزشی می باشد . هدف این پژوهش تعیین مولفه های اصلی جهت گیری نظام آموزشی، پیش بینی جمعیت دانش آموزی و مکان یابی واحدهای آموزشی بر اساس مولفه های ذکر شده بود. روش پژوهش توصیفی – تحلیلی و در پیش جمعیت جمعیت به شکل روند یابی بود . داده ها بااستفاده از شیو ه میدانی و با استفاده از سامانه همگام در آموزش و پرورش جمع آوری و داده ها در نرم افزار AUTOCADوARCGIS ایجاد و نقشه ها ی لازم استخراج شد. محدوده مورد مطالعه شهرستان رودبار جنوب استان کرمان بود.یافته های پژوهش نشان داد که در مصاحبه با یاران آموزشی و خبرگان مولفه های اصلی در جهت گیری برای مکان یابی، شعاع دسترسی، کاربری سازگاری با کاربری همجوار، تفکیک دوره اول از دوم ابتدایی، رشد جمعیت دانش اموزی در دوره دوم متوسطه، افزایش جمعیت لازم التعلیم در دوره اول و دوم متوسطه و افزایش دانش آموزان فنی و کاردانش نسبت به دوره نظری می باشد. همچنین جمعیت دانش آموزی در منطقه مذکور دوره ابتدایی تا 10 سال آینده با کاهش روبرو خواهد بود. در دوره متوسطه اول تا حدود سال 1405 با افزایش و بعد از آن تا پایان سال 1410 با کاهش جمعیت و در دوره متوسطه با افزایش نسبی جمعیت دانش آموزی مواجه خواهیم بود.
۱۷۰۸۸.

شناسایی پیشران های برنامه درسی آموزش عالی علمی- کاربردی با هدف طراحی الگویی آینده نگر: با روش فراترکیب(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹۸ تعداد دانلود : ۲۰۲
پژوهش حاضر با هدف شناسایی پیشران های برنامه درسی آموزش عالی علمی – کاربردی با روش فراترکیب به منظور طراحی الگویی آینده نگر در برنامه درسی آموزش عالی علمی کاربردی انجام شده است. در پژوهش حاضر 24 پژوهش مرتبط با موضوع، در پایگاه های مختلف علمی از سال 2013 تا 2023 استخراج شده که با استفاده از الگوی هفت مرحله ای سندلوسکی و باروسو مورد بررسی قرار گرفته است. با تحلیل محتوای آن ها مفاهیم و مقوله های مربوط استخراج گردید و میزان اهمیت و اولویت مفاهیم با روش آنتروپی شانون تعیین شده است. بر اساس یافته های پژوهش 49 مفهوم در قالب 12 مقوله شناسایی شدند. مقوله های (توسعه مهارت، مدیریت کلاس، محتوا، روش ها و الگوهای تدریس، ارائه بازخورد مدرسین ، فضای آموزشی، سنجش و ارزشیابی، رویکردهای تدریس، شغلی، سیاسی، فرهنگی، زیست محیطی) به ترتیب ضریب اهمیت در بین مقوله های برنامه درسی آموزش عالی علمی - کاربردی هستند. نتیجه اولیه یافته های این پژوهش نشان می دهد که برای طراحی الگویی در برنامه درسی آموزش عالی علمی کاربردی، به پیشران های توسعه مهارت، مدیریت کلاس، محتوا، روش ها و الگوهای تدریس، ارائه بازخورد مدرسین، فضای آموزشی، سنجش و ارزشیابی، رویکردهای تدریس، شغلی، سیاسی، فرهنگی، زیست محیطی و اثرگذاری و اثرپذیری آنها بر روی یکدیگر باید توجه کرد.
۱۷۰۸۹.

طراحی و اعتباریابی الگوی برنامه درسی اخلاق حرفه ای پژوهش برای دانشجویان دوره های تحصیلات تکمیلی مراکز آموزش عالی ایران(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹۷ تعداد دانلود : ۲۱۰
مقدمه: با توجه به اهمیت رعایت اخلاق پژوهش در فرایند تحقیق و اهمیت آموزش آن به دانشجویان تحصیلات تکمیلی این پژوهش با هدف طراحی و اعتباریابی الگوی برنامه درسی اخلاق حرفه ای پژوهش برای دانشجویان دوره های تحصیلات تکمیلی مراکز آموزش عالی ایران انجام شد. روش: این پژوهش در چارچوب رویکرد آمیخته (کیفی-کمی) و با استفاده از تحلیل محتوای قراردادی انجام شد. جامعه آماری در بخش کیفی و کمی کلیه اساتید دانشگاه های استان گلستان بود. در بخش کیفی، 14 نفر ازاعضای هیئت علمی به روش نمونه گیری هدفمند تا رسیدن به سطح اشباع نظری انتخاب شدند. در بخش کمی بطور تصادفی تعداد 181 نفر برای آزمون مدل برگزیده شدند. ابزار تحقیق در بخش کیفی، مصاحبه ساختار یافته و در بخش کمی، پرسشنامه محقق ساخته بود. داده های حاصل از آنها در بخش کیفی با استفاده از نرم افزار maxqda و در بخش کمی با استفاده از نرم افزار pls تجزیه و تحلیل شدند. یافته : یافته های حاصل از این پژوهش شامل166کد باز بوده که داده های مشابه از طریق تحلیل مقایسه ای در یکدیگر ادغام گردید و در نهایت23 زیر مقوله و12 مقوله اصلی ارائه گردید. مقوله های اصلی (تغییر ساختار پژوهش، کمک به جهانی شدن علم و فناوری، شناخت سرقت ادبی) برای ضرورت، (آموزش ملاحضات اخلاقی، ارتقاء شاخص های سواد اطلاعاتی، همیاری کردن با علوم پزشکی) برای عنصر هدف، (مبانی علمی، الزامات اخلاق پژوهش) برای محتوا، (روش های تعاملی و غیرتعاملی) برای عنصر روش های یاددهی-یادگیری و (ارزشیابی تکوینی و پایانی) برای عنصر ارزشیابی استخراج شد. نتیجه گیری: مدل استخراج شده از داده های کیفی با داده های کمی جمع آوری شده از شرکت کنندگان در این پژوهش از برازش مناسبی برخوردار است. لذا نظارت بر فعالیت های پژوهشی و کمک گرفتن ازحوزه علوم پزشکی برای طراحی الگوی برنامه درسی دانشجویان می تواند بیشترین اثر بر رعایت اخلاق پژوهش داشته باشد.
۱۷۰۹۰.

شناسایی و اولویت بندی ابعاد و مؤلفه های برنامه درسی لایه ای مبتنی بر روش دلفی فازی و فرایند تحلیل سلسله مراتبی (AHP)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹۸ تعداد دانلود : ۱۹۲
این پژوهش به منظور شناسایی و اولویت بندی ابعاد و مؤلفه های الگوی برنامه درسی لایه ای برمبنای روش دلفی فازی و فرایند تحلیل سلسله مراتبی انجام شده است. برای این هدف از شیوه دلفی فازی استفاده شده که یکی از روشهای مؤثر دستیابی به توافق گروهی خبرگان است. جامعه پژوهش در این بخش، متخصصان حوزه برنامه درسی بودند که با استفاده از رویکرد هدفمند قضاوتی 30 نفر از میان آنها برگزیده شدند و در نهایت 20 نفر در پژوهش شرکت کردند. ابزار گرد آوری اطلاعات این بخش از پژوهش، پرسشنامه محقق ساخته برمبنای ویژگیهای الگوی پیشنهادی بود. سپس به تعیین اهمیت نسبی ابعاد و مؤلفه های الگوی برنامه درسی لایه ای از نظر خبرگان علمی به شیوه تحلیل سلسله مراتبی(AHP) پرداخته شد. برای این منظور پرسشنامه مقایسات زوجی تهیه و به شیوه الکترونیکی میان شرکت کنندگان در پژوهش توزیع شد. برای بیان مقایسات زوجی از شرکت کنندگان مرحله قبل استفاده شد. این اقدامات منجر به شناسایی و تأیید 45 مؤلفه در 9 بعد طراحی، هدف، محتوا، روش، تکالیف یادگیری، محیط یادگیری، دانش آموز، معلم و ارزشیابی در الگوی برنامه درسی لایه ای شد. نتایج حاصل از تحلیل بر مبنای فرایند تحلیل سلسله مراتبی (AHP) حاکی از آن است که بعد معلم، در الگوی برنامه درسی لایه ای دارای بیشترین اهمیت است.
۱۷۰۹۱.

ارزیابی کتاب های روان شناسی تربیتی در برنامه ی درسی آموزش عالی ایران بر اساس مؤلفه های سبک های یادگیری و انطباق آن ها با روش های تدریس(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹۷ تعداد دانلود : ۳۲۴
پژوهش حاضر با هدف ارزیابی محتوای کتاب های روان شناسی تربیتی در  برنامه ی درسی آموزش عالی ایران بر اساس مؤلفه های سبک های یادگیری و انطباق آن ها با روش های تدریس انجام گرفته است. رویکردِ تحقیق کیفی و روش آن تحلیل محتوا بوده است. جامعه ی پژوهش، کلیه ی کتاب های روان شناسی تربیتی تألیفی و ترجمه شده در ایران بود که 10کتاب پس از مشورت با استادان مرجع دانشگاه های مادر و متصدیان فروش انتشاراتی های معتبر دانشگاهی برای تحلیل انتخاب گردید. یافته ها نشان داد 11 نوع سبک یادگیری در کتاب های روان شناسی تربیتی وجود دارد که سبک تکانشی/تأملی با 3/16 درصد بیشترین و مدل پیازی با 3/1 درصدکمترین میزان فراوانی را به خود اختصاص داده اند. همچنین 60% مؤلفان کتاب ها نگرشی مثبت نسبت به انطباق روش های تدریس با سبک های یادگیری دارند؛ 20% بدون موضع مشخص اند و 20% نیز نگرشی خنثی در این زمینه دارند. مطابق یافته ها، تنها در 30% از کتاب های مورد مطالعه، مؤلفان به انتقادات پژوهشگران نسبت به نظریه های سبک های یادگیری و نیز کمبود شواهد در زمینه تأثیر انطباق روش های تدریس با سبک های یادگیری بر بهبود عملکرد تحصیلی یادگیرندگان، اشاره کرده اند. نتایج نشان داد علی رغم نبود شواهد پژوهشی کافی، مؤلفان ایرانی نگرش مثبتی نسبت به انطباق روش های تدریس با سبک های یادگیری دارند و خوانندگان را به کاربست آن ها ترغیب می کنند.
۱۷۰۹۲.

مقایسه میزان فلات زدگی شغلی و عوامل مرتبط با آن در بین اعضاء هیئت علمی گروه علوم پایه و علوم انسانی دانشگاه های ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹۷ تعداد دانلود : ۱۸۲
فلات زدگی، ایستایی و رکود شخصی است. یعنی فرد نه می آموزد و نه شایستگی های خود را گسترش می دهد. هدف این مطالعه بررسی وضعیت فلات زدگی شغلی در بین اعضاء هیأت علمی است. این مطالعه به صورت پیمایش در سال 1397 در تهران، اهواز و یاسوج با نمونه ای بالغ بر 497 نفر از  اعضاء هیئت علمی انجام شده است. ملاک تعیین دانشگاه های نمونه نظام رتبه بندی و سطح بندی دو سال اخیر وزارت علوم، تحقیقات و فناوری (1395) می باشد. برطبق نمودارهای عنکوبتی و آزمون فریدمن جامعه پذیری علمی، فرهنگ سازمانی، فلات زدگی محتوایی، فلات ساختاری ذهنی و عدالت سازمانی در سه دانشگاه و در بین دو گروه علوم پایه و علوم انسانی از عوامل تأثیرگذار در فلات زدگی شغلی می باشد. مدل معادله ساختاری تدوین شده نیز شاخص های برازش مطلوبی را کسب کرد. با توجه به شاخص های برازش، تمامی فرضیات با مدل تجربی تحقیق هماهنگ بوده و واقعیات موجود در جامعه آماری مدل نظری را مورد تأیید قرار می دهد. از نظر میزان فلات زدگی شغلی(فلات زدگی محتوایی و ذهنی)  اعضای دو گروه علوم پایه و علوم انسانی با هم تفاوت دارند بنابراین توجه به تنوعات درون و برون گروه های آموزشی امری لازم است. هر چند فضای آکادمیک، وضعیت تدریس و دغدغه ارتقاء در دانشگاه ها اعضاء هیأت علمی را با چالش های متعددی مواجه نموده که استمرار آن می تواند زمینه کاهش بهره وری و شادکامی ذهنی اعضاء هیأت علمی را در محیط آکادمیک فراهم سازد.
۱۷۰۹۳.

برنامه ریزی فرایند آموزش گامی به سوی یکسان سازی کیفیت دانشگاه ها(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹۷ تعداد دانلود : ۲۰۱
هدف پژوهش تعیین شاخص های مربوط به مرحله فرایند آموزش دانشگاه هاو برنامه ریزی جهت آن به منظور کاهش نابرابری های کیفی آنان و ارائه الگوی مفهومی جامع با استفاده از رویکرد کیفی از نوع تحلیل محتوای استقرایی می باشد. در این پژوهش، دانشگاه ها با نگاه سیستمی یعنی ورودی، فرایند و خروجی مورد بررسی قرار گرفت که مرحله فرایند آن به عنوان موضوع اصلی یکسان سازی کیفیت دانشگاه ها  مورد توجه واقع گردید . جامعه آماری این پژوهش، اعضای هیات علمی دانشگاه ها و صاحب نظران مراکز تحقیقاتی آموزش عالی بودند؛ که در ارتباط با کیفیت دانشگاه ها و نابرابری آن دارای سوابق اجرایی و علمی بوده اند. تعداد نمونه ها از طریق نمونه گیری هدفمندو با توجه به اشباع نظری به 21 نفررسید. برای جمع آوری اطلاعات از مصاحبه های نیمه ساختار یافته استفاده شد. روش تحلیل داده ها روش محتوای استقرایی بود. که به منظور تجزیه و تحلیل آن از سه مرحله کدگذاری استفاده گردید.  نتایج تحلیل داده ها، در فرایند کدگذاری به شناسایی 26 کد باز منجر شد که در نهایت در قالب 22 مقوله محوری و 5 کدانتخابی دسته بندی شد .   یافته های پژوهش نشان داد که در مرحله فرایند آموزش دانشگاه ها، پنج  شاخص  فرایند یاددهی _ یادگیری، منابع انسانی، منابع مالی، ساختار سازمانی و مدیریتی و امکانات وتجهیزات با 22 زمینه جزئی نیازمند برنامه ریزی و توجه به منظور یکسان نمودن کیفیت دانشگاه ها می باشد. 
۱۷۰۹۴.

ارزشیابی کیفیت برنامه های آموزش تلویزیونی در ارائه دروس ریاضیات و علوم تجربی پایه پنجم ابتدایی در شرایط کووید-19(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹۷ تعداد دانلود : ۱۲۵
پژوهش حاضر با هدف ارزشیابی کیفیت برنامه های آموزش تلویزیونی دروس ریاضیات و علوم تجربی پایه پنجم ابتدایی در نیمسال اول سال تحصیلی 1400-1399 انجام گرفته و نوع پژوهش ارزشیابانه است. جامعه آماری، همه جلسات تدریس تلویزیونی دروس علوم تجربی و ریاضیات پایه پنجم ابتدایی بوده که با به کارگیری روش نمونه گیری هدفمند واحد متوالی، هفت جلسه برای ارزشیابی انتخاب شده است. به منظور گرد آوری داده ها، از ابزار محقق ساخته استفاده شده و ارزشیابی را 13 متخصص رشته های تکنولوژی آموزشی و برنامه ریزی درسی دانشگاه تبریز و معلمان دروس علوم تجربی و ریاضی انجام داده اند. برای بررسی پایایی ابزار از توافق میان ارزیابان استفاده شده و ضریب توافق 0/78 به دست آمده است که حاکی از پایایی بالای ابزار بود. برای تجزیه و تحلیل داده ها از آزمون t تک نمونه ای استفاده شده است. نتایج به دست آمده نشان می دهد که کیفیت تدریس تلویزیونی در درس ریاضی پایه پنجم ابتدایی در مؤلفه های محتوا (4/92)، طرح تدریس (3/60) و فنی (4/65) و در درس علوم تجربی در مؤلفه های محتوا (4/90)، طرح تدریس (3/52) و فنی (4/65) بالاتر از حد متوسط بوده و از مطلوبیت کافی برخوردار است. از میان گویه های مؤلفه طرح تدریس، برانگیختن تفکر یادگیرندگان، مرور و جمع بندی مطالب ارائه شده، مواد آموزشی کمکی و بیان اهداف آموزشی، در هر دو درس نیاز به توجه بیشتر دارند.
۱۷۰۹۵.

طراحی الگوی عوامل موثر بر پیشرفت تحصیلی دانش آموزان(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹۹ تعداد دانلود : ۲۰۰
مقدمه و هدف: پیشرفت تحصیلی به نتایج عملکردی اطلاق می شود که نشان می دهد فرد تا چه اندازه در اهداف خاص فعالیت ها در محیط های آموزشی مانند مدرسه، دانشگاه و...یشرفت کرده است. پ روش شناسی پژوهش: روش این پژوهش به صورت کیفی و از نوع فراترکیب است که برای گردآوری اطلاعات از روش مطالعه ای بهره گرفته شد. جامعه آماری کلیه مقاله های مربوط به پیشرفت تحصیلی دانش آموزان است که 42 عدد آنها به عنوان حجم نمونه انتخاب شدند . یافته ها: نتایج پژوهش های گذشته از منابع داخلی طی سال های ۱۴۰۱-۱۳۹۰ جمع آوری و مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته است. از239مقاله استخراج شده،42 مقاله برای تجزیه و تحلیل نهایی انتخاب شده است. همچنین این پژوهش روایی و اعتبار کاپای آن ۹۵/۰. و رو به بالا است. نتایج پژوهش با توجه به بررسی مقالات مستخرج شده به 75مفهوم منجر شد و سپس با بررسی یافته های اولیه و با بررسی زمینه های فرعی موجود شش عامل اصلی به دست آمد، که این عوامل شامل عوامل فردی، اجتماعی ،خانوادگی ،آموزشی ،محیطی و زمینه ای است. بحث و نتیجه گیری: در یک جمع بندی کلی می توان گفت با توجه اینکه عملکرد تحصیلی تعیین کننده اهداف و مقاصد آینده دانش آموزان است ،
۱۷۰۹۶.

تدوین و اعتباریابی بسته آموزشی خودبهسازی و ارزیابی اثر آن بر عملکرد شغلی و چابکی سرمایه انسانی در مدیران مدارس متوسطه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹۷ تعداد دانلود : ۲۲۱
پژوهش حاضر با هدف تدوین و اعتباریابی بسته آموزشی خودبهسازی و ارزیابی اثر آن بر عملکرد شغلی و چابکی سرمایه انسانی بین مدیران مدارس متوسطه انجام شد. این پژوهش ازنظر هدف، کاربردی و ازلحاظ روش از نوع ترکیبی (کیفی و کمی) با یک طرح اکتشافی بود که در بخش کیفی ابتدا، مؤلفه های خودبهسازی پژوهش حاضر با استفاده از روش تحلیل مضمون شناسایی و سپس به تدوین یک بسته آموزشی توجه شد و روش کار در بخش کمی نیز به صورت نیمه تجربی با طرح پیش آزمون، پس آزمون با پیگیری 3 ماهه با گروه کنترل بود. جامعه آماری پژوهش تمامی مدیران مدارس متوسطه در شهر اصفهان در سال تحصیلی 1400-1399 بودند که 50 نفر به روش نمونه گیری در دسترس برای نمونه انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل (25 نفر در هر گروه) جایگزین شدند. تحلیل داده ها با روش تحلیل کوواریانس چندمتغیره انجام شد. نتایج نشان دهنده آن بود که اجرای بسته آموزشی خودبهسازی در گروه آزمایش بر عملکرد شغلی و ابعاد آن و همچنین چابکی سرمایه انسانی تأثیر معنادار داشت. بسته آموزشی پژوهش حاضر موجب افزایش عملکرد شغلی (33/52 درصد در مرحله پس آزمون و 99/51 درصد در مرحله پیگیری) و چابکی سرمایه انسانی (16/47 درصد در مرحله پس آزمون و 32/47 درصد در مرحله پیگیری) شده است. با بسته آموزشی خودبهسازی میزان عملکرد شغلی و چابکی سرمایه انسانی بین مدیران مدارس متوسطه افزایش داده می شود.  
۱۷۰۹۷.

طراحی الگوی جذب، ارتقاء و جبران خدمت اعضای هیئت علمی مؤسسات پژوهشی کشور بر اساس مأموریت گرایی با رویکرد سناریویی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹۷ تعداد دانلود : ۱۷۹
مأموریت و کارکردهای هریک از مؤسسات پژوهشی متفاوت است و یکی از چالش هایی که مؤسسات پژوهشی با آن مواجه هستند، یکسان بودن فرایند جذب، ارتقا و جبران خدمات اعضای هیئت علمی آن ها بدون توجه به مأموریت هریک از مراکز است؛ بنابراین وجود یک استاندارد مشترک برای ارزیابی همه اعضای هیئت علمی دور از واقعیت است و می تواند باعث کاهش کیفیت دستاوردهای مؤسسات شود. براین اساس، هدف پژوهش حاضر تدوین الگویی برای جذب، ارتقا و جبران خدمت اعضای هیئت علمی متناسب با چارچوب مأموریت گرایی هر یک از مؤسسات پژوهشی بود. برای دستیابی به این هدف، از روش پژوهش پیمایش کیفی از نوع قیاسی استفاده شد. جامعه پژوهش شامل همه اعضای هیئت علمی شاغل در مؤسسات پژوهشی کشور بودند که از میان آن ها تعداد 50 نفر به عنوان نمونه انتخاب شد. ابزار مورد استفاده در این پژوهش پرسشنامه باز پاسخ بود و برای تجزیه و تحلیل داده ها نیز از روش تحلیل محتوای قیاسی استفاده شد. برای اعتباریابی الگوهای بدست آمده از روش گروه کانونی استفاده شد. تعداد 11 نفر از خبرگان و متخصصین حوزه های جذب و ارتقاء در هریک از مؤسسات پنچگانه به عنوان مشارکت کننده در گروه کانونی انتخاب شدند.یافته های پژوهش نشان داد که برخی از شاخص ها و مؤلفه های احصاء شده در هریک از الگوهای پنجگانه مشترک هستند و براین اساس، الگوی مفهومی مشترکی برای همه مؤسسات بدست آمد، علاوه بر این، برای هریک از مراکز پنچگانه نیز الگویی متناسب با ویژگی ها و مأموریت آن مرکز بدست آمد. براساس یافته ها نیز چهار سناریو برای تحقق مأموریت گرایی در مؤسسات پژوهشی ارائه شد.
۱۷۰۹۸.

بازشناسی مؤلفه های راهبردهای یاددهی - یادگیری در آموزش وپرورش بر مبنای فلسفه هستی گرا(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹۷ تعداد دانلود : ۲۳۹
پیشینه و اهداف: هدف پژوهش حاضر، طراحی راهبردهای یاددهی - یادگیری در آموزش وپرورش بر مبنای فلسفه هستی گرا بوده است روش ها : رویکرد پژوهش حاضر، کیفی و روش مورداستفاده، مطالعه موردی کیفی است. مشارکت کنندگان؛ استادان، متخصصان و معلمان آشنا به مکتب هستی گرایی بودند که به صورت هدفمند با 25 نفر به اشباع نظری رسید. ابزار پژوهش، مصاحبه نیمه ساختار یافته و تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از تحلیل مضمون (فراگیر، سازمان دهنده و پایه) صورت گرفت. به منظور اعتبار داده ها در پژوهش حاضر از مسیر ممیزی استفاده شد. یافته ها: نتایج به دست آمده در قالب 123 مضمون پایه، 11 زیرمؤلفه، 4 مضمون سازمان دهنده (فضای آموزشی، معلم، دانش آموز و روش تدریس هستی گرا) و یک مضمون فراگیر استخراج و طبقه بندی شدند. زیرمؤلفه ها شامل؛ فضای آموزشی موقعیت محور و اصیل، اجتناب از فضای استاندارد و قالبی، فضای انعطاف پذیر و همدلانه، تعامل انسانی بین معلم و دانش آموز و حفظ کرامت ذاتی دانش آموز، معلم به مثابه فردی تسهیلگر و بسترساز، معلم به مثابه ی فردی مسئول و مثبت اندیش، اولویت داشتن دانش آموز نسبت به برنامه درسی و روش، ظرفیت انتخاب گری دانش آموز، دانش آموز به عنوان فردی مسئول، اولویت داشتن دانش آموز نسبت به برنامه درسی و روش تدریس، تنوع روشی بر اساس موقعیت و شرایط، تأکید بر روش های تعامل محور و انسان گرا است. نتیجه گیری: بر اساس یافته ها پیشنهاد می گردد که برنامه درسی نظام آموزشی به صورت گام به گام از حالت رفتار گرا به سمت برنامه درسی هستی گرایانه تغییر جهت دهد.
۱۷۰۹۹.

خصوصیات روان سنجی مقیاس تجربه اوج فراشناختی بر اساس نظریه های کلاسیک و سؤال- پاسخ(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹۶ تعداد دانلود : ۱۸۷
هدف پژوهش حاضر بررسی خصوصیات روان سنجی مقیاس تجربه اوج فراشناختی بر اساس نظریه های کلاسیک و سؤال- پاسخ بود.به این منظور 296 نفر از دانشجویان دانشگاه سمنان به روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای انتخاب شدند و به پرسشنامه های تجربه اوج فراشناختی، فراشناخت (MCQ-30) و فراشناخت و فراهیجان مثبت پاسخ دادند. تحلیل عاملی تأییدی، همبستگی سؤال- نمره کل و تحلیل اعتبار برای بررسی ویژگی های روان سنجی مقیاس اجرا شد. همچنین از مدل پاسخ مدرج سیم جیما برای برازندگی داده ها و تحلیل استفاده شد. نتایج تحلیل عاملی نشان داد این مقیاس از دو عامل اشباع شده و از شاخص های برازش مناسبی برخوردار است. همچنین تجربه اوج فراشناختی با فراشناخت (15/0) و فراشناخت و فراهیجان مثبت (36/0) رابطه معنی داری داشت. اعتبار مقیاس تجربه اوج فراشناختی با استفاده از روش همسانی درونی و با بهره گیری از ضریب آلفای کرونباخ برای عامل اعتقاد به موفقیت ناشی از تجربه اوج 749/0 و اعتماد به توانایی خودنظم دهی تجربه اوج 692/0 به دست آمد. داده های پاسخ سؤال ها با مدل سیم جیما برازندگی مناسبی داشت و تابع آگاهی آزمون در دامنه 3- تا 1+ پیوستار ویژگی بود.نتایج نشان داد مقیاس تجربه اوج فراشناختی از خصوصیات روان سنجی قابل قبولی در جامعه دانشجویان ایرانی برخوردار بوده و پژوهشگران می توانند از این ابزار در پژوهش های علمی خود استفاده کنند.
۱۷۱۰۰.

دیدگاه اساتید نسبت به بکارگیری هوش مصنوعی در تدریس در نظام آموزش عالی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۴۸ تعداد دانلود : ۲۳۲
هدف: آموزش مبتنی بر هوش مصنوعی نقش حیاتی در بهبود روش یادگیری و فرآیندهای آموزشی ایفا می کند. با انجام پژوهش هایی در این زمینه کاربردهای هوش مصنوعی بیشتر آشکار می شود. بنابراین پژوهش حاضر با هدف کلی دیدگاه اساتید نسبت به بکارگیری هوش مصنوعی در تدریس در نظام آموزش عالی ایران انجام شده است. روش شناسی: روش تحقیق در این پژوهش بصورت کیفی و جمع آوری اطلاعات به صورت مصاحبه نیمه ساختار یافته بود. جامعه آماری پژوهش را 12 نفر(3 نفر زن و 9 نفر مرد) از اساتید دانشگاه های دولتی در تهران و کرج بود. نمونه گیری به صورت هدفمند و تا اشباع نظری ادامه یافت. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزارmaxqda  نسخه 22 انجام گرفت. اعتباریابی اطلاعات با استفاده از کنترل اعضا و چک کردن از طریق شرکت کنندگان و نیز بازرسی مجدد مسیر کسب اطلاعات و خودبازبینی محقق انجام شد. یافته ها: تحلیل یافته های حاصل از مصاحبه ها منجر به شناسایی 4 مقوله اصلی  یعنی(تسهیل در یادگیری و کسب مهارتها، تولید محتوای آموزشی هوشمند، شخصی سازی کردن آموزش، تسهیل در ارزشیابی آموزشی) و 56 زیر مقوله فرعی شد. نتیجه گیری و پیشنهادها: با توجه به کاربردهای مهم هوش مصنوعی در آموزش به اساتید دانشگاهها توصیه می شود که در تدریس خود از هوش مصنوعی استفاده کنند. چرا که استفاده ازهوش مصنوعی یک نیاز اساسی جهت به روز شدن دانشجویان از حیث مطالب آموزشی و کیفیت در یادگیری و همچنین دسترسی به مطالب آموزشی  می شود. نوآوری و اصالت :  بررسی همه جانبه استفاده از هوش مصنوعی در تدریس از دیدگاه اساتید در این تحقیق، رویکردی نو به شمار می رود. همچنین می تواند راه گشای اساتید در بهره مندی از هوش مصنوعی در تدریس و نیز هدایت پژوهش های آتی دراین زمینه باشد.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان