پژوهش حاضر به منظور مطالعه چالشهایی که معلمان دوره ابتدایی در خصوص درس پژوهی با آن مواجهه هستند، انجام شده است. برای نیل به هدف از روش مطالعه موردی در یک مدرسه استفاده شد. شرکت کنندگان پژوهش، 20 نفر از معلمان ابتدایی در آن مدرسه بودند. ابزار جمع آوری اطلاعات مصاحبه نیمه ساختاری با معلمان و مشاهده مشارکتی بود. به منظور تحلیل داده ها از روش کدگذاری و مقوله بندی استفاده شد. نتایج ﻧﺸﺎن داد ﮐﻪ معلمان قبل از درسپژوهی با سه دسته از چالشها مواجهند: دانش معلمان در زمینه درس پژوهی، انگیزه معلمان برای شرکت در درس پژوهی، تشکیل گروه و تعیین وظایف اعضا. حین درس پژوهی با سه دسته از چالش ها مواجهند که عبارتند از: انتخاب مسئله برای درس پژوهی، اجرای درس و جمع آوری داده ها، نقد و بررسی تدریس. بعد از درس پژوهی با سه دسته از چالش ها ﻣﻮاﺟﻬﻨﺪ که عبارتند از: داوری طرح های درس پژوهی، انتشار نتایج درس پژوهی، برگزاری جشنواره درس پژوهی.
مدرسه فضای اجتماعی خاصی است که آموزش، پرورش و رشد شخصیت کودکان که جامعه ساز فرداهستند ، در پناه روش های صحیح و مناسب آموزش،محیط فیزیکی مطلوب و محیط روانی مساعد آن پایه گذاری و اداره می شود. یکی از عوامل مهم مؤثر در حفظ و ارتقای سطح سلامتی و شکوفایی استعداد دانش آموزان، مشاوره و کلیه برخوردهای عاطفی و روانی است که با دانشجو صورت می گیرد. هدف اساسی این پژوهش بررسی نقش و تاثیر مدرسه و مشاوره مدارس در ارتقای بهداشت و سلامت روانی دانش اموزان است که مدارس ابتدایی شهر خانمیرزا مورد بررسی قرار گرفته است از این جهت در زمره پژوهش های کاربردی و تحلیلی قرار می گیرد و جامعه آماری آن را دانش اموزان و معلمان مدرسه تشکیل می دهند که تعداد 10 معلم و 40 دانش اموز به عنوان نمونه اماری انتخاب گردیده اند. تجزیه و تحلیل اطلاعات در این پژوهش با استفاده از روش تحلیل رگرسیون انجام می گررد که نتایج حاصل از آن نشان می دهد که مشاوره تاثیر مستقیم و معناداری بر بهداشت و سلامت روان دانش اموزان دارد به نحوی که 65 درصد تغییرات در متغیرهای سلامت روانی دانش آموزان به وسیله متغیر مستقل یعنی مشاوره در مدارس قابل پیش بینی است.
هدف: مطالعه حاضر کاهش بار شناختی و افزایش کارایی آموزش در یک محیط یادگیری چندرسانهای مبتنی بر رایانه بود. مطالب آموزشی در دو وجهحسی (گفتار در برابر متن بر صفحه) و کنترل سرعت ارائهی مطالب (یادگیرنده سرعت در برابر سیستم سرعت) ارائه شد.
روش: روش محتوا زنجیرهی علّی قطعههای معنادار شکلگیری صاعقه بود که طی 16 مرحله در قالب یک انیمیشن آموزشی به 100 دانشآموز دختر پایه دوم متوسطهی شهر تهران در قالب 4 گروه آزمایشی ارائه شد. ابزار گردآوری اطلاعات، آزمونهای یادسپاری و انتقال و برگههای سنجش بارشناختی بودند. پژوهش بهصورت کاملاً آزمایشی (یک طرح عاملی2×2) انجام شد.
یافتهها: یافتهها نشان داد که گروه گفتاری بار شناختی کمتر و در نتیجه کارایی بالاتری نسبت به گروه متن بر صفحه داشتند. اثر متقابل وجه حسی و کنترل سرعت ارائه آموزش در کارایی عملکرد نیز معنادار بود.
نتیجهگیری: نتیجهگیری یافتههای بدست آمده اثر تعدیلکنندگی کنترل سرعت ارائه مطالب بر وجهحسی در یک محیط یادگیری چندرسانهای را تائید کردند. یافتهها بر پایه نظریه بار شناختی و نظریه شناختی یادگیری چندرسانهای تبیین شدند.
هدف پژوهش حاضر، بررسی تأثیر نرم افزار چند رسانه ای زبان بر آموزش زبان و گفتار کودکان آسیب دیده شنوایی زیر هشت سال استان مازندران بود. روش پژوهش شبه تجربی با طرح پیش آزمون- پس آزمون بین دو گروه آزمایش و کنترل بود. در این پژوهش از میان 60 نوآموز زیر هشت سال آسیب دیده شنوایی استان مازندران، 30 نفر به عنوان نمونه به روش تصادفی ساده انتخاب و گروه نمونه به دو گروه آزمایش و کنترل تقسیم شدند. جهت دست یابی به هدف پژوهش ابتدا پیش آزمون از هر دو گروه کنترل و آزمایش گرفته شد و سپس گروه کنترل به مدت دو ماه (15 جلسه) با نرم افزار آموزشی چند رسانه ای زبان و گفتار آموزش دیدند و در پایان جلسه آموزش دوباره از هر دو گروه کنترل و آزمایش پس آزمون به عمل آمده است. ابزارهای این پژوهش، آزمون TOLD-P3 و نرم افزار چند رسانه ای زبان و گفتار بود. برای تجزیه و تحلیل اطلاعات حاصل از نمرات پیش آزمون و پس آزمون از روش آزمون t مستقل و تحلیل کواریانس (ANCOVA) استفاده شد. بررسی فرضیه ها نشان داد، آموزش به روش چند رسانه ای بر واژگان تصویری، درک دستوری و تولید کلمه کودکان بهتر از روش سنتی بوده و هم چنین، نتایج آزمون کوواریانس نشان داد، با حذف اثرات پیش آزمون نرم افزار های چندرسانه ای تأثیر بیشتری در مقایسه با روش سنتی بر رشد زبان و گفتار کودکان دارد.
یکی از مسائلی که امروزه مهاجران و به خصوص زنان مهاجر در جامعه مقصد با آن رو به رو هستند، وضعیت سلامتی آنهاست. هدف اصلی این پژوهش، بررسی رابطه بین شیوه های فرهنگی مقابله و بهداشت روانی زنان مهاجر است. این پژوهش با استفاده از روش پیمایش و ابزار پرسشنامه انجام شده است. جامعه آماری مورد مطالعه زنان مهاجر در شهر کرمانشاه بوده که 200 نفر به عنوان نمونه به شیوه تصادفی برای مطالعه انتخاب شدند. از اعتبار صوری برای روایی و آلفای کرونباخ برای پایایی ابزار تحقیق استفاده شد و از روش های آماری ضریب همبستگی و تحلیل واریانس برای آزمون فرضیه ها و رگرسیون و تحلیل مسیر برای سنجش مدل استفاده شد. براساس یافته های تحقیق بین سلامت روانی و متغیرهای تحصیلات(44/0= r )، مدت اقامت(18/0= r )، میزان درآمد(74/0= r )، شیوه عقلایی(77/0= r )، شیوه اجتنابی(42/0= r ) و شیوه احساسی(61/0-= r ) رابطه معناداری وجود دارد. نتایج ضریب رگرسیونی نشان می دهد که سه متغیر شیوه های عقلایی(64/ 0 Beta= )، درآمد(49/0 Beta = ) و شیوه احساسی(28/ 0 Beta=- )، وارد معادله شده و در مجموع 47/0 از واریانس متغیر وابسته را تبیین و توضیح کرده اند(47/0= R ² ). نتایج تحقیق این واقعیت را نشان می دهد که هر اندازه افراد مهاجر از شیوه عقلایی در برخورد با فشارهای روانی ناشی از مهاجرت به محیط فرهنگی جدید استفاده کنند، از سلامتی بهتری برخوردارند.