فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲٬۹۸۱ تا ۳٬۰۰۰ مورد از کل ۱۹٬۶۶۰ مورد.
هنجاریابی و بررسی پایایی و روایی فرم رجحان به فعالیت های سیاهه کروی فردی در دانش آموزان دبیرستانی شهرستان تربت حیدریه
حوزههای تخصصی:
فرم رجحان به فعالیتهای سیاهه کروی فردی (فرم رجحان به فعالیت های سیاهه کروی فردی) ، ابزاری جدید در زمینه سنجش تیپ های رغبت مسیر شغلی بر اساس مدل کروی مسیر شغلی است. به منظور هنجاریابی و تعیین پایایی و روایی این ابزار ، یک نمونه 451 نفری از دانش آموزان دبیرستانی(210 مرد و 241 زن) به صورت تصادفی خوشه ای انتخاب شدند تا فرم رجحان به فعالیت های سیاهه کروی فردی و رغبت سنج تحصیلی و شغلی هالند را تکمیل کنند. بنابر نتایج تحلیل به دست آمده با استفاده از نرم افزار SPSS 16 ، به روش محاسبه همسانی درونی، با استفاده از آلفای کرونباخ، پایایی خوبی در همه مقیاس های هجده گانه مشاهده شد (70/0= min ، 86/0= max ، 79/0= m ، 04/0= SD ) ، ضرایب بازآزمایی نیز پایایی قابل قبولی را در همه زیر مقیاس ها نشان داد 71/0= min ، 77/0= max ، 75/0= m ، 02/0= SD ). محاسبه ضرایب همبستگی نمره های در زیر مقیاس های هجده گانه، روایی (از نوع سازه همگرا و واگرا، و ساختاری) مناسبی را در تمام مقیاس ها، بجز در مقیاس خدمات شخصی نشان داد . به منظور ارایه معیاری برای تبدیل نمره های خام به نمره های استاندارد T ، جدول میانگین و انحراف معیار برای تمام زیرمقیاس ها به تفکیک جنسیت ارایه شد. نتایج شواهدی را در حمایت از روایی و پایایی مقیاس ها و قابلیت سنجش رغبت های مسیر شغلی با این ابزار و همچنین مدل کروی، در مطالعات بین فرهنگی نشان داد. چند مورد پیشنهادهای پژوهشی نیز در بخش بحث و نتایج ارائه گردید.
تعلیم و تربیت آزاد
بررسی انواع غلطها، سرعت و دقت خواندن بریل در دانش آموزان دبستانی با آسیبهای بینایی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: در این تحقیق، هدف طبقه بندی و بررسی انواع غلطها، سرعت و دقت خواندن بریل و تعیین تاثیر نقش پایه تحصیلی، وضعیت بینایی، جنسیت در عملکرد خواندن بود. روش: 41 دانش آموز مبتلا به آسیبهای بینایی که وسیله اصلی نوشتاری آنها بریل بود از مرکز ویژه آموزش نابینایان به صورت قضاوتی انتخاب شدند، 5 متن خواندن محقق ساخته را خوانده و فیلم آنها ضبط شد. داده های استخراج شده بر اساس فیلمها از طریق آزمون کروسکال والیس، یومان - ویتنی و تحلیل مانوا تحلیل شد. یافته ها: غلطها به 6 طبقه از جمله غلطهای اعرابی، حذف حرف، حذف نقطه، حذف کلمه، معکوس سازی نقطه ها و حدسی تقسیم شد. نتایج نشان داد که حذف کلمه، شایع ترین غلطها در هر 5 پایه بوده است. میزان شیوع انواع غلط با پایه تحصیلی و عملکرد خواندن رابطه دارد و با بالا رفتن پایه تحصیلی، عملکرد خواندن بهبود می یابد. افراد کم بینا نسبت به افراد نابینا، دختران نسبت به پسران دقت خواندن بالاتری را نشان دادند. نتیجه گیری: حذف کلمه شایع ترین غلط در خواندن بریل است و پایه تحصیلی، وضعیت بینایی و جنسیت با عملکرد خواندن رابطه دارد.
تأثیر تلفیق درس تربیت بدنی با درس ریاضی بر یادگیری مهارت های بنیادی دانش آموزان دختر(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در فضای پیوسته در حال تغییر ، نظام های آموزشی و تربیتی عهده دار پیشرفت و توسعه آینده کشور هستند، یکی از مواردی که توجهات زیادی را در آموزش به خود جلب کرده سلامتی و داشتن مهارت های بنیادی در دانش آموزان هستند. این مطالعه با هدف کاربردی در آموزش وپرورش، بر اساس روش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون با گروه کنترل به بررسی تأثیر تلفیق درس تربیت بدنی با درس ریاضی بر یادگیری مهارت های بنیادی دانش آموزان پرداخته است. جامعه آماری تمام دانش آموزان دختر پایه دوم ابتدایی به تعداد 2000 نفر در سال تحصیلی 97-1396 بودند که با استفاده از روش نمونه گیری خوشه ای مرحله ای، نمونه ای 30 نفری از دانش آموزان دختر پایه دوم ابتدایی شهرستان خوی به عنوان شرکت کننده استفاده گردید. در راستای هدف پژوهش، دانش آموزان گروه آزمایش (15 نفر)، فعالیت های تربیت بدنی به صورت تلفیقی با درس ریاضی انجام دادند، درحالی که دانش آموزان گروه کنترل (15 نفر) فقط با همان روش سنتی درس ریاضی را خواندند. این پژوهش در قالب 10 جلسه 45 دقیقه ای و هفته ای یک بار انجام گرفت. برای جمع آوری داده ها از آزمون های آمادگی جسمانی شامل استقامت قلبی و تنفسی، انعطاف-پذیری، سرعت و تعادل (هادوی، 1388)، کتاب راهنمای ارزشیابی توصیفی دوم دبستان (احمدی، 1390)، آزمون ریاضی از کتاب راهنمای ارزشیابی توصیفی دوم دبستان (آزمون، 1391) و تکنیک های ارزشیابی اسمیت (1997) استفاده گردید. تحلیل آماری داده ها به کمک آزمون یومن ویتنی و تی مستقل بیانگر این بود که عملکرد در مهارت های بنیادی گروه آزمایش با سطح تفاوت آماری 05/0>p در پایان دوره بهتر از گروه کنترل بود. این یافته ها می تواند پیامدهای قابل توجه نظری و کاربردی برای تلفیق درس تربیت-بدنی با درس ریاضی بر روی مهارت های بنیادی دانش آموزان داشته باشد. در فضای پیوسته در حال تغییر ، نظام های آموزشی و تربیتی عهده دار پیشرفت و توسعه آینده کشور هستند، یکی از مواردی که توجهات زیادی را در آموزش به خود جلب کرده سلامتی و داشتن مهارت های بنیادی در دانش آموزان هستند. این مطالعه با هدف کاربردی در آموزش وپرورش، بر اساس روش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون با گروه کنترل به بررسی تأثیر تلفیق درس تربیت بدنی با درس ریاضی بر یادگیری مهارت های بنیادی دانش آموزان پرداخته است. جامعه آماری تمام دانش آموزان دختر پایه دوم ابتدایی به تعداد 2000 نفر در سال تحصیلی 97-1396 بودند که با استفاده از روش نمونه گیری خوشه ای مرحله ای، نمونه ای 30 نفری از دانش آموزان دختر پایه دوم ابتدایی شهرستان خوی به عنوان شرکت کننده استفاده گردید. در راستای هدف پژوهش، دانش آموزان گروه آزمایش (15 نفر)، فعالیت های تربیت بدنی به صورت تلفیقی با درس ریاضی انجام دادند، درحالی که دانش آموزان گروه کنترل (15 نفر) فقط با همان روش سنتی درس ریاضی را خواندند. این پژوهش در قالب 10 جلسه 45 دقیقه ای و هفته ای یک بار انجام گرفت. برای جمع آوری داده ها از آزمون های آمادگی جسمانی شامل استقامت قلبی و تنفسی، انعطاف-پذیری، سرعت و تعادل (هادوی، 1388)، کتاب راهنمای ارزشیابی توصیفی دوم دبستان (احمدی، 1390)، آزمون ریاضی از کتاب راهنمای ارزشیابی توصیفی دوم دبستان (آزمون، 1391) و تکنیک های ارزشیابی اسمیت (1997) استفاده گردید. تحلیل آماری داده ها به کمک آزمون یومن ویتنی و تی مستقل بیانگر این بود که عملکرد در مهارت های بنیادی گروه آزمایش با سطح تفاوت آماری 05/0>p در پایان دوره بهتر از گروه کنترل بود. این یافته ها می تواند پیامدهای قابل توجه نظری و کاربردی برای تلفیق درس تربیت-بدنی با درس ریاضی بر روی مهارت های بنیادی دانش آموزان داشته باشد.
مطالعه تطبیقی اندیشه های ویگوتسکی و برونر در باب فرایندهای یاددهی –یادگیری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات روانشناسی تربیتی سال پانزدهم پاییز ۱۳۹۸ شماره ۳۵
53 - 82
حوزههای تخصصی:
آشنایی با نظریه های یادگیری کمک می کند تا شناخت بهتر و بیشتری از نحوه یادگیری، تفکر و ارتباط کودکان با دیگران و محیط پیرامون به دست آید و معلمان افق های جدیدی را در مقابل خود بگشایند و زمینه های توسعه کیفی حرفه ای خود را فراهم آورند. با بررسی نظریه های یادگیری که رشد اجتماعی را از زاویه های مختلف موردبررسی قرار داده اند، می توان به تصویر روشن تر و بهتری از موضوع دست یافت. هدف اصلی این پژوهش، شناسایی وجوه تشابه و تفاوت میان ویگوتسکی و برونر ازلحاظ یادگیری است. برای این منظور، مبانی نظری، مفاهیم مرتبط و نوع آموزش موردنظر آن ها به شیوه تحلیل تفسیری موردبررسی قرارگرفته و سپس تفاوت ها و شباهت های آن ها به ویژه در الگوهای آموزشی معرفی شده است. بازشناسی وجوه زیربنایی و تبیین برخی مفاهیم مرتبط، حاکی از آن بود که هردو دیدگاه با تأکید بر ماهیت فعال انسان در ساخت واقعیت اجتماعی خود، کنش او را در بستر دیالکتیک اجتماعی؛ تأثیر زبان و فرهنگ را در رشد شناختی، تعامل بین بزرگ سالان و کودکان در موقعیت های حل مسئله واستفاده از مفهوم تکیه گاه سازی ویگوتسکی، باهم مشابه اند و در حیطه های الگوهای آموزش ی، نقش تفک ر وزبان،مراحل رشد شناختی باهم متفاوت اند. درمجموع می توان چنین نتیجه گرفت که انسان به لحاظ اجتماعی بودن تواند در سایه تعامل بهینه و مؤثر با دیگران و استفاده بهینه از ابزار زبانی و توجه به مقوله فرهنگ سازی بهتر بیاموزد و تر بیاموزاند استفاده از تکنیک حل مسئله در این مسیر راهگشاست.
چکیده ای از بحث مدیریت آموزشی و نقش کارشناسان و مسئولان انجمن اولیاء و مربیان
منبع:
پیوند ۱۳۶۶ شماره ۹۷
حوزههای تخصصی:
گزارش موردی از کاربرد آموزش درمانی کوتاه مدت ساخت دار از طریق بازی برای نوجوان مبتلا به سندرم دوان
معرفی کتاب: توسعه صلاحیت های کلیدی در آموزش و پرورش درس هایی چند از تجارب بین المللی و ملی
حوزههای تخصصی:
مناسب ترین راهبردهای تدریس درکلاس های چند پایه با تأکید بر نظریه سازنده گرایی
حوزههای تخصصی:
تدریس مؤثر در کلاس های چندپایه، در گرو ابتکار و مهارت های حرفه ای معلمان است. کیفیت تدریس در این کلاس ها به تفاوت های فردی، به ویژه سبک های یادگیری دانش آموزان، آموزش معلم و س بک های تدریس او بستگی دارد. روش ها و رویکردهای تدریسی که در کلاس های چندپایه قابلیت استفاده دارند، متنوع اند. اما مقاله حاضر با هدف شناسایی مؤثرترین روش های تدریس که برای رفع مشکلات آموزگاران کم تجربه مفید باشد انجام شده است. رویکرد مقاله حاضر کمی و روش پزوهش توصیفی از نوع تحلیل محتوای اسنادی است و جامعه آن تمامی اسناد شامل(مقالات، کتب ) راجع به تدریس در کلاس های چند پایه است. نتایج نشان داد مجموعه ای از روش های نوین شامل(تقسیم دانش آموزان به گروه های موفقیت، روش مسابقه در قالب بازی های تیمی، روش جورچین، روش باهم آموزی، پژوهش(تفحص) گروهی، یادگیری انفرادی مبتنی بر حمایت تیمی، خواندن و نوشتن مشارکتی، کارآموزی شناختی، داربست زدن، پرسش و پاسخ، تدریس مبتنی بر کاوشگری و تدریس مبتنی بر بازی) که بیشتر آنها مبتنی بر رویکرد مشارکتی و بر مبنای نظری سازنده گرایی است مناسب ترین راهبرد های تدریس در کلاس های چند پایه است.
آزادی فکر و آزادی در آموزش
منبع:
لوح مرداد ۱۳۷۸ شماره ۵
حوزههای تخصصی:
اوقات فراغت کودکان با کم توانی ذهنی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
دنیای کودکان دنیای تازگی ها، شادی ها، شادابی ها و شگفتی هاست و بازی، پشتوانه بزرگ شکل گیری شخصیت و رشد مناسب جسمی، ذهنی و روانی کودک است. در حقیقت هر جنبه از رشد و تحول به شکل پیچیده ای با ابعاد دیگر متصل است و اگر به هر طریقی یک جنبه از رشد کودک نادیده گرفته شود و یا صدمه ببیند، او در دستیابی به توانایی های کامل بالقوه اش ناموفق بوده و با شکست مواجه می شود. اوقات فراغت کودک نیز یکی از مواردی است که در رشد و پرورش کودک بسیار مؤثر و تأثیرگذار است. چرا که گذراندن اوقات فراغت، نیازهای درونی فرد را برآورده می سازد و زمینه رشد ابعاد شخصیت وی را فراهم می نماید.
بررسی تأثیر تدریس بر میزان درک دانش آموزان دختر سال سوم ریاضی از مفهوم حد و رشد توانایی فضایی آنها با تأکید برفعالیت های مبتنی بر تجسم(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ارزیابی عملکرد و موانع فراروی شورای دانش آموزی جهت مشارکت-دهی دانش آموزان در فعالیت های مدارس(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
یکی از روش های توانمندسازی مدارس، مشارکت دهی دانش آموزان در فعالیت های آن می باشد، تا از این راه بتوان زمینه لازم را برای نهادینه سازی تفکر مشارکتی فراهم نمود. بدین-منظور در این مقاله عملکرد شورای دانش آموزی در مشارکت دهی دانش آموزان دوره متوسطه در فعالیت های مدارس شهر تهران و موانع فراروی آن بر اساس یک مطالعه پژوهشی مورد بررسی قرار گرفته است. روش پژوهش، به لحاظ هدف کاربردی و از نظر چگونگی گردآوری داده ها از نوع پژوهش های توصیفی- پیمایشی و همبستگی است. برای پاسخ به پرسش ها علاوه بر مطالعات نظری، با استفاده از روش نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای نظرات 1225 نفر از دانش آموزان به عنوان نمونه آماری از راه پرسشنامه های محقق ساخته در دو زمینه مقدار و موانع مشارکت جمع آوری گردید. با تحلیل داده ها از راه آمار توصیفی و استنباطی یافته ها نشان داد علیرغم کوشش های شورای دانش آموزی جهت مشارکت دادن دانش آموزان در فعالیت های مدارس، به گونه کلی مقدار مشارکت در سطح پایین بوده و در این راستا سه مانع قانونی، انگیزشی و مدیریتی رابطه معنی داری با مقدار مشارکت دارند.