در این پژوهش، سودمندی سه روش تلقیح اجتماعی، ناهماهنگی شناختی، و بازسازی اسنادی در تغییر نگرش منفی به ریاضی، در دانش آموزان دختر دبیرستان های اصفهان بررسی و مقایسه شد. برای این کار، 100 دانش آموز که نگرش منفی به ریاضی داشتند به شیوه تصادفی گزیده و در چهار گروه (سه گروه آزمایش و یک گروه گواه) دسته بندی شدند. یافته های پژوهش نشان داد گرچه هر سه روش در تغییر نگرش منفی به ریاضی موثر است، اما روش بازسازی اسنادی از شیوه های دیگر سودمندتر است.
در این پژوهش، میزان مهارت دانش آموزی کلاس اول آموزش دیده با روش ترکیبی ""آوا - کلمه محور"" در مسیر خواندن آوایی و مسیر واژگانی مستقیم (کل خوانی) ارزیابی می شود.
پژوهش حاضر در ابتدای کلاس دوم ابتدایی بر روی 100 نفر آزمودنی که به صورت تصادفی ساده از میان دانش آموزان عادی پسر و دختر مدارس تهران انتخاب شده بودند، به روش مشاهده ای - مقطعی اجرا شد. تکالیف مورد نظر این پژوهش شامل خواندن متن ناآشنا، کلمات بی قاعده شبه واژه ها و املا بود که با توجه به اهداف این پژوهش توسط محققان و با استفاده از واژگان کتاب فارسی کلاس اول ابتدایی ساخته شده اند.
بر اساس نتایج به دست آمده، کنش آزمودنی ها در تکلیف خواندن متن، شبه واژه و کلمات بی قاعده، طبیعی بود (بین 3 تا 4 خطا) اما سرعت آنان در خواندن کلمات بی قاعده کند و حدود دو ثانیه برای هر کلمه بود که می تواند نشان گر آن باشد که آزمودنی ها قادر به استفاده صحیح از مسیر آوایی بودند اما در استفاده از مسیر کل خوانی، چندان تبحری نداشتند. میانگین نمره املای آزمودنی ها نسبت به نمره خواندن آن ها بسیار کمتر و در سطح (a=0.01) معنادار بود. همچنین، امتیاز دختران در تکالیف خواندن متن، خواندن کلمات بی قاعده و املا - بر خلاف تکلیف شبه واژه ها - به طور معناداری (a=0.01) بیشتر از امتیاز پسران بود.
استاندارد سازی یعنی تعیین آن چه که باید انجام شود و نحوه ی اجرای آن و در نهایت بهینه ای که باید مطابق نیازهای روز ترسیم شود . تشخیص و تدوین استانداردها در نظام آموزش و پرورش از اهیمت اساسی برخوردار است ، زیرا نظام آموزشی با برنامه ریزی ، سازمان دهی و هماهنگی مجموعه ی عظیمی از منابع مالی ، مادی و انسانی جهت تربیت انسان ها بنیان نهاده شده است . با توجه به نقش اساسی استانداردها در کلیه ی امور و شوون سازمانی ، در این مقاله سعی شده ابتدا به تعریف استاندارد و بررس نظر مکاتب مختلف پیرامون استاندارد سازی آموزش پرداخته و سپس بر اساس دیدگاه سیستمی نحوه ی اجرای آن ها را توصیف و در پایان به برخی راهکارها جهت نهادینه سازی امر استاندارد در نظام آموزشی اشاره شود
"این تحقیق برای بررسی تاثیر روش دیویس، بر سطح مهارت های خواندن دانش آموزان نارسا خوان انجام شده است. به این منظور، چهار دانش آموز پایه چهارم (11 ساله) که دارای مشکل نارسا خوانی بودند، از مرکز آموزش مشکلات ویژه ی یادگیری شهرستان ارومیه انتخاب شدند. این چهار آزمودنی، بر حسب جنسیت، دو دختر و دو پسر بودند که از نظر سن، بهره ی هوشی، سطح نارسا خوانی، سطح سواد والدین و وضعیت اقتصادی - اجتماعی خانواده با یک دیگر هم خوانی داشتند. پس از اجرای پیش آزمون خواندن، از بین آزمودنی ها، یک دختر و یک پسر به طور تصادفی به عنوان گروه آزمایش انتخاب و به مدت سه ماه به روش دیویس (مشاوره ی موقعیت یابی و تسلط یابی بر نماد) آموزش داده شدند. گروه گواه نیز آموزش با شیوه های رایج را ادامه دادند. پس از سه ماه از آزمودنی های هر دو گروه، پس آزمون خواندن به عمل آمد. نتایج آزمون ها نشان داد که روش دیویس در افزایش مهارت های خواندن و پیش رفت تحصیلی آزمودنی های گروه آزمایش تأثیر مثبت دارد.
"
" وقوع انقلاب اطلاعاتی از سویی و پیشرفت روز افزون فن آوریها از سوی دیگر، نظام آموزشی سنتی را از بسیاری جهات به شدت تحت تاثیر قرار داده است تا تحولاتی را به آن تحمیل کند. عدم کارایی نظام پیشین حافظه مدار در شرایطی که حجم علم در هر 5.5-5 سال دو برابر می شود، تغییر رویکرد سنتی به رویکرد حل مساله را الزامی کرده است. همچنین پیشرفت در فن آوریهای ارتباطی، در نظام آموزشی تاثیر گذاشته و تحولاتی را در آن ایجاد کرده است. از این رو بررسی نوآوریهای آموزشی (شامل تغییرات در زمینه نظامهای آموزشی، محتوای آموزشی، تغییراتی که به تحول سازمان آموزشی می انجامد و فن آوریهای جدید آموزشی)، در ایران از اهمیت ویژه برخوردار شده است.
این پژوهش، بر اساس اطلاعات حاصله از مهمترین نوآوریهای به وقوع پیوسته در سطح جهان و تهیه و تدوین پرسشنامه ای محقق ساخته که از سوی 1316 نفر از دبیران مدارس راهنمایی و دبیرستانی زن و مرد در سطح 14 استان کشور تکمیل شده، به بررسی میزان تحقق نو آوریهای مزبور پرداخته است.
نتایج به دست آمده اولا بیانگر نواوریهای آموزشی است که در سطح مدارس کشور محقق شده و ثانیا بیانگر نوآوریهای آموزشی است که معلمان و اولیای اجرایی - آموزشی نوآور، تمایل به زمینه سازی سازمان آموزش و پرورش برای تحقق آنها داشته اند.
"
مدیریت مدرسه محوری که ریشه در مبانی نظری مشارکت پذیری، عدم تمرکز، تفویض اختیار و رقابتی شدن دارد معتقد است مدرسه و ارکان آن باید در اداره مدرسه دخالت داده شوند. در این راستا مقاله حاضر با بهره گیری از چارچوب نظری مبتنی بر الگوی سازمانی بر گرفته شده از مطالعات لاولر و همکاران (1992) و دیگر محققان این مساله دنبال می شود و در آن سعی شده است تا موانع مهم کاربست مدیریت مدرسه محور در ایران و شهر اهواز بررسی شوند. با بهره گیری از رویکرد کمی (پرسشنامه) و همچنین رویکرد کیفی (مصاحبه)، داده ها در دبیرستانهای شهر اهواز از کارشناسان ستادی، مدیران و دبیران جمع آوری گردید. نتایج نشان داد که الف- میانگین کل میزان آگاهی افراد نمونه 3.09 از 5 می باشد که در حد متوسطی است. ب- میانگین کل میزان موافقت افراد نمونه نسبت به طرح عدم تمرکز آموزشی- مدرسه محوری 3.49 از 5 است که مطلوب می باشد. ج- عامل سیاسی و قدرت (مسئولین) با میانگین 3.80، عامل ساختاری و امکاناتی با میانگین 3.79، عامل اطلاعاتی و دانشی با میانگین 3.72، عامل فرهنگی- اجتماعی با میانگین 3.52 و عامل مدیریتی با میانگین 3.24 از میانگین 5 به ترتیب اولویت به عنوان موانع مهم مدرسه محوری قلمداد شده اند.
" در این پژوهش با هدف آسیب شناسی زندگی زناشویی والدین به بررسی رضایت زناشویی والدین کودکان کم توان ذهنی و کودکان عادی پرداخته شده است. روش پژوش، توصیفی (پس رویدادی) و ابزار پژوهش، پرسشنامه ای رضایت زناشویی انریچ (السون و همکاران، 1989) بوده است. نمونه ای مورد مطالعه را والدین 30 دانش آموز کم توان ذهنی آموزش پذیر و والدین 30 دانش آموز عادی مقطع دبستان در شهر بیرجند در سال تحصیلی 1381-82 تشکیل دهد که به صورت تصادفی ساده انتخاب شده اند. برای تحلیل داده ها از آزمون تی و تحلیل واریانس چند متغیری استفاده شده است. نتایج حاصل نشان می دهد که والدین کودکان عادی از رضایت زناشویی بالاتری نسبت به والدین کودکان کم توان ذهنی برخوردار هستند. همچنین سایر نتایج نشان می دهند که در ابعاد پاسخ های قراردادی، رضایت زناشویی، ارتباط، حل تعارض، امور مالی، روابط جنسی، فرزند پروری، نقش های مساوات طلبی و جهت گیری مذهبی، تفاوت ها معنادار نیستند. در ضمن در گروه والدین کودکان کم توان ذهنی بین رضایت زناشویی مادران و پدران با توجه به ترتیب تولد و جنس فرزندان تفاوت معنادار نبوده است.
"