فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۷٬۰۶۱ تا ۱۷٬۰۸۰ مورد از کل ۱۹٬۷۷۴ مورد.
جایگاه فلسفه تعلیم و تربیت در میانه نظر و عمل : تاملی بر واپسین چالش فلسفه های تحلیلی و قاره ای(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
" واپسین چالش در خصوص جایگاه فلسفه تعلیم و تربیت، مباحثه ای است که در سال 2005 میان ویلفرد کار (W. Carr)، در موضع مدافع فلسفه قارّه ای در تعلیم و تربیت، و پاول هرست (P. Hirst)، چون نماینده برجسته ای از فلسفه تحلیلی تعلیم و تربیت، صورت پذیرفته است. ویلفرد کار با تمهید زمینه در حمایت از فلسفه عملی در برابر فلسفه نظری، بر آن است که فلسفه تعلیم و تربیت را باید به منزله شاخه ای از فلسفه عملی در نظر گرفت تا هم بر رخنه نظریه/عمل فائق آییم و هم مصونیت پنداری فلسفه تعلیم و تربیت از تغییرات عرصه عملی را فروپاشیم. هرست، در مخالفت با این تصور، بر آن است که تعبیر ""فلسفه عملی"" غلط انداز است زیرا فلسفه، همواره فعالیتی انتزاعی و نظری بوده است. از نظر وی، فلسفه، فعالیتی از نوع مرتبه دوم است زیرا کار آن که بررسی اعتبار عقلانی باورها و اعمال است، خود، وجود باورها و اعمال را پیش فرض می گیرد. بنابراین، نقش فلسفه تعلیم و تربیت در بررسی عمل تعلیم و تربیتی، به صورت غیرمستقیم از طریق مفاهیم ناظر به آنها صورت می گیرد. در ارزیابی این دو نظر باید گفت که هر دو به صورت فروکاهشی مطرح شده اند. هرست عقل نظری را و ویلفرد کار عقل عملی را عمده کرده اند اما حفظ تنوع و کثرت دو عقل، همچنان مناسب تر است. اگر سخنان ویلفرد کار این نتیجه را به دنبال آورد که هر گونه تقسیم فلسفه یا عقل، به نظری و عملی، ما را به گسست نظریه/عمل دچار می سازد، قابل قبول نخواهد بود. از سوی دیگر، در این خصوص، حق با وی است که فلسفه تعلیم و تربیت، در شکل نظری آن، نوعی مصونیت و اطلاق برای خود ایجاد می کند که باید همواره با بررسی حدود تاریخی آن، از میان برخیزد.
"
ریشه های توسعه نیافتگی در نظام آموزش و پرورش استان و ارائه مدلی جهت توسعه آن(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
نقش دولت الکترونیک در علوم مهندسی هزاره سوم(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تدوین شاخصهای نمایانگر میزان امنیت عمومی در مدارس دوره متوسطه شهر تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
ارزشیابی کیفیت تدریس در آموزش عالی: بررسی برخی دیدگاه ها، یحیی معروفی
حوزههای تخصصی:
در دنیای امروز، دانشگاه ها و مراکز آموزش عالی سه ماموریت اصلی آموزش، پژوهش و ارائه خدمات را برعهده دارند. با عنایت به نقش مهم این نهاد ها در ابعاد گوناگون اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و سیاسی جامعه، اطمینان ازکیفیت آنها به جهت جلوگیری از هدر رفتن سرمایه های انسانی و مادی و نیز داشتن توانایی رقابت در دنیای آینده، که کیفیت مهمترین مولفه برای ادامه حیات یک سازمان است ، ضرورتی انکار ناپذیر است. بنابراین توجه مناسب به هر یک از این کارکردها و ماموریتها از اهمیت خاصی برخوردار بوده و تاثیر مهمی در اثر بخشی دانشگاهها دارد.
اگرچه غالبا اعلام می شود، تحقیق و تدریس در دانشگاهها از اهمیت یکسانی برخوردارند،اما در فرایند انتخاب، استخدام و ارتقاء اعضای هیات علمی دانشگاه ها ،عملا بر نقش پژوهش بیش از آموزش تاکید می شود و این امر منجر به این باور شده است که شاخصهای عملکرد آموزش عالی بیش از حد، بر بروندادهای پژوهشی متمرکز شده و کارکرد آموزش در دانشگاه ها بطور گسترده ای مورد بی اعتنایی قرار گرفته است. عوامل مختلفی در بی توجهی به کارکرد آموزش در هنگام ارزشیابی عملکرد اعضای هیات علمی دانشگاه ها و تاکید بیش از حد بر پژوهش موثرند،که از مهمترین آنها می توان به اعتماد بیش از حد به پرسشنامه های ارزیابی دانشجو به عنوان مهمترین منبع جمع آوری اطلاعات برای ارزیابی کیفیت تدریس، علیرغم وجود شواهد مختلف در پایین بودن روایی و اعتبار آنها ،اشاره کرد.
بررسی علل و عوامل بی توجهی به کیفیت کارکرد آموزش در مقایسه با کارکرد پژوهش در دانشگاه ها، ارتباط آن با شیوه رایج ارزشیابی از کیفیت تدریس ، انتقادات بعمل آمده از شیوه رایج ارزشیابی مبتنی بر دیدگاههای دانشجویان از کیفت تدریس و عوامل مختلفی که موجب کاستی و ناکارآمدی این شیوه شده و بطور غیر مستقیم زمینه بی توجهی به کیفیت تدریس را فراهم ساخته است، هدفهای اصلی این مقاله را تشکیل می دهند .روش پژوهش حاضر،کتابخانه ای است و جامعه مورد بررسی پژوهشهای انجام شده در زمینه ارزشیابی تدریس می باشد. توجه به ابعاد و جنبه های مختلف تدریس در ارزشیابی کیفیت آن، استفاده از منابع و ابزارهای مناسب دیگری برای جمع آوری اطلاعات در کنار پرسشنامه ارزیابی دانشجو، از جمله راهکارهای است که در الگوی پیشنهادی ،به منظور افزایش اعتبار ارزیابیهای کیفیت تدریس مدرسین دانشگاه ها و توجه بیشتر به اهمیت کارکرد آموزش، مد نظر قرار گرفته است.
مقایسه اثربخشی کاربرد رسانه های مختلف آموزشی در مفهوم سازی
حوزههای تخصصی:
این پژوهش میزان اثربخشی رسانه های شنیداری- دیداری متحرک مختلف بر مفهوم سازی مفاهیم درس فیزیک- مبحث نیرو در یادگیرندگان سال اول راهنمایی را مورد بررسی قرار داده است. هدف کلی مقایسه اثربخشی سه رسانه تلفیقی (ترکیب آموزش برنامه ای اسکینر، مراحل یادگیری گانیه، و طرح درس روزانه)، رسانه آموزشی دانش یار (موجود در مراکز فروش)، و رسانه انسانی (معلم) با یکدیگر بود.
طرح این پژوهش آزمایشی پیش آزمون- پس آزمون چندگروهی است. جامعه آماری شامل تمامی یادگیرندگان پسر و دختر سال اول راهنمایی شهر کرمان در سال تحصیلی87- 1386 بود. روش نمونه گیری شش کلاس در شش مدرسه راهنمایی مختلف به صورت تصادفی خوشه ای و ابزار گردآوری داده ها آزمون پیشرفت تحصیلی فیزیک چهارگزینه ای پژوهشگر ساخته بود که به صورت پیش آزمون و پس آزمون در گروه های آزمایشی (دانش یار و تلفیقی) و گروه های گواه (انسانی) اجرا شد. برای تعیین میزان اثربخشی هر رسانه بر مفهوم سازی این مراحل به ترتیب اجرا شد: اجرای پیش آزمون، اعمال متغیر مستقل (اجرای آموزش توسط رسانه)، و اجرای پس آزمون. برای تحلیل داده های بدست آمده از آمارهای توصیفی و استنباطی استفاده شد.
نتایج داده های توصیفی نشان داد یادگیرندگان پسر و دختر در درس فیزیک ضعیف هستند و رسانه تلفیقی بر مفهوم سازی مفهوم های فیزیک اثربخش بوده است. نتایج کلی داده های تحلیلی نشان دادند مفهوم سازی گروه های یادگیرنده ای که از طریق رسانه تلفیقی آموزش دیده بودند بر مفهوم سازی یادگیرندگانی که از طریق دو رسانه انسانی و دانش یار آموزش دیده بودند برتری داشت و مفهوم سازی یادگیرندگانی که از طریق رسانه انسانی آموزش دیده بودند بر مفهوم سازی گروه های یادگیرنده ای که از طریق رسانه دانش یار آموزش دیده اند برتری دارد.
بررسی رابطه بین ارزشهای پرسنلی و فرهنگ سازمانی در سازمانهای دولتی شهر کرمان(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
نیروی انسانی به عنوان مهمترین و ب ا ارز شت رین س رمایه ی ک س ازمان مط رحاست. لذا توجه به آنها، مخصوصاً توجه به ارزشهای آنها در سازمان، می توان گام مهمی را در موفقیت سازمان برداشت. ارزشها اهمیت دارن د زی را پای ه و اس اس درک نگرش ها، انگی زش و ادراک اف رادهستند. از آنجا که ارزشها تعیین کننده یا هدایت کننده رفتار میباشند، لذا تناسب ف رد درسازمان (یعنی اینکه رفتار فرد با فرهنگ سازمانی متناس ب باش د) ب ه عن وان ع املی ب هحساب م یآید که بر آن اساس فرد م یتواند به س ازمان بپیون د د، ب ه عن وان عن صری ازسازمان د رآید و عملکردش مورد ارزیابی قرار گیرد و ی ا ارتق ای مق ام یاب د. تولم ات س[1] (2004) معتقد است قطعاً روابط آشکاری بین ارزشهای افراد و فرهن گ س ازمانی وج وددارد . هدف از این تحقیق تعیین رابط ه ب ین ارزش های پرس نلی و فرهن گ س ازمانی درسازمانهای دولتی شهر کرمان میباشد. این پ ژوهش ب ا اس تفاده از مطالع ات مقطع ی وروش همبستگی در جامعه آماری 2428 نفری کارکنان سازمانهای دولتی شهر کرم ان ازروش تصادفی نمون هگیری طبق هبندی شده تعداد 196 نفر انتخ اب و انج ام گردی د. ب رایجم عآوری اط لاعات از دو پرسشنامه استفاده شد و برای تعیین روایی، از نظرات 5 نفر ازاستادان گروه مدیریت و علوم تربیتی استفاده ش د. اعتبار آن از طریق بازآزمایی به دست آمد. در این تحقیق اطلاعات جم عآوری شده با استفاده از نرم افزار spss تجزی ه و تحلی لگردید. نتایج این تحقیق نشان میدهد که بین ارزشهای پرسنلی (دستیابی به اهداف، کمک و توجه به سایرین، درست کاری، منصف بودن) و فرهنگ (انطباق پذیری، رسالتی ،مشارکتی، سازگاری) سازمانی رابطه معنی داری وجود دارد.
بررسی جایگاه مدیریت دانش بر اساس نظریه نوناکا و رابطه آن با فرهنگ سازمانی(مقاله علمی وزارت علوم)
تخته های هوشمند
حوزههای تخصصی:
مقایسه هوش هیجانی دانش آموزان تیزهوش و عادی و رابطه آن با پیشرفت تحصیلی
حوزههای تخصصی:
هوش هیجانی یکی از سازه های نوظهور در گستره علم روان شناسی است که پژوهش های زیادی را به خود اختصاص داده است و رابطه آن با هوش شناختی و پیشرفت تحصیلی یکی از این حوزه های پژوهشی است. در همین راستا پژوهش حاضر در قالب یک طرح پس رویدادی به بررسی مقایسه ای میزان هوش هیجانی در دانش آموزان مدارس تیزهوش و عادی مقطع پیش دانشگاهی و رابطه آن با پیشرفت تحصیلی یکی از مناطق شهر تهران پرداخته است. نمونه 120 نفری شامل 60 دانش آموز تیزهوش (30 دختر و 30 پسر) و 60 دانش آموز عادی (30 دختر و 30 پسر) است. ابزار سنجش میزان هوش هیجانی، آزمون هوش هیجانی بار ـ اُن و معدل سال تحصیلی گذشته دانش آموزان، ملاک پیشرفت تحصیلی آزمودنی ها بوده است. فرضیه های اصلی به تفاوت هوش هیجانی در دو گروه تیزهوش و عادی از یکسو و ارتباط هوش هیجانی با پیشرفت تحصیلی معطوف بود. براساس نتایج به دست آمده تفاوت معناداری بین هوش هیجانی دانش آموزان تیزهوش و عادی مشاهده نشد. همچنین بین هوش هیجانی و پیشرفت تحصیلی نیز رابطه معنا داری به دست نیامد؛ بنابراین فرضیه های پژوهش در نمونه مورد بررسی تایید نگردید. بر اساس یافته دیگر پژوهش، میزان هوش هیجانی در دختران بالاتر از میزان هوش هیجانی در پسران است. پیشنهاد می شود که پژوهش های بعدی در جامعه آماری وسیعتری انجام گیرد و از سوی دیگر، اولویت های هیجانی تربیت مورد توجه بیشتری قرار گیرند.
ارزشیابی برنامه درسی مبتنی بر رویکرد ساخت وسازگرایی راهبردی نوین در ارزشیابی برنامه درسی دردوره ابتدایی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
ارزشیابی برنامه درسی بعنوان یک قلمرو مطالعاتی اصلی و مهم در زیر مجموعه حوزه برنامه درسی مطرح می باشد.علیرغم ایجاد رسمی قلمرو برنامه درسی در دهه 1920 اما ظهور ارزیابی برنامه درسی مربوط به چند دهه بعد می شود. اگر چه قبل از این زمان بصورت اولیه ارزشیابی ازبرنامه ها صورت می گرفت اما از نیمه قرن بیستم به بعد بود که این حوزه مطالعاتی بصورت خاص مورد توجه قرار گرفت.اکنون پس از گذشت چند دهه از ظهور این قلمرو مطالعاتی این حوزه دستخوش تغییراتی شده است.از سوی دیگر دوره ابتدایی با عنایت به ویژگی هایی که دارد رویکرد ارزشیابی برنامه درسی خاص خود را می طلبد.در این مقاله ضمن اشاره به مفهوم و تاریخچه ارزشیابی برنامه درسی سعی می گردد تغییر پارادایمی که در این قلمرو رخ داده است و ضرورت بکارگیری رویکرد سازنده گرا در ارزشیابی برنامه درسی دوره ابتدایی مورد بحث و بررسی قرار گیرد.
بررسی موانع کاربست فاوا ( فناوری اطلاعات و ارتباطات) در مدارس متوسطه شهر اصفهان از نظر دبیران و مدیران(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
در آغاز قرن بیست و یکم، افراد و جوامع، با نیاز روزافزون خود به آموزش، مسئولیت فوق العاده سنگینی بر دوش مؤسسات آموزشی گذاشته اند. سرعت فزآینده علم و پیشرفت سریع فناوری، تلاش هر چه بیشتر دست اندکاران نظام آموزشی را برای آگاهی از فناوریهای جدید و قابلیتهای آنها ضروری میسازد. از این رو نظامهای آموزشی در مقابل موج عظیمی از تحولات قرار گرفته اند که در آن موقعیت سنتی مدرسه، روش آموزش، دانش آموزان، معلم و مدیر به چالش کشیده شده است. اگر چه ورود فاوا به مدارس میتواند باعث تحول نظام آموزشی شود ولی ترویج فناوریهای نوین با موانعی نیز همراه است.
به منظور بررسی موانع کاربرد فاوا در مدارس، پژوهش توصیفی-پیمایشی حاضر انجام شده است نمونه آماری این پژوهش شامل 180 نفر از دبیران و 37 نفر از مدیران مدارس متوسطه است. که دارای کارگاه فاوا بوده اند و از طریق تصادفی ساده هماهنگ با تعداد دبیران و مدیران نواحی آموزشی در سطح شهر اصفهان انتخاب شده اند. ابزار بکار رفته در این پژوهش پرسشنامه محقق ساخته است که برای بررسی روایی آن، از روایی محتوا و برای پایایی آن از آلفای کرونباخ استفاده شده است. تجزیه و تحلیل پرسشنامه ها از طریق آماری توصیفی و استنباطی در محیط SPSS صورت گرفته است.
از جمله مهمترین موانع کاربست فاوا که در پژوهش حاضر مشخص شده میتوان به:
1- عدم تسلط دبیران به زبان انگلیسی
2- ضعف در دانش رایانه ای دبیران
3-عدم تلفیق رایانه در محتوای برنامه درسی
4- کمبود وقت کار عملی نسبت به تئوری در دبیرستانها اشاره کرد.
تبیین جدیدی برای تمرکز و عدم تمرکز در ایران
حوزههای تخصصی:
نتایج سومین مطالعه بین المللی ریاضیات و علوم نشان داد که در مجموع، عملکرد دانش آموزان کشورهایی با نظام آموزشی متمرکز، بهتر از عملکرد دانش آموزان کشورهایی است که نظام آموزشی غیر متمرکز دارند. این واقعیت، از جنبه های مختلف دارای اهمیت است. به خصوص این که در کشورهایی مانند ایران که دارای نظام متمرکز آموزشی و به تبع آن، نظام متمرکز برنامه ریزی درسی هستند، تمایل چشمگیری به سمت عدم تمرکز وجود دارد. این در حالی است که در ایران، یک تصور عمومی بوجود آمده است که سهم عمده ای از ناکارآمدی نظام آموزشی و عملکرد نامطلوب دانش آموزان را، ناشی از تمرکز نظام آموزشی است.
به نظر می رسد که چنین تصوری، در کشورهای دیگر نیز وجود داشته باشد، زیرا به گفته تموکنگ (2004)، در حال حاضر، برای بسیاری از کشورها، رفتن به سمت عدم تمرکز یک مد است و آن کشورها، فکر می کنند که تمرکززدایی، کاری است مدرن که باید انجام شود. اما باید توجه کرد که عدم تمرکز، یک اکسیر جادویی نیست و مشکلات و مسایل خاص خود را به همراه خواهد داشت (134-154).
در این مقاله، ابتدا به بحث راجع به اهداف تمرکززدایی و سطوح عدم تمرکز و انواع عدم تمرکز آموزشی می پردازد و سپس با بیان تجربه آموزشی اخیری که در ایالات متحده در رابطه با برنامه ی درسی ریاضی رخ داده است، زمینه های سیاسی وقوع عدم تمرکز را مرور نموده و در نهایت به یک جمع بندی می رسیم.