هدف از این پژوهش، بررسی تأثیر مستقیم و غیرمستقیم هوش نظری بر هوش تربیتی در مراکز تربیت معلّم ایران بود. روش تحقیق همبستگی بوده است. جامعه آماری این پژوهش کلیه مدرسان مراکز تربیت معلّم ایران در سال تحصیلی 88-87 بودندکه از بین آنها به روش نمونه گیری چند مرحله ای تعداد 200 نفر به صورت تصادفی انتخاب شده اند. داده ها به وسیله چهار پرسشنامه محقق ساخته جمع آوری شد. روایی صوری و محتوایی ابزار به وسیله صاحبنظران و روایی سازه آن به روش تحلیل عاملی تأییدی، تأیید شد. ضریب پایایی پرسشنامه هوش نظری(86/0)، هوش نظام مند (83/0)، هوش تأملی (873/0) و هوش تربیتی (866/0) بدست آمد. یافته های پژوهش نشان می دهد که هوش نظری به صورت مستقیم (4/0= β ) و غیرمستقیم 22/0 بر هوش تربیتی تأثیر دارد(000/0= р ). نتایج تحقیق نشان دادکه هوش های نظری ، نظام مند و تأملی بر هوش تربیتی تأثیر مستقیمی دارند. این متغیرها 5/44 درصد از واریانس هوش تربیتی را تبیین می کنند (000/0 = р ). هوش نظری بالاترین و پس ازآن هوش نظام مند بیشترین تأثیر را بر هوش تربیتی داشته است.
هدف از اجرای پژوهش حاضر، بررسی رابطه بین اختلالات عملکردی مدیران و ویژگیهای شخصیتی آنان با ابعاد روانشناختی سازمان بوده است. نمونه پژوهش حاضر 57 نفر از مدیران ستادی و 171 نفر از کارکنان زیرمجموعه (زیردستان) آنان بود که به روش نمونهگیری تصادفی ساده از میان مدیران و کارکنان زیرمجموعه آنان در شعب سه گانه شرکت ملی پالایش و پخش فراوردههای نفتی ایران در تهران انتخاب شدند. ابزارهای مورد استفاده در این پژوهش، شامل مقیاس تعیین شیوه کُنش رواننژندانه سازمان(سمیع عادل، 1384)، پرسشنامه شخصیتی Neo-FFI (مک کرا و کاستا، 1980) و مقیاس اختلالات عملکردی مدیران (الکورن، 1992) است. شواهد مربوط به روایی و پایایی این مقیاسها حاکی از آن است که این مقیاسها از اعتبار و روایی مطلوبی برخوردارند. یافتههای این پژوهش که در دو سطح توصیفی و استنباطی تحلیل شد، نشان میدهد که بین ابعاد روانشناختی سازمان و ابعاد اختلالات عملکردی مدیران و ویژگیهای شخصیتی مدیران رابطه معناداری وجود دارد (05/ p≤ ). همچنین T طبق نتایج تحلیل رگرسیون، اختلال دوری گزینی از اختلالات عملکردی مدیران، قادر به پیش بینی ابعاد روان شناختی نمایشی- افسرده و افسرده- اسکیزوئید؛ و به همراه مهارکنندگی قادر به پیش بینی بُعد اسکیزوئید- پارانوئید شده است.
هدف پژوهش حاضر تعیین اثربخشی آموزش مهارت های ارتباطی بر تعارضات زناشویی و سخت رویی در زنان متأهل دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم و تحقیقات می باشد آزمودنی های این پژوهش 32 نفر از دانشجویان زن متاهل دانشگاه هستند که با نمونه گیری در دسترس (داوطلبانه) گزیده شده اند و شرط ورود آزمودنی ها این بود که حداقل دو سال از ازدواج شان گذشته باشد. ابزارهای تحقیق عبارتست از: پرسش نامه تعارض ها زناشویی و آزمون بررسی دیدگاه های شخصی (سخت رویی) که با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ پایائی آنها به ترتیب 86/0 و 82/0 به دست آمد. طرح پژوهشی، طرح پیش آزمون – پس آزمون با گروه کنترل می باشد. ابتدا برای هر دو گروه پیش آزمون اجرا گردید، سپس مداخله آزمایشی (آموزش مهارت های ارتباطی) به گروه آزمایشی ارائه گردید و پس از اتمام برنامه آموزشی پس آزمون برای هر دو گروه اجرا شد. نتایج تحلیل فرضیه ها با استفاده از روش آماری تحلیل کوواریانس نشان داد که آموزش مهارت های ارتباطی باعث کاهش تعارضات زناشویی شده و در خرده مقیاس های همکاری، همسو شدن در کارهای مالی، رابطه خانوادگی با خویشاوندان همسر و دوستان و واکنش های هیجانی تفاوت معناداری دیده شد () و آموزش مهارت های ارتباطی در سخت رویی زنان تاثیری نداشت و تفاوت معنی داری دیده نشد.
هدف این پژوهش بررسی میزان آگاهی معلمان دورهی ابتدایی از اصول تعلیم و تربیت به منظور ارائهی الگویی مناسب جهت ارتقای سطح آگاهی آنها از اصول تعلیم و تربیت در استان کردستان میباشد. روش انجام پژوهش روش زمینهای بوده و جامعه آماری شامل کلیه معلمان شاغل به تدریس در مدارس ابتدایی استان کردستان در سال تحصیلی 88-89 میباشد. نمونه آماری سیصد و هفتاد نفر از معلمان است که به روش نمونه گیری خوشهای چند مرحلهای و تصادفی ساده انتخاب شدند. در این پژوهش از ابزار محقق ساخته شامل پرسشنامه )حاوی چهل سؤال چهار گزینهای( استفاده شده است همچنین در این پرسشنامه از متغیرهایی مانند سطح تحصیلات ،رشته تحصیلی و سابقه تدریس استفاد شده است. عمدهترین یافتههای این پژوهش این است که به طور کلی میزان آگاهی معلمان ابتدایی از اصول تعلیم و تربیت پایینتر از متوسط بوده و بین میانگین نمرهها بر حسب متغیرهای سطح تحصیلات، رشته تحصیلی و سابقه تدریس تفاوت معناداری وجود دارد.
پژوهش حاضر با هدف بررسی کاربرد قابلیتهای فناوری اطلاعات و ارتباطات در ارتقاء کیفیت برنامه درسی دانشگاهی از دیدگاه متخصصین با استفاده از الگوی کیفیت برنامه درسی فرانسیس کلاین 4طراحی و اجرا شده است. این پژوهش به روش توصیفی از نوع پیمایشی میباشد. جامعه آماری این تحقیق شامل کلیه اعضای هیات علمی و دانشجویان دکتری در رشتههای برنامهریزی درسی و تکنولوژی آموزشی دانشگاههای تهران )شهید بهشتی، علامه طباطبائی، تربیت مدرس، تربیت معلم، دانشگاه تهران و دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم و تحقیقات( میباشد که از بین آنها تعداد پنجاه و چهار نفر به شیوه تصادفی ساده به عنوان نمونه تحقیق انتخاب شدند. ابزار پژوهش پرسشنامه محقق ساختهی نه مولفهای بوده که شامل )هدف، محتوی، فعالیتهای یادگیری، نقش معلم، مواد و منابع، گروهبندی، مکان، زمان، سنجش( و چهل و دو گویه در مقیاس لیکرت میباشد که پس از تدوین، روایی آن مورد تایید قرار گرفت و پایایی آن نیز از طریق فرمول آلفای کرونباخ 0/960محاسبه گردید. جهت تحلیل دادهها از روشهای آمار توصیفی و استنباطی )فراوانی، درصد، میانگین، آزمونهای خیدو، fفیشر وآزمون تعقیبی دانکن( استفاده شده است. نتایج پژوهش حاکی از آن است که در هر نه مولفه، میانگین پاسخهای شرکت کنندگان بیشتر از حد متوسط بوده و مولفه اول با میانگین 4/1852و مولفه دوم با میانگین 3/6806به ترتیب دارای بیشترین و کمترین کاربرد میباشند و نتایج آزمون تحلیل واریانس نشان داد که بین کاربرد قابلیتهای فناوری اطلاعات و ارتباطات در نه مولفه آزمون شده اختلاف معناداری وجود دارد
پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی هنر خوشنویسی بر کاهش اضطراب دانشآموزان دختر سال اول مقطع متوسطه منطقه یک آموزش و پرورش شهر تهران در سال تحصیلی 88 – 89انجام شد. روش پژوهش از نوع نیمه آزمایشی و طرح پژوهش از نوع پیش آزمون – پس آزمون با گروه کنترل بوده است. به منظور اجرای پژوهش از میان دبیرستانهای دخترانه منطقه یک آموزش و پرورش، یک دبیرستان به طور تصادفی انتخاب گردید. سپس صد و پنجاه و چهار نفر از دختران دانشآموز سال اول این دبیرستان با استفاده از پرسشنامه اضطراب زانک مورد ارزیابی قرار گرفتند. پس از آن سی نفر از دانشآموزانی که دارای بیشترین میزان اضطراب بودند انتخاب شدند و بطور تصادفی ساده در دو گروه پانزده نفری آزمایش و کنترل قرار گرفتند. به گروه آزمایش، ده جلسه هنر خوشنویسی، هر جلسه بیست و پنج دقیقه برای هر فرد، آموزش داده شد و به پانزده نفر دیگر به عنوان گروه کنترل هیچ نوع آموزشی داده نشد. پس از اجرای برنامه مداخلهای و تکمیل مجدد پرسشنامه مذکور توسط دو گروه آزمایش و کنترل دادههای جمعآوری شده در پیش آزمون و پس آزمون از طریق تحلیل کواریانس مورد ارزیابی و تحلیل قرار گرفتند. نتایج به دست آمده نشان داد که تفاوت معناداری بین دو گروه آزمایش و کنترل وجود داشت که بیانگر اثر بخش بودن آموزش هنر خوشنویسی بر کاهش میزان اضطراب میباشد.
کارایی و اثر بخشی آموزشکده های فنی و حرفه ای و علمی- کاربردی در دو دهه اخیر مورد تردید قرار گرفته است. از آنجا که میزان کارایی و اثربخشی دوره های کاردانی با میزان جذب فارغ التحصیلان به بازار کار، ایجاد اشتغال و کیفیت ارائه خدمت در محیط کار همبستگی دارد، کارکردهای دوره کاردانی اساساً باید معطوف به بازار کار باشد. از طرفی چون جهت گیری و نگرش جامعه ما معطوف به تحصیل در دوره های بالاتر آموزش عالی است، بحث اشتغال فارغ التحصیلان این مقطع تحصیلی و مهارت هایی که منجر به چنین اشتغالی می گردد مورد بی مهری قرار گرفته است. در طی چند دهه گذشته سیاستمداران و برنامه ریزان آموزشی ساز و کار های جدیدی را برای بالا بردن کارایی و اثربخشی آموزش های دوره کاردانی طراحی و به اجرا در آورده اند، اما به نظر می رسد این تلاش ها چندان تاثیر گذار نبوده است. در این مقاله سعی شده با ارائه پیشنهاد ایجاد آموزشکده های کارآفرین از طریق رویکردی تلفیقی زمینه لازم برای ادامه تحصیل فارغ التحصیلان دوره های کاردانی، همزمان با اشتغال مولد، فراهم شود. به نظر می رسد ایجاد زمینه های خلاقیت، نوآوری و کارآفرینی و توسعه مهارت های منجر به اشتغال نه تنها نافی کارکردهای دوره کاردانی برای ورود به سطوح بالاتر آموزش عالی نیست، بلکه می تواند منجر به ایجاد قابلیت ها و توان های بیشتری برای ورود به آموزش های عالی در سطح بالاتر گردد. در این مقاله ابعاد جدیدی از آموزشکده کارآفرین مطرح و مورد بحث و بررسی قرار گرفته است.
هدف از انجام پژوهش حاضر مقایسه ی تأثیر روش های تدریس مبتنی بر ساخت و سازگرایی و روش سنتی بر پیشرفت تحصیلی در درس ریاضیات (1) دانش آموزان پسر سال اول متوسطه می باشد. روش تحقیق در این مطالعه از نوع نیمه آزمایشی دو گروهی با پیش آزمون و پس آزمون است. جامعه ی آماری این پژوهش شامل کلیه ی دانش آموزان پسر سال اول متوسطه شهرستان باغملک در سال 87-86 می باشد، که تعداد 50 نفر از آنها (دو کلاس) با استفاده از روش نمونه گیری خوشه یی چند مرحله یی انتخاب گردیدند. ابزار به کار رفته در این پژوهش شامل آزمون محقق ساخته ی پیشرفت تحصیلی ریاضی براساس مطالب درس ریاضیات (1) و آزمون هوشی ریون می باشد. جهت تجزیه و تحلیل داده ها از روش های آمار توصیفی به همراه آزمون t گروههای مستقل و تحلیل واریانس چند متغیری (مانوا) استفاده گردید. نتایج به دست آمده نشان داد که پیشرفت تحصیلی ریاضی گروه آزمایشی که با شیوه ی ساخت و سازگرایی آموزش دیده بودند، نسبت به گروه گواه که به روش سنتی آموزش داده شدند، بیشتر بوده و تفاوت بین میانگین های آنها از نظر آماری معنی دار است. همچنین در 4 خرده مقیاس مهارت های ریاضی (مدل سازی، فرضیه سازی، استدلال و حل مسئله) دانش آموزان گروه آزمایش پیشرفت بهتری داشتند. در ضمن متغیر هوش دانش آموزان نیز کنترل گردید.
هدف پژوهش حاضر مطالعه ی ابعاد توانمندی نیروی انسانی در یکی از سازمان های مورد مطالعه ی کشور می باشد. روش پژوهش، توصیفی از نوع پیمایشی و جامعه ی آماری شامل کلیه ی مدیران و کارکنان مورد مطالعه در سال 89-88 بوده اند، که تعداد 220 نفر نمونه از بین کلیه ی مدیران و کارکنان، با بهره گیری از روش نمونه گیری طبقه ای تصادفی انتخاب شده اند. ابزار اندازه گیری، پرسشنامه ی محقق ساخته بر اساس مدل بنیاد توانمندسازی منابع انسانی ایران بوده که پایایی آن 94/0 و روایی آن 90/0 به دست آمده است. عمده ترین یافته های پژوهش عبارتند از: الف) میزان توانمندسازی نیروی انسانی در سازمان مورد مطالعه بر اساس معیارها و ابعاد مدل بنیاد توانمندسازی منابع انسانی ایران (رهبری، خط مشی و استراتژی، فرایند های توانمندسازی، ترغیب و تشویق، مشارکت، خلاقیت و نوآوری و نتایج کلیدی عملکرد) پایین تر از حد متوسط بوده است. ب) بین وضعیت موجود و مطلوب توانمندسازی نیروی انسانی بر اساس بعد رهبری مدل بنیاد توانمندسازی منابع انسانی ایران در سازمان دولتی مورد مطالعه تفاوت وجود داشته است. ج) بین وضعیت موجود و مطلوب توانمندسازی نیروی انسانی بر اساس بعد یادگیری مدل بنیاد توانمندسازی منابع انسانی ایران در سازمان دولتی مورد مطالعه تفاوت وجود دارد.
این مقاله در پی آن است تا به تحلیل و بررسی فعالیت های علمی دورکهایم در خصوص اهمیت دخالت دولت در حوزه ی برنامه ریزی های اخلاقی، دانش اجتماعی و جامعه شناسی برای ایجاد انسجام و توازن اجتماعی بپردازد. دورکهایم در فعالیت های علمی اش بیش از پیش در پی آن بود که دولت با دخالت اجتماعی در حوزه ی برنامه ریزی های اخلاقی، دانش اجتماعی و جامعه شناسی را برای ایجاد انسجام و توازن اجتماعی به کار گرفته و پیاده کند. دورکهایم خود را پیشرویی می دانست که با پیروی از قوانین جامعه شناختی پوزیتیویستی به دنبال اصلاح جامعه است. او تصور می کرد که تعهدش به اصلاحات اجتماعی و اخلاقی از طریق بهبود ساختار و محتوای آموزش و پرورش در سمت و سوی خیر جامعه، او را به یک جامعه گرا (سوسیالیست) تبدیل کرده است. اما بر عکس هدف اصلاحی که از آن سخن می گفت به اهداف محافظه کاری سنتی، یعنی وفاق اخلاقی و سلسله مراتب پایدار نزدیکتر بود. به باور او، پیشرفت باید به سمت نظم اجتماعی برود، نه به سوی رهایی افراد انسانی و این را وظیفه ی شیوه های تربیتی نوین می دید. دغدغه ی اصلی دورکهایم، بازسازی انسجام اجتماعی و وفاق اخلاقی در جهان صنعتی مدرن بود.نتایج حاصل از این پژوهش مبین این واقعیت است که امروزه نیازمند مطالعه یی مقایسه یی میان گرایشات جامعه محور و فرد محور و گزینش یک راه کارآمد برای تربیت نسل حاضر باشیم.