فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۵۶۱ تا ۱٬۵۸۰ مورد از کل ۱۹٬۵۵۰ مورد.
حوزههای تخصصی:
با توجه به نبود مطالعه و پژوهش در ارتباط با چالش ها و بازتاب های فضای مجازی در حوزه برنامه درسی، هدف پژوهش حاضر بررسی مسائل، چالش ها و بازتاب های فضای مجازی در حوزه ی برنامه درسی است. فضای مجازی به عنوان یک ابرمتن کنار برنامه درسی در زندگی روزمره یادگیرندگان نقشی روزافزون و تأثیرگذار پیدا نموده است. از این رو برنامه درسی به عنوان قلب فعالیت های آموزش و پرورش، از مهمترین عناصری است که مستلزم تحول متناسب با شرایط جدید است. برنامه های درسی به عنوان یکی از اجزاء بسیار مهم تعیین کننده ی نظام آموزشی به تبع این تحولات نیز تحت تأثیر قرار می گیرند و از ویژگی های خاص برخوردار می گردند.
ابعاد پداگوژیک دانشگاه مجازی به منظور ارائه یک مدل مناسب
حوزههای تخصصی:
با توجه به نقش بسیار مهم زیرساخت پداگوژی در تحقق اهداف و رسالتهای دانشگاه مجازی، پژوهش حاضر با هدف ارائه مدلی به منظور کاربست ابعاد پداگوژیک دانشگاه مجازی در کشور به روش توصیفی ـ پیمایشی انجام شده است. برای تحقق هدف کلی، ابتدا 96 بعد و مؤلفه پداگوژی مجازی از طریق مطالعه منابع مربوط استخراج شد که پس از نظرسنجی به 88 مؤلفه کاهش یافت و مدل پیشنهادی مشتمل بر پنج بخش اصلی تدوین شد. برای تعیین میزان تناسب مدل پیشنهادی، پرسشنامه ای در مقیاس لیکرت مشتمل بر پنج بخش اساسی تهیه گردید.
جامعه آماری این پژوهش را کلیه اعضای هیات علمی متخصص و صاحب نظر دانشگاهها (آزاد اسلامی و دولتی) در زمینه فناوری و فناوری اطلاعات و ارتباطات و آموزش مجازی و یا حداقل آشنا با این زمینه ها با رشته های علوم انسانی، فنی ـ مهندسی و پزشکی در شهرهای تهران، شیراز، اصفهان و تبریز تشکیل داده است. به منظور تعیین مدل مناسب پیشنهادی پرسشنامه روی یک نمونه آماری متشکل از 111 نفر از افراد جامعه آماری اجرا شد. برای تجزیه و تحلیل داده ها از روشهای آمار توصیفی (میانگین، انحراف معیار و واریانس) و آمار استنباطی (آزمون t تک نمونه ای) و همچنین از تحلیل عاملی استفاده گردید. اهم یافته های این پژوهش از این قرارند: 1ـ تدوین مدل پیشنهادی به منظور زیرساخت پداگوژیک دانشگاه مجازی مشتمل بر پنج بخش اساسی 2ـ تعیین تناسب درونی (روایی سازه) مؤلفه های مدل پیشنهادی از طریق تحلیل عاملی و استفاده از میانگین و آزمون t برای تعیین تناسب شمای کلی مدل، بدین ترتیب که بخش فلسفه و اهداف با ارزش ویژه 517/4، مبانی نظری با ارزش ویژه 578/3، مراحل اجرایی با ارزش ویژه 208/4، و نظام ارزشیابی از مدل با ارزش ویژه 084/2، در اکثر موارد تناسب درونی (روایی سازه) بالایی را نشان دادند. همچنین فلسفه و اهداف با میانگین 18/4، مبانی نظری با میانگین 021/4، مراحل اجرایی با میانگین 40/4، و نظام ارزشیابی از مدل با میانگین 36/4، در مقایسه با میانگین ثابت 3 مورد تایید بسیار بالاتر از میانگین مقیاس پاسخگویی قرار گرفت. ولی در مورد بخش سوم مدل یعنی چارچوب ادراکی (مؤلفه ها و زیرمؤلفه های پداگوژیک) در تحلیل عاملی مرتبه اول 24 عامل استخراج گردید که چون تعداد آنها زیاد بود تحلیل عاملی مرتبه دوم صورت گرفت که در نتیجه آن 5 عامل استخراج شد و از 88 زیرمؤلفه، 9 زیرمؤلفه به دلیل اینکه بر بیش از یک عامل بار مشابه داشتند حذف گردیدند و تعداد 79 زیرمؤلفه باقی ماند که در 5 عامل (بعد پداگوژیک) توزیع گردیدند. بدین ترتیب مدل پیشنهادی اولیه در چهار بخش فلسفه و اهداف، مبانی نظری، مراحل اجرایی و نظام ارزشیابی از مدل تایید شد، ولی در بخش چارچوب ادراکی ترکیب زیرمؤلفه ها و مؤلفه ها تغییر یافت و مدل نهایی به دست آمد. درنهایت مدل پیشنهادی با میانگین 02/4 در مقایسه با میانگین مقیاس که 3 در نظر گرفته شد و مقدار، 313/15=t که در سطح 001/0P< معنادار می باشد، مورد تایید بالاتر از متوسط مقیاس پاسخگویی قرار گرفت.
تعاملهای اجتماعی و رفتار تکراری کودکان درخودمانده و عقب مانده ذهنی آموزش پذیر(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش بررسی تشخیص افتراقی الگوهای رفتار تکراری قالبی و اجتماعی در کودکان با نیازهای ویژه بود. با استفاده از مصاحبه تجدیدنظرشده تشخیصی درخودماندگی (لرد و دیگران، 1994) در دو گروه درخودمانده (5 دختر و 11 پسر) و عقب مانده ذهنی آموزش پذیر (5 دختر و 11 پسر) در دامنه سنی 8 ـ6 سـال از مدارس استـثنایی انتخاب شدند. نتایج تحلیل واریانس چندمتغیری نشان دادند که میانگین نمره تخریب کیفی تعامل اجتماعی، ارتباطی و الگوهای رفتار تکراری قالبی در کودکان درخودمانده به گونه معناداری بیشتر از کودکان عقب مانده ذهنی آموزش پذیر است. استلزامها براساس تشخیصهای افتراقی کودکان استثنایی بحث شد.
مقایسه هوش بهر غیر کلامی کودکان شنوا و ناشنوا
حوزههای تخصصی:
هدف از انجام پژوهش حاضر، مقایسه هوش بهر غیر کلامی کودکان عادی و ناشنوا در دوره ابتدایی بود. جامعه آماری در این تحقیق شامل کلیه دانش آموزان عادی و ناشنوای مدارس ابتدایی عادی و استثنایی شهر اصفهان بودند. ابزار مورد استفاده در این تحقیق، آزمون بندر گشتالت بود. نمونه مورد مطالعه در این تحقیق80 نفر از دانش آموزان دختر و پسر (40 نفر عادی و 40 نفر ناشنوا) بودند که به روش نمونه گیری چند مرحله ای انتخاب شدند. پس از تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از روش آماری تحلیل واریانس یک راهه، نتایج نشان داد که تفاوت معناداری بین میانگین هوش بهر غیر کلامی دانش آموزان عادی و ناشنوا وجود دارد. به عبارت دیگر، میانگین هوش بهر غیر کلامی دانش آموزان ناشنوا به طور معناداری کمتر از هوش بهر غیر کلامی دانش آموزان عادی بود. همچنین نتایج این پژوهش تفاوت معناداری را بین هوش بهر غیر کلامی پسران و دختران نشان نداد. بنابراین، کودکان ناشنوا به سبب نقص شنوایی و نقص کلامی، قادر به درک گفتار و فهم صحیح دستورالعمل ها نمی شوند.
بررسی کج فهمی های دانش آموزان پایه پنجم ابتدایی درباره مفهوم گرما و دما(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نوآوری های آموزشی سال دوازدهم زمستان ۱۳۹۲ شماره ۴۸
93 - 110
حوزههای تخصصی:
هدف از مطالعه حاضر، بررسی کج فهمی های دانش آموزان پایه پنجم ابتدایی درباره مفهوم گرما و دماست. مفاهیمی که هم در برنامه درسی مدارس و هم در زندگی روزانه اهمیت فراوانی دارند. تعداد 136 نفر از دانش آموزان پسر پایه پنجم ابتدایی از چهار آموزشگاه منطقه 6 شهر تهران انتخاب شدند و در این مطالعه شرکت داده شدند. برای گردآوری اطلاعات، از یک آزمون تشخیصی حاوی پنج سوال باز پاسخ و چندگزینه ای استفاده شد و سپس پاسخ های دانش آموزان در قالب توضیحات داده شده و همچنین شرکت در مصاحبه نیمه ساختار یافته مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافته های پژوهش نشان می دهد که دانش آموزان تصورات و کج فهمی های گوناگونی درباره مفهوم گرما و دما دارند که قبلاً در هیچ منبعی گزارش نشده است. بر پایه این یافته ها ضرورت دارد تا در بازبینی برنامه های درسی و مواد آموزشی علوم تجربی دوره ابتدایی که اخیراً توسط وزارت آموزش و پرورش در حال انجام است، در سازماندهی مفاهیم مرتبط با گرما و دما و مدل سازی آن ها در کتاب های درسی توجه زیادی مبذول گردد.
اثربخشی دوره آموزش حین خدمت بر نگرش آموزگاران مدارس عادی نسبت به آموزش فراگیر دانش آموزان آسیب دیده شنوایی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف پژوهش حاضر بررسی اثربخشی دوره آموزش حین خدمت فراگیر بر نگرش آموزگاران مدارس عادی نسبت به آموزش فراگیر دانش آموزان آسیب دیده شنوایی است. روش: روش این پژوهش از نوع نیمه آزمایشی بود که در آن نمونه ای شامل50 نفر (25 نفر آزمایش و 25 نفر گواه) از آموزگاران پذیرای دانش آموزان آسیب دیده شنوایی شهر تبریز انتخاب و پس از جایگزینی بدون انتصاب تصادفی در دو گروه آزمایش و گواه مورد مطالعه قرار گرفتند. در فرایند طرح، گروه آزمایشی تحت آموزش حین خدمت فراگیر قرار گرفت و گروه گواه هیچ مداخله ای دریافت نکرد.
یافته ها: تحلیل کوواریانس نشان داد که نگرش کلی گروه آزمایشی نسبت به گروه گواه به طور چشمگیری تغییر کرده و مثبت تر شده است (01/0>p)؛ به دیگر سخن، برگزاری دوره آموزشی حین خدمت سبب مثبت تر شدن کل نگرش آموزگاران شده است. همچنین تحلیل یافته ها نشان دادند که نگرش گروه آزمایشی در حیطه های باور به فلسفه فراگیرسازی، احساس شایستگی خود، تامین پشتیبانیهای لازم، روابط دانش آموزان عادی و آسیب دیده شنوایی و نتایج حاصل از فراگیرسازی نسبت به گروه گواه به طور چشمگیری مثبت تر شده و در حیطه جو یادگیری در کلاس و مدرسه فراگیر تفاوت قابل توجهی نداشته است (01/0>p).
نتیجه گیری: برگزاری دوره آموزشی حین خدمت فراگیر احتمالاً می تواند نگرش کلی و نگرش در حیطه های باور به فلسفه فراگیرسازی، احساس شایستگی خود، تامین پشتیبانیهای لازم، روابط دانش آموزان عادی و آسیب دیده شنوایی و نتایج حاصل از فراگیرسازی آموزگاران پذیرای دانش آموزان آسیب دیده شنوایی را نسبت به فراگیرسازی مدارس برای این دانش آموزان مثبت تر کند. اما در حیطه نگرش به جو یادگیری در کلاس و مدرسه فراگیر، تغییری ایجاد نمی کند.
اعتباریابی مدل یادگیری زایشی برای بهبود یادگیری تحلیلی دانش آموزان در درس زیست شناسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
نظریه ی یادگیری زایشی از جمله نظریه هایی است که به آموزش در عصر دانش توجه داشته و به دنبال پرورش آن دسته از مهارت ها و قابلیت هایی در یادگیرندگان است که آن ها بتوانند آموخته های خود را پایه ای برای کسب مهارت ها و شایستگی های بعدیشان قرار دهند. به عبارتی به زایش و خلق دانش دست پیدا کنند.
پژوهش حاضر در راستای مدل سازی این نظریه برای کاربردی نمودن آن در کلاس درس در راستای بهبود تفکر تحلیلی و با روش تحقیق آمیخته از نوع اکتشافی متوالی و با طرح تدوین مدل انجام شد که در تحقیق کیفی از پژوهش تکوینی و در تحقیق کمی از روش آزمایشی بهره گرفت. سؤالات تحقیق کیفی عبارت بودند از: مولفه های این مدل کدام اند؟ و همچنین روند طراحی آموزشی براساس این مدل چگونه است؟ فرضیه های تحقیق کمی نیز عبارت بودند از: مدل یادگیری زایشی موجب بهبود یادگیری تحلیلی دانش آموزان در زیست شناسی می شود (فرضیه ی اصلی) و فرضیه های فرعی شامل: الف) دانش آموزان با استفاده از مدل یادگیری زایشی می توانند عناصر مختلف یک مطلب را مشخص سازند. ب) مدل یادگیری زایشی موجب می شود تا دانش آموزان بتوانند روابط میان عناصر مختلف یک مطلب را نشان دهند. نهایتاً ج) دانش آموزان با استفاده از مدل یادگیری زایشی می توانند مثال و نمونه های مختلف را با هم مقایسه نمایند. یافته های حاصل از پژوهش بیانگر مدلی از یادگیری زایشی بود که مولفه ها را مشخص ساخته و روند طراحی آموزشی براساس آن را نیز به روشنی بیان کرد. همچنین فرضیه های تحقیق نیز تأیید شدند و بیانگر این بودند که مدل یادگیری زایشی موجب بهبود یادگیری تحلیلی دانش آموزان در سطح تحلیل در درس زیست شناسی می گردد.
ارزیابی وضعیت استقرار مدارس متوسطه هوشمند در استان سمنان از دیدگاه مدیران و معلمان(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر، ارزیابی وضعیت استقرار مدارس متوسطه هوشمند در استان سمنان از دیدگاه مدیران و معلمان بود. این پژوهش از نوع توصیفی – پیمایشی (زمینه یابی) بوده و به لحاظ هدف در دسته تحقیقات کاربردی قرار دارد. جامعه آماری شامل مدیران و دبیران مدارس هوشمند استان سمنان در سال تحصیلی
90-1389 به تعداد 215 نفر بود که با توجه به محدود بودن جامعه آماری مدیران، کل جامعه مدیران و از جامعه آماری دبیران، 132 نفر با استفاده از جدول کرجسی- مورگان به صورت تصادفی انتخاب شد. ابزار گردآوری داده ها پرسش نامه محقق ساخته و شامل 29 سؤال بود که ضریب پایایی آن 84/0 به دست آمد. داده های حاصل از پرسشنامه به وسیله آمار توصیفی (فراوانی، درصد، میانگین، جدول و نمودار) وآمار استنباطی (خی دو) بررسی و تحلیل شد. نتایج نشان داد که مدارس استان در مؤلفه های مدیریت مدرسه توسط سیستم یکپارچه رایانه ای، محیط یاددهی و یادگیری ، زیرساخت توسعه فن آوری اطلاعات و ارتباط یکپارچه رایانه ای با مدارس هوشمند دیگر، نیازمند اهتمام بیشتری جهت استقرار مدارس هوشمند در استان می باشد، اما مؤلفه معلمان آموزش دیده در حوزه فن آوری و مدیریت یکپارچه رایانه از ظرفیت و پتانسیل مناسبی برای ایجاد مدارس هوشمند برخوردار هستند.
گزیده ای از سخنرانی شهید محمد علی رجایی در جمع مربیان امور تربیتی
منبع:
تربیت ۱۳۷۶ شماره ۱۲۶
حوزههای تخصصی:
بررسی میزان استفاده دانش آموزان د بیرستانی شهر شیراز از فناوریهای اطلاعاتی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر به بررسی میزان استفاده دانش آموزان دبیرستانی شهر شیراز از فناوریهای اطلاعاتی می پردازد. جامعه مورد مطالعه در این پژوهش ر ا دانش آموزان پایه های اول، دوم و سوم دبیرستانهای مناطق چهارگانه شهر شیراز تشکیل داد ه اند که از میان آنها 824 دانش آموز دختر و پسر با روش نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای به عنوان افراد نمونه مورد تحقیق انتخاب شده اند . روش پژوهش به کار رفته، روش پیمایشی – تو صیفی و ابزار گردآوری داده ها پرسشنامه است . یافته های پژوهش بر استفاده بسیار زیاد پاسخگویان از رایانه و لوح فشرده دلالت دارد، در حالی که کمتر از 50 درصد دانش آموزان از اینترنت استفاده می کنند. نتایج تحلیل واریانس یک طرفه
نشان داد میان رشته های مختلف تحصیلی از لحاظ میزان استفاده از هر یک از فناوریهای اطلاعاتی تفاوت معنادار وجود ندارد . همچنین نتیجه آزمون تی مستقل نشان داد که در میزان استفاده دانش آموزان از فناوری رایانه و اینترنت میان دختران و پسران تفاوت معنادار وجود دارد . با توجه به نتایج به دست آمده از تحقی ق حاضر می توان چنین نتیجه گیری کرد که فناور یهای اطلاعاتی مورد استقبال توجه بسیار دانش آموزان است و این در حالی است که مراکز آموزشی کشور هنوز به عنوان یک محیط آموزشی مبتنی بر فناوریهای اطلاعاتی شناخته نشده اند در صورتی که دانش آموزان به فناوریهای
اطلاعاتی د ر منزل و مکانهای دیگر از قبیل کافی نتها و خانه دوستان خود دسترسی دارند.
اثر بخشی آموزش مثبت نگری بر افزایش شادکامی و سخت رویی مادران دارای فرزند نابینا(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر بررسی اثر بخشی برنامه گروهی آموزش مثبت نگری بر افزایش شادکامی و سخت رویی مادران دارای فرزند نابینا بود. روش پژوهش از نوع آزمایشی با طرح پیش آزمون –پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری شامل همه مادران دارای فرزند نابینا شهر تهران بود که فرزندان شان در مدارس نابینایان مشغول به تحصیل بودند. نمونه شامل 30 نفر از مادران یادشده بود که به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب و به طور تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل (15 نفر در گروه آزمایش و 15 نفر درگروه کنترل) قرار گرفتند. گروه آزمایش در 10 جلسه تحت آموزش گروهی مثبت نگری قرارگرفتند. آزمودنی های گروه آزمایش و کنترل در 2 مرحله، پیش آزمون و پس آزمون از طریق پرسشنامه شادکامی و سخت رویی مورد ارزیابی قرار گرفتند. داده هایگردآوری شده با روش آماری تحلیل کواریانس مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. یافته های پژوهش نشان داد که آموزش گروهی مثبت نگری بر افزایش شادکامی و سخت رویی مادران دارای فرزند نابینارا افزایش (P≤0/05) داده است.نتایج نشان داد بین مثبت نگری با سخت رویی و شادکامی رابطه مثبت و معناداری وجود دارد و افراد سخت رو از میزان شادکامی بالاتری برخوردارند.
مقایسه ی حافظه فضایی و جهت یابی فضایی در بین افراد نابینا، کم بینا و سالم(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف:نابینایی ازجمله اختلالاتی است که برای فرد مبتلا رنج روانی و مشکلات فراوانی در زندگی روزمره ایجاد می کند. به نظر می رسد عمده ترین مشکل نابینایان یافتن مسیر و حرکت در جهت آن باشد. این پژوهش با هدف مقایسه جهت یابی فضایی در بین افراد نابینا، کم بینا و سالم اجرا گردیده است. روش:روش تحقیق علی مقایسه ای از نوع مورد شاهدی بود و نمونه تحقیق 116 نفر نابینا، کم بینا و سالم با ترکیب دو جنس در دامنه سنی 10 الی 49 سال بودند که به شیوه نمونه گیری هدفمند در شهرستان بوشهر انتخاب شدند. هر سه گروه طی مصاحبه ساختمند بررسی شدند و در دو مرحله به وسیله دستگاه ماز لابیرنت مورد سنجش قرار گرفتند. یافته ها:تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از تحلیل واریانس چندمتغیره نشان داد بین سه گروه افراد بینا، کم بینا و نابینا ازنظر حافظه فضایی تفاوت معناداری وجود دارد (001/0> P). همچنین تحلیل کوواریانس چندمتغیره نشان داد بین سه گروه افراد بینا، کم بینا و نابینا با کنترل اثر مرحله اول، تفاوت معناداری ازنظر جهت یابی فضایی وجود دارد (001/0> P). نتیجه گیری:این تحقیق نشان می دهد که نابینایی عاملی در جهت تقویت حافظه فضایی و جهت یابی فضایی است.
روانشناسی تربیتی چیست؟
منبع:
تربیت ۱۳۷۳ شماره ۹۶
حوزههای تخصصی:
ارزشیابی اجرای آزمایشی طرح شناسایی و هدایت استعدادهای برتر(شهاب)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تعلیم و تربیت دوره ۳۵ بهار ۱۳۹۸ شماره ۱۳۷
51-72
حوزههای تخصصی:
برای ارزشیابی طرح شهاب، اطلاعات مورد نیاز از منابع متعدد و با به کارگیری ابزارهای گوناگون(مصاحبه، پرسشنامه و مطالعه اسناد) گردآوری شد و با استفاده از شاخصهای آمار توصیفی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت و در قالب جداول توزیع فراونی سازماندهی شد. پاسخهای آموزگاران، مدیران مدارس و کارشناسان به سؤالهای بازپاسخ پرسشنامه ها و نیز پاسخ به سؤالهای مصاحبه که بالغ بر 2200 پاسخ انشایی معطوف به جنبه های گوناگون طرح شهاب بود، با دقت کافی مطالعه و با روشهای ناظر بر مطالعات کیفی استخراج، طبقه بندی و تلخیص شدند. از مجموعه شواهد موجود چنین استنباط می شود که در سال اول شرایط برای اجرای طرح شهاب چندان مساعد نبوده و در زمینه شناسایی و هدایت استعدادهای دانش آموزان، موفقیتی حاصل نشده است. به عبارت دیگر بافت فرهنگی- اقتصادی موجود برای اجرای طرح شهاب مساعد نیست. همچنین رویکرد متمرکز دستگاه متولی آموزش و پرورش رسمی و تأکید بر اجرای برنامه های از پیش تعیین شده، با رویکرد تعلیم و تربیت مبتنی بر استعداد که در چارچوب طرح شهاب ارائه شده است، سازگار نیست. افزون بر این، منابع نرم افزاری و سخت افزاری کافی برای اجرای مطلوب طرح شهاب فراهم نشده است. در ضمن اکثر کارشناسان، مدیران مدارس و آموزگاران به ابهاماتی در هدف کلی طرح و شیوه اجرای آن اشاره کرده اند. تکمیل فرایند شناسایی استعدادهای برتر و تعریف عملیاتی هدایت استعدادهای برتر روشن نیست. مسئولان آموزش و پرورش استان به اندازه کافی توجیه نشده اند و به اهداف طرح شهاب متعهد نیستند. اکثر کارشناسان، مدیران مدارس و آموزگاران مورد مطالعه پیامدهای منفی گریزناپذیر طرح شهاب را خاطرنشان کرده اند.
دانش آموزان با اختلال نارسایی توجه ، بیش فعالی در کلاس درس
حوزههای تخصصی:
برنامه آموزش فردی شده و گروه تخصصی در آموزش و پرورش استثنایی
حوزههای تخصصی: