فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۲۱ تا ۱۴۰ مورد از کل ۱۹٬۴۵۵ مورد.
حوزههای تخصصی:
" خرده نظام ارزشیابی پیشرفت تحصیلی دانش آموزان در کشور ما به طور رسمی با تصویب اولین نظام نامه امتحانات مدارس درنظام آموزش و پرورش کشور شکل گرفته است. بررسی آیین نامه ها و شرح وظایف تشکیلات متربط با این خرده نظام بیانگر آن است که سیاستگزاران و تصمیم گیرندگان نظام آموزشی کشور به ارزشیابی از نظام آموزشی کشورها همانند ارزشیابی از عملکرد تحصیلی دانش آموزان توجه داشته اند. با تغییرات به عمل آمده در ساختار و برنامه های نظام آموزشی، توجه به ارزشیابی آموزشی کمرنگ تر و نقش ارزشیابی پیشرفت تحصیلی برجسته تر شده است. پیگیری روند تغییرات عمل آمده در خرده نظام ارزشیابی پیشرفت تحصیلی مساله مورد توجه در این مقاله می باشد.
"
معرفی سندرم ایمپاستر (بیماری افراد موفق)، نشانهها، علل و پیامدها
حوزههای تخصصی:
سندرم ایمپاستر ویژه افراد موفق است. بسیاری از افراد توانمند و تیزهوش علیرغم قابلیتها و موفقیتهای روز افزون هیچ احساس مثبت درونی به توانمندیها و قابلیتهای خود ندارند بلکه معتقدند دیگران را به گونهای فریب دادهاند. به عبارت دیگر این سندرم را میتوان به عنوان مجموعهای از احساسات عدم کفایت تعریف کرد که از این باور نشات میگیرد که فرد ناشایست بوده و قابلیت انجام کار را ندارد. ایمپاسترها دارای علایم روانشناختی از قبیل اضطراب بالا و همیشگی، عزتنفس پایین تعارض بین حقارت و برتری، خودپنداره منفی، ترس از رو شدن دست، ترس از شناسایی شدن و ... دارند. پژوهش درباره سندرم ایمپاستر را برای اولین بار در سال 1978 دو درمانگر به نامهای پائولین کلانس و سوزان آیمز آغاز کردند و پس از آن پژوهشهای زیاد و مقالات فراوانی به شناخت این سندرم و نحوه مقابله با آن اختصاص داده شد.چهل سال پیش برخی از روانشناسان در دانشگاه جورجیا این سندرم را تشخیص دادند و به این نتیجه رسیدند که حدود 40 درصد جمعیت افراد دارای این سندرم هستند. هشت گروه بیشتر از بقیه مردم در معرض خطر مبتلا شدن به سندرم ایمپاستر هستند. این گروهها عبارتاند از: 1ـ افرادی که موفقیتشان سریع حاصل شده است 2ـ اولین افراد موفق شغلی در سابقه یک خانواده یا یک نسل 3ـ افرادی که والدینی بسیار موفق دارند 4ـ افرادی که در زمینه کاری خود تک هستند 5ـ افرادی که به مشاغلی مشغول هستند که برای جنس آنها غیرمعمول است 6ـ افرادی که تنها کار میکنند. 7ـ افرادی که در زمینههای خلاق و ابتکاری فعالیت دارند. 8 ـ دانشآموزان. برای شناسایی سندرم ایمپاستر آزمونی ساخته شده و در بسیاری از کشورهای دنیا به اجرا در آمده است. همچنین برای مقابله با این سندرم راهکارهایی وجود دارد.
معنی و مفهوم تربیت
راهکارهای بهینه سازی برنامه ریزی نیروی انسانی آموزش و پرورش شهر تهران
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف بررسی راهکارهای بهینه سازی برنامه ریزی نیروی انسانی سازمان آموزش و پرورش شهر تهران به روش توصیفی از نوع پیمایشی اجرا گردید. جامعه آماری کلیه مدیران و معاونان ادارات آموزش و پرورش مناطق بیستگانه شهر تهران (70 نفر) و کارشناسان برنامه ریزی و آمار مناطق تهران (107 نفر) هستند. نمونه آماری در این پژوهش کلیه اعضای جامعه آماری هستند. ابزار جمع آوری اطلاعات پرسشنامه محقق ساخته با 45 سؤال پنج گزینه ای در مقیاس لیکرت است. روایی پرسشنامه را بیست نفر از صاحب نظران تایید کردند و پایایی آن هم با روش بازآزمایی محاسبه شد و ضریب پایایی آن 93/0 محاسبه گردید. به منظور محاسبه فراوانی، درصد، میانگین، انحراف معیار و واریانس نمرات از آمار توصیفی و به منظور شناسایی عامل های اصلی تعیین وضع مطلوب، از روش تحلیل عاملی در قلمرو آمار استنباطی استفاده شده است. نتایج به دست آمده نشان داد که برخی از مهمترین راهکارهای بهینه سازی برنامه ریزی نیروی انسانی آموزش و پرورش شهر تهران عبارت اند از: استانداردسازی نیروی انسانی، وضع قوانین مناسب برای جذب و نگهداری نیروی انسانی، اصلاح نظام پرداخت حقوق نیروی انسانی، تلفیق فعالیتهای آموزشی و پرورشی، تربیت نیروی انسانی متفکر و خلاق، ایجاد فرصت های برابر آموزشی، پیش بینی میزان عرضه نیروی انسانی، تدوین نظام سنجش صلاحیت علمی معلمان، اصلاح نظام ارزشیابی کارکنان و معلمان، مشارکت کارکنان در برنامه ریزی نیروی انسانی، برآورد نیروی انسانی مورد نیاز سازمان آموزش و پرورش، ارزیابی برنامه های نیروی انسانی، توسعه کمی و کیفی آموزش های فنی و حرفه ای و توسعه فناوری اطلاعات و ارتباطات.
مقایسه ناگویی هیجانی و هوش هیجانی در دانش آموزان تیزهوش و عادی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف این پژوهش، مقایسه ناگویی هیجانی و هوش هیجانی دانش آموزان دبیرستانی مدارس تیزهوشان و عادی بود. روش: در این تحقیق 175 دانش آموز دبیرستانی (86 نفر از مدارس تیزهوشان و 89 نفر از مدارس عادی) شرکت کردند. از شرکت کنندگان خواسته شد مقیاس ناگویی هیجانی تورنتو و مقیاس هوش هیجانی را تکمیل کنند. برای تحلیل داده های پژوهش از شاخص ها و روش های آماری (شامل فراوانی، درصد، میانگین، انحراف معیار، آزمون تحلیل واریانس چندمتغیره و ضرایب همبستگی پیرسون) استفاده شد. یافته ها: نتایج پژوهش نشان داد که ناگویی هیجانی دانش آموزان مدارس تیزهوشان کمتر از دانش آموزان مدارس عادی است، اما تفاوت هوش هیجانی آنها معنادار نیست. رابطه ناگویی هیجانی و هوش هیجانی دو گروه دانش آموزان تیزهوش و عادی منفی و معنادار بود. تیزهوشان به دلیل فهم و درک بیشتر و سریع تر موقعیت های هیجانی، پردازش و سازمان دهی بهتر این موقعیت ها و توانایی بیشتر در تبدیل هیجان ادراک شده به کلام، کمتر به ناگویی هیجانی دچار می شوند. بالا بودن هوش شناختی، ضامن هوش هیجانی زیاد نیست، زیرا هوش شناختی با هوش هیجانی تفاوت ماهوی دارد. نتیجه گیری: ناگویی هیجانی نوعی نقص در پردازش و تنظیم هیجان هاست و به همین دلیل با هوش هیجانی رابطه منفی دارد.
الگوی بهینه برنامه درسی برای دوره پیش از دبستان
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف طراحی الگوی بهینه برنامه درسی برای دوره های آمادگی و مقایسه آن با وضع موجود انجام گرفته با توجه به این که در ایران برای دوره آمادگی الگوی نسبتا جامع که دارای چهارچوب و سر فصل های مشخصی باشد و بتواند به همه جوانب کودک توجه نماید وجود ندارد. در این پژوهش با ارایه یک الگو، با عنوان «الگوی برنامه درسی رشد گرا و خلاقیت محور» برای کودکان دو زبانه آذربایجان و منطبق ساختن آن با سر فصلهای دروس ابتدایی به رشد همه جانبه کودک و خلاقیت توجه بیشتر شده است روش تحلیلی و استنتاجی برای تعیین عناصر الگوی بهینه و روش پیمایشی برای اعتبار یابی الگو مورد استفاده قرار گرفت.نتایج پژوهش:-1 عناصر الگوی بهینه برنامه درسی شامل:اهداف کلی و جزیی، محتوا، سازماندهی محتوا، فعالیت های یادگیری، روشهای آموزشی و پرورشی، ارزشیابی، نقش مربی، نقش مدیر، نقش والدین در الگوی پیشنهادی می باشد.-2 اعتبار یابی الگوی پیشنهادی، بر اساس نظر اساتید مرتبط،%99.62می باشد.
بررسی تطبیقی فعالیت های فوق برنامه دوره ابتدایی ایران با کشورهای آمریکا، انگلستان و مالزی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش مطالعه ی تطبیقی فعالیت های فوق برنامه در مقطع ابتدایی ایران با کشورهای آمریکا، انگلستان و مالزی، جهت ارائه ی پیشنهادهایی در حوزه فعالیت های فوق برنامه است. این پژوهش از نوع مطالعات تطبیقی می باشد و با استفاده از روش جورج بردی انجام شده است. کشورهای آمریکا و انگلستان به این دلیل که هر یک به نوعی مهد فعالیت های فوق برنامه در جهان بوده اند و مالزی نیز به عنوان کشوری مسلمان که دارای فعالیت های فوق برنامه ی ساختارمند است؛ انتخاب شده اند. نتایج پژوهش نشان می دهد کشورهای مورد مطالعه در فعالیت های فوق برنامه اهداف مشترک و متنوعی را دنبال
می کنند، در ایران بر اهداف کلی و حیطه های نگرشی تأکید شده است. کشورهای منتخب بر آشنایی با مذاهب و فرهنگ های گوناگون محلی، منطقه ای و جهانی، درک ارزش های سنت های خود و دیگران و افزایش تحمل و سعه صدر در مقابل فرهنگ های دیگر و ... تأکید دارند، این اهداف در ایران کمتر مورد توجه قرار گرفته است. محتوای برنامه ها در ایران از تنوع کمتری برخوردار است و بیشتر به فعالیت های مذهبی اهمیت داده شده است. تفاوت عمده ایران با سایر کشورها در اجرای برنامه ها، این است که زمان و ساعتی مشخص برای این گونه فعالیت ها در مدارس پیش بینی نشده است، میزان مشارکت معلمان درکشورهای مورد مطالعه بیش تر از ایران است. ارزشیابی برنامه ها در کشورهای منتخب به صورت عمل کرد دانش آموزان و گزارش کار می باشد. در پایان این پژوهش، پیشنهادهایی برای بهبود نظام آموزشی ایران در حوزه ی فعالیت فوق برنامه ارائه گردیده است.
بررسی و مقایسه مدیریت دانش و یادگیری سازمانی در مدارس هوشمند و مدارس عادی شهر تهران(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
امروزه مهم ترین سرمایه های یک سازمان، کارکنان هوشمند و با دانش آن هستند که با خلق فرآیندهای سازمانی نوین، فنآوریهای جدید و توسعه خدمات جدید، سازمان را به مزیت رقابتی پایدار رهنمون مینمایند. تلاش نوآورانه در سازمان نتیجه سرمایه گذاری در فرآیند یادگیری و ارتقاء مدیریت منابع انسانی و مدیریت دانش است. سازمان میتواند با مدیریت خلاقانه دانش و به کارگیری نوآورانه فنآوری اطلاعات، این امکان را برای کارکنان به وجود آورد تا در مسائل سازمانی که نیاز به راه حل جدید دارند به تجربیات خود تکیه کنند و با رشد در مسیر یادگیری، سازمان را یاری رسانند. پژوهش حاضر با هدف بررسی و مقایسه مدیریت دانش و یادگیری سازمانی در مدارس هوشمند و عادی انجام شد. جامعه آماری این پژوهش را کلیه مدیران و معلمان مدارس هوشمند و مدارس عادی دخترانه و پسرانه شهر تهران تشکیل میدهند و نمونه آماری از طریق نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای انتخاب شد، که حجم نمونه با توجه به جدول مورگان 127 مدیر و معلم از مدارس هوشمند و 221 مدیر و معلم از مدارس عادی انتخاب شدند. ابزار این پژوهش پرسشنامه بوده و هر متغیر دارای یک پرسشنامه مستقل میباشد، پس از این که روایی هر دو پرسشنامه توسط اساتید مجرب تأیید شد بین گروهی شامل 35 نفر از مدیران و معلمان توزیع شد و پایایی آنها از طریق فرمول آلفای کرونباخ برای پرسشنامه مدیریت دانش 87/0 و پرسشنامه یادگیری سازمانی 79/0 بدست آمد، یافته های حاصل از اجرای آزمون t نیز نشان داد که بین یادگیری سازمانی و مدیریت دانش در مدارس هوشمند و مدارس عادی تفاوت وجود دارد و میانگین نمرات مدیران و معلمان مدارس هوشمند از مدارس عادی بالاتراست.
تاثیر روش تدریس مبتنی بر فن آوری اطلاعات و ارتباطات در ایجاد یادگیری پایدار درس علوم تجربی سال سوم راهنمایی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر مطالعه ای شبه تجربی است که با هدف تعیین تاثیر روش تدریس مبتنی بر فن آوری اطلاعات و ارتباطات در ایجاد یادگیری پایدار درس علوم تجربی دانش آموزان پایه ی سوم راهنمایی شهرستان رامسر در سال 1389 انجام شد. جامعه ی آماری تحقیق شامل کلیه ی دانش آموزان دختر سال سوم راهنمایی شهرستان مذکور به تعداد 395 نفر بود. با توجه به نمونه های آماری در دسترس و جایگزینی آنها در دو گروه آزمایش و خطا، نمونه گیری تصادفی به تعداد 50 نفر صورت پذیرفت. به منظور بررسی اثر بخشی مقایسه ای روش تدریس مبتنی بر ICT و تدریس سنتی در یادگیری پایدار دانش آموزان، آزمون مجدد در دو مرحله به عمل آمد. مرحله ی اول یک ماه پس از اجرای اولیه و مرحله ی دوم سه ماه پس از آن انجام گرفت. جهت اجرای تدریس مبتنی بر فن آوری اطلاعات و ارتباطات آرایش کلاسی به صورت گروه های دو نفره شکل گرفت و هر گروه یک رایانه در اختیار داشت که به صورت شبکه با همدیگر و با رایانه اصلی یعنی دبیر مربوطه در ارتباط بودند. برای کنترل کاربرها و مدیریت کلاس از نرم افزار «نت ساپورت اسکول» استفاده گردید و موضوعات درسی از سه طریق ارائه گردید: الف) محتوای الکترونیکی تولید شده توسط دبیر ب) اتصال به شبکه اینترنت ج)کاربرد نرم افزارهای آموزشی. تجزیه و تحلیل داده های حاصله با نرم افزارSPSS انجام شد و روش آماری آزمون t دوگروه مستقل بود.
نتایج حاصل از تحقیق، تاثیر روش تدریس مبتنی بر فن آوری اطلاعات و ارتباطات بر یادگیری پایدار دانش آموزان در درس علوم تجربی را تایید نمود. همچنین مشخص شد که میزان یادگیری پایدار در روش تدریس مبتنی بر فن آوری اطلاعات و ارتباطات بیش تر از روش تدریس سنتی است.
موانع تفکر انتقادی در برنامه درسی آموزش متوسطه (با تاکید بر مهارتهای تجزیه و تحلیل، ترکیب، ارزشیابی و قضاوت)
حوزههای تخصصی:
هدف مقاله حاضر بررسی کیفی و کمی (روش ترکیبی) موانع تفکر انتقادی در برنامه درسی آموزش متوسطه از دید متخصصان برنامه درسی با تاکید بر مهارتهای تجزیه و تحلیل، ترکیب، ارزشیابی و قضاوت می باشد. گرایش مورد نظر در پژوهش کیفی نظریه زمینه ای (Ground theory) و روش پژوهش کمی روش تحقیق پیمایشی است. جامعه مورد بررسی در بخش کیفی متخصصان برنامه درسی شاغل در آموزش و پرورش که بر دوره متوسطه اشراف دارند می باشند که از این جامعه با نمونه گیری هدفمند تا رسیدن به اشباع 18 متخصص برنامه درسی به عنوان موردهای مطالعه انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها مصاحبه های عمیق بودند. در بخش پژوهش کمی جامعه مورد بررسی کلیه متخصصان برنامه درسی (شامل متخصصان برنامه درسی و دبیران مقطع متوسطه شهر تهران) هستند، حجم نمونه با عنایت به جدول مورگان به ترتیب برای کارشناسان 97 نفر و برای دبیران 375 نفر بر آورد گردید. روش نمونه گیری شیوه تصادفی ساده برای انتخاب کارشناسان و خوشه ای چند مرحله ای برای انتخاب دبیران استفاده شد. ابزار گردآوری داده ها پرسشنامه محقق ساخته 24 سوالی بر مبنای طیف پنج گزینه ای لیکرت می باشد. جهت تحلیل داده ها از تکنیک های جداول توزیع فراوانی، شاخص های میانگین، انحراف استاندارد و از ازمون های تی، تک نمونه و فریدمن در آزمون فرضیات استفاده شد.نتایج پژوهش کمی بیانگر آنند که پرورش تفکر انتقادی در دوره متوسطه با موانعی روبروست که عبارتند از: کم توجهی به مهارت تجزیه و تحلیل، مهارت ترکیب، ارزشیابی، قضاوت و جمع بندی که این کم توجهی در عناصر برنامه درسی (هدف، محتوا، روش تدریس و ارزشیابی) دوره متوسطه قابل مشاهده است.نتایج پژوهش کیفی: در مرحله کدگذاری باز که در دو سطح صورت گرفت (تولید مفاهیم اولیه) 26 مفهوم اولیه کشف و استخراج شدند، در مرحله کدگذاری محوری 7 مقوله (تولید مقوله های اصلی) و در مرحله کدگذاری گزینشی مقوله هسته ای استخراج گردید. با توجه به این که نظریه زمینه ای حول محور مقولات شرایطی، فرآیندی و پیامدی شکل می گیرد مقولات شرایطی شامل سیاست ها و رسالت های نظام آموزشی و شرایط اجتماعی و فرهنگی جامعه و، مقولات فرآیندی شامل معلم، محتوا، اهداف و روش تدریس و مقولات پیامدی شامل تربیت شهروند خوب و تربیت متخصص خوب تعیین و درنهایت تئوری زمینه ای ارایه شد.
مقایسه هوش هیجانی دانش آموزان تیزهوش و عادی و رابطه آن با پیشرفت تحصیلی
حوزههای تخصصی:
هوش هیجانی یکی از سازه های نوظهور در گستره علم روان شناسی است که پژوهش های زیادی را به خود اختصاص داده است و رابطه آن با هوش شناختی و پیشرفت تحصیلی یکی از این حوزه های پژوهشی است. در همین راستا پژوهش حاضر در قالب یک طرح پس رویدادی به بررسی مقایسه ای میزان هوش هیجانی در دانش آموزان مدارس تیزهوش و عادی مقطع پیش دانشگاهی و رابطه آن با پیشرفت تحصیلی یکی از مناطق شهر تهران پرداخته است. نمونه 120 نفری شامل 60 دانش آموز تیزهوش (30 دختر و 30 پسر) و 60 دانش آموز عادی (30 دختر و 30 پسر) است. ابزار سنجش میزان هوش هیجانی، آزمون هوش هیجانی بار ـ اُن و معدل سال تحصیلی گذشته دانش آموزان، ملاک پیشرفت تحصیلی آزمودنی ها بوده است. فرضیه های اصلی به تفاوت هوش هیجانی در دو گروه تیزهوش و عادی از یکسو و ارتباط هوش هیجانی با پیشرفت تحصیلی معطوف بود. براساس نتایج به دست آمده تفاوت معناداری بین هوش هیجانی دانش آموزان تیزهوش و عادی مشاهده نشد. همچنین بین هوش هیجانی و پیشرفت تحصیلی نیز رابطه معنا داری به دست نیامد؛ بنابراین فرضیه های پژوهش در نمونه مورد بررسی تایید نگردید. بر اساس یافته دیگر پژوهش، میزان هوش هیجانی در دختران بالاتر از میزان هوش هیجانی در پسران است. پیشنهاد می شود که پژوهش های بعدی در جامعه آماری وسیعتری انجام گیرد و از سوی دیگر، اولویت های هیجانی تربیت مورد توجه بیشتری قرار گیرند.
راهکارهای ارتقای هویت فردی و ملی دانش آموزان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رویکردی نو در علوم تربیتی سال چهارم بهار ۱۴۰۱شماره ۱
8 - 15
حوزههای تخصصی:
شناخت و باور افراد نسبت به هویت فردی و ملی خود متأثر از شرایط فرهنگی اجتماعی، آموزه ها و شیوه های تربیتی و ارزش های معرفی شده به آنان است. لذا هویت فردی و ملی برآمده از هویت های مختلف است که شرایط، عوامل و نقش های مختلف فردی و اجتماعی در تکوین و تبلور آن به طور مستقیم یا غیرمستقیم دخیل هستند. از این رو غایت عملکرد خانواده، مدرسه و جامعه پرورش هویت افرادی است که به لحاظ اجتماعی شایسته، به لحاظ روانی متعادل و از نظر رفتاری سازگار باشند. پژوهش حاضر از نوع بنیادی- نظری است و ورش به کار برده شده توصیفی- تحلیلی می باشد. به منظور گردآوری اطلاعات از روش کتابخانه ای و فیش برداری استفاده شده و منابع تحقیق شامل آثار مکتوب و غیرمکتوب می باشد. براساس بررسی هویت در این پژوهش، عوامل مختلفی بر هویت ملی و فردی تأثیر گذار است که مهمترین آن خانواده، مدرسه و جامعه می باشد و آنچه بر شخصیت و آینده دانش آموزان نقش بسزایی دارد، مسئله هویت می باشد.
تأثیر بازی های آموزشی بر رشد اجتماعی کودکان پیش دبستانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
زمینه: زندگی اجتماعی دارای شاخص ها و نمادهایی است. بدون شناخت نمادهای اجتماعی، نمی توان در اجتماع زیست. در واقع، مقدمه ی زندگی اجتماعی،«اجتماعی شدن» است؛ و دانشمندان تعلیم و تربیت برای استفاده از ابزارهای لازم جهت بهینه سازی بستر مناسب به منظور افزایش و ارتقاء رشد اجتماعی کودکان در دوران رشد تلاش می کنند.
هدف: این پژوهش با هدف بررسی تأثیر بازیهای آموزشی بر رشد اجتماعی کودکان پیش دبستانی صورت گرفت.
روش:پژوهش از نوع تجربی پیش آزمون- پس آزمون با گروه گواه بود. بدین منظور از بین کلیه کودکان مشغول به تحصیل در دوره پیش دبستانی شهر تهران در سال تحصیلی 91-1390،60 کودک دختر و پسر با استفاده از روش نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای بعنوان نمونه پژوهش انتخاب و بطور تصادفی به دو گروه آزمایش و گواه تقسیم شدند؛ سپس آزمون رشد اجتماعی واینلند بعنوان پیش آزمون در مورد هر دو گروه مورد اجرا قرار گرفت. پس از آن به گروه آزمایش به مدت 8 هفته(هر هفته دو جلسه 45-30 دقیقه ای) بازیهای آموزشی ارائه شد. در پایان مجدد آزمون رشد اجتماعی واینلند در مورد هر دو گروه بعنوان پس آزمون مورد اجرا قرار گرفت. سپس داده های حاصل از اجرای پیش آزمون و پس آزمون با استفاده از آزمون t مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
یافته ها: نتایج حاصل نشان داد که بین میانگین رشد اجتماعی دانش آموزانی که بازیهای آموزشی انجام داده اند با دانش آموزانی که این بازیها را انجام نداده اند تفاوت معنی دار وجود دارد.
نتیجه گیری: با توجه به یافته های حاصل از پژوهش حاضر می توان گفت بازی های آموزشی موجب افزایش رشد اجتماعی کودکان پیش دبستانی می شود.
تاثیر ورزش صبحگاهی بر کاهش پرخاشگری کودکان کم توان ذهنی آموزش پذیر(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: پژوهش حاضر برای برسی تاثیر ورزش صبحگاهی در کاهش پرخاشگری کودکان کم توان ذهنی آموزش پذیر انجام شده است. روش: به منظور انتخاب نمونه های مورد مطالعه یک آموزشگاه به شیوه در دسترس انتخاب و دانش آموزان آن با استفاده از آزمون پرخاشگری زاهدی فر مورد غربال گری قرار گرفتند. بدین وسیله 14 دانش آموز کم توان ذهنی آموزش پذیر پرخاشگر 17-9 ساله انتخاب و به صورت تصادفی به دو گروه آزمایش و کنترل تقسیم شدند. پژوهش به نتیجه نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون- پس آزمون با گروه کنترل همراه با پیگیری انجام شد. برای تحلیل داده ها از روش اندازه گیری مکرر استفاده شد. یافته ها: نتایج نشان دادند که اجرای برنامه ورزش صبحگاهی به طور معناداری پرخاشگری آزمودنی ها را کاهش داده است و بعد از یک ماه پیگیری نیز آشکار شد که نتایج به دست آمده پایدار مانده اند. نتیجه گیری: ورزش صبحگاهی در مدارس کودکان کم توان ذهنی، پرخاشگری آنها را کاهش می دهد.
بررسی اخلاق حرفه ای معلمی در نظام تربیت اسلامی از منظر استاد شهید مرتضی مطهری
حوزههای تخصصی:
هر یک از نظام ها و مکاتب مختلف، اهداف تربیتی خاصی را مدنظر دارند و همه فعالیت های خود را در راستای تحقق آن اهداف تنظیم می کنند. مکتب اسلام نیز از این قاعده مستثنا نیست. این پژوهش باهدف بررسی اخلاق حرفه ای معلمی در مکتب اسلام و با توجه به آراء شهید مرتضی مطهری در امر تربیت اسلامی انجام شده است. بدین منظور با استفاده از روش کتابخانه ای، داده های مرتبط با موضوع گردآوری شده و ضمن بررسی داده ها، مفهوم اخلاق و خصوصاً اخلاق حرفه ای موردبررسی قرارگرفته است. در ادامه به برخی از مؤلفه های اخلاق حرفه ای معلمی از دیدگاه شهید مطهری پرداخته شده است. به منظور رسیدن انسان به کمال حقیقی خویش، لازم است تا استعدادهای عالی انسان که در خلقت او قرار داده شده است، رشد کنند و فعلیت یابند که در این راستا توجه به آموزه های تربیت اسلامی و رعایت موازین اخلاق حرفه ای توسط معلم ضروری است. در انتها این طور نتیجه گیری شده است که معلمان باید در جهت پایبندی به اصول اخلاقی در حرفه ی خود، به تعلیم و تربیت دانش آموزان در ابعاد مختلف وجودی آن ها پرداخته و آموزش را چیزی فراتر از ارائه ساده مطالب به دانش آموزان قلمداد کنند که با آگاهی از روش های نوین تدریس و نظریات کاربردی در امر آموزش و تقویت مهارت های تعامل با دانش آموزان، در چهارچوب مبانی و آموزه های دین مبین اسلام، این مهم تحقق خواهد یافت.
تحلیل محتوای کتاب مطالعات اجتماعی پنجم دبستان از لحاظ میزان توجه به مهارت های زبانی
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر باهدف تحلیل محتوای کتاب جدیدالتاًلیف مطالعات اجتماعی پنجم دبستان ازلحاظ میزان توجه به مهارت های زبانی انجام گرفته است. نوع تحقیق، توصیفی و روش آن تحلیل محتوا بود. جامعه ی آماری شامل کتاب درسی مطالعات اجتماعی پایه پنجم دبستان بوده و برای نمونه گیری از روش چندمرحله ای و برای اطمینان از کفایت نمونه از تکنیک تصنیف استفاده شد. به این صورت که ابتدا کل کتاب انتخاب شد، در مرحله بعد 10 درس اول آن برگزیده شدند و سپس در این 10 درس تنها به تحلیل جملات کتاب بسنده شد. به منظور داده اندوزی از فهرست وارسی محقق ساخته استفاده شد. این فهرست مشتمل بر تعدادی مؤلفه مربوط به هرکدام از مهارت های زبانی بوده است. روایی ابزار ازنظر 7 نفر کارشناس تاًیید و پایایی آن از روش های همسازی و بازنمایی برآورد شد. از شاخص های فراوانی و درصد برای تحلیل داده ها استفاده گردید. عمده ترین نتایج پژوهش بیانگر آن است که: 1. درزمینه ی مهارت نوشتن مؤلفه های توسعه ی توانایی تبدیل نشانه های آوایی به نوشتاری؛ آشنایی با اجزای جمله موضوع؛ آشنایی با بند روایتی، بندهای بدنه و بند توصیفی به میزان بالایی نسبت به سایر مؤلفه ها موردتوجه قرار گرفتند؛ اما مؤلفه های آشنایی با بند نتیجه گیری و انشانویسی یا کلاً موردتوجه قرار نگرفته یا به میزان کمی به آن ها توجه شده است. 2. در مورد مؤلفه های مهارت خواندن بیشترین توجه به آشنایی با حروف ربط عطفی و کمترین توجه به آشنایی با حروف ربط تقابلی و سببی شده است. 3. درزمینه ی مؤلفه های مهارت گوش دادن، به شاخص های بحث و گفت وگو و اظهارنظر در مورد مطالب متن شنیداری و رسیدن به استنباط با توجه به متن شنیداری به میزان بالایی و به شاخص افزایش تمرکز بر لحن کلام در متون شنیداری در سطح پایینی پرداخته شده است. 4. درزمینه ی مهارت سخن گفتن توجه بالایی به شاخص سخن گفتن متناسب با بافت و مخاطب شده ولی مؤلفه های به کارگیری گونه های مختلف زبان و قصه گویی ازنظر دور ماندند.
ارزیابی حافظه در بیماران صرع لوب گیجگاهی مقاوم به درمان(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: ارزیابی شناخت از مسایل اساسی مورد بررسی در برنامه جامع صرع می باشد. از این رو در این پژوهش، وضعیت حافظه بیماران صرع لوب گیجگاهی مقاوم به درمان، قبل از تصمیم گیری برای عمل جراحی مورد ارزیابی قرار گرفت.
مواد و روش ها: در این پژوهش مورد-شاهدی، جامعه شامل 20 بیمار صرع لوب گیجگاهی راست و 20 بیمار صرع لوب گیجگاهی چپ بود. این افراد از میان بیماران مبتلا به صرع لوب گیجگاهی مقاوم به درمان بستری در بخش صرع بیمارستان کاشانی به عنوان گروه آزمایشی انتخاب شدند. همچنین 20 نفر بهنجار از میان ملاقات کنندگان بیماران به عنوان گروه شاهد، با دامنه سنی 15 تا 35 سال، انتخاب گشتند. نمونه گیری برای گروه بیمار در دسترس و برای گروه بهنجار به روش تصادفی ساده انجام شد و آزمون حافظه Wechsler بر روی آن ها اجرا گردید. داده ها به روش تحلیل واریانس چند متغیره مورد ارزیابی قرار گرفت.
یافته ها: در مجموع از نظر زیرمقیاس های حافظه، میان سه گروه صرع لوب گیجگاهی راست، صرع لوب گیجگاهی چپ و بهنجار تفاوت معنی دار وجود داشت (001/0 > P). همچنین در زیرمقیاس های کنترل ذهنی، حافظه منطقی، تکرار ارقام و ترسیم تصاویر، میان گروه بهنجار و دو گروه بیمار صرع لوب گیجگاهی راست و چپ تفاوت معنی دار دیده شد. اما در عملکرد بیماران مبتلا به صرع لوب گیجگاهی راست و چپ در نمرات حاصل از آزمون حافظه Wechsler تفاوت معنی داری دیده نشد.
نتیجه گیری: نتایج حاصل از این پژوهش بیانگر آن است که وجود مشکل در کارکرد حافظه بیماران صرع لوب گیجگاهی در مقایسه با افراد بهنجار توسط مقیاس حافظه Wechsler قابل تشخیص است.