فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۳٬۳۴۱ تا ۳٬۳۶۰ مورد از کل ۷٬۳۹۵ مورد.
درآمدی فلسفی بر: اخلاق زیستی
حوزههای تخصصی:
شریعت، معیار برتر
علم دینی
حوزههای تخصصی:
در باب ادبیات به مثابه شکلی ایدئولوژیک
منبع:
زیباشناخت ۱۳۸۶ شماره ۱۷
حوزههای تخصصی:
- حوزههای تخصصی فلسفه و منطق فلسفه غرب رویکرد تاریخی دوره معاصر (قرون 20 و 21) فلسفه قاره ای ساختارگرایی و پساساختارگرایی
- حوزههای تخصصی فلسفه و منطق فلسفه غرب رویکرد موضوعی فلسفه های مضاف فلسفه هنر
- حوزههای تخصصی فلسفه و منطق فلسفه غرب رویکرد موضوعی فلسفه های مضاف فلسفه ادبیات
- حوزههای تخصصی هنر و معماری گروه های ویژه هنر و فلسفه
دریدا و ساختار شکنی
اصل بیان پذیری
حوزههای تخصصی:
تجزیه و تحلیل ارتباط زبانی به لحاظ طبیعی و فیزیکی کار چندان دشوار و پیچیده ای نیست؛اما به لحاظ فلسفی و معنا شناختی امری بسیار پیچیده و دشوار است. ما به وسیله اصوات،علایم و نشانه ها کارهای عجیب و خارق العاده ای انجام می دهیم،مثلا امر می کنیم ،نهی می کنیم ،بامعنا و بی معنا سخت می گوئیم : صادق یا کاذب اخبار می کنیم و مانند اینها.تجزیه و تحلیل چنین امور معنا شناختی ای که در این مقاله از آنها به افعال گفتاری تعبیر می شود نیازمند نظرورزی و تاسیس اصولی است که بوسیله آنها بتوان به طور منسجم و معقول چنین پدیده های معرفت شناختی و معنا شناختی مهمی را توضیخ داد.اصل بیان پذیری که در این مقاله مفاد آن شرح و به بعضی از نتایج و لوازم آن اشاره می شود،نخستین بار توسط جان سرل فیلسوف زبان و ذهن معاصر،تنسیق و تشریح شد.این اصل یکی از مبادی تصدیقیه نظریه افعال گفتاری است.توجه به این اصل و تحلیل مفاد آن می تواند به داوری در باب دو نظر گاهی که به لحاظ تاریخی به صورت معارض ظهور کرده اند،یعنی نظر گاه پیروان اصالت سیاق(ویتگشنتاین دوم،آستین و استراسن و ...)و نظرگاه قائلین به تعیین شرایط صدق جمله به وسیله معنای جمله(ویتگنشتاین اول ،اعضای حلقه وین،کواین،دیویدسن)کمک کند.
سقرات و شاعر
بنیاد تاریخ در تفکر هگل
حوزههای تخصصی:
در این مجال کوشیده ام تا به بنیاد تاریخ از منظر هگل نزدیک شوم.این نوشتار براین باور است که :تفکر تاریخی هگل بر بنیاد سوبژ کتیویته پا می گیرد.لوگوس به عنوان سوبژ کتیویته مطلق همان دانش منطق و دیالکتیک است و دیالکتیک از نظر هگل،به صورت تجربه آگاهی ظاهر می شود.می دانیم که هگل پدیدارشناسی روح را دانش تجربه آگاهی می نامد.بدین سان،پدیدارشناسی روح با برهه های تجربه آگاهی که بنیاد تاریخ است،سروکاردارد.از سوی دیگر تاریخ سلسله انتظاراتی است که مراحل بروز روح را در قالب برهه های نه هنوز ثبت می کند.اما این برهه ها همان طور که متذکر شدیم بر بنیادی به نام تجربه آگاهی آشکار می شود.
تاثیر فیلون بر عهد جدید(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
قبسات ۱۳۸۶ شماره ۴۳
حوزههای تخصصی:
فیلون اسکندرانی یا یهودی حدود بیست سال قبل از میلاد به دنیا آمد و حدود چهل و پنج سال پس از میلاد از دنیا رفت. او زمان حیات خود، میان یهودیان موقعیت ممتازی داشت به گونهای که در نزاعی که میان یهودیان و حکومت وابسته به رم درگرفت، او در جایگاه سفیر یهودیان به دربار رم عزیمت کرد. فیلون یکی از متفکران بنام دوره افلاطونی میانه است که تاثیر عمیقی بر متفکران ادیان سامی بر جای گذاشت. بسیاری از مسائلی که بعدها از سوی متفکران ادیان ابراهیمی مطرح شد، نخستین بار فیلون آن را ارائه کرده است. ولفسن، مورخ امریکایی تاریخ فلسفه، تفکر غالب و حاکم بر قرن اول تا قرن هفدهم ادیان ابراهیمی را تفکر دینی یا فیلونی خوانده است. در این مقاله کوشیده شده تاثیر دیدگاه محوری فیلون یعنی لوگوس بر مسیحیت بررسی شود.
(نقدی بر تعارضات درونی آرای جان هیک درباره کثرت گرایی در ادیان) دور معرفت شناختی اتصال به حقیقت
پیشینه تاریخی فلسفه هنر
بررسی چیستی مرگ از دیدگاه افلاطون و ملاصدرا(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
قبسات ۱۳۸۶ شماره ۴۶
حوزههای تخصصی:
انسانی را بررسی کند تا به وجوه تشابه و تمایز آنها راه یابد. مرگ در اندیشه افلاطون اشتیاق و تمنای موت در افلاطون و ملاصدرا وجود دارد. این نوشتار میکوشد با تحلیل محتوای علم النفس معطوف به مرگ افلاطون و ملاصدرا، ویژگیهای مرگ با اسطوره پیوند خورده است. همچنین او به وجود پیشین نفس معتقد است که در وجود پیش از بدن مشاهده حقایق کرده است. در صدرالمتألهین نیز مفهومی به نام مرگ طبیعی برخاسته از حرکت جوهری و حدوث جسمانی نفس وجود دارد. در پایان بیان میشود افزون بر پیش فهمهای زمانهای، تفاوت مبانی نفس شناسی نیز سبب شده است که بهرغم شباهتها، افلاطون و ملاصدرا فهم متفاوتی از مرگ داشته باشند. افلاطون مرگ را بازگشتی به عالم حقایق میداند؛ چون مرگ جدایی از عالم شدنهاست و فیلسوف مشتاق آن است؛ حال آنکه در اندیشه ملاصدرا مرگ، مرحلهای از تکامل است که پیشتر با حرکت جوهری آغاز شده است و عالم ماده زمینه ساز معرفت حقیقی است.