فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۳٬۲۶۱ تا ۳٬۲۸۰ مورد از کل ۷٬۳۹۵ مورد.
شوپنهاور در ایران
معرفت شناسان(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
نقش و بازی : تحلیلی بر دیدگاه های کنش متقابل نمادی در تعلیم و تربیت(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
دیدگاه کنش متقابل نمادی از دیدگاه های جامعه شناسی معاصر است که پدیده های اجتماعی را از دریچه ی خاصی مطالعه می کند. به طور کلی این دیدگاه بر پویایی کنش متقابل اجتماعی بین فرد و اجتماع و نتایج این فرآیند تاکید می کند. اندیشمندان این دیدگاه بر تعامل افراد و اجتماع در شکل گیری شخصیت فرد توجه خاصی مبذول کرده اند. آنان معتقدند که افراد با یکدیگر و با محیط خود کنش ...
از تاریخ تا انسان: تأملی در نظریات فلسفه تاریخ معاصر
حوزههای تخصصی:
مقایسه هوسرل، هایدگر و گادامر با محک روش شناسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
منشأ دین از دیدگاه پیتر ال. برگر(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
برگر از جمله جامعه¬شناسان بانفوذی است که اعتقاد دارد انسان¬ها در طی قرون کوشیده¬اند از طریق دین، وجود خود و جهان را معنادار سازند. به اعتقاد برگر، انسان به علت ناقص بودن ساختار غریزی¬اش، برای معنابخشی به خود و جهان، دین را می¬آفریند. انسان¬ها تلاش می¬کنند تا زندگی¬شان را معنادار سازند. دین نیز به عنوان یک مقولة پرداخته¬شده توسط انسان، در زندگی به آنها معنا و جهت می¬دهد، خصوصاً در مواقع ضروری و مهم زندگی فردی و جمعی. دین نه تنها واقعیت را مشروع و منظم جلوه می¬دهد، که خطر موقعیت¬های حاشیه¬ای را نیز به حداقل می¬رساند. در عین حال که برگر، در جامعه¬شناسی خود، انسان را بنیان¬گذار دین می¬داند، با توجه به روش¬شناسی¬اش باید، رأی او را، حد میانه¬ای بین نظریات خداگرایانه و انسان¬گرایانة محض قرار داد.
شکستن فرم
انسان شناسی حکمت خالده به روایت سید حسین نصر(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
قبسات ۱۳۸۶ شماره ۴۴
حوزههای تخصصی:
سید حسین نصر، یکی از طرفداران حکمت خالده است که با نقد دنیای متجدد، میکوشد معرفت قدسی را جای گزین مدرنیسم سازد. از نظر وی، «خالده» معرفتی است که درون همه ادیان و سنتها وجود دارد. لازمة سنتگروی، اعتقاد به یک امر قدسی است که نه تنها مرجعیت فکری انسانهاست که در رفتار آنها نیز تجلی مییابد. معرفت شناسی نصر، معرفتی است مبتنی بر عقل شهودی و نه عقل استدلالی. فعلیت عقل شهودی نیز با وحی است، نه علوم اکتسابی. معرفت قدسی برای آدمی، آزادی بخش است؛ زیرا که همة وجود او را در بر میگیرد. ریشه این معرفت قدسی نیز در انسان شناسی نصر نهفته است که انسان را موجودی حامل امر قدسی میداند. به باور وی آنگاه که آدمی در بهشت برین بود، از این معرفت قدسی برخوردار بود، ولی با هبوط به دنیا، آن معرفت را از دست داد. نتیجه این هبوط آن شد که آدمی اشیاء را در حالت غربت و انفصال میبینید؛ نه وحدانی و در ارتباط با حق. بر خلاف دیدگاه نصر، در دورة جدید، این انسان شناسی تغییر یافته است و معرفت پاره پارهای از انسان عرضه میشود. باید ریشة ضعفهای انسان شناسی جدید را در بیتوجهی به معرفت قدسی و نگاه کمیت گرایانه به انسان و جهان دانست. قداست زدایی از معرفت و پیدایش علم جدید سبب شد ساحت ذوقی وجود انسان به فراموشی سپرده شود و آدمی از مرکز کلی وجود جدا گردد.