فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۵٬۹۴۱ تا ۱۵٬۹۶۰ مورد از کل ۵۴٬۴۲۰ مورد.
محو شدگی ادبیات
حوزههای تخصصی:
کاموی اخلاق پرداز
حوزههای تخصصی:
ترقیمه نویسی نسخه های خطی
حوزههای تخصصی:
سیف اسفرنگی و اثرپذیری وی از خاقانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
سیف الدین اسفرنگی شاعر پارسی گوی کم شناخته به اقرب احتمالات در سدة ششم هجری دیده بر جهان گشود. زادگاه او به گواهی نامش و اتفاقِ تذکره نویسان اسفرنگ یا اسفره از توابع سمرقند است و از این نگاه دیوان او در بررسی زبان حوزة فرارود (= ماوراءالنهر) پایگاه و جایگاهی ویژه دارد.
سیف در صناعت شاعری به بسیاری از پیشینیان و هم روزگارانِ خود چشم داشته و قصاید آنان را نمونه قرار داده و استقبال کرده است؛ از خیلِ منظورانِ او می توان به مسعودسعد، امیرمعزّی، عثمان مختاری، عمعق بخاری، سنایی، انوری، مجیر بیلقانی، خاقانی و ظهیر فاریابی اشاره کرد که از این میان اقبال او به شعر خاقانی نظرگیرتر و از لونی دیگر است.
در این مقاله شماری از همانندی های واژگانی و معنایی میان ابیات سیف اسفرنگی و خاقانی را به دست داده ایم؛ این همانندی ها می تواند نشان از آن داشته باشد که سیف دیوان خاقانی را از نظر گذرانده است.
مقاله به زبان فرانسه: بررسی ترجمه ی رمان « آن تابستان» اثر «ورونیک اولمی» بر اساس گرایش های «آنتوان برمن» (Les tendances d’Antoine Berman appliquées à la traduction du roman Cet été-là de Véronique Olmi)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در این مقاله، ترجمه ی رمان آن تابستاناثرورونیک اولمیمورد مطالعه قرار گرفته است؛ در واقع این مقاله به بررسی تفاوت های میان دو زبان می پردازد، تفاوت هایی که نمی توان از آن ها اجتناب کرد. تفاوت میان زبان مبدأ و زبان مقصد. نظریه های ترجمه شناختی ""آنتوان برمن""، در کتاب نقدی بر ترجمه ی دان ژان و گرایش های تخریبی وی در کتاب مهمان خانه، منابع اصلی این تحقیق هستند و بخش عمده ای از مطالعات حاضر بر اساس گرایش های تخریبی برمن و زیرمجموعه های آن صورت گرفته است.
بررسی ترجمه ی این کتاب نشان می دهد که گرایش های عقلایی سازی، شفاف سازی، اطنابو تفاخرگرایی بیش از دیگر گرایش ها به چشم می خورد و این بیانگر فاصله ی بین دو زبان است و درست همین شکاف میان زبان مبدأ و مقصد، متن ترجمه را از متن اصلی، متفاوت می گرداند. در نتیجه، هر چه تفاوت زبان مبدا از زبان مقصد بیشتر باشد، به همان نسبت، ترجمه ها متفاوت تر خواهد بود.
خدای دین مزدیسنان در یک متن مانوی
حوزههای تخصصی:
چریکه کردی
فنون قصه سرایی در مثنوی مولانا جلال الدین رومی: آشفتگی روایی یا توالی منطقی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بعد از سماع گویی کان شورها کجا شد یا خود نبود چیزی یا بود و آن فنا شد در این مقاله به جنبه های صوری فنون قصه سرائی مولانا جلال الدین رومی (614-672) در تقریر مثنوی معنوی پرداخته خواهد شد. لذا، در آغاز مقال، بنا را بر این می گذارم که مثنوی از قالبی خاص برخوردار است و سعی خواهم کرد تا ماهیت این قالب را بررسی کنم. از دیدگاه خواننده متفنن، مثنوی، در مجموع، فاقد هر گونه توالی روایت و سرشار از قصه هایی ظاهرا پریشان می نماید. افزون بر این، نقل حکایات فرعی، اندرزها، تفاسیر آیات قرآنی، احادیث، قصص انبیا، مطالبی در فرهنگ و آداب اسلامی عامه و جز آن در برخی قصه ها که موجب گسستگی نظم روائی آنها می گردد، چه بسا این نظر را تا اندازه ای تقویت کند. با این حال، همان گونه که مولانا در اشعار آغازین دفتر اول مثنوی معروف به نی نامه خبر داده، هدف او در سراسر این اثر آن بوده که، با بهره جویی از این وسایل، تعالیم گوناگون صوفیه را به مخاطب خویش القا کند و می بینیم که او، تقریبا از همان آغاز روایت، مقاصد زبانی خود را بیان کرده است. رکه او از هم زبانی شد جدا بی زبانی شد گرچه دارد صد نوا (مثنوی چاپ نیکلسن، دفتر اول، بیت 28) ما در اینجا با اثری روبه روییم که، به رغم فقدان تلوس telosدر قصه های آن و وجود آشفتگی ظاهری و توالی روائی آنها، بازهم یکی از عناصر اصلی آثار اصیل ادبیات کهن فارسی به شمار می رود. با این حال، روایت مثنوی، به دلیل نداشتن پایانی سازمند، مشکل خواننده را در درک ساختار این نوع ادبی خاص دو چندان می کند. از این حیث، خواننده نیاز پیدا می کند درباره قوام و یکپارچگی درونی قالب قصه های آن سوالاتی خاص، مشابه سوالاتی که مواضع پژوهشی نگارنده نیز بر آنها استوار است، مطرح کند. آنچه نگارنده امیدوار است نشان دهد آن است که، در روایت مثنوی، صورت وسیله ای ضروری و، در واقع، ابزاری در دست مولاناست تا به مدد آن و با کارگیری شیوه موعظه به مقاصد آموزشی خود برسد ..
آزادگی و ستم ستیزی فرخی یزدی
واکاوی شخصیّت «نی» و «حی»در منظومه نی نامه مولانا و داستان حی بن یقظان ابن طفیل(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
عرفا و فلاسفه اسلامی در بیان افکار و اندیشه های خود همواره از رمز و نماد بهره می گرفتند؛ به گونه ای که در آثار شیخ اشراق سهرودی عارف و فیلسوف ایرانی رمز و نمادگرایی عرصه گسترده ای را اشغال کرده است. در این که رمز خاص زبان عرفا است شکی نیست. این امر در برگزیدن سبک تمثیلی مثنوی معنوی مشهود است و در آثار عرفایی چون سنایی و عطار نیشابوری دیده می شود؛ اما رمزگرایی در میان فلاسفه کم تر استفاده شده است. در این میان داستان «حی بن یقظان» به عنوان یکی از معدود داستان-های رمزی- فلسفی، مورد توجه فلاسفه ای چون ابن طفیل، شیخ اشراق و ابن سینا و پیش از این ها افلاطون قرار گرفته است. ابن طفیل و مولانا با به نمایش گذاشتن شخصیت های «نی» و «حی» ذات جستجوگر انسانِ در پی حقیقت گمشده را به تصویر کشیده اند. بدین سان مولانا و در مقابل، ابن طفیل دو شخصیت جداگانه یکی در حوزه عرفان و دیگری در حوزه فلسفه و اندیشه پدید آورده اند. نوشتار حاضر می کوشد تا در چشم اندازی تطبیقی و با روش توصیفی- تحلیلی، همگونی ها و ناهمگونی ها و ابعاد و وجوه این دو شخصیت را بر پایه مکتب آمریکایی ادبیات تطبیقی بررسی کند تا هم اندیشی های فلاسفه و عرفا و میزان قرابت و نزدیکی آن دو را نشان دهد.
عناصر القصه فی شعر عبد الوهاب البیاتی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
توطدت العلاقه بین الشعر والقصه منذ القدیم، بما لم تکن القصه رائجهً فی الأدب العربی قدیماً فنجد شعراء یحکون فی ثنایا أشعارهم حکایات وقصصاً. ومع رواج القصه والفنون السردیه أصبحت القصه الشعریه أهم أسالیب البیان الشعری فی الشعر الحدیث کما أصبحت وسیله ناجحه من وسائل القناع والتناص. والقصیده الحرّه بما تحتوی علی الروح الجماعیه وتتّسم بالبنیه الدرامیه علی عکس الشعر القدیم القائم علی الذات الفردیه؛ تقتضی هذه البنیه إلی تشکیل البناء القصصی.
نقصُد فی هذه الدراسه تبیین عناصر القصه فی شعر عبد الوهّاب البیاتی مهتمین بأربع قصائد: «عن وضاح الیمن والحب والموت» وقصیده «موت المتنبی» و«مجنون عائشه» و«عذاب الحلاج» معتمدین المنهج الوصفی – التحلیلی. فقد عُنی البیاتی عنایه فائقه بالبناء السردی والدرامی وجاء بالمشکّلات السردیه. نجد أنه یروی بدل أن یشعره فقد تضافرت فی قصائده القصصیه عناصر القصه فهو کالسارد یتوقف علی الشخصیه ویخرجها من الغنائیه إلی الروائیه ویزوّدها بانفعالات وأبعاد مختلفه کما یهتم بتکوین الحیز القصصی و الزمن. والقصه عنده مکتسبه من التاریخ والأدب والأسطوره ویتغذی الشاعر من التاریخ دائماً.
بحران مخاطب و شعر امروز ایران
منبع:
شعر بهار ۱۳۸۲ شماره ۳۱
حوزههای تخصصی:
«ارنگ» و «وهرود»، «رای» و «خوره»
منبع:
چیستا آذر ۱۳۶۴ شماره ۲۳
حوزههای تخصصی:
کژتابیهای زبان
منبع:
کیان ۱۳۷۲ شماره ۱۱
حوزههای تخصصی:
تأملی در تصحیح چند بیت از دیوان خاقانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تصحیح متن یکی از مهم ترین مقوله های پژوهشی در حوزه ادبیّات کهن است که می توان آن سنگ بنا و شالوده بایسته دیگر تحقیقات دانست. این امر در پیوند با آثار سخنوران بزرگ اهمّیّت بیشتر و عمده تری پیدا می کند. یکی از مصادیق روشن در این باب، دیوان افضل الدّین بدیل خاقانی شروانی، شاعر بی بدیل سده ششم هجری است. اختصاصات فنی و دشوارهای خاص این دیوان سبب شده تا کتابت اشعار با کاستی هایی همراه شود. با وجود سه چاپ مشهور از دیوان خاقانی و تلاش هایی چند برای پیراستن این متن از ضبط های نادرست، همچنان اغلاط به نسبت متعددی در این متن دیده می شود. عمده تلاش پژوهشگران در این راه، معطوف به نیمه نخست دیوان، یعنی قصاید شاعر بوده و کمتر به نیمه دوم آن توجّه شده است. از این رو جستار حاضر بر آن بوده است تا بر پایه نقطه نظرهای نو و اصیل، ابیاتی چند از این بخش را مورد تصحیح انتقادی و علمی قرار دهد.