فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۲۱ تا ۱۴۰ مورد از کل ۵۳٬۷۶۲ مورد.
حوزههای تخصصی:
نَفْس مراتب دارد: نفس اماره، نفس لوامه، و نفس مطمئنه. مولانا اصطلاحات نفس سَبُعی و نفس بَهیمی را به کار می برد. مولانا نفس را چون دزدی می داند که طاعات و عبادات ما را از انبار وجودمان می رباید. گاه نفس را به دوزخی تشبیه می کند که خود همچون اژدهاست. او نفس را سرمنشأ تمام گمراهیها می شمارد. قرآن در آیه دوم از سوره «القیامه» به نفس لوامه اشاره و از آن به روح انسانی که دچار لغزش شده تعبیر می کند.
در این مقاله، نویسنده با ارجاع به اشعار مولانا و، همچنین، برخی منابع معتبر انواع نفس را توضیح می دهد و به موازات آن راههای درمان امراض نفس و چگونگی مبارزه با آن را بیان می کند.
نقد روانشناختی بر شازده احتجاب گلشیری
حوزههای تخصصی:
نقد ادبی در دوران معاصر که شمار آثار منتشر شده درحوزه داستان بسیاراست، اهمیتی بسزا دارد. در این مقاله کوشش کرده ایم، یکی ازشاخص ترین رمان های فارسی، یعنی شازده احتجاب نوشته هوشنگ گلشیری، را با دیدگاه روانشناختی، نقد و بررسی کنیم. به همین منظور، ابتدا کلیاتی درباب نقد روانشناختی مطرح کرده ایم وسپس با طرح پرسش هایی ازمتنِ رمان، کوشش کرده ایم با استفاده از دیدگاههای روانکاوان صاحب نامی همچون فروید و لاکان به آن ها پاسخ دهیم.
تحلیلی از مفهوم «از خود بیگانگی» در شعر ناصر خسرو(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
"«از خود بیگانگی»، به معنی دور شدن ا زاصل خویش، موضوعی است که در دورانهای مختلف، مورد توجه دانشمندان بوده است؛اما در عصر جدید و در جامعه صنعتی، به شکل تازهای ظهور کرد و چهره خویش را نمودار ساخت؛به طوری که دانشمندان بزرگ جامعه شناس، درباره این پدیده هشدارها داده و جامعه را از آن برحذر داشتهاند.
در جامعهشناسی«از خود بیگانگی»، در حوزه تقسیم فنی کار(تکنولوژی)، از جنبه فردی و اجتماعی توجه صاحبنظران را به خود جلب کرده است؛زیرا در این راستا، انسان یا نسبت به خود، بیگانه میشود یا نسبت به جامعه.در جوامع صنعتی، توکویل را اولین کسی دانستهاند که بدون ذکر «الیناسیون»به تبیین آن پرداخت، سپس مارکس، این دیدگاهها را تکمیل کرد؛البته برخی از این دانشمندان تنها از دیدگاه اقتصادی، به این موضوع نگریستهاند.میشل فوکو، آلن تورن و ملوین زیمن نیز دیدگاههای خویش را، دراینباره تبیین کردهاند.
در متون ادب فارسی نیز این موضوع، نه تنها از جنبه ظاهری؛بلکه از جهات مختلف، مورد توجه قرار گرفته است.ناصر خسرو، یکی از اولین شاعرانی است که با مطرح کردن ارزش انسان و اهمیت او، با توجه به اوضاع اجتماعی، فرهنگی و سیاسی روزگار خود، درباره این بیگانگی، سخن میگوید و انسانها را از غفلت و بیخبری نسبت به جایگاه خویش، برحذر میدارد.او گرفتار شدن انسان را به زرق و برقهای دنیوی و اسارت در چنگال دیو، دور شدن از مقام خود میداند و کفتاروارگی را رمز بزرگ غفلت میشمارد.
"
تمثیل و مثل در مثنوی مولوی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
شاعران و نویسندگان فارسی هر یک به فراخور زمینههای فرهنگی و ادبی خود از ضربالمثل به طریق ارسال مثل بهرهگیری کردهاند. برخی شاعران تأثیرگذار ادب فارسی نیز کلام آنها خود در حکم ضربالمثل درآمده و امثال منظوم فراوانی از آنان در گنجینهی زبان و ادب فارسی به یادگار مانده است. یکی از شاعران بزرگ مولانا جلالالدین است که هم بسیاری ازمثلهای فارسی را به طریق ارسال مثل در شعر خود به کار برده و هم تعداد زیادی از ابیات و تمثیلهای او زبانزد عام و خاص شده است. در این مقاله کوشیدهایم حدود پانصد مثل از هر دونوع را استخراج و به ترتیب الفبایی بیاوریم. انتخاب این مثلها بر اساس شهرت و ضبط و درج آنها در کتابهای معروف امثال؛ نظیر امثال و حکم دهخدا، دوازده هزار مثل فارسی شکورزاده، فرهنگ امثال سخن دکترانوری و نظایر آن بوده است والاّ ابیاتی که قابلیتهای بالای مثلی دارند و یا حکمتی استوار در آن طرح شده در مثنوی کم نیستند. این تعداد آنهایی هستند که به شهرت بیشتری رسیدهاند. بیشترین امثال مولانا مربوط به مثنوی است ؛ازینروتنها امثال مثنوی را برگزیدیم. این تعداد مثل از مولانا وکاربرد آنها نزد مردم نشانگر عمق نفوذ کلام الهی و عرفانی مولانا در ذهن،زبان و ضمیر مردم است.
بررسی تشبیه تفضیل در شعر عماد فقیه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
"این مقاله، یکی از صور خیال شاعرانه، یعنی تشبیه تفضیل را، در شعر عماد فقیه کرمانی، بررسی میکند؛در آغاز، به جایگاه و ارزش تشبیه، در نقد بلاغی میپردازد، آنگاه به شیوههای نوسازی تشبیه اشاره میکند و یکی از مهمترین آنها را، تفضیل میداند.تشبیه تفضیل در شعر عماد، از لحاظ کمّی، با سه تن از شاعران سبک خراسانی مقایسه میشود؛به ویژگیهای تشبیه افزونی تشبیه تفضیل در بیتهایی که به صامت«ت»ختم میشود، گزاره دیگر بررسی مقاله است.همه این بررسیها با انتخاب نمونهای 10 و 20 درصدی از شعر عماد تحقق مییابد.سخن آخر آنکه افزونی و شماره گسترده تشبیه تفضیل در شعر عماد، به عنوان شاعری در محدوده سبک عراقی، میتواند یکی از ویژگیهای سبکی شعر عماد فقیه را، از دیدگاه صور خیال شاعرانه رقم زند.
"
نگاهی گذرا به پیشینه نظریه های روایت
حوزههای تخصصی:
در این مقاله، ابتدا به اختصار تبارشناسی پژوهش های روایت شناختی را در آغاز قرن بیستم (یعنی پیش از شکل گیری رشته ای به نام روایت شناسی) بیان، و به طور مشخص ریخت شناسی روایت را در آلمان، روسیه و سنت آنگلو-آمریکایی معرفی می کنیم. سپس بخش عمده مقاله را به بررسی روایت شناسی ساختارگرا و تقابل های دوگانه، مقوله بندی عناصر روایی و رده شناسی روایت اختصاص می دهیم. در این بخش، مهم ترین آرای ژرار ژنت، استانزل، جرالد پرینس، میکی بال و سیمور چتمن به اجمال بازگو می شود. در پایان، نگاهی می افکنیم به تحولات غیرصورتگرای متأخر در این حوزه که بیشتر مبتنی بر مطالعات شناختی بوده اند. در این میان توجه خود را بر کاربردشناسی زبان شناختی و به ویژه روند احیای الگوهای زبانی توسط مطالعات شناختی متمرکز می کنیم؛ به این ترتیب، روش پژوهش حاضر، نظری می باشد.
مروری بر آثار احمد محمود (1)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
احمد محمود، با داشتن بیش از چهل سال فعالیت ادبی و خلق پانزده اثر اعم از مجموعه داستانهای کوتاه و رمانهای حجیم، از نویسندگان پرتلاش و مطرح ادبیات معاصر ایران محسوب می شود.
سه مجموعه داستان با نامهای مول (1338)، دریا هنوز آرام است (1339) و بیهودگی (1341) اولین آثار چاپ شده از این نویسنده واقع گرا و آرمان خواه است و مجموعه زائری زیر باران (1347) – پس از وقفه ای چند ساله – آغازگر دوران جدید خلاقیت اوست.
بررسی و تحلیل آثار احمد محمود در این مقاله بر مبنای مجموعه زائری زیر باران آغاز می گردد و به تدریج با بررسی دیگر آثار او شکل می گیرد.
مجموعه داستان زائری زیر باران
دوازده داستان کوتاه این مجموعه، در عین سادگی بیان و محتوا، ترسیم کننده خطوط اصلی سبک و مضامین مورد علاقه و دغدغه های غالب نویسنده است که در آثار بعدی او بر جسته تر نمودار می شوند. برخی از این مایه ها در اولین داستان مجموعه، «مصیبت کبکها»، آشکار تر است.
مصیبت کبکها
زن و شوهر مطرح در این داستان، که چندی پیش چند کبک را به خانه آورده و به منظور حفاظت از آنها گربه خانگی و بچه هایش را تارانده اند، اکنون دچار شک و دودلی گشته اند. شغل مرد، که تلویحا کارگر صنعت نفت معرفی شده، به دنبال تغییری در یکی از سطوح مدیریتی و تصمیمات جدید در معرض خطر قرار گرفته است. بیکاری و گرسنگی او و هم قطارنش را تهدید می کند. مرد و خانواده اش، درمانده از درک چون و چرایی این تغییر و تاثیرات آن در زندگی خود و در اوج هراس و تشویش، تنها کبکها را بدیمن و مسئول «مصیبت» می دانند. در نتیجه، در اقدامی شتاب زده، کبکها سرکنده می شوند و گربه و بچه هایش بار دیگر از حمایت و مراقبت خانواده برخوردار می شوند.
این داستان ساده دارای الگویی است که در چند داستان دیگر مجموعه تکرار می شود. مردمان فقیر و گرسنه و درمانده، در مقام شخصیتهای داستان، در معرض نابسامانیهای اجتماعی و تغییرات تحمیلی و مخرب در زندگی ساده خویش قرار می گیرند. پی آمد این عوارض رویکرد هر قهرمان به نوعی راه فرار و رهایی است که غالبا به یکی دیگر از ناهنجاریها و مفاسد اجتماعی منجر می شود. راه نجات برای شخصیتهای داستان «مصیبت کبکها» روی آوردن به خرافات و اوهام است ...
خانه ادریسی ها (غزاله علیزاده)
منبع:
بایا خرداد ۱۳۷۸ شماره ۳
حوزههای تخصصی:
تحلیل عناصر داستانی قصه حضرت یوسف (ع) در قرآن کریم
حوزههای تخصصی:
"در قرآن کریم سرگذشت بسیاری از پیامبران با قصه بیان می شود. از جمله قصه یوسف (ع) که به زندگی این پیامبر می پردازد. این سوره صد و یازده آیه دارد. سه آیه نخست و ده آیه آخر غیر داستانی و آیات دیگر بدون آنکه آیه های غیر داستانی، تسلسل آنها را برهم بزند، داستان را بیان می کنند. هدف قرآن داستان پردازی نیست، ولی این سوره بسیاری از جنبه ها و عناصر داستانی متعارف در ادبیات داستانی را دارد. هدف این مقاله بررسی فراوانی عناصر داستانی، در این قصه است.
مقاله حاضر توصیفی تحلیلی است و طی آن به بررسی و تحلیل عناصر داستانی نظیر زاویه دید، طرح، ساختار، اندیشه (تم و موضوع)، کشمکش، شخصیت، شخصیت پردازی، گفت و گو، زمان و مکان می پردازد.
قصه یوسف، تنها قصه قرآن کریم است که از ابتدا تا انتهای آن، در یک سوره آمده است. در این قصه با بهره مندی از فنون عناصر داستان پردازی نوین، اهداف والای قرآن کریم، آشنایی با فرهنگ مذهبی، تعلیم، تربیت، هدایت و عبرت آموزی انسان، در قالب یک داستان بیان شده است. پرداخت عناصر داستانی در این قصه به گونه ای است که مخاطب در برخورد با آن به مثابه یکی از شخصیت های داستان حضور فعال دارد"
زنان و سیر و سلوک عرفانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
عرفان شیوه ای از زندگی عارفانه است که در آن، ارتباط بین عابد و معبود یا خالق و مخلوق از طریق طی مقامات معنوی و گذراندن مراحل سلوک عرفانی میسر می گردد. در فرهنگ اسلامی، عرفان حالت دریافت شهودی، قلبی و اشراقی و راهی برای وصول به حقیقت، با تاکید بر کشف و شهود و ریاضت و تزکیه نفس است. در نگرش عارفانه که اساس آن دین محوری است، به گواهی شواهد تاریخی متعدد، مفهوم فراجنسیتی مشاهده می شود و نادیده انگاری تاریخی زنان در چنین نگرشی نامفهوم می نماید. در جامعه مردمدار که زنان کمتر از مردان، امکان حضور در عرصه های اجتماعی، اقتصادی، دینی و سیاسی را داشته اند و معمولا از متن به حاشیه رانده شده اند، طبیعی است که ورود زنان به سلک عارفان و طی مراحل کمال عرفانی با دشواری های متعدد صورت گرفته است؛ اما سرانجام زنان به طی مراحل سلوک عرفانی راه یافته و در بسیاری موارد گوی سبقت را از مردان ربوده اند. این مقاله با بررسی تاریخی سرگذشت زنان عارف و چگونگی ورود آنان به سلک عارفان، به این نتیجه می رسد که عواملی چند در راه یابی زنان به سلوک عرفانی از اهمیت برخوردار بوده است که مهمترین آنها رابطه خویشاوندی است. در قرون اولیه تصوف، زنان بـه صورت مریدان غیررسمی در خانقاه ها در جمع عارفان حضور داشته اند و از طریق خدمت به صوفیان و تامین هزینه های خانقاه ها تحت عنوان «خیرات و مبرات» و... نقش حمایت کنندگی داشته اند و در بعضی فرقه ها نیز تنها به شرکت در مجالـس وعظ و گاهی روایت حدیث بسنـده می کرده اند؛ اما اندک اندک مراحل سلوک عرفانی را طی نموده، به تربیت مریدان، برگـزاری مجالس وعظ، رهبـری خانقاه ها، اجـرای مراسـم سماع، همکاری و همیاری از طریق تشکیلات فتیان و... پرداخته انـد و بعضی حتی به مقـام ولیه اللهی نیز دست یافته اند. همچنین به نظر می رسد تفاوت مشرب ها و طریقت های عرفانی، باعث ایجاد تفاوت نگرش ها و اختلاف در شیوه های عارفانه زنان بوده است.
چهارچوب تحلیلی نقد ایدئولوژی در ترجمه و نگاهی به ترجمه انگلیسی بوف کور هدایت(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
"نظریه پردازان ترجمه، عموما بر این باورند که ترجمه فعالیتی است ذهنی، پیچیده، آگاهانه و هدفمند. به طور کلی شاید بتوان گفت که در تمام مراحل ترجمه، گزینه های کلامی مترجم- اعم از سبک بیان، گزینش واژگان، انتخاب تعبیرات گوناگون، به کارگیری ترکیبات مختلف، و مانند این ها همه به گونه ای، آگاهانه یا ناآگاهانه، متاثر از جهت گیری های ایدئولوژیک وی است. در این مقاله، مبحث ایدئولوژی در ترجمه و تاثیرات آن بر کار مترجم مورد بررسی و تجزیه و تحلیل قرار گرفته است. نخست، پدیده ی ایدئولوژی و مفاهیم گوناگون آن در زمینه های مختلف مورد بحث قرار گرفته و از دیدگاه زبان شناسی تعریف شده است. سپس، چهارچوبی که از سوی حتیم و میسن (1990، 1991، 1997) برای سنجش و تجزیه و تحلیل ایدئولوژی در متون ترجمه شده پیشنهاد گردیده است اجمالا معرفی شده و مقوله هایی که در حیطه ی آن قرار می گیرند. یعنی: گفتمان (discourse)، گفتمان گونه (genre) و متن (text)، هر یک جداگانه مورد بحث قرار گرفته؛ نمونه ای از ترجمه هایی که متاثر از هر یک از این مقوله ها است در جای خود ارایه شده و از منظر ایدئولوژی، مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته است. بخش پایانی مقاله به واکاوی ترجمه انگلیسی داستان بوف کور، اثر صادق هدایت، در چهارچوب تحلیلی حتیم و میسن می پردازد و در حقیقت فشرده ای از یک پژوهش مفصل را ارایه می دهد.
"
انواع ادبی در شعر شیراز عصر تیموری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
"قرن نهم در تاریخ ادب فارسی بسیار حائز اهمیت است.در این قرن، شاعران و نویسندگان زیادی به ظهور رسیدند و اشعار و نوشتههای فراوانی را خلق کردند.از آنجا که این قرن مقدمهای برای شروع سبک هندی و آغاز صنعتسازی و مضمونپردازی فراوان و انتزاعی در ادب فارسی است، تنوع زبان و مضمون در آثار این دوره بسیار به چشم میخورد.شاعران این عصر، به انواع ادبی توجه خاصی مبذول داشتند و به خلق مضامین و انواعی پرداختند که برخی از آنها کمتر مورد نظر شعرای اعصار گذشته بود.از جمله انواعی که شاعران این دوره بدان روی آوردند، حمد و مدح و منقبت، مرثیه، شکواییه، شعر اطعمه و اشربه، معما، ماده تاریخ و داستانسرایی است.برخی از این انواع، از جمله شعر اطعمه و اشربه، ابتکار این دوره است و پیش از آن سابقه نداشته است و برخی دیگر در ادوار گذشته کم و بیش دیده شده و پس از آن نیز به کار رفته است.ابتکاراتی که در انواع شعر این دوره صورت گرفته، بیشتر مربوط به شعر شاعران شیراز است؛بنابراین عنوان تحقیق در این مقاله، انواع ادبی در شعر شیراز عصر تیموری قرار داده شده تا به طور مشروح، به مهمترین انواع ادبی این دوره پرداخته شود.
"
ریشه های خرافات و کارکرد آن ها در فرهنگ مردم (مورد مطالعه: باورهای مردم کرمان)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
خرافات نگرش یا رفتاری است که بر اساس ترس، تهدید، عادت و عوامل ناشناخته ای به ذهن فرد خطور می کند تا بر اساس نگرشش از اتفاقات ناخوشایند جلوگیری کند. این رفتار بر مبنای کنش منطقی و روابط علت و معلولی نیست. اگرچه گسترش سطح سواد و فرهنگ عمومی جامعه منجر به کاهش اعتقاد خرافی می شود؛ اما باید اذعان کرد حتی انسان های مدرن نیز نمی توانند به طور کامل خرافات را رد کنند یا عملا از آن خلاص شوند. پژوهش حاضر با تحلیل محتوایی علل رواج این باورها در فرهنگ مردم، چگونگی کاربرد آن ها را بررسی می کند. با اینکه رواج خرافات بر پایه های غیر عقلانی استوار است، بشر برای واداشتن به امری یا بازداشتن از کاری، تسکین، تلقین و انتقال شر و در سطحی کلی برای جلب منفعت یا دفع ضرر از خرافات استفاده می کند.
فصل و وصل از منظر علم معانی و دستور زبان فارسی
حوزههای تخصصی:
علم معانی، یکی از شاخه های سه گانه علوم بلاغی به شمار می رود که از دیرباز، سخن گفتن بر مقتضای حال و مقام مخاطب وگوینده، موضوع اصلی این علم بوده است. بحث از معنا، علم معانی را در پیوند با علومی چون معنا شناسی قرار می دهد، اما آنچه عامل تمایز این دو علم می شود، بحث از معنای ثانویه جملات بر اساس مقتضای حال است. اگرچه محور اصلی علم معانی بر این قید استوار است، اما در کتب معانی سنتی، به مباحثی برمی خوریم که نه تنها ارتباطی با معنای ثانویه کلام ندارند، بلکه کاملا ًدر حوزه معنا شناسی و دستورزبان قرار می گیرند. یکی از مباحثی که علمای بلاغی آن را جزء مهم ترین بحث معانی به شمار آورده اند، بحث فصل و وصل است. ما در این مقاله برآنیم تا این بحث را از دیدگاه معانی ثانویه در علم معانی و دستورزبان بررسی کنیم. در این میان، در ارتباط با این موضوع،به نظریه «متنیت و انسجام» توجه می کنیم. یافته های پژوهش، بیانگر آن است که بحث فصل و وصل، بالذات مختص دستورزبان است که در دستور زبان از آن با عنوان پیوند و وابستگی (لفظی و معنوی) به تفصیل نام برده اند. در واقع ذکر این بحث در علم معانی که به جنبه لفظی و معنای زبانی کلام ناظر است، معانی ثانویه ندارد. به عبارت دیگر، جابه جایی این دو پیوند عامل ایجاد اغراض و یا معانی ثانویه نمی شود.
سهراب سپهری در ترازوی نقد منتقدان
حوزههای تخصصی:
تحقیق حاضر در حوزه نقد نقد به مقاله ها، سخنرانی ها و مصاحبه هایی می پردازد که درباره زندگی، آثار و افکار سهراب سپهری شاعر و نقاش ایرانی بر جای مانده است. در این پژوهش سعی شده تا شیوه های انتقادی و رویکرد های نقد ادبی، تبیین ارزش، سلامت نقدها، میزان توفیق یا عدم توفیق منتقدان درباره سپهری، مضامین اصلی نوشته ها و رویکرد به آثار سپهری و… از آغاز تا سال 1376 در نشریه های ادبی فارسی، تحلیل و بررسی شود. در عرصه شعر معاصر، پس از نیما یوشیج بیش از هر شاعر دیگری ـ به افراط و تفریط ـ درباره سهراب سپهری سخن گفته شده است. این ستایش ها و نکوهش ها از زمان حیات این شاعر نقاش تا به امروز ادامه دارد. ارتباط شعر و نقاشی سپهری، توجه شاعر به عرفان و فلسفه شرق، طبیعت گرایی، سادگی و صمیمیت در شعر، عدم کارکرد سیاسی ـ اجتماعی، مفاهیم انتزاعی، زبان و سبک بیان از موضوعاتی است که مضامین غالب نقدها را تشکیل می دهد. در این میان منتقدانی که بر اساس اظهار نظر های علمی ـ پژوهشی به شعر و هنر این شاعر معاصر نقاش پرداخته اند، انگشت شمارند. علاوه بر این بسیاری از دیدگاه ها، گرته برداری و تقلید از آثار دیگران است. نگارندگان این مقاله بر این باورند که باید نقدهای منتقدان را نیز به محک نقد زد و عیار آنها را مشخص کرد.
باختین، گفتگومندی و چندصدایی مطالعه پیشابینامتنیت باختینی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهشگران آثار بینامتنیت اغلب با آراء میخائیل باختین به ویژه گفتگومندی و چندصدایی ارائه شده از سوی او بحث را آغاز می کنند، زیرا همین آراء او بود که راه را برای واضع بینامتنیت یعنی یولیا کریستوا گشود و رویکردی نوین در نظریه و نقد ادبی و هنری فراهم آورد. باختین دستکم در مقابل سه جریان مسلط دوره خود یعنی زبانشناسان، سبک شناسان و صورتگرایان ایستاد؛ جریاناتی که با وجود اختلافات، در مورد مطالعه متنی اشتراک داشتند. او به روابط فرازبانشناسی و فرامتنی به ویژه فرامتنهای اجتماعی باور داشت و نقش آنها را در متن ادبی بسیار مهم و اساسی می پنداشت. نظریات باختین بسیار گسترده و متنوع هستند، اما در اینجا فقط به آن بخشی که به بینامتنیت مرتبط می شود، یعنی گفتگومندی و چندصدایی بسنده می شود. بنابراین، پرسش و مسئله اصلی این مقاله همانا بررسی چگونگی ارتباط میان گفتگومندی باختینی و بینامتنیت کریستوایی و میزان تاثیر گفتگومندی بر بینامتنیت است.