ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۹٬۷۰۱ تا ۹٬۷۲۰ مورد از کل ۵۴٬۴۱۰ مورد.
۹۷۰۱.

تبیین تنوع ساخت های نحوی در زبانهای انگلیسی ‘ عربی و فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷۹۱ تعداد دانلود : ۱۲۳۴
دراین مقاله درصدد هستیم که تنوع در ترتیب واژگانی در زبانهای فارسی‘عربی‘و انگلیسی را در چهار چوب نظریه ((حاکمیت و مرجع گزینی )) تبیین نماییم و نشان دهیم که برخی از تنوعات زبانی حاصل فرآیندهای کلامی مانند ((مبتداسازی)) در انگلیسی و ((قلب نحوی)) در زبان فارسی و عربی است .ما به ویژه به تفاوت این دوفرآیند که اولی مربوط به زبان های منطبق مانند انگلیسی است ودومی مربوط به زبان های مسطح مانند عربی و فارسی است‘تأکید نهاده ایم و براساس نظریه ((سایتو1982))زبان های فارسی و عربی را در پیمانه آوایی مسطح و در ر- ساخت منطبق فرض نموده ایم . آنگاه براساس نظریه ((زیر مجموعه برویک 1982))چنین فرض کرده ایم که ژ- ساخت در زبان های مذکور به صورت svo است ودر ر- ساخت می تواند به صورت svo یا sov ظاهر گردد . در نتیجه تنوع در ترتیب واژگانی حاصل دو گونه فرآیند است که یکی حرکت گروه اسمی است که میان ر- ساخت و پیمانه آوایی عمل میکند و عملکرد این گشتار اختیاری است و دیگری حرکت هسته است که میان ژ- ساخت و ر- ساخت عمل می کند و عملکرد آن اجباری است .
۹۷۰۲.

انواع بومی سرودهای خراسان(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی ادبیات انواع ادبی ادبیات فولکلور و عامیانه
  2. حوزه‌های تخصصی ادبیات انواع ادبی ادبیات شفاهی
تعداد بازدید : ۱۷۹۱ تعداد دانلود : ۴۱۲۹
خراسان مهد ترانه و آواز بیشترین گونه های شعر عامه است و بیشترین گونه را در قالب دوبیتی دارد. بنا بر تحقیق نگارنده، از حدود ۳۷۰ بومی سرود، خراسان با ۴۱ گونه، حدود ۱۴درصد از تمام گونه های بومی سرودهای ایران را به خود اختصاص می دهد. کله فریاد، ساربانی، حقانه/حقیقی، انارکی، سرحدی، فراقی، کوچه باغی، باخزری، لالوخوانی، چل-بیتو، چاربیتی، سرورزنی، جمشیدی، سیامو و جلالی، اشترخجو، سه خشتی، هورایی، نوایی، ساربانی، منظومه خوانی، نصرو، الله مزار، آفتاوه خوانی، لو، تالو متالو، تاله خونی، نازبانوچه، خرکشونی، صبح روسیاه، نظاره خونی، ختمیو، خالگرده، غزل بیرجندی، هلوکه خوانی، هدیه ددو، سرصوت، رشیدخان نام اشعار محلی خراسان است. در این مقاله این گونه ها را ذیل هفت نوع سرور، سوگ، سرگرمی، تغزلی، کار، خواب و نوازش و نیایش بررسی و معرفی می کنیم. این مقاله ضمن معرفی گستره شعر عامه خراسان به طبقه بندی و تحلیل نیز می پردازد تا زمینه تحقیقات وسیع بعدی فراهم آید
۹۷۱۲.

ما - راوی مشوش «خانه روشنانِ» گلشیری: چرایی یک روایتگریِ مبهم(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷۹۰ تعداد دانلود : ۱۰۹۹
براساس دسته ای از نظریه های روایت شناسی، گاه ممکن است راوی و بیننده رخدادهای داستانی با هم تفاوت داشته باشند. پیوند این دست نظریه ها در قالب های داستانی ای که خود به لحاظ ساختمان، صناعت محور و دارای ساختار های غیرمتعارف اند، باعث پیچیدگی فزاینده روایت می شود. «خانه روشنان» از مجموعه داستان نیمه تاریک ماه اثر هوشنگ گلشیری، از این گونه داستان هاست. روایت این داستان با ساختاری مبتنی بر زاویه دید اول شخص جمع، در کنار برهم خوردگی نظم زمانی و ابهام هایی که در فرایند فهم کیستی روایتگر داستان وجود دارد، شناخت راویان را با مشکل مواجه کرده است. این نوشته سعی دارد با تکیه بر زاویه دید این داستان، ویژگی های منحصربه فرد راویان را که شامل سیلان آگاهی و انسان وارگی است، بررسی کند و نشان دهد گزینش هوشمندانه روایتگر جمعی چگونه توانسته است با منسجم نگه داشتن زبان روایی، درعین غیرمتوازن بودن آگاهی راوی در بخش های گوناگون روایت، انسجام ساختاری داستان را حفظ کند.
۹۷۱۳.

کیفیت تعلیق در قصه پردازی مولانا(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷۹۰
یکی از راه‌های شناخت ابعاد هنری مثنوی ورود به دنیای ساختار قصه‌های این کتاب و شناخت شگردهای اصلی قصه‌پردازی مولاناست. یکی از این شگردها، به کار بستن عنصر تعلیق و انتظار است. تلاش عمده این مقاله آن است تا از راه مقایسه ساختاری چند حکایت، نشان دهد که کمیت و کیفیت حضور این عنصر در داستانهای مولانا چگونه است. در این مقاله به این نتیجه می‌رسیم که تعلیق در قصه‌های مولانا از چهار راه حاصل می‌شود: 1. از راه پرداختن به معنایو مفاهیمی که روایت مستقیم قصه را قطع می‌کند. 2. از راه درج تلمیحات فراوان 3. از راه درج حکایتهای میان پیوندی که حضور آنها در میانه قصه، به هیچ وجه از پیش سنجیده نبوده است و صرفا به واسطه تداعیهای آزاد مولانا و به منوظر ایجاد شگفتی و تنوع و تغییر ذائقه خواننده، در میانه قصه اصلی راه یافته‌آند. 4. از راه حذف حضور خود، به عنوان راوی و سپردن جریان روایت به دست اشخاص قصه. باری، عنصر تعلیق در قصه‌های مولانا، آن‌چنان هنری دارد که به هیچ وجه حالت انفعال را در وجود خواننده بر نمی‌تابد و او را به لطایف‌الحیل وا می‌دارد تا قصه را تا پایان آن ادامه دهد.
۹۷۱۷.

بررسی ساختارگرایانة باب شیر و گاو کلیله و دمنه بر اساس الگوی کلود برمون(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷۹۰ تعداد دانلود : ۱۱۷۳
ساختارگرایان که بیش از هر چیز به قوانین کلّی حاکم بر ساختارها می پردازند، در برخورد با روایت، به جای توجّه به زبان موجود در متنی خاص، دغدغة قیاس های زبان شناختی دارند و در نتیجه، برای بررسی طرح هر داستان به دنبال انطباق ساختار یک روایت و نحو یک جمله هستند، تا از این طریق بتوانند به الگویی کلّی برای همة داستان ها دست یابند. در همین راستا، بسیاری از روایت شناسان ساختارگرا، از جمله کلود برمون، سعی کرده اند تا این الگوی ساختاری را به گونه ای گسترش دهند که امکان بررسی آن در هر نوع داستان فراهم شود. در مقالة حاضر، پس از مروری کوتاه بر نظریّه های روایت، به الگوی برمون که بر پایة چگونگی روابط میان کوچکترین واحدهای روایی استوار است و انطباق آن با طرح داستان شیر و گاو کلیله و دمنه پرداخته می شود تا علاوه بر بررسی طرح این داستان و ویژگی های آن بر اساس دیدگاهی جدید، قابلیّت های انطباق پذیری این الگو نیز در چنین داستان هایی مشخّص شود.
۹۷۱۸.

ذوالقرنین در میان نور و ظلمت(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷۹۱ تعداد دانلود : ۱۴۷۱
از جمله شخصیتهایی که در قرآن از آنها یاد شده ، ذوالقرنین می باشد و بنا به استوارترین نظریه ای که تاکنون درباره او داده شده، با کورش هخامنشی(539-560ق. م) یکی دانسته شده است. اما مفسران قرآن شخصیت های تاریخی دیگری از قبیل: فریدون، جمشید، عبدالله بن ضحاک، هرمس و اسکندر یونانی(پسر فیلیپ) را نیز به جای او نشانده اند.در قرآن از وی به دو صفت مهرورزی و دادگستری یاد شده و در احادیث جنبه های دیگری از شخصیت او آشکار شده است. اما با کمال شگفتی، تمام صفات مذکور از سوی مفسران به اسکندر نسبت داده شده و اسکندر را ذوالقرنین پنداشته اند: که در غالب متون تفسیری و در رساله های فلسفی و اخلاقی و هم در منابع عرفانی اسلامی به وفور آمده است و به تدریج چنان قوام یافته که گاه در مقابل نظرات دیگرمخالفت و مقاومت شده است. اما اطلاعات تاریخ اخیر چنین نظری را محل تردید قرار دده است شخصیت هایی که اسکندر از این راه در طول تاریخ به خود گرفته است عبارتند از 1- شخصیت سیاسی با مکانت پادشاهی 2- حکیمی بارع که سایه حکمت و اندیشه والای او بر سراسر رساله های حکمت و اخلاق مشهود است و این نفوذ از مباحث عالیه معرفت النفس گرفته تا علم تدبیر منزل و سیاست مدن را در برگرفته است3- سیمای عرفانی که شواهد فراوانی در شهر عرفانی دارد . به گمان نویسنده این مقاله این اشتباه تاریخ سه دلیل عمده داشته است : 1- شکست ایران از اسکندر 2- اولین کسی که اسکندر را همان ذوالقرنین دانست ابن سینا بود و بنا به بزرگی شخصیتی، اشتباهش نیز بزرگ و لذا تاثیر گذار بود 3- شخصیت اسکندر پسر فیلیپ با اسکندر افرودیسی اختلاط یافته است نظر به این تسامحات ، عدم اصالت این داستان پردازی ها روشن می گردد اما درپس این پرده رازی است و حقیقتی و آن اینکه ذوالقرنین درحقیقت مرتبه انسان کامل و یا صاحب مقام « برزخیه کبری» است که این مقاله به بررسی آن ختم می شود.
۹۷۱۹.

بررسی شالوده شکنانه نوشتار زنانه : مقایسه سبک تاج السلطنه و عزیزالسلطان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷۹۰ تعداد دانلود : ۱۱۵۷
بررسی آثار ادبی براساس رویکرد پساساختگرایی یکی از روش های نوین تحلیل متن است که، به منظور داشتن دیدگاهی انتقادی به دانش بدیهی انگاشته شده، به دنبال تناقض هایی درون متن می گردد تا بدین وسیله تقابل های دوگانه ای که متن را شکل می دهد شالوده شکنی کند و نشان دهد این تقابل ها بر بنیاد استواری قرار ندارد. بر اساس مطالعات بسیار گسترده-ای در گفتار و نوشتار زنان در سال ها و فرهنگ های مختلف، شاخصه هایی به عنوان سبک زنانه به آثار زنان نسبت داده شده است که، خارج از معنای ارزش گذارانه ای که در تقابل های دوگانه وجود دارد، سبک زنان را در تقابل با سبک سخنِ مردان قرار می دهد. این ویژگی ها عبارتند از: کاربرد فراوانِ صورت های بیانگر، صورت های مبهمِ زبان، کاربرد فراوان منادا، جملات معترضه و عاطفی، بسامد زیاد جملات ناتمام، گرایش به ساده نویسی و جزئی نگری، سخن گفتن از موضع ضعف و عدم اقتدارگرایی، کاربرد فرایندهایی که فعالیت ذهنی زیادی نمی طلبد. در این مقاله برآنیم بر اساس بررسی شالوده شکنانه سبک زنانه در خاطرات تاج-السلطنه که در شمارِ اولین روایت های تاریخی و داستان های زندگی نامه ای از زبان زنان محسوب می شود، و مقایسه آن با روایت زندگی نامه ایِ مردانه که در بافت و موقعیت یکسان توسط عزیزالسلطان نوشته شده (خاطرات ملیجک)، نشان دهیم که نسبت دادن برخی از این شاخصه ها به سبک زنانه اساس محکمی ندارد و با تغییر عوامل اجتماعی و فرهنگی تغییر می کند. شواهدی که ما را به این مهم رهنمون می شود عبارت اند از سخن گفتن از موضع قدرت، وجود صدای فعال، کاربرد پر بسامدِ فرایندهای پیچیده ذهنی در خاطرات تاج-السلطنه.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان