فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۶۴۱ تا ۶۶۰ مورد از کل ۵۳٬۷۶۲ مورد.
حوزههای تخصصی:
عنصری، ملک الشعرای دربار محمود غزنوی، یکی از بزرگترین مدیحه سرایان و قصیده پردازان شعر فارسی است. از وی 70قصیده و 77 رباعی و تعدادی ابیات پراکنده باقی مانده است. شاعران پس از وی در شعرهای شان، موضع گیری های متفاوتی در قبال او داشته اند: عده ای مدیحه سرایی وی را مورد انتقاد قرار داده اند، برخی از تجملات او – که در نتیجه ثنا گستری به دست آورده بود – یاد کرده اند، برخی نیز به استادی وی اقرار کرده، از وی تاثیرهایی پذیرفته اند.زبان عنصری از نظر کهنگی های زبانی،به زبان شاعران عصر سامانی شباهت بسیاری دارد، اما عناصر عربی در سخن وی فراوان تر است. وی بیشتر به سرودن قصیده های مقتضب، یا قصیده هایی با تغزل کوتاه، تمایل دارد. قصاید او مجموعا در 9 وزن متداول و پرکاربرد فارسی سروده شده و پرکاربرد ترین آن« بحر مجتث مثمن مجنون محذوف» (37%) است. بیشتر قصاید او (87%) ردیف ندارند، اما نیمی از رباعیات او ردیف دارد. وی به واج آراییی، ترصیع، جناس مضارع وزاید، سجع، اشتقاق، جمع و تقسیم، لف و نشر، تناسب و تضاد، سوال و جواب و حسن تعلیل، توجه خاصی دارد. با اینکه شاعری مداح است به معانی عام و کلی نیزتوجه دارد، به گونه ای که در امثال و حکم دهخدا 76 بار از اشعار او مثال آورده شده است. مهم ترین عنصر بیانی در شعر عنصری تشبیه است. از انواع تشبیه، تشبیه بلیغ، تشبیه های حسی، عقلی و خیالی و تشبیه مضمر مورد توجه او می باشد. عنصری اولین شاعری است که تشبیهات عقلی و وهمی و خیالی را فراوان به کاربرده و شاعران دیگر، در این شیوه از او پیروی کرده اند.عنصری شاعری است. بلند نظر، واقع بین، در مدیحه گوی معتدل، صاحب دانشهای عقلی، اهل استدلال و دارای بینشی اشرافی، و این ویژگی ها در شعر او نیز انعکاس دارد.
تحلیل گفتمان انتقادی و ادبیات
منبع:
ادب پژوهی ۱۳۸۶ شماره ۱
حوزههای تخصصی:
تحلیل گفتمان انتقادی و نقد زبان شناختی با ادبیات از طریق مطالعات تحلیل متون ادبی، سبک شناسی و نقد ادبی مرتبط است. تحلیل گران گفتمان انتقادی بر این باورند که متون ادبی نیز مانند سایر متون در خدمت ارتباط اند. از این رو آنها را نیز می توان با نگرش و روش انتقادی تحلیل نمود. تاریخ، ساختارهای اجتماعی و ایدئولوژی در نقد زبان شناختی از منابع اصلی دانش به شمار می روند و تحلیل گرانِ رویکرد تحلیل گفتمان انتقادی معتقدند که تولید، فهم، خوانش و تحلیل متون به عواملی همچون بافت خرد و کلان اعم از مسائل فلسفی، تاریخی، سیاسی، جامعه شناختی، ایدئولوژیکی و گفتمان وابسته است؛ چرا که رابطه بین مردم و جامعه به صورت تصادفی و دلبخواهی نیست بلکه توسط نهادهای اجتماعی و دیگر عوامل دخیل در گفتمان تعیین می شود و ادبیات و متون ادبی هر دوره نیز در بافت خاصی تولید، تحلیل و تفسیر می گردد. در این راستا زبان شناسان انتقادی همچون فاولر الگوهایی برای تحلیل، تفسیر و نقد متون ادبی ارائه نموده اند. در نگاه تحلیل گران گفتمان انتقادی ادبیات به مثابه زبان و گفتمان است.
حسان عرب و حسان عجم(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بدون شک بزرگترین شخصیت تاریخ جهان عرب پیامبر اکرم (ص) است . اگر نام «پیامبر» و واژه «شعر» را به عنوان یکی از تجلیات ادب - در دو راس مثلثی قرار دهیم ، بدون تردید راس سوم این مثلث را نام حسان بن ثالث انصاری پر خواهد کرد . در تاریخ ادبیات عرب ، نام وی با نام پیامبر گره خورده است . در ادبیات ما نیز علاوه بر حضور فرهنگ اسلامی و تجلی ستایش پیامبر ، خاقانی شروانی چکامه های بسیاری از دیوان خود را به مدح رسول اکرم (ص) اختصاص داده است و خود را «نائب حسان» «ثانی حسان» و «حسان عجم» خوانده است . ....
هویت ابهام آمیز نقال امیرارسلان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
نقالی جزو پیشه هایی است که در ایران قدمتی دیرینه دارد. شماری از صاحبان این پیشه، در دربار شاهان فعالیت می کردند و با عناوینی نظیر سمرخوان، قصه خوان و نقال شناخته می شدند. در دربار شاهان قاجار، منصبی با عنوان نقال باشی وجود داشت. بعضی از نقالان درباری این عصر، ملقب به نقیب الممالک بوده اند. یکی از مشهورترین نقیب الممالک ها، نقال قصه امیرارسلان است. تا سال ها پس از انتشار مقدمه محمدجعفر محجوب بر کتاب امیرارسلان، محمدعلی نقیب الممالک به عنوان نقال این قصه شناخته می شد. در چند سال اخیر، عده ای از پژوهشگران حوزه ادبیات عامیانه، محمدعلی نقیب الممالک را شخصیتی موهوم و ناشناخته دانسته و میرزا احمد نقیب الممالک شیرازی را نقال قصه معرفی کرده اند. این مقاله سه محور عمده دارد؛ نگارنده در آغاز به معرفی میرزا احمد نقیب الممالک می پردازد؛ سپس با استناد به یکی از منابع معتبر عصر قاجار، محمدعلی نقیب الممالک را نیز به عنوان یکی از نقالان دربار ناصرالدین شاه معرفی می کند و سرانجام درباره اینکه احتمالاً کدام یک از این دو، نقال قصه بوده اند، حدس خود را بیان می کند.
اوزان شعر نو در ادب عربی و فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در طول نیمه اول قرن گذشته، شعر معاصر در عربی و فارسی با سه ساختار متفاوت شعر عمودی، شعر سپید و شعر نو عرضه شد. این ساختارها که برخی متوالی و برخی همزمانند، در عین حال که دیدگاه های فکری، اجتماعی، و فرهنگی مختلفی را بازتابیده اند، هر سه نمایانگر حجم تحولاتی هستند که احساس هنری یعنی شناخت و ذوق را ـ به عنوان دو عنصر تاثیرگذار بر زندگی نوین ـ متحول نموده است.
موضوع این مقاله بررسی تطبیقی شعر نو عربی و نظیر آن در فارسی (با رویکرد نیمایی)، از نظر کاربست نوع اوزان است. ما وزن های به کار گرفته شده در شعر نو عربی و فارسی را مقایسه کردیم و از نمونه های زیبایی از قصاید بدر شاکر السیاب و نیما یوشیج بهره بردیم و در پایان این جستار، از رخدادی نوین در هر دو ادب، یعنی تلفیق اوزان مختلف در قصیده یاد کردیم.
تصویر و جایگاه زن در داستان های عامیانه «سمک عیار» و «داراب نامه»(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
"در پژوهش حاضر کوشش شده، تصویر و جایگاه زن در داستانهای عامیانه«سمک عیار»و «دارابنامه»بررسی و تحلیل شود.این پژوهش تأکید دارد:زن در داستانهای عامیانه، برخلاف اشعار و آثار کلاسیک، حضوری مؤثر و سازنده دارد و در عین این که در اندیشهورزی، حکومت، پهلوانی، عیاری و عشق، حضوری تأثیرگذار دارد، گاه در پارهای موارد، مورد توهین قرار میگیرد و حضورش نادیده انگاشته میشود.چون داستانهای عامیانه، متعلق به عامه مردم هستند، زنان این داستانها مانند زنان در طبقات فرودین جامعه، حضوری گستردهتر از زنان اشراف دارند.به طور کلی حضور زن در این داستانها به واقعیت نزدیک است و تصویری به نسبت واقعبینانه از چهره وی نمایانده میشود.به عبارت دیگر نه چهره کاملا مثبت دارد و نه کاملا منفی.
"
نقد اساطیری شخصیت جمشید از منظر اوستا و شاهنامه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
نقد اسطوره شناختی یا کهن الگویی، یکی از رویکردهای اصلی نقد ادبی معاصر است که بر یافته های روانشناسی معاصر و بخصوص نظریات کارل گوستاویونگ، روانپزشک شهر سوئیسی و نظریه شخصیتی او «روانشناسی تحلیلی» استوار شده، و شکل گیری آن در ادامه تکامل نظریه نقد روانشناختی است که بر مبنای نظریه روانکاوی زیگموند فروید، روانپزشک اتریشی به وجود آمده است. در این جستار به شکل گیری الگوی شاه - پریستار در مورد شخصیت جمشید، شبیه سازی او با کهن الگوی مانا )فره( تورم روانی و عظمت یافتن او، بنیاد نهادن عصر طلایی و آرامانشهر )ور جمکرد( و دلایل گناه و فروپاشی نهایی وی بر اساس روایات شاهنامه و اوستا پرداخته، و سعی شده است چرخه تغییرات این اسطوره بر اساس روش نقد اساطیری تفسیر شود.
حمله غزها به خراسان و بازتاب آن در قصاید فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در تاریخ ادبیات ایران پس از اسلام، شاعران هر عصر چنان متأثر از محیط خود بوده اند که در آثارشان اطلاعات مفیدی درباره تاریخ سیاسی، اجتماعی و تمدنی عصر خود برجای گذاشته اند و در قالب های گوناگون شعری از وضع زمانه خود سخن گفته اند؛ به گونه ای که حتی مورخان می توانند با استفاده از این اشعار، به درک درست و کاملی از تاریخ جامعه و فرهنگ آن زمان دست پیدا کنند. یکی از حوادث و وقایع تاریخی ایران در قرن ششم هجری که در شعر فارسی بازتاب بسیاری داشته، حمله غزان به خراسان است. گروهی از شاعران قصیده سرای قرن ششم، تصاویر روشنی از این رویداد در اشعار خود قلم زده اند. در این مقاله، نویسندگان با بررسی این رویداد تلخ تاریخی در ایران و پیامدهای سیاسی- اجتماعی و نیز ادبی آن نشان خواهند داد که یک متن ادبی – و در شکل خرد آن قصیده فارسی- چگونه می تواند منعکس کننده یک واقعه تاریخی باشد. برای این منظور پس از ذکر توصیفاتی درباره طایفه غزان و تعامل حکومت سلجوقی با آنان و گزارش تاریخی از حمله آنها به خراسان، به بررسی بازتاب این واقعه در قصاید سه شاعر مهم این دوره: انوری ابیوردی، رشیدالدین وطواط و خاقانی شروانی می پردازند.
نمونه طنز مذهبی ( طنز در اشعار ناصر خسرو)
حوزههای تخصصی:
طنز مذهبی چنان است که ادیب یا شاعر جامه نظم و نثر با اتکا بر اعتقادات مذهبی ( وگاه دینی) خود بخواهد مذاهب و معتقدات دیگر را از طریق طنز مسخره کند و علاوه بر آشکار ساختن عیب ها و کجروی ها ایشان بدین وسیله بر حقانیت مذهب و مرام خود اصرار ورزد.وجوه طنز در اشعار ناصر خسرواز چهار گونه خارج نیست : الف : طنز الفاظ و کلمات ب:طنز ترکیبات و تعبیرات ج:برخی ابیات که معانی طنز آمیز دارندد:ادبیات و معانی بلندکه آمیخته به طنز و در مذمت مخالفان هستند.
دوره بندی تاریخ دانش بلاغت فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
«دوره» در مطالعات تاریخی مفهومی نظام بخش است و مورّخان علوم و هنرها را در طبقه بندی اطّلاعات تاریخی یاری می کند. در اغلب کتب تاریخ ادبیات، «دوره بندی» اساسی ترین پایه بخش بندی و فصل بندی است. دوره بندی در علوم ادبی مانند بلاغت نیز روایی و کاربرد یافته است. ازجمله شوقی ضیف، تاریخ بلاغت عربی- اسلامی را به ادواری تقسیم کرده است.
در این مقاله طرحی برای دوره بندی تاریخ بلاغت فارسی پیشنهاد شده است. نظام بلاغت نظری فارسی دراصل از زبان عربی گرفته شده اما کیفیّت و کمیّت اقتباس در ادوار زمانی مختلف یکسان نبوده است. بلاغیون فارسی نویس خود نیز گاه نوآوری هایی داشته اند و گاه از نظام بلاغت نظری سایر تمدّن های مجاور ازجمله بلاغت هندی در بررسی زیبایی های سخن فارسی بهره گرفته اند.
برمبنای عصر زندگی نویسندگان کتب بلاغت فارسی و شباهت و یکسانی رویکرد هایی که در نگارش کتب و رسالات بلاغی در پیش گرفته اند در این نوشته چهار دوره متفاوت را بازشناخته ایم:
1. دوره بومی سازی (از قرن پنجم تا هفتم ) که دوره آغازین بلاغت فارسی است و سه کتاب مهمّ ترجمان البلاغه، حدائق السحر فی دقایق الشعر و المعجم فی معاییر اشعار العجم را دربرمی گیرد.
2. دوره شرح و تقلید (از قرن هشتم تا پیش از دوره معاصر) که عصر شرح نویسی بر کتب دوره بومی سازی است.
3. دوره هندی مآبی (مقارن با رواج سبک هندی) که در آن فارسی نویسان هند و سبک هندی می کوشند سخن فارسی را به میزان نظام بلاغیِ برگرفته از هندی برسنجند.
4. دوره بلاغت مدرسی (دوره معاصر) که دوره متأخّرتر محسوب می شود و کتب درسی بلاغت فارسی را شامل است.
تحقیقی درباره فواتح سور و حروف مقطعه قرآن
حوزههای تخصصی:
مسئله « فواتح سور » - که مطلع و سر آغاز همه سوره های قرآن را تشکیل میدهد – از موضوعاتی است که از دیر باز نظر دانشمندان تفسیر و علوم قرآنی را به خود جلب کرده است لذا این موضوع در جنب سایر مواضیع دیگر ، در کتابهای تفسیر و علوم قرآنی ، فصلی را بخود اختصاص داده است . همه مفسران شیعی و محققان علوم قرآنی متعرض بحث و تحقیق درباره آن شده اند و با استناد به احادیث و روایات ، آراء و اقوال گوناگونی در بخشی از فواتح سور ( یعنی حروف مقطعه قرآن ) اظهار داشته اند . اگر چه آراء و اقوال فریقین در ارائه مدلول حروف مقطعه قرآن در حد نسبتاً وسیعی بهم نزدیک می باشد ، ولی هر یک از این آراء نسبت بهم نزدیک نیستند. بلکه احیاناً با هم متناقض و متعارضند. با وجود اینکه سابقه تحقیق درباره حروف مقطعه قرآن ، بسیار طولانی است ، و در تحقیقات و بررسیهای مربوط به معارف قرآنی ، نقطه عطفی در مطالعات دانشمندان علوم قرانی بوده است ، معهذا تا کنون در زمینه ارائه مدلول آن رأی قاطعی نمی بینیم . و نوعاً علماء تفسیر و دانشمندان معارف قرآنی محتاطانه در این باره اظهار عقیده کرده اند. باید بدانیم که در طول تاریخ اسلامی مطالعه درباره حروف مقطعه قرآن متوقف نماند بلکه کنکاش و تلاش در باز شناسی آن ادامه دارد، تا آنجا که کامپیوتر را برای شناخت مفاهیم آن به استخدام گرفته و از جنبه های ریاضی، حروف مقطعه قرآن را مورد مطالعه قرار داده و تا حدی به گوشه هائی از اسرار آن رهنمون شدند. در این مقاله سعی شده است که اولاً آراء و اقوال مربوط به فواتح سور و حروف مقطعه قرآن مورد مطالعه و بررسی قرار گرفته باشد ، آراء و اقوالی که از آغاز امر تا زمان معاصر اظهار شده است . و ثانیاً بهترین و قابل قبول ترین اقوال ضمن مطالعه فوق ارائه گردد. لذا بحث خود را در مورد فواتح با استفاده از بیان سیوطی آغاز می کنیم.
بررسی نقش موسیقایی قافیه در شعر حافظ(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
قافیه یکی از جلوه های موسیقی شعر است؛ اما اغلب نقش صوتی و موسیقایی آن نادیده گرفته شده است. از آنجا که آشنایی حافظ با روابط پیچیده نظام آوایی کلمات، زنجیره ای از گوشنوازترین قوافی را در کنار دیگر تناسبها و تضادها، صنایع بدیعی و اشارتهای پنهان و آشکار آوایی و معنایی پدید آورده است، نگارنده می کوشد، نقش موسیقایی قافیه را با تکیه بر غزلیات حافظ مورد بررسی قرار دهد.
خوش تراشی واژه های قافیه، ساختهای محکم و گوناگون قافیه ،که اغلب از حروف نرم و روان یا حروف پر طنین تشکیل شده است، حسن استفاده حافظ از موقعیت مکانی قافیه در جهت تشخص لفظی و معنایی مفهوم مورد نظر، تاثیر طنین حروف قافیه در جبران محدودیتهای وزنی و القای عاطفه مورد نظر شاعر، تناسب آوایی اجزای بیت با حروف قافیه، تاثیر صامتها و مصوتهای مشترک بعد از روی در غنای موسیقی قافیه و اعنات در این مقاله به عنوان عوامل گوشنوازی قافیه در شعر حافظ مورد بررسی قرار گرفته است.
نگاهی به فلسفه شعر از دیدگاه پل والری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
شعر در فرهنگهای مختلف ویژگیهای خاص خود را دارد اما مطمئناَ مطالعه و مقایسه عمیق فلسفی شعر نزد شعرا و اندیشمندان ملل گوناگون می تواند بینش ژرفتری در باره این پدیده مشترک بشری به دست دهد . بر این اساس در مقاله حاضر پس از مقدمه ای در باره زندگی و آثار پل والری ( 1945 - 1871 ) ، شاعر سمبولیست فرانسوی و نگاهی به اساسی ترین اصول مکتب سمبولیسم ، فلسفه شعر از دیدگاه این شاعر بزرگ تشریح و آنگاه یکی از شعرهای معروف وی ترجمه و تحلیل شده است . نتیجه این مطالعه نشان می دهد که اندیشه های پل والری علی رغم تفاوت در زمان و مکان ، به دلیل ماهیت کلی خود می تواند هم در ادراک جنبه های عمیقتر تعریف شعر و هم در شناخت بهتر شعر فارسی مفید باشد .
شخصیت گودرز در شاهنامه فردوسی
حوزههای تخصصی:
تحلیل ادبیات انگلیس در عصر رمانتیک(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
نهضت رمانتیک در انگلستان در سال 1798 از طریق نشر کتاب ترانه های غنایی، کار مشترک وردزورث و کلریچ، موجودیت خود را اعلام کرد. رمانتیک های انگلیسی گر چه در زبان اشتراک داشتند اما در ملیت مشترک نبودند و کسانی که راه را برای این نهضت آماده و هموار کردند از قبیل تامس گری، رابرت برنز، ویلیام کوپر، ویلیام بلیک، برادران کالینز و ... به دوره پیش رمانتیک تعلق داشتند. هنرمندان عصر رمانتیک انگلستان داوری های قرن هجدهم درباره ادبیات قرون وسطی و عصر الیزابت را به کلی رد کردند و به همراه آن نظر عصر نسبیت به خویشتن دگرگون شد. منتقدان و هنرمندان این دوره، چون هزلیت و لمب و ...، رو به گذشته بردند اما آن را احیا نکردند بلکه از آن مطالب جدیدی بیرون کشیدند و به توصیف عهدی جدید و روح و بینش نو پرداختند. دوره رمانتیک عصر استقلال فردی بود که نویسندگان جبهه سیاسی واحدی نداشتند و اختلاف آرا و تمایلاتشان زیاد بود. آنان فرزندان زمان خویش بودند و این مقاله نیز به بررسی این دوره از ادبیات درخشان انگلستان و برخی از چهره ها و آثار شاخص آن دوره می پردازد.
زمان در داستانهای جریان سیال ذهن(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
داستانهای جریان سیال ذهن به دلیل رویکرد ویژه به مفهوم زمان، گاه داستان زمان نامیده شده اند. در این گونه داستانها گذشته و آینده از زمان حذف می شود تا کشف و شهودی محض از لحظه حال به دست آید. در چنین حالتی ترتیب و توالی پیوسته زمان جای خود را به تراکم درهم تنیده خاطراتی می دهد که در ذهن شخصیتهای داستان نه بر اساس تقدم و تاخر زمانی که بر اساس میزان عمق تجربه نظام یافته اند و گذشته، حال و آینده کاملا در هم آمیخته اند. نویسندگان جریان سیال ذهن برای انعکاس دقیق ذهن انسان و چگونگی تطابق آن با زمان به انواع شگردها روی آورده اند. بازگشت ناگهانی به گذشته، تغییر مداوم روایت بین حال و گذشته و آینده، روایت مدتی طولانی از گذشته از دریچه لحظاتی محدود از حال، جا به جایی مداوم کانون روایت داستان میان لایه های مختلف ذهن شخصیت و در نتیجه بین زمان بیرونی و زمان درونی یا زمان ساعت و زمان ذهن، بهره گیری از تداعی های مکرر که گذشته و حال را در هم می آمیزند، کاربرد نامتعارف زمانهای افعال و... همگی شیوه هایی هستند که به کار گرفته می شوند تا تلقی های متفاوت اذهان مختلف از مفهوم زمان را بنمایانند. در این مقاله، پس از بررسی مهمترین داستانهای جریان سیال ذهن غربی از نظر چگونگی به کارگیری عنصر زمان، سعی شده است رویکرد ویژه نویسندگان مختلف در این عرصه مورد بررسی قرار گیرد و با یکدیگر مقایسه شود. در پایان تعدادی از رمانهای فارسی نیز از این دیدگاه بررسی شده است.
ادبیات نئوکلاسیک و فلسفه روشنگری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
عقل عنصر اصلی فلسفه روشنگری محسوب می شود و از همین رو است که قرن هجدهم را عصر طلایی تفکر عقلانی ـ مذهبی در طول تاریخ فلسفه مینامیم. در قرن هجدهم، نه تنها جایگاه علم تغییر کرد بلکه طبیعت نیز به کمک «عقل» الوهیت را تحکیم بخشید. ادبیات نئوکلاسیک انگلستان که نمودی از فلسفه روشنگری است، ادبیاتی انسانگرا و اخلاقی است که هویت اجتماعی انسانها را در نظر میگیرد. قرن هجدهم عصر بزرگ طنز، هجو، نقیضه، مقاله و رساله است؛ چرا که این انواع بیشتر از غزل با نگاه عقل و نه نگاه احساس به انسان می نگرد. رمان از جایگاه ویژهای برخوردار است و مانند شعر و طنز، تفکر اخلاقی روشنگری را دنبال می کند و سعی می کند در مقابل درگیریها و تضادهای اجتماعی، الگوهای کمال یافته انسانی را بنا نهد.
بررسی ضرب المثل های فارسی در دو سطح واژگانی و نحوی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فنون ادبی ۱۳۸۸ شماره۱
حوزههای تخصصی:
ضرب المثل ها، در کنار کنایات، اصطلاحات، زبانزدها و واژگان، از جمله مواد و مصالح زبانی به شمار می روند که غنای هر زبان به کمیت و کیفیت همین مواد بستگی دارد. در این مقاله مولف می کوشد پس از طرح موضوع و تعریف مثل، این گونه زبانی را در دو سطح واژگانی و نحوی بررسی نماید. در سطح واژگانی، واژگان امثال از چند زاویه بررسی می شوند: 1 میزان کاربرد واژگان بیگانه، عامیانه و شکسته با تکیه بر نمونه گیری از کتاب های امثال معروف که معلوم می گردد 4/14 درصد واژگان عربی، 2 درصد عامیانه و کمتر از یک درصد شکسته است. این بررسی ها به صورت مقایسه ای انجام می گیرد تا میزان واژگان یاد شده را در مقایسه با نثر معیار و مواد دیگر ادب شفاهی چون افسانه ها، لالایی ها، ترانه ها و مثل ها نشان دهد، 2 واژگان ممنوع (حرام) و تابو 75/2درصد از کل واژگان امثال را تشکیل می دهد، 3 در بخش فواید زبانی واژگان مثل نیز به نقش واژگان امثال در ماندگاری واژگان زبان فارسی و مطالعات زبانی اشاره می شود، 4 تغییر و جابه جایی واژگان در محور جانشینی از ویژگی های مثل هاست که علل آن به تفصیل و با نمونه بررسی و تحلیل می شود 5 در سطح نحوی مباحثی مانندنوع جمله های مثلی، اجزای جمله های مثلی و ترتیب و انواع آن ها از نظر فعل، ساختمان و وجه بررسی می شود. در ادامه، حذف اجزای جمله های مثلی در هشت نوع دستوری با ارایه شواهد کافی و دلایل و چگونگی و نوع حذف ها (لفظی و معنوی) می آید ودر پایان گونه های نوشتاری و گفتاری در مثل ها بیان می شود. 6 روش تحقیق توصیفی تحلیلی و به صورت نمونه گیری و مطالعه موردی است. تعداد نمونه ها، پنجاه مثل از پنج منبع مثل مکتوب و به زبان معیار است، بنابراین، ضرب المثل های گویشی در این پژوهش مورد نظر نیست. همچنین برای مقایسه و یا هدف های خاص، نمونه گیری های دیگری نیز انجام داده ایم.
نقش تمثیل در داستان های مثنوی معنوی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تمثیل بخش اعظم منظومه های عرفانی ادبیات کهن را دربرمی گیرد که اکثر مآخذ آنها دین و اسطوره است. تمثیل، در داستان های مثنوی معنوی و حتی در غزلیّات مولانا، جایگاه والایی دارد. تمثیلی که در ادبیات مدّ نظر است، بیشتر حکایاتی در جهت توضیح و تفسیر اعتقادات اخلاقی و عرفانی است که نمونه ای از ادبیّات تعلیمی تخیّلی محسوب می شوند تا جاذبه بیشتری داشته باشند. در حقیقت، زبان و بیان مولانا بیشتر به شیوه تمثیل رمزی، یعنی ارائه یک شخصیّت، اندیشه یا حادثه و اتفاقی، در دنیای ملموس از یک سو و بیان موضوعی فراسوی ظاهر آن است. رمز در تمثیل، بیانِ یک معنی یا نشان دهنده شیء خاص و غیرمحسوس است. حکایات مثنوی معنوی، بیشتر از نوع «تمثیل آرا و عقاید»ند که در آن شخصیّت ها مفاهیم انتزاعی را مُمثّل می کنند. در این صورت معمولاً پیرنگِ اثر در خدمت انتقال آموزه و عقیده ای است که آیات و احادیث را در قالب تمثیل، شعر، برهان و عرفان، تفسیر و بیان می کند. در این مقاله سعی داریم انواع تمثیل را در اشعار مثنوی با توجه به تقسیم بندی غربیان با زیر مجموعه های، فابل، پارابل، اگزمپلوم و فراتر از این انطباق به صورتِ تأویل، اثرپذیری گزارشی و تناقض، با ذکر نمونه هایی بررسی کنیم.