ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۵۴٬۳۶۱ تا ۵۴٬۳۸۰ مورد از کل ۵۴٬۴۲۰ مورد.
۵۴۳۶۱.

تحلیل گفتمان پدیدارشناختی «دازاین» در طراحی تن پوش عرفانی با الهام از غزلیات مولانا(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۳ تعداد دانلود : ۶۱
لباس عرفانی تنها یک ابژه تعینی بر تن سوژه نیست. تن پوش عرفانی یک تن زیسته است که در کنش سماع، سوژه را با دازاین مواجه می کند و این رخدادگی معنا، دلالت های عرفانی از امر وجودی را پدیدار می سازد. در تحلیل گفتمان این نظام نشانه ای متأثر از آرای پدیدارشناختی در جهان بودگی و دازاین هیدگر، نظریه تن مرلوپونتی و خوانش نشانه معناشناختی گفتمانی؛ از وجه ساختاری ابژه لباس عبور می کند، ازاین رو تن پوش عرفانی به مثابه یک نشانه پدیداری در تطبیق با تن و موقعیت ادراکی، آگاهی سوژه را استعلا می دهد. این رخدادگی یا شوش که به خاطر چرخش سماع توسط سوژه شکل گرفته، موجب انفصال سوژه از تعامل با وجه ساختاری لباس می شود؛ حال سوژه در وضعیت اتصال گفتمانی و امتزاج با تن پوش عرفانی قرار گرفته و فضای امتزاجی از درهم تنیدگی تن سوژه با ابژه تن پوش عرفانی در اجرای صحنه ای، حالت خلسه ای برای سوژه شکل می گیرد. این فضای معنوی پدیدارشده تجلی وجودی از مضامین عرفانی است. در این پژوهش خوانش پدیدارشناختی به نظام ارتباطی ساختاری، رخدادی و امتزاجی میان تن سوژه و تن پوش عرفانی پرداخته است. هایدگر دازاین را به معنای بودن در جهان و هویت وجودی مطرح می کند. مسئله پژوهش به واکاوی گفتمان دازاین در لباس پرداخته و چگونگی رخدادگی سوژه ادراکی در امتزاج با تن پوش عرفانی را مطالعه می کند. نتایج این پژوهش بیان می کند بازتولید اندیشه عرفانی مولانا در ماهیت تن پوش و سماع موجب رخدادگی معرفتی سوژه شده، از این رو در گفتمان امتزاج ادراک وجود اصیل او گشوده به عالم هستی و از ذات حقیقت برخوردار می شود.
۵۴۳۶۲.

معنا شناسی واژه «رجاء» در قرآن با تکیه بر روابط همنشینی و جانشینی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۲ تعداد دانلود : ۵۱
معناشناسی دانشی است که به مطالعه علمی معانی می پردازد تا با بررسی همه جانبه واژه و روابط آن در جمله، به معنای کاملی دست یابد. یکی از مهم ترین راه هایی که در علم معناشناسی مورد توجه پژوهشگران واقع شده است تکیه بر روابط همنشینی و جانشینی است زیرا با تتبع واژه ها در سیاق آیات می توان به معنای دقیقی از واژه دست یافت. رسالت اصلی این پژوهش معناشناسی واژه رجاء در آیات قرآن با توجه به کلمات همنشین و جانشین است. در این پژوهش ابتدا تمامی موارد کاربرد این واژه در قرآن استخراج شده و سپس واژه های همنشین، جانشین و متضاد آن بررسی گردیده اند تا نقش آن ها در تغییر و تقویت معنای رجاء مشخص شود. این پژوهش تلاش دارد با استفاده از تحلیل سیاقی و روابط واژگانی به معنا و مفهوم دقیق تر و گسترده تری نسبت به مفهوم رجاء و آثار مختلف آن برسد. داده های این تحقیق با استفاده از منابع کتابخانه ای و به شیوه توصیفی–تحلیلی گردآوری و تحلیل شده اند. با بررسی انجام گرفته این نتیجه حاصل شد که رجاء در لغت به معانی مختلفی چون چشم داشت، آرزو، امید، ترس و... آمده است و ازجمله همنشین های این واژه، واژه«لقاءالله» و«رحمه» و«یوم الآخر» است و در محور جانشینی نیز با کلماتی همچون: «لعل»، «عسی»، «لایقنط» و «َامل» رابطه ی همنشینی دارد. از طرفی واژه رجاء با واژه های«یاس»، «قنوط» و«خیبته» رابطه تقابل معنایی دارد. از آنجا که رجاء درآیات قرآن کریم در مورد امور مختلفی بیان شده است؛ از رهگذر بررسی این آیات و بررسی رابطه همنشینی و جانشینی واژه رجاء چنین برمی آید که امید زمانی پذیرفته و ممدوح است که از مجرای امیدبه خدا گذر کند و در این حالت است که آثار مطلوبی خواهد داشت. در غیر اینصورت چنانچه امید به غیر خدا تعلق داشته باشد نتایج نامطلوبی در زندگی دنیوی و اخروی خواهد داشت. همچنین از نتایج کسب شده چنین بر می آید که واژه رجاء با جانشین های معنایی اش تفاوت هایی دارد که از رهگذر اطلاع از این ظرافت ها می توان فهم دقیق تری از آیات الهی داشت.
۵۴۳۶۳.

معناشناسی شناختی و تحلیل مفهوم «غم» در غزلیات ابتهاج(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۱ تعداد دانلود : ۴۷
معناشناسی شناختی به عنوان رویکردی میان رشته ای مبتنی بر فرضیه های شناختی و ساختارهای ذهنی، چارچوبی نظام مند برای بررسی تعامل زبان، معنا و تجربه های انسانی فراهم می آورد. در این حوزه، نظریه استعاره های مفهومی و طرح واره های تصویری به عنوان سازوکارهای بنیادین انتقال معانی انتزاعی به قلمروهای تجربی و عینی، نقش محوری در فهم فرآیندهای معناشناسی و بازنمایی مفاهیم انتزاعی در متون ادبی ایفا می کنند. این رویکرد امکان تحلیل دقیق و ساختاریافته مولفه های معناشناسانه را فراهم ساخته و به تبیین تعامل مفاهیم ذهنی و زبان شناختی می پردازد. پژوهش حاضر با رویکرد توصیفی-تحلیلی، به بررسی استعاره های مفهومی و تصویری مفهوم غم در غزلیات ابتهاج پرداخته و از طریق تحلیل معناشناسانه و شناختی، نحوه ظهور، بازنمایی و ساختار معنایی این مفهوم را کاوش کرده است. یافته ها نشان می دهد که مفهوم غم در اشعار ابتهاج در قلمروهای متنوع هستی شناختی، ساختاری، طرح واره های تصویری و تجربی، با بار معنایی هم مثبت و هم منفی معناشناسی شده است. این مفهوم در حوزه های شناختی اشیا، جاندارمداری، طبیعت، سلامت، زمان، مکان و خوراک شکل گرفته و در طرح واره های تصویری قدرت و حرکت انعکاس یافته است. همچنین، تحلیل معناشناسانه و شناختی حاکی از آن است که مفهوم غم در غزلیات ابتهاج به صورت نظام مند و منسجم، در چارچوب قلمروهای تجربی مرتبط با آن مستقر شده و از طریق الگوهای شناختی متنوع، به شکلی ملموس و قابل درک برای مخاطب بازنمایی شده است.
۵۴۳۶۴.

«ذ ل ل» و مشتقات آن در قرآن کریم از منظر معناشناسی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۳ تعداد دانلود : ۳۵
معنای ذلّت یکی از کلماتی است که در صورت های گوناگون در کتاب قرآن کریم به کار رفته است تا بتواند از ابعاد گوناگون به عملکرد و نتیجه مرتبط با رفتار آدمی از منظر این مفهوم آگاهی بخشد و انسان را در مسیر عزت راهنمایی کند. از سوی دیگر برای فهم بهتر معانی مدنظر از این واژه در کلام الهی شایسته است از دیدگاه معناشناسی هم این مفهوم و واژه های مرتبط با آن بویژه « ذ ل ل » و مشتقات آن بررسی شود و روشن گردد که چه کلماتی با این کلمه همنشینی بیشتری دارند و از منظر جانشینی چه کلماتی معنای ذلّت را تداعی می کنند. این پژوهش که به روش توصیفی تحلیلی به صورت کتابخانه ای به بررسی « ذ ل ل » و مشتقات آن در کتاب قرآن کریم از منظر معناشناسی پرداخته، نشان می دهد «  ذ ل ل » و مشتقات آن که حدود 24 بار در قرآن کریم به کار رفته دارای گستره معنایی است که در درجات متفاوتی رده بندی می شود از منظر جانشینی و همنشینی در گونه های مختلف مصادیقی برای آن وجود دارد. مصادیق متعدد جانشینی معنای و ترادف در کنار جانشینی هم آوایی یافت می شود؛ در نتیجه معلوم شد که می توان با بررسی رابطه « ذ ل ل » با « ع ز ز » – « ک ب ر » – « س ک ن » – « ع ذ ب  » – « ر ه ق » – « غ ض ب » در جملات و ایجاد یک همنشینی ابعاد مختلف « ذ ل ل » را روشنتر ساخت.
۵۴۳۶۵.

تحلیل نیاز به تعالی در شخصیت های 19 داستان برگزیده کودکان بر مبنای دیدگاه اریک فروم(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۳ تعداد دانلود : ۴۸
روان شناسان بر این باورند که انسان ها نیازهایی دارند و سلامت روانی هر فرد به چگونگی مواجهه با این نیازها در هنگام برانگیختگی آن ها بستگی دارد. یکی از ویژگی های متمایز انسان از دیگر حیوانات، از منظر اریش فروم، برانگیختگی نیاز به تعالی است. این نیاز یکی از نیازهای اساسی انسان به شمار می آید و از دیدگاه فروم، انسان بارور کسی است که از مسیر خلاقیت و آفرینندگی به این نیاز پاسخ دهد. کتاب های داستانی کودکان یکی از مهم ترین ابزارهای تربیتی و آموزشی به شمار می روند. این پژوهش به تحلیل شخصیت های اصلی و گاه فرعیِ ۱۹ داستان منتخبِ برگزیده در جشنواره های معتبر، بر پایه نوع مواجهه آن ها با برانگیختگی نیاز به تعالی می پردازد. یافته ها نشان داد، در 16 داستان، نیاز به تعالی، سبب سازندگی و ایجاد تأثیر مثبت در زندگی فرد و اطرافیان او و به تبع آن جهان هستی می شود. در بیشتر داستان ها شخصیت اصلی این نقش را ایفا می کنند و شخصیت های فرعی معمولاً نقش ویرانگری دارند و تلاش می کنند موانعی را بر سر راه شخصیت اصلی قرار دهند. نیاز به تعالی در شخصیت های اصلی و فرعی 3 داستان سبب ویرانگری می شود. در این داستان ها گاهی شخصیت اصلی ناخواسته  به ویرانگری روی می آورد؛ اما در نهایت برای اصلاح کردار خود می کوشد. 
۵۴۳۶۶.

تبیین معناشناسانه ذهنیّت اسطوره ایِ راوی/ قهرمان در رمان «الرئیس» اثر محمّد العدوی با نگ اهی ب ه دیدگ اه های نورتروپ فِرای(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹ تعداد دانلود : ۵۰
محمّد العدوی، پزشک و نویسنده مصری است که در آثار خود، دغدغه ایجاد نوعی گفتگوی بین فرهنگی/ بین مذاهب را در جهان اسلام دارد. او یکی از مشهورترین آثارش را به زندگی شخصیت برجسته علمی و فلسفی ایران و اسلام، شیخ الرئیس ابوعلی سینا اختصاص داده است. رمان الرئیس سفری است که راوی/قهرمان آن با گذر از مرزهای زمان و مکان، می کوشد شخصیت ابن سینا را در گستره فرهنگ ایرانی و اسلامی، با نگاهی روزآمد و از دریچه چشم یک پزشک جوان مصری، به مخاطبان، عرضه نماید. پژوهش حاضر به روش توصیفی تحلیلی، تلاشی است جهت بررسی ذهنیت اسطوره ای راوی/قهرمان رمان الرئیس و می کوشد با تمرکز بر آراء فیلسوف و منتقد برجسته کانادایی نورتروپ فرای، مهم ترین جنبه های این ذهنیت اسطوره ای را مورد واکاوی قرار دهد. نتایج تحقیق، مؤیّد آن است که العدوی در رمان الرئیس، کوشیده است بازتعریفی اسطوره گونه از مکان ها، شخصیت ها، تاریخ و رویدادهای مرتبط با زندگی ابن سینا ارائه دهد و در این مسیر، مرزهای میان روزگاران گذشته و حال را در هم درآمیخته است و تصویری سیّال از ماجراهای مرتبط با قهرمان دور (ابن سینا) و قهرمان نزدیک (محمّد) فراهم آورده است.
۵۴۳۶۷.

واکاوی سیمای زن- پرنده در اسطوره های اسلاوی با رویکرد بینامتنیت(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۸ تعداد دانلود : ۵۴
مطالعات اسطوره شناسی، هم بر مطالعه اسطوره و هم بر مجموعه اساطیرِ متعلق به یک سنت مذهبی خاص دلالت دارد و گامی ارزشمند در شناخت گذشته اسرارآمیز نوع بشر و هستی شناسی به شمار می رود. زن پرنده به عنوان یکی از انواع موجوداتِ ترکیبیِ نیمه انسان نیمه حیوان، از دیرباز در اغلب تمدن های بشری مانند یونان، روم، مصر، اسکاندیناوی، اسلاو و حتی ایران در ردیف موجودات اسطوره ای یا افسانه ای جای داشته اند. این موجودات گاهی با مفهوم خیر و گاهی با مفهوم شر در ارتباط بوده و به عبارتی، یا الهی و اهورایی اند یا شیطانی و اهریمنی. در پژوهش حاضر، با اتخاذ روش تحقیق تحلیلی تطبیقی و با تکیه بر نظریه بینامتنیت ژرار ژنت برآنیم تا به واکاوی سیمای زن پرنده در اسطوره های اسلاوی و کشف مناسبات بینامتنی آن با نمونه های مشابه در دیگر تمدن ها بپردازیم. در اسطوره های اسلاوی پنج نوع زن پرنده با نام های آلکانوست، سیرین، گامایون، قو دوشیزه و اِستِراتیم وجود دارد که وجوه تشابه و تفارق آن ها به تفصیل بیان شده است. بررسی یافته های تحقیق نشان می دهد که هر چند اسطوره های نیمه انسان نیمه پرنده در تمدن های مصر و بین النهرین را می توان به عنوان پیش متن های اولیه موجودات زن پرنده نزد یونانی ها و اسلاوها برشمرد، اما پیش متن های اصلی برای اسطوره های اسلاوی، اسطوره های یونانیِ هارپی و سیرِن هستند. ویژگی منحصربه فرد اسطوره های اسلاوی، تبلور دین در سیمای آن هاست.
۵۴۳۶۸.

مقایسه تطبیقی آسیب شناسی محتوایی شعر عامیانه عاشورایی خوزستان و مقتل شوشتری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۴ تعداد دانلود : ۴۷
این پژوهش به روش توصیفی به بررسی تطبیقی آسیب های موجود در شعر عاشورایی شاعران معاصر عرب خوزستان و متون کلاسیک نظیر «مقتل شوشتری» پرداخته است. هدف اصلی این مطالعه، شناسایی و تحلیل انحرافات محتوایی و عقیدتی مشترک در ادبیات عاشورایی است که علی رغم غنای فنی و عشق به اهل بیت(ع)، از آسیب های جدی رنج می برد. یافته های پژوهش نشان می دهد که در این شعر آسیب هایی چون: غلو، سخن گفتن از زبان اهل بیت(ع)، استفاده از تعابیر نالایق به منظور ترحم نسبت به اهل بیت(ع)، نگاه جبرگرایانه به واقعه عاشورا، پررنگ کردن پدیده تشنگی در واقعه کربلا، اسطوره سازی به جای اسوه سازی، قرائت احساسی، خرافه پردازی و نسبت دادن رفتارهایی ناشایست به امام حسین(ع) و اهل بیت ایشان وجود دارد. نتایج تحقیق تطبیقی حاکی از آن است که این آسیب ها در شعر معاصر تشدید یافته اند، اما در متون کلاسیک ریشه دارند. مقتل شوشتری نیز با وجود جنبه های مثبت عرفانی و استفاده از منابع معتبر تاریخی و روایی، حاوی برخی از این آسیب هاست. این انحرافات با رسوخ در شعر عاشورایی عربی خوزستان موجب تضعیف جنبه های تاریخی، سیاسی و تربیتی عاشورا شده و عزاداری را به عملی صرفاً احساسی تبدیل می کنند که از درس های اساسی قیام امام حسین(ع) فاصله می گیرد.
۵۴۳۶۹.

متون نثر کلاسیک؛ یکی از زیرمتن های غزل نو(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۲ تعداد دانلود : ۶۹
در زیرساخت غزل معاصر، متن های پنهان بسیاری وجود دارد که عمدتاً تبار آن ها به شعر کلاسیک و مخصوصاً غزل های شاعران برجسته سبک عراقی، هندی و دیگر ادوار گذشته برمی گردد؛ اما دقت و تأملات جدی تر، ما را به زیرمتن های پنهان دیگری رهنمون می کند که متون نثر کلاسیک جزو مهم ترین آن هاست. در همین راستا هدف پژوهش حاضر بررسی تعاملات و مناسبت های بینامتنی «غزل نو» با متون مهم «نثر کلاسیک» است. روش پژوهش توصیفی تحلیلی و مبتنی بر آرا و اندیشه های نظریه پردازان بزرگ بینامتنیت و رویکردهای موجود در بلاغت فارسی است. یافته های این پژوهش نشان می دهد غزل سرایان جریان غزل نو با ایجاد پیوندها و مناسبات بینامتنیتی صریح و ضمنی مانند نقل قول (مستقیم و ضمنی)، ارجاع به نام مؤلف، نام کتاب، نام شخصیت ها، وقایع مهم، اشارات و تلمیحات و گاه ترکیبی از دو یا چند مؤلفه بینامتنی از ظرفیت های متون نثر کلاسیک در خلق اشعار خود بهره گرفته اند. این تعاملات با اهداف و کارکردهایی مانند برقراری دیالوگ میان دنیای جدید و قدیم، چندصدایی کردن شعر، ایجاز و اقتصاد بیانی، مشروعیت بخشی و استنادسازی، استفاده از ظرفیت متون کهن برای بیان رخدادهای جهان معاصر، ایجاد پویایی و تکثر معنا در متن، نمایش پشتوانه های فرهنگی و مطالعاتی شاعر و... صورت گرفته است.
۵۴۳۷۰.

آموزش دستور زبان عربی بر پایه نظریه واحدهای معنایی ایگور ملچوک(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۸ تعداد دانلود : ۳۴
(واحدهای واژگانی) در برخی از نظریات زبان شناسی غربی مطرح شده است و این نظریه به عنوان راه حلی منطقی و واقعی برای بسیاری از چالش هایی است که استادان آموزش زبان با آن مواجه هستند. این پژوهش با استفاده از نظریه معروف معنی-متن و تکیه بر واحدهای واژگانی (LEXEME) در صدد ارائه راه حلی مناسب و روشی آسان برای یادگیری مکالمه عربی است. این نظریه را نخستین بار ایگور مالچوک مطرح کرد و بدین طریق توانست تا حد زیادی از مانع بزرگی به نام (کلمه) عبور و به مفهوم (معنی-متن) اشاره کند. بر اساس این پژوهش مفهوم واحدهای معنایی(LEXEME) تا حد زیادی در یادگیری و آموزش مکالمه به زبان عربی موثر است. و این مهم از طریق تسلط زبان آموز بر کوچکترین واجدهای معنایی و تشخیص دلالت های فعلی در ترکیب جملات امکان پذیر است. این پژوهش درصدد است تا با استفاده از روشی توصیفی-تحلیلی، با تکیه بر ظرافت های واژگانی-دستوری زبان عربی، ضمن رفع چالش مربوط به وجود معانی متعدد مربوط به فعل واحد، دلالت های معنایی قواعد دستور زبان عربی را مورد بررسی و تحلیل قرار دهد.
۵۴۳۷۱.

بررسی شگردهای شروع و پایان دهی به مطلع و میزان دلالتمندی عناصر آن در مجموعه داستان های کوتاه قبل از انقلاب اسلامی هوشنگ گلشیری (با تکیه بر مجموعه «جبه خانه»)(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۳ تعداد دانلود : ۳۸
هوشنگ گلشیری، ازجمله داستان نویسانی است که به دنبال ارتباط تنگاتنگ و معناساز ساختار با محتوای داستان است. نگارنده در پژوهش حاضر، پس از واکاوی و نقد نظریه های ارائه شده در حوزه مطلع داستان، با تکیه بر نظریه رابرت فونک و افزودن قیدی بر آن، به دنبال آن است تا با روش توصیفی-تحلیلی، آغاز و پایان مطلع داستان های کوتاه سه مجموعه «مثل همیشه»، «نمازخانه کوچک من» و «جبه خانه» هوشنگ گلشیری و سازوکارهای شروع آنها را مشخص کند؛ سپس، برای رعایت اختصار و حجم مقاله، صرفاً به بررسی میزان دلالتمندی و صناعتمندی عناصر مطلع مجموعه «جبه خانه» پرداخته و در موارد لازم به نقاط قوت و ضعف آنها نیز اشاره کرده است. نتایج حاکی از آن است که در شروع های ترکیبی (45 %) عناصر تردیدبرانگیز و بی ثبات کننده فضای مطلع داستان همچون ابهام آفرینی، رمز و راز و نمادپردازی کاربرد برجسته یافته اند. با شدت یابی این موضوع، خودباختگی شخصیتی نمایان می شود و از این رو، شروع با شخصیت پردازی (30 %) در جایگاه دوم قرار دارد. چنین شخصیت هایی، آرامش گمشده خود را با پناه بردن به یادبودهای لذت بخش جبران می کنند و به همین سبب، بسامد شگرد «بازگشت به گذشته» در داستان های این نویسنده برجسته است. در ضمن، جملات آغازین داستان ها، دلالتمندی مستحکمی با جملات میانه و پایان داستان دارند و سرنخ های مهمی از معانی ثانوی و اجزای داستان به خواننده ارائه می کنند. درباره نحوه پایان دهی به مطلع داستان نیز بیشترین بسامد متعلق به شرح و تفصیل ماجرا و حادثه (50%) و جلب شدن توجه شخصیت اصلی به چیزی (30 %) است که این شگردها، بدون ایجاد گسست میان بخش مطلع با میانه داستان به کار رفته اند؛ در مجموع، گلشیری چهار شیوه را برای پایان دهی به مطلع برگزیده که حدود 80 درصد آنها مربوط به دو شیوه مذکور است که مؤید نگاه ویژه او به ساختاردهی و تشکل داستان و یافتن طریقه مطلوب در این زمینه است. 
۵۴۳۷۲.

بررسی نسبت رمان مدرن و اسکیزوفرنی با تکیه بر رمان «پارک شهر» از هانیه سلطان پور(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۷ تعداد دانلود : ۴۱
نقد ادبی معاصر به واسطه رشد چشم گیر استفاده از دیدگاه های روان شناسانه در بررسی و تحلیل آثار ادبی، بیش از هر زمان دیگری با دانش روان شناسی پیوند برقرار کرده است. در این میان چهره هایی هم بوده اند که از صِرف بهره جستن از نظریه های روان شناسی در نقد متون ادبی پا را فراتر گذاشته اند و در حوزه تئوری های فرهنگی و ادبی نیز دست به دامن اصطلاحات این دانش شده اند. خاصه نظریه پردازان پسامدرنیسم که به طور مشخص از عنوان و علائم اختلال «اسکیزوفرنی» در تشریح وضعیت پسامدرن بهره گرفته اند. به گونه ای که فرایندهای فرهنگی پسامدرن را مشابه وضعیت ذهنی مبتلایان این اختلال و زیرشاخه عمده اش یعنی «پارانویا» دانسته اند. این در حالی است که برخی خصایص عمده ادبیات داستانی مدرن، در دو زمینه شیوه روایت گری و شخصیت پردازی، با بیماری اسکیزوفرنی و علائم اصلی آن نظیر ازهم گسخیتگی روان و بیان و همچنین تمایل به انزوا و مردم گریزی، نسبت و شباهت قابل توجهی دارد. براساس همین فرض، در این پژوهش تلاش شده است تا با روش تحلیلی-توصیفی، رمان «پارک شهر» از هانیه سلطان پور با توجه به تأثیر و تأثر اسکیزوفرنی و داستان، بررسی و تحلیل شود. برای دست یابی به مقصود نیز از نظریه برایان مک هیل درخصوص تمایز مدرنیته و پسامدرنیته در رمان استفاده شده است. نظریه ای که تفاوت رمان مدرن با نوع پسامدرن را در توجه ویژه اولی به موضوعات معرفت شناسانه دانسته است. نتایج نشان می دهد که وجود ویژگی هایی همچون ازهم گسیختگی روانی و به تبع آن زبانی، برون ریزی غیرارادی ناخودآگاه، هذیان آلودگی و توهم و همچنین گرایش به تنهایی و انزوا در راویان و شخصیت های آثار داستانی، می تواند ظرفیت مهمی برای برجسته کردن دغدغه های شناخت شناسانه در این آثار فراهم آورد. موضوعی که اثبات می کند رمان مدرن نسبت قابل توجهی با علائم و ویژگی های اختلال اسکیزوفرنی دارد.
۵۴۳۷۳.

هنرسازه های مشابه با بدیع معنوی شعر فارسی در خط نستعلیق(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۰ تعداد دانلود : ۶۱
وجه اشتراک تمامی هنرها و اساساً آن چیزی که اثر هنری را به وجود می آورد، هنرسازه ها یا به عبارت دیگر شگردها و تمهیداتی هستند که هنرمندان در خلق آثارشان به کار می گیرند. هنر خوشنویسی و به ویژه خط نستعلیق ازجمله هنرهای اصیل ایرانی است که همواره با شعر فارسی همراه و همگام بوده است. به گواه تاریخ، بسیاری از شاعران، خطاط و بسیاری از خطاطان، شاعر بوده اند. نزدیکی این دو هنر، گذشته از بحث محتوا، در به کارگیری هنرسازه های مشابه نیز نمایان است. بخشی از شگردهای زیبایی آفرین در شعر فارسی مربوط به بحث آرایه های معنوی است، ابزارهایی که جنبه معنایی دارند و از طریق تناسبات و روابط معنایی کلام را منسجم تر می کنند و درواقع موسیقی معنوی کلام را به وجود می آورند. برای بسیاری از این هنرسازه ها، شگردهای مشابهی در خط نستعلیق وجود دارد. هدف این پژوهش که به شیوه توصیفی-تحلیلی و با رویکرد تطبیقی انجام شده، نشان دادن این شباهت ها با وجود تفاوت در حوزه بیانی این دو هنر است. مساله این است که شگردهای مشابه آرایه های معنوی شعر به چه صورت در آثار خوشنویسی خط نستعلیق تجلی می یابند؟ بدین منظور آثاری از هنرمندان خوشنویس برجسته در دوره ها و در قالب های مختلف به طوری که نماینده خط نستعلیق باشند، موردبررسی و تحلیل قرار گرفته است و نتایج حاصل از آن نشان می دهد که هنرسازه هایی مشابه آرایه های اغراق، تجسم، ایهام، تضمین، صدامعنایی و تخلص را که از مهم ترین شگردها و هنرسازه های بدیع معنوی در شعر فارسی است، می توان در خط نستعلیق نیز مشاهده کرد.
۵۴۳۷۴.

بینامتنیت نامه های جلال آل احمد و سیمین دانشور و آثار داستانی این دو نویسنده

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۹ تعداد دانلود : ۹۰
بینامتنیت در نگاه نظریه های جدید، متن را پدیده ای مستقل نمی داند و آن را در پیوندی مداوم با دیگر متون می بیند. هر اثر ادبی در شبکه ای از معنا، باور و تجربه شکل می گیرد و ردّ متون پیشین و هم زمان در آن حضور دارد. بینامتنیت این نکته را برجسته می سازد که یک متن چگونه از ظرفیت متون دیگر بهره می گیرد و آن ها را در ساخت معنای تازه بازآفرینی می نماید. با توجه به این مهم، جستار حاضر بر آن است تا از نظرگاه بینامتنیت، سویه های گوناگون تأثیر نامه هایی را که جلال آل احمد و سیمین دانشور به عنوان زوج نویسنده معاصر با زبانی ساده و در سبک یادداشت های روزمره نوشته اند به عنوان متن اول و برخی از آثار منتخب آن دو را به عنوان متن دوم بررسی و وجوه مشترک آن ها را با توجه به مؤلّفه های فرهنگی- اجتماعی، تاریخی، سیاسی و روابط شخصی تحلیل نماید. پژوهش حاضر با رویکرد تحلیل بینامتنی و با روش مطالعه تطبیقیِ متنِ مبدأ (نامه ها) و متنِ مقصد (آثار ادبی منتخب) انجام شده است. هدف، آن است که آشکار سازد بسیاری از مضامین مطرح شده در نامه های آن دو، در قالب ها و شکل های مختلفی از عناصر اصلی داستان بازآفرینی شده اند؛ از جمله: حوادث داستانی، صحنه پردازی، خلق شخصیت ها و گفتگوهای آن ها، اظهار نظر راوی و غیره .
۵۴۳۷۵.

نقد و بررسی مقالات تاریخ ادبیاتی منتشر شده در مجله جستارهای نوین ادبی از آغاز تا سال 1403(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۱ تعداد دانلود : ۷۶
پرسش اصلی مقاله آن است که مقالات تاریخ ادبیاتی در مجله دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه فردوسی مشهد از آغاز انتشار (1344) تا سال 1403 چه وضعیتی دارند؟ برای یافتن پاسخ و بر اساس شیوه توصیفی – تحلیلی ابتدا به سراغ مدیریت مجله می رویم. مدیرمسئول، سردبیر و هیئت تحریریه سیاست گذاران مجله هستند و خط مشی مجله را تعیین می کنند. در بخش دوم، سعی کرده ایم دوره های انتشار مجله را بر اساس متغیرهای برون متنی و تغییرات درون نهادی تعیین کنیم. با اندکی اغماض می توان هر دهه از بازه زمانی مذکور را یک دوره قلمداد کرد. در این بخش نشان داده ایم که در هر دوره بسامد انتشار مقالات تاریخ ادبیاتی چگونه بوده است. مسأله بعدی رویکرد نویسندگان مقالات تاریخ ادبیاتی است. در بین مقالات هفت رویکرد اصلی سراغ جستیم: اسنادی‑توصیفی، اسنادی‑تحلیلی، تطبیقی، ژانری، تحلیل گفتمان، نظریه پردازی و تاریخ ادبیات دریافت. هم چنین به این پرسش هم پرداختیم که نویسندگان مقالات در چه زمینه هایی مباحث تاریخ ادبیاتی را مطرح کرده اند. بررسی ما نشان می دهد که آن ها نُه زمینه اصلی را برگزیده اند: زندگی نامه ای، حماسی، عرفانی، بررسی های برون متنی، گونه شناسی، تطبیقی، تذکره پژوهی، ادبیات معاصر، ادبیات عامیانه و نظریه پردازی. میزان توجه به این زمینه ها در دهه های موردبررسی پرسش نهایی مقاله است.
۵۴۳۷۶.

معناشناسی استعاره در قرآن (جزءهای بیست و یکم تا بیست و پنجم)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۱ تعداد دانلود : ۴۸
معناشناسی علمی است که به بررسی دقیق ارتباط میان واژه و معنا می پردازد. این علم برای کشف معانی موجود در کلمات و جملات به شیوه های مختلف کاربرد دارد؛ بنابراین ضروری است که زبان شناسان جدید برای کشف اسرار آیات الهی، که نیاز به تفسیر و توضیح دارد از علم معناشناسی استفاده کنند.خداوند متعال بسیاری از معانی پوشیده را با بکارگیری استعاره بیان فرموده اند. استعاره از جمله ابزاری است که به معناشناسی نیاز مبرمی دارد. کاربرد این استعاره ها فقط صرف زیبایی شناختی نیست بلکه برای بیان مطلبی اتخاذ شده اند. پژوهش حاضر قصد دارد به تلفیق «معناشناسی» و «استعاره» درآیات جزءهای 25-21 قرآن کریم بپردازد تا بدین وسیله به معانی مکنون در استعاره ها و تصویر های موجود در آنها پی ببریم. از نتائج چنین بر می آید که تمامی انواع استعاره ها تصریحیه تبعیه، اصلیه، مکنیه و تمثیلیه در این اجزا بکار رفته اند. استعاره ی تمثیلیه بیشترین کاربرد را در این اجزاء دارند و هریک از استعاره های به کار رفته دلالت مختص به خود را دارند که عبارتند از: مبالغه و تأکید، مجسم کردن و تصویر آفرینی، روشن ساختن معنا. خداوند متعال به طور کلی استعاره ها را در این اجزا برای بیان مسائل اخروی و بیان حال کافران به کار برده است.
۵۴۳۷۷.

بررسی ائتلاف لفظ با معنا در خطبه شقشقیه نهج البلاغه بر اساس نظریه موریس گرامون(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۷ تعداد دانلود : ۴۲
از جمله نظریه هایی که امروز جایگاه بنیادینی در حوزه ادبی و دیگر حوزه های ساختار زبان وجود دارد، نطریه موریس گرامون زبا ن شناس فرانسوی در بحث القاگری آواها در متن و بافت جمله است. گرامون اولین کسی بود که به مطالعه توازن بین کاربرد واج ها پرداخت و بیان داشت که شاعران بیشتر برای ایجاد موسیقی و هماهنگی در شعر از تکرار واج ها بهره می گرفتند؛ بنابر این در سطح ادبی کلام و ساختمان کلی جمله، سطح آوایی را نمی توان از سطح معنایی جدا کرد. می توان گفت تکرار آواها می تواند در تداعی معانی مورد نظر شاعر یا نویسنده نقش بسزایی داشته باشد. این جستار درصدد است با استفاده از روش توصیفی –تحلیلی (تحلیل محتوا) بر اساس نظریه موریس گرامون به بررسی ائتلاف لفظ با معنا در خطبه ی مشهور شقشقیه، بر اساس واژگان متقاربه المعنی در محور جانشینی و مبنی بر القاگری آواها در ساختار و بافت خطبه مورد بحث و بررسی قرار گیرد. پس از بررسی و تحلیل این نتیجه حاصل شد که آوای خطبه شقشقیه در نهایت زیبایی، مفاهیم و معانی را به مخاطب القا می کند و تکرار صامت ها و مصوت ها در انتقال پیام به مخاطب در نهایت تأثیر بیان شده است.
۵۴۳۷۸.

تحلیل کنش های گفتاری بر اساس نظریه ادب براون و لوینسون (مطالعه تطبیقی داستان نوجوان فارسی و مصری)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴۱ تعداد دانلود : ۶۲
پژوهش حاضر با رویکردی تطبیقی، متمرکز بر نظریه کنش گفتار ادب براون و لوینسون است که در آن به تحلیل کنش های گفتاری شخصیت های اصلی دو رمان برجسته نوجوان، سفر به شهر سلیمان نوشته فریدون عموزاده خلیلی و حسناء والثعبان الملکی اثر یعقوب الشارونی پرداخته شده است. هدف بررسی، این است که شخصیت قهرمانان در متن چگونه در مواجهه با موقعیت های تهدیدکننده وجهه، از راهبردهای ادب بهره می گیرند و این راهبردها چه نقشی در هویت سازی روایی، پیشبرد متن دارند. چارچوب نظری پژوهش بر نظریه اولیه کنش گفتار آستین و سرل و به ویژه تقسیم بندی راهبردهای ادب براون و لوینسون استوار است. روش تحقیق توصیفی–تحلیلی است و تحلیل داده ها از طریق استخراج و طبقه بندی کنش های گفتاری در دو متن انجام شده است. یافته ها نشان می دهد که در سفر به شهر سلیمان، رابطه قدرت مستقیم و فاصله اجتماعی کم، میان دخترقالی باف و حشمت خان، سبب غلبه راهبردهای صریح و بدون پرده پوشی می شود؛ در حالی که در حسناء والثعبان الملکی، شخصیت قهرمان به دلیل ساختار رسمی و قدرت عمودی شخصیت ضدقهرمان، قهرمان نوجوان بیشتر به راهبردهای غیرمستقیم و ادب منفی گرایش دارد. نتیجه آنکه هر دو قهرمان برای حفظ وجهه منفی (آزادی و استقلال)، به صراحت رو می آورند؛ اما مسیر و شیوه دستیابی آنان به کنش گفتاری رهایی بخش متفاوت است.
۵۴۳۷۹.

بازتاب عناصر تراژدی ساز در داستان رستم و اسفندیار(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۷ تعداد دانلود : ۷۸
به گواه بسیاری از شاهنامه پژوهان، داستان «رستم و اسفندیار» یکی از منسجم ترین داستان های شاهنامه است؛ اما تراژدی بودن آن، برای بسیاری محل تردید است. برای رفع این ابهام؛ یکی از راه ها، رجوع به فن شعر ارسطو است. او در این رساله ، علاوه بر تقسیم بندی بخش های شش گانه تراژدی، عناصر مهمی را که در شکل گیری این نوع ادبی دخیل هستند، نیز معرفی کرده، که می توان از آنها با عنوان «عناصر سازنده ی تراژدی» نام برد. اگرچه او به طور جداگانه این عناصر را دسته بندی نکرده، اما با تدقیق در رساله ی او می توان یازده عنصر را که عبارتند از ایجاد دو حس «ترس» و «ترحم»؛ داشتن آغاز، میانه و پایانی منسجم؛ برخوردار بودن قهرمان از مجموعه ای از ویژگی ها؛ وجود یک رخداد تراژیک؛ وجود یک نقطه ضعف تراژیک در قهرمان؛ کشف؛ دگرگونی؛ پایان تراژیک؛ وحدت زمان؛ وحدت پیرنگ و وحدت مکان استخراج کرد. پژوهش حاضر می خواهد با شناخت این عناصر، معیاری مدوّن در تشخیص تراژدی بودنِ یک اثر ادبی به دست دهد. به این منظور، ابتدا این عناصر به طور جداگانه، تعریف شده اند؛ سپس وجود یا فقدان آنها در داستان رستم و اسفندیار مورد بررسی قرار گرفته است. لازم به ذکر است که داده های این پژوهش، تراژدی بودن داستان رستم و اسفندیار را تأیید می کند.
۵۴۳۸۰.

جلوه جادوانه معشوق در گستره اشعار غنایی ادب فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۹ تعداد دانلود : ۸۱
درون مایه اصلی غزل، عشق است. به طوری که اگر این موتیف رایج از ساختار غزل حذف شود، به قالبی بی روح بدل می گردد و مخاطبی نخواهد داشت. وقتی صحبت از غزل و اشعار غنایی است، عاشق و معشوق دو عنصر تفکیک ناپذیر آن اند. در این میان، به ویژه، نقش و حضور معشوق در مقام قهرمان اصلی غزل انکارناپذیر است. هنر اصلی معشوق، حد اعلای جلوه گری و دلبری و دلربایی با بهره گیری از تمام ظرفیت های وجودی خویش است. یکی از این ظرفیت های ذاتیِ معشوق برای تأثیر در عاشق، نیروی رازآمیز جادوانه اوست. در این جایگاه، معشوق، آن جادوزنِ مرتبط با جادوی سیاه و منفور و مرگ ارزان نیست؛ بلکه حسنِ مطلق و زیباییِ محض است که سرشت اغواگری و دست یازی به افسون و جادو، بر جذابیت رازآلود او می افزاید. بدین ترتیب، معشوق با به نمایش گذاشتن زیبایی های ظاهری خود چون چشم و ابرو و خط و خال و غمزه و زلف که با افسونگری و نیروی جادویی و عناصر و اعمال جادوان چون چشم بندی و خواب بندی و زبان بندی در پیوند است، در عرصه ادبیات زنجیره معنایی جدیدی می آفریند، عنان اختیار عاشق را با قدرت بیشتری بر دست می گیرد و غنای ذاتی خود را در تسلّط بر وجود عاشق، توانمندتر به تصویر می کشد.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان