بررسی شگردهای شروع و پایان دهی به مطلع و میزان دلالتمندی عناصر آن در مجموعه داستان های کوتاه قبل از انقلاب اسلامی هوشنگ گلشیری (با تکیه بر مجموعه «جبه خانه»)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
متن پژوهی ادبی دوره ۳۰ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱۰۷
173 - 224
حوزههای تخصصی:
هوشنگ گلشیری، ازجمله داستان نویسانی است که به دنبال ارتباط تنگاتنگ و معناساز ساختار با محتوای داستان است. نگارنده در پژوهش حاضر، پس از واکاوی و نقد نظریه های ارائه شده در حوزه مطلع داستان، با تکیه بر نظریه رابرت فونک و افزودن قیدی بر آن، به دنبال آن است تا با روش توصیفی-تحلیلی، آغاز و پایان مطلع داستان های کوتاه سه مجموعه «مثل همیشه»، «نمازخانه کوچک من» و «جبه خانه» هوشنگ گلشیری و سازوکارهای شروع آنها را مشخص کند؛ سپس، برای رعایت اختصار و حجم مقاله، صرفاً به بررسی میزان دلالتمندی و صناعتمندی عناصر مطلع مجموعه «جبه خانه» پرداخته و در موارد لازم به نقاط قوت و ضعف آنها نیز اشاره کرده است. نتایج حاکی از آن است که در شروع های ترکیبی (45 %) عناصر تردیدبرانگیز و بی ثبات کننده فضای مطلع داستان همچون ابهام آفرینی، رمز و راز و نمادپردازی کاربرد برجسته یافته اند. با شدت یابی این موضوع، خودباختگی شخصیتی نمایان می شود و از این رو، شروع با شخصیت پردازی (30 %) در جایگاه دوم قرار دارد. چنین شخصیت هایی، آرامش گمشده خود را با پناه بردن به یادبودهای لذت بخش جبران می کنند و به همین سبب، بسامد شگرد «بازگشت به گذشته» در داستان های این نویسنده برجسته است. در ضمن، جملات آغازین داستان ها، دلالتمندی مستحکمی با جملات میانه و پایان داستان دارند و سرنخ های مهمی از معانی ثانوی و اجزای داستان به خواننده ارائه می کنند. درباره نحوه پایان دهی به مطلع داستان نیز بیشترین بسامد متعلق به شرح و تفصیل ماجرا و حادثه (50%) و جلب شدن توجه شخصیت اصلی به چیزی (30 %) است که این شگردها، بدون ایجاد گسست میان بخش مطلع با میانه داستان به کار رفته اند؛ در مجموع، گلشیری چهار شیوه را برای پایان دهی به مطلع برگزیده که حدود 80 درصد آنها مربوط به دو شیوه مذکور است که مؤید نگاه ویژه او به ساختاردهی و تشکل داستان و یافتن طریقه مطلوب در این زمینه است.