ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۶۶۱ تا ۱٬۶۸۰ مورد از کل ۵۳٬۷۸۶ مورد.
۱۶۶۱.

زمینه های تاریخی داستان نبرد رستم و کاموس کشانی در شاهنامه(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:

کلیدواژه‌ها: اشکانیان کوشانیان هندوپارتیان رستم کاموس

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸۳ تعداد دانلود : ۱۴۲
روایات شاهنامه به صورت غیرمستقیم برگرفته از خداینامه های ساسانی و دیگر منابع پراکنده این دوره هستند که خود در طول دوره ساسانی تحت تأثیر برخی خاندان های صاحب نفوذ پرداخته شده اند و بازتابنده تاریخ ایران باستان تحت تأثیر نگاه حماسی و اسطوره ای ایرانیان به تاریخ هستند. داستان نبرد رستم و کاموس کشانی یکی از این روایات است که ریشه در تاریخ دوره اشکانی دارد. پرسش اصلی پژوهش حاضر این است که داستان نبرد رستم و کاموس کشانی در شاهنامه از چه زمینه تاریخی برخوردار است؟ یافته های این مقاله نشان خواهند داد که این داستان بازتابی از نبرد اشکانیان و کوشانیان در زمان بلاش چهارم و کانیشکا است که با دلاوری خاندان سورن در سیستان و خاندان گودرز در گرگان در نهایت به سود ایرانیان پایان یافت. اعمال خاندان سورن در این رویداد بعدها به شخصیت رستم منتسب شد، اعمال گودرزیان به سردودمان آنان گودرز کشواد نسبت داده شد و نام کانیشکا با تلفظ کاموس وارد تاریخ ملی ایران شد.
۱۶۶۲.

دامنه اطلاعات داستان در داستان کوتاه «ژاکت پشمی» و اقتباس تلویزیونی آن(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: قصه های مجید اقتباس معما تعلیق کنایه دراماتیک غافلگیری

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۲۳ تعداد دانلود : ۲۳۵
در روایت های کلامی و تلویزیونی، دامنه اطلاعات داستان نقش مهمی در حفظ توجه خواننده و بیننده دارد. نویسندگان این مقاله با شیوه تطبیقی، دامنه اطلاعات داستان و نحوه حفظ توجه خواننده و بیننده در داستان کوتاه «ژاکت پشمی»، نوشته هوشنگ مرادی کرمانی را با اقتباس تلویزیونی آن («ژاکت») به کارگردانی کیومرث پوراحمد براساس نظریه روایت شناسی رابرت مک کی، بررسی و مقایسه می کنند. نتایج پژوهش نشان می دهد که کانونی سازی داستان کوتاه «ژاکت پشمی» از نوع درونی یا دید همراه است که باعث غلبه عنصر تعلیق در آن می شود. این کانونی سازی برای تنوع دامنه اطلاعات داستان و جذابیت بیشتر روایت، از عنصر معما نیز استفاده می کند. این کار به کمک شگردهایی مانند پیشواز زمانی، روایت درونه ای، حذف و ... انجام شده است. در این فرایند، غافلگیری نیز به کمک معما می آید؛ چون با هربار غافلگیری کانونی سازی درونی و خواننده، به معماهای داستان افزوده می شود. اقتباس تلویزیونی داستان نیز از منظر یک کانونی ساز درونی غالب روایت می شود؛ با این تفاوت که دقایق زیادی از فیلم به کانونی سازی کنشگرهای دیگر نیز اختصاص دارد. این موضوع باعث افزایش کنشگرهای فیلم و درنتیجه، برجسته شدن آموزش توجه به حضور دیگری و گفتمان های متفاوت در آن می شود. این گفتمان ها اغلب با استفاده از شگرد روایت درونه ای وارد فیلم می شوند که این ورود نیز افزایش عنصر معما را درپی دارد. اگرچه روایت کلامی عنصر تعلیق را فقط می توانست با عنصر معما ترکیب کند، تعلیق فیلم با توجه به امکانات دوربین و خلاقیت کارگردان برای غنی تر کردن روایت با هردو عنصر معما و کنایه دراماتیک ترکیب می شود. همچنین، به دلیل همراهی رویدادها با موسیقی و به صورت چندبُعدی از زاویه های مختلف، تعلیق ها و غافلگیری های قدرتمندتری ایجاد می شود. در این شکل از روایت، ما با کانونی ساز درونی احساس همدلی و هم ذات پنداری بیشتری می کنیم. به این ترتیب، نتیجه می گیریم که اقتباس تلویزیونی داستان از امکانات و تکنیک های چندرسانه ای متنوع تر و پیچیده تری برای تقسیم اطلاعات داستان و حفظ توجه بیننده استفاده می کند.
۱۶۶۳.

تحلیل آثار داستانی عدنان غریفی با رویکردی زیست محیطی بر اساس مفهوم قدرت در اندیشه فوکو(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: عدنان غریفی رویکرد زیست محیطی مفهوم قدرت فوکو

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۱ تعداد دانلود : ۷۹
طبیعت نقش مهمی در شکل دهی به کنش های انسانی دارد که در عصر حاضر دچار اختلالاتی گردیده است. چنین مقوله ای در آثار داستانی عدنان غریفی نمود بارزی دارد. به همین دلیل ما با روشی توصیفی- تحلیلی به این سؤال پاسخ خواهیم داد که چه عواملی در دور کردن طبیعت از جایگاه ابژگی اش و بالطبع آن بحران های زیست محیطی و انسانی در جوامع آثار داستانی عدنان غریفی دخیل بوده است؟ نتایج پژوهش حاکی از آن است که گفتمان های حاکم بر جامعه ی داستانی عدنان غریفی گفتمان هایی مخرّب بوده و طبیعت را دچار اختلالاتی کرده و آن را از جایگاه ابژگی اش دور ساخته و با شی سازی طبیعت با توجّه به دیدگاه سودگرایانه و توسعه طلبی که در گفتمان های استعماری و استبدادی نمود می یابد، کنش هایی را در انسان ها برانگیخته و آنان را با بحران هایی روبه رو کرده که ما نمود آن را در گفتمان استبدادی قدرت و اقتصاد سیاسی همراه آن و در پی آن آلودگی و نابودی طبیعت و به هم خوردن پیوند انسان ها در مجموعه داستانی «مادر نخل»، در گفتمان توسعه یافتگی و اعمال تکنیک های انضباطی جوامع توسعه یافته ی بروژوازی برای شهرسازی و به طبع آن اختلال در طبیعت و زندگی انسانی در مجموعه داستانی «چهار آپارتمان در تهران پارس»، در گفتمان استبدادی و برساختگی سوژه ها و جامعه ی زندان گونه و در پی آن نفوذ قدرت در تمامی سطوح زندگی زیستی و انسانی و طبیعت مسلول در اثر توسعه ی ناپایدار در مجموعه داستانی «شنل پوش در مه»، در گفتمان سرمایه داری و شکل دهی به کنش های افراد و در پی آن آسیب به طبیعت در داستان «مرغ عشق» به وضوح می بینیم.
۱۶۶۴.

کارکرد جادوی مجاورت در عناوین آثار نثر فنی و مصنوع(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: جادوی مجاورت نثر مصنوع و متکلف عنوان قاعده افزایی توازن

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶۱ تعداد دانلود : ۱۵۶
جادوی مجاورت از عوامل مهم و تعیین کننده در بررسی تأثیرات زبانی و بلاغی بر نظرگاه اندیشگانی ایرانیان در طول تاریخ بوده است. این شگرد بلاغی به قدری قدرتمند است که گاه به مقدّرات تاریخی و فرهنگی ایرانیان جهت داده است. تأثیرگذاری جادوی مجاورت از طریق برجسته سازی در سطح کلام صورت می گیرد. نویسندگان در طول حیات ادبی ایران همواره سعی داشته اند با تکیه بر این عامل تأثیرگذار مخاطب را به درجه اقناع برسانند. دروازه ورود به متون عناوین آن هاست. ازاین روی، این برجسته سازی به شدت در میان عناوین آثار (به ویژه نثرهای مصنوع) دیده می شود. در این جستار با روش تحلیلی-توصیفی جادوی مجاورت در نوزده عنوان نثر مصنوع و متکلف نشان داده شده است. مبنای نظری جستار حاضر نظریات مندرج در کتاب از زبان شناسی به ادبیات کوروشصفوی است که ایجاد ادبیت را نتیجه قاعده افزایی و توازن در برونه زبان می داند. این قاعده افزایی و توازن موجب ایجاد جادوی مجاورت در عناوین آثار شده که در کنار زیبایی آفرینی، خوانندگان را از طریق التذاذ شنوایی و دیداری به مطالعه آثار ترغیب می کند و درنهایت همین عامل منجر به ایجاد حس اقناع در مخاطبان می شود.
۱۶۶۵.

فهمی نو از رندی های زبانی حافظ(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:

کلیدواژه‌ها: حافظ ایهام ایهام تناسب بلاغت چندلایگی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸۱ تعداد دانلود : ۱۴۶
شعر حافظ ازنظر به کارگیری ظرفیت ها و کارکردهای هنری، بلاغی و معنایی زبان، پیچیده ترین و رمزآمیزترین شعر در زبان فارسی است. او در این زمینه تا جایی پیش می رود که برای دریافت و درک دنیای فکری و اندیشگانی سخنش، از کنار هیچ جزئی از اجزای سخنش بی تأمل و درنگ نمی شود گذشت؛ چه، وی زیرکانه و رندانه و آگاهانه از تمام ظرایف و ظرفیت های زبان، برای ظهور اندیشه ها و ترسیم جهان بینی خویش استفاده کرده و با تردستی تمام از آنها سود جسته است. به دلیل به کارگیری همین شگردهای زبانی است که شعر حافظ، همواره ازطرف پژوهشگران ادبی از زاویه های گوناگون مطالعه و بررسی شده است. ازآنجاکه مهم ترین ویژگی سبکی و هنری حافظ استفاده اعجاب انگیز او از ایهام و انواع آن و به ویژه ایهام تناسب است، محققان و شعرشناسان بسیاری کوشیده اند تا با استخراج شواهد ایهام و انواع آن در شعر او، لایه های متفاوت معنایی و رمزوارگی زبانی هنر او را نشان داده و شگفتی های روابط منشوری واژگان در شعر او را آشکار نمایند. در این پژوهش که با روش توصیفی تحلیلی انجام شده است، ایهام تناسب هایی نو در شعر حافظ بررسی شده است. ایهام تناسب هایی که در دیگر پژوهش ها و شرح های شعر حافظ به آن توجه نشده است.
۱۶۶۶.

بررسی تصویر شهادت و شهید در اشعار غازی القصیبی و سلمان هراتی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: غازی القصیبی سلمان هراتی شهادت شهید مقاومت

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۴
ادبیّات پایداری، شاخه ای از ادبیّات است که مقاومت، شهادت، دلاورمردی های یک ملّت را در برابر هر نوع ظلم و ستم و تجاوز دربر می گیرد. در ادبیّات همه ملل این نوع ادبیّات جایگاه ویژه ای دارد. وطن دوستی، آزادی خواهی، مقابله با استکبار، ستایش مبارزان و مجاهدان و شهیدان و ..... از مواردی است که در زمره ادبیّات پایداری قرار می گیرند و از دیرباز تا دوره معاصر چنین اشعاری وجود داشته است. غازی القصیبی و سلمان هراتی از شاعران برجسته معاصر ادبیّات عربی و فارسی هستند که به عنوان شاعران متعهّد و مقاومت نام گرفتند؛ چرا که مضامین مقاومت و پایداری به خوبی در اشعارشان نمود پیدا کرده است. نویسنده در این پژوهش برآن است تا با روش تحلیلی-توصیفی و براساس منابع کتابخانه ای تصویر شهادت و شهید را در اشعار این دو شاعر مورد بررسی و تحلیل قرار دهد. فرضیه این پژوهش بر این است که تصویر شهید و شهادت در اشعار سلمان هراتی نسبت به تصاویر غازی القصیبی زیباتر، جذاب تر و کامل تر است.
۱۶۶۷.

نظام مندی در مفهوم سازی استعاری معرفت بر پایه دریافت های دیداری در تمهیدات و نامه های عین القضات همدانی: رویکردی شناختی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: استعاره مفهومی عین القضات همدانی مفهوم سازی معرفت حس بینایی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۵۵ تعداد دانلود : ۳۸۱
هدف از پژوهش پیش رو تبیین وجود نظام مندی در مفهوم سازی استعاری معرفت بر پایه دریافت های دیداری در تمهیدات و نامه های عین القضات همدانی بوده است و نگارندگان کوشیده اند علاوه بر نشان دادن وجود انطباق استعاری میان مفاهیم حوزه معرفت و دریافت های دیداری و تبیین چگونگی این انطباق بگویند در کتب مذکور کدام استعاره های مفهومی بنیادین مدلول های دیداری را با معرفت انطباق می دهد. برای نیل به این هدف نگارندگان از چهارچوب نظری استعاره مفهومی بهره گرفته اند. مدعای پژوهش حاضر این بود که میان استعاره «دانستن، دیدن است» و مجموعه مفاهیم حوزه معرفت سازگاری وجود دارد. همچنین در این پژوهش چگونگی انطباق اصطلاحات حوزه معرفت -رؤیت قلبی، نور، نور محمدی و نور سیاه عزازیلی- براساس استعاره مفهومی «دانستن، دیدن است» با حس بینایی بررسی شده است. دستاوردهای دیگر پژوهش نیز نشان داد در دستگاه فکری عین القضات نور و ظلمت و استعاره های مفهومی زیرمقوله ای این دو حوزه با استعاره «دانستن، دیدن است» همخوان است و مفهوم سازی از معرفت با ادراک های دیداری انطباق دارد.
۱۶۶۸.

واکاوی نظریه هنری فارابی در حوزه صنعت شعری برمبنای رویکرد صورت گرایی روسی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: نقد ادبی قدیم فارابی ارسطو محاکات صورت گرایی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹۸ تعداد دانلود : ۲۰۰
فارابی ازجمله فیلسوفان و اندیشمندان مسلمان قرن چهارم هجری است که نظریاتی در حوزه فلسفه هنر به طور خاص درباره شعر دارد. آراء فارابی روایتی دیگر از بوطیقای ارسطوست. ارسطو در بوطیقای خویش از محاکاتی سخن می گوید که هدف از آن تقلید صرف نیست؛ بلکه باز آفرینی و لذت از اثر هنری جدید است و اثر ادبی را چون پدیده ای مستقل می بیند. حال مسئله این است که باوجود صورت گراخواندن ارسطو ازسوی برخی محققان و بدیهی بودن تأثیر پذیری فارابی از وی تا چه میزان می توان آراء فارابی را متمایل به صورت گرایی دانست. به این منظور در این مقاله دیدگاه هنری فارابی درباب شعر، به ویژه محاکات (باز نمایی) با استفاده از روش توصیفی تحلیلی محتوا برمبنای آراء صورت گرایان روس بررسی شده است. این بررسی با مراجعه به برخی آثار وی ازجمله «مقاله فی قوانین صناعه الشعراء»، «جوامع الشعر»، «رساله فی التناسب و التألیف»، گفتارهای شعری از إحصا   العلوم ، آراء أهل المدینه الفاضله ، فصول منتزَعَه انجام شده است. با بررسی دیدگاه صاحب نظران درباره صورت گرادانستن ناقدان قدیم یونان از جمله ارسطو و ناقدان قدیم ادب عربی ازجمله فارابی همچنین با مروری بر دیدگاه های ارسطو که فارابی را بزرگ ترین شارح آثار وی می دانند و نیز با مراجعه به آثار و آراء خود فارابی و تبیین آنها این نتیجه حاصل شد که رویکرد غالب بر آراء فارابی درباره صنعت شعر صورت گرایی است.
۱۶۶۹.

بررسی نقض اصول گرایس در کامنتهای کاربران ایرانی در صفحات شخصی افراد مشهور خارجی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

نویسنده:

کلیدواژه‌ها: گفتمان اخبار جنجالی ماکسیم های گرایس اصول همیاری

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹۰ تعداد دانلود : ۱۷۰
گفتمان شناسی شاخه ی جدیدی از زبان شناسی است که به بررسی تعاملات می پردازد . یکی از مباحثی که در گفتمان شناسی مطرح می شود اصول چهار گانه ی گرایس است که لازم است در تعاملات مورد نظر قرار گیرند . نقض این اصول می تواند به منظور خاصی و برای بیان مطلب دیگری به کار رود . این تحقیق براساس چهارچوب نظری گرایس می باشد . در این تحقیق به بررسی تعاملاتی که پیرامون رویدادهای مهم جنجالی در فضای مجازی اینستاگرام توسط کاربران ایرانی ایجاد شده اند پرداخته می شود .هدف آن بود تا مشخص شود از اصول چهارگانه گرایس کدام یک بیشتر نقض گردیده و نقض این اصول چه کمکی به تعبیر نظرات کاربران میکند. بررسی توصیفی تحلیلی داده ها نشان داد که با نقض اصول کمیت و ارتباط ا بالاترین بسامد در صفحات اینستاگرام افراد معروف خارجی کاربران ایرانی قصد داشتند مفهومی را بیان کنند . نقض این اصول عمدتا برای تخریب یا بی احترامی به افراد بوده است .
۱۶۷۰.

برابرسنجی «غم غربت روح» در اشعار مولانا و نغمه نی از آنه ماری شیمل(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: برابرسنجی غم غربت روح نغمه نی آنه ماری شیمل مولانا جلال الدین محمد بلخی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴۸ تعداد دانلود : ۱۹۸
پژوهش پیش رو در پی آن است تا مسأله غم غربت روح و بازتاب آن را در سروده های شیمل ومولانا کاویده و از این طریق ضمن آگاهی از میزان تأثیرپذیری شیمل از آموزه های مولانا و چگونگی پرداختن به این موضوع (همراه با متعلقات عرفانی دیگر) را وارسی کرده و به رؤیت خواننده برساند. آنچه از این جستجو به دست آمد عبارت از آن است که: شیمل نیز همچون مولانا در آغاز مثنوی موضوع فلسفی / عرفانی غم غربت را از زبان «نی» آغاز می کند. در این راستا شیمل با گفتن «شنیدم» در عین حال، دعوت مولانا را که گفته بود «بشنو»، اجابت کرده و در پاسخ به او می گوید: من به نوای نی گوش فرا دادم و غم غربت همراه با حسرت اشتیاق به بازگشت روح را با جان و دل دریافتم. شیمل آنگاه این غم را نه تنها از زبان «نی»، که از زبان دیگر عناصر هستی نیز به تصویر کشانده، می گوید: این درد در دیگر ذرات و اجزای کاینات مانند بلبل، درخت و بهار نیز به گوش می رسد. شیمل آنگاه به تأسی از مولانا جلال الدین رومی «غم غربت» را با داستان هبوط آدم و زمان (وقت یا حال) پیوند داده و با توجه به زمینه های یاد شده نیز، موضوع را به کند و کاو می نشیند.
۱۶۷۱.

بررسی مقایسه ای «تجرید» در اندیشه مولانا و جیدو کریشنامورتی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: مولانا مثنوی جیدو کریشنامورتی تجرید عرفان

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۱۹ تعداد دانلود : ۱۶۳
تجرید به معنای ترک کلیه تعلقات مادی و معنوی برای رسیدن به حقّ و حقیقت، به عنوان یکی از مهمترین عوامل تشکیل دهنده تصوف، از مباحث اصلی و مورد توجه عرفاست که در متون عرفانی از آن سخن به میان آمده است. این جستار به روش توصیفی تحلیلی به مقایسه دیدگاه های مولانا جلال الدین محمد بلخی و جیدو کریشنامورتی در خصوص تجرید پرداخته است. هدف پژوهش، یافتن همسانی ها وناهمسانی ها در نظام فکری و اندیشگانی این دو عارف بزرگ مشرق زمین است. نتایج پژوهش نشان از آن دارد که این دو عارف در مسائل بسیاری همچون: اعتقاد همزمان به تجرید مادی و معنوی، تجرید از کشور یا سرزمین، تجرید از عقل، دانش و دانستگی، تجرید از خود یا نفس، تجرید و عشق، تجرید و خودشناسی و... با هم اشتراک اندیشگانی و در مسائلی همچون: تجرید از مرشد و معلم و تجرید از دین و ایدئولوژی با یکدیگر اختلاف و ناهمسانی دارند، اما به طور کلی نقاط اشتراک این دو بیش از نقاط افتراق است و این امر یکسان بودن آبشخور معرفتی و مشارب تجربی این دو عارف که همان عرفان حقیقی یا حقیقت عرفان است را نشان می دهد.
۱۶۷۲.

مطالعه تمایز های ساختاری (ساختار روایی) اسطوره آرش، در پنج متن معاصر با تمرکز بر نظریه کلود لوی استروس (با تأکید بر نمایشنامه آرش شیواتیر (ارسلان پوریا)، آرش کمانگیر (سیاوش کسرایی)، آرش (بهرام بیضایی)، آرش در قلمرو تردید (نادر ابراهیمی) و سفری برای آرش (اسماعیل همتی)(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: اسطوره آرش کلود لوی استروس تقابل های دوگانه معاصر ایران

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹۴ تعداد دانلود : ۲۳۹
از دهه 1330 شمسی روایت هایی از داستان بنیادین اسطوره آرش توسط نویسندگان معاصر ایران روایت شده است. این روایت ها بیش از اینکه به دنبال بیان داستان اسطوره آرش باشند، تلاش کردند برداشت های متأثر از جریان های فکری و فرهنگی  و سیاسی جامعه زمان خودشان را از این اسطوره داشته باشند. وجه مشترک تمام این روایت ها تقابل های دوگانه ای هستند که مدام خود را در فرایند روایت تکرار می کنند؛ تقابل میان اسطوره آرش و اسطوره مردم، میان ایران و توران و حتی میان آرش و نفس خودش. این تقابل دوگانه پیش تر موضوع نوشته های کلود لوی استروس بوده است. از نظر استروس انسان تمایل دارد هر چیز را به دو دسته تقسیم کند و حتی زمانی که می خواهد به واسطه یک عبارت آن را رفع کند خود ایجاد یک تقابل دوگانه دیگر می کند. این نظر چه در داستان بنیادین اسطوره آرش و چه در بازخوانی های نویسندگان معاصر از این اسطوره دیده می شود. استروس برای تجزیه و تحلیل بهتر این ساختار، شیوه خودش را که آن را اسطوراج می نامد معرفی می کند. این شیوه که برخاسته از زبان شناسی است روش مناسبی برای تحلیل بهتر این اسطوره است. در این جستار تلاش می شود با مطالعه پنج متن معاصر از اسطوره آرش و استفاده از روش تفکیک اجزای تشکیل دهنده روایت اسطوره استروس، به تمایز های میان بازخوانی های اسطوره آرش در متن های نام برده بپردازیم و ضمن برخورد با هسته بنیادین اسطوره آرش، مسیر حرکت اسطوره در این متن ها را پیدا کنیم.  
۱۶۷۳.

واکاوی نیازهای روانی بشر در شعر فروغ فرخزاد با تکیه بر الگوی اریک فروم

کلیدواژه‌ها: نقد روان کاوانه فروغ فرخزاد اریک فروم نیازهای روانی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵۷ تعداد دانلود : ۱۳۵
اریک فروم، روان کاو انسان گرا، با تأکید بر تأثیر جامعه در شکل گیری نیازهای روانی بشر، پنج نوع نیاز اساسی را برای جامعه انسانی، تعریف کرده است. پژوهش حاضر، با بهره گیری از الگوی فروم و به شیوه تحلیلی توصیفی نیازهای روانی بشر را در اشعار فروغ فرخزاد بررسی می کند. یافته های پژوهش حاکی از آن است که هر پنج نیاز روانی مطرح در نظریه فروم، در اشعار فروغ فرخزاد، دارای مصادیق مشخصی هستند: نیاز به پیوستگی در قالب عشق و پیوند با طبیعت نمود یافته است؛ نیاز به خلاقیت، با گرایش فروغ نسبت به شعر و شاعری، ارتباط دارد؛ هویت ایرانی، جهت گیری نسبت به مسئله دین و توجه به ریشه های دوران کودکی از دیگر نمودهای توجه فروغ فرخزاد به نیازهای روانی انسان در اشعار خویش است. همچنین مطابق با بررسی های فرومی، نمونه هایی از منش گیرنده، بهره کش، مرده گرا و بارور در اشعار فروغ مشاهده می شود که حاکی از تأثیر جامعه بر ایجاد کنش های روانیِ متن است. نتیجه آنکه بخش ناخودآگاه شعر فروغ فرخزاد، دربرگیرنده مجموعه مشخصی از نیازهای انسانی است که در صورت تأمین و تحقق، می تواند زمینه سعادت نوع بشر را فراهم آورد. 
۱۶۷۴.

مبانی نقدِ نقدِ ایدئولوژی و صدق و کذب ایدئولوژی در مثنوی مولانا(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: مثنوی نقدِ نقد ایدئولوژی مولانا صدق و کذب

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۱ تعداد دانلود : ۹۱
واژه ایده پس از افلاطون به دو معنای «آرمان گرایی» و «معناگرایی» اشاره می کند. اصطلاح ایدئولوژی، از لحاظ گستره معنایی و تفسیری بودن، امروزه یک متن محسوب می شود و مطالعه آن را می توان در دو رویکرد انتقادی و بی طرفانه ( خنثی) تقسیم بندی کرد. مارکس از فیلسوفانی بود که با رویکرد انتقادی، ایدئولوژی را مجموع ه ای از اندیشه ها می دانست که منافع طبقات را بازنمایی می کند. مثنوی به عنوان یک متن عرفانی و اجتماعی، ایدئولوژیک است ولی محتوای آن با ایدئولوژی مخالف است و ادعای شاعر آن نقد ایدئولوژی است. مولانا سعی کرده به وسیله دیدگاه انتقادی، به نقد ایدئولوژی ها بپردازد. در این مقاله با همین دیدگاه، به بررسی مبانی نقدِ نقدِ ایدئولوژی از نظر مولانا و صدق کذب آنها، در مثنوی پرداخته شده است. مولانا با استفاده از مفاهیم و مبانی ای چون اصل نگری، کل نگری، «موقوف فطام» (بازگیری)، مراتب معرفتی، عقل جزئی و کلّی، قصد دارد تا اهمیت و مبانی نقدِ نقدِ ایدئولوژی را به مخاطبین نشان دهد و با اشاره به صدق و کذب ایدئولوژی ها، به خاصیت خودافشاگر و گفتمانی آنها اشاره کند. او معتقد است به وسیله «انتظار» و «همت» در نقد (= نقدِ نقدِ ایدئولوژی)، می توان به واقعیت نزدیک تر شد. 
۱۶۷۵.

دگردیسی شخصیت مسیح، اشخاص و عناصر صدر مسیحیت در شعر متعهد معاصر فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: عیسی مسیح دگردیسی شخصیت آیینی شعر متعهد فارسی عناصر روایی مسیحیت نمادگرایی اسطوره شناسی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۱ تعداد دانلود : ۷۶
عیسی فرزند مریم یا عیسی ناصری ملقب به مسیح در فرهنگ و ادب سنتی فارسی پیامبر صلح ورزی، تحمل و تسلیم و نماد روح، شناخت معنوی، احیاگری، شفادهی و جانبخشی است اما این شخصیت آیینی و افراد و عناصر مرتبط با وی در شعر متعهد معاصر فارسی در ساحت اندیشه و گفتمان، کنش و کردار اجتماعی دگردیسی یافته اند. هدف این پژوهش آن است که ابعاد شخصیت مسیح و دگردیسی مفهومی عناصر مسیحیت را در شعر متعهد معاصر نشان دهیم. این مقاله به روش توصیفی-تحلیلی ارائه شده است و در آن به نظریات فرکلاف در ساحتهای سه گانه تحلیل گفتمان شامل کاربردشناسی زبانی، مفهوم شناسی و کردارشناسی(پرکتیس اجتماعی) و نیز نظریات تحلیل گفتمان ایدئولوژیک تئون وندایک توجه داشته ایم. شواهد و داده های متنی از آثار شاعران نامدار متعهد به دست آمده است. نتایج این پژوهش حاکی است که عیسی مسیح در شعر متعهد معاصر فارسی به مبارزی نستوه و دردمند، منادی آزادی و رهایی، جانبخش مبارزات، یاریگر ستمدیدگان، احیاگر اندیشه ای انقلابی و ایدئولوزیک و منادی دگراندیش بدل شده است. مسیح در آثار این شاعران نمادی از «خویشتن» مبارزه جوی شاعر است که برای آرمانها انسانی، سیاسی، اجتماعی و انقلابی تلاش می نماید و در این راه ملتزم مرگ می شود. همچنین در آثار ایشان، شخصیتهای وابسته دیگر مانند مریم، یهودا و العازر و عناصر ترسایی مانند صلیب، باغ جتسمانی، جل جتا نیز برای بیان اهداف ایدئولوژیک مورد توجه و بهره-برداری قرار گرفته اند و بطور کلی در مقایسه کلی با نقش و جایگاه سنتی دچار دگردیسی شده اند.
۱۶۷۶.

تحلیل ناامنی اجتماعی و سیاسی در گلستان

کلیدواژه‌ها: امنیت سیاست پادشاه جامعه گلستان سعدی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۶ تعداد دانلود : ۹۲
گلستان سعدی که قرن هفتم هجری قمری فراهم آمده ، در شمار اندرزنامه هایی است که حاوی محتواهای ارزشمند زیادی در زمینه های مختلف از جمله اجتماعی و سیاسی است. هدف از انجام تحقیق حاضر، شناخت اندیشه سعدی، ادیب بزرگ ایران در زمینه ناامنی اجتماعی و سیاسی در گلستان سعدی است. چارچوب نظری مقاله حاضر متکی بر نظریه نظام اجتماعی پارسونز و تحلیل ساختاری لوی اشتراوس است و با توجه به اینکه در هیچ یک از آثار قبلی، موضوع «ناامنی اجتماعی و سیاسی» مطرح نشده است. نسبت به آثار قبلی، از نوع اکتشافی است. سوم، در این مقاله تلاش شده است، با تحلیل گزاره های حکایات سعدی، نظام معرفتی سعدی در زمینه ناامنی اجتماعی و سیاسی مشخص شود. در این پژوهش، ابتدا موقعیت ها شناسایی و کدگذاری شدند و سپس کلیه عمل های اجتماعی گزارش شده در گلستان براساس عامل و طرف مقابل او کدگذاری گردید و بعد از این گام، عمل های اجتماعی یاد شده براساس «کُد» آن دسته بندی شد. بنابراین، تحقیق حاضر از نوع اسنادی و از نوع تحقیقات کیفی است. نتیجه این مطالعه نشان داد که ناامنی برای موقعیت های مختلف در جامعه مانند درباریان، لشکریان، مردم، افراد شاغل در بخش های مختلف درباری یا تجاری که با پادشاه در ارتباط هستند و یا حتی گدایان وجود دارد که ممکن است از طرف پادشاه یا متعلقان او مانند وزیر و دیگر درباریان، لشکریان و مأموران و یا شاهزاده باشد.
۱۶۷۷.

زبان رخداد و انتقال معنی، خوانش هرمنوتیکی عقل سرخ با تکیه بر نظریه گادامر(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: زبان رخداد عقل سرخ گادامر هرمنوتیک

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴۶ تعداد دانلود : ۱۵۱
امروزه هر پژوهشی با رویکرد هرمنوتیک در پی تحلیل چرایی و تبیین و تحلیل یک اثر است تا از این طریق میزان برداشت مفسر را از نوشته مؤلف برآورد کند. هانس گئورک گادامر ازجمله فیلسوفانی است که درزمینه هرمنوتیک برداشت خواننده از متن را نوعی بازآفرینی دوباره متن می داند و معتقد است که هنگامی که زبان از سمت نویسنده وارد متن می شود، دارای یک هویت جدید می گردد و به خودی خود هستی جداگانه ای دارد. او معتقد است که هر اثری در هر زمان و برای هر کس می تواند معنای جداگانه ای پیدا کند و در برداشت هر مفسر فرهنگ، تاریخ، زبان، نگرش و همچنین دیدگاه فلسفی مؤثر است. این مقاله که با رویکرد هرمنوتیکی فلسفی و به روش تحلیلی - توصیفی نوشته شده است در پی آن است که داستان عقل سرخ اثر سهروردی را از منظر گادامر و دیدگاه وی درباره زبان که هر فهمی برای مفسر در زبان رخ می دهد، بررسی کند و در پایان نتیجه می گیرد داستان عقل سرخ از یک داستان عامیانه به یک داستان رمزآلود قابل تأویل است. اما یک مفسر در میان تعینات روشن متن می تواند فهم دینی و عرفانی مستقلی از متن را دوباره بازتولید کند. این یعنی خوانش متن در هر برهه تاریخی نسبت به حوادث زمان و بینش مفسر در حال تغییر و بازتولید است.
۱۶۷۸.

شخصیت شناسی رمان بازی آخر بانو بلقیس سلیمانی بر اساس افلاک هفتگانه ویلیام بن هم(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: ویلیام بن هم شخصیت شناسی افلاک هفتگانه بلقیس سلیمانی بازی آخر بانو

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷۳ تعداد دانلود : ۱۶۱
پژوهشِ حاضر به بررسی شخصیت های رمان بازی آخر بانو نوشته بلقیس سلیمانی(متولد1342ش.) در چارچوب نظریه شخصیت شناسی ویلیام بن هم براساس ارتباط تیپ شناسی و افلاک هفت گانه می پردازد. بن هم کوشش می کرد تا با پیوند شخصیت و سیارات هفت گانه، تصویری کامل و روشنی از فرد ارائه دهد؛ زیرا شخصیت شناسی، در روان شناسی مبحثی بنیادی و مهم است که موجب قضاوت درباره ماهیت اصلی شخص می گردد و ابزاری برای معرفت خود و دیگری است. شخصیت شناسی بن هم یکی از روش های شناختی است که برای تعیین ویژگی های شخصیتی فرد استفاده می شود. همچنین با مدد ازآن می توان به نحوه فکر کردن، رفتار و واکنش های فرد برای موقعیت های مختلف پی برد و نقاط قوت و ضعف اشخاص را شناخت. شخصیت شناسی بن هم، نگرش ها، ارزش ها، افکار، روابط، رفتارها و غیره را براساس سیارات هفت گانه ارزیابی می کند. نویسنده رمان، درشخصیت پردازی با نگرش به مردمِ جامعه و شخصیت های واقعی با کمک تخیل خود پیش نمونه هایی را خلق می کند تا بتواند ماهیت آنها را نشان دهد. شخصیت و شخصیت پردازی از مهم ترین عناصر یک رمان به شمار می روند. پژوهش حاضر به روش توصیفی-تحلیلی می کوشد تا به این سوال اصلی پاسخ دهد که براساس نظریه شخصیت شناسی بن هم، کدام شخصیت همسانی بیشتری با نظریه مذکور دارد؟ براساس یافته های تحقیق، گونه سرشت کیوانی به شخصیت بانو نزدیک تر است که دال بر غم و غصه و خستگی ها و تلخی های زندگی وی است. گل بانو در ایام زندگی خویش از بعد از انقلاب اسلامی تا سال 1385، براساس شرایط و محیط زندگانی خود سرشت مختلفی را تجربه می کند که طالع نحس تفوق بیشتری در حیات وی دارد.
۱۶۷۹.

جریان شناسی پیرنامه های خطّه خراسان و قومس از قرن چهارم تا هشتم هجری قمری(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: جریان شناسی پیرنامه خراسان و قومس قرن چهارم تا هشتم هجری قمری

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵۶ تعداد دانلود : ۱۵۸
از قرن چهارم تا هشتم هجری قمری در خطّه خراسان پانزده پیرنامه به زبان فارسی و عربی تألیف یا ترجمه شده که عبارت اند از: مقامات قومسانی، مقامات خواجه عبدالله انصاری، کتاب النور، دستورالجمهور، مقامات کهن و نویافته ابوسعید، حالات و سخنان ابوسعید ابوالخیر، اسرارالتوحید، مقامات ژنده پیل، مقامات منظوم شیخ جام، رساله در اثبات بزرگی شیخ جام، ذکر قطب السالکین و ذکر شیخ ابوالحسن خرقانی و منتخب نورالعلوم، مناقب حاتمی جوینی و مرادالمریدین. در این مقاله کوشش شده تا ویژگی ها، تأثیرگذاری ها و تأثیرپذیری های مؤلفین و سیر تحوّل این آثار بررسی شود. پس از بررسی شیوه پیرنامه نویسی مؤلفین و بیان ویژگی های آثار، مشخّص شد پیرنامه های مربوط به یک پیر و به طور کلّی پیرنامه های خطه خراسان وجوه اشتراک زیادی با یکدیگر دارند. برخی پیرنامه های کهن مانند مقامات قومسانی، کتاب النور یا مقامات خواجه عبدالله انصاری شیوه و ساختار منحصر به فردی دارند و دارای شباهت کمتری با پیرنامه های متأخر هستند. با توجه به وجود شباهت های فراوان پیرنامه های نگاشته شده پس از اسرارالتوحید به این پیرنامه کهن احتمال بسیار وجود دارد که پیرنامه نویسان متأخر از نگاشته محمّد بن منوّر تأثیر پذیرفته باشند. عربی گویی و شیوه نگارش عالمانه، شاعرانه و هنری مؤلفین آثاری چون کتاب النور، اسرارالتوحید، پیرنامه های خرقانی و مرادالمریدین در معرفی شخصیّت والای پیران بیانگر وجود مخاطبان خاص و بادانش برای این آثار است و سست بودن کلام مؤلفین پیرنامه های احمد جام و درج کراماتی مادی با اهدافی انتقام جویانه نشان می دهد هدف این نویسندگان قدرتمندجلوه دادن شیخ احمد جام برای مخاطبان عام است.
۱۶۸۰.

دگرگونی معنایی در واژه های شمس النهار (نخستین نشریه افغانستان) و مقایسه آن با هفته نامه کابل (از نشریه های متأخر افغانستان)(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: دگرگونی معنایی زبان روزنامه نگاری شمس النهار کاهش واژگانی هفته نامه کابل

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴۶ تعداد دانلود : ۱۵۴
زبان روزنامه نگاری افغانستان از یک ونیم سده به این سو دگرگونی هایی را از سر گذرانده است. یکی از این ها دگرگونی معنایی واژگان از نوع "کاهش واژگانی" است. در این پژوهش، دگرگونی معنایی واژه های زبان فارسی در شمس النهار (نخستین نشریه افغانستان) و مقایسه آن با هفت نامه کابل، یکی از نشریه ها متاخر، بررسی شده است. هدف این پژوهش نمایاندن نوع، بسامد دگرگونی معنایی از نوع کاهش واژگانی (متروک شدن یکی از معناهای واژه ها یا متروک شدن کامل آن ها) و دریافت عوامل این دگرگونی در واژه های مس النهار است. این پژوهشِ بنیادی به شیوه توصیفی و با استفاده از منابع کتاب خانه ای صورت گرفته است. توصیف و تحلیل داده ها نشان می دهد که بیشترین دگرگونی ها از نوع "متروک شدن کلی" واژ ه ها است. دلیل این دگرگونی ها، گرایش زبان فارسی از تکلف به سادگی است. بررسی ها نشان می د هد که شماری از واژه های اردو در شمس النهار رایج بوده است. هم چنین کاربرد شماری از واژه های بالنسبه مهجور به ویژه واژه های عربی در شمس النهار نشان دهنده این است که در بازه زمانی نشر آن، استفاده از زبان متکلّفانه یا منشیانه در روزنامه نگاری بسیار رایج بوده است. در این تحقیق که برای نخستین بار به دگرگونی معنایی زبان فارسی در واژه های شمس النهار پرداخته شده است، نوع و بسامد دگرگونی معنایی واژه ها به صورت آماری نیز بیان شده است.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان