فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۳۳٬۲۰۱ تا ۳۳٬۲۲۰ مورد از کل ۵۴٬۴۱۰ مورد.
شبهای بیداران...
حوزههای تخصصی:
دانشنامه نگاری، ابزار توسعه و اشاعه ی تفکر علمی در تاریخ علوم و فناوری
حوزههای تخصصی:
هیولا
حوزههای تخصصی:
گزارشی از مراسم یادبود ایرج پزشک زاد در پاریس
حوزههای تخصصی:
همسان اندیشی و وامگیری در ادبیات عربی و فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ادب عربی و فارسی در بسیاری از مضامین، یکدیگر را چنان سخت در آغوش گرفتهاند که جدا کردن آنها از هم، شخصیت بخشیدن به هر کدام، نشاندن هر یک در جایگاه خاص خود و تعیین اصل و فرع را دشوار مینماید. نوشته حاضر به تجزیه و تحلیل مضامینی متعدد در این راستا میپردازد. و با مقایسهای که به عمل میآورد نکتههایی از زیباییها و تازگیهای هنری را در هر دو زبان بدون تعصب و موضعگیری مینمایاند.
عبور از سایه کیانوش
مقاله: سیاست گذاری های فرهنگی در ایران، واقعیت ها و مشکلات (با تأکید بر کتاب کودک و نوجوان)
حوزههای تخصصی:
سیر تحول شیوه های نوشتاری در دوره نهضت ادبی جهان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
نثر در ابتدای نهضت از تصنع و تکلف لفظی به ارث رسیده از دوران انحطاط رنج می برد. از دوره قبل دو شیوه نوشتاری به جای مانده بود: سبک مقامات حریری و سبک مقدمه ابن خلدون، که در ابتدای نهضت شیوه مقاله نویسی (نثر مسجع) رایج گردید. و این وضعیت تا اواخر قرن نوزدهم باقی ماند، در این زمان نویسندگان تصمیم گرفتند که نثر مسجع را کنار بگذارند، زیرا این شیوه ناتوان تر از آن بود که بتوانند به وسیله آن افکار و اندیشه های خود را بیان کنند. لذا شیوه مناسبی را به وجود آوردند و اندیشه های خود را بیان کنند. لذا شیوه مناسبی را به وجود آوردند که از سجع و بدیع و آرایه های لفظی بدور بود. و نثر عربی به خاطر اهتمام دانشگاه الازهر و دیگر مراکز علمی به آن، و ظهور روزنامه ها مجلات و ترجمه کتب غربی به عربی، شکوفا گردید. تا اینکه اواخر قرن نوزدهم چهار گروه با چهار شیوه مختلف ظهور کردند: گروه علمای سنتی الازهر، گروه نوگرایان میانه رو، گروه نوگرایان افراطی، گروه نویسندگان سوری، و در نهایت شیوه نوگرایان میانه رو غالب گردید که در راس آن محیط عبده بود و بعد از عبده شاگردش منفلوطی توانست گام بزرگی در تحول نثر بردارد و سبکی را به وجود آورد که در آن از کسی تقلید نکرده بود و از سجع مبتذل بدور و ساده و روان بود. به نظر می آید که مهم ترین شیوه های نثر ادبی در ادبیات معاصر عرب می تواند به صورت زیر باشد. شیوه ابراهیم یازجی، شیوه خلیل جبران، شیوه منفلوطی شیوه جرجی زیدان، شیوه طه حسین، و هر کدام ویژگی های خاص خود را داراست. در کل نثر معاصر عرب به اوج خود رسید. به نظر می آید که نثر عربی دوباره با چالش جدیدی روبرو شده است و نویسندگان جدید به شیوه نوشتاری خود توجه جدی ندارند و از اسلوب های زبان های بیگانه که تناسبی با زبان عربی ندارند، پیروی می کنند و با عجله و شتاب آثار خود را منتشر می نمایند و علت اصلی نیز سود مادی است که گروهی از نویسندگان جدید به دنبال آن هستند، لذا آثار خود را با علجه و بدون ویراستاری ادبی و علمی به بازار چاپ می فرستند و از طرفی عموم مردم نیز به خاطر عدم آگاهی از ویژگی های نثر ادبی والا، پذیرای هر گونه آثار ادبی هستند که به بازار عرضه می گردد.
ذهن و زبان "اقبال " در پرتو قرآن(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
شاعران و نویسندگانى که اندیشهء آنها از یک نظم فلسفى و منطقى برخوردار است، نه تنها آن نظم در زندگى فردى و اجتماعى آنان اثر مى گذارد بلکه در آثار ادبى که حاصل تراوش فکرى آنان است بسیار مؤثر است. در این مقاله سعى شده است که این شیوه و رویه در اندیشهء علامه اقبال به صورت کوتاه نشان داده شود وگوشه اى از تجلى قرآن کریم در ذهن و زبان اقبال بررسى شود. بویژه تأثیرى که فرآیند آن بزرگترین فلسفه اقبال یعنى اسرار خودى و رموز بیخودى را براى او و جهان بشریت به ارمغان آورد و او را به عنوان شاعرى هدفمند و خردورز و اجتماعى به جهان معرفى نمود.
تاثیر امام (ع) بر شعر عرب(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بیانات امام علی (ع) که تالی تلو قرآن و برترین نمونه سخن در زبان عربی پس از کلام خداست، منشا تاثیرات عمیق بر فرهنگ اقوام و ملل، بویژه ملتهای مسلمان بوده است. سخن ایشان بیشترین تاثیر را بر زبان و ادبیات عرب، هم در غنی ساختن محتوا و مضمون، و هم در خلق ترکیبهای جاودانه ادبی داشته است.....
صد و ده واژه قرآن کریم در زبان محاوره مردم تهران (در چهل سال قبل)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
حضور قرآن کریم در ادبیات ایران، اعم از شعر و نثر، کم نظیر است. این حضور منحصر به بهره گیری از مفاهیم قرآنی نیست بلکه از الفاظ و تعبیرات و امثال قرآنی هم، به صورت مستقیم یا نوعی اقتباس و با اندکی جا به جایی در الفاظ، بی آن که مفهوم و معنی را دگرگون سازد، استفاده شده است. پژوهش های صورت گرفته در این باب گوناگون و پرشمارند؛ اما موردی که ظاهرا کمتر در میدان بررسی قرار گرفته است حضور قرآن، یعنی مفاهیم و الفاظ و تعبیرات و امثال آن، در فرهنگ عامیانه یا، به تعبیری دیگر، در گویش و گفتار مردم (زبان و روزمره یا زبان محاوره یا تداول عامه) است. شاید پرداختن به این پژوهش در گوشه و کنار ایران بی فایده نباشد. صاحب این قلم، که در گذشته به نسبت دور برخی از کلمات و اصطلاحات و تعبیرات زبان روزمره و عامیانه تهرانی را به تفنن یادداشت می کرد، در ایام اخیر، که فرصتی بیشتر برای انس با قرآن و نیز رسیدگی به یادداشت های پراکنده و اندک گذشته خود یافت، به چند اصطلاح مرتبط با قرآن برخورد و، در نتیجه، به فکر افتاد که الفاظ و اصطلاحات و تعبیرات قرآنی چهل سال پیش را که در گفتگوهای مردم تهران، به تواتر، به کار می رفته است گردآوری کند. روشی که برگزیده است قرائت قرآن با توجه به این معنی و یادداشت لغات و اصطلاحات قرآنی موجود در زبان محاوره عامه مردم تهران است. البته، تکیه گاه قسمت عمده این یادداشت ها حافظه است و روشن است که دستاورد ما در این مورد نمی تواند جامع باشد؛ یعنی احتمال دارد موارد متعددی از الفاظ و تعبیرات در حافظه کنونی نویسنده حضور نداشته باشند. نویسنده، از سوی دیگر، سعی دارد از این مجموعه واژه هایی را کنار بگذارد که احتمال می دهد از واژگان متعلق به اصحاب قلم و مطالعه کنندگان آثار ادبی باشد. در عین حال، ممکن است خواننده از ملاحظه برخی اصطلاحات فنی فقهی و حقوقی تعجب کند، اما، نباید شگفت زده شد؛ زیرا اصطلاحات یاد شده ناظر به برخی از امور اجتماعی، به ویژه وقایع چهارگانه تولد و ازدواج و طلاق و مرگ و، با اندکی واسطه، مربوط به وقایع همسایه مجموعه آنها، یعنی ارث و وصیت است که، به هر حال، همه مردم در زندگی روزمره خود با آنها سروکار دارند و، در گذشته بیشتر از امروز، با این قبیل اصطلاحات به طور مستقیم- نه با واسطه وکلا و کارگزاران حقوقی- رو به رو می شده اند. به نکته دیگری نیز، که مربوط به محدوده کار از لحاظ زمانی است، باید اشاره کرد. نویسنده پایان محدوده زمانی این لغات و اصطلاحات را چهل سال پیش گرفته است؛ از آن رو که، در حدود چهل سال قبل، به سفری تقریبا دور و دراز رفته و، پس از بازگشت نیز، بیشتر با زبان رسمی و نه محاوره تهرانی سروکار داشته است. بنابراین، محدوده اطلاعات خود را در چهل سال پیش متوقف می داند......
نقد و تحلیلی بر «استعاره عنادیه» در کتب بلاغی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در بسیاری از کتب بلاغی جدید به پیروزی از گذشتگان بحثی با عنوان استعاره «وفاقیه و عنادیه» مطرح شده که هدف آن بیان «استعاره تهکمیه و استعاره تملیحیه» است و برای هر یک تعاریف و مثالهایی نیز ذکر شده که گاهی بین تعاریف و مثالها سازگاری وجود ندارد . آنچه در برخی از کتابهای بلاغی درباره برخی از استعاره ها از جمله «استعاره عنادیه» آمده بر مبنای تشبیه نیست ؛ یعنی نمی توان اساسا با واژه ای که مستعار نامیده اند تشبیهی ساخت و آن را یک طرف تشبیه قرارداد در نتیجه جامع یا وجه شبهی نیز در میان نخواهد بود تا عکس آن برای طنز با تمسخر به کار گرفته شود . ....
توصیف بهار در شعر شاعران طنزپرداز فارسى(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بهار و نوروز و آنچه بدان مربوط است از قبیل دگرگونى در طبیعت و آداب و رسوم ویژه آن، موضوع سخن شاعرانى فراوان قرارگرفته است. اما از چشم اندازه شاعران طنزپرداز به آن نگریستن لطفى دیگر دارد. در این مقال کوشش شده مهمترین نکته هایى که به لحاظ مایه هاى طنز مورد توجه شاعران واقع شده، دسته بندى و تقدیم گردد. گرچه موضوعات مورد عنایت بسیار زیاد است ولى به شانزده مورد اشاره مى گردد. دگرگونى هاى شگرفى که در طبیعت، موجودات زنده، پرندگان و انسان حاصل مى شود در رأس آن است و بقیه شامل: خانه تکانى و دشواریهاى آن، هزینه هاى گزاف براى نونوار شدن و درآمدهای ناچیز، اجناس نامرغوب و بنجل و اجحاف فروشندگان، و آنگاه ناشکیبى و تنک حوصلگى خانواده ها، چهارشنبه سورى، هفت سین، عیدى گرفتن و عیدى دادن، سورچرانى، میهماندارى و سیزده به در مى باشد. خالى از لطافت و کیفیتى نیست که مى شنوید شاعرى آغاز بهار را چنین توصیف مى کند: هر درختى چون جنون ما ز نوگل مى کند هرگلى هم خنده ها بر ریش بلبل مى کند