فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲٬۷۶۱ تا ۲٬۷۸۰ مورد از کل ۵۳٬۷۸۶ مورد.
منبع:
فرهنگ و ادبیات عامه سال ۱۱ مهر و آبان ۱۴۰۲ شماره ۵۲
۱۹۸-۱۶۵
حوزههای تخصصی:
آیین ازدواج از نخستین مراحل تا پایان جشن عروسی مجموعه ای از مراحل و عناصر را در خویش دارد. این آیین در فرهنگ عامه کشور ما با وجود همانندی ها، تفاوت هایی نیز دارد. استان فارس به ویژه مناطق جنوبی آن، مجموعه ای متنوع از فرهنگ ها، آداب و رسوم را در خود دارد که با وجود اشتراک با دیگر نقاط کشور، تفاوت ها و زیبایی های ویژه ای نیز دارد. هدف این مقاله معرفی و تحلیل ویژگی های فرهنگی و بومی آیین ازدواج، بر مبنای مردم نگاری است که به روش گردآوری داده ها به صورت میدانی و پرسش از بزرگ سالان و آگاهان بومی، به توصیف و تحلیل آیین ازدواج در علامرودشت (در جنوب استان فارس) پرداخته است. همچنین از زاویه «آیین های گذر» نیز برخی از مراحل تحلیل شده است. مراسم عروسی در علامرودشت از سنت هایی است که همچنان نشانه هایی از پای بندی به رسوم و میراث پیشین، در آن مشاهده می شود. یافته های این تحقیق نشان می دهد که فرایند ازدواج از انتخاب همسر تا پایان عروسی در این منطقه شامل مجموعه ای است که شادابی، همکاری گروهی، مشورت، احترام به بزرگ ترها، تأثیر مذهب و باورهای دینی، باورهای بومی، بازی های محلی، اشعار متنوع و موسیقی، همدلی، شور و شادی مهم ترین عناصر بومی و فرهنگی در مراحل مختلف آن است.
بررسی ویژگی های «انسان این جهانی» در «المواقف» و «المخاطبات» عبدالجبار نفّری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
ادبیات عرفانی سال ۱۵ پاییز ۱۴۰۲ شماره ۳۴
71 - 100
حوزههای تخصصی:
مقوله «انسان شناسی» بعد از خداشناسی، بدون تردید یکی از مهم ترین موضوعات در عرفان است و عارفان در این زمینه، نگاه ویژه و تفسیر خاصّی داشته اند. ابوعبدالله نفّری، به عنوان یکی از همین عارفان، گزارش تجارب عرفانی خود را در دو کتاب «المواقف» و «المخاطبات» در بندهای متعدّد و با زبانی بسیار پیچیده، ارائه داده است. از این رو می توان نگرش انسان شناسانه او را از این گزارش های شهودی، استنباط نمود. شناخت انسان در اندیشه این عارف دارای ابعاد مختلفی است که یکی از آن ها بحث از انسان مرتبط با ماسوای حق است. پرسش اصلی این پژوهش، به طور مشخص این است که «انسانِ این جهانی» در اندیشه عرفانی نفّری چه ویژگی هایی دارد؟ با این هدف نگارندگان با روش توصیفی-تحلیلی، محتوای «انسان شناسانه» اندیشه عرفانی وی را با تمرکز بر مطالب مربوط به «انسان مادون»، استخراج و تدوین کرده و به این نتیجه رسیده اند که نفّری اصرار زیادی بر این مطلب دارد که انسان در برزخ «حق» و «ماسوا» قرار دارد و این جایگاه مهم ترین عامل ابتلا و آزمون انسان است. او همچنین مصادیق ماسوای حق را محدود به موجودات آفاقی ندانسته و برخی ساحت های وجودی خود انسان را نیز ازجمله مصادیق ماسوای حق می داند.
بررسی مضامین سیاسی-اجتماعی در دیوان ادیب الممالک فراهانی و احمد شوقی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
زبان و ادب فارسی دانشگاه آزاد سنندج سال ۱۵ بهار ۱۴۰۲ شماره ۵۴
202 - 224
حوزههای تخصصی:
ادبیات متعهد حوزه های گوناگونی را در برمی گیرد. پرداختن به مسایل اجتماعی و سیاسی جامعه از مهم ترین رویکردهای این نوع ادبیات است. در عصر مشروطه در جامعه ایران و مصر اوضاع اجتماعی و سیاسی مشابهی شکل گرفته بود. مسائلی که استقلال و هویت چنین کشورهایی را دست خوش تعرّض بیگانگان قرار می داد و در نتیجه با خطر جدّی روبه رو می-ساخت؛ بنابراین شاعران اجتماعی در تب و تاب چنین اوضاع متلاطمی وارد شدند و مهم ترین همّ آنان پرداختن به مسائل اجتماعی و سیاسی شد. در این پژوهش که به شیوه توصیفی- تحلیلی انجام شده، مضامین اجتماعی- سیاسی در اشعار ادیب الممالک و احمد شوقی، بر اساس مکتب تطبیقی آمریکا استخراج و بررسی شده است. یافته های پژوهش حکایت از آن دارد که مضامینی از قبیل وطن پرستی، یادکرد آزادگان و پهلوانان وطنی، ترغیب به وحدت و همبستگی، انزجار از بیگانگان و انتقاد از نابسامانی های اجتماعی در شعر این دو شاعر، کاربرد گسترده ای داشته است با این تفاوت که ادیب الممالک، مسایل جزئی اجتماعی را هم در شعر خود وارد کرده است؛ حال آن که احمد شوقی غالبا مسایل کلان تر را مطرح نموده است. هر دو شاعر وطنی، در ابتدا نسبت به نهضت مشروطه دیدگاهی مثبت دارند؛ اما با ورود نابه هنجاری ها به ساختار نهضت، مسیر خود را تغییر داده و از آن شکوه سرمی دهند. اصلاح طلبی و لزوم عملکرد مثبت طبقات گوناگون اجتماع و اهل سیاست از مهم ترین راه کارهایی است که این دو شاعر برای نیل به پیروزی ملی، پیشنهاد می کنند. واژگان کلیدی: ادبیات تطبیقی، نهضت مشروطه، وطن پرستی، ادیب الممالک، احمد شوقی.
نفی انگاره های متافیزیک حضور در داستان کوتاه باز رو به رود(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
شالوده شکنی که دریدا آن را در تقابل با فلسفه افلاطونی و گفتمان های غالب غرب قرار داد؛ به نفی متافیزیک حضور، لوگوس محوری، نفی تقابل های دوگانه منتهی شد. در این دیدگاه، اگرچه دریدا از نفی کلام محوری در مقابل نوشتار، غیاب در تقابل با حضور، حقیقت در تقابل با مجاز و ... سخن می گوید، اما هدف او این نیست که نوشتار را بر گفتار، مجاز را بر حقیقت یا غیاب را بر حضور ترجیح دهد، بلکه می خواهد تکثر معنایی را در خدشه دار کردن این انگاره های متافیزیکی بازسازی کند و به معناهای تازه از متن دست یابد. داستان بازروبه رود اثر شهریار مندنی پور، انگاره های متافیزیکی بسیاری را در درون خود دارد که راوی در تلاش است این انگاره ها را در هم بشکند و با تعلیق های پیاپی معنایی، دال ها و نشانه های بی شماری ا برای معناهای متکثر حاصل کند. ما براساس روش توصیفی- تحلیلی در این مقاله برخی از این انگاره ها مانند نفی تعریف واحد حقیقت، مرگ مؤلف، نشانه شناسی پساساختارگرایی، ایدئولوژی غالب متن از طریق نفی تقابل ها و ارزش ها ... را مورد بررسی قرار داده ایم. کلیدواژه: شالوده شکنی، نفی متافیزیک حضور، داستان کوتاه، شهریار مندنی پور، باز رو به رود.
بررسی روایت در رمان اسفار کاتبان بر اساس نظریه روایت شناسی ژرار ژنت(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ژرار ژنت، روایت شناس مطرح ساختارگرا، طرح جامعی برای متون روایی پیشنهاد داده است. او سه وجه از سخن روایی؛ یعنی زمان دستوری (نظم، تداوم، بسامد)؛ وجه (فاصله و کانونی شدن) و لحن یا صدا (راوی در سه سطح: فراداستانی، سطح داستانی و زیر داستانی) را در بررسی روایت خود مطرح کرده است. این پژوهش، رمان اسفار کاتبان، اثر ابوتراب خسروی را بر اساس نظریه روایت شناسی ژنت با روش توصیفی- تحلیلی بررسی کرده است. دستاورد این پژوهش نشان می دهد که نویسنده با استفاده از شیوه بازگشت به گذشته، به زمان پریشی دست یافته است. وی با حذف و خلاصه گویی سرعت روایت داستان را تند و با بیان درنگ توصیفی، سرعت روایت را کند نموده است. همچنین در لحظه های حساس با بسامد مکرر و تکرار یک روایت، به مهم بودن حادثه پرداخته است و رمان با تعدد راوی و روایت، زمان پریشی، مرگ مؤلف و روایت بودن تاریخ، به فراداستان دست یافته است.
بررسی تطبیقی بازتاب جلوه های مقاومت در اشعار علی الجلاوی و حامد عسگری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
ادبیات پایداری سال ۱۵ پاییز و زمستان ۱۴۰۲ شماره ۲۹
75 - 110
حوزههای تخصصی:
ادبیات مقاومت، تلاش های یک نسل مبارز برای آزادی سرزمین، دین، فرهنگ و سنت های خود از سلطه متجاوزان را برای همگان در بیان فخیم شعری و ادبی ترسیم می کند. آثار شاعران متعهد همچون حامد عسکری از ایران و علی الجلاوی از بحرین میراثی ارزشمند در عرصه شعر مقاومت دو سرزمین است. مضامین و جلوه های ادبیات مقاومت، پیوندى مشترک میان این دو شاعر برقرار کرده است. با توجه به اینکه مقایسه بن مایه های پایداری در اشعار شاعران زبان فارسی و عربی زمینه ساز تبیین شباهت ها و تفاوت ها بین آن ها می شود؛ لذا پژوهش حاضر بر آن است تا با روش توصیفی تحلیلی، به واکاوی برجسته ترین مفاهیم و مضامین مشترک این دو شاعر در عرصه ادبیات پایداری بپردازد. یافته های پژوهش حاکی از آن است که درون مایه شعری دو شاعر در زمینه ادبیات مقاومت با هم اشتراک داشته و هر دو در این حوزه به انعکاس مؤلفه هایی همچون وطن دوستی، توصیف جایگاه شهدا، دعوت به مقاومت و پایداری، نفرت از جنگ و ویرانی، اشاره به نهضت عاشورا و آرمان گرایی (امید به آینده با ظهور منجی) پرداخته اند.
مطالعه تطبیقی انسجام بخشی آرایه مراعات نظیر در مراثی حسینی اشعار سید بحرالعلوم و میر عزا(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های دستوری و بلاغی سال ۱۳ پاییز و زمستان ۱۴۰۲ شماره ۲۴
111 - 127
حوزههای تخصصی:
رثای امام حسین(ع) و اشعار عاشورایی در ادبیات عربی و فارسی، از جایگاه ویژه ای برخوردار است؛ تاآنجاکه شاعران به زوایای مختلف آن پرداخته اند و تعزیه سرایان نیز چشمگیرترین بخش از اشعار خود را به آن اختصاص داده اند. مقاله حاضر با تمرکز بر اصل انسجام که مهم ترین معیار شکل گیری متن است و به روابط موجود در متن اشاره می کند، سعی در بررسی تناسب میان عناصر متن از طریق مراعات نظیر دارد. سید بحرالعلوم و میرعزا از این آرایه ادبی که باعث تناسب میان اجزای متن، تداعی معانی، مضمون پردازی ادبی و در نهایت انسجام متن می شود، بسیار بهره برده اند. این مقاله با روش توصیفی- تحلیلی، کارکرد صنعت مراعات نظیر و انسجام حاصل از آن را، در اشعار این دو سراینده به صورت تطبیقی مورد بررسی قرار می دهد. از دستاوردهای پژوهش این است که هر دو شاعر با توجه به مضامین گوناگون (ستایش امام حسین(ع)، ماتم اهل حرم، اندوه قدسیان، عظمت روز عاشورا و...)، مراعات نظیر را از طریق تلفیق با آرایه های ادبی دیگر مانند: تشبیه، تضاد، استعاره، کنایه و تلمیح در جهت ایجاد هماهنگی و تناسب معنایی، به کار می گیرند. هر دو شاعر، متنی منسجم دارند اما اشعار میرعزا با توجه به اینکه مخاطب اشعارش از نوع عوام است، عاطفه حزن درآن نمود بیشتری دارد و ابیات نیز ساده تر و روان تر از ترکیب بند بحرالعلوم است.
Using TBLT on Teaching Listening in Zahedan(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
This qualitative study aimed to investigate the perceptions of teachers regarding the impact of Task-Based Language Teaching (TBLT) on teaching listening skills. The research was conducted with 20 instructors, comprising 14 males and six females, with an average age of 32 years, who were interviewed using a structured questionnaire that consisted of four fundamental questions. The following results indicated that TBLT significantly impacted teaching listening skills. The findings revealed that TBLT provided a practical framework for teaching listening skills, allowing students to communicate authentically. The instructors reported that TBLT helped students develop their listening skills by providing opportunities to practice listening in different contexts and situations. Moreover, TBLT encouraged students to use their existing knowledge and skills to solve real-life problems, enhancing their motivation and engagement in learning. The instructors also highlighted the importance of task design in TBLT. They reported that well-designed tasks could facilitate the development of listening skills by providing students with clear goals, instructions, and feedback. Additionally, the instructors emphasized the need for appropriate assessment methods in TBLT, which should align with the learning objectives and provide students with opportunities for self-reflection and improvement. Overall, the study revealed that TBLT is a practical approach to teaching listening skills, as instructors acknowledged that TBLT provides students with opportunities to engage in authentic communication and problem-solving. The findings revealed that TBLT significantly and undeniably impacts teaching listening skills.
زبان بدن و پیامدهای آن در داستان های کوتاه جویس کارول اوتس (تحلیلی گفتمانی)
منبع:
تحلیل گفتمان ادبی دوره ۱ پاییز ۱۴۰۲ شماره ۲
65 - 84
حوزههای تخصصی:
جویس کارول اوتس داستان های کوتاه متعددی درباره بدن نوشته است. او بدن انسان را در تمام اشکال و شرایط مختلف به تصویر کشیده است .اگرچه با بدن به عنوان مرد یا زن، سیاه پوست یا سفید پوست، سالم یا بیمار و قوی یا ضعیف به صورت متفاوتی رفتار می شود، اما هر کدام به شکلی در معرض درد هستند. تفاوت ها در بدن شامل بدن های آسیب دیده و رنج دیده، بدن های بیمار، بدن های جنسیتی شده، بدن های در حال تولید مثل و بدن های تغییر شکل یافته می شود. هدف این تحقیق این است که نشان دهد اوتس تا چه حد در بازنمایی بدن ها بر اساس واقعیت موفق بوده است و در داستان های کوتاه خود بیشتر به چه نوع بدن هایی توجه دارد. او برای هر نوع از بدن که معرفی می کند شواهدی ارائه کرده است و این مطالعه به جزئیات داستان ها پرداخته است تا شواهد را برجسته کند و آن ها را با واقعیت و نظریه های علمی تطبیق دهد. برای این پژوهش از مجموعه داستان های کوتاه اوتس در دوره های زمانی مختلف استفاده شده است تا نگاهی اجمالی به آثار او در دوره های مختلف کارش داشته باشیم، نه صرفاً در زمان یا مجموعه ای خاص. مجموعه های مورد مطالعه در این تحقیق عبارتند از: من کسی نیستم که بشناسی (۲۰۰۵)، شوهر عزیز(۲۰۱۰)، شوره زار (۲۰۱۰)،دوشیزه ی ذرت (۲۰۱۱)، کوکب سیاه و رز سفید (۲۰۱۲)، دوست داشتنی، تاریک، عمیق. (۲۰۱۴) و منطقه ی جرم خیز (۲۰۱۴).
یکپارچگی عناصر شعر فارسی و تأثیر آن بر بالندگی این هنر(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش زبان و ادبیات فارسی زمستان ۱۴۰۲ شماره ۷۱
55 - 80
حوزههای تخصصی:
شعر نیز مانند هر ساختار دیگر از اجزا و عناصری تشکیل شده که بالندگی آن در گروه چینش ماهرانه و پیوند آگاهانه اجزای آن است. آنچه ما را بر آن می دارد تا شعری را خوب بدانیم، نتیجه فهم دانشورانه ادبی خردِ پنهان و آگاهی شاعری است که فن قرار دادنِ به جایِ واژگان در کنار هم را در خودآگاه خود پرورده و آنها را در قالب شعر با ناخودآگاه خود سروده است. در ادبیات فارسی، آنچه از دیرباز عامل برازندگی شعر شناخته و با عناوینی همچون «محورعمودی»، «وحدت ساختاری»، «انسجام و هماهنگی اجزا شعر» نام برده شده است، ناظر بر یکپارچگی هدفمند عناصر ساختاری شعر فارسی است. عناوینی کلی که روشی کاربردی برای رسیدن و رساندن شعر به یکپارچکی معرفی نکرده و به بیان این حقیقت -که برای برازندگی شعر، اجزای آن باید رابطه منسجمی با هم داشته باشند- بسنده کرده اند . این پژوهش، کوششی است برای ارائه شیوه نامه ای جدید با معرفی سنجه هایی برای شناسایی عواملی که عناصر شعر را به درستی در کنار هم قرار می دهند و پیوند شایسته ای بین این عناصر برقرار می کنند و در یک کلام موجب یکپارچگی عناصر شعر می شوند. در این شیوه نامه، هشت سنجه با عنوان های یکپارچگی: موسیقیایی، موضوعی، ضمیری، منطقی، واژگانی، زمانی، سبکی و روایی پیشنهاد داده شده و در پایان به این نتیجه رسیده است که رعایت یکپارچگی در شعر، موجب بالندگی و سزاواری این هنر می شود.
Étude Écocritique de L’Éco-anxiété à travers Le Petit Prince D’Antoine de Saint-Exupéry(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Depuis toujours, la littérature accorde le plus grand intérêt à l'étude de l’environnement et l’écosystème dans l’œuvre littéraire. Cependant, à cette époque, c'est à cause des crises que l’environnement tend de plus en plus à se représenter dans la littérature. De même, la crise écologique fait naître «l’éco-anxiété», un néologisme. Dès lors, «l’éco-anxiété» fait son entrée sur les études interdisciplinaires. L’écocritique comme une méthode d'analyse littéraire interdisciplinaire, accorde le plus grand intérêt à l'étude de l’environnement et de l’écosystème dans l’œuvre littéraire. Par rapport à ce lien étroit, Le Petit Price d’Antoine de Saint-Exupéry, l'un des représentants principaux de l’éco-anxiété, met en relief la crise et l’importance de l’environnement. L’objectif de cette recherche est d'étudier «l’éco-anxiété» du point de vue écocritique. Cette méthode d'analyse littéraire s'impose ainsi pour définir notre démarche de travail. Nous avons également l'intention de montrer la représentation de l’environnement naturel et l’environnement non-naturel (humain). Pour avoir entrepris ce travail de recherche, notre but est de faire, d'une manière novatrice, une analyse littéraire afin d’attirer l’attention du lecteur sur la crise de l’environnement. Ce travail de recherche adressant à tous, rappelle l’importance de la responsabilité environnementale et la protection de l’écosystème.
La fuite du Temps chez Charles Baudelaire L’analyse de l’Imaginaire littéraire dans les poèmes de Charles Baudelaire(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Cette étude se concentre sur le concept du Temps chez Charles Baudelaire. L’Ennui et l’angoisse de la fuite du temps sont décrits comme de grands obstacles qui empêchent l’auteur d'atteindre son Idéal. Lorsque le voyage dans l’espace est lié au voyage dans le temps, il permet d’absorber l’énergie des cycles temporels. Cela signifie que dans cet espace, on peut se laisser entre les mains du temps afin de pouvoir surmonter facilement les obstacles de la vie. Or, on cherche à découvrir si Baudelaire craint le passage du temps. Ensuite, on démontre sous quelles formes l’angoisse du temps se présente dans sa conscience. Grace à la méthode de Jean Burgos, basée sur la coordination du langage poétique et de l’imaginaire et en analysant les poèmes de Les Fleurs du Mal de Baudelaire, on essaie de trouver des réponses à ces questions. Pour cela, on cherche un schéma directeur de progression qui accepte l’évasion du temps sous forme d’une écriture poétique de la ruse. Signalons que notre étude s’intéresse à l’image.
بررسی تطبیقی بازتاب ویژگی های اقلیمی و روستایی در رمان های: «زمین سوخته» اثراحمد محمود و«ملکة العنب» اثر نجیب الکیلانی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات ادبیات تطبیقی دوره ۱۷ پاییز ۱۴۰۲ شماره ۶۷
380 - 402
حوزههای تخصصی:
ادبیّات اقلیمی و روستایی به عنوان شاخه ای از ادبیّات به بیان ویژگیهای جغرافیای طبیعی و انسانی و تحولات اجتماعی منطقه خاصی می پردازد و در ادبیات اکثر کشورها از جایگاه ویژه ای برخوردار است. دو نویسنده بزرگ معاصر فارسی و عربی، از جمله نویسندگان متعهد با اتکا به فرهنگ بومی، مشکلات جامعه را مطرح نموده و اذهان را برای چاره جویی و درک آن ها در قالب داستان های خود فرا می خوانند. داستان ملکه العنب از آثار نجیب کیلانی در مورد روستایی با امید و رنج در امتداد تحولات تاریخی معاصر مصر در اواخر قرن بیستم است. اهمیت این رمان زمانی آشکار می شود که به شاخصه های روایت واقع گرا نزدیک و برگرفته از سلسله حوادثی است که در بطن جامعه رخ داده است. زمین سوخته اثر احمد محمود نیز به عنوان یک سند اجتماعی-تاریخی از وقایع جنگ و انعکاس اوضاع اقلیم جنوب و مصائب مردم با چیره دستی در صحنه های نمایش داستان با سبک واقع گرا در نگاه نویسنده نقاد به تصویر کشیده است. ضرورت و بررسی این موضوع زمانی آشکار می شود که در صورت توسعه و پیشرفت جوامع اسلامی بسیاری از مشکلات فرهنگی و اجتماعی نیز در این جوامع حل می شد. پژوهش حاضر با رویکرد توصیفی از محدوده مورد مطالعه به بررسی و ارزیابی عناصر اقلیمی با روش کیفی پرداخته است. ابتدا منابع اولیه در حیطه های جغرافیایی و محلی استخراج شده و در ارتباط با پیامدهای اجتماعی مورد بررسی قرار گرفته است. نتایج حاصل از این پژوهش جهت دستیابی به عناصر اقلیمی و بومی تأثیرگذار بمنظور اهداف توسعه پایدار لازم و ضروری است.
تحلیل مناسبت ها. گونه ها و ساخت تلمیح در نو غزل های قیصر امین پور(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تلمیح را اشاره به داستان، قصه، مثل، شعر، آیه یا حدیثی، بدون تفصیل و تصریح دانسته اند؛ که سبب غنای معنوی و عاطفی و نیز خیال انگیزی و اثرگذاری سخن می شود. رویکرد شاعران به تلمیح، چه از نظر موضوع، چه از حیث منبع و چه ازجهت نوع پردازش و طرح آن یکسان نیست. بررسی نوع نگاه شاعران و نویسندگان به تلمیح، بویژه واکاوی گونه های تلمیح و شیوه ها و شگردهای توسعه معنایی و ساختاری تلمیحات در آثار آنان، نکات ارزنده ای را در سبک، ساختار و محتوای آثارشان روشن می کند. قیصر امین پور یکی از شاعران موفق نوغزل پرداز است که در تلمیحاتش -هرچند مشترکات و مشابهت هایی با دیگران دارد- ویژگی های تازه ای دیده می شود. در مقاله حاضر، ضمن پرداختن به تلمیحات مندرج در نوغزل های قیصر، با روش تحلیلی-توصیفی، شیوه ها و شگردهای آشنایی زدایی از تلمیحات و ساخت آنها نیز بررسی شده است. نتایج نشان می دهد که در نوغزل های قیصر، با اینکه به نظر می رسد عمده تلمیحات در محور افقی متوقف مانده اند، امّا بسیاری از آنها در محور عمودی متحول شده و حتی در مواردی، به سطح تلمیح ساختاری رسیده اند. در این موارد، تلمیح در سراسر سروده یا دست کم تا چند بیت گسترش یافته است. امین پور بیشتر ترجیح می دهد با استفاده از تناسب های ایهام زا و ابهام آفرین، ساختی محکم و درخور بیافریند. از نظر محتوایی، تلمیحات دینی غیر ایرانی بیش از دیگر گونه های تلمیح، ذهن و روان او را درگیر کرده است و پس از آن، تلمیحات ادبی بسامد بیشتری دارند. در نوغزل های امین پور از گونه غیر ایرانیِ تلمیحات اسطوره ای، تاریخی و عرفانی استفاده نشده است.
تحلیل روان زخم حاصل از جنگ در رمان «زمین سوخته»(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش زبان و ادبیات فارسی پاییز ۱۴۰۲ شماره ۷۰
53 - 82
حوزههای تخصصی:
روان زخم، آسیبی روان تنی- اجتماعی است که در اثر عوامل مختلفی بر ذهن فرد وارد می شود؛ تأثیری عمیق بر آن می گذارد و چه بسا زندگی و سرنوشت او را به سمت و سوی دیگری سوق می دهد. یکی از حوادثی که تأثیر طولانی مدّت بر روان فرد می گذارد، حوادث جنگ است. از این روی به واسطه جنگ های متعدّدی که همواره در طول تاریخ گریبانگیر کشور ما بوده، به ویژه جنگ تحمیلیِ هشت ساله، روایت ادبیِ روان زخم در آثار برخی نویسندگان ایرانی راه یافته است. پژوهش حاضر به روش تحلیلی- توصیفی انجام شده و بر آن است که نمودهای بیان ادبی این ضایعه روانی را در رمان «زمین سوخته» احمد محمود بررسی کند و آسیب واردشده بر روان هر یک از شخصیّت ها را تحلیل نماید. برای همین، نخست به مباحث نظری درباره روان زخم پرداخته ، سپس تأثیر آن را بر شخصیّت های رمان یادشده تحلیل و بررسی کرده است. در پایان، این نتیجه حاصل شد که واکنش هر یک از شخصیت ها، با دیگری متفاوت است؛ بدین ترتیب که بر اثر روان زخم های واردشده بر آنان، شخصیّت «شاهد» در آسایشگاه روانی بستری می شود؛ «ننه باران» از شخصیّت پیشین خود فاصله می گیرد؛ «نرگس» دچار افسردگی حاد می شود و «گلابتون» مشاعر خود را به کلّی از دست می دهد. بدیهی است در کنار آثار درخشان داستانی در ستایش از قهرمانی های ظهور یافته در دفاع مقدس این رمان از منظر چارچوب نظری مختار نیز در خور مطالعه می تواند باشد.
تحلیل رمان «جای خالی سلوچ» از منظر وضعیت اعتماد اجتماعی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش زبان و ادبیات فارسی پاییز ۱۴۰۲ شماره ۷۰
113 - 144
حوزههای تخصصی:
ادبیات و اجتماع همواره رابطه ای دوسویه و تعاملی مستمر دارند. در بسیاری از آفرینش های ادبی، به ویژه رمان ها، بازتاب عناصر و مسائل اجتماعی، افزون تر از سایر آثار ادبی است. اعتماد، یکی از مهم ترین مسائل اجتماعی و از شاخصه های سرمایه اجتماعی است. با وجود این همواره یکی از پایه های لرزانی که در آسیب های اجتماعی وجود دارد، مسئله بی اعتمادی است. این پژوهش درصدد است بر پایه چهارچوب نظری گیدنز، یکی از مسئله های اجتماعی را در رمان «جای خالی سلوچ» بکاود. روش این پژوهش، توصیفی- تحلیلی است که با استقصای در متن و استناد به آن تجزیه و تحلیل صورت می گیرد. این مقاله به تشریح علل بروز بی اعتمادی در این رمان پرداخته و به این پرسش پاسخ داده ایم که بی اعتمادی گسترده ای که دولت آبادی روایت می کند، ریشه در چه عواملی دارد. نتایج بیانگر آن است که انقلاب سفید و اصلاحات ارضی و مصائبی که برای روستاییان به دنبال داشت، تأثیر فراوانی در افزایش بی اعتمادی مردم رنج کشیده روستایی داشته است. از جمله عوامل کاهش اعتماد اجتماعی، شکست سیاست های اقتصادی تابع اصلاحات ارضی و هم زمان با آن، ناتوانی نظام اجتماعی برای پاسخ به مشارکت مردم بوده است. از اساسی ترین پیامدهای اجرای این طرح می توان به بیکاری، فقر و مهاجرت از روستاها اشاره کرد. در حقیقت دگرگونی پایه های حیات اقتصادی، عملکرد ضعیف دولت و شرایط بد اقتصادی روستاییان، از دلایل اصلی از کار افتادن نبض اعتمادِ بازنمایی شده در این رمان است. بیشترین بی اعتمادی، مربوط به اعتماد نهادی و بین شخصی است که بیانگر بی اعتمادی روستاییان به حکومت و نمایندگان وقت آن است و نشان می دهد که سیاست های حکومت پهلوی دوم در مسیر گسترش انواع اعتمادها نبوده است.
تحلیل ساختاری و نشانه معناشناختی قصه ی کوتاه و عامیانه ی «برگ مروارید»(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بررسی و نقد لایه های صوری و معنایی قصه های ایرانی در شمار پژوهش های نقد ادبی می گنجد. قصه های عامیانه از حیث محتوا و ساختار، دارای ارزش های فرهنگی و ادبی هستند. هدف این پژوهش، بررسی قصه ی عامیانه برگ مروارید از مجموعه ی قصه های ایرانی (41 متن قصه و 35 روایت) گردآوری و تألیف انجوی شیرازی است. انجوی شیرازی این قصه ی کوتاه را از راوی، علی محمد فرهادی، اهل توسک سفلی ملایر شنیده و در این مجموعه ثبت کرده است. روش پژوهش توصیفی تحلیلی و با ابزار کتابخانه ای و به کاربستن نظریه ی نشانه معناشناختی گریماس انجام شده است. ساختار و بافت قصه، شیوه ی آفرینش و دریافت معنا در این روش اساس بررسی است. گریماس در پی آن بود که برای مطالعه ی روایت، الگویی منسجم را ارائه دهد که بعدها آن را نشانه معناشناسی نوین نامیدند؛ به باور گریماس آنچه اهمیت دارد، شناخت فرایند تولید متن از زمان انتقال تا دریافت، برپایه ی عناصر شَوِشی و کُنِشی است؛ به این ترتیب می توان ادبیات داستانی را بستری مناسب برای کاوش های گفتمانی و تلفیق ادبیات و گفتمان دانست؛ زیرا روایت مبتنی بر زبان شناسی، دریچه های تازه ای در عرصه ی ادبیات داستانی باز می کند. در این پژوهش با بهره گیری از درون مایه ی قصه ی برگ مروارید، گونه های مختلف نظام گفتمانی هوشمند و عوامل آن ها را استخراج کردیم و به این نتیجه رسیدیم که هرچند این قصه برآمده از فرهنگ عامه است و ساختاری سنتی دارد، درعین حال از الگوی ساختاری و روایتی نظام مند و معنادار برخودار است و با نظریه ی نشانه معناشناسی گریماس انطباق بسیار زیادی دارد؛ ازجمله اینکه فرایند روایی تغییر معنا نیز در این قصه ، با گذر از مراحل عقد قرارداد، عملیات اصلی (توانش و کنش) و ارزیابی شناختی و عملی اتفاق افتاده است.
مقایسه تطبیقی لکانی مفاهیم تمنا و مطلوب گمشده در منتخبی از اشعار نصرت رحمانی و هنری چارلز بوکوفسکی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جستارهای نوین ادبی پاییز ۱۴۰۲ شماره ۲۲۲
123 - 145
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر مطالعه ای تطبیقی در خصوص مفاهیم تمنا، عشق و مطلوب گمشده ژاک لکان در منتخبی از اشعار نصرت رحمانی و هنری چارلز بوکوفسکی، دو شاعر معاصر ایرانی و آلمانی -آمریکایی است. اهداف مقاله، اثبات وجود و بررسی دلایل روانی این تمنا و جستجوی بی پایان برای مطلوب گمشده در راویان اشعار است. عشق در آثار این دو شاعر همواره با فقدان و جدایی عجین بوده است که جستجوی بی پایان راویان را برای رسیدن به مطلوب اصلی میل نشان می دهد. راویان بوکوفسکی و رحمانی درصددند تا بهشت گمشده خویش را در معشوقه های متفاوت بیابند، غافل از اینکه درگیر ژوئَسانسی فالیک شده اند که پیامدی جز وسواسی تکرارگونه ندارد. از دیگر دلایل این جابجایی عشق و تمنا، شورش علیه قانون پدر و نظم مستقر در ساحت نمادین است که راویان اشعار را دچار دوگانگی و فقدان می کند. محققان برآنند تا با مدد نظریه های تمنا، رانه و ژوئسانس لکان، علل این شیدایی یا عصیانگری را که به صورت نفرت، مرگ اندیشی، جدایی و سردرگمی نمود پیدا می کنند بیابند. پژوهش حاضر به این نتیجه می رسد که راویان به منظور رسیدن به مطلوب مطلق و یگانگی با مادر اولیه، پیوسته درگیر عشقی خیالی می شوند که هرگز پیوندشان را با عشق کامل امر واقع میسر نمی گرداند.
بررسی متن چاپی فرهنگ قانون ادب بر اساس 10 دستنویس کهن(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تاریخ ادبیات پاییز و زمستان ۱۴۰۲ شماره ۹۳
43 - 85
حوزههای تخصصی:
قانون ادب، تألیف ابوالفضل حُبَیش بن ابراهیم تفلیسی، مفصّل ترین فرهنگ عربی به فارسی از قرن ششم هجری است. آثار تفلیسی از چندین منظر، به ویژه شناخت بهتر ویژگی های گویش های غرب ایران، حائز اهمیت است. از میان این آثار قانون ادب گنجینه ارزشمندی از لغات و ترکیبات فارسی کهن با ۶۰۰۰۰ مدخل عربی است. بنیاد فرهنگ ایران این فرهنگ را در سال ۱۳۵۰ در سه مجلّد، به کوشش و تصحیح زنده یاد غلامرضا طاهر، به چاپ رسانید. متأسفانه با درگذشت استاد غلامرضا طاهر تدوین و چاپ فهرست الفبایی مدخل های عربی و نمایه واژگان فارسی، و احتمالاً اصلاح و ویرایش مجدّد قانون ادب میسّر نشد. علاوه بر نبود فهرست های لازم در متن چاپی که مراجعه به آن را دشوار کرده است، خوانش های نادرست، ضبط ناقص برخی لغات (به ویژه لغات نادر)، تغییر لغات و تلفّظ آن ها، تغییر رسم الخط دست نویس ها، ضبط نشدن حرکات برخی لغاتِ مشکول، ضبط نشدن تعدادی از لغات و معانی دست نویس فرهنگ نیز در این چاپ دیده می شود. پژوهش حاضر حاصل مقابله متن چاپی قانون ادب با دست نویس اساس مصحّح و نُه دست نویس دیگر و مطابقت موارد اختلاف با فرهنگ های در دسترس است. برخی موارد همراه با توضیحات، شواهدی از آثار دیگر تفلیسی و متون نظم و نثر کهن و پیشنهادهای نگارنده ارائه گردیده است.
خوانش رواقی غزل های حافظ(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه ادبیات تعلیمی سال ۱۵ زمستان ۱۴۰۲ شماره ۶۰
116-146
حوزههای تخصصی:
در این پژوهش پس از واکاوی مبانی فلسفه رواقی، کوشیده ایم تا ضمن آشنایی با فنون روانشناختی و رهنمودهای رواقی به بررسی غزلیات حافظ و یافتن رد پای فلسفه رواقی در شعر وی بپردازیم و جنبه ای دیگر از گستره نظام اندیشگی حافظ را آشکار نماییم. از این رو با نظر به فنون رواقی یعنی تجسم منفی، دوگانگی کنترل، تقدیرگرایی... و رهنمودهایی چون پرهیز از خشم، غصه، شهرت طلبی... که شیوه عملی فلسفه زندگی رواقی را شکل می دهند، با روش توصیفی-تحلیلی بر پایه منابع اسنادی، فنون و رهنمودهای آن ها در شعر حافظ بررسی می گردد. نتایج یافته ها نشان می دهد که با توجه به شباهت زمانه و زمینه حافظ و رواقیون، به لحاظ فضای ناآرام اجتماعی، اشتراک نظر دو طرف در ترک اموری است که باعث می شود آرامش فرد بر هم بخورد؛ مانند شهرت طلبی، خشم، غصه و زندگی مجلّل و پرداختن به امور شادی بخش و خرسندآفرین چون زندگی در حال و مرگ اندیشی. حافظ و رواقیون انسان را از امور خارج از کنترل بر حذر می دارند؛ بدین نحو که تقدیرگرایی را نسبت به گذشته درست می دانند اما آینده را امری ساختنی و قابل تغییر، خویشتن داری به عنوان فن روان شناختی در هر دو نظرگاه، نقد حالی است که در قالب قناعت و فقر و درویشی می گنجد. خدای رواقیون نیز همچون خدای حافظ، عاشق، خطاپوش و آزادی خواه است