فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲٬۱۸۱ تا ۲٬۲۰۰ مورد از کل ۵۳٬۷۸۶ مورد.
منبع:
جستارنامه ادبیات تطبیقی سال ۷ بهار ۱۴۰۳ شماره ۲۷
1 - 23
حوزههای تخصصی:
این پژوهش اولین شاهکار نمایشی سوزان-لوری پارکز، بی ثباتی هایِ ناهیودا در ثِرد کینگ دام، را از دیدگاهی جدید بررسی می کند. سبکِ تو در تویِ نمایش نامه نویسی وی -در حالی که داستان های در هم تنیده، یادآور سبک قصه گویی شهرزاد ایرانی است- به ترسیم گذشته پایمال شده سیاه پوستان از سوی قدرت مسلطِ تاریخ نویسی سفیدپوستان تمرکز دارد. این مقاله با دیدگاه دلوزی-باروکی زوایای کمتر دیده شده یا نادید شده سبک دراماتورژی وی را می کاود. پارکز در این نمایش نامه، بر بومی به سبک نئوباروکی، تلفیقی از معماری، موسیقی، اسطوره و هنرهای اجرایی اجرا می کند. فیگورهای نمایش نامه وی که توسط گفتمان مسلط، در ابتدا به «بدن های بدون اندام» تبدیل شده اند، در حال «شدن» به «بدن های اسکیزوفرنی» در طی «مسیر گریزِ» موسیقیایی جازی هستند؛ در حالی که حماسه ستم های رفته بر سیاه پوستان را سر می دهند. در پایان این نتیجه حاصل می شود که نویسنده به عنوان نمایش نامه نویس زن آفریقایی-آمریکایی، سبک دراماتورژی خویش را، در اولین شاهکار نمایشی اش با الهام از ساختاری دلوزی-باروکیِ، از سایر نویسنده های زن سیاهپوست متمایز کرده و به عنوان ابزاری برای مبارزه و مقاومت در مقابل نظام سلطه گر به کارگرفته است. پارکز همان شهرزاد قصه گو است که نه تنها از جان خویش گذشته(ازجان گذشته ای گم شده) بلکه سبک نمایش نامه نویسی سیاهپوستان را نیز بهبود و در نهایت نجات بخشیده است.
«ما را به یاد آرید! » بررسی تطبیقی شعر «یاد آر» دهخدا با «به آیندگان» برشت(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش ادبیات معاصر جهان دوره ۳۰ پاییز و زمستان ۱۴۰۳ شماره ۲
657 - 672
حوزههای تخصصی:
دهخدا و برشت که با یکدیگر همعصر بودند، با وجود زندگی در دو سرزمین متفاوت، فراز و نشیب های مشابهی را پشت سر نهادند و هر دو دوران ظلم و استبداد خودکامگان، جنگ، فقر و قحطی و تلخی تبعید را چشیدند. این مشابهت در تجربه ی زیسته ی آنان و همچنین مبارزه ی همیشگی برای آزادیخواهی که در شعرشان نیز نمود یافته، موجب شده تا درونمایه ی دو شعر مشهور آنان یعنی «یاد آر ز شمع مرده یار آر» و «به آیندگان» با یکدیگر شبیه باشد. آنها نخست به توصیف دوران تاریک خود می پردازند و از ناآگاهی و عدم مسئولیت پذیری مردم شکوه می کنند، سپس برای تنویر افکار عمومی مبارزات خود با حاکمان ظالم را برمی شمرند. دهخدا بر آن است که با وجود جو خفقان، او و همقطارانش دین خود را ادا نموده اند و در این راه حتی از جان خویش گذشته اند، حال آنکه برشت اذعان می کند تلاشش با وجود توان اندکی که داشته، کافی نبوده است. هر دو شاعر با اطمینان از اینکه این روزگار سیاه سر می آید، از آیندگان می خواهند که آنان را یاد کنند.
تقسیم بندی نادرست صنایع بدیعی به لفظی و معنوی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های دستوری و بلاغی سال ۱۴بهار و تابستان ۱۴۰۳شماره ۲۵
189 - 205
حوزههای تخصصی:
«بدیع» به عنوان یکی از سه فن علوم بلاغت، سالیان درازی است که به عنوان علم و فنّی مستقل شناخته شده است. با توجه به اینکه ذات ادبیات زایا و خلاقانه است و به موازات هنر و خلاقیت شاعر، صنایع و آرایه های جدید خلق می شود، شاید بتوان گفت در برخی از موارد، بدیع (علم شناخت محسنات شعری) همگام با شعر، رشد نکرده است. آموختن و آموزش آن نیز گاهی خالی از اشکال نیست. آسیب شناسی و بیان نقاط ضعف و تلاش برای رفع آنها ضرورتی اجتناب-ناپذیر است. در این مقاله به روش تحلیلی – توصیفی به بیان یکی از کاستی های این علم یعنی تقسیم بندی نادرست بدیع، به «لفظی» و «معنوی» پرداخته شده است؛ به نظر می رسد، برخلاف نظر اغلب قریب به اتفاق مؤلفان کتب بدیعی، تعریف و تفاوت این دو شاخه، منطقی و علمی نیست؛ زیرا، گاهی با صنایعی مواجه هستیم که هم زمان لفظ و معنا در آن نقش دارند و گاهی نیز از صنایعی نام برده شده است که ارزش بدیعی آن در گروی آهنگ لفظ و معنا نیست بلکه ظاهر چشم نواز آن بیش از هر چیز، باعث التذاذ ادبی و هنری شده است.
Analyse narrative du temps dans Les Sirènes de Bagdad de Yasmina Khadra d’après la théorie de Genette(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Le temps fait partie des composantes fondamentales des textes romanesques et il est impossible qu’un roman échappe à l’ordre temporel. Dans sa théorie du temps narratif concernant l'analyse du récit, Gérard Genette aborde ce concept sous trois niveaux: l'ordre, la durée et la fréquence. Alors, dans le cadre de la présente recherche, nous avons essayé d’étudier Les Sirènes de Bagdad (2006) de Yasmina Khadra, écrivain algérien d’expression française, d’après la théorie narratologique de Genette, en supposant que les va-et-vient entre le temps raconté et celui de la narration au sein dudit ouvrage offrent une assise appropriée pour concevoir les éléments temporels au sein de la théorie narratologique. Cette recherche, menée suivant une approche descriptive et analytique, repose sur la collecte de données bibliographiques. La question principale de la recherche consiste donc à savoir comment les données temporelles contribuent-elles à la construction de ce roman et comment les éléments narratifs jouent-ils leur rôle dans la progression de la narration. A ce titre, les mécanismes temporels de la narratologie ont été définis en premier lieu comme cadre théorique de la recherche, ensuite l’interaction des éléments temporels, les uns avec les autres et avec les autres éléments du texte, a été examinée. Les résultats de la présente étude confirment que le flux linéaire du temps est souvent perturbé par les anachronies rétrospective et prospective; la narration est souvent ralentie par les procédés utilisés et vu le grand nombre de dialogues et de pauses descriptives, le roman manque de dynamisme et d’action.
La quête de soi et la réconciliation avec la nature dans Voyage à Rodrigues de Jean-Marie Gustave Le Clézio(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
L’homme cherche toujours à découvrir la vérité de son existence à partir du moment où elle entre dans ce monde terrestre jusqu'au jour où elle ferme les yeux sur ce monde. Il continue de découvrir cette vérité tout au long de sa vie. Comme les autres êtres humains, Le Clézio est en quête de la découverte de soi. La recherche de l'identité et la découverte de soi se retrouvent dans toutes ses œuvres. La principale préoccupation de ce grand écrivain est de découvrir la vérité de son existence et d'atteindre la nature. L'enjeu principal de cet article est d'examiner les personnages de l'histoire qui essayent de parvenir à leur soi et à leur réconciliation avec la nature, et le but de la rédaction de cet article analytique et descriptif est d'examiner les thèmes et les personnages et les symboles de Voyage à Rodrigues. Afin de retrouver son identité et ses racines, Le Clézio entreprend un voyage lointain pour échapper à l'ennuyeuse vie urbaine, afin de retourner au sein de la nature et de retrouver ses racines. Dans Voyage à Rodrigues, le narrateur choisit le même itinéraire que celui de son grand-père. À la fin du récit, il atteint une profonde compréhension de lui-même et conclut que son grand-père ne cherchait pas un simple trésor mais une véritable connaissance de lui-même et la réconciliation avec la nature.
مناقشه تأثیر عرفان اسلامی در عقب ماندگی ایران نزد ادیبان و روشنفکران عصر مشروطه و پهلوی اول
منبع:
اجتماعیات در ادب فارسی سال ۳ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۹
51 - 68
حوزههای تخصصی:
پس از شکست نظامی ایران در مقابل روسیه در اوایل قرن نوزدهم میلادی، مبانی اوّلیه اندیشه ضرورت توسعه و جبران عقب ماندگی ِ ایرانیان، در رویارویی با دنیای غرب شکل گرفت . برای اندیشمندان ایرانی این پرسش مطرح شد که علل عدم توسعه ایران چیست ؟ در میان مناقشات سیاسی و اجتماعی برای یافتن پاسخ های احتمالی ، این دیدگاه پدید آمد که از عوامل بازدارنده توسعه و عقب ماندگی ، وجود آموزه های عرفانی و ظهور و تثبیت گفتمان تصوّف در تاریخ ادبی - فرهنگی ایران است ؛ چرا که این گفتمان از طریق طرح و تبلیغ آموزه های زهدورزانه ، دنیاگریزی، جبرگرایی ، تسلیم و رضا، تقدیس فقر، توکل و صبر بر مصائب، اراده ایرانیان را برای تغییر سرنوشت خود سست گردانیده است . در مقابل ، دیوان سالاران و نخبگان علمی دوران پهلوی اول در فرآیند دولت - ملت سازی به اهمیت و نقش سازنده ادبیات و عرفان برای برساختن هویت تاریخی ایرانیان پافشاری می کردند. در این مقاله به بررسی اندیشه های دو تن از روشنفکران عصر مشروطه ؛ میرزا فتحعلی آخوندزاده و میرزا آقاخان کرمانی و دو تن از دیوان سالاران عصر پهلوی اوّل؛ ملک الشعرای بهار و علی اکبر دهخدا درباب مناقشه مذکور پرداختیم . با توجه به بررسی های انجام شده، می توان گفت روشنفکران نسل اول بر اساس نظام مفهومی لیبرالیسم و با تکیه بر نظریه مدرنیزاسیون، عرفان و آموزه های آن را از مؤلفه های فرهنگی بازدارنده توسعه برمی شمردند. گروه دیگری از روشنفکران که در این پژوهش ، روشنفکران گروه تلفیق نامیده شدند، در بستر اندیشه تلفیق و بومی سازی، در دفاع از عرفان بر این باور بودند که عناصر فرهنگی گذشته تعارضی با مدرنیته ندارد و حفظ و اعتلای آنها به ویژه ادبیات فارسی ، سبب می شود جامعه طی روند نوسازی، هویت تاریخی و فرهنگی خود را استمرار و اعتلا بخشد.
تحلیل رابطه «گوش و هوش» و کلمات برجسته در تبیین معارف صوفیانه مثنوی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
جلال الدین محمد مولوی ازطریق انتخاب خلاقانه واژه در محور همنشینی کلمات و استفاده از زبان های قرآنی و عرفانی، مفاهیم را به سمت تعدد و تنوع می برد. وی برخی از ژرف ترین اندیشه های صوفیانه مثنوی را در کلمات «گوش و هوش» شکل می بخشد. پرسش های پژوهش حاضر بر تبیین معارف صوفیانه مثنوی ازطریق «گوش و هوش» تمرکز می کند و بر چگونگی تعامل دو ترکیب مذکور در آفرینش مفاهیم ویژه توجه می دهد. هدف، بررسی رابطه معنوی «گوش و هوش» در انتقال برخی از مقاصد کلامی و عرفانی مولوی در بیت شعری و استفاده از کلمات برجسته آن است و بنابراین به تحلیل معانی عارفانه وی از این مسیر اشاره می شود. تمامی دفترهای مثنوی، که در ضمن آن ها «گوش و هوش» در انتقال معنای یک بیت سهم داشتند، به شیوه توصیفی تحلیلی مطالعه شدند. نتایج نشان می دهد که مولانا در برخی از مواضع مثنوی مضامین ویژه ای در قالب «گوش و هوش» می نهد و دایره مفاهیم آن ها را با استفاده از واژه های برجسته آن بیت می گسترد و ارتباط متقابل و تعامل دائمی صورت و معنی را در خلق و آزمون تجارب عرفانی مؤثر می خواند و ازطریق وجوه معنایی آن ها، امکان شناخت دقیقی در فهم کلام عرفانی فراهم می آورد و از راه ترکیب دو واژه مذکور، اهمیت همراهی فرم و محتوا را در درک معارف مثنوی نمایش می دهد و مثنوی را در شکل منظومه ای برآمده از عوالم غیب و شهادت پدیدار می سازد.
ژانر اتوپیا در رمان فارسی؛ ویژگی ها و زمینه های پیدایش(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زبان و ادب فارسی سال ۷۷ پاییز و زمستان ۱۴۰۳ شماره ۲۵۰
187 - 202
حوزههای تخصصی:
اتوپیا ژانری برآمده از نقطه عطف های تاریخی است و اتوپیای ایرانی، برآیند اتفاقات خاص عصر مشروطه و بیداری است. عمده آثار اتوپیایی فارسی در فاصله سالهای 1303 تا 1332 به رشته تحریر درآمده اند و این بازه زمانی را می توان عصر اتوپیانگاری نامید. این نویسندگان رمان اتوپیایی، با نقد وضع موجود، طرحی از جامعه کمال مطلوب را میریختند تا افق دید خوانندگان را وسعت دهند و زمینه تعلیم همراه با التذاذ ادبی آنان را فراهم آورند. این پژوهش در حیطه ادبیات ژانری است و پژوهش های ژانری در ادبیات فارسی از مایه و پیشینه قابل توجهی برخوردار نیست. و در زمینه ژانر اتوپیا و شناخت و نیز چگونگی پیدایش آن، پژوهشی مستقل و منسجمی انجام نشده است. مسأله این پژوهش، چگونگی شناخت ژانر اتوپیا و زمینه پیدایش آن در رمان فارسی است و در راستای پاسخ به این پرسش، پس از تعریف ژانر اتوپیا و بیان ویژگیهای سازنده آثار اتوپیایی، به بررسی زمینه های پیدایش این ژانر در سه ساحت؛ اجتماعی _تاریخی، ادبی و شخصی پرداخته شده است و به این نتیجه رسیدیم که پیدایش این نوع ادبی، حاصل تاریخ مشروطه و بیداری، سفرنامه های خیالی و رمانهای ترجمه ای و نیز نقش اساسی صنعتی زاده کرمانی به عنوان توسعه دهنده ژانر اتوپیاست. انجام این تحقیق به روش توصیفی - تحلیلی و تطبیقی، مبتنی بر تحقیقات کتابخانه ای است.
بررسی نحوه انعکاس مولفه های متنی و بصری تمثیل «کشتی شیعه» در نگاره «ستایش رسول علیه السلام» در دیباچه شاهنامه های دوره آل اینجو(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات ادبیات شیعی سال ۱ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۴
169 - 209
حوزههای تخصصی:
اهمیت ویژه«شاهنامه»از منظر «دین ومذهب»،دردیباچه آن باشعری تحت عنوان«گفتاراندرستایش پیغمبر» می باشدکه فردوسی به بیان صریح اعتقادات مذهبی خودنسبت به اهل بیت(ع)می پردازدودرستایش پیامبر(ص)وامام علی(ع)به مضمون حدیث نبّوی«سفینه»،اشاره می کندوباطرح موضوع«کشتی شیعه»،مقام وجایگاه اهل بیت(ع)نزدشیعیان ولزوم اطاعت وتبعیت ازایشان را اثبات می نماید.فردوسی دراین شعرعلی(ع)را«وصیّ»پیامبر(ص)می نامدواین امرازسویی موجب می شودکه بسیاری از نسخه برداران شیعی یاسنّی«شاهنامه»،باکاستن یاافزودن ابیاتی براین بخش به نوعی درشدت یاضعف عقایدفردوسی برخوانندگانش تأثیرگذارندوازسویی دیگر،برخی ازهنرمندان این وصف راپسندیده وآن راتحت عنوان«تمثیل کشتی شیعه» به تصویرکشیده اند؛مانندنگاره«ستایش رسول علیه السلامِ»«شاهنامه»های کوچک دوره آل اینجو که احتمالاباپشتیبانی شیخ ابواسحاق ازکتاب آرایی«شاهنامه»وتاکیدبرنگارگری درمکتب شیرازبرمحورمعیارهای ایرانی وارتقای آنها تولیدشدند.از آنجایی که این نگاره جزواولین نگاره هایی است که مضمون«تمثیل کشتی شیعه»را به نمایش گذاشته است،این پژوهش به شیوه ترسیم این نگاره وتعلق آن به مکتب نگارگری آل اینجو می پردازدوهدف اصلی آن مطالعه ومطابقت این نگاره بادیباچه شاهنامه، درامروصایت امام علی(ع)می باشدوبدین منظورمولفه های متنی وبصری آن موردشناسایی واقع می شودتاتغییراتی که موکدات شعراصلی فردوسی دراین نگاره انجام شده، مشخص گردد.این تحقیق درپی پاسخگویی به این سوالات است که چه تفاوت هایی میان متن این نگاره باشعر«گفتاراندرستایش پیغمبر»وجودداردوآیااین تحولات درمولفه های بصری نگاره نیزمشاهده می گردد؟آیاارتباط معناداری میان مولفه های متنی وبصری این نگاره وجودداردوتاچه میزان مولفه های برون متنی برعناصرساختاری نگاره موثر بوده اند؟بنابراین روش پژوهش براساس ماهیت توصیفی تحلیلی بارویکردتفسیری وتطبیقی انجام شده واطلاعات آن از طریق مطالعات کتابخانه ای گردآوری شده است.نتایج نشان می دهدکه متن این نگاره باشعراصلی دیباچه تفاوت هایی داردومولفه های بصری آن نیز با متن نگاره متفاوتند. ظاهراکاتب یاحامی این نگاره تصمیم گرفته که نام خلفای اولین راازمتن حذف نماید،اما برخی ازخاطرات باقیمانده ازوجود آنها ممکن است برنگارگرتاثیرگذاشته ووی اصول ذاتی متن رابه جای خود موضوع«کشتی در دریا»رعایت کرده است وازسوی دیگر،وی به آن اصول ایمانی که درپس روایت متن آشکارشده، پایبند بوده وبر برتری علی(ع)برسایر خلفای اولین تاکید کرده وحقوق انتصاب الهی ایشان به عنوان خلیفه پیامبر(ص)را تقویت نموده است.
نقد روایت شناختی رمان رضوی دخیل عشق بر پایه عنصر زمان و زمانمندی
منبع:
مطالعات ادبیات شیعی سال ۱ بهار ۱۴۰۳ شماره ۱
47 - 69
حوزههای تخصصی:
عنصر زمان در روایت شناسی از دانش های نقد ادبی جدید است و ژرار ژنت فرانسوی موفّق ترین نظریه پرداز زمان روایی است که نظریه خویش را بر پایه «نظم، تداوم و بسامد» تبیین کرده است. هم چنین ژولیوا کریستوا بر این عقیده است که می توان زمان داستان های روایی را با تحلیل زمان روایی و زمان متن مورد بحث به دو گونه زمانمندی یادواره ای و خطی تقسیم کرد. در واقع زمانمندی خطی خصلتی دراماتیک و زمانمندی یادواره ای خصلتی روایی به متن می دهد. جستار حاضر رمان «دخیل عشق» مریم بصیری را با هدف تبیین عنصر زمان و زمانمندی خطی و یادواره ای به روش توصیفی- تحلیلی بررسی کرده و نشان داده است که این اثر به دلیل به کارگیری استرجاعات و پرش های زمانی فراوان در چارچوب نظریه ژنت و زمانمندی خطی و یادواره ای کریستوا قابل بررسی است. نتیجه حاصل از این جستار هم خوانی این رمان با نظریه عنصر زمان ژنت و زمانمندی یادواره ای کریستوا در سایه به کارگیری پرش های زمانی و استفاده از حذف در سرعت روایت است. بازگشت زمانی و مکانی و چرخش زمانی این داستان به مرحله اولیه خویش (آسایشگاه جانبازان و حرم امام رضا (ع)، نشانه زمانمندی یادواره ای حاکم بر این روایت است.
Persian Lexicography in Anatolia (Asia Minor)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فنون ادبی سال ۱۶ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۲ (پیاپی ۴۷)
37 - 50
حوزههای تخصصی:
Persian lexicography in Anatolia or Asia Minor is a part of prominent linguistic activities that began in the sixth and seventh lunar centuries. According to historical documents, during the Ottoman period, the Persian language was profoundly noticed by Turkish people. It was considered one of the three languages (alsane-ye salase) of the world of science (Turkish-Persian-Arabic) in that territory. The evidence of this claim is the large number of literary and educational works written in Persian in that territory. Among these works, dictionaries form a large group of works aimed at teaching the Persian language. Therefore, studying these dictionaries can help linguists find out language learning facts and know the status of the Persian language among the people of this land. In this article, the dictionaries containing the Persian words, either as the source or as the target language were looked for and reviewed. Most of the approximately 150 dictionaries gathered were in the form of manuscripts kept in Turkish and Iranian libraries. Out of this number, about 89% of the works were original contexts, and the rest were documents of previous studies. The results of this research have been presented statistically both in terms of the content regarding the language, form (prose or verse), purpose, and the subject and historical development. According to the findings, most dictionaries belong to the period of pre-Tanzimat, and the number of prose Persian-Turkish dictionaries was the maximum compared to other forms of dictionaries. Also, the maximum number of verse-formed dictionaries, mostly known as Tuhfe, was written during this period.
بلاغت تصویر در رباعی های بیژن ارژن(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نامه فرهنگستان دوره ۲۳ بهمن و اسفند ۱۴۰۳ شماره ۶ (پیاپی ۹۴) ویژه نامه ادبیات انقلاب اسلامی
6 - 27
حوزههای تخصصی:
شماری از رباعی سرایان معاصر توانسته اند سنّت های گذشته را با ذوق خود بیامیزند و آثاری ماندگار خلق کنند؛ از این رو قالبی مانند رباعی هم توانسته، در کنار پایبندی به سنّت، بستری برای مدرنیته (نوگرایی) باشد. مدرنیته رویکردی به نو شدن و شیوه ای از اندیشه و احساس است که، در سده های اخیر، به یک جریان مسلّط اجتماعی و فکری تبدیل شده . رباعی سرایان، به شیوه های گوناگون، به نو کردن این قالب اهتمام داشته اند که یکی از آن ها «تحوّل خیال» است. بیژن ار ژن از رباعی سرایان نو گرایی است که گونه گونیِ تصویر در رباعی هایش مشهود است. در جستار حاضر، با روش توصیفی تحلیلی و با نگاه ویژه به کتاب چارانه های بیژن ارژن، تحوّل خیال و تصویر در رباعی های این شاعر بررسی خواهد شد. بنا بر یافته های پژوهش، در رباعی های او هم تصاویر خیال محور دیده می شود که معمولاً در سطح شکل گرفته اند و هم تصاویر تخیّل محور که در عمق سامان یافته اند. تصاویر رباعی های ارژن را براساس تصاویر مکاتبی چون رمانتیسیسم (احساسات گرایی)، رئالیسم (واقع گرایی)، سمبولیسم (نمادگرایی)، ایماژیسم (تصویرگرایی)، و سوررئالیسم (فراواقع گرایی) می توان تحلیل کرد. در رباعی های متضمّن تصاویر رئالیستی (واقع گرا)، تصویرْ تکّه تجسّم پذیری از واقعیّت است که در خود حرفی نهفته دارد و براساس منطق تصویرگری در بلاغت کهن شکل نگرفته است. در تصاویر رمانتیک (احساسی) و سمبلیک (نمادین)، تصویر پلی است میان عالم حسّ و ادراک. در رباعی های ایماژیستی، تصویر قائم به خود است و شکل گرفتن رباعی به قصد بیان هیچ گونه حسّ و اندیشه ای نبوده . رباعی های سوررئالیستی دربرگیرنده تصاویری است که نظم جهان و پدیده ها را به هم می ریزد و دنیایی تازه و ناشناخته خلق می کند.
کاربرد مکر و مکراندیشی در حکایت تمثیلی بوم و زاغ در کلیله و دمنه(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
تحقیقات تمثیلی در زبان و ادب فارسی دوره ۱۶ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۶۰
114 - 134
حوزههای تخصصی:
کلیله و دمنه اثر داستانی تمثیلی است که از زبان حیوانات بیان شده است. حیوانات در آن تمثیل هستند و آفریننده آن، توانسته از این نقشها برای هشدار به انسانها و داشتن زندگی بهتر بهره جوید. یکی از حکایتهای زیبای این کتاب ارزشمند، داستان بوم و زاغ است که در این پژوهش به آن پرداخته شده است. هدف از این مقاله، بررسی عنصر مکر در رفتار و گفتار شخصیت مکراندیش در داستان بوم و زاغ است. حکایتهای مرتبط با مکر در داستان بوم و زاغ، چگونگی آغاز دشمنی بوم و زاغ، مکر رسول ملک خرگوشان، مکر گربهی روزهدار، مکر دزدان برای بردن گاو زاهد، مکراندیشی در داستان بوم و زاغ و تمثیلهای زاغ و بوم از بخشهای مختلف این پژوهش است. این پژوهش بر آن است که با روش تحلیلی- توصیفی و ابزار کتابخانهای به بررسی عنصر مکر در شخصیت مکراندیش داستان تمثیلی بوم و زاغ کلیله و دمنه پرداخته شود و در پی پاسخ به این سؤالات بوده است که شخصیت مکراندیش و ویژگی آن در داستان تمثیلی بوم و زاغ چگونه ترسیم شده است و چگونه از عنصر مکر برای غلبه بر دشمن استفاده کرده است. یافتههای پژوهش نشان میدهد که چند چیز باعث پیروزی مکراندیش است: علم، حلم، سیاست و مکر، رازداری و استقبال از خطر. دلیل گزینش این حکایت، وضوح بیشتر عنصر مکر در شخصیتهای تمثیلی آن است که جذّابیت داستان با وجود آن بیشتر شده است.
واکاوی اسطوره ای کهن در شعر ناصرخسرو
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: گردانه ی اساطیر در کشورهای دنیا چنین معرّفی شده که در آن ها مادر را به عنوان عنصری خالق، بازتاب داده اند. در اسطوره های متقدّم به وضوح پدیدار است که قدرت های بالاتر از آن زنان است؛ امّا با ایفای نقش بیشتر در جامعه از سوی مردان، در مقایسه با زنان، گردانه ی اساطیری نیز به آهستگی تغییر گردش داده و به سمت عنصر مذکّر چرخیده که این عامل در اشعار شاعران دوران باستان نیز پدیدار شده است؛ اما گذشته از دوران کهن، در شعر شاعران ادوار بعدی نیز می توان چنین موردی را مشاهده کرد. شاعر مورد پژوهش در این مقاله، ناصرخسرو است. روش پژوهش: در این مقاله با استفاده از روش توصیفی- تحلیلی به سنجش اشعار ناصرخسرو پرداختیم و با اساطیر ایران، یونان، مصر و هند که در این اسطوره ها قدرت از مؤنث به مذکّر رسیده است، تطبیق دادیم تا به بررسی ریشه شناختی این ابیات در بین اساطیر سایر کشورها نیز بپردازیم. یافته ها: با استفاده از پژوهشی که انجام شد، شواهدی از بین اشعار ناصرخسرو -که حاکی از بازتاب اسطوره ای بس کهن در اساطیر دنیاست- استخراج شد. این ابیات معلوم می دارد که در دیوان ناصرخسرو به عنوان یکی از معدود شاعران ادبیات فارسی، باوری بسیار قدیمی که در بین تمدّن های فراموش شده وجود داشته، بازتاب پیداکرده است. نتایج: با انجام این پژوهش، آشکار شد که ناصرخسرو سخنانی را در دیوان اشعار خود مطرح کرده است که از دیدگاه اسطوره شناسی، این ابیات حاکی از اساطیری است که به عنوان اولین مظاهر اسطوره سازی در دنیای انسان ها و اوّلین ریشه های دین داری در بین تمدّن های دنیا مطرح شده است.
بشارت به عذاب الیم: نقدی پسامدرنیستی بر رمان ملکوت بهرام صادقی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نقد ادبی سال ۱۷ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۶۶
151 - 195
حوزههای تخصصی:
نخستین فصل از رمانِ ملکوت اثر بهرام صادقی، با کتیبه ای آغاز می شود که آیه ای است از قرآن: «فَبَشِّر هُم بِعذاب الیم» [آن ها را به عذابی دردناک بشارت بده] (انشقاق: 24). می دانیم که از واژه «بشارت» در زبان عربی برای بیان اخبار شادی بخش و خجسته استفاده می شود، اما در این آیه از واژه «بشارت» برای بیان اخبار دردناک و عذاب آور استفاده شده است! در اینجا با آرایه ای ادبی سروکار داریم که اصطلاحاً آن را «استعاره تَهکّمیه» یا استعاره تمسخرآمیز می نامند، و رمان ملکوت را می توان شکل گسترش یافته همین استعاره دانست که تمثیل وار و با استفاده از برخی تمهیدات رایج در آثار پسامدرن تکرار و تکرار می شود. ما در این مقاله می کوشیم تا با استفاده از رویکرد نقدیِ پسامدرنیستی، این رمان را نقد کنیم و به تکنیک ها و ویژگی های خاص آثار پسامدرن در آن بپردازیم. در اینجا ابتدا رمان ملکوت را معرفی می کنیم و خلاصه ای از آن را به دست می دهیم، سپس درباره پسامدرنیسم در آثار ادبی بحث می کنیم و تکنیک های ادبی آثار پسامدرن (فراداستان، بینامتنیت، ازهم گسیختگی، طنز سیاه، تقلید ادبی، اعوجاج زمانی، کمینه گرایی، و نیز گروتسک) را معرفی می کنیم، و سرانجام در بخش پایانی مقاله از چگونگی استفاده از آن تکنیک ها در ملکوت سخن می گوییم.
بازیابی هویت زنانه در رمان «احتمالاً گم شده ام» از سارا سالار با تأکید بر نقد جامعه شناختی تکوینی رمان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این جستار به بررسی رمان احتمالا گم شده ام اثر سارا سالار با استفاده از رویکرد ساختگرایی تکوینی لوسین گلدمن پرداخته است و کوشیده ایم ساختارهای سیاسی و اجتماعی حاکم بر فضای ذهنی نویسنده و جامعه را مورد تحلیل قرار دهیم. پژوهش حاضر با روش اسنادی، تحلیل و نقد متن به همراه شواهدی، سعی در نمایاندن فضای اجتماعی حاکم بر دنیای نویسنده خواهد داشت تا بیان کند که ساختارهای سیاسی، اجتماعی و فرهنگی جامعه ایران در شکل گیری ساختارهای ذهنی نویسنده و پیدایش این رمان چه تاثیری گذاشته و چه پیوند و رابطه ای میان ساختارهای جامعه با ساختارهای رمان وجود دارد. با بررسی دقیق و موشکافانه مؤلفه های مدنظر در این رمان مشخص شد که این رمان یک اثر کاملاً اجتماعی و محصول ذهنیت و تفکر ایدئولوژیک نویسنده است که در آن ضمن بررسی تحولات اجتماعی و فرهنگی جامعه ی عصر خود، بازتابی از واقعیات اجتماعی و حاکم بر جامعه را نشان داده است.در این رمان که حاصل کنش های نسل معاصر و دغدغه های آن ها است، نویسنده با انتخاب زندگی زنی متأهل ، مشکلات و مسائل زنان در زندگی، فضای مردسالارانه، عدم هویت یابی زنان و ... را به تصویر می کشد و نشان می دهد که راوی داستان خود را گم کرده است و به دنبال بخش گمشده خود به هرجایی سرک می کشد. سارا سالار با در نظر گرفتن یکی از مضمون های اجتماعی؛ یعنی هویت زنانه و فضای مردسالارانه، ساختاربندی حاکم بر جامعه یک دوره در ایران را به نمایش گذاشته است
بهره مندی شاعران طنزپرداز از عناصر زبان گفتاری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
کاوش نامه زبان و ادبیات فارسی سال ۲۴ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۶۳
71 - 127
حوزههای تخصصی:
امروزه طنزپردازان مدعی اند که آثارشان بر اساس واقعیات زندگی و نیازهای انسانی شکل می گیرد. بدین ترتیب برای جلب توجه مخاطبان حقیقی این آثار، که خود مردم هستند و همچنین تأثیربخش بودن کلام خود در مخاطب، باید برای سخن سرایی، زبانی نزدیک به زبان ایشان برگزینند که همان زبان گفتار است. قرارگرفتن زبان گفتاری در کنار زبان معیار و رسمی در شعر، بنابر تعریف مشهور طنز، منجر به اجتماع هنری نقیضین شده، آفرینش طنز را به همراه دارد. زبان گفتار دارای مؤلفه ها و ویژگی هایی است که در این پژوهش سعی می شود موارد مورد نظر در شعر چهار شاعر طنزپرداز معاصر، که عبارتند از تقی دانش، غلامرضا روحانی، محمّدعلی افراشته و ابوالقاسم حالت بررسی گردد. بر این اساس پس از ارائه تعریف و توضیح زبان گفتاری، به بررسی آن در شعر فارسی پرداخته، بعد از معرفی مختصر شاعران مذکور، عناصر طنزآفرین زبان گفتاری، ذیل عناوینی همچون کلمات و ترکیبات، نحو و عوامل نحوی، ضرب المثل های عامیانه، کنایه های عامیانه، اصطلاحات مضحک عامیانه و نام های طنزآمیز عوام، در سروده های ایشان بررسی و مقایسه شده است. با بررسی ها و مقایسه های انجام شده، مشخص شد که چهار شاعر مذکور از تمام مؤلفه های فوق در سروده های خود برای ایجاد طنز استفاده کرده اند و تفاوت اندکی بین بسامد کاربردهای ایشان وجود دارد. برای نمونه دانش از ضرب المثل های عامیانه و دامنه زبانی آشپزی، به دلیل پرداختن به اشعار طعامی، بیش از دیگران بهره برده است. از بین این چهار شاعر، افراشته به میزان قابل توجهی از زبان گویشی گیلکی استفاده کرده که آن هم به دلیل گیلانی بودن خودش است. ابوالقاسم حالت نیز در ساخت متفاوت کلمات نامتعارف، نیز رعایت ادب بیشتر در استفاده از کلمات مطرود و مکروه و استفاده از روش عطف برای تأکید، اندک تفاوتی با سه شاعر دیگر دارد.
تحلیل استعاره های رایج پیرامون تنوّع زبانی در اذهان کنشگران اجتماعی
منبع:
تحلیل گفتمان ادبی دوره ۲ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۳
101 - 123
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر بر اساس رویکرد استعاره ای باتیستلا(Battistella ) و رویکرد سه لایه ای رویز(Ruíz) به بازنمایی استعاره های رایجی می پردازد که در ارتباط با تنوع زبانی در اذهان کنشگران اجتماعی شکل گرفته است تا از این راه استعاره های غالب و برجسته تر را در ذهن این کنشگران مشخص نماید. داده های پژوهش به صورت هدفمند برگرفته از متون مطبوعاتی ایران است که در بازه زمانی پهلوی دوم تا عصر کنونی پیرامون مسئله تنوّع زبان ها و تک زبانگی در این مطبوعات انتشار یافته است. پژوهش حاضر از نوع توصیفی- تحلیلی و گردآوری داده ها به صورت کتابخانه ای انجام شده است. در تحلیل داده ها به صورت کیفی و کمی مشخص شد که استعاره «زبان همچو ملت» بیشترین درصد را به خود اختصاص داده است. چنین بسامد بالایی حاکی از آن است که کنشگران اجتماعی بدون این که تنوّع زبانی و جوامع چندزبانه کشورهای دنیا را در نظر بگیرند، فرضشان بر این است که «زبان و ملت» رابطه دوسویه با هم دارند و با این استدلال که ناشی از استعاره «زبان همچو ملت» است، چنین تصوّر می کنند که تک زبانگی، سبب انسجام و اتحاد گویشوران در یک ملت می شود و تنوّع زبانی، منجر به تجزیه و ازهم گسیختگی ملت می شود.
تأثیر انگاره های زبان آموزان در روند یادگیری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پیش از انجام هر کاری، تصویری از آن کار را در ذهن داریم. این تصویر اولیه جهت ما را در انجام آن کار مشخص می کند. تصویر خیالیِ دارای قدرت را «انگاره» می نامیم. انگاره ها داوری های ذهن ما نسبت به هر آنچه می باشد که در خارج است. در آموزش زبان نیز این تصاویر پیشینی قدرتمند وجود دارند. زبان آموزان قبل و حین آموزش با انگاره های مخصوص به خود تصویری ذهنی در ذهنشان ایجاد می کنند. انگاره های زبانی متفاوت هستند؛ گاهی شخصی و مربوط به زبان آموز و گاهی مربوط به مؤلفه های بیرون از زبان آموز هستند. مؤلفه های بیرونی نیز مربوط به زبان مقصد، استاد، محیط آموزشی و متن است. در این مقاله با استفاده از روش توصیفی تحلیلی به برخی از انگاره های زبان آموزان مانند عدم خودباوری، بالاتر یا پایین تر دانستن زبان دوم، لزوم یادگیری زبان دوم در زمان کوتاه، نداشتن سن مناسب برای زبان آموزی، آموزش زبان دوم در محیط و نه در کلاس، آموزش زبان بدون تمرین و صرفاً با کمک حافظه و آموزش زبان دوم مثل زبان مادری اشاره می شود که زبان آموزان ضمن شناخت و تقویت انگاره های مثبت به دنبال تغییر انگاره های منفی باشند و به اساتید نیز کمک می کند تا بهتر بتوانند زبان دوم را به زبان آموزان آموزش دهند و روند آموزشی آنها با کیفیت بهتری انجام پذیرد.
La conjonction or et ses rapports de transition et d’opposition Enjeux traductionnels français-persans(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Dans l’univers de la traduction, s’il s’agit de deux langues complètement différentes, ce qui fait tomber le traducteur/la traductrice dans le piège de simplification c’est le choix d’un équivalent équivoque pour un mot polysémique. Ce choix mène le lecteur du texte traduit au malentendu ou bien à la male compréhension. Le but de cette recherche est d’éclairer les orientations linguistiques concernant la traduction de la conjonction or en langue française et percevoir son idée de «la transition» et sa valeur d’«opposition». La partie théorique de cette recherche concerne l’étude des différents sèmes de la conjonction or et leurs sens divers d’après les différents ouvrages grammaticaux. Ensuite, nous vérifions quelques phrases littéraires dans lesquelles cette conjonction a été traduite selon sa valeur d’opposition. En ce qui concerne le résultat de cette recherche, nous indiquons comment le traducteur arrive à traduire la valeur d’opposition de la conjonction or et comment cette traduction conduirait à la perte d’une partie du sens. Cette recherche contrastive et analytique, reliant une question de la grammaire à des concrétisations traductionnelles, essaye de dévoiler la raison pour laquelle cette imprécision à l’égard de cette conjonction est née dans la traduction persane tout en s’approchant des règles syntaxiques des grammairiens du français et du persan.