فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۸۶۱ تا ۸۸۰ مورد از کل ۷٬۹۲۰ مورد.
حوزههای تخصصی:
خانه های بومی اقلیم گرم و خشک ایران، همواره شرایط آسایش حرارتی را برای ساکنین خود به همراه داشته اند. اما ساختمان های امروزی بی توجه به طراحی های اقلیمی، سهم بالایی از مصرف انرژی را برای ایجاد تهویه مناسب به خود اختصاص داده است. امروزه آلودگی های ناشی از تولید انرژی و صرفه جویی در مصرف آن، از مباحث جدی در رشته های مرتبط از قبیل معماری است. یافتن و استفاده از مواد و مصالحی که مصرف انرژی را به حداقل برساند از وظایف محققان و معماران می باشد. مواد تغییر فاز دهنده می تواند با جذب و ذخیره انرژی حرارتی خورشید در طول ساعات روز و آزاد کردن آن در ساعات سرد، به طور مستقیم در صرفه جویی مصرف انرژی سهیم باشند. این تحقیق از طریق مطالعه و بررسی منابع کتابخانه ای و تحلیل و توصیف آن ها، به بررسی ویژگی های مورد استفاده در ساختمان های بومی و سنتی، و با علم به اینکه تغییرفازدهنده ها در کاهش مصرف انرزی ساختمان موثر هستند، به بررسی روش های بکاربردن این مواد در بخش های مختلف ساختمان می پردازد. نتایج پژوهش نشان می دهد امکان بهره گیری از طراحی های اقلیمی به کار رفته در سقف های گنبدی و مسطح، دیوارهای قطور و ابعاد و تعداد پنجره خانه های سنتی اقلیم گرم و خشک در خانه های امروزی که بدون توجه به مسائل اقلیمی و با مصالح غیر بومی و نامناسب برای این اقلیم ساخته می شوند وجود ندارد و لازم است از روش هایی مانند تعبیه مواد دوفازی در همان بخش های ساختمان های بومی استفاده کرد.
نقش درآمدهای پایدار توسعه شهری در برنامه ریزی فضایی-کالبدی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
استفاده از آب دریا برای تهیه مصالح ساختمانی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
صفه ۱۳۸۴ شماره ۴۱
حوزههای تخصصی:
نیاز به تامین مسکن برای جمعیت رو به افزایش جهان ، گسترش فقر و نابرابری ، آلودگی های زیست محیطی ناشی از برداشت بی رویه منابع طبیعی برای تولید مصالح ساختمانی و محدود بودن این منابع شرایطی را به وجود آورده که گروهی از معماران ناچار شده اند به منابع جدید و جایگزینی با حداقل آلودگی های زیست محیطی ، قابل بازیافت و ارزان روی آورند . دسترسی به منابع سرشار آب اقیانوس ها و آب دریاهای آزاد که حاوی مقادیر قابل توجهی از کانی های مختلف است . ایده استفاده از این منابع را برای تولید مصالح ساختمانی در مناطق ساحلی و حاشیه ای آن ها تقویت کرده است ...
سنگاب های اصفهان، هنر قدسی شیعه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
با برپایی سلسلهُ صفویه، شیعیان فرصتی پیدا کردند تا عقاید دینی خود را آشکارا ابراز کنند و آثار فرهنگی، هنری جدیدی در این جهت شکل پیدا کرد. سنگاب یکی از این آثار است که اولین بار دوران صفویه در مساجد و معابر قرار گرفت و به نمادی از عقاید شیعه و یادآوری واقعه کربلا بدل شد. سنگاب قدح بزرگ و سنگی است که از آن آب می نوشیدند.
این مقاله به بررسی تزیینات سنگاب های اصفهان ـ مرکز حکومت صفویه می پردازد. در این مطالعه با روش تحلیلی و توصیفی به بررسی اسناد به دست آمده از مطالعه میدانی بر سنگاب های به جامانده در مرکز اصفهان و اسناد کتابخانه پرداخته می شود. از فرضیات این مطالعه ارتباط عقاید شیعه با نقوش و تزیینات روی سنگاب هاست. تزیینات این نمونه ها نشانگر جهت گیری به سمت هنری مقدس و با اهداف اعتقادی است که سنگاب را به اثری متجلی از علاقه و اعتقادات شیعه بدل کرده است.
آنچه موضوع این مقاله قرار گرفته است بررسی سنگاب های اصفهان در دوره صفویه و قاجاریه با توجه به فرهنگ عاشورایی است. دولت صفویه تشیع را مذهب رسمی کشور اعلام کرد و در پی آن به حوادث عاشورا اهمیت داد. تأثیرات مذهب تشیع و فرهنگ عاشورا را در جای جای دولت صفویه و در اصفهان مهم ترین پایتخت صفویان می توان مشاهده کرد. یکی از نمونه های آن قرار دادن سنگاب در مساجد و معابر است که با برخی هنرهای ریشه دار در فرهنگ اسلامی به ویژه با شعر و خوشنویسی و حجاری عجین است.
این پژوهش به بررسی54 سنگاب موجود در اصفهان می پردازد که 39 عدد آن دارای کتیبه یا نقش بر بدنه هستند، تعداد زیادی از آنها نیز از دوره قاجاریه به جا مانده است.
عوامل مؤثر بر آفرینش نقوش انتزاعی و تجریدی در دست بافته های قشقایی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
چیستی، چرایی و چگونگی آفرینش نقش ها در دست بافته های کاربردی ایلی و عشایری همواره یکی از مهم ترین پرسش های موجود در حوزة هنر بافندگی عشایری بوده است. طرح ها و نقش های موجود در متن و محتوای دست بافته های عشایری انتزاعی، تجریدی، شکسته و رو به سوی ساده گرایی دارد. فرآیند بافت نیز به صورت ذهنی بافی، حفظی بافی و بداهه بافی است که از مهم ترین شاخص های زیبایی شناختی و دیداری (بصری) این نوع از دست بافته های ایرانی است. شیوه یا فن (تکنیک) بافت نیز به عنوان یک مؤلفة فن شناسانه در دست بافته های عشایری به ویژه قشقایی دارای تنوع است. به گونه ای که بافنده از انواع فنون و ساختارهای بافت یا تلفیق آنها با قوه ذوق و احساس و بازی تار، پود، پُرز و پیچ، جهت آفرینش انواع دست بافته ها با کاربردهای مختلف، استفاده می کند. نگارنده در پژوهش پیش رو، نخست به مطالعه، بررسی و طبقه بندی انواع دست بافته های ایل و عشایر قشقایی از دو منظر کاربرد و فنون بافت پرداخته و سپس با ذکر نظرات چهار محقق (پرویز تناولی، آرمن هانگلدین، سیسیل ادواردز و محمدرضا امینی) در باب چیستی و چرایی نقش های انتزاعی، تجریدی و شکسته در دست بافته های عشایری و همچنین رصد این نظرات به صورت میدانی و در قالب دو سؤال اساسی از بافندگان عشایری و انطباق پاسخ بافندگان با نظرات محققان یاد شده، به دنبال علل انتزاع، تجرید و ساده گرایی طرح و نقش دست بافته های عشایری[قشقایی] بوده است. روش شناسی پژوهش : این پژوهش ازنظر هدف، بنیادین و از نظر ماهیت و روش توصیفی - تحلیلی است. شیوة گردآوری اطلاعات نیز به صورت توأمان کتابخانه ای و میدانی بوده است. پرسش های پژوهش : آیا انتزاع، تجرید و شکستگی در نقوش دست بافته های قشقایی آگاهانه و با اختیار یا ناآگاهانه و بر اثر جبر صورت می گیرد؟ نظرات محققین و مفسرینی که در حوزة تحلیل و تفسیر نقوش دست بافته های عشایری مطرح می شود، چقدر به واقعیت موجود نزدیک است؟ عوامل مؤثر بر انتزاع، تجرید و ساده گرایی کدامند؟ آیا هدف بافندة عشایری در خلق یک نقش مایه منطبق با نظر نظریه پرداز این حوزه در ارتباط با نقش پردازی است؟
(1)خراسان مجموعه حرم حضرت رضا (ع)
حوزههای تخصصی:
مجموعه بناهای حضرت رضا(ع) در مشهدمقدس- که برای مسلمانان ‘ بویژه شیعیان ایران از اهمیت فراوانی برخوردار است – یکی از مهمترین مجموعه بناهای مذهبی است. این مجموعه باشکوه‘تقریبأ25 بنای مهم راشامل می شود و هر یک از آنها از نظر ویژگیهای معماری وهنری ارزش والایی دارد. احداث این مجموعه در طول زمان شکل گرفته و کاملتر شده است. مقبرة حضرت رضا(ع) مربع شکل واندازه ضلع آن ده متر است . این مرقد با گنبد دوپوش بسیار زیبا که روکشی از طلا دارد ‘ مظهر و سمبل مجموعه بناهای حرم است . طبق کتیبه ای که روی صندوق قدیمی مقبره وجود دارد‘ صندوق در سال 1022 هجری یعنی زمان شاه عباس صفوی ساخته شده و کتیبة روی آن را هنرمند معروف علیرضا عباسی نوشته است ‘البته صندوق فعلی قبر از سنگ مرمر است بدنة گنبد با کتیبه های متعددی تزیین شده است . این کتیبه ها در زیر و ساقه گنبد در زمان شاه عباس و شاه سلمیان صفوی ‘ به خط هنرمندان معروف آن دوره‘علیرضا عباسی و محمدرضا امامی‘در فاصله سالهای 1010تا1086 هجری به شیوة ثلث با رنگ سفید برزمینه ای آبی نوشته شده است . ازاره های حرم نیز با کاشیهای زرین فام ‘ در طرحهای بسیار جالب تزیین شده که بر بعضی از کاشیها تاریخ 612 و 720 هجری دیده میشود. مجموعه حرم حضرت رضا(ع) ‘ در طول یک هزار سال‘ توسط هنرمندان معروف ‘ امیران و شاهان تکمیل شده است ‘ برای مثال درسالهای 1262 و 1271 .هق در زمان محمدشاه قاجار صحنی جدید با کاشیکاریهای زیبا به مجموعه اضافه شد. مجموعه معماری حرم حضرت رضا(ع) که شامل بناهایی متعدد و زیبا چون حرم‘مسجدهای گوهرشاد‘دودر‘بالاسروپریزاد‘صحن قدیم و جدید‘دارالسلام‘دارالضیافه‘دارالسرور‘سقاخانه‘موزه‘کتابخانه‘توحیدخانه‘حمام‘گنبدمعروف به حاتم خانی‘گنبدمعروف به الله وردیخان‘آرامگاه شیخ بهائی‘صحن جمهوری اسلامی و دیگر بناهای وابسته است ‘در زمره شاهکارهای هنری جهان شمرده می شوند. بسیاری از شاهکارهای هنری دوره اسلامی‘در موزة شاهکارهای آستان قدس نگهداری می شوند که متأسفانه هنوز مورد بررسی کامل قرار نگرفته اند. درباره این مجموعه بسیار زیبا ‘هنوز از نظر معماری و هنرهای وابسته و همچنین تزیینات آن‘ تحقیقات کامل صورت نگرفته است . سزاوار است دانشجویان درباره این مجموعه هنری و اشیای موزه ای به تحقیقی بپردازند.
پدیدار شناسی نمای ساختمان های مسکونی و سیرتکوینی توقعات از آن(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
فرضیه محوری این مقاله مبین آن است که نابسامانی نماهای ساختمان های ما ریش در عدم پاسخگویی مناسب به توقعاتی دارد که در طول تاریخ نسبت به نما ایجاد شده است. توقعاتی چون محافظت از ساکن در مقابل تهدیدهای خارجی ایجاد ارتباط میان درون و بیرون معرفی شخصیت و اعتبار مالک و طراح - و بالاخره عدم تکروی و قبول مسئولیت در عضویت واحد بزرگتری بنام فضای شهری. نابسامانی نما - منحصر به ساختمان های مسکونی نیست و کلیه ساختمان ها را در بر می گرد. ولی ساختمان های مسکونی کثیر العده ترین عناصر و تاثیرگذارترین عوامل منظر یک شهر می باشند لذا برای جلوگیری از اطاله کلام و خلط مبحث صرفا به بررسی نماهای ساختمان های مسکونی بسنده شده است. مقاله ابتدا به طرح علل مطرح شده توسط منتقدین پرداخته برای ارزیابی بهتر مسایل مورد انتقاد به ارایه سیر تکوینی نما پرداخته است. این بررسی برای هر توقع به صورت موازی در جوامع غربی و شرقی به ویژه ایران انجام پذیرفته است. در بخش جمع بندی ارزیابی مختصری از علل مطرح شده توسط کارشناسان صورت پذیرفته و نیاز به ملحوظ کردن همزمان توقعات چهارگانه مورد تاکید قرار گرفته است.
ایوان تخت مرمر (2)
آرمانشهر اسلام
منبع:
صفه ۱۳۸۱ شماره ۳۵
حوزههای تخصصی:
ویژگی ها و مختصات شهر آرمانی یا مدینه فاضله که با تعبیری چون آرمانشهر، ناکجاآباد، یوتوپیا، و هیچستان در آرا و نظریات مختلف به کار گرفته شده است، از دو طریق قابل پی جویی است. یکی، از مطالعه آثار آنان که به طور مستقیم از مدینه فاضله و محیط زندگی آرمانی انسان سخن گفته اند، و دیگر، از بررسی و غور در آثاری که اصول و ویژگی هایی برای مشی و زندگی انسان تبیین نموده و به کار بستن آن ها را ضامن سعادت انسان شمرده و به لحاظ تاثیر آن ها بر فضای زیست، به طریقی دیگر، متضمن تفسیر و معرفی شهر آرمانی است.
احیا هویت فرهنگی-بومی با تاکید بر طراحی مجموعه های فرهنگی (مطالعه موردی: منطقه دیلمستان)
حوزههای تخصصی:
اهمیت پایداری هویت فرهنگی و تاثیر آن در زمینه های گوناگون جامعه و ضرورت نیاز منطقه دیلمستان به پایداری هویت فرهنگی و بومی و از آنجایی که مجموعه فرهنگی به عنوان عنصری که می تواند در پایداری و حفظ هویت فرهنگی و بومی هر منطقه و جامعه تاثیر به سزایی بگذارد، ایجاد مراکزی که بتواند از طریق تعاملات اجتماعی بین افرادی که نسبت به فضا احساس تعلق می کنند، تاثیر به سزایی در احیای هویت فرهنگی داشته باشد، حرکتی دوباره را در مسیر تعالی هویت بومی شروع کرد. این پژوهش از نظر ماهیت توصیفی-تحلیلی واز حیث هدف در زمره تحقیقات توسعه ای-کاربردی است. روش گردآوری اطلاعات کتابخانه ای و میدانی و از طریق ابزارهایی چون مصاحبه، مشاهده و پرسشنامه اقدام به جمع آوری اطلاعات و مطالب مورد نظر گردیده است.نتایج تحقیق نشان می دهد ایجاد حس دلبستگی و تعلق به مکان، معنا بخشی به مکان با رجوع به طراحی بومی، مشارکت اجتماعی در بین شهروندان و همچنین طراحی هماهنگ با زمینه در عین تازگی در رونق استفاده و علاقه مند شدن مردم شهر به شرکت در فعالیت های گوناگون مجموعه فرهنگی تاثیر شایانی دارد که در پی آن رشد شناخت ساکنان شهر حتی دیگر شهرها به هویت فرهنگی اصیل بومی آن منطقه و تعامل افراد با هم و به دنبال آن پایداری هویت فرهنگی منطقه (دیلمستان ) را به دنبال خواهد داشت.
تحلیلی از عرصه های شهری در شیوه آذری نمونه موردی: شهر آرمانی خواجه رشیدالدین فضل الله- ربع رشیدی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
خواجه رشیدالدین فضل الله همدانی دانشمند و سیاستمدار برجسته ایرانی قرن هفتم هجری در شمال شهر تبریز، شهرکی با جنبه علمی و آموزشی به نام ربع رشیدی بنیان گذاشت. هدف وی از تأسیس ربع رشیدی ایجاد مکانی بود که در آن جمعی از علما و دانشمندان را مستقر کند. وی شهری آرمانی را طرح و در عمل اجرا کرد. شهر آرمانی طی تاریخ به اشکال گوناگون مطرح بوده و به گونه ای تبلور ارزش-ها و آرمان های هر نسل در تحقیق جامعه مطلوبشان بوده است. هر چند از کالبد ربع رشیدی چیزی به جا نمانده است، اما جزئیات و تأسیسات ربع رشیدی در وقفنامه آن بسیار دقیق بیان شده تا جایی که امروزه میتوان از روی همان توضیحات نقشه آن مکان را پیاده کرد. از آنجا که بسیاری ازآرمان های وی در این شهرک متجلی گردیده است، لذا به عنوان مصداقی از شیوه آذری و با روش تحلیل محتوای متن با استفاده از وقفنامه مذکور تلاش گردید تا فضاهای شهری آن به تصویر و تحلیل در آید. بطور خلاصه این مجتمع را میتوان به سه قسمت اساسی تقسیم کرد: ربع رشیدی، شهرستان رشیدی، ربض رشیدی. در این مقاله به بررسی عرصه های شهری این شهرک به عنوان شهری آرمانی از دیدگاه خواجه رشیدالدین پرداخته شده است.
الگوهای کالبدی حسینیه ها: ریشه ها و تحولات(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ابهام در سیر تحول کالبدی حسینیه ها در ادبیات تاریخ شناسانه معماری، انگیزه اصلی ورود به این پژوهش است. این نوشتار در جست وجوی روندهای کالبدی فرهنگی است که به ظهور پدیده منحصربه فرد شهری ایران دوران اسلامی، یعنی «حسینیه» به عنوان گونه ای از فضای شهری که برای آیین عزاداری کاربرد دارد (در مقابل عنوان عام تر تکیه) منجر شده است. این پژوهش، با رویکرد تفسیری تاریخی و تاریخ نگاری علی به همراه استدلال منطقی با تأکید بر «شکل شناسی» نمونه های موجود و با محور قرار دادن تحول تاریخی فرهنگی منجر به پیدایش این آیین ها، به بررسی نقش عوامل فرهنگی کالبدی مؤثر و فرضیه های جدید قابل طرح در این موضوع پرداخته و مواردی را همچون فاصله داشتن الزامات رفتاری آیین های خاص مکان با چارچوب فرهنگی کالبدی مسجد، نقش تکایای صوفیه و نیز هویت جویی اجتماعی، در عرصه محیط مصنوع، مطرح کرده و در کنار آن، فرضیه تأثیر عوامل دارای جنبه معمارانه بیشتر مانند داشته های معماری ایران در نقطه تحول، نمونه های الگووار حسینیه های متقدم و الزامات تکنیکی معماری سنتی ایران، به عنوان فرضیاتی برای بروز ویژگی های فیزیکی این قالب کالبدی شهر ایرانی، بیان نموده و به ارائه شواهد تاریخی درباره آن ها اقدام کرده است. پس از بررسی این فرضیه ها، به نظر می رسد که همه آن ها با قوت و ضعف، در نقاط مختلف، تأثیرگذار بوده باشند و توسعه سریع آیین های عزاداری و نیز همگانی و غیردولتی بودن بسیاری از تأسیسات مرتبط با آن، به الگوگیری های سریع از راه حل های کالبدی در دسترس منجر شده باشد که به تدریج در طول چهار قرن پالایش شده است.
سنت ، هنر ، معماری
منبع:
صفه ۱۳۸۳ شماره ۳۸
حوزههای تخصصی:
مغفول ماندن مفهوم سنت دردنیای جدید امری حادث است. سیطره روحیه ضد سنت در جوامع غربی و اخیرا درجوامع شرقی موجب عدم فهم صحیح مفهوم سنت و تعبیرهای نادرست از آن شده است. به کار بردن مفهوم نابجای سنت در هنر و معماری باعث شده است که مقولاتی از این دست را به اموری صرفا بشری نسبت دهند و امور فوق بشری در محاق قرار گیرند. حال آنکه سنت به عنوان امری فوق بشری و نسبت آن با امر قدسی، دین و هنر در خور بررسی است. تبیین سنت و ارتباط آن با هنر، زیبایی، هنر سنتی، هنر قدسی و معماری بحث اصلی این مقاله است.
تعاملی نو میان انسان مدرن و فضا و مکان
حوزههای تخصصی:
کوشک رحیم آباد بم و چهارباغ تاریخی آن؛ یادگاری از سده های آغازین اسلامی در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
معماری ایرانی در سدههای نخستین ورود اسلام در گونههای نظامی و مذهبی به واسطه برجای ماندن تعدادی اثر تا حدودی شناخته شده است. اما در ارتباط با معماری تشریفاتی وضع بهگونهای دیگر است و هیچگونه شاهدی در این رابطه تاکنون در جغرافیای سیاسی ایران شناسایی یا دستکم گزارش نشده و به همین دلیل کمترین شناختی از این گونه وجود ندارد. این در حالی است که گزارش جغرافیای تاریخی و متون کهن وجود این آثار را در ربض بعضی از شهرها تأیید میکند.
در این پژوهش به مطالعه و معرفی «کوشک رحیمآباد» در شرق شهر بم، اثری تشریفاتی از این زمان، پرداخته شده است. این بنا به مانند بسیاری از آثار و محوطههای باستانی بزرگ شهرستان در سایه مجموعه بزرگ ارگ بم قرار گرفته و به این دلیل در جغرافیای تاریخی و مطالعات باستانشناسی تا پیش از زلزله سال 1382 خورشیدی اشاره قابل توجهی به آن دیده نمیشود. اما پس از این سال به واسطه توجه به مطالعات باستانشناسی و معماری به دیگر آثار شهرستان، پژوهشگرانی به مطالعه کوشک رحیمآباد نیز پرداختهاند. در ارتباط با تاریخ ساخت و وسعت چهارباغ تاریخی و تخریب شده آن سؤالاتی مطرح است که در پژوهشهای پیشین به آن اشاره نشده یا پاسخی تحقیقی و دقیق داده نشده است. نوشتار حاضر با مطالعات میدانی و اسنادی به گردآوری دادهها پرداخته و با تطبیق نتایج هرکدام، دادهها تجزیه و تحلیل شدهاند. به این ترتیب فرضیات پژوهش و نظریههای دیگر محققین مورد ارزیابی قرار گرفته است. آنچه این تحقیق به آن دست یافته گواهی میدهد کوشک رحیمآباد اثری متعلق به سده سوم هجری است و به نظر میرسد در زمان عمرولیث صفاری توسط «منصوربن خوردین»، عامل وی بر حکومت کرمان، یعنی به فاصله سالهای 267 تا 288 هجری قمری ساخته شده است و وسعت چهارباغ تاریخی آن احتمالاً 500 جریب یا80 هکتار بوده است.