فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۰۱ تا ۱۲۰ مورد از کل ۷٬۸۶۴ مورد.
منبع:
مطالعات محیطی هفت حصار سال ۱۴ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۵۲
109-117
حوزههای تخصصی:
در عصر حاضر، روند توسعه جوامع به سمت مدرنیته و پیشرفت شتاب فزاینده ای گرفته است. یکی از شاخص های کلیدی این توسعه، رشد و گسترش شهرها و صنعت ساختمان در آنهاست که نقش بسزایی در ارتقای کیفیت زندگی ایفا می کند. از این رو، شاهد ساخت و ساز بناهایی لوکس با سبک های خاص و کیفیت مرغوب توسط برخی از سازندگان هستیم. ساخت این نوع ساختمان ها به عنوان سرمایه گذاری های قابل توجه، مستلزم ترجمه دقیق الزامات و خواسته های مشتریان به زبان مهندسی در مراحل طراحی، اجرا و بهره برداری است. این تحقیق یافته های یک تلاش پژوهشی را ارائه می دهد که با نظر سنجی فازی، پس از تشخیص معیارهای تشکیل دهنده ساختمان های مسکونی لوکس، کیفیت مورد نظر مشتریان و راه های ارتقای کیفیت آن ساختمان ها را ارزیابی کرده است. نظریه مجموعه فازی به دلیل سازگاری آن برای استدلال تردیدآمیز یا تقریبی که شامل تفکر شهودی انسان است، برای استفاده در تمام مراحل تحقیق انتخاب شده است. نتایج پژوهش حاکی از آن است که بیش از هر زمان دیگری به طرز چشمگیری، معنای لوکس در املاک مسکونی تغییر کرده است و کیفیت جایگاه ویژه ای را به خود اختصاص داده است. با تحلیل خانه کیفیت دو مرحله ای فازی مدلی جهت ارتقاء سطح مدیریت کیفیت با 12معیار ارائه شده است که به ترتیب "مدیریت زمان و هزینه"، "به کارگیری BIM" و " مدیریت بهره برداری" اولویت های تاثیر گذار آن هستند.
واکاوی نقش نفوذ پذیری فضا در افزایش تعاملات اجتماعی در مراکز فرهنگی و هنری
حوزههای تخصصی:
بهره گیری از ﻃﺮاﺣﯽ نفوذپذیر، ﺗﺠﻬﯿﺰات ﻗﺎﺑﻞﺗﻨﻈﯿﻢ و تنوع کارکردی متنوع، تعاملات اجتماعی در اماکن فرهنگی هنری را ﻓﺮاﻫﻢ ﻣﯽﮐﻨﺪ. مراکز فرهنگی ﻓﺮﺻﺖﻫﺎی ﻣﻨﺤﺼﺮﺑﻪ ﻓﺮدی ﺑﺮای افراد ﻓﺮاﻫﻢ می کند ﺗﺎ در ﻣﺤﯿﻄﯽ اﺟﺘﻤﺎﻋﯽﺗﺮ، جذاب تر و نشاط آورتر ﺗﻌﺎﻣﻞ داﺷﺘﻪ و مهارت های ﺧﻮد را بتواند پیدا، شکوفا و توسعه دﻫﻨﺪ. همچنین استفاده از آﯾﺘﻢﻫﺎی ﻗﺎﺑﻞ ﺣﻤﻞ و چندمنظوره و ﻓﻀﺎﻫﺎی ﭼﻨﺪعملکردی در ﮐﻨﺎر ﻓﻀﺎﻫﺎی ﺧﺎص، اﯾﻦ نفوذپذیری را ﺗﻘﻮﯾﺖ کرده و این روﯾﮑﺮد ﺑﻪ محیط های فرهنگی ﮐﻤﮏ ﻣﯽﮐﻨﺪ ﺗﺎ با توجه ﺑﻪ شرایط فرهنگی، پاسخ گوی ﻧﯿﺎزﻫﺎی ﻣﺘﻨﻮع افراد باشد. بهره گیری از ﺗﺠرﺑﯿﺎت ﺟﻬﺎﻧﯽ در ﻃﺮاﺣﯽ مراکز فرهنگی ﺟﺪﯾﺪ و ﮐﺎرﺑﺮﻣﺤﻮر باعث شده تا در ایران بسیار مورد توجه و ﻣﻔﯿﺪ واﻗﻊ ﺷﻮد. ﻫﺪف از اﯾﻦ پژوهش، مطالعه مؤلفه های تأثیرگذار جهت دﺳﺘﯿﺎﺑﯽ ﺑﻪ ﮐﯿﻔﯿﺖ ﻓﻀﺎﯾﯽ ﻣﻄﻠﻮب ﺑﻪ منظور طراحی مرکز فرهنگی نفوذپذیر می باشد. این تحقیق از نوع پژوهشی –کاربردی بوده و روش تحقیق آن به صورت توصیفی و کیفی انجام شده و مطالب تحقیق بر مبنای مطالعات اسنادی، روش کتابخانه ای، مرور متون، منابع و تحلیل آن ها انجام شده. ﻣﺮور ﻣﻘﺎﻻت، ﻣﻄﺎﻟﻌﻪ و ﺑﺮرﺳﯽ ﻧﻤﻮﻧﻪﻫﺎی ﻣﻮﻓﻖ در داﺧﻞ و ﺧﺎرج از ایران ﻧﺸﺎن می دهد ﮐﻪ ﻃﺮاﺣﯽ ﻣﻌﻤﺎری و ﻓﺮم، ﺗﻮﺟﻪ، ﺣﺮﮐﺖ و ﺳﯿﺮﮐﻮﻻﺳﯿﻮن، اﯾﺠﺎد ارﺗﺒﺎط درون و ﺑﺮون، ﺑﻪ ﻋﻨﺎﺻﺮ تأثیرگذار در ﻃﺮاﺣﯽ ﻓﻀﺎﻫﺎی نفوذپذیر کمک کرده و ﺑﺎﻋﺚ ﺷﮑﻮﻓﺎﯾﯽ، ﺧﻼﻗﯿﺖ و افزایش ﺗﻌﺎﻣﻼت اﺟﺘﻤﺎﻋﯽ ﺑﯿﻦ افراد، در مراکز فرهنگی هنری ﻣﯽﺷﻮد، علاوه بر این در مراکز فرهنگی موقعیت های بسیاری جهت تعاملات اجتماعی وجود دارد.
Recognizing the Components of Contemporary Housing and its Impact on the Cultural and Social Identity of the Metropolis of Ahvaz Using the Shannon Entropy Method(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
Architecture and Urban Development, Volume ۱۵, Issue ۱ - Serial Number ۵۵, Winter ۲۰۲۵
17 - 30
حوزههای تخصصی:
In the metropolis of Ahvaz, contemporary housing plays a significant role in shaping and enhancing its residents' cultural and social identity. This research employed a questionnaire as the data collection tool. A total of 16 questions were designed for the identity questionnaire, centered around two main components: social and cultural. Additionally, 34 questions were provided to residents of various regions in Ahvaz, covering eight primary components: cultural, structural, functional-executive, physical-spatial, operational, experiential-aesthetic, environmental, and social-political, to distinguish between the internal and external housing components. The analysis of correlation coefficients and regression between contemporary housing variables and the urban identity of Ahvaz reveals a strong positive correlation between these two variables. This indicates that as the level of industrialization of buildings increases, urban identity indicators also rise across different areas of Ahvaz. The final weight of the housing and contemporary identity components was calculated using the Shannon entropy method. The results indicate that different components hold varying importance and influence in different domains. In cultural identity, the social system plays a more prominent role, while in social identity, religion is more significant. Regarding housing, functional and environmental aspects are more important, focusing on efficiency and sustainability in housing design. This analysis can be helpful for policymakers, designers, and planners to understand better the importance of various components in identity and housing.
تحلیل دگرگونی جایگاه کاربریهای مکان محور شهری در عصر فضای مجازی؛ نمونه مورد مطالعه: کتابخانه های سه دانشگاه اصلی زاهدان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات شهری دوره ۱۳ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۵۵
51 - 62
حوزههای تخصصی:
برنامه ریزان شهری با این پرسش مواجهند که پیدایش شبکه های جهانی اینترنت، پایگاه های داده علمی با میلیاردها آیتم و شبکه های اجتماعی با میلیاردها عضو، تا چه حدی کتابخانه ها ی دانشگاهی همچون کاربری های مکان محور سنتی با تغییر در نقش و جایگاه مواجه ساخته و از قید چهار ویژگی، مکان معین، شعاع عملکردی معین، آستانه جمعیتی معین و زمان سرویس دهی معین رها شده اند؟ این پژوهش کاربردی با روش توصیفی تحلیلی و حجم نمونه 480نفر(دانشجویان دکتری، کارشناسی ارشد وکارشناسی) با پرسشنامه محقق ساخته و نمونه برداری تصادفی در زاهدان (سه دانشگاه سیستان و بلوچستان، دانشگاه علوم پزشکی زاهدان و دانشگاه آزاد اسلامی زاهدان) انجام شده است. مد ل های تحلیل:Uما ن ویتنی، کروسکا ل والیس، کای دو، کرامرزV، جدول متقاطع، کندال تائوC، کرامرزC و تست نشانه بودند. یافته ها نشان داد، جایگاه سنتی کتابخانه های دانشگاهی دگرگون شده است. به این اعتبار که 58 درصد دانشجویان گفته اند به ندرت کتابخانه رفته یا هرگز نرفته اند. 44 درصد دانشجویان جایگاه سنتی کتابخانه ها را کاهشی می دانند. دسترسی به پایگاه های علمی مانند Scopus, SID, در حد معنی داری، سبب اعتقاد دانشجویان به کاهشی بودن جایگاه کتابخانه بود (به استثنای دانشجویان پزشکی و پرستاری).دانشجویان به منابع علمی در هشت پایگاه علمی آکادمیک (Scopus، Web of Science، Pub Med و مشابه آن با میلیاردها آیتم علمی) مراجعه می کنند.نتیجه این که علیرغم پابرجایی نقش و جایگاه کتابخانه های دانشگاهی، پدیده «پژوهش، بدون مراجعه فیزیکی به کتابخانه دانشگاهی» سبب می شود برنامه ریزی و تخصیص فضا، محاسبه آستانه جمعیتی و شعاع عملکرد معین، نیازمند بازنگری گردد. نوآوری این پژوهش مراجعه مستقیم به دانشجویان و سنجش میزان مراجعه شان به کتابخانه و ادراک شان از جایگاه کتابخانه است که در پژوهش های داخلی و خارجی دیده نشد. ادامه پژوهش در کتابخانه های عمومی وگسترش مرزهای دانش مورد تأکید است.
واکاوی ارزش های پایدار بازار تاریخی شهر اصفهان در گستره سازوکارهای مدیریتی سنتی آن، با تکیه بر اسناد تاریخی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در طول تاریخ، بازار شهر اصفهان با بهره گیری از سازوکارهای مدیریتی ویژه ای توانسته بود، پویایی و تداوم خود را حفظ نماید. امروزه، با وقوع تغییرات کلان در شیوه زندگی و به تبع آن، ظهور نظام های مدیریتی نوین، بدون توجه کافی به پیشینه غنی آن، این بازار به مسئله ای پیچیده، در زمینه مدیریت شهری و میراثی بافت تاریخی اصفهان بدل شده و آسیب های جبران ناپذیری را تجربه کرده است. بنابراین، حفاظت و تثبیت جایگاه آن، در رویارویی با فرآیندهای توسعه شهری، پیوندی معنادار با راهبردهای پایدار مدیریت سنتی این بازار در گذر زمان دارد. بر همین اساس، در پژوهش حاضر تلاش شده است تا این موضوع با بهره پذیری از روش تفسیری - تاریخی، مبتنی بر جمع آوری اطلاعات بر پایه اسناد و مدارک توصیفی و تصویری و مطالعات میدانی مورد واکاوی قرار گیرد. بررسی ها نشان می دهند که سازوکارهای مدیریت سنتی بازار تاریخی اصفهان تنها به ابعاد کالبدی (ا رزش های ملموس) آن محدود نبوده اند و وجود مناسبات بازار با حکومت ها و نهادهای مذهبی، حضور و فعالیت تجار و بازاریان در سطوح مختلف و پیچیدگی کسب وکار، تنوع فعالیت ها، تعدد ذی نفعان و دیگر ارزش های ناملموس مستتر در آن، مدیریت جامعی را برای تضمین بقای عملکردی بازار و پایداری آن، در بطن زندگی شهری ضروری ساخته بود. این سازوکارها بر شش گستره ذیل بخش پذیر هستند: الف. نظام اجتماعی و جایگاه بازار اصفهان در تعامل با ساختار شهری، ب. نظام مالکیت و مالیاتی بازار، پ. بازار عرصه تولید و تخصص، ت. مکان یابی فعالیت ها، ث. تأمین امنیت بازار و ج. تشکیلات اصناف و ارتباطات بیرونی و درونی آن ها. شناخت این ارزش ها در راستای تعامل با اصول نوین مدیریت میراث جهانی، به ویژه در گستره شناخت عوامل بنیادین درک معنا و ارزش ذاتی میراث فرهنگی ناملموس (در پنج گستره: خودشناسی، خود ترمیم نمایی، هویت فرهنگی، حفظ اصالت و انطباق با موازین حقوق بشر ) و شیوه های مدیریت سنتی بافت های تاریخی، یاری-رسان خواهد بود.
ارزیابی پیامدهای قرنطینه در دوران کرونا بر تاب آوری محیط زیست شهر یزد(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های بوم شناسی شهری سال ۱۶ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۳۹)
193 - 210
حوزههای تخصصی:
هدف از پژوهش حاضر ارزیابی اثرات دوران قرنطینه کرونا بر تاب آوری شهر یزد بر اساس اصول و راهبردهای شهرهای تاب آور است. پژوهش حاضر با روش توصیفی-تحلیلی از طریق جمع آوری داده ها به روش میدانی و با استفاده از پرسشنامه (384 عدد) انجام گرفت. پرسشنامه بر اساس سه متغیر اصلی شامل (اجتماعی، اکولوژیکی، زیرساخت و خدمات شهری) و هفت مؤلفه شامل (قانون مداری، رضایت مندی نسبت به شرایط و قوانین و امکانات، الگوی مصرف، فضاهای سبز، حمل ونقل، زیرساخت های دیجیتال، مدیریت پسماند و خدمات بهداشتی) تنظیم شد. جامعه آماری شامل شهروندان ساکن در مناطق پنج گانه شهر یزد می باشد و نمونه ها به صورت تصادفی بر اساس نسبت جمعیت هر منطقه انتخاب شدند. برای تحلیل داده های آماری به دلیل غیرنرمال بودن از آزمون های ناپارامتریک کروسکال والیس و رتبه بندی فریدمن و کندال استفاده شد. نتایج حاصل از پژوهش نشان داد که مولفه قانون مداری با میانگین 41/2 و مؤلفه رضایت مندی از شرایط، قوانین و امکانات با میانگین 80/2، در دوران کرونا از تاب آوری نسبی برخوردار بوده اند. این در حالی است که مؤلفه های زیرساخت های دیجیتال، مدیریت پسماند و خدمات بهداشتی، حمل ونقل و الگوی مصرف شهروندان به ترتیب با میانگین های081/3، 20/3، 45/3 و 84/3، شرایط تاب آوری نداشته اند. مؤلفه فضای سبز نیز با میانگین 038/3، نمره آزمون تی تک نمونه 947/0 و عدم اختلاف معنی دار با میانگین متوسط، عدم تاب آور تشخیص داده شد.
تحلیل پیوند میان حیاط مدارس و اندیشه اسلامی جهت ارتقای رشد معنوی دانش آموزان دبستانی
حوزههای تخصصی:
مدارس از دیرباز جزء مهم ترین محل های آموزش علوم و پرورش معنوی کودکان بوده و تأثیر محیط آن در شکل گیری شخصیت فرد در بزرگسالی غیر قابل انکار است. هدف از این تحقیق اثبات رابطه بین حیاط و فضای سبز مدرسه در جهت ارتقای تربیت معنوی کودکان دبستانی است. بنابرین چگونگی تحلیل پیوند میان فضای سبز مدارس و اندیشه اسلامی جهت ارتقای رشد معنوی برای دانش آموزان دبستانی سوال این تحقیق است؟ پژوهش با یک فرضیه اصلی آغاز و بر مبنای پژوهش های بنیادی پیشین شکل گرفت. این پژوهش به دنبال بررسی چگونگی ارتباط بین کالبد و عناصر معماری باغ ایرانی استفاده شده در حیاط مدارس و آشنایی دانش آموزان با مبناء و منشأ خلقت جهت ارتقاء تربیت معنوی در کالبد فضای آموزشی دبستان ها می باشد. این پژوهش کاربردی در فرآیند دستیابی به پاسخ سؤالات پژوهش از رویکرد کیفی و کمّی استفاده کرده است. با توجه به رویکرد این پژوهش، در مرحله اول (کیفی)، سعی شده تا معیارها و اصول معماری ساختمان های آموزشی طراحی شده با تلفیق حیاط مدارس قدیم استخراج شود. در مرحله دیگر با استفاده از روش تحلیلی، معیارهای به دست آمده در مدارس ایران بررسی، و ارزش ها و راهکارهای طراحی حیاط مدارس ارزیابی و تحلیل شده است. مطالعه مشاهده ای و در عین حال تحلیلی درباره تعدادی از مدارس نمونه انجام شد که به نتیجه گیری نهایی تبیین الگو کمک کرد. یافته ها نشان می دهد وجود حیاط در مدارس با شیوه باغ ایرانی و هندسه باغچه ها به همراه حوض در آن می تواند کودکان را به سمت تربیت معنوی و ارتقاع و رشد متعالی سوق دهد.
آب محور توسعه پایدار دارالخلافه باهره، تهران عصری ناصری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
معماری اقلیم گرم و خشک سال ۱۲ بهار و تابستان ۱۴۰۳ شماره ۱۹
225 - 250
حوزههای تخصصی:
توسعه پایدار در مفهوم عام خود، تنها رفاه و بهزیستی نیست بلکه همساز با زیست بوم (اقلیم)، رهنمای رشد یا بهبود حیات جوامع انسانی است. در این نگاه توسعه همچون شریانی حیاتی است که در استقرارگاه های انسانی همچون شهرها جاری و ساری اند و به دنبال خود بایستگی و پایایی را برای شهرها به ارمغان آورده اند. در این مفهوم، آینده، تنها در استمرار رفتار گذشتان با محیط، هستی می یابد. بدین معنا، گذشتگان آموختن تا در ذیل مفهوم توسعه پایدار، بقا و هستی خود را ضمانت کنند. جستار پیشرو، با بهره گیری از نظریه نحو فضا، به بازخوانی هویت مکانی آب در ذیل هویت تاریخی آن پرداخته است. در این پژوهش ساختار فضایی دارالخلافه تهران عصر ناصری، با تحلیل نقش آب در شهر، به وساطت حافظه تاریخی آن، مورد بازخوانی دوباره قرارگرفته است. پژوهش حاضر، از نظر هدف در زمره تحقیقات بنیادین و از نظر ماهیت و روش توصیفی–تحلیلی است. بر مبنای هدف یاد شده، پرسش پژوهش عبارتست از اینکه؛ متغیر آب (قنات)، به مثابه محرک توسعه پایدار، چه تأثیری و نقشی در تکوین و انبساط مدنیت شهری بافت تاریخی تهران عصر ناصری داشته است؟نتایج منتج از جستار حاضر حاکی از آن است، گشایش حصار کهن و برپایی حصار نو هم راستا با بافت کهن و درآمیزش با سه مؤلفه محیط طبیعی، سازه های آبی انسان ساخت و فضاهای شهری همراه بوده است. همچنین، افزایش شاخص هم پیوندی فزونی (اقتصاد حرکت)، برگرفته از پیکره بندی فضا (مسیر قنات ها) در تهران عصر ناصری در نظم نوین خیابان های شهر، راهبردی برای هم رنگ و هم سو شدن با مفهوم جدید شهرسازی (مدرنیته) در جوار بافت کهن که بر پایه توسعه پایدار بوده، شکل گرفته است. این راهبرد، بستر لازم را از برای پذیرش ماهیت محلات جدید فراهم آورده و در کنار آن اصل سازگاری محلات جدید را با ساختار محلات قدیم مبتنی بر الگو و نحوه پراکنش کاربری ارضی و هستی محلات را نیز به همراه داشته است.
کنشگری ارتباطی در مدیریت پروژه های شهری، نمونه مورد مطالعه: مدیریت شهری زنجان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات شهری دوره ۱۳ بهار ۱۴۰۴ شماره ۵۴
35 - 48
حوزههای تخصصی:
کنش مبتنی بر تعامل و تفاهم چندجانبه، الگویی است ریشه در نظریه کنشی یورگن هابرماس که اصول آن در مشارکت، مباحثه، تفاهم، تمرکز و انحصار خارج از قدرت تبیین می شود. مدیریت شهری نوین با این رویکرد می تواند توسعه شهری را با نگاه جمعی و کارشناسی کثرت گرا به پایداری سوق دهد. این پژوهش باهدف تبیین رویکرد کنش ارتباطی هابرماس در مدیریت میانی در پیشبرد پروژه های توسعه شهری انجام گرفته است. روش تحقیق از نوع کیفی مبتنی بر رویکرد داده بنیاد است که به شیوه پدیدارشناسی (تفسیری استقرایی) شکل گرفته است. واحد جغرافیایی و جامعه موردمطالعه، شهر زنجان و مدیریت های اثرگذار بر توسعه شهری هستند. گردآوری داده ها حاصل مصاحبه های نیمه ساختارمند و مشاهده های موردی است که در آن مدیران میانی سازمان های با اثرگذاری بیشتر در مدیریت شهری با حجم نمونه ای بالغ بر 45 نفر بوده اند. تحلیل داده بر اساس مدل داده بنیاد در فرایند کدگذاری باز انجام و با کدگذاری محوری و انتخابی، مفاهیم و مقوله های کلیدی استخراج گردید. تبیین تفسیری مقوله ها و مفاهیم استخراج شده در مدل پارادایمی مبتنی بر شرایط علّی، زمینه ای، میانجی، راهبردی انجام گرفته و شرایط پیامدی تبیین گردید. نتایج نشان می دهد مقوله های قدرت، ترس، مقاومت، اجبار، فردگرایی و انحصارگرایی، اطاعت و دستورپذیری، وابستگی و منافع سازمانی به عنوان عوامل غیر کنشی و تعامل، پذیرش و مقبولیت، نقدپذیری، تفاهم، مشارکت نهادی و ارتباط داده ای به عنوان عوامل کنشی فعال شناخته می شوند. پیامد های حاصل از شرایط علّی، زمینه ای میانجی و راهبردی نشان می دهد یک جانبه نگری، فردگرایی، تفکر سیاسی و جناحی، تغییرات مداوم، رویه های اداری، کاهش سرمایه اجتماعی ناشی از انحصارطلبی، ناتوانی مدیریت شهری در پیشبرد کیفی و به هنگام پروژه های شهری و نارضایتی شهروندان پیامد مانع برای ایجاد کنش ارتباطی است. شرایط پیامدی تقویت حس تعلق، کنش مفاهمه ای، همیاری و همکاری نهادی، تخصص مبتنی بر مشورت، کثرت گرایی و هم افزایی نهادی را مؤثرترین شرایط پیامدی در پیشبرد کیفی مدیریت پروژه های شهری تبیین کرده است.
تجلی آموزه های اسلامی در طراحی خانه های آرامش بخش (نمونه موردی: خانه الداغی ها و جعفرزاده سبزوار)
حوزههای تخصصی:
معماری خانه های ایرانی، به ویژه با تأثیرپذیری از آموزه های اسلامی، نقش مهمی در پاسخگویی به نیازهای معنوی و مادی ساکنان دارد. این پژوهش به بررسی تجلی آموزه های اسلامی در طراحی خانه های سنتی منطقه سبزوار، با تمرکز بر خانه های الداغی ها و جعفرزاده از دوره قاجار، می پردازد. هدف پژوهش، استخراج معیارهای اسلامی برای طراحی خانه هایی آرامش بخش است که با بهره گیری از اصول قرآنی و روایات اسلامی، قادر به ایجاد محیطی هماهنگ با نیازهای انسان و فرهنگ ایرانی باشند. این پژوهش از نوع کیفی بوده که با جمع آوری اطلاعات از طریق روش اسنادی-کتابخانه ای به تجزیه وتحلیل اسناد و متون اسلامی پرداخته شده و با استدلال منطقی، تجلی اصول و ارزش های اسلامی در خانه های تاریخی الداغی ها و جعفرزاده از دوره قاجار مورد بررسی قرار گرفته شده است. بررسی خانه ها نشان می دهد که معماران ایرانی اصولی مانند حریم و محرمیت، تعادل و تناسب، زیبایی شناسی، بهره برداری از هندسه و سلسله مراتب فضایی و اهتمام به خلوت و آرامش را رعایت می کردند، همچنین توجه و استفاده از مصالح طبیعی و سبک زندگی متناسب با فرهنگ مردمان این منطقه، از ویژگی های بارز این خانه ها است. یافته های پژوهش گویای آن است که با بازگشت به این آموزه های حکیمانه، می توان کیفیت و معنویت مسکن معاصر را ارتقاء داد و با پیروی از این ارزش های اسلامی نه تنها پایداری و دوام ساختارها فراهم می شود، بلکه آرامش روان شناختی و اجتماعی ساکنان نیز تأمین می گردد.
بازبینی تأثیر طراحی بیوفیلیک بر یادگیری و رفتار دانش آموزان مبتلا به اختلال (ADHD) و نقص توجه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
هنرهای زیبا - معماری و شهرسازی دوره ۳۰ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱
67 - 82
حوزههای تخصصی:
طبیعت به عنوان یکی از مؤلفه های بنیادین زیست انسانی، نقش تعیین کننده ای در رشد جسمانی و روان شناختی ایفا می کند؛ بااین حال، گسترش شهرنشینی و کاهش تماس مستقیم با محیط های طبیعی، به ویژه در کودکان دارای اختلال نقص توجه/بیش فعالی (ADHD)، موجب افزایش آسیب پذیری های روان شناختی می شود. این پژوهش با هدف بررسی تأثیر طراحی بیوفیلیک بر یادگیری و رفتار دانش آموزان مبتلا به اختلال (ADHD) نقص توجه و بیش فعالی انجام شد. پژوهش حاضر از نوع کاربردی و با روش پیمایشی و رویکرد شبه تجربی پیش آزمون–پس آزمون با گروه کنترل اجرا گردید. جامعه آماری شامل کلیه دانش آموزان پسر ۵ تا ۶ ساله مبتلا به ADHD در مدارس ابتدایی شهر شیراز بود که با نمونه گیری خوشه ای تصادفی انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده، پرسشنامه استاندارد با پایایی تأییدشده (آلفای کرونباخ 0.817) بود. تحلیل داده ها با آزمون های کولموگروف–اسمیرنوف، لوین، تحلیل کوواریانس چندمتغیره (MANCOVA) که در نرم افزار SPSS نسخه ۲۲ انجام گرفت. نتایج حاکی از آن بود که بین گروه آزمایش و کنترل در پس آزمون، پس از کنترل پیش آزمون، تفاوت معناداری در کاهش علائم ADHD و بهبود یادگیری وجود دارد (سطح معناداری < 0.05). مقادیر بالای اندازه اثر (0.664 و 0.693) بیانگر تأثیر قوی محیط های بیوفیلیک در ارتقای کیفیت یادگیری و سلامت روان کودکان است. یافته ها ضرورت ادغام اصول بیوفیلیا در طراحی مراکز آموزشی شهری را برای بهبود رشد شناختی و رفتاری کودکان تأیید می کند.
تعریف و اولویت بندی مولفه های طراحانه دفاع محیطی در محیط انسان ساخت با رویکرد پدافند غیر عامل با تاکید بر قدرت نرم و سرمایه اجتماعی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
شهر ایمن سال ۸ بهار ۱۴۰۴ شماره ۲۹
74 - 87
حوزههای تخصصی:
شهروندان در شرایط وقوع بحران در معرض آسیب قرار می گیرند. در محدوده تهدیدات انسان ساز، علم دفاع غیرنظامی (پدافند غیرعامل) راهکارهای مختلفی را برای مدیریت بحران ارائه داده است. باتوجه به حساسیت های امنیتی داخلی و خارجی و تکرار وقایع امنیتی، ضروریست جامعه طراحان محیطی (معماران- شهرسازان) توجه ویژه ای به راهکارهای طراحانه در افزایش قدرت دفاعی محیط و کمک به حل بحران های امنیتی داشته باشند. هدف از این پژوهش تعریف و اولویت بندی مولفه های دفاع محیطی ذیل مفهوم کلان «امنیت محیطی» در محدوده تهدیدات انسان ساز (موضوع علم پدافند غیرعامل) است. این تحقیق با استفاده از نظر نخبگان و روش تحلیل سلسله مراتبی (AHP) و مقایسات زوجی انجام می گیرد و در زمره تلاش هایی است که با رویکرد خشونت پرهیز به دنبال مدیریت امنیت و کاهش آسیب ها در محیط های انسان ساخت هستند. این پژوهش به روش توصیفی- تحلیلی با ابزار مطالعه کتابخانه ای و مصاحبه عمیق به استخراج فهرست اولیه متغیرهای کلان پرداخته و پس از تدقیق فهرست، به اولویت بندی متغیرهای کلان و مقایسه زوجی متغیرهای زیرمجموعه آنها می پردازد. یافته های پژوهش بر اهمیت رویکردهای غیر کالبدی و مبتنی بر قدرت نرم در مواجهه با تهدیدات موضوع علم دفاع غیرنظامی تأکید دارد و عادت حاکم بر پژوهش ها و پروژه های پدافند غیرعامل مبتنی بر رویکرد استحکام بخشی و تقویت کالبدی را ناقص و در مواجهه با پاره ای از تهدیدات، ناکارآمد می داند و براین اساس نقش طراحان محیطی در افزایش قدرت نرم مبتنی بر ساختارهای طراحانه محیط در سامانه دفاع غیرنظامی بسیار موثر می داند.
گونه شناسی کالبدی فضایی کاروانسراهای برون شهری شبکه راه تاریخی اصفهان به ری و ساوه بر پایه ترکیب بندی فضایی پلان معماری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نقش جهان سال ۱۵ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱
۸۴-۴۹
حوزههای تخصصی:
اهداف : هدف این جستار مطالعه کاروانسراهای این محدوده و ارائه الگوهای پلان معماری کاروانسراهای برون شهری شبکه راه تاریخی اصفهان به ری و ساوه بر پایه ترکیب بندی فضایی اتاق با شترخان است. روش ها: روش گردآوری داده های این پژوهش بر اساس مشاهدات و برداشت های میدانی ، مطالعات کتابخانه ای ، بررسی اسناد و نقشه های معماری کاروانسراها و مطالعه تصاویر هوایی است. روش تجزیه و تحلیل بر پایه رویکردهای تفسیری ، تاریخی و مقایسه ای است. روش دست یابی به اطلاعات به صورت استدلال استقرایی است. در این محدوده 60 کاروانسرا شناسایی شده است. از میان جامعه آماری فوق ،13کاروانسرا بعنوان نمونه مطالعاتی انتخاب شده اند. انتخاب این نمونه ها به صورت هدفمند و غیراحتمالی و براساس یافته های تحقیق بوده و از هر گونه شناسایی شده 1 کاروانسرا بررسی شده است. یافته ها: یافته های پژوهش حاکی از آن دارد که برخی از کاروانسراها بسیار شبیه بهم هستند و در یک دوره زمانی ساخته شده و گونه بندی آنها نیز شبیه به یکدیگر هستند که این ناشی از وجود سازمان و تشکیلاتی واحد و معمار و طراح مشترک می باشد و در نتیجه پلان معماری و جزییات آنها مشابه است. در جامعه آماری این پژوهش، 13 گونه و الگوی معماری کاروانسرا براساس مطالعه نقشه معماری آنها شناسایی شد. این گونه ها و الگوها بر اساس ترکیب بندی فضایی پلان معماری آنها ( ترکیب اتاق با شترخان) بدست آمده است. نتیجه گیری: نتیجه کاربردی این پژوهش دست یابی به شباهت ها و تفاوت های کاروانسراها و استفاده از این وجوه افتراق و اشتراک در مرمت کاروانسراها می باشد. کاروانسراهایی که در یک مسیر تاریخی مشترک با ویژگی های فرهنگی ، اجتماعی و تاریخی مشترک هستند غالبا ویژگی های معماری شبیه به هم دارند، در نتیجه از این شاخصه می توان برای مداخله در آنها سود جست.
آسیب شناسی اسکان اضطراری و موقت پس از سیل ۱۳۹۸ شهرستان آق قلا بر اساس ارزیابی استفاده کنندگان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
شهر ایمن سال ۸ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۳۰
51 - 75
حوزههای تخصصی:
رخداد سوانح با آسیب رساندن و یا تخریب محل زندگی افراد، همچنین ایجاد ناامنی نیاز به تأمین سرپناه را تا زمان اتمام بازسازی مسکن تشدید می کند. به همین ترتیب پس از سیل ۱۳۹۸ استان گلستان در شهرستان آق قلا مردم در دو مرحله اضطراری و موقت نیازمند سرپناه بودند. گروه پژوهشگران در این مقاله قصد دارند تا انواع سرپناه ارائه شده پس از سیل مذکور را معرفی کرده و به آسیب شناسی آن ها ازنقطه نظر مردم بپردازند و در نهایت راهبردهایی در راستای کاهش این آسیب ها در تجربیات آینده ارائه دهند. بدین منظور جمع آوری اطلاعات موردنیاز از طریق مرور متون تخصصی، مصاحبه های روایتی و نیمه ساختاریافته و مشاهدات میدانی انجام شده است. نتایج حاصل نشان می دهند اسکان در خانه اقوام و نزدیکان، نقل مکان به خانه دوم (خارج از آق قلا)، ماندن در اسکان های تجمعی، اردوگاه های دولتی و مردمی و استفاده از بخش های تخریب نشده خانه در بازه زمانی اسکان اضطراری و بازگشت به خانه ها با فروکش کردن آب و ماندن در اردوگاه های تجمعی و سرپناه های اهدایی توسط خیرین یا مسئولان (سرپناه الگو گرفته از آلاچیق سنتی ترکمانان (اوی)) در مرحله اسکان موقت نحوه تأمین سرپناه پس از سیل ۱۳۹۸ آق قلا بوده است. هر یک از این گزینه های مطرح شده در دو مرحله تأمین سرپناه اضطراری و موقت از دید کاربران در موضوعات ایمنی و امنیت، اجتماعی - فرهنگی، اقتصادی، خانوادگی، بهداشتی، روانی، اقلیمی و مکان یابی کاستی هایی داشته اند. این موضوعات با ایجاد نارضایتی در بین آن ها موجب جابه جایی و این عدم مدیریت و برنامه ریزی باعث اتلاف منابع اقتصادی و شکست برنامه تأمین سرپناه در آق قلا شده است.
ارزیابی نقش ذینفعان در سیاست گذاری شهری بر مبنای حکمروایی خوب شهر (نمونه موردی طرح توسعه کمپ B بندر امام خمینی)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مکتب احیاء سال ۳ بهار ۱۴۰۴ شماره ۶
76 - 85
حوزههای تخصصی:
در سال های اخیر، ناکارآمدی طرح های توسعه شهری، به ویژه در مناطق حاشیه نشین، ناشی از غیبت مشارکت موثر ذینفعان و تصمیم گیری های یک جانبه نهادهای بالادست و دارای قدرت بوده است. پروژه طرح توسعه کمپ B(محله صباغان) در بندرامام خمینی نمونه ای بارز از سیاست گذاری بالا به پایین است که با هدف ساماندهی سکونتگاه های غیررسمی این محله توسط بنیاد مسکن طراحی شد اما در ادامه نتوانست موجب ارتقای کیفیت زندگی ساکنان محله شود. این پژوهش با هدف تحلیل نقش و جایگاه ذینفعان در فرآیند سیاست گذاری و برنامه ریزی این پروژه، از چارچوب چرخه سیاست گذاری عمومی (در پنج مرحله) و ماتریس قدرت-علاقه مندی برای طبقه بندی و ارزیابی گروه های بازیگر استفاده کرده و تحلیل می کند که نقش آفرینی گروه های ذینفع در هر مرحله به چه میزان بوده، چه عواملی سبب تغییر نقش و جایگاه آنان شده و تغییر در ساختار تعامل میان بازیگران چه پیامدهای را در پی داشته است. روش تحقیق کیفی و مبتنی بر تحلیل محتوا و مطالعه موردی بوده و جمع آوری داده ها از طریق مصاحبه با بازیگران کلیدی، تحلیل اسناد رسمی و مشاهده میدانی صورت گرفته است. یافته ها نشان می دهد که بنیاد مسکن تحت نظارت نهادهای بالادست به عنوان بازیگر کلیدی و انحصارگرا، با حذف یا تضعیف نقش سایر ذینفعان همچون شهرداری، نهادهای محلی، دانشگاه ها و ساکنان از فرایند تصمیم سازی و تصمیم گیری و اجرا، موجب بروز آسیب در چهار بعد نهادی، اقتصادی، اجتماعی-روانی و کالبدی-فضایی شده است. این پیامدها شامل تمرکز قدرت، بی اعتمادی و فقدان حس تعلق، چرخش از عدالت اجتماعی به سودمحوری، و ناهماهنگی در طراحی و اجرا می شود. ماتریس قدرت-علاقه مندی نیز بیانگر گسست جدی بین قدرت رسمی و نیازهای واقعی جامعه محلی است. در مجموع، فقدان ساختارهای حکمروایی چندسطحی و تعامل میان بخشی موثر، از عوامل اصلی شکست این پروژه توسعه ای بوده اند.
ارزیابی قانون به مثابۀ ابزار حکمروایی در سکونتگاه های غیر رسمی (نمونۀ مطالعه: کمپ بی سربندر- بندر امام خمینی (ره))(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مکتب احیاء سال ۳ بهار ۱۴۰۴ شماره ۶
34 - 55
حوزههای تخصصی:
سکونتگاه های غیررسمی، حلبی آبادها، زورآبادها، گودنشین ها، حاشیه نشینی، بخشی از بافت های مسئله دار و فرسوده ایران را شکل داده اند. بخشی از شهر که دارای معضلاتی همچون مشکلات اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی، بهداشتی و آموزشی است که به نوعی فقر شهری را به نمایش می گذارد. ایجاد این سکونتگاه ها که از معضلات مدیریت شهری نیز محسوب می شوند، علل گوناگون دارد و همین امر آن ها را به مسائل چندبعدیِ بغرنج تبدیل کرده است. اما یکی از مهم ترین علل مسبب آن، به مدیریت کشور بر می گردد. حکمرانی کشور به ویژه در بخش اقتصاد، در ایجاد، تداوم و یا حل این معضل شهری بسیار موثر است. بنابراین ابزار حکمرانی یعنی «قانون» می تواند بسیار موثر باشد لذا در این پژوهش با روش جمع آوری اطلاعات و اسناد کتابخانه ای و روش پژوهش، تحلیل آن ها در ترکیب با مصاحبه کارشناسان و مردم در بازدید میدانی، به دنبال بررسی علل مرتبط با این معضل ایجاد شده در دل قوانین هستیم. بنا بر یافته های این پژوهش، ابزار قانون به عنوان یکی از علل اساسی نیز باعث ایجاد و یا تشدید سکونتگاه های غیررسمی در موضع ایجاد، تشدید و تداوم، و راه برون رفت آن شده است. بنابراین با شناخت خلاءهای قانونی و تنقیح آن می توان گام موثری در راه حل معضل سکونتگاه های غیررسمی برداشت.
تبیین مدل ارتقا جایگاه استاد در آموزش معماری معاصر نمونه موردی(دانشگاه های منتخب ایران و دانشگاه گلیشیم استانبول ترکیه)
حوزههای تخصصی:
آموزش معماری از جمله موضوعات کلیدی در شکل دهی به آینده این حرفه به شمار می رود. معماری سنتی ایران، با تأکید بر ارزش های پایدار، همواره از جایگاهی ویژه برخوردار بوده است. اما در عصر حاضر، با بروز دوگانگی میان سنت و مدرنیته، دچار چالش هایی شده است. آموزش معماری امروز ما که شاکله سنتی خود را کنار گذاشته، ولی به عقیده و ارزش های همیشگی خود متعهد مانده است باید هر سه مولفه مهارت، دانش و حکمت را همراه داشته باشد .در این میان، نقش اساتید در نظام آموزشی جایگاهی بی بدیل دارد، چراکه آنان اساسی ترین عامل در بازآفرینی فرآیند تعلیم و تربیت محسوب می شوند.
Explaining the Factors Promoting the Quality of Residential Environments Using the Gender Role Approach in Designing Interior Spaces(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
Architecture and Urban Development, Volume ۱۵, Issue ۱ - Serial Number ۵۵, Winter ۲۰۲۵
93 - 104
حوزههای تخصصی:
A house is the origin of many bitter and sweet experiences and the place for the formation of people's personality and identity. One of the wonders of creation is the presence of different needs in men and women. Hence, designers and architects need to review architectural design to create mental comfort in houses, which consist of two different genders. This study aimed to investigate gender differences and their impacts on residential spaces to provide suggestions for better housing designs. For this, primary concepts about gender were first raised, and then relevant theories were examined to describe the interaction of the concept of gender in a residential space. In the end, the feasibility of appropriate designs, which help promote the quality of a residential environment, was measured. The study methodology was qualitative, which described a desirable housing space. According to questionnaire analyses and a survey of 20 men and women, it was concluded that women tended to focus on details and kitchens, whereas men valued living rooms and halls. In sum, it was critical to separate public spaces from private spaces and to give characters to spaces. The goal of this study was to investigate the factors that affect desirable housing spaces and residential-architectural criteria in giving gender to spaces. Findings revealed gender differences stemming from cultural, social, and historical aspects; therefore, people's genders, along with other factors such as age, tastes, and needs, should be considered in designing spaces.
ارتقاء سلامت اجتماعی در مسکن معاصر؛ نمونه مطالعاتی: مجتمع های مسکونی شهر اردبیل(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نقش جهان سال ۱۵ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱
۱۰۸-۸۵
حوزههای تخصصی:
اهداف: مسکن سالم و پایدار، هویت و همچنین کیفیت محیط نقشی کلیدی در بهبود سلامت اجتماعی دارد. این مقاله با بررسی مفاهیم مرتبط با کیفیت محیط به عنوان متغیر مستقل و سلامت اجتماعی به عنوان متغیر وابسته، به تحلیل تأثیر این عوامل در مسکن به عنوان بخشی از میراث معماری معاصر ایران می پردازد. روش ها: پژوهش حاضر از لحاظ روش در زمره پژوهش های آمیخته (کیفی- کمی) است. از نظر روش گردآوری اطلاعات، در بخش کیفی از مصاحبه و روش گروه های بحث استفاده شد و در بخش کمی، داده ها از طریق پرسشنامه و به شیوه پیمایشی جمع آوری گردید. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزارهای SPSS و Lisrel با آزمون های معادلات ساختاری انجام گرفته است. یافته ها: طبق نتایجی که از تحلیل فرضیه های این تحقیق بدست آمد، مولفه های کیفیت محیط شامل بعد اقتصادی، جنبه های انسانی - اجتماعی، جنبه زیست- محیطی، جنبه های عملکردی، فیزیکی واحد مسکونی، زیبایی شناختی فرمی، جذابیت بصری، بهره گیری از عناصر طبیعی، نورپردازی، ایمنی، معنایی ادراکی؛ بر ارتقاء سلامت اجتماعی در مجتمع های مسکونی شهر اردبیل تاثیر دارد و ترتیب اثرگذاری به ترتیب برابر با: بهره گیری از عناصر طبیعی 73/0، بعد اقتصادی 70/0، بعد ایمنی 65/0،جذابیت بصری 59/0، کیفیت زیبایی شناختی فرمی 53/0، مولفه زیست محیطی 48/0، جنبه های انسانی اجتماعی 47/0، جنبه های عملکری و نورپردازی 46/0، مولفه های فیزیکی واحد مسکونی 42/0، می باشد. نتیجه گیری: با توجه به این یافته ها می توان نتیجه گیری کرد که در جهت بالا بردن میزان سلامت اجتماعی در مجتمع های مسکونی باید به شاخص های کیفیت محیط و مفهوم مسکن سالم توجه بیشتری داشت.
بررسی چالش های اخلاقی سازنده در تعامل با سازمان های کلیدی نقش آفرین در صنعت ساختمان (مطالعه موردی: سازمان های بخش عمومی غیردولتی و خصوصی)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
باغ نظر سال ۲۲ خرداد ۱۴۰۴ شماره ۱۴۴
19 - 32
حوزههای تخصصی:
بیان مسئله: مصاحبه با فعالان صنعت ساختمان نشان دهنده چالش های اخلاقی کنشگران سازنده در صنعت است. ازطرفی بخش عمومی غیردولتی کنار بخش خصوصی، دو بازیگر بزرگ صنعت ساختمان در کشور هستند. چالش های اخلاقی در نظامی متشکل از بخش خصوصی، شهرداری ها، سازمان نظام مهندسی ساختمان کشور، سازمان ثبت املاک و اسناد کشور، سازمان امور مالیاتی کشور و نهاد های عمومی غیردولتی و محیط های سه عاملی به وجود می آیند و تصمیمات اخلاقی کنشگران را تحت تأثیر قرار می دهند. به نظر می رسد پژوهش های پیشین تابه حال درک کنشگران از اخلاق و پدیده، به چالش های اخلاقی به عنوان یک پدیده از منظر سازنده و به دلایل تشکیل دهنده و پیامدهای آن توجه نکرده است. هدف پژوهش: در این پژوهش به توصیف درک اخلاقی کنشگران کلیدی صنعت ساختمان از اخلاق و بررسی چالش های اخلاقی سازنده در تعامل با سازمان های کلیدی نقش آفرین در صنعت ساختمان توجه شده است. روش پژوهش: ازآنجاکه بررسی چالش های اخلاقی سازنده در صنعت ساختمان یک موضوع بدیع بوده و ویژگی های مقولات اخلاقی به زمینه و کنشگران آن وابسته است؛ در این پژوهش از روش پژوهش کیفی و از روش شناسی نظریه پردازی زمینه ای استفاده شده است.نتیجه گیری: براساس تحلیل یافته های پژوهش، درک کنشگران از اخلاق بسیار عمومی است. یافته های پژوهش حاکی از آن است که راهبرد اکثریت کنشگران صنعت ساختمان به اخلاق نتیجه گرا نزدیک است. میان چالش های اخلاقی سازنده در صنعت ساختمان چالش پرداخت های نامتعارف در شهرداری و پرداخت های نامتعارف درسازمان نظام مهندسی ساختمان به عنوان مهم ترین چالش ها شناسایی شده است. مهم ترین عوامل تشکیل دهنده چالش های اخلاقی، قوانین متناقض و تفسیرپذیر، سود سرشار کسب وکار ساختمان، تورم، عدم کارایی سیستم نظارتی، فساد در بدنه سازمان های کلیدی و عدم ردگیری پرداخت های نامتعارف و مهم ترین موانع بی اخلاقی، اخلاق شخصی، کارآمدی نهادهای نظارتی و همچنین اهم ساز و کار های استفاده شده کنشگران در راهبردهای غیراخلاقی استفاده از قوانین منتج به نتایج متفاوت و استفاده از توجیهات شرعی- اخلاقی است.