فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۳۲۱ تا ۱٬۳۲۹ مورد از کل ۱٬۳۲۹ مورد.
منبع:
هنرهای صناعی ایران سال ۷ پاییز و زمستان ۱۴۰۳ شماره ۲ (پیاپی ۱۳)
145 - 160
حوزههای تخصصی:
ارتباط هنر اسلامی با آموزه ها ی عرفانی به نظر امری واضح و بدیهی است؛ لیکن در مطالعاتی که در این زمینه انجام شده اند، به اندازه کافی به این ارتباط و اشتراک اشاره نشده و به این نسبت، در عرصه هنر نگارگری کم تر پرداخته شده است. حال آن که با بررسی و شناخت سنت های فکری مرسوم در بستر جهان بینی نگارگران، می توان درک بهتری از نگاره ها داشت. سنت، مانند رشته ای انسان را با اصل مرتبط می کند. در نگرش سنتی (یعنی نگرش برآمده از سنت و وحی الهی) بر این باور بودند که عالم و آدم هردو جلوه حق اند و عالم به عنوان انسان کبیر و انسان به عنوان عالم صغیر هستند. این منظر، اصل دیگری را در پی دارد و آن تطابق و تناظر میان عالم کبیر و عالم صغیر است. این پژوهش حول یکی از نگاره های دوره صفویه به نام «مجنون در میان وحوش» محفوظ در موزه بریتانیای لندن انجام شده و سعی بر آن است که فرضیه تأثیر این اصل بر شکل گیری نگاره موردنظر به عنوان یکی از ثمرات آن، مورد بررسی قرار گیرد. پرسش این است: نگاره مجنون در میان وحوش، بر اساس نگرش سنتی تناظر عالم کبیر و عالم صغیر و از منظر محیی الدین ابن عربی چگونه دیده و تبیین می شود؟ شیوه گرد آوری اطلاعات به روش مشاهده و مطالعه منابع مکتوب چاپی و الکترونیکی است. در این نگاره برابرشدن دقیق مظاهر طبیعت با احوال مجنون جای بسی تفکر و تأمل دارد؛ گویی نگارگر با بهره گیری از عناصر طبیعت، مخاطب را از صورت به قلمروی معنا راه می برد و با زبان رمز، وصف سیر و سلوک عرفانی می کند. «مجنون» مصداق انسانی است که به دنبال «عشق» می گردد و نگارگر بر بازنمایی مفاهیم عرفانی عشق و هجران اهتمام داشته و احوال انسان و سرگردانی اش در عالم را با بهره گیری از نشانه ها و تعاملات بین آن ها به طریق مجنون در بیابان ترسیم کرده است.
مطالعه تطبیقی چینی بندزنی ایران و کینتسوگی ژاپن(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رهپویه هنرهای صناعی دوره ۴ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۱۲
41 - 55
حوزههای تخصصی:
هدف از پژوهش حاضر ضمن بازشناسی چینی بندزنی ایران و کینتسوگی ژاپن و بررسی وجوه افتراق و اشتراک میان آن ها، شناخت اندیشه های فرهنگی مؤثر بر شکل گیری و بقای این فنون در ایران و ژاپن است. نوشتار بر اساس هدف کاربردی و از نوع کیفی به شمار می آید. روش پژوهش توصیفی - تحلیلی و تطبیقی بوده و گردآوری داده ها بر مبنای مطالعات کتابخانه ای، مصاحبه و مشاهدات میدانی صورت گرفته است. نتایج پژوهش بیانگر آن است که چینی بندزنی و کینتسوگی در مواردی همچون فرم و بخشی از تکنیک های اجرایی، تأثیرپذیری از مفاهیم و عقاید دینی، باورها، عقاید سنتی و اندیشه های فلسفی از رویکردی مشابه برخوردارند. وجوه افتراق این هنرها نیز در زمینه های اجرایی همچون مواد و نحوه اتصال قطعات شکسته و نیز جنبه های زیباشناسانه این تکنیک ها قابل پی جویی است. ضمن آن که کینتسوگی و چینی بندزنی در زمینه تأثیرپذیری های فکری و فرهنگی نیز از تفاوت هایی قابل توجه برخوردارند که همین امر اصلی ترین عامل وضعیت کنونی بقای این هنرهاست. چنان که برقراری و حفظ پیوند نسل ها با فرهنگ اصیل و اندیشه های فلسفی در ژاپن موجب ارتقا و توسعه کینتسوگی در ژاپن و دیگر نقاط جهان شده و در مقابل اعتقاد به بدیُمنی و ترویج فرهنگ نامناسب دانستن کاربرد ظروف بندزده در میان ایرانیان ضمن انفصال از سنت های فرهنگی گذشتگان و هجوم مدرنیته و مصرف گرایی، چینی بندزنی ایران را در معرض خاموشی کامل قرار داده است. این در حالی است که هر دو این فنون ضمن برخورداری از وجوه کاربردی، تأکیدی بر لزوم توجه به ارزش ها، حرف و هنرهای سنتی در قالب میراث فرهنگی ناملموس به شمار می آیند.
مطالعه مؤلفه های ساختاری و معنایی قالی سنه مربوط به منطقه کردستان ایران، مطالعه موردی قالی شانه ای الوان منطقه کردستان محفوظ در موزه فرش تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رهپویه هنرهای صناعی دوره ۴ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۱۴
7 - 25
حوزههای تخصصی:
دوره قاجار به دلیل گسترش و رواج قالیبافی در شهرها و روستاها دوره رواج قالیهایی با طرحهای سادهتر نسبت به دوران صفوی است. هدف پژوهش حاضر مطالعۀ نقوش و زیباییشناسی قالی شانهای الوان متعلق به منطقه سنه بین قالیهای نفیس این منطقه موجود در موزه فرش ایران است. ازاینرو پژوهش حاضر در پی یافتن پاسخ به این سؤالات است چه ویژگی مشترکی بین قالیهای منطقه سنه در موزه فرش تهران وجود دارد؟ نمادهای موجود در قالی شانهای الوان به چه پیشینه تاریخی در منطقه کردستان باز میگردد؟شانههای پرتکرار نماد چه هستند؟ پژوهش حاضر با شیوه توصیفی-تاریخی به تجزیهوتحلیل اطلاعات گردآوریشده از منابع کتابخانهای و اسنادی پرداخته است. این پژوهش به این نتیجه دست یافت که شانهها در این فرش نماد مردان هستند که با توجه به پرتکرار بودن این نقش در سرتاسر ترنج بزرگ و تأکید بر آن و رایج بودن دین ارامنه در دوران ناصری در شهر سنه و تطبیق این شانه با نقاشیهای سنت بلیز مقدس، معتقد است که نقش شانه در متن فرش نماد سنت بلیز مقدس یکی از اسقفان ارامنه است که نماد او شانه و حامی پشمبافان است . همچنین نقش دوستکومی در حاشیه اصلی و نقوش تسبیحی در حاشیههای فرعی داخلی و بیرونی فرش نقش محافظت از شانهها و ماهیهای درهم موجود در متن اصلی را بر عهده دارند که در آن زمان از پرتکرارترین نقوش رایج در منطقه بودهاند.
مطالعه تطبیقی شکوه شاهانه تصویر در زیورآلات تک پیکره های فتحعلی شاه (اثر میرزابابا) و ناصرالدین شاه (اثر کمال الملک)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
هنرهای صناعی ایران سال ۷ پاییز و زمستان ۱۴۰۳ شماره ۲ (پیاپی ۱۳)
117 - 128
حوزههای تخصصی:
با توجه به اهمیت زیورآلات سلطنتی در ساختار تجسمی و معناشناسانه پیکر نگاری قاجار، می توان به مدد تصاویر به سیر تحول این زیورآلات در دوره قاجار پی برد. مقاله حاضر با مطالعه توصیفی تحلیلی دو نمونه از پیکرنگاری های درباری ایران سده 19 میلادی، و تحلیل داده ها به صورت تطبیقی در پی بیان تحولات مفهومی این زیورآلات بوده است. این پژوهش در تلاش برای پاسخ دادن به این پرسش بوده که در طی قرن نوزدهم میلادی، چه تحولاتی در زیورآلات نقش شده در تک پیکره های فتحعلی شاه و ناصرالدین شاه شکل گرفته است و این تحولات چه مفهومی داشته اند؟ هدف پژوهش، دستیابی به سیر تحول زیورآلات با مقایسه دو تک پیکره شاهانه اثر دو نقاش باشی زمان خویش است. نقاشی میرزابابا از فتحعلی شاه و نقاشی کمال الملک از ناصرالدین شاه بی درنگ معلوم می نمایند که این دو تصویر به دو قلمروی مجزای زیبایی شناختی و کارکردی تعلق دارند که اساساً از لحاظ تصویرپردازی سلطنتی و شیوه هنری کاملاً متفاوت هستند. اگرچه فتحعلی شاه را در جامه فاخر شرقی و غرق در زیورآلات شاهانه ملاحظه می کنیم اما ناصرالدین شاه با لباس فرم نظامی نمایان شده است. این دو تک پیکره در دو سوی سده قاجار قرار می گیرند؛ سده ای که شاهد تحولاتی ژرف در جامعه ایرانی آن زمان بود. این دو اثر، تحولات واضح زیورآلات در اعصار خاقانی و ناصری را نمایان می کنند. تصویری که میرزابابا از فتحعلی شاه ترسیم نموده از لحاظ اندازه، تکنیک و سبک در حقیقت تداوم سبک سنتی ای است که در آن زمان در اوج بود، اما تصویری که کمال الملک از ناصرالدین شاه ارائه نموده، متعلق به سبک آکادمیکی است که در آن دوره از غرب به ایران وارد شده بود.
بازنمایی دیداری آیه ای از قرآن کریم در نگاره «جنگ شتران» کمال الدین بهزاد(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رهپویه هنرهای صناعی دوره ۴ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۱۴
73 - 86
حوزههای تخصصی:
کمالالدین بهزاد، نقاش ایرانی است که در سدههای نهم و دهم هجری، کمالالدین بهزاد، نقاش چیرهدست ایرانی است که در سدههای نهم و دهم هجری زیست میکرده است. وی در بارگاه پادشاهان و امیران تیموری، صفوی و شیبانیان، صاحبمنصب و از نظر نوآفرینی در سبک نقاشی، برجستهترینِ همنوعانش بود. نگاره «جنگ شتران»، «نزاع شتران» یا «دو شتر در حال جنگ با خادمان» یا «وجه تاریک و روشن جهان»، یکی از آثار این نقاش است که در کتابخانه کاخ گلستان نگهداری میشود. بر اساس کتیبه مندرج در این نقاشی، زمان خلق این اثر به سال 1071 هجری میرسد و به سن بالای 70 سالگی بهزاد تعلق دارد. این مقاله با روش توصیفی ـ تحلیلی و با هدف شناسایی لایههای پنهان تصویری و محتوایی در نگاره «جنگ شتران» بهزاد، تلاش دارد به این پرسش پاسخ دهد که «آیه شریفه مندرج در کتیبۀ اثر «جنگ شتران»، چگونه توسط بهزاد بازنمایی شده است؟». نمونه مطالعاتی، به صورت آگاهانه انتخاب و روش گردآوری دادهها، کتابخانهای بوده است. یافتهها بر مبنای مطالعات اسنادی نشان میدهد که تمامی عناصر تصویری موجود در این نگاره با ترکیببندی بینظیر، در ارتباط مستقیم با مفهوم موجود در کتیبه بوده است. این متن برگرفته از آیه 17 سوره غاشیه در مورد توصیه به اندیشه در آفرینش شتر بوده است. شتر مخلوق شگفتانگیز خداوند است که قدرت و استقامت وی در میان سایر حیوانات در آستانه معجزه بوده و در فرهنگ اسلامی نماد زیبایی، سختکوشی، تواضع، توبه و عزتنفس است و بهزاد، شتران را در مرکز به عنوان بازیگران اصلی ترکیب به تصویر میکشد و این بازنمایی تصویری، با تحولات فکری و صوفیانه بهزاد در واپسین سالهای زندگی وی ارتباط عمیقی دارد.
مطالعه مفهوم خوش یمنی در طلسم ها و نمادهای شیر، گاو و طاووس در تاریخ هنر ایران با تأکید بر دوره اسلامی بر اساس دیدگاه جیمز فریزر(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
هنرهای صناعی ایران سال ۷ پاییز و زمستان ۱۴۰۳ شماره ۲ (پیاپی ۱۳)
209 - 226
حوزههای تخصصی:
در طول تاریخ زندگی بشر، خجستگی، سعادت، برکت و خوش شانسی از جمله مفاهیمی به شمار می آیند که انسان به دنبال درک و دستیابی به آن ها همواره در تلاش بوده است . این مفاهیم به ویژه در قالب واژه خوش یمنی تجلی یافته اند . یکی از نمودهای انسان برای نیل به این هدف، نمادها و نشانه هایی بوده اند که تحت عنوان طلسم های خوش یمنی در اشکال مختلف در زندگی انسان ساخته شده اند . در حقیقت طلسم ها مجموعه ای از اشکال و نمادهایی هستند که بر پایه اعتقادات و باورهای انسان شکل گرفته اند و برای تحقق یافتن خواسته های بشر توسط افرادی به کار برده می شوند که دانش استفاده از این نمادها را در طول تاریخ سینه به سینه فراگرفته اند . باور عمومی بر این است که در ذات طلسم ها نیروهای آسمانی با نیروهای زمینی ترکیب شده اند و به موجب آن هاست که نتایج عجیب و غریبی در عالم هستی پدید می آید . بنابراین اهمیت طلسم ها در زندگی انسان غیرقابل انکار است . با توجه به اهمیت و باور انسان به قدرت طلسم ها، مطالعه و شناخت این نمادها می تواند برای بهبود زندگی انسان آگاهی بیش تری نسبت به نیروهای ناشناخته نهفته در آن ها فراهم آورد . هم چنین مطالعه و شناخت طلسم ها آگاهی لازم برای کشف عمق باورها و ارزش های انسانی را فراهم می آورد تا با این آگاهی، زندگی خود را با معنا و هدف بیش تری سپری نماید . پژوهش حاضر تلاش دارد به این پرسش ها پاسخ دهد که نمادهای خوش یمنی در اشکال جانوری (شیر، گاو و طاووس) در تاریخ هنر ایران به خصوص در دوره اسلامی چگونه شکل گرفته اند؟ و چه ویژگی هایی توسط این نمادها به عنوان مفهوم خوش یمنی به زندگی انسان انتقال می یابند؟ از این رو با استفاده از روش توصیفی، تحلیلی و تاریخی و با تکیه بر نظریه طلسم و جادوی جیمز فریرز و تأکید بر نمادهای جانوری مانند شیر، گاو و طاووس، به بررسی این موضوع می پردازد . نتایج پژوهش نشان می دهد که این نمادها در هنر ایران دوره اسلامی به عنوان واسطه هایی برای تجلی، ذخیره و بروز انرژی های حیات ساخته و مورد استفاده قرار گرفته اند . این نمادها به منظور غلبه بر امور طبیعت ساخته شده اند و نقش مهمی در معنابخشیدن به زندگی انسان ها ایفا می کنند . شناخت این نمادها نه تنها درک بهتری از فرهنگ و تاریخ ایران را فراهم می آورد، بلکه به عنوان ابزاری برای جذب انرژی های مثبت و خوش شانسی در زندگی فردی نیز عمل می کند .
مطالعۀ تزیینات نشان های قرآنی در مصاحف سده های نخست با تأکید بر دوره های ایلخانی و تیموری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رهپویه هنرهای صناعی دوره ۴ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۱۳
81 - 95
حوزههای تخصصی:
کتابآرایی قرآن از جمله هنرهایی است که به برکت دین مبین اسلام از جایگاه ویژهای برخوردار است. احترام و تکریم مسلمانان نسبت به قرآن و جایگاه آن تلاش و کوشش هنرمندان را در بحث تذهیب و تزیین آن برانگیخته است، این مهم با پیشینۀ قوی خود که ریشه در ایران پیش از اسلام و یا سایر تمدنهای مجاور داشت با ورود اسلام در خدمت آراستن آیات قرآنی قرارگرفته؛که در ابتدای امر با احتیاط صورت گرفت و بعدها بیشتر مورد توجه و اجرا قرار گرفت. از ابتدای دین اسلام این کتاب مقدس به صورت نسخههای خطی تهیه میشد که دارای ویژگیهای منحصر به فردی است. از ساختار اصولی، صفحهآرایی، تذهیب، تجلید و کتابت بهرهمند بود، این تلاش کاتبان و مذهبان در بهکارگیری تزیینات در مصاحف در تمدن اسلامی خود دلیلی بر اهمیت کتابآرایی قرآن است. لذا به واسطۀ قدمت استفاده از تزیینات در مصاحف، هدف پژوهش حاضر پرداختن به تزیینات نشانهای قرآنی در مصاحف سدههای نخست با تأکید بر دورههای ایلخانی و تیموری است. و به روش توصیفی ـ تحلیلی با بررسی اسناد کتابخانهای، مشاهده و مطالعات میدانی به گردآوری دادهها پرداخته شده است، بنابراین یافتههای پژوهش حول محور دو پرسش اساسی به دست آمده است؛ ارتباط تزیینات بهکاررفته در نشانهای قرآنی با متن قرآن چگونه است؟ آیا قالب اجرایی تزیینات در نشانهای قرآنی، مصاحف سدههای نخست با مصاحف دورههای ایلخانی و تیموری یکنواخت بوده است؟ بررسیها نشان داد که تزیینات بهکاررفته در نشانهای قرآنی ارتباط مستقیی با متن قرآنی داشته است، همچنین قالب اجرایی تزیینات در نشانهای قرآنی در ادوار مختلف یکنواخت نبوده و منوط به متغیرهایی، دچار تغییراتی شده است.
کاربست نظریات ژرار ژنت در تحلیل بینامتنی آثار علی اکبر صادقی با رنه مگریت(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رهپویه هنرهای صناعی دوره ۴ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۱۴
87 - 94
حوزههای تخصصی:
علیاکبر صادقی از پیشگامان هنر نوگرا و صاحبنام در سبک سوررئالیسم ایران است. باتوجه به مضامین آثار صادقی که پیچیده و عجیب به نظر میرسد و نیز تکنیکی که وی برای تصویرسازی این مضامین به کار گرفته است، از این منظر قابل مقایسه با آثار هنرمند غربی رنه مگریت میباشد که وی یکی از برجستهترین نمایندگان سوررئالیسم محسوب میگردد و همین امر نیز سبب به وجود آمدن اشتراکاتی در برخی از آثار این دو هنرمند شده است. در این پژوهش سعی بر آن است تا شرح کاملی از ترامتنیت ژنتی ارائه و سپس با بهرهمندی از بیشمتنیت این نظریه، شباهتهای آثار علیاکبر صادقی و رنه مگریت مورد تحلیل قرار گیرد. شیوه پژوهش توصیفی-تحلیلی بوده و با استفاده از بیشمتنیت ژنتی به مطالعه و تحلیل نمونههایی از آثار علیاکبر صادقی و رنه مگریت پرداخته است. بر اساس نتایج به دست آمده میتوان اذعان نمود که علیاکبر صادقی که از هنرمندان معاصر و سبک شبه سوررئالیسم در ایران شناخته میشود، بسیاری از عناصری که در آثار مگریت ـ از هنرمندان برجسته در سبک سوررئالیسم غربی ـ مورد استفاده قرار گرفته، به صورت ضمنی یا صریح در آثار خود به شکلی ایرانی و آمیخته با فرهنگ بهره جسته است.
شبیه نامۀ منصور حلاج: حکمت عرفانی در قامت نمایش آئینی ایرانیان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رهپویه هنرهای صناعی دوره ۴ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۱۳
39 - 53
حوزههای تخصصی:
شبیهنامۀ منصور حلاج که گاهی هنگام بحث از اندیشۀ عرفانی مستتر در مجالس تعزیه در پژوهشهای پیرامون این نمایش سنتی- آئینی به آن اشاره میشود از مجالسی است که نسخهای از آن در کتابخانه واتیکان نگاهداری میشود و مطالعۀ دوباره آن از منظر حکمت عرفانی ابتدا به دلیل اهمیتی که این مجلس در نشان دادن ظرفیتهای موجود در شبیهخوانی دارد و سپس به این جهت که مجلس منصور حلاج نشان از تحولاتی دارد که با تنوع مضامینِ دوران اوج تعزیۀ اواسط عصر قاجار در اینگونه از نمایش پدید آمده بود، از اهمیت به سزایی برخوردار است. از این مطالعه که با بهره بردن از نظرات متفکرینی چون هانری کربن در باب حکمت عرفانی ایرانی و اسلامی و همچنین نظریاتی پیرامون ساختار قصص و نمایشهای شرقی و ایرانی انجام پذیرفته است درنهایت درمییابیم که: این مجلس نیز چون بسیاری از متون تعزیه در قصه، موضوع، مضمون، شخصیتپردازی و زبان مدیون ادبیات ایرانزمین بوده و به دلیل تأثیر بدون تردید اساطیر و حکمت عرفانی در شکلگیری و تداوم بینش اساطیری و عرفانی ایرانیان در آن که در تمامی اجزاء و عناصر مجلس موردمطالعه حضور و نمودی غیرقابلانکار یافتهاند، اساساً نمایشی اساطیری و عرفانی به شمار میآید، نمایشی که ضمن صحه نهادن بر غلبه نهایی خیر بر شر و حق بر باطل در طول اعصار، حقجویی و عدالت دوستی ایرانیان را به تصویر میکشد و تأثیر اندیشه ایرانی نهفقط در «محتوای» مجلس، که در شکل، ساختمان و ساختار متن و الگوهای تکرارشونده در آن نیز کاملاً هویداست، چنانکه دارا بودن ساختاری «زنجیرمانند»، استفاده از الگوهای سفر، طی طریق و گذر از وادیهایی که موجب تعالی رهرو و مخاطب خواهد بود؛ چون رمزی از مصائبی که بشر از ابتدای خلقت و جدایی و ترک عالم مینوی تا به پایان جهان و بازگشت دوباره به اصل و مبدأ خود با آن دست بر گریبان است و سیر و سلوکی که سفر پررمزوراز مرغان در منطقالطیر را تداعی میسازد و در فقرههای پایانی مجلس «شهادت منصور حلاج» و طیِ طریق شبیهخوانان شمس و مولانا به کار گرفته شده است، شواهدی بر این مدعا هستند. ضمناً بهرهبرداری از سنتهای ادبی و بهویژه شعر کلاسیک فارسی در مجلس موردبررسی علاوه بر افزایشِ توان مجلس با قرار دادن شعر غنایی در خدمت شعر نمایشی، به سبب آشنایی ذهنی مخاطب با این اشعار، باعث ایجاد ارتباطی بهتر با اثر نیز میشود.