فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۴۱ تا ۶۰ مورد از کل ۳۹۷ مورد.
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش، مقایسه کیفیت زندگی و رضایت از زندگی زنان سرپرست خانواده دریافت کننده وام اشتغال زایی با زنان سرپرست خانواده وام اشتغال زایی نگرفته زیر پوشش کمیته امداد امام خمینی شهرستان فردیس بود. روش پژوهش، توصیفی- پیمایشی و به شیوه علّی- مقایسه ای انجام شد. براساس جدول کرجسی- مورگان 344 نفر حجم نمونه با شیوه نمونه گیری تصادفی انتخاب شدند. نمونه ها به دو نیمه مساوی 172 نفر وام گرفته و 172 نفر وام نگرفته تقسیم شدند. از پرسش نامه کیفیت زندگی سازمان جهانی بهداشت ( WHO,QOL-BREF ) و از پرسش نامه استاندارد مقیاس رضایت از زندگی (SWLS) استفاده شد. یافته های آزمون t گروه های مستقل نشان داد که کیفیت زندگی و رضایت زندگی زنان سرپرست خانواده دریافت کننده وام اشتغال زایی به صورت معناداری متفاوت از سایر زنان سرپرست خانواده ای است که وام اشتغال زایی دریافت نکرده اند. نتایج مانوا نشان داد که وام اشتغال زایی 6/19% تغییرات رضایت از زندگی و 5/12% کیفیت زندگی زنان را تبیین می کند. نتیجه نهایی نشان داد که تشویق به وام اشتغال زایی از عوامل کاهش فقر زنان سرپرست خانواده و توسعه اجتماعی است.
تبیین راهبردهای حفاظت از میراث معماری و شهری با رویکرد ارتقای مشارکت اجتماعی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مشارکت اجتماعی به عنوان رویکردی مؤثر در حفاظت مکان های تاریخی، نقشی اساسی در پایداری اقدامات حفاظتی ایفا می کند. هدف پژوهش، تبیین راهبردهای کارآمد برای افزایش مشارکت اجتماعی در حفاظت از میراث فرهنگی با تأکید بر میراث معماری و شهری است. این مطالعه با رویکرد کیفی و با استفاده از روش نظریه داده بنیاد انجام شده و داده ها ازطریق مصاحبه با مدیران و متخصصان گردآوری شده است. پژوهش حاضر، 7 راهبرد اصلی و 36 مقوله فرعی و مفاهیم زیرمجموعه آن ها را برای ارتقای مشارکت اجتماعی در حفاظت مکان های تاریخی تحلیل و تفسیر کرده است. یافته ها بیانگر این است که راهبردهای هفت گانه مشارکت اجتماعی می توانند در چهار سطح انگیزشی، توانمندسازی، نهادسازی و ارتباطی دسته بندی شوند. سطح انگیزشی با بسترسازی روانی-اجتماعی، سطح توانمندسازی با ارتقای قابلیت های جامعه محلی، سطح نهادسازی با ایجاد ساختارهای حمایتی و سطح ارتباطی با تسهیل تعاملات بین ذی نفعان، در قالب نظامی به هم پیوسته عمل می کنند. این سطوح چهارگانه در قالب شبکه ای پویا با یکدیگر تعامل دارند و راهبردها به طور هم زمان در چندین سطح تأثیرگذار هستند. موفقیت در حفاظت مشارکتی از میراث معماری و شهری نیازمند رویکردی جامع است که ابعاد علمی، اجتماعی، آموزشی، مدیریتی و نهادی را در بر گیرد و زمینه مشارکت فعال تمامی ذی نفعان را فراهم سازد. راهبردهای مشارکتی ارائه شده با تلفیق دانش تخصصی و تجارب محلی، ضمن حفظ اصالت و هویت مکان های تاریخی، چارچوبی برای درک و تسهیل فرایند مشارکت اجتماعی در حفاظت و مدیریت میراث فرهنگی فراهم می کنند. این رویکرد یکپارچه نه تنها به حفظ ارزش های فرهنگی کمک می کند، بلکه موجب تقویت حس تعلق جامعه و پایداری طولانی مدت اقدامات حفاظتی می شود.
رمزگشایی پدیدارشناسانه دیابت در جامعه صنعتی معاصر
منبع:
جامعه شناسی صنعتی سال اول بهار ۱۴۰۴ شماره ۲
154 - 177
حوزههای تخصصی:
مقدمه: دیابت به عنوان یک بیماری مزمن، در جامعه صنعتی معاصر به سرعت رو به افزایش است. برخی از ویژگی های جامعه صنعتی مانند شهرنشینی، و بی تحرکی، به طور مستقیم به تشدید این بیماری کمک کرده اند. برآورد می شود در سال 2050 تعداد مبتلایان دیابت به رقم شگفت انگیز 3/1 میلیارد نفر برسد. این بیماری در جامعه نوین ایران نیز که شهرنشینی و بی تحرکی در آن رو به فزونی است، به سرعت درحال افزایش است. شیوع گسترده دیابت در ایران از یک سو و پیامدهای زیان بار این بیماری از سوی دیگر باعث شده است بیماری دیابت به طور گسترده مورد توجه قرار گیرد. در این راستا، هدف این پژوهش، مطالعه جامعه شناختی تجربه زیسته دیابت، نزد بیماران دیابتی است.روش: این پژوهش با رویکرد کیفی و با استفاده از روش پدیدار شناسی شوتز انجام شده و از مصاحبه عمیق و متوالی به عنوان ابزار کسب توصیفات تجربه زیسته استفاده شده است. در مجموع، 21 فرد دیابتی ساکن شهر جهرم به روش نمونه گیری هدفمند در طولِ یک دوره هشت ماهه مورد مطالعه قرار گرفتند. داده ها با استفاده از روش شوتز تحلیل و در قالب برساختِ مرتبه اول، مرتبه دوم، و سنخ بندی، طبقه بندی شد.یافته ها: در زیست سلامت محور، یافته ها مشتمل برشش مضمون اصلی شاملِ خود مراقبتی، خواب، کنترل وزن، سلامت جسمانی، سلامت جنسی، و سلامت روانی و 21 برساختِ مرتبه دوم بود. در سبک زندگی، یافته ها مشتمل برچهار مضمون اصلی شاملِ پرورش جسمی، الگوهای تغذیه، زیست دینی، زیست فراغتی، و 17 برساختِ مرتبه دوم بود. در بهزیستی روانی، یافته ها مشتمل بر چهار مضمون اصلی شامل زیست سازگارانه، زیست شادی آفرین، نگرش، زیست امیدوارانه و 17 برساخت مرتبه دوم بود. و بالاخره، در زیست معیشتی، یافته ها مشتمل بر چهار مضمون اصلی یا سنخ بندی شاملِ رفاه اقتصادی، نوسانات اقتصادی، حمایت مالی، تاب آوری اقتصادی، و 9 برساخت مرتبه دوم بود.نتیجه گیری: خود مراقبتی، سلامت جسمی، سلامت روانی و سلامت جنسی در تجربه زیستِ سلامت محور بیماران دیابتی نقش دارند. زیست فراغتی، زیست دینی، الگوهای تغذیه و پرورش جسمی در سبک زندگی بیماران دیابتی حائز اهمیت اند. رفاه اقتصادی، رفاه خانواده، مصرف گرایی و پیشرفت مادی در زیستِ معیشتی تاثیر دارند. و بالاخره، زیست سازگارانه، زیست شادی آفرین، نگرش و زیست امیدوارانه در بهزیستی روانشناختی بیماران دیابتی در کنترل بیماری موثر می باشند. یافته ها نشان می دهند بین دنیای صنعتی و دیابت پیوندهای نزدیکی وجود دارد.
مطالعه ی سبک الگوهای ارتباطی خانواده و نحوه هویت یابی نوجوانان در خانواده(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
بررسی مسائل اجتماعی ایران دوره ۱۶ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱
117 - 134
حوزههای تخصصی:
نخستین پایگاه اجتماعی در تمام مراحل رشد به ویژه درسال های نوجوانی، که نقش مهمی را درتنظیم افکار،احساس و رفتار نوجوان ایفا می کند،خانواده می باشد ، از سوی دیگر پدیده ی نوجوانی با این پرسش اساسی همراه است که نوجوان ازخود می پرسد«من کیستم؟» این پرسش را که چندسال ادامه خواهدیافت «جست وجوی هویت» می نامند.رشد هویت شامل فرایندی است که در طی ان افراد به بررسی جنبه های مختلف زندگی پرداخته میشود به منظور درک تجربه زیسته دختران نوجوان از سبک الگوهای ارتباطی خانواده ونحوه هویت یابی آنان، دراین پژوهش روش کیفی بارویکرد پدیدارشناسی انتخاب شد جامعه آماری شامل تمام دانش آموزان دختر دوره متوسطه دومدرسن 19و20سالگی بود.به جهت تجزیه وتحلیل داده ها از روش کلایزی استفاده شد. تجزیه وتحلیل داده ها به تولید4 مضمون اصلی و13مضمون فرعی منجر شد. مضمون های اصلی شامل استقلال داشتن نوجوان،همدلی خانواده با نوجوان،توجه بی قید وشرط به نوجوان و مهارت اجتماعی نوجوان بود، والدین با فراهم نمودن یک فضای باز و آزاد و تغییرات مثبتی در کیفیت ارتباطات خود باعث می شوند فرزندان بتوانند آزادانه نظرات، تمایلات، پیشنهادات و انتقادات خود را بیان نمایند. ایجاد ارتباطات خوب، گسترده و مؤثر با فرزندان، ایجاد فرصت برای ابراز نظر و بیان احساسات، تشویق و ترغیب فرزندان به سخن گفتن و ابراز نظر کردن، پذیرش اشتباهات و لغزش های احتمالی نوجوان، احترام گذاشتن به افکار و باورهای فرزندان، استفاده از نظرها و پیشنهادهای آنها در تصمیم گیری های خانوادگی و به رسمیت شناختن آزادی های معقول آنها از جمله موارد و اقدامات مؤثری است که می تواند مفید واقع شده و نهایتاً منجر به کسب هویت موفق می شود
بازخوانی جامعه شناختی سوبژکتیویسم و فروبستگی به ساحت قدس در دین شناسی عبدالکریم سروش(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جامعه پژوهی فرهنگی سال ۱۶ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۵۵)
107-143
حوزههای تخصصی:
دین و زیست دینی همواره یکی از ساحات بنیادین در فرهنگ و تمدن بشری بوده است. در دوره معاصر با ظهور عقلانیت جدید و بسط سوبژکتیویسم متافیزیکی طرح پرسش از امکان یا عدم امکان حیات دینی و معنوی در جهان کنونی به پرسشی اساسی تبدیل شده است. بر اساس تلقی سوبژکتیویستی، فهم انسان به منزله سوبژه و فاعل شناسا و تلقی هستی به منزله ابژه یا متعلق شناسایی، به اوج خود می رسد. بر اساس سوبژکتیویسم متافیزیکی و سوبژکتیویسم جدید دکارتی کانتی، آدمی نمی تواند به حقیقتی فراسوی آگاهی خویش نایل شود. ما راهی به فراسوی آگاهی و سوبژکتیویته و هیچ روزنه ای به سوی نومن یا ذات و حقیقت این جهان نداریم. تلقی سوبژکتیویستی، به انکار امکان مقوله وحی، یا سخن گفتن با جان این جهان و امکان منادات انسان با امر قدسی منتهی گردیده و زمینه برای سیطره و بسط سکولاریسیم و نیهیلیسم مهیا شده است. با توجه به مبانی نظری و فلسفی عبدالکریم سروش، در پروژه وی، امر دینی، در معنای گشودگی به ساحت قدس و منادات با حضرت حق، به لحاظ فلسفی و وجودشناختی امکان پذیر نیست.
تحلیل رابطه میان کنش سیاسی آنلاین با نگرانی شهروندان از تهدیدات امنیتی ازطریق میانجیگری اعتماد نهادی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این پژوهش رابطه میان کنش سیاسی آنلاین و نگرانی شهروندان ایرانی را از تهدیدات امنیتی با تأکید بر نقش میانجی اعتماد نهادی بررسی می کند. با استفاده از داده های موج هفتم پیمایش ارزش های جهانی و روش تحلیل ثانویه، مدل مفهومی پژوهش با بهره گیری از مدل سازی حداقل مربعات جزئی و نرم افزار اسمارت پی.ال.اس آزمون شد. یافته ها نشان می دهند که کنش سیاسی آنلاین به طور مستقیم با کاهش اعتماد نهادها و افزایش نگرانی از تهدیدات امنیتی مرتبط است. همچنین، اعتماد به نهادهای سیاسی و امنیتی به عنوان متغیر میانجی، تأثیر کنش های آنلاین را بر نگرانی های امنیتی تعدیل می کند. نتایج با نظریه حباب های فیلتر و مفاهیم مرتبط مانند اتاق های پژواک و پروپاگاندای رایانشی همخوانی دارد که نشان دهنده نقش الگوریتم های شبکه های اجتماعی در تقویت بی اعتمادی و اضطراب امنیتی است. این پژوهش بر ضرورت سیاست گذاری های دیجیتال برای افزایش شفافیت الگوریتم ها، تقویت سواد دیجیتال و بازسازی اعتماد نهادی تأکید دارد تا اثرات منفی کنش های آنلاین بر انسجام اجتماعی و امنیت ملی کاهش یابد.
تحلیل توسعه صنعت پتروشیمی و پیامدهای زیست محیطی آن در ایران
منبع:
جامعه شناسی صنعتی سال اول بهار ۱۴۰۴ شماره ۲
59 - 80
حوزههای تخصصی:
مقدمه: صنعت پتروشیمی ایران در سال ۱۳۴۲ پایه گذاری شد و از آن پس به طور گسترده، توسعه یافت. تأسیس بیش از ۵۷ مجتمع پتروشیمی با ظرفیت تولید 70 میلیون تن در سال، باعث شده است ایران به یکی از قطب های اصلی پتروشیمی در منطقه تبدیل گردد. این صنعت، دومین منبع درآمدهای ارزی کشور پس از نفت است و بر توسعه اقتصادی کشور اثرات قابل توجهی دارد. با این حال، در مورد دلایل گسترش صنعت پتروشیمی و آثار زیست محیطی آن ابهامات زیادی وجود دارد. هدف این پژوهش، این است که دلایل توسعه این صنعت را در ایران طی دهه های گذشته تشریح و نشان دهد، توسعه این صنعت، چه تهدیدهایی برای محیط زیست منطقه عسلویه و خلیج فارس داشته است؟روش: این پژوهش از دو بخش مجزا تشکیل شده است. در بخش اول که به تبیین توسعه صنعت پتروشیمی می پردازد، از روش اسنادی و تحلیل منابع کتابخانه ای استفاده می کند. در بخش دوم که به تحلیل پیامدهای زیست محیطی صنایع پتروشیمی می پردازد، علاوه بر روش اسنادی، از داده های موجود جهانی، مرور نظام مند مقالات مرتبط، نتایج حاصل از آزمایش های آزمایشگاهی، و اطلاعات ارائه شده توسط شرکت های پتروشیمی نیز استفاده کرده است.یافته ها: در این پژوهش، توسعه گسترده صنعت پتروشیمی در ایران، در قالب تقسیم کار جهانی و ارجاع صنایع بحران زا به «پیرامون» معنا شده است. بدین معنی که انتقال صنعت پتروشیمی از «مرکز» به «شبه پیرامون» به دلیل غیراقتصادی بودن و بحران زا بودن این صنعت در حوزه محیط زیست بوده است. چنانکه، توسعه صنعت پتروشیمی در منطقه عسلویه، پیامدهای زیست محیطی قابل توجهی به همراه داشته است. مصرف سوخت بالا و انتشار گازهای گلخانه ای نظیر CO2 و CH4 از یکسو و تولید آلاینده های خطرناک مانند اکسیدهای نیتروژن و سولفور، ترکیبات آلی فرار و ذرات معلق، از سوی دیگر، باعث شده کیفیت هوا و سلامت اجتماعات محلی به شدت تحت تأثیر قرار گیرد.نتیجه گیری: نتایج پژوهش نشان می دهد، تبیین توسعه صنعت پتروشیمی در ایران صرفاً با نظریه های «مزیت داخلی» ناقص است و تحلیل کامل توسعه این صنعت، وابسته به سازوکارهای تقسیم کار جهانی و انتقال صنایع بحران زا است. از این رو، توسعه صنعت پتروشیمی علاوه بر دارا بودن سویه های مثبت، دربردارنده سویه های منفی و بحران زا به ویژه، در حوزه محیط زیست است. براین اساس، برای رفع مشکلات بهداشتی و محیطی منطقه عسلویه، پیشنهادهایی ارائه می شود: بهبود زیرساخت های صنعتی، افزایش پایش و مدیریت آلاینده ها، افزایش آگاهی عمومی و مسئولیت های اجتماعی، ایجاد کمربندهای سبز و مناطق حائل، و بالاخره، توسعه تحقیقات آینده نگرانه.
ارائه الگوی مطلوب سنجش محرومیت اجتماعی با تأکید بر عدالت اجتماعی (مقدمه ای بر مفهوم درماندگی اجتماعی)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بخش عظیمی از برنامه های توسعه در سطح کشورهای جهان به رفع محرومیت اجتماعی و بهبود کیفیت زندگی افراد اختصاص یافته است؛ بااین حال به نظر می رسد تلقی از محرومیت اجتماعی نزد محققان و سیاست گذاران به سبب نارسایی و ضعف در سنجش، مانع از دستیابی به اهداف مذکور می شود. پژوهش حاضر با هدف نقد و ارزیابی شاخص ها و ابزارهای پرکاربرد در تحلیل محرومیت اجتماعی طی سه دهه اخیر (۲۰۲۳-۱۹۹۰) و ارائه الگوی مطلوب برای سنجش این مفهوم صورت گرفته است؛ بدین منظور بیش از ۱۰۰ اثر پژوهشی مرتبط با محرومیت اجتماعی از زوایای مختلف روش شناختی و معرفت شناختی با بهره گیری از روش اسنادی واکاوی و نقد شد. نتایج تحقیق نشان داد که بیشتر محققان و سیاست گذاران در تحلیل و ارزیابی محرومیت علاقه مند به رویکردهای کمّی محور بوده اند. همچنین بیشتر شاخص ها و ابزارهای استفاده شده از مداخله شرایط زمینه ای و عناصر خرده فرهنگ ها در تحلیل نهایی ناتوان بوده اند؛ درنهایت با در نظر گرفتن خلأ های موجود، سه الگوی «محرومیت اجتماعی به مثابه درماندگی اجتماعی»، «توسعه فردی» و «سرمایه فرهنگی» شناسایی و به منظور دستیابی به فهم عمیق و ارزیابی دقیق از محرومیت شرح داده شد. از میان این سه الگو، محرومیت اجتماعی به مثابه درماندگی از این جهت که مبین دقیق تری برای نوع و شدت محرومیت در میان جوامع درگیر با انواع نابرابری ها و مسائل اجتماعی است، بر آن ازسوی نویسندگان مقاله تأکید بیشتری شذ. در این مقاله سعی بر آن بوده است تا پدیده درماندگی اجتماعی معرفی شود که بیانگر همراهی محرومیت اجتماعی بالا و عدالت اجتماعی ادراک شده پایین است.
تحلیل الگوهای سیاستی و تحولات سیاستگذاری اجتماعی در موضوع زنان سرپرست خانوار(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
توجه به مسایل زنان سرپرست خانوار از موضوعات پرتکرار در سیاستگذاری اجتماعی به حساب می آید. این سیاستگذاری از قانون اساسی آغاز شده و با تصویب قانون تأمین زنان و کودکان بی سرپرست ادامه پیدا کرده است. تداوم قانونگذاری در این موضوع تا برنامه هفتم پیشرفت، بیانگر اهمیت سیاستگذاری در این موضوع است. از سوی دیگر، علیرغم تکرار سیاستگذاری در این موضوع، نرخ رشد خانوارهای زن سرپرست افزایش یافته است. به طوری که در سرشماری نفوس و مسکن 1375 نسبت زنان سرپرست خانواز از کل خانوارها 8.4 درصد بوده و در سال 1395 در سرشماری نفوس و مسکن این عدد به 12.7 درصد رسیده است. در این پژوهش به منظور تحلیل الگوهای سیاستی و بررسی تحولات صورت گرفته در این زمینه، با روش تحلیل محتوای کیفی و تکنیک تحلیل مضمون، مجموعه سیاستگذاری ها اعم از سیاستگذاری های کلی و میانی و قانونگذاری های صورت گرفته بررسی شد و مضامین شش گانه؛ حق بهره مندی بیمه اجتماعی، تشویق و تسهیل ازدواج زنان سرپرست خانوار، تأمین اجتماعی چندلایه، توانمندسازی زنان سرپرست خانوار، استقرار پنجره واحد خدمات و نقش آفرینی حلقه های میانی به دست آمد. تحلیل این مضامین نشان می دهد اگرچه در الگوی سیاستگذاری با تحولات، تغییر رویکرد از حمایت صرف به خوداتکایی، تحولات واژگانی، توجه به مشارکت مردمی، ارائه خدمات یکپارچه و نسبت خدمات ارائه شده به جامعه هدف روبه رو هستیم ولی الگوی سیاستی دنبال شده انباشتی نبوده بلکه با تکرار سیاست ها دنبال شده است، همچنین سیاستگذاری آرمانگرایانه، بودجه ناپایدار و ناکافی، نبود متولی واحد و فقدان الگوی توانمندسازی جامع در کنار اقتصاد ناپایدار، موفقیت سیاست ها را با چالش جدی مواجه کرده است.
بررسی عوامل اقتصادی و اجتماعی موثر بر پدیده اعتیاد به مواد مخدر صنعتی جدید در میان جوانان پسر شهر کرمان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
بررسی مسائل اجتماعی ایران دوره ۱۶ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱
241 - 260
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف بررسی عوامل اجتماعی و اقتصادی مؤثر بر پدیده اعتیاد به مواد مخدر صنعتی جدید در میان جوانان انجام شده است. این پژوهش توصیفی از نوع مطالعات تحلیلی-مقایسه ای بود. جامعه آماری پژوهش شامل جوانان پسر معتاد به مواد مخدر صنعتی جدید شهر کرمان (جامعه اول) و جوانان پسر غیرمصرف کننده شهر کرمان (گروه دوم) بود. نمونه آماری اول به روش نمونه گیری هدفمند از مراکز بازپروری و نمونه آماری دوم به روش نمونه گیری خوشه ای تصادفی چند مرحله ای از مناطق مختلف شهر کرمان انتخاب شدند. ابزار پژوهش پرسشنامه محقق ساخته بود که روایی سازه آن با استفاده از تحلیل عامل اکتشافی تأیید و پایایی آن با استفاده از آلفای کرونباخ بررسی و ضرایب پایایی قابل قبول به دست آمد. داده ها با استفاده از آزمون تی مستقل و رگرسیون لجستیک تحلیل شدند. نتایج پژوهش نشان داد که بین میانگین نمرات عوامل اقتصادی و اجتماعی در گروه جوانان معتاد به مواد مخدر صنعتی و جوانان غیرمصرف کننده تفاوت معناداری وجود دارد. همچنین، دسترسی پذیری و ارزان بودن مواد و وسایل مصرف مواد مخدر صنعتی از جمله عوامل پیش بینی کننده اعتیاد به این مواد بودند. اعتیاد به مواد مخدر صنعتی جدید پدیده ای پیچیده و چندعاملی است که تحت تأثیر عوامل متعدد اجتماعی و اقتصادی قرار دارد و نیازمند توجه بیشتر نهادهای دولتی و خصوصی ذیربط در زمینه پیشگیری و کاهش ابتلا به این پدیده است.
تحلیل فضایی علت های اصلی مرگ جوانان در ایران در سال 1400(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تداوم و تغییر اجتماعی سال ۴ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲
235 - 258
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: جامعه ایران در دهه های گذشته، به موازات کاهش سطح مرگ ومیر، گذار اپیدمیولوژیک و تغییرات قابل توجه در علل اصلی مرگ ومیر را تجربه نموده است. با وجود ارتقاء سطح بهداشت و روند کاهشی مرگ ومیر در ایران، میزان های مرگ جوانان همچنان در سطح بالایی قرار دارد. هدف مطالعه حاضر شناخت الگوها و علت های اصلی مرگ جوانان در ایران است.روش و داده ها: مطالعه حاضر به لحاظ هدف کاربردی و به لحاظ روش تحلیل ثانویه است. داده های مورد استفاده برگرفته از مطالعه جهانی بار بیماری ها (2021) و براساس آخرین الگوی طبقه بندی علت مرگ (ICD-11) است. از شاخص میزان، جهت مقایسه علت مرگ به تفکیک جنس و در سطح استان استفاده شده است.یافته ها: عمده مرگ جوانان ناشی از بیماری های پس از گذار است و حوادث حمل و نقل، کویید-19 و سرطان ها سه علت اصلی مرگ جوانان در سال 1400 به شمار می روند. میزان مرگ مردان در هر سه علت بالاتر از زنان است. آزمون همبستگی پیرسون نشان از رابطه معنادار (sig<0.01) بین سطح توسعه و میزان مرگ ناشی از علل در استان ها است.بحث و نتیجه گیری: بیشترین علت مرگ جوانان در دسته بیماری های غیرعفونی و سوانح قرار می گیرد و این نوع علت مرگ قابل پیشگیری و عمدتا مرتبط با سبک زندگی افراد است. نیاز است بر فرهنگ سازی جهت تغییر سبک زندگی و رفتارهای اجتماعی افراد در کنار اهمیت نقش درمان، تاکید می شود. استان های کمترتوسعه یافته در اولویت سیاست گذاری هستند.پیام اصلی: مرگ ومیر جوانان در ایران، پدیده ای است که اغلب خارج از سیستم درمانی و تحت تأثیر انتخاب ها و رفتارهای فردی مرتبط با سبک زندگی رخ می دهد. بنابراین، سیاست های بهداشتی باید علاوه بر درمان پزشکی، به مداخلات پیشگیرانه معطوف به ارتقای آگاهی ها و اصلاح رفتارهای جوانان توجه نمایند.
فشارهای ساختاری و برنامه ریزی هدفمند برای مهاجرت: کاوشی کیفی در بین دانش آموزان یزدی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های جامعه شناسی معاصر سال ۱۴ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲۶
255 - 278
حوزههای تخصصی:
مهاجرت در سال های اخیر به یکی از دغدغه های مهم نوجوانان تبدیل شده و در میان دانش آموزان به عنوان یک مسیر فردی برای آینده ای مطلوب، معنا و جهت مندی تازه ای یافته است. این پژوهش، با هدف واکاوی فرآیند برنامه ریزی دانش آموزان برای مهاجرت انجام شده است. پژوهش حاضر، با رویکرد کیفی و روش داده بنیاد بوده و به منظور گردآوری داده ها از مصاحبه عمیق و نیمه ساختاریافته استفاده شده است. با استفاده از نمونه گیری هدفمند و نظری، 25 نفر از دانش آموزان دوره دوم متوسطه یزدی که در مسیر مهاجرت قرار داشتند، به عنوان مشارکت کننده انتخاب شدند. سپس با استفاده از کدگذاری باز، محوری و گزینشی یافته های پژوهش تحلیل شد. مقولات استخراجی شامل بی ثباتی اقتصادی، فوبیای ناکامی شغلی، سیاست نخبه گریز، هرز رفتن آرزوها، گسترش مهارت های زبانی، اقدامات اولیه مالی و در مسیر اپلای است. با توجه به یافته ها، دانش آموزان مهاجرت را به عنوان بخشی از برنامه آینده خود در نظر گرفته اند و با تقویت مهارت های زبانی، افزایش آگاهی درباره مقصد، تحقیق در مورد مسیرهای مهاجرت و گسترش توانمندی های فردی، گام هایی عملی و هدفمند در این مسیر برمی دارند. این اقدامات نه تنها بازتابی از شکل گیری یک هویت مهاجرتی در میان نوجوانان است، بلکه نشان می دهد تصمیم آن ها در بستر شرایط ساختاری خاص و تجربه شده، شکل گرفته و جهت یافته است.
رابطه بین مصرف اینترنت و آرزوی مهاجرت در بین جوانان شهر شیراز(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
اهداف: امروزه اینترنت تأثیرات قاطعی بر آرزوهای جوانان که بیش از دیگر گروه ها از آن استفاده کرده و در این فضا قرار دارند، می گذارد. ازآنجاکه مسأله مهاجرت جوانان به خارج از ایران از اهمیت فراوانی برخوردار شده است، پژوهش حاضر رابطه بین مصرف اینترنت و آرزوی مهاجرت را در بین جوانان ساکن شیراز بررسی کرده است. روش مطالعه: پژوهش حاضر با روش پیمایشی انجام شده است. روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای چندمرحله ای و حجم نمونه 400 نفر از جوانان 15 تا 29 ساله در سال 1402 بوده است. ابزار گردآوری داده ها پرسش نامه محقق ساخته بود. یافته ها: یافته ها نشان داد که 80/5 درصد از پاسخ گویان تمایل متوسط تا زیاد به مهاجرت داشته اند. در سطح تحلیل دو متغیره، متغیرهای مصرف اینترنت و مؤلفه های آن، تماس با دوستان و دیگران در فضای مجازی، دفعات مصرف اینترنت و ماهواره در طول روز، پیگیری مستندهای مرتبط با سایر کشورها و برنامه های مهاجرتی، سال های استفاده از اینترنت، نوع منبع کسب اطلاعات رابطه معنی داری با متغیر وابسته داشته اند. در سطح تحلیل چند متغیره به ترتیب متغیرهای پیگیری مستندهای مرتبط با سایر کشورها و ...، مطالعه کتاب ها، روزنامه ها و مجلات، دفعات مصرف اینترنت و ماهواره در طول روز و درنهایت مصرف اینترنت به طورکلی توانسته اند 49/9 درصد از تغییرات متغیر آرزوی مهاجرت را تبیین کنند. نتیجه گیری: خروج جوانان از کشور تأثیرات چندوجهی و چالش های عمده ای برای دولت می گذارد. ازآنجاکه بیش از 80 درصد از پاسخ گویان در آرزوی مهاجرت بوده اند، مطالعه رابطه این پدیده با اینترنت و فضای مجازی منجر به توسعه سیاست هایی در جهت مدیریت جریان های مهاجرت خواهد شد. با توجه به اینکه ما در عصر اینترنت به سر می بریم و با درنظرگرفتن اینکه این رسانه یکی از عوامل مهم در تصمیم گیری های مهاجرت می باشد، به کارگیری نظریه یادگیری باندورا و نیز چارچوب جامعه شناختی دی هاس، می تواند ما را در شناخت بیشتر این پدیده یاری کنند.
نگاه خیره مردانه در سینمای دهه نود ایران: مسئله ای اجتماعی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
واقعیت در سینمای ایران توسط مردان و برای مردان شکل می گیرد و در سینمای غالب، مردها همیشه به عنوان نگاه کننده و زن ها به عنوان ابژه نگاه تعریف می شوند. این امر در سینمای پیش از انقلاب ایران مشاهده می شده است. با وقوع انقلاب 1357، قوانین جدیدی تصویب شد که ظاهراً سعی داشت از نگاهی جلوگیری کند که در این قوانین «نگاه ابزاری» نامیده می شد. این موضوع در دهه اول پس از انقلاب موجب غیاب ساختاری زن شد؛ بااین وجود، با گذشت زمان، نگاه خیره مردانه مجدداً به سینمای ایران بازگشت. این مقاله در پی پاسخ به این پرسش است که نگاه خیره مردانه در سینمای دهه نود ایران چگونه صورت بندی شده است؛ بدین منظور نظریه لورا مالوی به عنوان چارچوب مفهومی برگزیده شده است و نگاه خیره در سه سطح درون روایتی، دوربین و تماشاگر مطالعه خواهد شد. حجم نمونه شامل 15 فیلم از سینمای ایران در این دوره است که به شیوه هدفمند انتخاب شده اند و روش تحلیل، نشانه شناسی جان فیسک است. نتایج نشان می دهد که زنان در سینمای دهه نود در انقیاد نگاه مردانه بازنمایی می شوند؛ در سطح درون روایتی نگاه حامیانه، نگاه مشتاقانه، نگاه قدرت محور، نگاه مستأصل، نگاه خودبرتربینانه، نگاه متعجب و در سطح دوربین و در سطح تماشاگر نگاه خنثی، نگاه خودبرتربینانه و نگاه ابزاری تشکیل دهنده این نگاه هستند. نگاه خیره مردانه، مسئله ای اجتماعی در سینمای دهه نود محسوب می شود.
فراتحلیل عوامل مرتبط با تغییر ارزش های خانوادگی و نگرش به طلاق و ازدواج در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تداوم و تغییر اجتماعی سال ۴ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲
311 - 348
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: ارزش ها و نگرش های مرتبط با خانواده بارزترین نقطه پیوند و تلاقی میان تداوم سنت های فرهنگی نسل های گذشته با پذیرش باورها و ذهنیت های نو در میان نسل های جدید است. تداوم و تغییر در ابعاد گوناگون خانواده و عوامل تعیین کننده آن، در پژوهش های متعددی مورد توجه محققان اجتماعی قرار گرفته است. هدف مطالعه حاضر، مرور سیستماتیک نتایج پژوهش های انجام شده در حوزه ارزش های خانوادگی و نگرش به طلاق و ازدواج در بین جمعیت زنان و مردان ایرانی است. روش و داده ها: در این مقاله با کمک روش مرور سیستماتیک، تعداد 60 پژوهش مرتبط در بازه زمانی 1384 تا 1402 بررسی شده است. یافته ها: براساس یافته ها، بیشترین عوامل همبسته با ارزش های خانوادگی شامل عوامل جمعیتی، ارزشی-فرهنگی، رسانه ای و اقتصادی بوده اند که در این میان عوامل رسانه ای با اندازه اثر 42/0، بیشترین اثرگذاری را داشته است. همچنین، عوامل مرتبط با نگرش به ازدواج را می توان به عوامل جمعیتی-خانوادگی، ارزشی-فرهنگی، اقتصادی، اجتماعی، فردی-شخصیتی و رسانه ای تقسیم بندی نمود که عوامل ارزشی-فرهنگی با اندازه اثر 33/0، بیشترین مقدار اندازه اثر را نشان می دهد. در نهایت، عوامل مرتبط با نگرش به طلاق را می توان به عوامل جمعیتی، خانوادگی، ارزشی-فرهنگی، فردی-شخصیتی و اجتماعی دسته بندی نمود که عوامل ارزشی-فرهنگی با اندازه اثر 37/0، بیشترین مقدار اثرگذاری را داشته است. بحث و نتیجه گیری: از بین عوامل ذکر شده، نقش عوامل ارزشی-فرهنگی در هر سه حوزه پررنگ بوده و حاکی از آن است که تغییرات صورت گرفته در حوزه خانواده ایرانی تأثیر بسیاری از تحولات ارزشی افراد و به خصوص نسل جوان تر گرفته و نقش رسانه ها نیز تسهیل کننده این روند بوده است. پیام اصلی: مرور سیستماتیک پژوهش ها نشان دهنده آن است که تغییرات در ارزش های خانوادگی، نگرش به طلاق و ازدواج در ایران، امری چندبعدی و پیچیده بوده است. اگرچه شبکه ای از علل مختلف اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و فردی در این تغییرات اثرگذار بوده است، اما نقش علل فرهنگی در وقوع این تغییرات پررنگ تر بوده است.
زیستن در سایه تعارض، فهم تضادهای مبتنی بر دین در زیست حیات اجتماعی کردستان ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
اهداف: هدف این پژوهش، واکاوی برساختگی تضادهای مبتنی بر دین در زیست حیات اجتماعی استان کردستان است. تضاد به عنوان یک واقعیت اجتماعی، مسأله ای فراگیر به ویژه با بن مایه های دینی است. دین با آنکه غالباً خصلتی انسجام بخش دارد، اما تضادآفرینی آن نیز قابل انکار نیست. به لحاظ نظری، ساخت اجتماعی دین، دربرگیرنده ساخت اجتماعی «نادین» و «دین خطا» نیز هست. بنابراین، این مطالعه درصدد پاسخ به چگونگی برساخت تضادهای مبتنی بر دین در زیست حیات اجتماعی استان کردستان طراحی شده است. روش مطالعه: پژوهش حاضر به روش قوم نگاری و مشاهده و مصاحبه عمیق نیمه ساخت یافته با شهروندان شهرهای مختلف استان کردستان بود که تجربه زیسته ای از تضادهای مبتنی بر دین داشتند. اشباع نظری نیز با انجام 23 مصاحبه حاصل شده است. برای تجزیه وتحلیل داده ها از روش تحلیل تماتیک بروان و کلارک استفاده شد. به نحوی که پس از وارسی دقیق رونوشت متن مصاحبه ها و با انجام کدگذاری، 80 کد اولیه شناسایی شدند. از ترکیب کدهای اولیه، 16 تم فرعی شناسایی شد. این تم ها سپس در ذیل 4 تم اصلی سازمان دهی شدند و در ادامه، تم های اصلی، تم فراگیر «تضادهای مبتنی بر دین» را آشکار کردند. یافته ها: یافته ها نشان دادند که تم های خودحق پنداری، عدم پذیرش کثرت-گرایی، انحصارگرایی و تمامیت خواهی به عنوان «منشأ تضادهای مبتنی بر دین» عمل می کنند. همچنین، تم های ارتداد، تکفیر، تعصب ورزی و ستیزورزی به مثابه «تشدیدکننده های تضادهای مبتنی بر دین» نقش ایفا کرده اند. تم های انعطاف ناپذیری، انتقادناپذیری، غیریت سازی و الحادگرایی به عنوان «تداوم بخش تضادهای مبتنی بر دین» عمل نموده اند. درنهایت، تم های مناسک گرایی، نمادگرایی، آئین های قدسی و رسوب شدگی سنت ها به عنوان «انعکاس دهنده تضادهای مبتنی بر دین» ظاهر شده اند. نتیجه گیری: خصلت های یادشده، به طور هم زمان در فرآیند تولید، تشدید و تداوم تضادهای مبتنی بر دین در زیست حیات اجتماعی استان کردستان تأثیرگذار بوده و نقش کلیدی در تحول این تضادها ایفا کرده اند.
جایگاه اجتماعی زنان در تحلیل آثار زنددخت شیرازی؛ به سوی تحقق جایگاه بدیل در عصر پهلوی اول(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Zand-doḵt Ѝīrāzī (1909-1959); She was a journalist, civil activist and one of the educated women of her time who made valuable efforts to change the status of women. Introducing her thoughts and works is a way to gain knowledge about the dominant gender order and the social status of women and their demands in the light of the developments of the post-constitutional era and coinciding with the formation and consistency of the modern state in Iran. Also It can make us more familiar with their social position, problems and their aspirations. Using a qualitative method and document analysis technique, it explores her works of verse and prose . The findings can be designed around three main axes and related subcategories. Inferiority and low social status is the theme of the first category In the second category, issues such as arranged marriage, marriage at a young age, polygamy, discriminatory condemnation of sexual indolence by the society are among the social issues affecting women and families in her works. Her recommendations are paying attention to the importance of women's role in society's transformation, the need for girls and women to learn science, the women's employment and promoting the women's associations.
اعتراضات دانشجویی و خشونت ورزی در دوران سلطنت پهلوی دوم(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جامعه پژوهی فرهنگی سال ۱۶ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۵۵)
167-198
حوزههای تخصصی:
یک وضعیت انقلابی محصول تضادها و تنش های انباشته و حل ناشده ای است که نهایتا معترضان را به این نتیجه می رساند که راهی جز براندازی نظم سیاسی مستقر وجود ندارد. فارغ از اینکه چه عواملی باعث شکل گیری یک جنبش انقلابی می شود، هدایت فرایند مبارزه به نحوی که باعث بسیج حداکثری منابع شود، نقش مهمی در پیروزی انقلاب دارد. یکی از پیامدهای ایجاد ائتلاف های انقلابی، ایجاد خشم مشترک است که نقش موثری در استمرار بخشیدن به مبارزه و حفظ هویت انقلابی و صف آرایی در برابر حاکمان دارد. این نوشتار با استفاده از روش اسنادی و بهره گیری از اسناد، خاطرات، مصاحبه ها و پژوهش های انجام گرفته به بررسی جایگاه خشونت در فرهنگ سیاسی دانشجویان دانشگاه های شهر تهران می پردازد. یافته های تحقیق نشان می دهد که دانشجویان رفتارهای خشن را موجه و مقبول می دانستند و برای رسیدن به مطالبات و خواسته های سیاسی و صنفی شان از اعمال خشونت علیه مسئولان دانشگاه، اساتید و همکلاسی هایشان مضایقه نمی کردند و مماشات مسئولین دانشگاه با پایین آوردن هزینه اعتراض و ارتکاب عمل خشونت آمیز، باعث تشویق دانشجویان به تکرار این رفتارها می شد. در وضعیتی که دانشجویان امکان بسیج منابع خود را داشتند و می توانستند کنش اعتراضی خشونت آمیزشان را ادامه دهند، دانشگاه ها به بستری مناسب برای مبارزه علیه رژیم پهلوی تبدیل شده بود.
تصمیم دشوار در فضایی متناقض: رویکردی کیفی به علل و زمینه های سقط جنین در شهر تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پدیده سقط جنین در ایران، یکی از موضوعات حساس و چالش برانگیز در حوزه سلامت و سیاست گذاری اجتماعی و جمعیتی است. هدف از مطالعه این است که نشان دهد چرا زنان در ایران باوجود محدودیت های مذهبی، قانونی و اجتماعی به سقط جنین روی می آورند. رویکرد مطالعه کیفی با روش نظریه داده بنیاد و ابزار جمع آوری اطلاعات مشاهده و مصاحبه عمیق بوده است. تعداد افراد نمونه 46 زن ازدواج کرده در شهر تهران است که به صورت هدفمند و گلوله برفی و مراجعه به پزشک و ماما شناسایی شدند. یافته ها نشان داد که تصمیم به تداوم یا خاتمه بارداری نمی تواند فقط با انتخاب شخصی افراد قابل توضیح باشد، بلکه پدیده ای چندعلیتی است و تصمیمات مرتبط با آن متأثر از محدودیت های ساختاری، قوانین، سیاست ها، شرایط و زمینه های فردی و خانوادگی است. روایت افراد از دلایل تصمیم به سقط جنین در هفت مقوله محوری شامل «مشکلات اقتصادی و معیشتی»، «مشکلات روانی و عاطفی»، «ریسک های پزشکی»، «عرف اجتماعی و فشارهای اجتماعی و فرهنگی»، « بی ثباتی و مشکلات شغلی »، «ناآگاهی، محدودیت و پیشگیری ناکارآمد»، «باورهای مذهبی و نگرش به سقط جنین» و «نظام سیاست گذاری ناهماهنگ با نیازهای خانواده»، نمود می یابد که حکایت از تقاطع یافتگی علل دارد. تحلیل داده های این پژوهش به شناسایی مقوله هسته با عنوان «تصمیم دشوار در فضایی متناقض» منجر شد که نشان دهنده وضعیت پیچیده ای از ابهام، ترس، تردید و عدم قطعیت است که زنان در مواجهه با بارداری ناخواسته یا چالش زا تجربه می کنند این تصمیم دشوار در فضایی رخ می دهد که در آن سقط جنین نه به مثابه انتخابی رضایت بخش بلکه به عنوان راهبرد انطباقی با تنگناهای ساختاری بازتعریف می شود. این پژوهش الگوی پویای تعامل عوامل مختلف را نشان می دهد که در آن نقش عواملی نظیر باورهای مذهبی یا فشارهای اقتصادی در گرو شدت و جهت گیری شرایط دیگری همچون ریسک پزشکی و برخورداری از حمایت اجتماعی و خانوادگی است.
پیشران های مؤثر بر آینده مشاوره شغلی در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جامعه شناسی نهادهای اجتماعی دوره ۱۲ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲۵
155 - 179
حوزههای تخصصی:
اهداف: موضوع اشتغال و مسایل مرتبط با آن یکی از مهم ترین عرصه های نظام اجتماعی و مسایل حوزه حکمرانی محسوب می شود. با توجه به شرایط پیش رو، مسائل و نیازهای در حال شکل گیری، مسأله اصلی این پژوهش، تحلیل محیطی نظام مشاوره شغلی در ایران آینده و شناسایی مهم ترین پیش ران های مؤثر بر آینده نظام مشاوره شغلی با رویکرد محیط شناسی راهبردی است. رویکرد نظری این پژوهش برای شناسایی پیش ران ها، مشتمل بر برخی نظریه های آینده پژوهی مانند مثلث آینده پژوهی و رویکرد چهار بعدی دی تور (توجه به رویدادها، روندها، تصاویر و اقدامات) بوده است. روش مطالعه: روش انجام این پژوهش، آمیخته (کمی و کیفی) بود و پژوهش گر به تناسب مراحل تحقیق و سؤالات مختلف خود از روش های متعددی بهره گرفته است؛ اما روش اصلی گردآوری اطلاعات "پویش محیطی" از طریق مرور ادبیات و تکنیک دلفی یا مصاحبه های خبرگی با کارشناسان و نیز مرور اسناد و سیاست ها بوده است. روش نمونه گیری، هدفمند و ابزارهای پژوهش، مصاحبه های نیمه ساختاریافته و پرسش-نامه های بسته بود. روش های تجزیه و تحلیل شامل آمار توصیفی برای داده های پرسش نامه های بسته و تحلیل ماتریس متقاطع با استفاده از نرم افزار میک میک بود. یافته ها: یافته های اصلی نشان داد مشاوره شغلی از میان 147 پیش ران شناسایی شده، تحت تأثیر سه پیش ران کلیدی "سامان دهی مؤسسات کاریابی و مشاوره شغلی و برقراری ارتباط بین آن ها"، "داشتن افق و برنامه ریزی بلندمدت" و "نیاز اقشار مختلف جامعه به مشاوره شغلی" است. نتیجه گیری: یافته ها نشان می دهد برای فعال سازی و توسعه نظام مشاوره شغلی در ایران بایستی تمرکز نظام سیاست گذاری تواماً بر سامان دهی نهادهای ذی ربط، تدوین برنامه های درازمدت و توجه به نیازهای گروه های مختلف سنی جنسی و شغلی است.