ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۶۶۱ تا ۶۸۰ مورد از کل ۳۰٬۸۷۱ مورد.
۶۶۱.

بازخوانی انتقادی سیاست زدایی در حفاظت از میراث: واکاوی چهار سند بنیادین(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۵ تعداد دانلود : ۸۵
درحالی که مواجهه ی با سیاست برای حفاظت و حفاظت گران اجتناب ناپذیر است، مقاله ی حاضر نشان می دهد که چگونه از جریان غالب دانش حفاظت به طور گسترده سیاست زدایی شده است. در این راستا، با بهره گیری از دیدگاه پژوهش گران حوزه ی سیاست و سیاست میراث، ابتدا ضرورت سیاسی سازی حفاظت تبیین شده و سپس چیستی، چرایی و چگونگی سیاست زدایی از آن مورد بررسی قرار گرفته است. این پژوهش با اتکا به روش تحقیق کیفی و راهبرد تحلیل محتوای جهت دار، چهار سند کلیدی بین المللی شامل «منشور ونیز»، «حفاظت گر-مرمت گر»، «منشور واشنگتن» و «توصیه نامه ی منظر شهری تاریخی» را از طریق کدگذاری نظری در نرم افزار مکس کیودا (MAXQDA) تحلیل نموده است. نتایج تحلیل نشان می دهند که سه تاکتیک اصلی شامل «بهره گیری از عقلانیت فنی-ابزاری»، «چارچوب بندی خنثی بودگی» و «تأکید بر توافق پذیری» نقش مؤثری در سیاست زدایی از حفاظت ایفا کرده اند. ازآنجایی که دانش حفاظت بر مبنای اسناد و دکترین های سازمان های بین المللی شکل گرفته است، این تاکتیک ها، چه آگاهانه و چه ناخودآگاه، موجب تضعیف درک سیاسی از میراث شده و زمینه ی حذف ابعاد سیاسی از گفتمان حفاظت را فراهم کرده اند. لذا این مقاله بر لزوم بازاندیشی در رویکردهای حفاظت و احیای جایگاه سیاست در آن تأکید دارد و گام اول در این مسیر را درک سیاست زدایی از حفاظت می داند.
۶۶۲.

تحلیل پیوند میان حیاط مدارس و اندیشه اسلامی جهت ارتقای رشد معنوی دانش آموزان دبستانی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶۶ تعداد دانلود : ۲۹۵
مدارس از دیرباز جزء مهم ترین محل های آموزش علوم و پرورش معنوی کودکان بوده و تأثیر محیط آن در شکل گیری شخصیت فرد در بزرگسالی غیر قابل انکار است. هدف از این تحقیق اثبات رابطه بین حیاط و فضای سبز مدرسه در جهت ارتقای تربیت معنوی کودکان دبستانی است. بنابرین چگونگی تحلیل پیوند میان فضای سبز مدارس و اندیشه اسلامی جهت ارتقای رشد معنوی برای دانش آموزان دبستانی سوال این تحقیق است؟ پژوهش با یک فرضیه اصلی آغاز و بر مبنای پژوهش های بنیادی پیشین شکل گرفت. این پژوهش به دنبال بررسی چگونگی ارتباط بین کالبد و عناصر معماری باغ ایرانی استفاده شده در حیاط مدارس و آشنایی دانش آموزان با مبناء و منشأ خلقت جهت ارتقاء تربیت معنوی در کالبد فضای آموزشی دبستان ها می باشد. این پژوهش کاربردی در فرآیند دستیابی به پاسخ سؤالات پژوهش از رویکرد کیفی و کمّی استفاده کرده است. با توجه به رویکرد این پژوهش، در مرحله اول (کیفی)، سعی شده تا معیارها و اصول معماری ساختمان های آموزشی طراحی شده با تلفیق حیاط مدارس قدیم استخراج شود. در مرحله دیگر با استفاده از روش تحلیلی، معیارهای به دست آمده در مدارس ایران بررسی، و ارزش ها و راهکارهای طراحی حیاط مدارس ارزیابی و تحلیل شده است. مطالعه مشاهده ای و در عین حال تحلیلی درباره تعدادی از مدارس نمونه انجام شد که به نتیجه گیری نهایی تبیین الگو کمک کرد. یافته ها نشان می دهد وجود حیاط در مدارس با شیوه باغ ایرانی و هندسه باغچه ها به همراه حوض در آن می تواند کودکان را به سمت تربیت معنوی و ارتقاع و رشد متعالی سوق دهد.
۶۶۳.

تبیین ارزش های انسانی مرتبط با محصولات؛ راهکاری برای توسعه کیفی طراحی محصول(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۸ تعداد دانلود : ۷۷
ارزش های انسانی تنها مفهومی مرتبط با انسان ها نیست، بلکه اشیا و فناوری های پیرامونی انسان نیز در شکل گیری سیستم ارزشی انسان ها نقش مؤثری ایفا می کنند؛ هرچند توجه به اهمیت ارزش های انسانی در طراحی محصولات رو به افزایش است، حتی رویکردهای طراحی مبتنی بر ارزش روشی آگاهانه برای شناسایی ارزش های محصولات ارائه نمی دهند. با در نظر گرفتن این کمبود در طراحی حساس به ارزش، چارچوب جامع ارزش های انسانی بر پایه تحقیقات نظری و آماری گسترده شکل گرفته و حدود 200 ارزش انسانی را در 9 گروه ارزشی مرتبط با جنبه های مختلف زندگی انسان گردآوری نموده است. در مقاله حاضر با هدف مطالعه تأثیر به کارگیری این چارچوب در فرایند شناسایی ارزش های انسانی مرتبط با محصولات و فناوری های مختلف، ابتدا یک پژوهش کیفی برای آشنایی با موضوع انجام شد، سپس یک پژوهش کمی مبتنی بر پرسش نامه انجام شد که در آن شرکت کنندگان، ارزش های مرتبط با سه نمونه اسباب بازی پرطرفدار در دوره های مختلف شامل لگو، عروسک باربی و مکعب روبیک را یک بار بدون پیش زمینه و بار دیگر با واسطه گروه های ارزشی و ارزش های کلیدی چارچوب جامع ارزش های انسانی مشخص کردند. در این پژوهش از آزمون تی استیودنت برای مقایسه میانگین پاسخ شرکت کنندگان و تعیین ارزش های مؤثر برای هر اسباب بازی و نیز از تحلیل رگرسیون برای سنجش تأثیرات متغیرها با در نظر گرفتن روابط هم زمان آن ها بر یکدیگر استفاده شد. نتایج این تجربه نشان داد که به کارگیری این چارچوب برای بیان دیدگاه شرکت کنندگان در مورد ارزش های انسانی مؤثر است و نگاه ایشان را در مورد ارزش های متنوع مرتبط با جنبه های مختلف زندگی گسترش می دهد.
۶۶۴.

نقش ساختار فضایی در شکل گیری نقشه های ذهنی کاربران؛ مقایسه تطبیقی بازار سنتی تهران و ایران مال(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۵ تعداد دانلود : ۱۰۱
درک و بازنمایی فضا حاصل برهم کُنش میان ساختار کالبدی فضایی محیط و سازوکارهای شناختی کاربران است. در بستر فضاهای عمومی شهری، این تعامل نقشه های ذهنی متمایزی را شکل می دهد که بازتابی از ساختار فضایی، تجربه ادراکی و نظام های فرهنگی هر محیط اند. پژوهش با هدف تبیین نقش ساختار فضایی در شکل گیری نقشه های ذهنی کاربران، با رویکردی تطبیقی و تحلیلی–ترکیبی انجام شده است. دو فضای شهری با ویژگی های فضایی و فرهنگی متضاد، یعنی بازار سنتی تهران به عنوان نماد تداوم فضایی–تاریخی و ایران مال به مثابه بازتولید نظم فضایی مدرن، به صورت هدف مند انتخاب شدند. روش تحقیق ترکیبی (اسنادی–میدانی)، است. در بخش اسنادی، داده ها از نقشه های معماری و تحلیل پیکره بندی فضایی استخراج گردید و در بخش میدانی، از مشارکت ۶۰کاربر در رسم نقشه های ذهنی و تکمیل پرسش نامه های ادراک فضایی بهره گرفته شد. چارچوب مفهومی پژوهش بر پیوند سه متغیر «ساختار فضایی»، «خوانایی محیطی» و «بازنمایی ذهنی»، استوار است و چهار شاخص اصلی شامل «سلسله مراتب حرکتی»، «هم پیوستگی فضایی»، «نشانه های هویتی» و «جهت مندی ادراکی کاربران»، موردتحلیل قرار گرفتند. یافته ها نشان می دهد بازار سنتی تهران با ساختاری ارگانیک و چندکانونی، نقشه های ذهنی چندلایه و انعطاف پذیر ایجاد می کند، درحالی که ایران مال با سازمان دهی هندسی و مسیرهای خطی، ادراک متمرکز و کنترل شده تری از فضا را تثبیت می نماید. تحلیل تطبیقی بیانگر آن است که تفاوت در پیکره بندی فضایی، بازتاب دو الگوی متقابل در تجربه محیطی است: یکی مبتنی بر تداوم فرهنگی و خوانایی تاریخی و دیگری متکی بر نظم مدرن و کنترل ادراکی در ساختار فضاهای معاصر.
۶۶۵.

تأثیر اقتصاد دیجیتالی بر رشد سبز شهری (دوستدار محیط زیست)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۰ تعداد دانلود : ۹۹
این پژوهش با استفاده از روش شناسی ترکیبی (کمی–کیفی) و داده های پانل، به بررسی تأثیر اقتصاد دیجیتال بر رشد سبز در کلان شهرهای تهران، مشهد، اصفهان، تبریز، شیراز و کرج در بازه زمانی 2019 تا 2023 می پردازد. نمونه گیری هدفمند و بر اساس دسترسی به داده های کامل و تنوع جغرافیایی–اقتصادی انجام شده است. داده ها از منابع معتبر شامل مرکز آمار ایران، بانک مرکزی و سازمان حفاظت محیط زیست گردآوری شده اند. تحلیل داده ها با بهره گیری از مدل Super-SBM برای خروجی های نامطلوب زیست محیطی، مدل خودرگرسیون فضایی برای اثرات سرریز مکانی، و رگرسیون پانل دیتا با اثرات ثابت صورت گرفته است. نتایج نشان می دهد که اقتصاد دیجیتال از طریق کاهش ۳۰ درصدی عدم تطابق منابع و افزایش نوآوری های فناوری سبز بر رشد سبز تأثیرگذار است. مشهد و اصفهان به ترتیب با شاخص های GGI معادل 1.15 و 1.08 بهترین عملکرد را در این زمینه داشته اند، در حالی که تهران به دلیل سهم ۲۵ درصدی صنایع آلاینده، نتوانسته است به پتانسیل کامل خود دست یابد (GGI=0.92). همچنین، توسعه اقتصاد دیجیتال در تهران تأثیر مثبتی بر رشد سبز کرج و اسلام شهر داشته است. برای بهره برداری بهینه از مزایای اقتصاد دیجیتال، تدوین برنامه های تحول دیجیتال سبز، ایجاد صندوق های نوآوری سبز و طراحی چارچوب های حکمرانی منطقه ای پیشنهاد می شود. این نتایج می توانند راهگشای سیاست گذاران شهری در ایران و کشورهای در حال توسعه باشند و مسیرهای نوینی برای تحقیقات آینده در حوزه فناوری های نوین ارائه دهند.
۶۶۶.

تحلیل نشانه شناسانه تصویری آثار نقاشیخط حسین زنده رودی و حمیدرضا قلیچ خانی (بر مبنای دیدگاه رولان بارت)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷۶ تعداد دانلود : ۲۱۴
با خلق آثار نقاشیخط در مکتب سقاخانه، هنرمندانی با بهره بردن از اصول خوشنویسی به عنوان نمادی از هنرهای سنتی و نیز برگزیدن فضای هنری نوگرا، راهی تازه را در هنر مدرن تجسمی ایران گشودند . دو نمونه از آثار نقاشیخط دوره معاصر، یکی آثار حسین زنده رودی و دیگری تصاویر « هو » از حمیدرضا قلیچ خانی است. در این پژوهش با تحلیل نشانه شناسانه، به مفاهیم نوشتاری و تصویری، نوع خط و تکنیک به کار رفته و   دسته بندی اشکال و نقوش موجود در آثار این دو هنرمند پی خواهیم برد . هدف از این پژوهش مطالعه بصری آثار حسین زنده رودی و حمیدرضا قلیچ خانی است. همچنین به بررسی مفاهیم موردنظر دو هنرمند در خلق آثار و دستیابی به ساختار علمی مستحکم تر پرداخته شده که از مطالعه و دسته بندی آثار حاصل می شود و به خلق هنری آگاهانه در بین هنرمندان معاصر منجر شده است . سؤالات مطرح شده عبارتند از -۱ مفهوم نوشتار و تصویر در آثار هنرمندان مذکور از منظر نشانه شناسی تصویری چیست؟ -۲ استفاده از کدام خط و تکنیک خوشنویسی در آثار این دو هنرمند کاربرد دارد؟ -۳ اشکال موجود با رویکرد نشانه شناسی تصویری، در کدام دسته بندی قرار می گیرند؟ نوع این پژوهش بنیادی، کیفی و با روش توصیفی و تحلیل محتوا و همچنین رویکرد آن نشانه شناسی است. در گردآوری داده ها از منابع کتابخانه ای و مطالعه بصری آثار استفاده شده و چارچوب نظری آن برمبنای نشانه شناسی تصویری رولان بارت است . بررسی آثار حسین زنده رودی و حمیدرضا قلیچ خانی نشان می دهد که نظام های رمزگانی آثار، دلالت های صریح و ضمنی دارند و در مواجه با دلالت های صریح، با سطح اولیه یا بازنمودی آثار روبه رو هستیم .
۶۶۷.

تحلیل تأثیر پوشش گیاهی بر کاهش آلودگی هوا و سلامت با تأکید بر کیفیت زندگی در محدوده میدان بهارستان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۴ تعداد دانلود : ۸۷
هدف: این پژوهش با هدف بررسی روند تغییرات پوشش سبز باغ نگارستان در منطقه ۱۲ تهران طی بازه زمانی ۱۳۲۱ تا ۱۴۰۴ و ارزیابی تأثیر آن بر کیفیت هوا، شیوع بیماری های تنفسی و قلبی-عروقی، و سلامت عمومی شهروندان انجام شد. روش ها: این مطالعه با تلفیق روش های کمی و کیفی، شامل تحلیل داده های تاریخی، تصاویر ماهواره ای به کمک شبیه سازی با نرم افزار آی-تری کنوپی، و پرسشنامه های میدانی با ۳۸۴ پاسخ دهنده انجام شد. داده ها با مدل های رگرسیون خطی تحلیل شدند تا ارتباط بین پوشش سبز، کیفیت هوا، و سلامت عمومی ارزیابی شود. یافته ها: تحلیل داده های تاریخی و شبیه سازی ها نشان داد که کاهش ۶۰٪ پوشش درختی باغ نگارستان از سال ۱۳۲۱ تا ۱۳۷۸ و بهبود نسبی به ۱.۴۱ هکتار در سال ۱۴۰۴، به افزایش غلظت ذرات معلق کوچکتر از ۲.۵ میکرون و ذرات معلق کوچکتر از ۱۰ میکرون منجر شده است. پرسشنامه ها نگرانی بالای ساکنان نسبت به کاهش فضای سبز و تأثیر آن بر سلامت جسمی و روانی و تقاضای ۷۲٪ برای احیای باغ را تأیید کرد. سناریوهای افزایش ۳۵٪ و ۷۰٪ پوشش سبز به ترتیب کاهش ۲۴٪ و ۳۸٪ در غلظت ذرات معلق کوچکتر از ۲.۵ میکرون و کاهش ۱۸٪ و ۲۷٪ در نرخ مرگ ومیر را نشان داد. نتیجه گیری: پوشش سبز تاریخی مانند باغ نگارستان به عنوان زیرساخت طبیعی مقاومت پذیر نقش کلیدی در کاهش آلودگی هوا و بهبود سلامت عمومی دارد. هر ۱۰٪ افزایش پوشش سبز، نرخ مرگ ومیر را ۶٪ کاهش می دهد. این یافته ها ضرورت تلفیق سیاست های زیست محیطی و سلامت عمومی در برنامه ریزی شهری را برای احیای فضاهای سبز تاریخی و تحقق عدالت زیست محیطی برجسته می کند.  
۶۶۸.

ارتقا کیفیت محیط زندگی در خانه های سالمندان با محوریت زیست مبنا(مبتنی بر قیاس جنسیتی زن و مرد)(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۱ تعداد دانلود : ۱۶۳
گرایش ساختار جمعیتی کشور از جوان به بزرگسال، و با بالا رفتن سرعت رشد نسبی جمعیت سالمندان کشور می باشد، به ویژه اینکه فکری برای طراحی محیط های بیرونی خانه های سالمندان نشده است. مطالعات زیادی در زمینه کیفیت زندگی سالمندان انجام شده است ولی در زمینه محیط زیست و بیرونی خانه های سالمندان مطالعه ای صورت نگرفته است. هدف از این پژوهش ایجاد زیست مبنا و تاثیر مولفه های آن بر ارتقا کیفیت زندگی، زنان و مردان سالمند ساکن در خانه های سالمندان می باشد. ابتدا به بررسی تحلیل- محتوا زیست مبنا و عوامل موثر بر کیفیت زندگی سالمندان پرداخته شد. در همین راستا 120 پرسشنامه ساختار یافته در اختیار سالمندان در دو گروه پیش آزمون و پس آزمون توزیع شد. در نهایت داده های جمع آوری شده با استفاده از نسخه 28 نرم افزار SPSS و نسخه 2020 نرم افزار MAXQDA تجزیه و تحلیل شد و آماره ها و همبستگی نمونه های جفتی شاخص ها بررسی شد. روش تحقیق شامل یک روش ترکیبی پیمایشی، میدانی و آزمایشی می باشد. تحلیل داده ها با آزمون های T همبسته و تحلیل کوواریانس انجام شد. نتایج آزمون T همبسته نشان داد مولفه های زیست مبنا موجب افزایش و بهبود کیفیت محیط زیست و تمامی مولفه های آن شدند (05/0>p). نتایج آزمون تحلیل کوواریانس نشان داد میزان اثربخشی مولفه های زیست مبنا بر نمره کل کیفیت محیط زیست در دو گروه مشابه بود. اما اثر جنسیت بر دو مولفه خودکفایی و پویایی و سرزندگی تایید شد (05/0>p). طراحی محیط های مسکونی متناسب با نیازهای سالمندان نیازمند راه حل های کافی است. مردان سالمند در مولفه خودکفایی و زنان سالمند در مولفه پویایی و سرزندگی بهبود کیفیت زندگی بیشتری داشتند.
۶۶۹.

کاربردها و خواص بیوکامپوزیت های میسلیومی در تولید مصالح پایدار برای مناطق روستایی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۰ تعداد دانلود : ۱۵۸
هدف: در دهه های گذشته روستاها دچار تحولاتی شده اند که تداوم حیات آن ها را به خطر انداخته و آن را به نوع آوری، ابداع، خلق محصولات، فرایندها و روش های جدید وابسته کرده است. ازاین رو، توسعه روستاها پیوند گسترده تری با کارآفرینی پیدا کرده است و آمیختن گردشگری و کارآفرینی در راستای تولید محصولات پایدار، راهکاری منطقی است که می تواند به رشد و توسعه مناطق روستایی، گسترش آگاهی نسبت به توسعه پایدار و کاهش ردپای ساخت در زمین کمک نماید. بنابراین، هدف این مقاله معرفی بیوکامپوزیت های میسلیومی به عنوان مصالح پایدار و نحوه تولید و استفاده از آن ها در بافت های روستایی و مجموعه های گردشگری روستایی است. روش پژوهش: این پژوهش مروری است و در آن اطلاعات مرتبط با بیوکامپوزیت های میسلیومی در منابع با دسترسی آزاد بررسی شده و به شناخت، روش تولید، مزایا و معایب، ویژگی های فیزیکی آن ها پرداخته شده است. همچنین پتانسیل تولید این مواد به عنوان راهکاری برای توسعه کارآفرینی و گردشگری روستایی به عنوان راهکاری برای به کارگیری این مواد نیز موردبررسی قرار گرفته است. یافته ها: تحقیق بر کامپوزیت های میسلیومی موضوعی است که بسیاری از پتانسیل های آن ناشناخته و معایب آن حل نشده باقی مانده است، اما بااین وجود در پژوهش هایی که تاکنون صورت گرفته اطلاعات مفیدی در خصوص ویژگی های این مواد به دست آمده و تجربیات مناسبی در خصوص گام ها و عوامل مهم در تولید این مواد و همچنین قابلیت استفاده تجاری در برخی کاربری ها مانند بسته بندی، پنل های عایق، پوشش های دیوار و کف و تولید مبلمان در اختیار پژوهشگران قرار گرفته است که می تواند زمینه ای مناسب در تحقیق و به کارگیری این مواد باشد. همچنین بررسی کارآفرینی روستایی، گردشگری و پتانسیل های کشاورزی، چوب بری و پرورش قارچ، فرصت استفاده از بیوکامپوزیت های میسلیومی برای توسعه پایدار در مناطق روستایی را برجسته می سازد. نتیجه گیری: کامپوزیت های میسلیومی موادی با پتانسیل بالا هستند که در حالت اولیه، خصوصیاتی مانند فوم پلی استایرن، تخته های MDF و نئوپان دارند و مزیت اصلی آن نسبت به این مواد استفاده از مواد اولیه تجدیدپذیر، انرژی کم در پروسه تولید و عدم استفاده از مواد زیان بخش برای محیط زیست مانند پلاستیک و چسب های مصنوعی است، همچنین چالش هایی مانند پذیرش مصرف کننده، تنوع ذاتی خواص این مواد با توجه به ماهیت زیستی و نیاز به دستورالعمل های استاندارد تولید وجود دارد. بااین حال، روش های ساده تری برای تولید کامپوزیت های میسلیومی در مقیاس کارگاهی وجود دارد که می توانند در راستای توسعه پایدار و اقتصاد دورانی استفاده شوند.
۶۷۰.

تحلیل نوگرایی در ساختار پوسترهای سوگواره عاشورایی ایران از سال 1384 تا 1401(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۷ تعداد دانلود : ۲۶۰
همزمان با جنبش مدرنیته و آغاز نوگرایی در ایران تغییری در ساختار بیان روایی و بصری مضامین عاشورایی پدیدار گشت، به نحوی که هنرمندان سعی نمودند با ادغام سنت و مدرنیته این مفاهیم را در قالبی نو عرضه نمایند. پوستر به عنوان ابزاری سازگار با روح زمانه نقش مهمی در ارائه مفاهیم عاشورایی ایفا نمود. هدف از این پژوهش تحلیل و بررسی نوگرایی در ساختار پوسترهای سوگواره عاشورایی ایران می باشد. از این رو پرسشی که مطرح گردید، چگونگی تأثیر نوگرایی در تغییر ساختار بصری و روایی پوسترهای سوگواره عاشورایی است. برای دستیابی به پاسخ در این مقاله از روش توصیفی-تحلیلی استفاده شده است و یافته های پژوهش بر پایه مطالعات اسنادی و منابع کتابخانه ای مورد مطالعه قرارگرفت. بدین منظور 22 پوستر به شیوه دسترس بودن از چهارده دوره پوسترهای سوگواره عاشورایی ایران از سال 1384 تا 1401 انتخاب گردیده و داده ها به صورت جدول دسته بندی و مورد تحلیل قرار گرفته شد. نتایج مطالعات حاکی از آن است که ساختار روایی و بصری سنتی که مبتنی بر تعدّد استفاده از شمایل و نمادها قرار داشته، تحت تأثیر مدرنیته و نوگرایی ساختاری ساده و انتزاعی پیدا کرده است. لذا به واسطه این تغییر، علاوه بر نوگرایی در پوسترها و ارتقاء سطح سواد بصری مخاطب، جهت گیری تاریخی-مذهبی عاشورا تبدیل به جهت گیری تاریخی مدرن گردیده است. همچنین در بعضی موارد این ساده سازی بیش از حد، باعث تجریدی شدن پوستر شده و جنبه زیبایی و فرمالیسم بر مفاهیم عاشورایی ارجحیت یافته است.
۶۷۱.

شناسایی و تحلیل آینده پژوهانه پیامدهای آبشاری زلزله احتمالی در تهران (معرفی زنجیره های متقاطع، مخرب و پیچیده)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۲ تعداد دانلود : ۱۷۱
بیان مسئله: زلزله ها به منزله یکی از مخرب ترین بلایا، ظرفیت ایجاد پیامدهای آبشاری و زنجیره های بحرانی دارند که بر همه ابعاد مدیریت شهری تأثیر می گذارند. تهران، با جمعیت بالا، زیرساخت های آسیب پذیر و موقعیت لرزه خیز، در زمره شهرهای به شدت در معرض خطر زلزله و پیامدهای پیچیده ناشی از زلزله قرار دارد. زلزله احتمالی تهران با آثار متقاطع خود می تواند بحران های گسترده ای برای مدیریت شهری ایجاد کند. با توجه به «رویکرد چند خطر» به مخاطرات، به نظر می رسد این بحران ها، به ویژه به دلیل تعاملات پیچیده پیامدها، فراتر از آثار زیرساختی بوده و به زنجیره های مخرب تبدیل می شوند. هدف: این پژوهش به شناسایی پیامدهای زلزله تهران با لنز محیط های پیچیده شهری با رویکردی جامع و آینده نگر می پردازد. این مطالعه با تحلیل وابستگی های متقابل میان پیامدها و معرفی «زنجیره های مخرب» ناشی از آثار آبشاری، در پی ارائه بینش هایی برای بهبود تصمیم گیری در مدیریت شهری است. این پژوهش بر تحلیل زنجیره های مخرب ناشی از زلزله تمرکز دارد تا از منظر مدیریت شهری و امنیت پیش نگرانه، بینشی برای تقویت تاب آوری شهری و کاهش پیامدهای بحران ارائه دهد. روش: پژوهش با رویکرد کیفی، از کدگذاری باز، چرخ آینده و تحلیل مضمونی برای شناسایی و دسته بندی پیامدهای زلزله در حوزه های مختلف بهره می برد. همچنین، پیامدها و محرک ها با استفاده از ابزارهای متعددی شناسایی و تحلیل شده اند. یافته ها : تحلیل ها نشان دادند زلزله می تواند پیامدهایی هم پیوند در زیرساخت های  حیاتی، روان جمعی، شریان های انرژی و حوزه های اقتصادی و اجتماعی ایجاد کند. این پیامدها، با هم افزایی متقابل، زنجیره های مخربی شامل هفت حوزه امنیت زیست محیطی، زیرساخت های حساس، روان شناختی، انرژی، اقتصادی، منابع حیاتی و حکمرانی پایدار شکل می دهند. نتیجه گیری: زلزله در تهران با ایجاد «زنجیره های مخرب» پیامدهای آبشاری، بحران های چندلایه ای در ابعادی همچون زیرساختی، اقتصادی، اجتماعی و زیست محیطی رقم می زند. مدیریت مؤثر این بحران، نیازمند برنامه های جامع، تقویت شبکه های حیاتی، بهبود مدیریت ساختارهای شهری، استقرار مدیریت تاب آور شهری و هماهنگی میان نهادهای مرتبط است.
۶۷۲.

معماری مدارس آینده نگر با تأکید بر یادگیری انعطاف پذیر و فضاهای باز(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۲ تعداد دانلود : ۳۵
کودکان بخش قابل توجهی از زندگی روزمره ی خود را در مدارس ابتدایی سپری می کنند و کیفیت فضاهای آموزشی در این دوره، نقش تعیین کننده ای در فرآیند یادگیری، شکل گیری هویت و رشد شخصیتی آنان دارد. در این میان، نحوه ی سازمان دهی فضاهای آموزشی و بهره گیری از رویکردهای نوین مدیریت آموزشی و طراحی محیطی، از اهمیت ویژه ای برخوردار است. هدف این پژوهش، بررسی پیوند میان معماری منظر، طراحی پایدار و مدیریت آموزشی نوآورانه با تأکید بر یادگیری انعطاف پذیر و نقش فضاهای باز در مدارس ابتدایی است. پژوهش حاضر از نظر هدف، کاربردی و از نظر ماهیت و روش توصیفی–پیمایشی است. داده ها از طریق مطالعات کتابخانه ای، بررسی منابع اسنادی شامل کتاب ها، مقالات علمی پژوهشی ، پایگاه های اطلاعاتی معتبر و پیمایش میدانی گردآوری شده اند. پس از شناسایی و تحلیل منابع مرتبط، داده ها متناسب با پرسش های پژوهش دسته بندی، تحلیل و تفسیر گردید. یافته های پژوهش نشان می دهد که بهره گیری از فضاهای باز و انعطاف پذیر آموزشی، موجب ارتقای تعاملات اجتماعی، افزایش توانایی درک روابط پیچیده ی فردی و جمعی و تسهیل انتقال مفاهیم آموخته شده به موقعیت های واقعی زندگی می شود. همچنین، طراحی فضاهای آموزشی مبتنی بر اصول معماری منظر و پایداری، زمینه ی تقویت خلاقیت، ارتقای حس تعلق به محیط، توسعه ی ارتباطات اجتماعی غیررسمی و ایجاد تعامل معنادار با طبیعت را فراهم می سازد. نتایج این پژوهش حاکی از آن است که فضاهای باز مدارس، به عنوان محیط هایی پویا و چندبعدی، نقش مؤثری در ارتقای سلامت جسمی، روانی و اجتماعی دانش آموزان ایفا می کنند. این فضاها از طریق افزایش فعالیت بدنی، کاهش تنش های روانی، تحریک حواس و ایجاد تجربه های جمعی مبتنی بر تعامل با طبیعت و اجتماع، بستر مناسبی برای رشد همه جانبه ی کودکان فراهم می آورند.
۶۷۳.

تحلیل تناظر مفاهیم عرفانی با نقوش هندسی آمودهای معماری میراث جهانی شیخ صفی الدین اردبیلی، اردبیل، ایران

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۶ تعداد دانلود : ۷۷
مجموعه شیخ صفی الدین اردبیلی از منظر معماری اسلامی دارای اهمیتی فوق العاده است. در این بنا، تمامی فنون مختلف تزیین در هم آمیخته اند؛ از نقاشی های روی گچ گرفته تا کاشی های معرق، کاشی های منقوشِ لعاب دار و حتی کهن ترین شیوه های آجرکاری. تقدس هنر نزد معماران و هنرمندان دوره صفوی، به آفرینش شاهکارهایی در معماری انجامیده است. تأثیر آموزه های عرفانی این هنرمندان در کاربرد انواع نقوش هندسی در آثار معماری دوره صفوی نمود یافته است. ارتباط میان معانی عرفانی اعداد و اشکال هندسی و همچنین پیوند ریاضیات با سایر هنرها، در خلق آثار معماری امری اجتناب ناپذیر است. آمودهای معماری نه تنها جنبه ای تزئینی ندارند، بلکه بازتابی از جهان بینی توحیدی و تجلی عینی مفاهیم سلوکی و عارفانه اند. هدف اصلی این پژوهش، بررسی نقوش هندسی در آمودهای بقعه شیخ صفی الدین اردبیلی (با تأکید بر شناخت اشکال و اعداد) و سپس بررسی احتمال ارتباط معنایی آن ها با مضامین عرفانی است. روش تحقیق به صورت توصیفی تحلیلی و بر پایه مطالعات کتابخانه ای و برداشت های میدانی انجام گرفته است. کاربرد اعداد و نمادهای عددی در عرفان، اشاره به رمزآلود بودن عالم هستی و ارتباط معنایی میان تفکرات عرفانی، طبیعت، ریاضیات و هندسه دارد که در تزئینات معماری مجموعه شیخ صفی انعکاس یافته است. ترکیب و چرخش انواع آلات گره، موجب شکل گیری نقوش هندسی گوناگون در تزئینات معماری این مجموعه شده است. حرکت نقوش هندسی حول یک محور اصلی (مانند دایره، گنبد و اشکال دوار)، نمادی از ارتباط میان اجزاست؛ یکپارچگی و پیوستگی میان اجزا و کل بنا نیز تمثیلی از اتصال جهان هستی به عالم الهی به شمار می آید.    
۶۷۴.

واکاوی ویژگی های بصری نقوش توپی گچی در قاب های دیواری ایوان شاگرد مسجد جامع اصفهان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۰ تعداد دانلود : ۹۲
مسجد جامع اصفهان یکی از شاخص ترین نمونه های معماری اسلامی در ایران است که دربردارنده طیف متنوعی از تزئینات وابسته به دوره های مختلف تاریخی، به ویژه دوران سلجوقی و ایلخانی، می باشد. یکی از تکنیک های تزئینی برجسته در این بنا، گچ بری به شیوه توپی گچی ته آجری است که به ویژه در قاب های گچی دیواری ایوان شاگرد مشاهده می شود. با وجود پیشینه دیرینه و اهمیت فنی و بصری این نوع گچ بری، تحلیل ساختار بصری آن در منابع علمی کمتر مورد توجه قرار گرفته است. ضرورت واکاوی مؤلفه های بصری این آثار، به منظور مستندسازی هنری و آشکار ساختن الگوهای تصویری نهفته در آن ها، انگیزه شکل گیری این پژوهش بوده است. این مطالعه با هدف بررسی عناصر بصری در دو قاب گچی دیواری گچ کاری شده به شیوه توپی گچی ته آجری، واقع در معبر قوس دار جنوب شرقی ایوان شاگرد مسجد جامع اصفهان انجام گرفته است. پرسش اصلی تحقیق آن است که این نقوش و کتیبه ها از چه عناصر بصری ای تشکیل شده اند و این عناصر چگونه در ساختار ترکیب بندی، هماهنگی، ریتم و تعادل بصری اثرگذار بوده اند. روش تحقیق در این پژوهش توصیفی–تحلیلی است. داده ها به صورت کتابخانه ای و اسنادی گردآوری شده و بخش میدانی شامل مشاهده مستقیم، تهیه عکس و طراحی خطی از نقوش بوده است. تحلیل نقوش بر اساس اصول هنرهای تجسمی شامل نقطه، خط، شکل، بافت، فضا و ترکیب بندی صورت گرفته است. برای هر یک از عناصر بصری، نمونه هایی از قاب ها به صورت موردی تحلیل شده اند. نتایج پژوهش حاکی از آن است که در قاب های مورد بررسی، تنوع در نوع و جهت گیری خطوط (عمودی، مورب، منحنی، صاف)، نسبت بندی فرم ها، و تکرار الگوها موجب ایجاد نظمی ساختاری و بصری شده است. همچنین، استفاده از فضاهای منفی در ترکیب با فرم های هندسی و خطوط کوفی بنایی، باعث انسجام بصری بیشتری شده است. تضاد بین بافت نرم گچ و مصالح آجری در زمینه، جلوه ای برجسته به نقوش بخشیده و نقش نور در برجسته سازی فرم ها، به غنای بصری اثر افزوده است. تحلیل ها نشان می دهد که این گچ بری ها از نظر فنی و بصری، واجد پیچیدگی های ساختاری و ترکیبی خاصی هستند که با رعایت تناسبات و تکرار هماهنگ عناصر، نظام مندی دقیق در ترکیب بندی آن ها شکل گرفته است.
۶۷۵.

تحلیل زیست پذیری شهر چابهار با تأکید بر رویکرد توسعه شهری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵۴ تعداد دانلود : ۱۵۷
رشد شهرنشینی با تأکید بر رویکرد توسعه شهری نابسامانی های متعددی را به همراه آورده که موجب کاهش وضعیت زیست پذیری شهروندان در ابعاد محیطی، کالبدی، اقتصادی و اجتماعی شده است. زیست پذیری شهری از مفاهیم و رویکردهای اخیر جهان در چارچوب گفتمان پایداری است که در دهه ی اخیر در قلمروی شهری و در مقیاس های مختلف ، به عنوان صفت و وضعیت مطلوب و یا رویکرد و راهکار بهبود شرایط زیست در آن ها مورد توجه قرارگرفته است. به گونه ای که هم اکنون در مطالعات شهری ایران نیز، توجه به مفهوم زیست پذیری، اصول، ابعاد و شاخص های آن، هرچند به صورت محدود، مورد توجه قرارگرفته است. سه محور مورد توجه این پژوهش شناخت وضعیت موجود زیست پذیری، ابعاد و معیارهای اثرگذار و به وجود آورنده آن و بررسی پیامدها و نتایج وضعیت کنونی زیست پذیری در شهر چابهار است. هدف پژوهش تحلیل زیست پذیری شهر چابهار با رویکرد توسعه شهری است. پژوهش از نظر هدف کاربردی، از نظر ماهیت تحلیلی و از نظر روش کیفی- کمی است.روش جمع آوری داده ها کتابخانه ای است.جامعه ی آماری تحقیق را 80 نفر از کارشناسان ذی ربط شهر چابهار و اساتید جغرافیا و برنامه ریزی شهری تشکیل می دهند و تکنیکی که در این راستا استفاده شده تکنیک دلفی است. روش نمونه گیری مورد استفاده در پژوهش حاضر احتمالی و از نوع طبقه ای بوده است. ا بزار گردآوری داده ها پرسشنامه از نوع بسته است. برای تحلیل داده ها از مدل تاپسیس استفاده شده است. نتایج یافته ها نشان می دهد که متغیر اقتصادی با 967/0 امتیاز رتبه یک و متغیر کالبدی با امتیاز 914/0 رتبه دوم را به خود اختصاص دادند و متغیرهایی هستند که بیشترین تأثیر را بر سطح زیست پذیری شهر چابهار با تأکید بر توسعه شهری گذاشتند.
۶۷۶.

امکان سنجیِ تمرینات دلقک ژاک لوکوک در سایکودرام با تمرکز بر طرح واره انزوای اجتماعی جفری یانگ(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۷ تعداد دانلود : ۷۸
ژاک لوکوک به عنوان یکی از نظریه پردازان تاثیرگذار در حوزه بازیگری و به ویژه تئاتر فیزیکال در قرن بیستم شناخته می شود. یکی از پیشنهادات لوکوک برای بازیگران تمرین های دلقک است که وی از آن با عنوان دلقک شخصی یاد می کندکه بسیار متفاوت از دلقک آشنای حاضر در سیرک است. دلقک لوکوک با محوریت بخشیدن به تجربه های شخصی یا همان تجربه زیسته بازیگر، در مسیر خلق شخصیتی معاصر و رهایی بخش در کار بازیگران در هر دو ساحت تمرین و ایفای نقش های متنوع قرار می گیرد. از سوی دیگر و در حوزه روانشناسی، جفری یانگ رویکرد درمانی خود را طرحواره درمانی و یکی از طرحواره های هشتگانه در این رویکرد را طرحواره انزوای اجتماعی نام می نهد. او طرحواره درمانی و یا رفتاردرمانیِ شناختی را یکی از شیوه های موثر در درمان اختلالات شخصیت معرفی می کند. از منظر جفری یانگ طرحواره انزوای اجتماعی در یک شرح کلی به این معنا است که برخی تجربه ها باعث می شوند افراد نتوانند با دیگری رابطه خوبی داشته باشند و به همین دلیل در انزوا می روند. سایکودرام یا تئاتردرمانی روشی است که به افراد در فرایند درمان کمک می کند تا مشکلات اجتماعی و روانشناختی خود را در بافتی واقعی بازآفرینی و اجرا کرده و با پشت سر گذاشتن معضلات روانشناختی و رفتاری خود زندگی سالم تری داشته باشند. در این مقاله پرسش اصلی حول محور امکان سنجی روش دلقک لوکوک برای حوزه سایکودرام به منظور استفاده اشخاص دارای طرحواره انزوای اجتماعی شکل گرفته است و هدف از انجام پژوهش سنجش ظرفیت های دلقک ژاک لوکوک جهت به کارگیری تمرینات آن در حوزه تئاتردرمانی است. روش انجام پژوهش حاضر توصیفی- تحلیلی و روش جمع آوری داده ها کتابخانه ای است. در نهایت با توجه به روش لوکوک پنج تمرین با طرح موقعیت های سلام، آینه، افشا، برتری و منتقد برای کار با افراد موردنظر، توسط نگارندگان طراحی و پیشنهاد شده است.
۶۷۷.

مرور دامنه ای بر مطالعات دلبستگی به مکان با تأکید بر رابطه آن با حس مکان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۷ تعداد دانلود : ۱۲۸
مفاهیم حس مکان و دلبستگی به مکان به عنوان هسته مطالعاتِ پیوند عاطفی انسان با محیط اهمیت زیادی دارند. بااین حال، در ادبیات پژوهشی، ابهام مفهومی و تداخل معنایی گسترده ای میان این دو اصطلاح وجود دارد، به نحوی که غالباً به جای یکدیگر و بدون تبیین مرزهای نظری دقیق به کار برده می شوند. این سردرگمی، دقت روش شناختی و توسعه نظری در این حوزه را با چالش مواجه ساخته است. هدف و مسئله اصلی این پژوهش، دستیابی به یک چهارچوب تحلیلی شفاف از طریق مرور نظام مند است تا تفاوت ها، شباهت ها و روندهای مطالعاتی این دو مفهوم کلیدی را مشخص کند و با رفع ابهام موجود، به استحکام مبانی نظری تحقیقات آینده کمک کند. پژوهش حاضر، از رویکرد مرور دامنه ای با استفاده از استانداردهای پریزما بهره می برد. با جست وجو در پایگاه های علمی و ارزیابی کیفیت، از مجموع ۵۰۰ مقاله اولیه، تعداد ۳۶ مقاله مرتبط با تمایز مفهومی انتخاب و سپس تحت تحلیل محتوای کیفی عمیق قرار گرفتند. یافته ها نشان دادند که این دو مفهوم علاوه بر همپوشانی، دارای تفاوت های ماهوی هستند: «حس مکان» سازه ای انتزاعی، پدیدارشناسانه و فاقد ابزار سنجش مستقیم و جهانی است. در مقابل، «دلبستگی به مکان» عینی تر، ملموس تر و دارای تعاریف ثابت تر و ابزارهای اندازه گیری شفاف تری است. این تمایزها توضیح می دهد که چرا «دلبستگی به مکان» از سال ۲۰۱۶ توجه علمی بیشتری را به خود جلب کرده و در تحقیقات تجربی محبوبیت بیشتری یافته است. نتیجه گیری (بازنگری ساختاری) این مرور بر ضرورت استفاده دقیق از اصطلاحات بر اساس تفاوت های آن ها در ابعاد ذهنی در برابر عینی، قابلیت اندازه گیری و زمانمندی شکل گیری تأکید می کند. ارائه این چهارچوب مفهومی شفاف، راهنمای روش شناختی ارزشمندی برای پژوهشگران فراهم آورده و به جلوگیری از نتایج متناقض و تقویت بنیان های تئوری در مطالعات پیوند انسان و مکان یاری می رساند.
۶۷۸.

نگاهی به باغ از منظر تاریخ و باستان شناسی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۹ تعداد دانلود : ۹۵
باغسازی ریشه در هنر و باورهای ایران باستان دارد و تداوم آن در دوران اسلامی ایران بوده که در گذر زمان به جهان اسلام صادر شده است. بسیاری از باغ های دوره صفوی بر بقایای باغ های ساسانی بنا شده و سنت باغسازی ایرانی با عناصر سه گانه و مقدس آب، گیاه و نیایشگاه براساس نیایش عناصر طبیعت شکل گرفته است. به تدریج باغ مزارها و اماکن مقدس در دوران اسلامی پدید آمد. آن چه از گذشته تاکنون از باغ ایرانی-اسلامی بر جاست، شامل آب به گونه آبنما، حوض و چشمه، درختان میوه و سایه گستر و گل های زیبا، معطر و دارویی است. همچنین بنای چهارتاقی کوشک که در باغ های حکومتی به شاه نشین معروف است. بنابراین باغ ریشه مذهبی و برخاسته از باورهای مردم دارد که در دل طبیعت و پای کوه، چشمه و درختان کهنسال نیایش می کردند تاجایی که برای این عناصر مقدس نمادین قربانی ها نیز داشته اند. نیایش آناهیتا ایزدبانوی باروری و برکت و آب های پاک با نمادهای درخت و چشمه مقدس آمیخته است. تبلور دگردیسی آیین و باورهای کهن در باغ ایرانی-اسلامی مشهود است.
۶۷۹.

بررسی مؤلفه های گردشگری شهری کم کربن: رویکرد فراترکیب(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۶ تعداد دانلود : ۹۹
گردشگری شهری کم کربن به عنوان یکی از الزامات توسعه پایدار در ایران، با توجه به چالش های زیست محیطی ناشی از انتشار گازهای گلخانه ای در مقاصد شهری، از اهمیت ویژه ای برخوردار است. این نوع گردشگری به عنوان راهکاری نوین برای کاهش اثرات زیست محیطی و بهبود کیفیت زندگی ساکنان و گردشگران معرفی می شود. این پژوهش با استفاده از روش فراترکیب که رویکردی کیفی برای تلفیق و تحلیل نظام مند یافته های مطالعات پیشین است، به واکاوی مفهوم گردشگری شهری کم کربن پرداخته است. به کارگیری این روش از آن رو ضروری است که دانش موجود در این زمینه تاکنون به صورت پراکنده ارائه شده و دستیابی به یک درک جامع، منسجم و قابل اتکا برای سیاست گذاری و برنامه ریزی مؤثر، از اهمیت حیاتی برخوردار است. با توجه به فقدان رویکردهای جامع و سیستماتیک در مدیریت گردشگری کم کربن در مقاصد شهری، این مقاله می تواند گامی مؤثر در هموارسازی مسیر برای توسعه و اجرای گردشگری شهری کم کربن باشد. بنابراین هدف و سئوال این پژوهش، چیستی مؤلفه های گردشگری شهری کم کربن است تا بتوان چارچوبی جامع برای سیاست گذاری و مدیریت این نوع گردشگری در مقاصد شهری ارائه داد. چارچوب مفهومی پیشنهادی این پژوهش با بررسی 79 پژوهش در زمینه گردشگری کم کربن و مقصدهای شهری کم کربن شامل عوامل کلان (سیاست گذاری، اقتصادی، محیط زیستی، توسعه فناوری و قانونی)، عوامل خرد (شامل عرضه خدمات گردشگری کم کربن، تقاضا و مدیریت مقاصد) است. نتایج نشان می دهد که دستیابی به گردشگری کم کربن نیازمند همکاری و هماهنگی در سطوح مختلف و داشتن نگاهی سیستمی بین عوامل کلان و خرد است. این پژوهش با ارائه چارچوبی جامع، به سیاست گذاران و مدیران شهری در طراحی و اجرای برنامه های مرتبط کمک می کند و می تواند به افزایش رضایت گردشگران، کاهش اثرات زیست محیطی و تحقق توسعه پایدار در مقاصد شهری منجر شود.
۶۸۰.

بازشناخت و تحلیل سبک شناسی سردیس های منسوب به دورۀ اشکانی در موزۀ هنر جهان تهران: تأثیرات بین فرهنگی در هنر پیکرتراشی ایران باستان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۶ تعداد دانلود : ۱۳۲
دوره اشکانی، یکی از ادوار تاریخی پُر رمز و راز و در عین حال تأثیرگذار در تاریخ هنر ایران است که ویژگی بارز آن التقاط فرهنگی و هنری میان سنت های بومی و نفوذ عناصر خارجی، به ویژه هلنی، میان رودانی و آسیای شرقی می باشد. در موزه هنر جهان تهران مجموعه ای شامل هشت سردیس سنگی نگه داری می شود که به دوره اشکانی نسبت داده شده اند؛ اما فقدان مستندات دقیق، کاوش های علمی و اطلاعات باستان شناختی مربوط به محل کشف یا زمینه های فرهنگی این آثار، هویت و نسبت زمانی آن ها را با چالش مواجه کرده است. این پژوهش با رویکرد توصیفی-تحلیلی و برمبنای مقایسه تطبیقی، درپی آن است تا از خلال عناصر سبک شناختی، ویژگی های شمایل نگاری، فرم های پیکره سازی و جزئیات اجرایی، جایگاه زمانی و فرهنگی این سردیس ها را بازشناسد. یافته های پژوهش نشان می دهد که این سردیس ها ازمنظر فن ساخت، مواد به کار رفته، و ویژگی های ظاهری ازجمله: چیدمان مو، فرم چشم ها، ابعاد بینی، حالت دهان، و تزئینات سر، با نمونه هایی از نواحی مختلف قلمرو اشکانی، مانند: نسا، هترا، دورا-اوروپوس و حتی برخی مناطق شرقی، مانند بلخ، قابل مقایسه اند. به عنوان نمونه، وجود فرم چشم های بادامی و کشیده در برخی سردیس ها، مؤید تأثیرات هنر شرقی، و در مقابل حالت چهره طبیعی و موهای فرفری در نمونه های دیگر، گویای استمرار سنت های هلنیستی در بستر فرهنگی ایران است؛ هم چنین عناصر بومی ایرانی نظیر: بینی برجسته، سبیل های بلند و گونه های استخوانی، در ساخت این سردیس ها به وضوح مشاهده می شود. نتیجه گیری پژوهش بر آن است که این سردیس ها هرچند در ظاهر منسوب به دوره اشکانی هستند، اما در باطن، ترکیبی غنی از لایه های فرهنگی و هنری چندگانه را در خود دارند که بازتاب دهنده ماهیت سیال و فرامرزی هنر این دوره است. بازخوانی این آثار می تواند به درک عمیق تری از روند شکل گیری هویت تصویری ایرانی در دوران میانه تاریخ ایران و نحوه مواجهه هنرمندان آن زمان با جریان های هنری وارداتی بی انجامد.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان