فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۰۶۱ تا ۱٬۰۸۰ مورد از کل ۱٬۱۱۵ مورد.
حوزههای تخصصی:
در پژوهش حاضر شیوه حالت نمایی و نقش حروف اضافه در نشانه گذاری حالت در زبان شهمیرزادی بررسی شده است. برای تحلیل داده های زبانی براساس چارچوب نظری پژوهش، از داده های پرسشنامه تهیه شده برای این کار و همچنین داده های شهمیرزادی در پایگاه داده های اطلس زبانی ایران بهره گرفته شده است. علاوه براین برای تدقیق و محک داده ها، از منابع مکتوبِ مرتبط که دارای اطلاعات واژگانی و نحوی هستند، استفاده گردیده است. تحلیل داده ها نشان می دهد که در هر دو نوع حالتِ دستوری و معنایی در این زبان نشانه گذاری حالت با حروف اضافه صورت می گیرد. حروف اضافه در شهمیرزادی از نوع پس اضافه هستند و نشانه گذاری حالت در این زبان از نوع تحلیلی است و از وندهای تصریفی استفاده نمی شود. به عبارت دیگر در این گونه زبانی حالت های مکانی، همراهی، ابزاری و ازی با حروف اضافه وابسته یا مستقل و از سوی دیگر حالت های اضافی، به/ برایی، مفعولی و ازی (در صورتی که از صورت قدیمیِ /ǰǝn-/ استفاده شود) با حروف اضافه وابسته (پی بست) نشان داده می شوند.
بازتاب باورهای عامیانه و خرافی در شعر کلاسیک؛ با تاکید بر چشم زخم(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
گویش شناسی و فرهنگ عامه سال دوم بهار و تابستان ۱۴۰۳ شماره ۱
170 - 189
حوزههای تخصصی:
فرهنگ و ادبیات عامیانه پیشینه فرهنگی و ادبی هر ملتی است. عناصر ادبیات عامیانه داستانها، قصه ها، اسطوره ها، باورها، خرافه ها، لالایی ها، ترانه ها، فهلویات، ضرب المثل ها، چیستا ن ها و امثال اینها است که بخش عظیمی از فرهنگ و هویت یک ملت را تشکیل می دهد. باورهای عامیانه و خرافی یکی از این عناصر می باشد که در ادبیات و شعر کلاسیک هم تأثیر به سزایی داشته است. باور به چشم زخم و شورچشمی یکی از این باورها ست که در جوامع مختلف شاهد آن می باشیم. بشر از دیرباز بر این باور بوده است که چشم زخم آسیبی است که در اثر حسد و سوء نیت دیگران به انسان می رسد و در پی راهکارهایی برای دفع آن بوده است. این باور تنها خاص ایرانیان نیست؛ بلکه در بین هندیان، اعراب، یونانانیان، ایتالیایی ها، امریکاییان اروپایی تبار و ... به شدت رواج دارد. چشم زخم از مضمون هایی است که به کرات در دیوان شاعران فارسی زبان به چشم می خورد. هدف از این پژوهش آشنایی مخاطب با باورهای عامیانه از جمله چشم زخم و بازتاب آن در شعر فارسی است. با بررسی دیوان های شاعران بزرگ مشخص گردید که پدیده چشم زخم از موضوعات حائز اهمیتی است که شاعران بسیار به آن توجه کرده اند. ازآنجایی که تأثیر قرآن و حدیث بر ادب فارسی کاملاً مشهود است، نمی توان گفت چشم زخم عنصری صددرصد خرافی است.
بررسی رابطه دو زبانگی و سرمایه اجتماعی: مطالعل موردی شهروندان 18 تا 60 سال شهر کرمانشاه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
رابطه دوزبانگی و سرمایه اجتماعی موضوعی درخور توجه در پژوهش های جامعه شناسی و زبان شناسی است. هدفی که در این نوشتار دنبال می شود بررسی هم بستگی بین دو متغیر دوزبانگی و سرمایه اجتماعی است؛ دراین زمینه، این پرسش مطرح می شود: آیا دوزبانگی با سرمایه اجتماعی رابطه هم بستگی دارد؟ به بیان دیگر، آیا افراد دوزبانه از سرمایه اجتماعی بالاتری نسبت به تک زبانه ها برخوردار هستند؟ این پژوهش به روش پیمایشی درباره 385 نمونه آماری از شهروندان شهر کرمانشاه انجام شده است. روش گردآوری داده ها، پرسش نامه بوده و برای نمونه گیری از روش نمونه گیری PPS استفاده شده است. بنابر یافته های پژوهش، بین «تک زبانگی و دوزبانگی»، «دوزبانگی و چندزبانگی»، «تک زبانگی، دوزبانگی و چندزبانگی» برحسب میانگین سرمایه اجتماعی، تفاوت معنادار آماری وجود دارد. نتیجه کلی پژوهش بیانگر آن است که هم بستگی نسبتاً قوی بین دوزبانگی و سرمایه اجتماعی وجود دارد. البته معنای این رابطه آن نیست که دوزبانگی لزوماً سرمایه اجتماعی بالاتری را تضمین می کند، بلکه به این معناست که این رابطه ابزارهای زبانی و فرهنگی را در اختیار گویشوران قرار می دهد. این می تواند توسعه اجزای اصلی سرمایه اجتماعی یعنی توسعه شبکه ها و منابع اجتماعی را آسان کند.
اصطلاحات گیلکی برای چوب آلات و وسایل ساخته شده از چوب درختان جنگلی در روستای بی بالانِ گیلان(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
در هر منطقه که دارای گویش و زبان محلی خاص می باشد، به منظور تعامل و هماهنگی بین گویشوران در ارتباطات روزانه نیاز به استفاده از لغات و اصطلاحات ویژه ای می باشد که از نظر ظاهری به اصطلاحات عمومی شباهت دارد ولی از نظر فنی و تخصصی همراه خود یک پشتوانه قوی و با اصالت از تجربیات و سعی و خطاهای متفاوت گذشتگان در آن تخصص و علم که گاها می توانست منجر به از دست دادن جان عزیزی از آن ها شود را دارند. به مجموعه این اطلاعات تخصصی در گویش ها و فرهنگ های مختلف دانش بومی گفته می شود. در میان انبوه واژگان مورد استفاده در یک گویش، بسیاری از آنها به عنوان واژگان تخصصی برای یک رشته علمی خاص می تواند مورد نظر متخصصین قرار گیرد. از آنجایی که منطقه مورد مطاله در دهستان بی بالان در شرق استان گیلان و در حاشیه جنگل قرار دارد، بسیاری از واژگان تخصصی ناشی از کاربرد چوب می تواند دارای اهمیت خاص قرار گیرد. در این تحقیق اقدام به جمع آوری حدود دویست مدخل از واژگان مرتبط با چوب، وسایل چوبی و چوب آلات مورد استفاده در ساختمان سازی به صورت تخصصی و دسته بندی شده جمع آوری گردید. با ثبت این واژگان تخصصی می توان مانع از به فراموشی سپردن آنها توسط نسل کنونی که چندان علاقه ای به گویش به لهجه گیلکی به عنوان زبان مادری ندارند و حتی و نسل های آتی گردد.
معرفی کتاب «کتاب شناسی تحلیلی زبان ها و ویش های ایرانی نو»(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
گویش شناسی و فرهنگ عامه سال اول بهار و تابستان ۱۴۰۲ شماره ۱
281 - 283
حوزههای تخصصی:
معرفی کتاب شناسی تحلیلی زبان ها و گویش های ایرانی نو از لودویگ پاولدر میان کتاب های ارزشمند حوزه زبان شناسی زبان های ایرانی کتاب شناسی تحلیلی زبان ها و گویش های ایرانی نو با گنجینه ای شامل 3600 عنوان زبان شناسی و گویش شناسی زبان های ایرانی نو، قابل تقدیر و تأمل است.کتاب شناسی تحلیلی زبان ها و گویش های ایرانی نو که در سال 2022 توسط دکتر لودویک پاول (Ludwig Paul) و با همکاری پژمان فیروزبخش در آلمان به چاپ رسیده است، گنجینه ای گرانبهاست که در 444 صفحه طراحی شده است. این کتاب دربرگیرنده 3600 اثر از نویسندگان ایرانی و غیرایرانی است که از سال 1980 تاکنون در قابل کتاب و مقاله به چاپ رسیده است. خود نویسنده معتقد است که این اثر اولین گزارش جامع از تحقیقات ایرانی در این زمینه به شمار می آید و همچنین شامل آثاری است که به اصطلاحات محلی، همراه با مطالعات فولکلوریک درباره ادبیات گویشی نوشته شده است. وی همچنین بیان می کند که قابل توجه ترین مسئله درباره این کتاب، کمیتِ صِرف، کیفیت و جامعیت انتشارات فارسی در مورد زبان ها و گویش های ایرانی نو است که به ندرت کسی (از جمله نویسنده) انتظار وجود آن را داشت.دکتر پاول این کتاب را تقدیم می کند به یاد و خاطره ایرج افشار که علاقه و دانشش به امور ایرانی، دایره المعارف گونه بود و برجسته ترین و پرکارترین کتابشناس ایران بود.
جایگاه واژه های کهن در ذخیره لغوی گویش های فَلغَر(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
گویش شناسی و فرهنگ عامه سال دوم بهار و تابستان ۱۴۰۳ شماره ۱
91 - 104
حوزههای تخصصی:
تحقیق در گویش های زبان تاجیکی نشان می دهد؛ لغات ادبی کهن در گویش های جنوبی زیادتر باقی مانده اند. در این جستار، این نظر بیان می شود که نقش عناصر لغوی ادبیات کهن در بعضی از گویش های دیگر زبان تاجیکی، از جمله در گویش های بالاآب رودخانه زرافشان نیز قابل توجّه می باشد. برای نمونه چند واژه از زبان ادبی دوره کهن از گویش های منطقه فلغر را که سبب جدایی گویش های مذکور از دیگر گویش های زبان تاجیکی گردیده، بررسی می کنیم. در فلغر دایره استفاده این واژه ها نسبت به واژگان دیگر که از زبان ادبی دوران کهن به میراث مانده اند، وسیع تر است. در میان واژه های کهن ایرانی اصل ترکیب لغوی گویش های فلغر عنصرهایی به چشم می رسند که جدا از زبان فارسی و گویش های آن، با بعضی گویش های دیگر زبان تاجیکی، زبان دری و گویش های آن و زبان ادبیات دوره کهن کاربرد رایج دارند. این بررسی نشان می دهد که در گویش های فلغر همانند گویش های جنوبی زبان تاجیکی، بعضی از عنصرهای لغوی از زبان ادبیات دوره کهن به میراث مانده و ازجهت شکل و معنی از معادل دوره کهن آنها پیروی نموده اند، بعضی دیگر نیز ازلحاظ شکل و معنی تااندازه ای دور شده اند.
معرفی کتاب ایران شناسی: هویّت، فرهنگ و خلقیات ایران(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
گویش شناسی و فرهنگ عامه سال اول پاییز و زمستان ۱۴۰۲ شماره ۲
165 - 176
حوزههای تخصصی:
این جستار کتاب ایران شناسی: هویت، فرهنگ و خلقیات ایرانی نوشته زاگرس زند را معرفی می کند. مطالب کتاب در شانزده گفتارِ مفصل طرح شده است و نویسنده در پایان هر گفتار از آنچه سخن رانده، خلاصه ای و نتیجه ای هرچند کوتاه، تحت عنوان حاصلِ گفتار آورده است. زند به کتاب خود ماهیت علمی و آکادمیک بخشیده و این مهم را با پرداختن به چارچوب نظری و پیشبرد مطالب با درنظر گرفتن چنین چارچوبی و توضیح نظریه در گفتار یکم کتاب پی گرفته است. نویسنده در این کتاب مبحث هویّت ملی را با دو نگاه از درون و بیرون، از دوران باستان و با جمع آوری داده از متون اوستایی، سنگ نوشته های هخامنشی، سکه ها و معماری و ادبیات پارتی دوره اشکانیان و ادبیات کتیبه ای و سنگ نوشته های ساسانیان آغاز کرده است و این مبحث را در دوره ایران پس از اسلام با تکیه بر دوران آل بویه که ایران گرایی را با تشیع و تصوف همراه با تساهل دینی پیوند زده اند طرح کرده و سپس در دوران صفویه و بعد قاجار با تکیه بر سفرنامه هایی که از نگاه دیگری نوشته شده است توضیح داده و همچنین با توضیح نگاه از درون دو نویسنده مهم در این دوران جمالزاده و بازرگان پیش گرفته است. در گفتار پایانی با نقد نگاه ایران شناسان به شرح ارکان هویت ملی و سهم هر یک پرداخته است. واژه های کلیدی: هویت، فرهنگ، خلقیات ملی، سفرنامه، ایران شناسی، خودی، دیگری
Understanding Discoursal Causals in Persian: Evidence From Eye-Tracking(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات زبان و گویش های غرب ایران سال ۱۳ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۵۰
85 - 102
حوزههای تخصصی:
This article investigates how native Persian speakers process and comprehend affirmative and negative discoursal causal assertions. To examine this, an eye-tracking experiment was conducted with 10 male and 20 female Persian-speaking participants. The main experiment involved 32 Persian vignettes, each containing three sentences: an opening sentence, a target sentence (affirmative or negative discoursal causal), and a concluding sentence. The polarity of the target and concluding sentences was varied (affirmative vs. negative) within participants. When participants heard an affirmative discoursal causal assertion (e.g., Because my skin was dry, I applied moisturizer ), they primarily fixated on the factual phrase ("applying moisturizer"), with a fixation probability of 63%, whereas the conjectural phrase received little attention, attracting only 12% of fixation probability. A similar pattern was observed for negative assertions (e.g., Because my skin was not dry, I did not apply moisturizer ), where participants focused on the factual phrase ("not applying moisturizer"), attracting only 63% of fixations, largely ignoring the conjecture, with a fixation probability of only %19. Fixation data confirmed that factual phrases consistently received more attention than conjectural ones during early processing stages. In the final analysis, the effect of specificity on fixation patterns was tested. Results showed that specificity did not significantly influence either early attention or increased attention to factual content across polarity conditions. Overall, the findings align with Mental Model Theory, emphasizing the cognitive priority given to factual representations
بهداشت زبانی و وسواس های زبانی: بررسی گفتمان تجویزگرایی در ایران با تأکید بر سیاست های نگارشی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف بررسی گفتمان تجویزگرایی زبانی با محوریت سه حوزه اصلی سره گرایی واژگانی، درست نویسی اجباری و اصلاح خط در ایران معاصر انجام شده است. تجویزگرایی، به عنوان رویکردی تلقی می شود که بر حفظ صورت های زبانی به عنوان «گونه صحیح و معیار» و حذف گونه های دیگر به عنوان «گونه غلط و غیرمعیار» تأکید دارد. روش پژوهش به صورت کیفی-کمی است که در چهارچوب زبان شناسی اجتماعی و تحلیل گفتمان انتقادی «بهداشت زبانی» و «وسواس زبانی» را بررسی می کند. داده ها از مصوبات فرهنگستان زبان، شبکه های اجتماعی تلگرام و راهنمای نگارشی نشریات علمی در بازه زمانی (1404-1395) گردآوری شده اند. یافته ها نشان می دهند که گفتمان تجویزگرایی در ایران بیشتر از آنکه بر پایه اصول علمی و زبان شناسانه استوار باشد، در پی بازتولید ایدئولوژی غالب زبان معیار است که با رویکرد یکسان سازی زبانی، تنها به نگارش یک گونه زبانی به اصطلاح معیار در زبان فارسی مشروعیت می بخشد. در پایان تأکید می شود که پژوهش حاضر منتقد رویکردهای تجویزی به صورت قواعد سخت گیرانه و ایدئولوژیک در زبان (نه نفی قراردادهای زبانی در رسم الخط) است؛ بنابراین، پژوهش با نقد تجویزگرایی، بر لزوم پذیرش تنوع زبانی، رواداری و انعطاف پذیری در سیاست های زبانی تأکید می کند.
تحلیل انواع فرایندهای دوگان سازی کامل در گویش بلوچی سرحدی در چارچوب نظریه بهینگی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
فرآیند دوگان سازی عنوان یکی از فرایندهای واژه سازی متداول در زبان ها در حوزه صرف به شمار می رود. این فرایند در نظریه های مختلفی از جمله نظریه بهینگی تحلیل شده است. پژوهش حاضر به تحلیل انواع فرایندهای دوگان سازی کامل در گویش بلوچی سرحدی براساس گونه معیار نظریه بهینگی، که به نظریه تناظر مشهور است، می پردازد. برای این منظور، ۱۰ نفر از گویشوران کم سواد، شامل ۶ مرد و ۴ زن، در بازه سنی ۶۰ تا ۷۵ سال، به طور تصادفی از روستاهای شهرستان خاش انتخاب شدند. داده های زبانی شامل 112 دوگان ساخت با ساخت های هجایی شامل VC, CV, CVC, CVCV, CVCC, CCVC, CCVCC, CVCVCC, CVCVC, و VCVCبودند که از طریق مصاحبه با گویشوران بومی و منابع کتابخانه ای موجود در مورد گویش بلوچی سرحدی جمع آوری گردیدند. سپس دوگان ساخت های شناسایی شده براساس نوع فرایندی که در نتیجه ﺗﻌﺎﻣﻞ ﻣﺤﺪودﯾﺖ ﻫﺎی پایایی و ﻧﺸﺎﻧﺪاری صورت می گیرد، رتبه بندی شده و در تابلوهای بهینگی نمایش داده شده اند. ﻧﺘﺎﯾﺞ پژوهش نشان می دهد که فرآیند دوگان سازی کامل در این گویش در قالب دوگان سازی کامل ناافزوده، افزوده و پژواکی تحقق می یابد. دوگان سازی کامل افزوده، به نوبه خود، به صورت دوگان سازی کامل افزوده میانی با واکه بیناوند [-ɑ-]، دوگان سازی کامل افزوده میانی با بیناوندهای[-pa-] ، [-be-] ، [-ke-] و [-ta-]، دوگان سازی کامل افزوده پایانی همراه با پسوندهای [-iǝn] ، [-ok] و [-agɑ] است. دوگان سازی کامل پژواکی نیز فقط به صورت پسوندی و در قالب دوگان سازی کامل پژواکی پسوندی همراه با تغییر همخوان آغازی یا واکه پایه با درج حرف ربط [o] و دوگان سازی کامل پژواکی پسوندی همراه با تغییر همخوان آغازی یا واکه پایه بدون درج حرف ربط [o] کاربرد دارد.
Persian Vowel Harmony Without Exceptionality: A Reply to Jam [Review of the Article Vowel Harmony in Persian, by B. Jam, 2020](مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات زبان و گویش های غرب ایران سال ۱۳ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۵۰
103 - 108
حوزههای تخصصی:
Jam (2020) attempts to provide an Optimality-Theoretic analysis of Persian vowel harmony. As to cases where backness harmony does not appear to occur, his explanation appeals to Lexically Specific Constraint Theory, treating these instances as exceptional rather than systematic. In this reply, I argue that such an appeal to exceptionality is unnecessary, and I propose an alternative analysis in which regressive vowel harmony in Persian can be accounted for in a principled, unified manner without recourse to lexically indexed constraints. By introducing an appropriately formulated markedness constraint, it becomes possible to capture the full range of observed patterns while maintaining the parsimony and explanatory elegance expected of an Optimality-Theoretic framework. In addition to this central point, I identify several further weaknesses in Jam’s analysis. These include a conflation of rule ordering with constraint ranking, which obscures the theoretical distinction between derivational and constraint-based approaches, the problematic assumption that the phonological representation of loanwords should mirror their source-language forms, and the omission of critical information in both the representations and tableaux.
Toward a Phylogenetic Taxonomy of the Iranian Languages: A Focus on Kurdish Varieties and Other Related Dialects(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Because of their objective measurement and unambiguous correspondences, syntactic parameters are used as comparanda for deep comparison and relatedness of language varieties. The Parametric Comparison Method (Longobardi & Guardiano, 2009) is based on the hypothesis that syntactic parameters are appropriate traits to use as comparanda for contrastive analysis and distance measurement of language pairs and then to provide language taxonomy. This article addresses the syntactic distance and genealogical taxonomy of language varieties that are closely related genealogically, geographically, and culturally. To analyze relatedness and genealogical issues of Kurdish language varieties and the Persian language, abstract grammatical rules, modeled as syntactic parameters which are applied in the domain of determiner phrase (DP), are used as comparanda. The results show that Laki and Lori are at a close distance from Sorani, and on the other hand, Kurmanji and Kɪrdki are also close syntactically. According to the tree achieved from the syntactic distances, Kurmanji is at one end of the spectrum and Persian is at the other end. Thus, it can be concluded that some preliminary deductions regarding the phylogenetic taxonomy of the Iranian languages and dialects, with a focus on Kurdish language varieties and other related dialects, can be proposed.
مطابقه و حالت نمایی در زبان لکی کوهدشتی: مطالعه، تطبیقی ساختار نحوی با زبان های همجوار(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مطابقه، حالت نمایی و ترتیب واژه از اصلی ترین سازوکارهای بازنمایی روابط نحوی در زبان ها هستند که هر زبان بسته به ساختار رده شناختی خود، ترکیبی ویژه از آن ها را به کار می گیرد. این پژوهش با هدف توصیف و تحلیل نظام های مطابقه و حالت نمایی در زبان لکی کوهدشتی و مقایسه تطبیقی آن با لری خرم آبادی و کردی کلهری در چارچوب آراء هیگ (2008) انجام شده است. نتایج نشان می دهد که در لکی، این نظام ها ساختاری دوگانه و وابسته به زمان دستوری و گذرایی فعل دارند: در زمان غیرگذشته، مطابقه و حالت نمایی از نوع فاعلی- مفعولی است؛ به گونه ای که فاعل به صورت مستقیم و بدون نشانه حالت نما ظاهر می شود و مفعول اغلب با نشانه حالت نمای مفعولی بازنمایی می شود. در مقابل، در گذشته، الگوی مطابقه کناییِ گسسته است و فاعلِ فعل گذرا با واژه بست ضمیری بر مفعول نمایان می شود و فعل بدون نشانه گذاری شخص و شمار، به صورت سوم شخص مفرد به کار می رود. این ساختار، لکی را از کردی کلهری و لری که نظام مطابقه و حالت نمایی یکنواخت و مستقل از زمان یا گذرایی فعل دارند، متمایز می سازد. بنابراین، با وجود شباهت های سطحی، زبان لکی کوهدشتی ساختاری مستقل و منسجم دارد و نمی توان آن را گویشی وابسته یا ترکیبی از کردی و لری دانست.
استعاره های مفهومی هوش مصنوعی در رسانه های خبری فارسی زبان: تحلیل بافتی-شناختی بر اساس نظریه گسترش یافته استعاره مفهومی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زبان شناسی و گویش های خراسان سال ۱۷ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۴۰
45 - 72
حوزههای تخصصی:
این تحقیق به بررسی استعاره های به کاررفته در متون خبری دیجیتال فارسی زبان برای مفهوم سازی هوش مصنوعی پرداخت. پیکره ای کوچک از متون خبری منتشرشده در سه رسانه طی ده سال گذشته ساخته شد. منابع و متون پیکره بر اساس تناسب با اهداف تحقیق و معیار محبوبیت انتخاب شد. سپس با رویه شناسایی استعاره، استعاره های هوش مصنوعی، استخراج و بر اساس نظریه گسترش یافته استعاره مفهومی از نظر مبدأ استعاری، عوامل بافتی و فرآیندهای شناختی مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفت. تحلیل کمی با استفاده از آمار توصیفی نیز انجام شد. نتایج، کشف فرآیندهای شناختی دخیل در شکل گیری استعاره شامل انقباض و انقیاد مفهومی، مجاز و تلفیق در سطوح مختلف طرح وارگی بود. همچنین، نقش پویای تعامل عوامل بافتی و فرآیندهای شناختی برجسته شد. دستاورد مهم دیگر، پیشنهاد فرضیه درهم تنیدگی بافتی-شناختی برای تبیین تعامل پویای عوامل بافتی و فرآیندهای شناختی در پیدایش استعاره های مفهومی بود. بررسی بیشتر این فرضیه با توجه به حجم کم نمونه و ماهیت کیفی این تحقیق، تکرار تحقیق با نمونه بزرگ تر و رویکرد کمی به تحقیقات آتی پیشنهاد گردید. پیشنهاد توجه به عوامل بافتی و مفهوم سازی در کاربرد زبان برای حوزه های سیاست گذاری علم و فناوری، خبرنگاری و نگارش متون فنی پیشنهاد گردید.
بررسی تأثیر لهجه های بریتانیایی و آمریکایی بر تلفظ وام واژه های انگلیسی در زبان فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش توصیفی- تحلیلی در چارچوب نظریه بهینگی و برمبنای «انگاره دیدگاه واج شناختی»، این بود که مشخص کند دو لهجه بریتانیایی و آمریکایی چه تأثیری بر تلفظ وام واژه های انگلیسی در زبان فارسی داشته اند. به سخنی فنی تر، هدف این پژوهش که در حوزه واج شناسی وام واژه ها انجام شده تعیین میزان تأثیرگذاری این دو لهجه بر درون داد وام واژه های انگلیسی و نیز پاسخ به این پرسش بود که تلفظ این وام واژه ها در زبان فارسی با کدام لهجه زبان انگلیسی نزدیکی یا انطباق واجی بیشتری دارد. برای این پژوهش، چهار مورد از تفاوت های مهم دو لهجه بریتانیایی و آمریکایی در شیوه تلفظ واج های /r/، /oU/، /A/ و /j/ که بر تلفظ وام واژه های انگلیسی در زبان فارسی تأثیرگذارند بررسی شد تا مشخص شود چه فرایندهایی رخ داده است و چه محدودیت یا محدودیت هایی و با چه رتبه ای عامل رخداد یا عدم رخداد این فرایندها هستند. یافته ها نشان داد که درون داد وام واژه های انگلیسی در زبان فارسی در سه مورد متأثر از لهجه آمریکایی و در یک مورد تأثیرگرفته از لهجه بریتانیایی است. به همین شکل تلفظ وام واژه ها نیز در سه مورد مطابق با لهجه آمریکایی است و در یک مورد با لهجه بریتانیایی انطباق دارد.
افعال مرکب ترکیبی در بلوچی ساحلی چابهار(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مسأله پژوهش حاضر بررسی و توصیف فعل مرکب ترکیبی در بلوچی ساحلی رایج در جنوب بلوچستان ایران، براساس اجزای ساختاری تشکیل دهنده و شیوه تشکیل آنهاست. برای این منظور داده های هدف (افعال مرکب زبان بلوچی ساحلی) به کمک شم زبانی یکی از نگارندگان که خود گویشور بلوچی ساحلی است، از جلد اول فرهنگ لغت بلوچی فارسی (جهاندیده، ۱۳۹۶) استخراج و براساس حروف الفبا مرتب شد. سپس پژوهشگر داده های گردآوری شده با مصاحبه را در اختیار مشارکان پژوهش، از گویشوران بومی بلوچی ساحلی، قرار داد تا تعلق داده ها به گویش بلوچی ساحلی تأیید شود. سپس فعل های مرکب متعلق به بلوچی ساحلی باتوجه به چارچوب نظری پژوهش تجزیه وتحلیل و براساس مقوله واژگانی عنصر غیرفعلی طبقه بندی شد. نتایج به دست آمده نشان داد که در بلوچی ساحلی عناصر غیرفعلی با مقوله واژگانی اسم، صفت، اسم مفعول، قید و گروه حرف اضافه ای، با برخی از فعل های ساده ترکیب می شوند. در این بین، ترکیب اسم با فعل ساده الگوی غالب تشکیل فعل مرکب ترکیبی در بلوچی ساحلی است.
واکاوی دستگاه فعل در گویش حناشوری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زبان شناسی و گویش های خراسان سال ۱۷ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۴۰
103 - 132
حوزههای تخصصی:
حناشور از روستاهای دهستان طسوج بخشِ شنبه و طسوج از شهرستان دشتیِ استان بوشهر است. گویش حناشوری از گونه های زبانیِ فارسی استان بوشهر می باشد. مصاحبه با گویشوران اصیل، ثبت و ضبط گفتار و آوانگاری صوت ایشان، به جهت تکمیل پیکره زبانیِ پژوهش با روش های میدانی و توصیفی– تحلیلی با ابزار کتابخانه ای برای انجام این پژوهش به کار گرفته شده است و اطلاعات لازم، از همین روش ها جمع آوری، بررسی و تجزیه وتحلیل شده است. در این پژوهش، واکاوی دستگاه فعل، ویژگی های اجزای تشکیل دهنده آن و تصریف افعال در نمود، وجه و زمان های موجود در حناشوری، مورد توجّه قرار گرفته است. نتایج پژوهش، نشان می دهد صورت های فعلی، از ریشه گذشته یا غیرگذشته هستند و همچون فارسی معیار از نظر نوع، به کمکی، واژگانی و غیرشخصی طبقه بندی می شوند. صرف فعل در زمان گذشته و غیرگذشته است . ساختواژه آینده، مطابق با فارسی معیار وجود ندارد و همان فعل مضارع اخباری برای آن به کار گرفته می شود و با توجه به بافت، تمایز میان این دو، مشخّص می شود. تمامِ وجوهِ افعالِ خودایستا و ناخودایستای اخباری و غیر اخباری و نمودهای فارسی معیار در حناشوری نیز دیده می شوند. برخلاف غالب گویش های شهرستان دشتی، ویژگی کنایی در گویش حناشوری دیده نمی شود.
بررسی فرایند تکرار در گویش تالشی جنوبی (شاندرمنی) بر مبنای نظریه بهینگی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
فرایند تکرار یکی از فرایندهای زایا و زیر شاخه واژه سازی است. این فرایند به خاطر زایایی در بیشتر زبان ها وجود دارد و از دیدگاه ها و نظریه های مختلف تحلیل و تبیین شده است. یکی از این نظریه ها، نظریه بهینگی است که به دنبال کشف شباهت های زبان ها و گویش های گوناگون است. پژوهش حاضر نیز به تحلیل و توصیف فرایند تکرار در گویش تالشی جنوبی (شاندرمنی) یکی از شاخه های زبان تالشی از حوزه زبان های شمال غربی ایران در چارچوب نظریه بهینگی می پردازد. در این مطالعه روش پژوهش توصیفی-تحلیلی است و داده های زبانی از متون و واژه نامه های گویش تالشی جنوبی و همچنین گفتگوی روزمره گویشوران تالشی گردآوری شده اند. در تحلیل از شمّ زبانی یکی از مؤلفین که خود گویشور بومی است، استفاده شده است. تحلیل داده ها گویای آن است که در گویش تالشی جنوبی فرایند تکرار کامل افزوده و ناافزوده قابل مشاهده است. در ادامه محدودیت های مرتبط با هر کدام از فرایندها شناسایی شده و با توجه به الگوی ساختاری هر یک در تابلوهای بهینگی رتبه بندی شده اند. یافته های این تحقیق، کارآمدی نظریه بهینگی در تحلیل انواع فرایند تکرار را نشان می دهد. بر اساس نتایج حاصل از این پژوهش می توان پی برد که چگونه در تبیین ساخت انواع متفاوت فرایند تکرار در تالشی جنوبی از محدودیت های خاص پایایی و نشانداری، با سلسله مراتب خاص استفاده می شود.
بررسی رده شناختی ساخت ملکی در گناوه ای(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زبان شناسی و گویش های ایرانی سال ۱۰ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۱۶)
105 - 121
حوزههای تخصصی:
با توجه به کمبود پژوهش های پیشین درباره گونه گناوه ای، این مطالعه به بررسی راهبردهای ملکی سازی در این گونه زبانی، که یکی از گونه های رایج در استان بوشهر است، می پردازد. در منطقه گناوه دو گونه زبانی رایج است: گونه نخست، لری جنوبی شاخه گناوه ای است که به طایفه لرهای حیات داوودی خرم آباد بازمی گردد؛ و گونه دوم، سرخوری نام دارد که منشأ آن به گویش های بوشهری می رسد. هدف این پژوهش، تعیین نوع ساخت ملکی در این دو گونه و بررسی تعلقی یا غیرتعلقی بودن آن هاست. برای گردآوری داده ها، از ۲۱ گویشور (۱۰ نفر از گونه سرخوری و ۱۱ نفر از گونه لری گناوه ای) خواسته شد ابتدا خاطره ای تعریف کنند تا داده های زبانی طبیعی و بدون آگاهی قبلی از ساخت ملکی فراهم شود. سپس از آن ها خواسته شد عباراتی با ساخت ملکی تولید کنند. در ادامه، پس از ارائه توضیحاتی درباره ساخت ملکی، داده ها گردآوری و تحلیل شدند. نتایج نشان می دهد که در هر دو گونه زبانی مورد بررسی، از راهبردهای مجاورت، پیونده و وندافزایی برای بیان مالکیت استفاده می شود و تمایز روشنی میان ساخت های تعلقی و غیرتعلقی در این گویش ها مشاهده نمی شود.
نظام تصریفی تک بنی در زبان تالشی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تالشی از زبان های ایرانی نو در گروه شمال غربی است که در کرانه جنوب غربی دریای کاسپین، از سفیدرود در استان گیلان تا رود کُر در جمهوری آذربایجان گسترده است. در این مقاله کوشیده ایم به برخی از ویژگی های خاص فعلی این زبان، ازجمله استفاده از بن ماضی در بنای فعل امر و مضارع اخباری (آینده)، به ویژه کاربرد بن واحد و مشترک در تصریف فعل ها بپردازیم. خصوصیت اخیر را «تک بنی» نامیده ایم و سعی کرده ایم ضمن تبیین ریشه شناختی و تاریخیِ ترکیب «بن بَسِند» که در کتاب معروف به «تفسیر شُنقُشی» از ترجمه های کهن قرآن به زبان فارسی آمده است، ابهامات بخش دوم این ترکیب، یعنی بن فعلی «بَسِند» را از نظر نوع بن براساس کاربرد آن در زبان تالشی توضیح دهیم. «بَسِند» با تحلیل ریشه شناختی، بن مضارع است و در ترکیب، معنی مفعولی دارد و به عنوان بن مشترک (تک بن) در صرف تمام ساخت های فعلی زبان تالشی به کار می رود.