زبان شناسی و گویش های ایرانی
زبان شناسی و گویش های ایرانی سال 10 بهار 1404 شماره 1 (پیاپی 16) (مقاله علمی وزارت علوم)
مقالات
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر مبتنی بر رویکرد هارت (2010) است که در آن ابزارهای زبان شناسی شناختی با تحلیل گفتمان نقادانه تلفیق شده است. بر این اساس، مجاز مفهومی (ردن و کوچش، 1999) در کنار مفهوم خصومت سازی (لاکلا و موف، 2001) قرار می گیرد تا به این پرسش پاسخ داده شود که زبان شناسی شناختی چگونه می تواند به خدمت تحلیل گفتمان نقادانه درآید و تحلیلی خرد به کلان ارائه دهد. بدین منظور، پیکره ای متشکل از سخنرانی های سه رئیس جمهور ایران (سیدمحمد خاتمی، محمود احمدی نژاد و حسن روحانی) در مجمع عمومی سازمان ملل متحد از سال 1377 تا 1398 با تمرکز بر مناقشه فلسطین-اسرائیل واکاوی شد تا با استفاده از یک تحلیل سه سطحی ماهیت گفتمان هر یک از رؤسای جمهور ایران در قبال این مناقشه آشکار گردد. در این راستا، سطح خرد تحلیل روابط مجازآفرین را در بر می گیرد. در سطح میانه، تفسیری گفتمان مدار از این روابط به دست داده می شود، و در سطح کلان به تبیین نقادانه- شناختی مفاهیم خصومت سازانه میان گفتمان های رقیب پرداخته می شود. یافته های این پژوهش کارآمدی چنین تلفیقی را اثبات می کند و نشان می دهد که هر سه گفتمان مجاز را به کار می گیرند تا ابعاد خاصی از هویت برون گروه مشترک شان (اسرائیل) را در پیش زمینه قرار دهند و به این ترتیب به برجسته سازی ویژگی های منفی این دگر مشترک بپردازند. به بیان دیگر، در هر سه گفتمان از روابط مجازآفرین استفاده می شود تا رفتارهای این دگر مشترک به مثابه کلیشه های هویتی ثابت این موجودیت به تصویر کشیده شوند.
بررسی فرایند تکرار در گویش تالشی جنوبی (شاندرمنی) بر مبنای نظریه بهینگی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
فرایند تکرار یکی از فرایندهای زایا و زیر شاخه واژه سازی است. این فرایند به خاطر زایایی در بیشتر زبان ها وجود دارد و از دیدگاه ها و نظریه های مختلف تحلیل و تبیین شده است. یکی از این نظریه ها، نظریه بهینگی است که به دنبال کشف شباهت های زبان ها و گویش های گوناگون است. پژوهش حاضر نیز به تحلیل و توصیف فرایند تکرار در گویش تالشی جنوبی (شاندرمنی) یکی از شاخه های زبان تالشی از حوزه زبان های شمال غربی ایران در چارچوب نظریه بهینگی می پردازد. در این مطالعه روش پژوهش توصیفی-تحلیلی است و داده های زبانی از متون و واژه نامه های گویش تالشی جنوبی و همچنین گفتگوی روزمره گویشوران تالشی گردآوری شده اند. در تحلیل از شمّ زبانی یکی از مؤلفین که خود گویشور بومی است، استفاده شده است. تحلیل داده ها گویای آن است که در گویش تالشی جنوبی فرایند تکرار کامل افزوده و ناافزوده قابل مشاهده است. در ادامه محدودیت های مرتبط با هر کدام از فرایندها شناسایی شده و با توجه به الگوی ساختاری هر یک در تابلوهای بهینگی رتبه بندی شده اند. یافته های این تحقیق، کارآمدی نظریه بهینگی در تحلیل انواع فرایند تکرار را نشان می دهد. بر اساس نتایج حاصل از این پژوهش می توان پی برد که چگونه در تبیین ساخت انواع متفاوت فرایند تکرار در تالشی جنوبی از محدودیت های خاص پایایی و نشانداری، با سلسله مراتب خاص استفاده می شود.
تأثیر آموزه های آوایی- واجی بر مهارت های خواندن و آگاهی واج شناختی دانش آموزان کاربر سمعک(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
آگاهی واجی بر رشد مهارت خواندن مؤثر است ولی کودکان کم شنوا از دسترسی به اطلاعات شنیداری که امکان توسعه آگاهی واجی را فراهم می کند، محروم هستند. پژوهش ها نشان می دهند که با وجود اقدامات تشخیص و توانبخشی زودهنگام کم شنوایی، این گروه با ورود به دبستان، عملکرد ضعیف تری نسبت به همسالان شنوای خود در بعضی از جنبه های یادگیری و درک خواندن دارند. پژوهش حاضر در پی بررسی تأثیر آموزه های آوایی- واجی بر مهارت های خواندن و آگاهی واج شناختی این گروه از کودکان می باشد و از نوع پژوهش تک آزمودنی A-B با دوره پیگیری یک ماهه است. برنامه آموزشیِ آوایی- واجی حاوی آموزه های زنجیری و زبرزنجیری گفتار در 13جلسه تدوین شد و برای 4 آزمودنی شرکت کننده در این پژوهش، به صورت انفرادی اجرا گردید. آزمون خواندن نما و آزمون آگاهی واج شناختی ابزارهای اندازه گیری این پژوهش بودند. تعیین اثربخشی از طریق توصیفی و محاسبه درصد بهبودی در هر یک از آزمودنی ها بود. نمرات آزمون نما و آزمون آگاهی واج شناختی همه آزمودنی ها نسبت به خط پایه، سیر صعودی داشته است. بهبود هر چهار آزمودنی در آزمون های یادشده، با توجه به درصد کلی بهبودی (در بازه ی ۲۵ تا ۴۹ درصد)، موفقیت آمیز ارزیابی شده است. همچنین در مرحله پیگیری نیز ثبات مداخله حفظ شده بود. بر اساس نتایج این پژوهش، آموزش هم زمان ویژگی های زنجیری و زبرزنجیری گفتار تأثیر مثبتی بر مهارت های خواندن و آگاهی واج شناختی کودکان کم شنوا دارد. لذا ضرورت توجه به نتایج این نوع پژوهش ها در تدوین برنامه جامع برای آموزش ناشنوایان کارآمد می باشد.
تحلیل انواع فرایندهای دوگان سازی کامل در گویش بلوچی سرحدی در چارچوب نظریه بهینگی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
فرآیند دوگان سازی عنوان یکی از فرایندهای واژه سازی متداول در زبان ها در حوزه صرف به شمار می رود. این فرایند در نظریه های مختلفی از جمله نظریه بهینگی تحلیل شده است. پژوهش حاضر به تحلیل انواع فرایندهای دوگان سازی کامل در گویش بلوچی سرحدی براساس گونه معیار نظریه بهینگی، که به نظریه تناظر مشهور است، می پردازد. برای این منظور، ۱۰ نفر از گویشوران کم سواد، شامل ۶ مرد و ۴ زن، در بازه سنی ۶۰ تا ۷۵ سال، به طور تصادفی از روستاهای شهرستان خاش انتخاب شدند. داده های زبانی شامل 112 دوگان ساخت با ساخت های هجایی شامل VC, CV, CVC, CVCV, CVCC, CCVC, CCVCC, CVCVCC, CVCVC, و VCVCبودند که از طریق مصاحبه با گویشوران بومی و منابع کتابخانه ای موجود در مورد گویش بلوچی سرحدی جمع آوری گردیدند. سپس دوگان ساخت های شناسایی شده براساس نوع فرایندی که در نتیجه ﺗﻌﺎﻣﻞ ﻣﺤﺪودﯾﺖ ﻫﺎی پایایی و ﻧﺸﺎﻧﺪاری صورت می گیرد، رتبه بندی شده و در تابلوهای بهینگی نمایش داده شده اند. ﻧﺘﺎﯾﺞ پژوهش نشان می دهد که فرآیند دوگان سازی کامل در این گویش در قالب دوگان سازی کامل ناافزوده، افزوده و پژواکی تحقق می یابد. دوگان سازی کامل افزوده، به نوبه خود، به صورت دوگان سازی کامل افزوده میانی با واکه بیناوند [-ɑ-]، دوگان سازی کامل افزوده میانی با بیناوندهای[-pa-] ، [-be-] ، [-ke-] و [-ta-]، دوگان سازی کامل افزوده پایانی همراه با پسوندهای [-iǝn] ، [-ok] و [-agɑ] است. دوگان سازی کامل پژواکی نیز فقط به صورت پسوندی و در قالب دوگان سازی کامل پژواکی پسوندی همراه با تغییر همخوان آغازی یا واکه پایه با درج حرف ربط [o] و دوگان سازی کامل پژواکی پسوندی همراه با تغییر همخوان آغازی یا واکه پایه بدون درج حرف ربط [o] کاربرد دارد.
بهداشت زبانی و وسواس های زبانی: بررسی گفتمان تجویزگرایی در ایران با تأکید بر سیاست های نگارشی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف بررسی گفتمان تجویزگرایی زبانی با محوریت سه حوزه اصلی سره گرایی واژگانی، درست نویسی اجباری و اصلاح خط در ایران معاصر انجام شده است. تجویزگرایی، به عنوان رویکردی تلقی می شود که بر حفظ صورت های زبانی به عنوان «گونه صحیح و معیار» و حذف گونه های دیگر به عنوان «گونه غلط و غیرمعیار» تأکید دارد. روش پژوهش به صورت کیفی-کمی است که در چهارچوب زبان شناسی اجتماعی و تحلیل گفتمان انتقادی «بهداشت زبانی» و «وسواس زبانی» را بررسی می کند. داده ها از مصوبات فرهنگستان زبان، شبکه های اجتماعی تلگرام و راهنمای نگارشی نشریات علمی در بازه زمانی (1404-1395) گردآوری شده اند. یافته ها نشان می دهند که گفتمان تجویزگرایی در ایران بیشتر از آنکه بر پایه اصول علمی و زبان شناسانه استوار باشد، در پی بازتولید ایدئولوژی غالب زبان معیار است که با رویکرد یکسان سازی زبانی، تنها به نگارش یک گونه زبانی به اصطلاح معیار در زبان فارسی مشروعیت می بخشد. در پایان تأکید می شود که پژوهش حاضر منتقد رویکردهای تجویزی به صورت قواعد سخت گیرانه و ایدئولوژیک در زبان (نه نفی قراردادهای زبانی در رسم الخط) است؛ بنابراین، پژوهش با نقد تجویزگرایی، بر لزوم پذیرش تنوع زبانی، رواداری و انعطاف پذیری در سیاست های زبانی تأکید می کند.
بررسی رده شناختی ساخت ملکی در گناوه ای(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
با توجه به کمبود پژوهش های پیشین درباره گونه گناوه ای، این مطالعه به بررسی راهبردهای ملکی سازی در این گونه زبانی، که یکی از گونه های رایج در استان بوشهر است، می پردازد. در منطقه گناوه دو گونه زبانی رایج است: گونه نخست، لری جنوبی شاخه گناوه ای است که به طایفه لرهای حیات داوودی خرم آباد بازمی گردد؛ و گونه دوم، سرخوری نام دارد که منشأ آن به گویش های بوشهری می رسد. هدف این پژوهش، تعیین نوع ساخت ملکی در این دو گونه و بررسی تعلقی یا غیرتعلقی بودن آن هاست. برای گردآوری داده ها، از ۲۱ گویشور (۱۰ نفر از گونه سرخوری و ۱۱ نفر از گونه لری گناوه ای) خواسته شد ابتدا خاطره ای تعریف کنند تا داده های زبانی طبیعی و بدون آگاهی قبلی از ساخت ملکی فراهم شود. سپس از آن ها خواسته شد عباراتی با ساخت ملکی تولید کنند. در ادامه، پس از ارائه توضیحاتی درباره ساخت ملکی، داده ها گردآوری و تحلیل شدند. نتایج نشان می دهد که در هر دو گونه زبانی مورد بررسی، از راهبردهای مجاورت، پیونده و وندافزایی برای بیان مالکیت استفاده می شود و تمایز روشنی میان ساخت های تعلقی و غیرتعلقی در این گویش ها مشاهده نمی شود.