زبان فارسی و گویش های ایرانی
زبان فارسی و گویش های ایرانی سال 9 پاییز و زمستان 1402 شماره 2 (شماره 18) (مقاله علمی وزارت علوم)
مقالات
حوزههای تخصصی:
تالشی از زبان های ایرانی نو در گروه شمال غربی است که در کرانه جنوب غربی دریای کاسپین، از سفیدرود در استان گیلان تا رود کُر در جمهوری آذربایجان گسترده است. در این مقاله کوشیده ایم به برخی از ویژگی های خاص فعلی این زبان، ازجمله استفاده از بن ماضی در بنای فعل امر و مضارع اخباری (آینده)، به ویژه کاربرد بن واحد و مشترک در تصریف فعل ها بپردازیم. خصوصیت اخیر را «تک بنی» نامیده ایم و سعی کرده ایم ضمن تبیین ریشه شناختی و تاریخیِ ترکیب «بن بَسِند» که در کتاب معروف به «تفسیر شُنقُشی» از ترجمه های کهن قرآن به زبان فارسی آمده است، ابهامات بخش دوم این ترکیب، یعنی بن فعلی «بَسِند» را از نظر نوع بن براساس کاربرد آن در زبان تالشی توضیح دهیم. «بَسِند» با تحلیل ریشه شناختی، بن مضارع است و در ترکیب، معنی مفعولی دارد و به عنوان بن مشترک (تک بن) در صرف تمام ساخت های فعلی زبان تالشی به کار می رود.
مطابقه و حالت نمایی در زبان لکی کوهدشتی: مطالعه، تطبیقی ساختار نحوی با زبان های همجوار(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مطابقه، حالت نمایی و ترتیب واژه از اصلی ترین سازوکارهای بازنمایی روابط نحوی در زبان ها هستند که هر زبان بسته به ساختار رده شناختی خود، ترکیبی ویژه از آن ها را به کار می گیرد. این پژوهش با هدف توصیف و تحلیل نظام های مطابقه و حالت نمایی در زبان لکی کوهدشتی و مقایسه تطبیقی آن با لری خرم آبادی و کردی کلهری در چارچوب آراء هیگ (2008) انجام شده است. نتایج نشان می دهد که در لکی، این نظام ها ساختاری دوگانه و وابسته به زمان دستوری و گذرایی فعل دارند: در زمان غیرگذشته، مطابقه و حالت نمایی از نوع فاعلی- مفعولی است؛ به گونه ای که فاعل به صورت مستقیم و بدون نشانه حالت نما ظاهر می شود و مفعول اغلب با نشانه حالت نمای مفعولی بازنمایی می شود. در مقابل، در گذشته، الگوی مطابقه کناییِ گسسته است و فاعلِ فعل گذرا با واژه بست ضمیری بر مفعول نمایان می شود و فعل بدون نشانه گذاری شخص و شمار، به صورت سوم شخص مفرد به کار می رود. این ساختار، لکی را از کردی کلهری و لری که نظام مطابقه و حالت نمایی یکنواخت و مستقل از زمان یا گذرایی فعل دارند، متمایز می سازد. بنابراین، با وجود شباهت های سطحی، زبان لکی کوهدشتی ساختاری مستقل و منسجم دارد و نمی توان آن را گویشی وابسته یا ترکیبی از کردی و لری دانست.
ضمایر نکره در گونه های مختلف زبان گیلکی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر کاربرد ضمایر نکره را در گونه های مختلف زبان گیلکی، از زبان های ایرانی شمال غربی در کرانه دریای خزر بررسی می کند. ضمایر نکره مانند «کسی» عباراتی ارجاعی هستند که مصداق مشخصی در جهان خارج ندارند و نقش های مختلفی در زبان ها دارند (Croft, 2022). هدف این پژوهش پی بردن به شباهت ها و تفاوت های گویش گیلکی غربی و شرقی و مقایسه کاربرد ضمایر نکره در زبان گیلکی این دو منطقه است. بدین منظور از چهارچوب نقشه معنایی هسپلمت (1997) استفاده می شود. این چهارچوب یک الگوی همگانی است که امکان توصیف و مقایسه بینازبانی و درون زبانی را برای زبان شناسان در مطالعات رده شناختی فراهم می کند. داده های پژوهش از گفتار روزمره شش منطقه در گیلان جمع آوری شده و پس از بررسی و مقایسه آنها، نقشه معنایی پیشنهادی برای هرکدام از گویش ها ترسیم شده است. یافته ها نشان می دهد که به طورکلی کاربرد ضمایر نکره در گویش های گیلکی غربی و شرقی مشابه هستند و با وجود تفاوت اندک میان آنها، گویشوران این دو منطقه این تکواژها را نسبتا یکسان استفاده می کنند. استفاده از نقشه معنایی در مطالعات رده شناختی و گویش شناسی بسیار مفید است و می توان به کمک آن به درک عمیق تری از ساخت های نحوی و معنایی در زبان ها دست یافت.
بررسی فرایند تکرار در گویش بیرجندی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
«تکرار» نوعی فرایند ساخت واژی است که در آن، برخی از بخش های یک واژه یا کل واژه تکرار می شود و گاه با تغییر واکه میانی یا تغییر همخوان آغازین همراه است. پژوهش حاضر به بررسی انواع تکرار در گویش بیرجندی می پردازد که از گویش های کهن فارسی در مرز خاوری ایران است و به دلیل موقعیت کویری، دوری از مرکز و عدم اختلاط قومی و زبانی آن، کمتر دچار تحول گشته است. روش تحقیق، توصیفی- تحلیلی است و داده ها به دو صورت اسنادی و میدانی گردآوری شده اند. متون و واژه نامه های گویشی مرتبط و همچنین گفت وگوهای روزمره گویشوران منبع اصلی داده ها بوده اند. پژوهندگان برای اطمینان از صحت تلفظ و معنی دوگان ساخت های منتخب، اطلاعات گویشی 6 گویشور بومیِ کم سواد بالای 60 سال را در دو جنسیت با مصاحبه در نظر گرفتند. به علاوه، شم زبانی نویسندگان نیز که گویشوران بومی اند در تحلیل داده ها و برخی ملاحظات تلفظی مورد نظر بوده است. یافته ها نشان داد که همسو با فارسی معیار، انواع تکرار کامل و ناقص در گویش بیرجندی مشاهده می شود و در این میان نوع کامل ناافزوده بیشترین بسامد را دارد. همچنین مقولات دستوری اسم، صفت، نام آوا، قید و فعل به ترتیب فراوانی در فرایند تکرار شرکت داشته اند.
بررسی تأثیر لهجه های بریتانیایی و آمریکایی بر تلفظ وام واژه های انگلیسی در زبان فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش توصیفی- تحلیلی در چارچوب نظریه بهینگی و برمبنای «انگاره دیدگاه واج شناختی»، این بود که مشخص کند دو لهجه بریتانیایی و آمریکایی چه تأثیری بر تلفظ وام واژه های انگلیسی در زبان فارسی داشته اند. به سخنی فنی تر، هدف این پژوهش که در حوزه واج شناسی وام واژه ها انجام شده تعیین میزان تأثیرگذاری این دو لهجه بر درون داد وام واژه های انگلیسی و نیز پاسخ به این پرسش بود که تلفظ این وام واژه ها در زبان فارسی با کدام لهجه زبان انگلیسی نزدیکی یا انطباق واجی بیشتری دارد. برای این پژوهش، چهار مورد از تفاوت های مهم دو لهجه بریتانیایی و آمریکایی در شیوه تلفظ واج های /r/، /oU/، /A/ و /j/ که بر تلفظ وام واژه های انگلیسی در زبان فارسی تأثیرگذارند بررسی شد تا مشخص شود چه فرایندهایی رخ داده است و چه محدودیت یا محدودیت هایی و با چه رتبه ای عامل رخداد یا عدم رخداد این فرایندها هستند. یافته ها نشان داد که درون داد وام واژه های انگلیسی در زبان فارسی در سه مورد متأثر از لهجه آمریکایی و در یک مورد تأثیرگرفته از لهجه بریتانیایی است. به همین شکل تلفظ وام واژه ها نیز در سه مورد مطابق با لهجه آمریکایی است و در یک مورد با لهجه بریتانیایی انطباق دارد.
افعال مرکب ترکیبی در بلوچی ساحلی چابهار(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مسأله پژوهش حاضر بررسی و توصیف فعل مرکب ترکیبی در بلوچی ساحلی رایج در جنوب بلوچستان ایران، براساس اجزای ساختاری تشکیل دهنده و شیوه تشکیل آنهاست. برای این منظور داده های هدف (افعال مرکب زبان بلوچی ساحلی) به کمک شم زبانی یکی از نگارندگان که خود گویشور بلوچی ساحلی است، از جلد اول فرهنگ لغت بلوچی فارسی (جهاندیده، ۱۳۹۶) استخراج و براساس حروف الفبا مرتب شد. سپس پژوهشگر داده های گردآوری شده با مصاحبه را در اختیار مشارکان پژوهش، از گویشوران بومی بلوچی ساحلی، قرار داد تا تعلق داده ها به گویش بلوچی ساحلی تأیید شود. سپس فعل های مرکب متعلق به بلوچی ساحلی باتوجه به چارچوب نظری پژوهش تجزیه وتحلیل و براساس مقوله واژگانی عنصر غیرفعلی طبقه بندی شد. نتایج به دست آمده نشان داد که در بلوچی ساحلی عناصر غیرفعلی با مقوله واژگانی اسم، صفت، اسم مفعول، قید و گروه حرف اضافه ای، با برخی از فعل های ساده ترکیب می شوند. در این بین، ترکیب اسم با فعل ساده الگوی غالب تشکیل فعل مرکب ترکیبی در بلوچی ساحلی است.
نقد و بررسی اصطلاحات عرفانی در فرهنگ فارسی معین(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر نقد و بررسی کم وکیف تعاریف اصطلاحات عرفان و تصوف در فرهنگ فارسی معین است. در این فرهنگ حدود 574 اصطلاح عرفان و تصوف به اجمال تعریف شده است. دستاوردهای پژوهش نشان می دهد با وجود اینکه ذکر شیوه نامه دقیق درباره اصطلاح و اصطلاح پردازی در مقدمه مغفول مانده است؛ اما نظام آوانگاری و علامت گذاری اصطلاحات، یکدست، دقیق و علمی است. تعریفات تا حدود زیادی به دوراز عبارت پردازی های متکلفانه و نزدیک به زبان مخاطب معاصر است. فرهنگ در تعاریف، زبان مخصوص خود را دارد و خبری از ارجاعات و نقل قول های افراطی به متون منثور کهن نیست. تنها 51% از تعاریف، به صورت کوتاه، منقول از متون است. فرهنگ در تعریف اصطلاحات متکی بر متون نثر مخصوصا اصطلاح نامه ها و آثار جعفر سجادی است و شاهد مثال شعر بسیار کم رنگ و محدود است. البته نظام مدخل گزینی اصطلاحات تصوف چندان دقیق و روشن نیست و مدخل هایی هست که با وجود تعاریف عرفانی جزءِ اصطلاحات تصوف دانسته نشده اند؛ ازاین رو، پژوهشگران با رویکردی انتقادی و برپایه احصای اصطلاحات، همراه با ارائه آمار دقیق از منابع و شواهد شعری و متنی، به تحلیل کمی و کیفی اصطلاحات صوفیانه در این فرهنگ پرداخته اند.
تصحیح برخی عبارات، جملات و ابیات خیرات حسان و تکمله ای بر آن(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
خیرات حسان از آثار تذکره ای دوره قاجار است که اطلاعات فراوان تاریخی، ادبی و اجتماعی آن، اثر را به کتابی دایره المعار ف گونه تبدیل کرده است. با توجه به در دسترس نبودن نسخه چاپ سنگی اثر، چاپ و تصحیح جدیدی از آن به همت ابوالقاسم رادفر و رباب صادقی اسکویی در سال 1394ش. منتشر شد. درمجموع مشکلات این چاپ و تصحیح را در سه دسته می توان تقسیم کرد: مشکلاتی که اعتمادالسلطنه در ترجمه از ترکی یا در ضبط نام کتب و اشعار داشته و مصححان به آنها توجه نکرده اند و به نسخه چاپی فعلی راه یافته است. مشکلاتی که مصححان محترم در خواندن یا ضبط اسم ها و اشعار داشته اند؛ اشکالات تصحیح، مأخذ برخی ابیات، تصحیح بعضی ابیات ترکی، ضبط نام کتب، ضبط اعلام، برخی لغات و اصطلاحات شایان توضیح و خطاهای تایپی بحث و بررسی شده است. نبود تعلیقات در جاهایی که حتما تعلیقات نیاز بود و همچنین نداشتن فهارس لازم با توجه به احتوای اثر بر نام های مختلف اعلام، امکنه، کتب، آیات، احادیث، مثَل ها، ابیات عربی، ابیات فارسی، ابیات ترکی و لغات ترکی که راه را بر پژوهشگر متن دشوار کرده است. تصحیح این موارد با توجه به معنای لغات و اصطلاحات، قرائن ادبی، قرائن خود متن، توجه و رجوع به متن چاپ سنگی اثر، متن مشاهیرالنساء (ترکی) و در مواردی رجوع به دیوان ها و آثار شاعران و نویسندگانی بود که شعر یا نثر از آن ها در این کتاب نقل شده است. با تصحیح این اشکالات و خطاها و افزودن تعلیقات و ایضاحات، می توان نسخه منتقح تری را به مخاطبان عرضه کرد.
بررسی مقابله ای استعاره های مفهومی در ضرب المثل های حوزه حیوانات در فارسی و مازندرانی ازمنظر شناختی-فرهنگی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر می کوشد تا با تحلیل مقابله ای استعاره های مفهومی موجود در ضرب المثل های حیوانات در زبان های فارسی و مازندرانی، به بررسی تأثیر فرهنگ بر ضرب المثل های حیوانات در این دو گونه زبانی بپردازد و نشان دهد که چگونه بافت منجر به تنوع استعاره ها و درنتیجه ضرب المثل ها می گردد. بدین منظور ۱۵۶ ضرب المثل فارسی و ۲۶۴ ضرب المثل مازندرانی با روش کتابخانه ای گرد آوری شد و سپس تحلیل استعاری حیواناتی که در ضرب المثل های مازندرانی وجود داشتند، محدود شد. تحلیل ضرب المثل های گردآوری شده از منظر رویکرد شناختی-فرهنگی نشان می دهد تنوع قابل مشاهده در ضرب المثل های دو زبان گاه به دلیل تفاوت در حوزه مبدأ استعاره هستی شناختی موجود در زیربنای ضرب المثل هاست، بدین ترتیب که حوزه های مبدأ متفاوتی در دو زبان برای مفهوم سازی ویژگی انتزاعی واحدی در حوزه مقصد به کار گرفته شده است. گاه نیز تنوع موجود حاصل نگاشت حوزه مبدأ واحد، به طیفی از حوزه های مقصد متفاوت در دو زبان است. بررسی و مقایسه فراوانی نام حیوانات در ضرب المثل ها حاکی از آن است که نام اکثر حیوانات در دو زبان فراوانی متفاوتی دارد. تحلیل ها نشان می دهد این تنوعات و تفاوت ها در سطوح مختلف می تواند باتوجه به جغرافیای طبیعی و شرایط محل زندگی گویشوران هر زبان و تجربه های مشترک روزمره و سبک زندگی آنها توجیه گردد.
مطالعه سرمتنیت در ترانه های سه خشتی قوم کرمانجِ شمال خراسان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
قوم کرمانج، از ساکنان شمال خراسان و شاخه ای از قوم کرد هستند. پژوهش حاضر، به مطالعه یکی از قالب های رایج ترانه در این قوم پرداخته و با استفاده از نظریه ترامتنیت ژرار ژنت و تأکید بر سرمتنیت، گونه و ژانر ترانه ها را مطالعه کرده است. داده های کیفی با مطالعات کتابخانه ای و اسنادی یافته اندوزی شده؛ حدود ۱۴۰۰ سه خشتی که تمامی نمونه های ترجمه شده به فارسی را دربرمی گیرد. سرمتنیت در سه خشتی، در دو وجه ساختاری و محتوایی بررسی شده است. در وجه ساختاری، که به ویژگی های وزنی نظر دارد، سرمتن سه خشتی، با توجه به وزن هجایی - عددی آن، به «پهلویات» و ذیل آن، با نظر به همبستگی سه خشتی با موسیقی، به «خسروانیات» و در وجه محتوایی، با توجه به عواملی چون غلبه عاطفه و تأکید بر منِ احساسی شاعر، به «شعر غنایی» بازمی گردد.