نام آواها در گفتمان: رویکرد کاربردشناسی واژگانی مبتنی بر نظریۀ تناسب(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
اگرچه نام آواها از جهانی های زبانی به شمار می روند، این عناصر آوایی تاکنون کمتر مطالعه شده اند. در پژوهش های محدودِ پیشین، بیشتر بر تعریف نام آواها و ویژگی های صوری و ساختاری آن ها تأکید شده است؛ بررسی ابعاد معناشناختی آن ها نیز به طور عمده در چارچوب معنی شناسی و با رویکرد نمادگرایی آوایی و برپایه فرضِ وجود رابطه ای نظام مند بین صورت و معنای نام آواها انجام شده است. در پژوهش حاضر، نام آواها، به دلیل ظرفیت انتقال معانی متفاوت در فرایندِ ارتباط، پدیده هایی کاربردشناختی تلقی شده اند. این پژوهش با هدف تحلیل نام آواهای زبان فارسی در چارچوب رویکرد کاربردشناسی واژگانی مبتنی بر نظریه تناسب انجام شده است تا مشخص شود که نام آواها دقیقاً چه نوع محتوا یا مفهوم را رمزگذاری می کنند و معنای موردنظر گوینده از کاربرد نام آواها در بافت گفتمان چگونه بازیابی می شود. داده های پژوهش پیش رو نیز از فرهنگ نام آواها در زبان فارسی (وحیدیان کامیار، ۱۳۷۵) استخراج شده اند. براساس تحلیل داده های گردآوری شده، عناصر نام آوا همواره معنای زبانی رمزگذاری شده مشخص و ازپیش تعیین شده خود را منتقل نمی کنند، بلکه لازم است معنای آن ها در بافت گفتمان بازیابی شود. به بیان دیگر، تعبیر نام آواها و دستیابی به معنای موردنظر گوینده از کاربرد نام آواها در گفتمان، مستلزمِ فعال شدن فرایند ساخت مفهوم موقعیتی است. برون داد این فرایند، مفهومی موقعیتی است که با درنظرگرفتن بافت و دیگر سازه های پاره گفت و در جست وجوی تناسب شکل می گیرد و با گسترش، کاهش یا هم زمان گسترش و کاهش واژگانی معنای زبانی نام آوا همراه است.