مطالب مرتبط با کلیدواژه

فرهنگ معین


۱.

بررسی کلمات معرّب در جمهره اللغه ابن درید و تطبیق آن با لغتنامه دهخدا و فرهنگ معین(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: معربات ابن درید کلمات معرب جمهره اللغه لغتنامه دهخدا فرهنگ معین

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹۰۸ تعداد دانلود : ۶۶۳
لغت نامه جمهره اللغه پس از لغت نامه العین خلیل بن احمد، دومین لغت نامه بزرگ زبان عربی است که به سبب نگارش در عصر ترجمه، و حضور مؤلّف آن در محیط فارسی خوزستان ـ به خاطر بر عهده گرفتن دیوان فارس از سوی آل میکال ـ ، نیز آشنایی او با بسیاری از واژه های فارسی، از نظرگاه بررسی کلمات معرّب آن، اهمیت فراوان دارد. نگارنده دراین مقاله تلاش کرده است با اشاره به شیوه مؤلّف در پرداختن به این واژه ها، به بررسی تطبیقی آنها با فرهنگ های دهخدا ومعین بپردازد. حدود 380 کلمه از کلمات معرب و دخیل در جمهره اللغه آمده است که با توجه به حجم گسترده آنها، در این مقاله به معرّبات فارسی بیشتر توجّه شده است. با عنایت به اینکه بررسی عمیق تک تک معرّبات، خود مقالات متعددی را می طلبد، و از سویی محدودیت های نگارش مقاله، از ورود عمیق تر به تحلیل این واژه ها خودداری شده است.
۲.

بررسی چندوچون مصدرهای عامیانه فارسی در فرهنگ معین پریسا شکوهی

نویسنده:

کلیدواژه‌ها: دستور زبان فارسی فرهنگ معین مصدرهای عامیانه

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۱۵ تعداد دانلود : ۵۳۶
محمد معین از زحمت کش ترین و متعهدترین ادیبان معاصر ما به شمار می آید که در فرهنگ شش جلدی خود با رعایت اصول علمی و پژوهشی و با شیوه ای متفاوت به نسبت همه فرهنگ های پیش از خود، بخش قابل توجهی از واژگان و اصطلاحات و اعلام را ثبت و ضبط کرد. این مقاله در پی بحث درباره چندوچون مصدرها (افعال) عامیانه ای است که درفرهنگ معین ثبت شده اند. در همه پژوهش هایی که به حوزه ادبیات و زبان عامیانه وابسته است مهم ترین مانع، ملاک تشخیص «عامیانه بودن» است. در این مقاله، نگارندگان ملاک را تشخیص خود مرحوم معین که بی تردید از صاحب نظرترین افراد در این شاخه بود، گذاشتند؛ به عبارتی دیگر، هر مصدری که مرحوم معین در برابر آن نشانه کوتاه شده «عم» را گذاشته بود، استخراج کردیم و در مرحله بعد براساس منابع دستوری آن ها را به هشت دسته تقسیم نمودیم. درپایان، مصادیق هر دسته در قالب جدول هایی ارائه شده اند.
۳.

تصویرگری در فرهنگ نویسی: به سوی رده شناسی دستوری - معنایی تصاویر در فرهنگ های یک زبانه فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: فرهنگ نویسی فرهنگ های یک زبانه تصویرگری در فرهنگ فرهنگ عمید فرهنگ معین فرهنگ بزرگ سخن

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۴۹ تعداد دانلود : ۳۴۴
یکی از روش های شفاف سازی معنا در فرهنگ نویسی استفاده از تصاویر است. مقاله حاضر بر آن است تا با بررسی مدخل های مصور سه فرهنگ یک زبانه فارسی از منظر دستوری و معنایی به الگوی رده شناختی تصویرگری در این فرهنگ ها دست یابد. این پژوهش با تکیه بر طبقه بندی اشتاین ( 1991 ) با به کارگیری روشی تحلیلی توصیفی، شیوه های تصویرگری در فرهنگ عمید ، فرهنگ معین و فرهنگ بزرگ سخن را مطالعه کرده و انواع تصاویر این فرهنگ ها را به لحاظ حوزه معنایی و هویت دستوری سرمدخل، ویژگی های دیداری تصاویر و محل درج آن ها واکاوی کرده است. به این منظور، تحلیل پیکره بنیادی صورت گرفت تا به این پرسش ها پاسخ داده شود که چه مدخل هایی بیشتر مصور شده اند و چگونه می توان کارآمدی تصاویر در فرهنگ های لغت را افزایش داد. نتایج تحلیل توصیفی داده ها حاکی از آن است که مهم ترین عامل در افزایش کارکردهای ارتباطی تصاویر، بومی سازی، بافت مند کردن تصاویر و ارجاع درست آن ها به سرمدخلشان است که گاه با محل درج مناسب و گاه به واسطه شرح تصویر میسر می شود. همچنین مشخص شد که اسامی ذات در هر سه فرهنگ بیشترین تصاویر را به خود اختصاص داده اند . این پژوهش نشان می دهد که تحلیل رده شناختی تصاویر فرهنگ های یک زبانه فارسی امکان درک بهتر ساختار تصویرگری در این فرهنگ ها را فراهم آورده و برنامه ریزی برای جنبه های دیداری نسل نوین فرهنگ نویسی یک زبانه فارسی را تسهیل می سازد.
۴.

نقد و بررسی اصطلاحات عرفانی در فرهنگ فارسی معین(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: فرهنگ معین اصطلاح عرفان و تصوف

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۰ تعداد دانلود : ۲۸
پژوهش حاضر نقد و بررسی کم وکیف تعاریف اصطلاحات عرفان و تصوف در فرهنگ فارسی معین است. در این فرهنگ حدود 574 اصطلاح عرفان و تصوف به اجمال تعریف شده است. دستاوردهای پژوهش نشان می دهد با وجود اینکه ذکر شیوه نامه دقیق درباره اصطلاح و اصطلاح پردازی در مقدمه مغفول مانده است؛ اما نظام آوانگاری و علامت گذاری اصطلاحات، یکدست، دقیق و علمی است. تعریفات تا حدود زیادی به دوراز عبارت پردازی های متکلفانه و نزدیک به زبان مخاطب معاصر است. فرهنگ در تعاریف، زبان مخصوص خود را دارد و خبری از ارجاعات و نقل قول های افراطی به متون منثور کهن نیست. تنها 51% از تعاریف، به صورت کوتاه، منقول از متون است. فرهنگ در تعریف اصطلاحات متکی بر متون نثر مخصوصا اصطلاح نامه ها و آثار جعفر سجادی است و شاهد مثال شعر بسیار کم رنگ و محدود است. البته نظام مدخل گزینی اصطلاحات تصوف چندان دقیق و روشن نیست و مدخل هایی هست که با وجود تعاریف عرفانی جزءِ اصطلاحات تصوف دانسته نشده اند؛ ازاین رو، پژوهشگران با رویکردی انتقادی و برپایه احصای اصطلاحات، همراه با ارائه آمار دقیق از منابع و شواهد شعری و متنی، به تحلیل کمی و کیفی اصطلاحات صوفیانه در این فرهنگ پرداخته اند.